منابع پایان نامه ارشد درباره پیشگیری از معلولیت و فرایند ارتباطات

خانواده های دارای فرزند معلول از نظر عملکردی و سازگاری نسبت به خانواده های فاقد چنین فرزندانی دچار ضعف و نارسایی هستند، بنابراین این خانواده ها به خدمات توانبخشی، آموزشی و حمایت های روانی و مالی نیاز دارند( احمدی،1390). خدمات توانبخشی، به مجموعه اقدامات آموزشی، حرفه ای و اجتماعی گفته می شود که موجبات استقلال نسبی افراد را فراهم می کند و سبب بازگشت مجدد آنان به جامعه و استفاده مساوی از فرصت های جامعه می شود، لذا ضرورت برنامه ریزی جهت پیشگیری از معلولیت و فراهم آوردن امکانات توانبخشی در صورت بروز معلولیت مشخص می باشد.
اکثر تحقیقاتی که در گذشته در رابطه با معلولیت صورت گرفته است پیرامون تاثیراتی است که معلولیت بر خانواده و جامعه گذاشته است و از آنجاییکه بازتوانی فرزند کم توان هوشی ممکن است به طور غیر مستقیم بر عملکرد و سازگاری خانواده تاثیر گذار باشد، بنابراین در این تحقیق به بررسی مقایسه ای عملکرد وسازگاری خانواده های دارای نوجوان کم توان هوشی استفاده کننده از خدمات توانبخشی روزانه و خانواده هایی که از این خدمات استفاده نمی کنند پرداخته شده است.
بیان مساله
خانواده یک نظام اجتماعی است که اختلال در هر یک از اجزا و اعضای آن کل نظام را مختل می کند و این نظام مختل شده به نوبه خود اختلالات مربوط به اعضا را تشدید و مشکلات جدیدی را ایجاد می کند. با این نگرش، معلولیت یکی از فرزندان بر تمامی خانواده و کارکردهای مختلف آن و بر یکایک اعضاء تاثیر غالبا منفی باقی می گذارد. به عبارت دیگر معلولیت فرزندی در خانواده، مانع از آن می شود که خانواده بتواند کارکرد های متعارف خود را به نحو مطلوب داشته باشد. از جمله این کارکرد ها تامین موجبات رشد و پرورش شخصیت فرزندان، تامین محیطی دلپذیر برای اعضاء و ایجاد پایگاهی برای برقراری روابط اجتماعی خانواده با دیگران می باشد(ناصر شریعتی و داور منش،1374 ص117-116).
حضور كودك کم توان هوشی در هر خانواده ساختار آن خانواده را تحت تاثير قرار مي‌دهد و سلامت رواني خانواده به خصوص والدين را تحت الشعاع قرار مي‌دهد، كودك بر اثر تعارض‌هاي شديد ميان اعضاي خانواده، كل خانواده را درگیر بحران مي‌كند(بکمن، 1991 سینگر واوروين 1989). فابر (1975) خاطر نشان کرد که در اثر وجود کودک کم توان هوشی انواع فشار های زیر به والدین و سایر اعضای خانواده تحمیل می شود:
1)به تعویق افتادن تحول روانی سایر فرزندان
2) محدود شدن پیشرفت خانواده
3) وقوع بحران هایی مانند مشکلات زناشویی،طلاق و افسردگی والدین
4) بروز احساساتی از قبیل خشم، نا امیدی و احساس گناه( ترنبول و ترنبول، 1990 به نقل از شریفی درآمدی ص64).
خانواده ها و عملكرد آنها به مثابه اصلي ترين پايگاههاي رشد و شكوفايي شخصيت و پرورش مهارتهاي اجتماعي كودكان و نوجوانان، اساسي ترين سهم را در سلامت و اعتلاي جوامع بشري به عهده دارند(احدی،1372). بر اساس ديدگاه مك مستر زمانی كه مجموع ابعاد عملكرد خانواده در شرايط مناسبي باشند، عملكرد كلي خانواده نیز در شرايطی مطلوب و كارآمد قرار خواهد داشت. مدل مک مستر راه مفيدي براي بررسي خانواده ها ارائه مي دهد و بر رويكرد نظام دار استوار است. اين رويكرد شش جنبه كاركرد خانواده را مدنظر قرار مي دهد:
1.حل مسئله:
شامل توانايي خانواده در حل مشكلات تا حدي كه بتواند كارايي مؤثري داشته باشد. اين بعد شامل هفت مرحله مي باشد:1. شناسايي مشكل 2. مشكل را به اطلاع منابع يا افراد ذيربط رساندن 3. چاره انديشي براي چند راه حل 4. تصميم در مورد يك راه حل علمي 5. اجرا و عمل نمودن به تصميم 6.كنترل اجرايي 7.ارزشيابي ميزان موفقيت راه حل به كار گرفته شده .هرگاه هفت مرحله خوب پيش رود، مشكل به مؤثرترين شكل حل مي شود.
2.ارتباط:
اين بعد به توانايي خانواده در تبادل اطلاعات مربوط مي شود. عناصر ارتباط را می توان به شرح زیر بیان کرد:کانال، زمینه، محیط، پس خورد، تداخل امواج، پیغام، دریافت کننده، پردازش و منبع. فرایند ارتباطات به انسان ها اجازه می دهد تا تجارب و دانش خود را در زمینه های مختلف به اشتراک بگذارند.
3.نقشها:
به الگوهاي تكراري رفتار افراد خانواده اتلاق مي شود. الگوهايي كه اعضا توسط آن كاركردهاي خانواده را محقق مي سازند. به عبارت ديگر، به رفتارهاي توصيه شده و تكراري موجود در مجموعه اي از فعاليتهاي دو جانبه با ساير اعضاي خانواده گفته مي شود. به اعتقاد آنان اداي وظايف مستلزم تخصيص نقش مناسب به افراد مي باشد تا اعضاي خانواده امور خواسته شده را طبق نقشهاي تفويض شده انجام دهند.
4.پاسخگويي عاطفي:
چگونگي واكنش عاطفي خانواده در روابط خويش، در اين بعد مورد مطالعه قرار مي گيرد و اينكه آيا اعضاي خانواده توانايي ابراز عواطف مختلف را دارد يا خير.
5.دخالت عاطفي:
در اين بعد به تشريح نوع مشاركت و درگير بودن اعضاي خانواده با يكديگر به لحاظ عاطفي پرداخته مي شود.
6.كنترل رفتار:
شامل قواعديست كه خانواده بر اساس آنها گذران امور مي كند و نيز شامل ميزان تأثيري كه اعضاي خانواده به يكديگر دارند.
اين طرح با كاركرد فعلي خانواده سر و كار دارد نه با رشد قبلي يا مرحله تحولي كنوني آن و شيوه سنجش خانواده در اين مدل به سبك مشكل محور است) باركر،1999(.