منبع مقاله درمورد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و راهبردهای یادگیری خودتنظیم

پژوهشی تحت عنوان «نقش واسطه‌ای هیجان‌های تحصیلی در رابطه بین اهداف پیشرفت و پیشرفت تحصیلی (آزمون مدل علّی)» توسط صمدیه در سال 1392 انجام شد که نمونه آن 416 نفر از دانشآموزان دبیرستانهای شهرستان نیشابور بود. هدف از این پژوهش بررسی و مقایسه نقش اهداف پیشرفت و هیجانهای تحصیلی در عملکرد تحصیلی دانشآموزان سال سوم دبیرستان در رشتههای ریاضی- فیزیک و علوم انسانی بود. نمونهگیری بصورت چندمرحلهی بوده و نتایج نشان داد که اهداف تبحری و رویکرد- عملکرد با هیجانهای مثبت و پیشرفت تحصیلی ارتباط مستقیم معناداری داشت، در حالی که اهداف اجتناب- عملکرد با هیجانهای منفی ارتباط مثبت، اما با پیشرفت تحصیلی ارتباط منفی داشت.اهداف تبحری از طریق هیجانهای مثبت بر پیشرفت تحصیلی اثر غیر مستقیم نشان داد. اهداف رویکرد- عملکرد نیز از طریق هیجانهای مثبت بر پیشرفت تحصیلی اثر مثبت نشان داد. اهداف اجتناب- عملکرد هم از طریق هیجانهای منفی بر پیشرفت تحصیلی اثر منفی نشان داد. در مجموع یافتهها نقش اهداف پیشرفت و هیجانهای تحصیلی در پیشرفت تحصیلی را مورد تاکید قرار دادند.
در پژوهشی انجام شده در سال 1391، توسط برزگر، دلاور و احدی، هدف از انجام پژوهش، بررسی نقش واسطهای الگوی چهاربخشی هدفهای پیشرفت و راهبردهای شناختی در رابطه بین
نظریههای ضمنی هوش و پیشرفت تحصیلی در قالب یک مدل علی بوده است. بدین منظور یک گروه 261 نفری (195 نفر دختر و 66 نفر پسر) از دانشجویان روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی مرودشت از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و مقیاس نظریههای ضمنی هوش (عبدالفتاح، 2010)، مقیاس
جهتگیری هدف (الیوت و مک گریگور، 2001)، و مقیاس راهبردهای انگیزشی و یادگیری
(پینتریچ، 1988) اجرا گردید. نتایج نشان دادند که نظریه ذاتی از راه هدفهای عملکردی (گرایش و اجتناب) با راهبردهای سطحی رابطهای مثبت و معنیدار دارد و با پیشرفت رابطهای منفی و معنی دار دارد و نظریه افزایشی از راه هدف تسلطی اجتناب با راهبرد تنظیم تلاش و از راه هدف تسلطی گرایش روی راهبرد عمیق و از آن راه با پیشرفت رابطه مثبت دارد. شاخصهای مدل نشان دادند که مدل مفهومی پیشنهادی از برازندگی لازم برخوردار است.
پژوهش دیگری در سال 1391، توسط سواری و نیسی با هدف بررسی ارتباط خودتنظیمی تحصیلی و خوداثربخشی با گرایش به تکالیف درسی، انجام شد. دانش آموزان دختر و پسر آموزش و پرورش ناحیه یک اهواز جامعه آماری تحقیق را تشکیل دادند که از بین آنها 150نفر (70 پسر و 80 دختر) به شیوه تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای محققساخته راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی، گرایش به تکالیف درسی و خوداثربخشی اولندیک (1984) استفاده شد. تحلیل دادهها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه صورت گرفت. یافتهها نشان داد که بین خودتنظیمی تحصیلی و خوداثربخشی باگرایش به تکالیف درسی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد.رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین دو متغیر پیش بین، فقط خودتنظیمی تحصیلی توانست گرایش به انجام تکالیف درسی را پیشبینی کند. تحقیق مذکور نشان داد که از طریق خودتنظیمی تحصیلی میتوان گرایش به تکالیف درسی را پیشبینی کرد.
ویسانی، لواسانی و اژه‌ای (1391) در تحقیق خود تحت عنوان «نقش اهداف پیشرفت، انگیزش تحصیلی و راهبردهای‌ یادگیری بر اضطراب آمار (آزمون مدل علّی)» به بررسی 345 دانشجوی کارشناسی دانشکده‌های روان‌شناسی دانشگاه‌های دولتی شهر تهران در نیمسال دوم 89- 1388 که در کلاس آمار توصیفی و‌ یا آمار استنباطی مشغول به تحصیل بوده‌اند، پرداخته‌اند. نتایج به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مسیر نشان داد که متغیر برون‌زای اهداف تبحری اثر مستقیم معناداری بر اضطراب آمار دارد. اثر مستقیم اهداف رویکرد- عملکرد و اجتناب- عملکرد بر اضطراب آمار معنادار نبود و این متغیرها فقط با واسطه انگیزش بیرونی و راهبردهای شناختی بر اضطراب آمار تأثیر می‌گذارند. اثر مستقیم متغیرهای برون‌زای اهداف تبحری و اهداف رویکرد- عملکرد به‌ ترتیب بر انگیزش درونی و انگیزش بیرونی معنادار بودند. در مجموع ‌یافته‌ها نشان می‌دهند که اهداف پیشرفت بیش‌تر با واسطه انگیزش تحصیلی و راهبردهای‌ یادگیری بر اضطراب آمار تأثیر می‌گذارند.
در سال 1391، پژوهشی توسط بخشی و آهنچیان با هدف بررسی نقش تفکر انتقادی و راهبردهای خودتنظیمی یادگیری در پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری و ارائه الگوی پیشبینی پیشرفت تحصیلی انجام شد. پژوهش به روش توصیفی مقطعی و بر روی 104 نفر از دانشجویان انجام شد. نمونهگیری تصادفی طبقهای بود و نتایج رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس چند متغیره و تحلیل کوواریانس نشان دادکه معدل دیپلم و راهبردهای خودتنظیمی یادگیری دانشجویان پرستاری در پیشرفت تحصیلی آنها نقش داشته است.
“اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری بر پیشرفت تحصیلی: پژوهش فراتحلیلی با تاکید بر نقش تعدیل کننده جنسیت” عنوان پژوهش انجام شده در سال 1391، توسط عرفانی آداب ، مصرآبادی و زوار است که این پژوهش با بهرهگیری از روش فراتحلیل به ترکیب نتایج کمی حاصل از پژوهشهای مختلف در مورد روابط علی راهبردهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی پرداخته است. جهت نیل به این هدف در پژوهش حاضر از یافتههای کمی 28 پژوهش استفاده شد که از این مطالعات 53 اندازه اثر محاسبه گردید. نتایج ترکیبی نشان دادند آموزش راهبرهای یادگیری در هر دو گروه فراگیران دختر و پسر تاثیر معنادار و بزرگی بر پیشرفت تحصیلی آنها داشته است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که جنسیت نقش تعدیل کننده بر روابط بین آموزش راهبردهای یادگیری بر پیشرفت تحصیلی ندارد. با توجه به نتایج فراتحلیل در مورد اندازه اثر بزرگ آموزش راهبردهای یادگیری بر پیشرفت تحصیلی و نیز مبانی نظری موجود همچون نظریه فراشناخت و پردازش اطلاعات میتوان به این نتیجه رسیدکه آموزش این راهبردها میتواند به بهبود شاخصهای پیشرفت تحصیلی فراگیران کمک کند.
نتیجه پژوهش جعفرطباطبایی، بنی جمالی، احدی و خامسان (1391)، با موضوع «تاثیر آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر پیشرفت تحصیلی و اضطراب دانشجویان روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند»، نشان داد پیشرفت تحصیلی دانشجویان با اضطراب رابطه مستقیمی دارد، بنابراین آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی جهت پیشرفت تحصیلی پیشنهاد شده است. پژوهش از نوع آزمایشی و به صورت دو گروه آزمایشی و گواه انجام شد و ابزار مورد استفاده برای ارزیابی اضطراب و پیشرفت تحصیلی، آزمون بک و معدل کل بود و آزمونهای آماری تی مستقل و وابسته، مجذور کای و کوواریانس در سطح معناداری (p˂0.05) تجزیه و تحلیل شدند.
پژوهشی در سال 1391، تحت عنوان «رابطه خودپنداره تحصیلی، هیجانهای تحصیلی مثبت و منفی با یادگیری خودگردان » توسط نیکدل، کدیور، فرزاد، عربزاده و کاووسیان انجام شد. هدف از این پژوهش، تعیین رابطه خودپنداره تحصیلی، هیجانهای تحصیلی مثبت ( لذت و امیدواری) و منفی
(اضطراب، عصبانیت و خستگی) با یادگیری خودگردان در دانشآموزان بود. روش پژوهش همبستگش و جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر و پسر دبیرستانهای دولتی و غیردولتی متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 88-89 بود که 840 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و به پرسشنامه خودپنداره تحصیلی مارش، پرسشنامه هیجانهای تحصیلی پکران گواتز و فرنزل و پرسشنامه راهبردهای یادگیری پنتریچ و دیگروت پاسخ دادند. دادهها با استفاده از ضزیب همبستگی پیرسون و تحلیل گام به گام رگرسیون چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که هیجانهای تحصیلی قادر به پیشبینی یادگیری خودگردان هستند که از میان آنها متغیر خستگی از کلاس بالاترین قدرت پیشبینی کنندگی را دارد.
کدیور، فرزاد و دستا در سال 1391 پژوهشی با هدف بررسی نقش اهداف پیشرفت و راهبردهای خودتنظیمی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانشآموزان با توجه به نقش جنسیت انجام دادند.435
دانشآموز (220 پسر و 215 دختر) پایه اول دبیرستانهای شهریزد با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از دو پرسشنامه اهداف پیشرفت و راهبردهای خودتنظیمی استفاده شد. پیشرفت تحصیلی ریاضی با نمره پایان سال درس ریاضی آنـها سنجیده شد. یافتهها نشان داد که دختران دارای اهداف گرایش به تسلط و پسران دارای اهداف گرایش به عملکرد بیشتری بودند. تاثیر اهداف اجتناب از تسلط تنها در الگوی پسران معنادار و ضریب مسیر اهداف اجتناب از عملکرد بر راهبردهای انگیزشی و پیشرفت تحصیلی غیرمعنادار بهدست آمد و تنها اثر مستقیم متغیری که بر پیشرفت تحصیلی ریاضی معنادار بهدست آمد راهبردهای انگیزشی بودند.
پیشبینی پیشرفت تحصیلی از روی خودکارآمدی، خودتنظیمی و خلاقیت دانشجویان دانشگاه آزاد رودهن در سال تحصیلی 90-91 ، عنوان پژوهشی است که در سال 1391 ، توسط حسنپاشا شریفی، نسترن شریفی و تنگستانی انجام شد. گروه نمونه از بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن با روش تصادفی طبقهای انتخاب شد. ابزارهای سنجش عبارت از 3 آزمون خودکارآمدی شرر، خودتنظیمی بوفارد و خلاقیت عابدی بود. روش آماری بهکار رفته،تحلیل رگرسیون چندمتغیری بود. نتایج : در بین سه متغیر خودکارآمدی ، خودتنظیمی و خلاقیت ، متغیر خودکارآمدی تنها متغیری بود که پیشرفت تحصیلی دانشجویان را پیشبینی میکرد.همچنین طبق مقایسه ضرایب بتای دختران و پسران، علامت ضرایب بتای بهدست آمده در دختران نشان داد که متغیر خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار دارد و در پسران متغیر خلاقیت با پیشرفت تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار دارد.
پژوهشی توسط نوبریان، ابوالقاسمی، عشوری نژاد و موسوی در سال 1390، انجام شد که هدف آن بررسی روابط ساختاری خودپنداره، یادگیری خودتنظیمی و موفقیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بود. تحقیق توصیفی همبستگی و جامعه آماری آن کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهید بهشتی بود. تعداد 384 نفر از دانشجویان از میان 15 دانشکده به عنوان نمونه به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری در این پژوهش دو پرسشنامهی خودپنداره تنسی و یادگیری خودتنظیم بوفارد است و معدل نمرات دروس اختصاصی دانشجویان نیز به عنوان شاخص موفقیت تحصیلی آنان به کار گرفته شده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از آزمون تحلیل مسیر و معیارهای برازش مدل با استفاده از نرم افزار (ایموس) استفاده شده است.نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین خودپنداره، یادگیری خودتنظیم و موفقیت تحصیلی دانشجویان رابطهی ساختاری وجود دارد و خودپنداره بصورت مستقیم و غیر مستقیم (با میانجیگری یادگیری خودتنظیمی) با موفقیت تحصیلی رابطه دارد.
پژوهشی با هدف تعیین نقش واسطهای راهبردهای انگیزشی در رابطه ویژگیهای فراشناختی محیط یادگیری با پیشرفت تحصیلی در سال 1390، توسط چماله و لطیفیان انجام شد. روش پژوهش از نوع پسرویدادی و جامعه پژوهش کلیه دانشآموزان مقطع اول دبیرستان شهر شیراز بود که از میان آنها به روش خوشهای تصادفی چندمرحلهای 510 دانشآموز (251 پسر و 259 دختر) انتخاب شد.
آزمودنیها به پرسشنامه محیط یادگیری فراشناختی توماس و پرسشنامه باورهای انگیزشی پنتریچ و
دیگروت پاسخ دادند. دادهها با استفاده از رگرسیون چندگانه به شیوه متوالی همزمان و با بهکارگیری مراحل پیشنهادی بارون و کنی تحلیل شد. یافتهها حاکی از این بود که ویژگیهای فراشناختی محیط یادگیری پیشبینیکننده مستقیم پیشرفت تحصیلی است. نتیجهگیری: از آنجا که باورهای انگیزشی نقش واسطهای را بین ویژگیهای فراشناختی محیط یادگیری و پیشرفت تحصیلی ایفا میکند ، میتوان با تقویت آن پیشرفت تحصیلی را افزایش داد.