دانلود پایان نامه

پیشینه ابراز وجود
تحقیقات نشان داده است که کمبود مهارت های اجتماعی، باعث بروز اختلال های رفتاری مانند بزهکاری، نقص در عملکرد تحصیلی و شناختی، الکلیسم، فرار ازمدرسه و رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال های روانی در آینده (نیسی و شهینی ییلاق، 2001) و خودکشی، اعتیاد، خشونت و فرار از خانه (حاج امینی و همکاران، 1387) می شود. یکی از مولفه های مهم روابط و مهارت اجتماعی ابراز وجود می باشد. تعامل ناموفق ابراز وجود بر افسردگی، اضطراب، پرخاشگری و اختلالات شخصیت می افزاید. و ازطرفی ابراز وجود باعث کاهش اضطراب، افسردگی، گوشه گیری و افزایش سازگاری اجتماعی و اعتماد به نفس و به طور کلی باعث افزایش سلامت روانی فرد می شود (نادری و همکاران، 1388).
آریندل، سندرمن، هاگمن و پیکرزگیل (1991) در پژوهش های متعدد و متفاوتی همبسته های ابراز وجود را در نمونه های بالینی و غیر بالینی مورد بررسی قرار دادند. آن ها در هشت بررسی، نشان دادند بین رفتار غیر جرأت ورزانه با ترسهای اجتماعی، اضطراب اجتماعی، پرخاشگری های درونی ( نظیر نقد افراطی از خود، احساس گناه، هذیانی) ، کمرویی، فقدان اعتماد به نفس و عزت نفس پایین، رابطه وجود دارد. همچنین، آن ها دریافتند که بین رفتار غیر جرأت ورزانه با رفتارهای مستقل، خودبسندگی (اجتماعی) ، اعتماد به نفس و عزت نفس بالا، رابطه ی منفی وجود دارد.
راویکز (1998) در مطالعات خود به این نتیجه رسید که تعلیم و یادگیری مهارت های اجتماعی و مقابله ای و آموزش ابراز وجود در هر دو جنس باعث کاهش فشار روانی و افزایش بهداشت روان می گردد.
آزایس، گرانکر، دبری و داکروکس (1999) معتقدند که ابراز وجود یک کارکرد فردی است که به سازگاری در تعامل اجتماعی کمک می کند. کنش ناموفق ابراز وجود بر اضطراب، افسردگی و اختلالات شخصیت می افزاید.
مسترز و دیگران ( به نقل از بهارلویی، 1378) نشان داد که بین ابراز وجود، حمایت اجتماعی و سازگاری رابطه وجود دارد. همچنین در مواقع بروز استرس افرادی که سطوح بالاتری از ابراز وجود دارند بهره ی بیشتری از ارتباط با افرادی که در ارزش ها با آنان شریکند، می برند. بین پرخاشگری و جرأت ورزی رابطه ی معکوس دیده می شود (استروف، پیلات و کریک ، 2006).
آموزش ابراز وجود، منجر به افزایش مهارت های اجتماعی مناسب، کاهش رفتارهای غیر اجتماعی، افزایش رابطه با همسالان، کاهش پرخاشگری و رفتارهای تکانشی و افزایش اطمینان به خود، در دانش آموزان شد (راندی و میشل ، 2008).
تحقیقات نشان دادند که عزت نفس و سلامت روانشناختی افراد، تحت تأثیر مداخله ی مبتنی بر آموزش ابراز وجود افزایش می یابد (توکلی و همکاران، 2009).
حاجی حسینی، شیخ آبادی، پیرساقی و بشیرپور (1390) معتقدند که افراد دارای ابراز وجود ضعیف، از عزت نفس کمتری برخوردار بوده و در رد خواسته های نامعقول دیگران همچون مصرف مواد، روابط جنسی، بزهکاری، تجاوز و … دچار ضعف هستند.
پیشینه منبع کنترل
لی و مانسینی (1982) متوجه شدند که زنان مجرد دارای منبع کنترل درونی نسبت به زنان منبع کنترل بیرونی از روابط عاطفی بین فردی بیشتر استفاده می کردند. افراد دارای مکان کنترل درونی با احتمال کمتری مشکلات هیجانی دارند کمتر الکلی می شوند، آن ها با ناراحتی روانی بهتر کنار می آیند، کمتر دچار اضطراب و افسردگی می شوند و با احتمال کمتری دست به خودکشی می زنند.
کوپرا – فرای، سالتر، جونز و دیکسون (1991؛ به نقل از ریه و هیبرت ، 1998) دریافتند که افراد دارای منبع کنترل سلامتی درونی بالا (افرادی که خود را مسئول اولیه سلامتی خویش می دانند)، استرس و افسردگی کمتری دارند در حالی که افراد دارای منبع کنترل سلامتی بیرونی (افرادی که عوامل مافوق کنترل شخصی خویش مانند تصادفات، ویروس و بیماری را مسئول اولیه وضعیت سلامتی خود می دانند) اضطراب، افسردگی، بزهکاری اجتماعی و نشانه های سایکوتیک بیشتری دارند.
از طرفی مطالعات زیادی مؤید این مطلب است که رفتارهای ایجاد شده در طی ناسازگاری اجتماعی با عزت نفس پایین و منبع کنترل بیرونی رابطه دارد (پج، اشبریج و کالیوگ ، 1994). دانشجویانی که دارای منبع کنترل بیرونی هستند، بیش از دانشجویان دارای منبع کنترل درونی گرایش به مصرف الکل و سایر رفتارهای ضد بهداشتی دارند (جیه، سیرگو و تومیور ، 1995).
نتایج عمده پژوهش ها نشان می دهد، مردمی که احساس می کنند می توانند بر روی وقایعی که در زندگی شان رخ می دهد، مؤثر باشند، نسبت به افرادی که چنین باوری ندارند و معتقدند که کوشش های آن ها در دنیای بیرونی تأثیری ندارد، بهره بیشتری از سلامتی می برند (ریچاردسون و همکاران، 1996، به نقل از کراس و شاو ، 2000).
فارز (1978، به نقل از قاسمی، 1375) ادعا نمود که درونی ها از سلامت روانشناختی بهتری نیز برخوردارند. به بیان روشن تر، کمتر مضطرب می شوند، کمتر به بیماری های روانی مبتلا می شوند و از سازش یافتگی روانشناختی بهتری در ارتباط با موقعیت های اجتماعی و فردی و کلیه ابعاد زندگی برخوردار هستند.
برانون و فیست (2000) نشان دادند، آزمودنی های دارای ادراک کنترل در مقایسه با گروه گواه، از سلامت، بهزیستی و کیفیت زندگی بهتری برخوردارند. این گروه شادتر، اجتماعی تر، فعال تر و نسبت به آینده امیدوار تر بودند.
منبع کنترل درونی باعث احساس کنترل می شود و استرس افراد را کاهش می دهد (اسچوارتز ، 2000).
کریکالدی، شپرد و فارن هارم (2002) بیان داشتند که منبع کنترل درونی با سلامت عمومی و سلامت روانشناختی، ارتباط مستقیم دارد. همچنین افراد با منبع کنترل درونی، رضایت مندی بیشتری از زندگی را گزارش می دهند.
در تحقیق دیگری بروس، روی و آدرین (2002)، در بررسی 332 مدیر نشان دادند که افراد دارای
منبع کنترل بیرونی دارای استرس بیشتر به خصوص در ارتباطات بین فردی، رضایت شغلی پایین تر و سلامت روانی کمتری بودند. هریس، لیندا و پاملا (2002) در تحقیقی اثبات کردند که افراد با منبع کنترل درونی سازگاری روانشناختی بهتری را نشان می دهند. جو (1972، به نقل از بیابانگرد، 1378) نتیجه گرفت که افراد دارای منبع کنترل بیرونی برخلاف درونی ها، دارای اضطراب بیشتر، عزت نفس کمتر، کم اعتماد تر، پرخاشگرتر و کم بینش تر هستند.
درکس، لیو و هاردیج (2005) نشان دادند که افراد دارای سلامت جسمانی و روانی بالا ، منبع کنترل درونی دارند و بیشتر از راهبرد های مقابله ای فعال استفاده می کنند.