دانلود پایان نامه

بيشماري از دانش‌آموزان مي‌انجامد. در اين زمينه جامعه‌شناساني مانند بورديو و پارسون، استابله و بودلو در فرانسه از پيشگامان اين جريان فكري هستند كه به عدم تناسب مدرسه با شرايط، امكانات و نيازهاي كودكان طبقه محروم تاكيد كردند و اعلام داشتند كه مشكل اصلي در ناسازگاري دانش‌آموزان با محيط مدرسه و برنامه هاي آموزشي آن نيست و اشكال اساسي به ناتواني مدرسه در سازگار كردن خود با كودكان طبقات محروم جامعه و نيازهاي آنان برمي‌گردد. بورديو و پاسرون در تحليل مكانيسم موانعي كه در مقابل تحرك اجتماعي قرار دارد، مدرسه را با معيارها و نظام ارزشيابي آن محكوم كردند و به عنوان عامل اصلي بعضي اجتماعي و مسئوول طبقه‌بندي كردن افراد جامعه معرفي نمودند. بورديو مي‌گويد «مدرسه ابتدايي كه بايد عامل اصلي برقراري تساوي اجتماعي باشد،‌خود در حقيقت بزرگترين عامل تبعيض است. مدرسه ابتدايي ابزار پيشرفت و ترقي كودكان طبقه مرفه مي‌باشد و بر اساس فرهنگ طبقه متوسط و انتظارات اين طبقه شكل گرفته است. اين جريان فكري محتوا و روشهاي آموزش و پرورش، روابط حاكم بر مدرسه، نظام ارزشيابي، انتظارات و مقررات مدرسه را زير سوال قرار داد و اعلام كرد كه مدرسه نقش گزينشي دارد و براي كساني مناسب است كه پيش از اينكه قدم به همين مدرسه بگذارند از محيط خانوادگي و روشهاي تربيتي خاص بهره‌مند بوده‌اند، امّا كودكان طبقه محروم با عدم آمادگي قبلي، با تجربيات ناموفق و تلخ مدرسه، با پيش‌داوري و انتظارمنفي معلمان، با انتظارات خشك و ساختار سلسله مراتبي مدرسه نمي‌توانند رابطه‌اين مثبت با درس و تحصيل برقرار كنند و در نتيجه، با از دست دادن اعتمادبه نفس خود دچار عقب‌ماندگي تحصيلي مي‌شوند.

2-15- شيوه‌هاي برخورد با پديده افت تحصيلي در غرب
در كشورهاي غربي بر اساس تفكرات فوق و جريان‌هاي فكري متفاوت، برخوردهاي گوناگوني با مسأله افت تحصيلي صورت مي‌گيرد كه اين برخوردها در دو خط فكري و بر دو پايه استوار است.

2-15-1- روشهاي ترميمي و جبراني مقابله با افت تحصيلي
هدف از اجراي اين روشها از يك‌سو جبران كمبودهاي اجتماعي- فرهنگي دانش‌آموزان و كاهش تفاوتي است كه بين دانش‌آموزان طبقات اجتماعي مختلف وجود دارد و از سوي ديگر، تلاش در جهت افزايش بازدهي نظام آموزشي است. اكثر اين برنامه‌ها، دانش‌آموزان را زير پوشش قرار مي‌دهد. امّا گاهي اولياء و معلمان را نيز به منظور تضمين اثربخشي بيشتر برنامه به مشاركت مي‌طلبد.

2-15-2- روشهاي تغيير و تحول بنيادي مدرسه
جريان‌هاي فكري فوق، مدرسه را به عنوان وسيله‌اي ممتاز براي ايجاد تغيير و تحول در جامعه تلقي مي‌كند،‌به شرط اينكه مدرسه بتواند با تغيير بنيادي در هدفها،‌برنامه‌ها، ‌روشها و روابط حاكم، خود را تغيير دهد و با نيازهاي رشد و زندگي دانش‌آموزان طبقات اجتماعي مختلف تطبيق يابد. بدين ترتيب بر خلاف روشهاي جبراني كه غالبا كودك را با محيط مدرسه سازگار مي‌كند.‌هدف از جنبش فكري اخير اين است كه مدرسه را با كودكان سازگار نمايد. از پيشگامان فكري اين مكتب مي‌توان به مربياني مانند دكتر دكرولي،‌راجرز و فونه23 اشاره كرد كه در نيمه دوم قرن اخير بسياري از تحولات آموزش و پرورش از افكار و ايده‌هاي آنان سرچشمه گرفته است. البته مدلهايي كه با الهام دانشمندان مزبور در دو دهه اخير توسعه پيدا كرده لزوما براي مبارزه با افت تحصيلي نيست،‌امّا پيام اصلي آنان اين است كه همه كودكان مي‌توانند موفق شوند مشروط براينكه نوع آموزش و پرورش ارائه شده در مدرسه بانيازهاي رشد،‌انگيزه و توانايي‌هاي كودكان سازگار باشد. از بين مدلهايي كه در اين خط فكري مطرح شده و رواج يافته است. مي‌توان آموزش و پرورش انسان‌گرا24، آموزش و پرورش انفرادي25 و آموزش و پرورش كمال‌گرا يا آموزش و پرورش موقعيت‌گرا26 را نام برد. بديهي است اين دو ديدگاه، چه از لحاظ نظري و چه از لحاظ ايدئولوژيكي، كاملا تفاوت دارد. آنان كه با مشروعيّت بخشيدن به مدرسه در تلاش هستند كه به بازده آن بيفزايند، با محققاني كه مي‌كوشند مدرسه را تغيير دهند تا جامعه در روابط حاكم در آن تغيير كند،‌تصورشان از كودك از هدفهاي تربيتي و نقش مدرسه متفاوت است.

2-16- روشهاي اصلاحي و درماني آموزش و پرورش
در بين روشهاي اصلاحي و درماني آموزش و پرورش براي مقابله با افت تحصيلي در مدرسه با دو گرايش عمده برخورد مي‌كنيم:
گرايش اول تأمل آموزش و پرورش جبراني،كلاسهاي تطبيقي،‌آموزش متقابل و خدمات حمايتي در مدرسه است.
هدف از شيوه‌هاي آموزشي فوق ارائه اقداماتي به منظور بهبود وضعيت تحصيلي دانش‌آموزان و افزايش كارآيي مدرسه است. اين روشها،‌نظام آموزشي،‌مدرسه و اهداف آن را زير سوال قرار نمي‌دهد. هدف اين است كه دانش و مهارتهايي به كودكان منتقل گردد و دانش‌آموزان به ابزاري مجهز شوند كه بتوانند در جهت موفقيت تحصيلي و اجتماعي از آن استفاده كنند. گرايش دوم بيشتر، هدف اجتماعي دارد. معلمان و طرفداران دين گرايش در مدرسه توانايي حل مسائل تربيتي را به خصوص براي دانش‌آموزان محروم در خود نمي‌بينند و عقيده دارند كه بايد كوششهاي همه عوامل و سازمانهاي ذينفع در جهت بهبود آموزش و پرورش اين نوع دانش‌آموزان متمركز شود. هدف طرفداران اين گرايش تنها بهبود وضعيت تحصيلي كودكان نيست. هدف اصلي مبارزه با نابرابريهاي اجتماعي و تغيير حاكم است. جنبش مدارس تكليف
شب، تعيين مناطق اولويت دار از نظر آموزش و پرورش و آموزش خانواده از نگرش فوق نشأت گرفته است. علاقمندان اين طرز تفكر نه تنها كودكان را در داخل و خارج مدرسه زير پوشش فعاليتهاي مختلف آموزشي و پرورشي قرار مي‌دهند، كه اولياء و جامعه محلي را هم در بر مي‌گيرند و از همكاري سازمانهاي محلي در غني كردن محيط و فعاليتهاي مدرسه استفاده مي‌كنند. در ادامه، شرح مختصري در مورد هر يك از روشهاي فوق ارائه مي‌شود.
2-16-1- آموزش و پرورش جبراني27
آموزش و پرورش جبراني از وسيع ترين و پرهزينه‌ترين پروژه‌هايي است كه در چند دهه اخير در زمينه مقابله با افت تحصيلي طراحي و اجرا شده است. نظريه آموزش و پرورش جبراني كه از اولين سالهاي 1960 ابتدا در آمريكا و سپس در اروپا مطرح شد. بر اساس اين فرضيه قرار دارد كه، دانش آموزاني كه دچار افت تحصيلي مي‌شوند، معمولاً از قشرهاي محروم و غير مرفه جامعه‌اند و مشكلات اصلي آنان ناشي از كمبودهاي محيط‌هاي فرهنگي و اجتماي خانواده است. از اين رو مدرسه بايد با ارائه فعاليتهاي خاص درداخل و خارج مدرسه ( بااستفاده از امكانات متعدد آموزشي، برنامه‌هاي تلويزيوني، تنظيم گردشهاي علمي، كلاسهاي تقويتي و تفريحي و غيره ….) كمبودهاي فرهنگي آنان را جبران كند تا تفاوت موجود بين كودكان خانواده‌هاي مرفه و طبقات محروم جامعه كاهش پيدا كند. طرفداران اين جنبش بر كمبودهاي رشد اين كودكان، چه از نظر هوش و چه از نظر كلامي و عاطفي، تأكيد دارند و بنابراين مي‌كوشند با تنظيم برنامه‌هاي آموزشي و تربيتي خاص، كودكان را براي تسلط بر درسهاي مشكل آماده كنند.
2-16-1-1- برنامه‌هاي متنوع جبراني
پروژه‌هاي جبراني به طور كلي بر دو نوع است: مشهورترين برنامه‌ها يكي برنامه‌هايي از نوع برنامه معروف هداستارت28 است. اين برنامه با توجه به اهميت دوران كودكي در رشد ذهني كودك جنبه پيشگيري داشته، اغلب بر دوران پيش دبستاني تاكيد دارد و هدف آن رشد توانايي‌هاي شناختي و كلامي كودكان است.
نوع دوم: برنامه‌هايي از نوع پروژه فالوترو29 است. هدف از اين برنامه كه كودكان و بخصوص نوجوانان را زير پوشش قرار مي‌دهد، ايجاد انگيزه لازم در دانش‌آموز و در خانواده در مورد درس و تحصيل است. برخي از برنامه‌ها به مسائل شخصيتي دانش‌آموز، پذيرش خود و ايجاد احساس امنيت و استقلال در دانش‌آموز توجه دارد. اين برنامه‌ها در ابتدا بر تقويت هوش و رشد شناختي متمركز بود، امّا به تدريج با توجه به نارسايي‌هاي كودكان طبقات محروم از نظر رشد كلامي و كمبود انگيزه پيشرفت، به رفع كمبودها در زمينه هاي فوق توجه كرد و براي ايجاد انگيزه بيشتر و دانش‌آموز،‌ همه امكانات مادي و معنوي مدرسه را به كار گرفت. بدين منظور دروه‌هاي فشرده آموزشي براي تجهيز معلمان به موثرترين روشهاي تدريس به دانش‌آموزان محروم و پاسخگويي به نيازهاي ويژه آنان ترتيب يافت و انگيزه‌هاي مادر قابل توجهي براي اين معلمان در نظر گرفته شد.
2-16-1-2- اثرات آموزش و پرورش جبراني
از تاثيرات مهم برنامه‌هاي جبراني، توجه دادن به اثرهاي محيط خانوادگي بر رشد كودك و مطرح ساختن جنبه‌هاي اجتماعي – فرهنگي شكست تحصيلي بود. اين برنامه باعث شد كه ضرورت ايجاد آموزش و پرورش متناسب با نيازهاي كودكان، به خصوص دانش‌آموزان محروم، مطرح گردد. با اينكه برنامه‌هاي جبراني انواع مختلفي دارد، امّا ارزيابي از برخي برنامه‌ها نشان مي‌دهد كه نتايج بدست آمده درمورد موفقيت تحصيلي دانش‌آموزان چندان قابل توجه نيست و با اينكه ارزشيابي فوري پس از اجراي برنامه‌ها از نظر رشد عاطفي و مهارتهاي كلامي مثبت است،‌اين اثرها هنگامي كه خانواده مشاركت و همكاري لازم را براي تداوم برنامه نداشته باشد ناپايدار مي شود.
برنشتاين بر اين اعتماد است كه اثرات ضايع كننده محيط خانوادگي نامطلوب را نمي‌توان بدون تغيير محيط خانوادگي در كودك از بين برد.برونفنبرنر درانتقاد به آموزش و پرورش جبراني مي‌گويد«آموزش و پرورش جبراني توجه جامعه را از سازمان درون مدرسه واثرات منفي آن بر خانواده و كودك متمركز مي‌نمايد» ايرادي كه مربيان از نظر اخلاقي به اين نوع پداگوژي وارد كرده‌اند، اين است كه فرهنگ طبقات اجتماعي غير مرفه، كم بها و عاملي باز دارنده براي رشد و پيشرفت فرزندان اين طبقه تلقي شده است. (بازرگان آبانماه، 1379، 95 الي 87)
2-16-2- خدمات حمايتي
حمايت و تقويت درسي كودكان كه دچار عقب ماندگي تحصيلي هستند به صورتهاي مختلف انجام مي‌شود كه در اينجا به دو نمونه از خدمات حمايتي در كشورهاي بلژيك و فرانسه اشاره مي‌شود.
2-16-2-1- خدمات حمايتي در فرانسه
در فرانسه اين نوع خدمات هم جنبة پيشگيري دارد و هم به منظور كاهش مشكلات تحصيلي دانش‌آموزان به كار مي‌رود. در سطح پيشگيري اين فعاليت از دوران پيش دبستاني به خصوص در مناطق پر جمعيت و محروم آغاز مي‌شود. در مركز پيش دبستاني اين كشور گروههاي سه نفره كه شامل يك روانشناس مدرسه، يك مربي باز پروري رواني – حركتي و يك مربي آموزشي – تربيتي است همه كودكان را از نظر رفتار و سازگاري با محيط مورد مشاهده دقيق قرار مي‌دهند. در كشور فوق خدمات حمايتي براي دانش‌آموزان سه نوع است.
1- كمك در زمينه رفع مشكلات شناختي دانش‌آموزان خدمات حمايتي براي دانش‌آموزان سه نوع است.
2- كمك در زمينه رفع مشكلات عاطفي – هيجاني كودكان كه شامل خدمات رواني درماني است.
3- كمك به تسهيل مشاركت اجتماعي نوجوانان
در جامعه كه شامل خدمات راهنمايي تحصيلي و شغلي است.
2-16-2-2- خدمات حمايتي در بلژيك : كلاسهاي تطبيقي
كلاسهاي تطبيقي در كشورهاي اروپايي، بخصوص در بلژيك از سال 1979 رايج شده است. هدف از تأسيس اين كلاسها جلوگيري از انتقال دانش‌آموزان عقب مانده تحصيلي به مراكز كودكان استثنايي بوده است. كودكاني كه عقب ماندگي تحصيلي آنان نه ناشي از كمبودهاي ذهني، بلكه ناشي از مشكلات يادگيري يعني اختلالات كلامي، نورولوژيك، ضعف بينايي يا شنوايي است و اگر تحت حمايت قرار نگيرند و از نظر درسي موفق نخواهند شد. فلسفه ايجاد اين كلاسها آن است كه اين قبيل دانش‌آموزان بايد بتوانند ضمن اينكه در كنار همكلاسيها و دوستان خود درس مي‌خوانند.
درساعاتي از روز با خروج از كلاس از كمك و حمايت يك گروه تربيتي در مدرسه استفاده كنند. اين گروه تربيتي در هر مدرسه شامل مدير، معلم كلاس،‌و معلم تطبيقي است كه به اتفاق نماينده‌اي از مراكز مشاوره رواني، پزشكي و اجتماعي منطقه، برنامه آموزشي و محتواي درسي را براي هر يك از دانش‌آموزان عقب مانده تحصيلي با توجه به نيازهاي خاص و آهنگ رشد وي تنظيم مي‌كنند. معلم تطبيقي

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخی بگذارید