دانلود پایان نامه

رسميت براي كاهش تنوع صورت مي‌گيرد و هماهنگي را تسهيل مي‌كند. از مزاياي رسميت بالا اين است كه ابهام را ازبين مي‌برد، ولی در عوض اختیار تصميم‌گيري را از افراد سلب مي‌كند (فردریکسون، 1986).
ج) تمركز
تمركز به درجه خشكي در تصميم‌گيري و ارزيابي فعاليت‌ها به‌صورت متمركز (فردریکسون، 1986) و به درجه‌ای از متمركزبودن تصميمات در يك نقطه از سازمان اشاره دارد (رابینز، 1987). تمرکز به توزيع اختيار در سازمان برمي‌گردد و تعيين مي‌كند كه چه كسي حق تصمیم‌گیری دارد (فرای و اسلوکوم، 1984). اختیار يك حق ذاتي در پست‌هاي مدیریتی است كه بر مبناي آن مي‌توانند دستوراتي را صادر كنند و انتظار دارند دستورات صادره اطاعت شود. تمركز با تفويض اختيار رابطه معكوسي دارد. اگر تفويضي اختيار بيشتري صورت گيرد حالت مقابل تمركز، يعني عدم تمركز رخ مي‌دهد. در اين‌صورت نقطه تصميم‌گيري در سطوح پائين سازمان است.
مديران در هر سطح سازماني، تصمياتي را اتخاذ مي‌كنند. گرفتن تصميمات احتياج به گردآوري اطلاعات دارد. از آن‌جا كه توانايي مدير در جمع‌آوري و پردازش اطلاعات محدود است و ممكن است اطلاعات بيشتر از حد، مدير را سردرگم كند، يك‌سري از تصميات بايد توسط ديگران گرفته شود،‌ اينجاست كه نقطه تصميم‌گيري در سازمان به‌جاي يك فرد يا يك واحد يا يك سطح،‌ در كل سازمان پراكنده مي‌شود و عدم تمركز ايجاد مي‌شود. عدم تمركز مي‌تواند دقت در تصميم‌گيري را افزايش دهد،‌ چون جزئيات بيشتري قابل بررسي است و هر چه تصميم‌گيري به محل وقوع مشكل نزديك‌تر باشد بهتر و اثربخش‌تر است. آن مشاركت در تصميم‌گيري را براي افراد فراهم مي‌سازد و مي‌تواند به‌صورت عامل انگيزش مطرح شود. عدم تمرکز موجب تقویت توان تصميم‌گيري مديران سطوح پائين‌تر مي‌شود، ولي بايد اذعان كرد كه خوبي يا بدي عدم تمركز بستگي به موقعيت دارد و وجود تمركز يا عدم تمركز و درجه آن را عوامل اقتضايي تعيين مي كند (رابینز، 1987).
2-2- تئوری های طراحی سازمان
در این بخش دو نگاه عمده به طراحی سازمان که به‌صورت گسترده‌ای پذیرفته شده‌است بیان میشود: 1) تئوری‌های
عمومی طراحی سازمان که یک ساختار ایده‌آل در هر شرایطی را معرفی مینماید؛ و 2) تئوری‌های اقتضایی طراحی
سازمان، که بیان میکند انتخاب طراحی سازمان به عوامل درونی و بیرونی سازمان بستگی دارد.
تئوریهای عمومی طراحی سازمان
دو نوع ساختار سازمانی متضاد به‌عنوان رویکرد عمومی برای همه سازمان‌ها بیان شده‌است. این دو نوع ساختار، تفاوت گسترده‌ای در میزان ساختار رسمی دارند. در مطالعات سنتی، برنز و استالکر (1961) در ابتدا ساختار مکانیک و ارگانیک را بیان نمودند. بر اساس مشاهدات صورت گرفته در بیست شرکت انگلیسی، آن‌ها به این نتیجه رسیدند که محیط بیرونی ارتباط نزدیکی با ساختار درونی سازمانی دارد. زمانی که محیط بیرونی پایدار باشد، درون سازمان به وسیله قوانین، رویه‌ها و سلسله مراتب اختیار کنترل میشود. اکثر تصمیمات مدیریتی در سطح مدیران ارشد گرفته می‌شود و تمرکز قدرت بسیار زیاد است. برنز و استالکر (1961) این ساختار را مکانیک نامیدند.
همچنین آن‌ها دریافتند كه در محیطهایی كه به سرعت تغییر میكردند، سازمانها ساختارهای دقیق نداشتند. این سازمان‌ها، انعطاف‌پذیر بوده و پویایی داشتند. در این سازمانها، معمولا قوانین و مقررات به صورت نوشته وجود نداشت؛ سلسله مراتب اداری مشخص نبود و سیستم تصمیمگیری غیر متمركز بود. برنز و استاكر(1961) در مورد آن‌ها، اصطلاح سیستم سازمانی ارگانیكی را به‌كار بردند.
در ساختارهای ارگانیكی، تأكید بر روابط موازی (افقی) به جای روابط عمودی است؛ نفوذ در آن‌ها به جای این‌كه بر مبنای اختیارات ناشی از پست سازمانی باشد، براساس مهارت و دانش صورت می‌گیرد؛ مسئولیت‌ها به جای این‌كه صرفاً بر اساس شرح شغل باشد، به صورت انعطاف‌پذیر تعریف شده و به‌ جای صدور دستورات، روی مبادله اطلاعات تأكید میشود.
به زعم برنز و استاكر، مؤثرترین ساختار، ساختاری است كه خود را با الزامات محیط تطبیق دهد؛ یعنی ساختار مکانیکی در یك محیط با ثبات و مطمئن، قابل استفاده است و ساختار ارگانیك در یك محیط متلاطم و دارای تغییر زیاد به‌كار میرود.
برخی از صاحب‌نظران معتقدند كه وجه تمایز سازمانهای موفق از سایر سازمان‌ها آن است كه سازمانهای موفق، از توانایی بیشتری برای پاسخگویی سریع به چالش‌های تكان‌دهنده محیط در حال تحول امروز، برخوردارند. بروز تغییرات سریع در محیط، بر ضرورت آمادگی برای تعدیل طرح سازمانی می‌افزاید. مدیران بصیر به استفاده از طرح‌هایی تمایل دارند، كه ضمن تعهد به تحقق هدف‌های مهم عملكردی، سرعت و انعطاف سیستم در پاسخ‌گویی را افزایش می‌دهند.
با توجه به ادبیات بیان شده موجود پیرامون الگوهای سازمانی، تفاوت ساختار های ارگانیک و مکانیک بطور خلاصه در جدول 2-1 آمده است.
جدول 2- 1- وجوه تمايز بين الگوي سازماني ارگانيک و مكانيک
ساختار ارگانيكي ساختار مكانيكي
شرايط كاملاً پويا شرايط نسبتاً ثابت و ايستا
روابط بين پرسنل از پويايي برخوردار است قوانين و مقررات حاكم بوده
كاركنان مستقل و خودكنترل مي‌باشند اختيار كاركنان كاملاً مشخص ومحدود است
تكنولوژي پيچيده تكنولوژي ساده
ارتباطات افقی ارتباطات عمودی
مناسب براي شرايط بازار و تكنولوژي متغير مناسب براي وظايف استاندارد شده و يكنواخت
تعهد به سازمان، بیشتر تعهد به سازمان، کمتر
مديريت مكانيكي شيوه‌اي از مديريت است كه سازمان را در حال ايستا نگه مي‌دارد ساختار آن را تحكيم مي‌بخشد، اما مديريت ارگانيكي شيوه‌اي است كه كليه افراد سازمان را به صورت واحد زنده و متأثر از يكديگر در نظر مي‌گيرد. در اين روش، مدير آزادي عمل به افراد اعطا مي‌كند و افراد به‌طور مستقل روش كار را انتخاب مي‌كنند. يكي از ويژگي‌هاي بارز سازمان‌هاي ارگانيكي مشاركت افراد در كليه امور سازمان است كه اين امر باعث تقويت و پرورش روحيه خلاقيت وكارآفرينی كاركنان مي‌شود، كه خود عامل مهم در بهبود و بازسازي سازمان است. برنز يكي از ضعف‌هاي مهم ساختار مكانيكي را اين‌گونه بيان مي‌كند، كه در سازمان‌هاي مكانيكي روال معمول براي رسيدگي به موضوعي كه خارج از حدود وظایف يك نفر قرار مي‌گيرد ارجاع آن به يك كارشناس مربوط و يا سپردن آن به يك مافوق است.
برنز و استاكر(1967) در جواب اين سؤال كه تحت چه شرايطي به كارگيري ساختار ارگانيك بر ساختار مكانيكي ارجحيت دارد معتقدند كه ارجحيت يك ساختار بر ساختار ديگر بستگي به موقعيت دارد، همچون:
هر قدر كه افراد در سازمان از توانايي‌هاي فكري و ذهني بيشتري برخوردار باشند به همان اندازه ساختار ارگانيك مناسب‌تر خواهد بود.