پایان نامه ارشد درمورد تلمیحات قرآنی و تفسیر و تأویل

(به راستي كه آن قرآن ارجمندي است، در كتابي نهفته ،[كه] جز تطهيرشدگان با آن تماس نمي يابند. فرودآمده اي از جانب پروردگار جهانيان است ).
طهارت ظاهري براي قرآن و تماس جسمي با كتاب الهي لازم است ؛اما مهم تر از آن ،طهارت باطني و صفاي روح است. طهارت ظاهري مقدمه اي است براي طهارت باطني كه «لَا يَمَسُّهُ الّا المُطَهَُّرونَ ». بنابراين فقط قلب و فكر انساني كه به مقام طهارت رسيده است ،شايستگي و لياقت ارتباط روحي و معنوي با قرآن را دارد.اولين مرحله طهارت ،تصميم به طهارت است ؛يعني نهايت همت انسان در زندگي ،بايد پاك انديشيدن و پاك عمل كردن باشد. دومين مرحله ،وارسي زندگي و پيراستن آلودگي هاست. تطهيرباطن كه ناظر به دوحوزه معاش و شهوت است ،دررأس اين مسائل است.پايبندي به آداب انساني نيز موجب تطهير وجود آدمي است و قلب و جان اورا براي تدبّردر كلام وحياني آماده مي سازد. سومين مرحله، رعايت مسائل عبادي است .امورعبادي هنگامي براي انسان معنادارمي شود كه براي او تطهير را به ارمغان آورد.طهارت در اين حوزه ،هم شامل طهارت ظاهري و هم طهارت باطني است.طهارت ظاهري شامل وضو،تيمم ،غسل،پاكي لباس و مكان است و طهارت باطني شامل حضور قلب و صفاي روح .انسان با تطهير،توفيق تدبّر در قرآن را پيدامي كند و محبوب الهي مي شود

« اساساًریشه های تأویل ، به نوع ذهنیت ، تجارب باطنی ، پیش فرض ها ، زمینه های روحی و فکری و جهان شناسی افراد باز می گردد که اگر بتوان از تنگنای الفاظ جدا شد و از عرصه پر تزاحم صورت و کثرت به فراخنای طربناک عالم معنا و وحدت بازگشت – که این هم تنها با کشاندن خویش به مرتبه بالا دست می دهد– به تأویل درست دست یافته ایم ، چنانکه انبیاء و اولیاء و عرفا راه یافتند بدون آنکه به تأویلات نادرست و تکلف آمیز دست یازند.» (احمدی ، 1377: 23-520 )
نتیجه این که تأویل دریافت باطن است و راه بردن به اشارت ، با عدم نفی ظاهر و عبارت ، لیکن با راه بردن به سرچشمه نزول الفاظ و عبارات . قطعا این نوع تأویل از مقوله تفسیر به رأی به شمار نمی آید ، بلکه با دریدن حجابهای ظاهر و ورود به عالم قدس و اتصال روح عارف با دنیای نامرئی و جهان غیب پدیدار می شود که البته هر دوی اینها را- تفسیر و تأویل– با استمداد از پروردگار بايد یافت. (همان: 524)
4-2 دلایل و شواهد انطباق اشعار و ابیات حافظ بر قرآن مجید:
همانطور که بسیاری از محققین قدیم و برخی از نویسندگان جدید اشاره کرده اند حافظ یقیناً پنجاه سال از عمر شصت و چند ساله اش را در تحصیل و تدریس قرآن گذراند. تا جایی که در نحوه سخن گفتن و سخنوری، صورت و ساختمان غزلش کاملاً متاثر از نثر و سجع قرآن می باشد و اکثر اشعارش شکل گرفته از اسلوب آیات و سور قرآنی می باشد.
بنابراین می توان گفت که شاید تنها کلامی که در سراسر دیوان خواجه بدون ابهام یا اشاره و جدا از هر مترادفی دیده می شود ، کلمه قرآن است و این بخاطر قدر و جلالتی است که شمس الدین محمد ورای این کتاب آسمانی که آمیخته با جان و باطن اوست قائل می باشد. دریک غزل گاه چند موضوع و مفهوم نهفته است و این همان اسلوب قرآن کریم می باشد.
همانطور که در قرآن هر آیه دارای معانی خاص خود می باشد و در کل سوره هم یک مفهوم کلی را بیان می دارد به یک هدف نهایی ختم می شود. شعر حافظ نیز بر این اسلوب استوار است. نقش قرآن درموجودیت شعر حافظ، نه فقط نقش ضلعی دریک مثلث است بلکه در حکم عمود و پایه مثلث می باشد که برافراشتگی خیمه منوط به وجود آن است . شعر حافظ مختلف المضمون اما مشترک المنظور است که این هم یکی از خصوصیاتی خاص قرآن است.
تنوع و طربناکی اوزان اشعار و استفاده از ضرب آهنگ کلمات و ترکیبات و ایهامات بی تردید، دال بر تسلط شاعر بر اوزان و آهنگ آیات قرآنی است که از امتیازات ویژه زبان حافظ می باشد. پیوند معانی و مفاهیم اشعار و غزلیاتش با آیات و سور قرآنی نظر هر خواننده را جلب می کند.( معرفت ، 1390: 3 )
4-3 تاثیر قرآن در اشعار حافظ
تاثیر قرآن رادر اشعار حافظ به سه دسته می توان تفسیم بندی کرد:
الف. ترجمه الآیات بالابیات
ب. تضمین شعری آیات
ج. استفاده از تلمیحات قرآنی و داستانهای قرآنی (امینی،1378: 101 )
4-3-1 ترجمه الآیات بالابیات:
انطباق اشعار و ابیات حافظ با قرآن به گونه ای است که گاهی می بینیم بسیاری از ابیات، ترجمه آیه است از قرآن مجید که دراصطلاح آن را ترجمه الآیات بالابیات گویند در ديوان حافظ ابيات فراواني را مي توان از اين طريق تعيين كرد كه آيات و يك بيت به عنوان نمونه در زير مي آيد :
وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ ( بقره : 165 ) . ولى محبّت مردم باایمان به خدا بیشتر است‏
فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ ( توبه :111 ). در راه خدا پيكار مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند; اين وعده حقى است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده است .
«راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست      آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست»(دیوان،1380: 243)
شدّت عشق و مهر مردم باایمان به خداى یکتا، در موارد زیر، بخوبى جلوه‏گر مى‏شود:
مردم باایمان خداى یکتا را با کمال اخلاص مى‏پرستند و با همه وجود در ستایش او مى‏کوشند؛ و همه اینها ازسر مهر و عشق به آفریدگار خویش است. آنان به این علّت خدا را دوست دارند که در اوج یقین و آگاهى، ایمان دارند که آفریدگار هستى نعمتهاى گوناگون را بى‏آنکه آنان درخواست کنند، ارزانى داشته است و در همه فراز و نشیبها و شرایط و احوال، خیر و صلاح بندگان خویش را مى‏خواهد و با این عقیده و اطمینان، سپاس او را مى‏گزارند و درپرتو بینش و یقین به رحمت و مهرش، به او امید مى‏بندند؛ و به همین دلیل هم مهرآنها به خدا بیشتر و سخت‏تر است.