پایان نامه ارشد درمورد عوامل موثر بر تغییرات قیمت سهام و اهمیت تغییرات قیمت سهام

مدیریت شرکتی که محافظه کار است می کوشد تا نسبت نقدینگی(آنی) و نسبت جاری شرکت را به مقیاسی برساند که از مقادیر متعلق به متوسط صنعت بالاتر و هم زمان بدهی جاری آن پایین تر است. اما مدیر مالی شرکتی که سیاست جسورانه در پیش می گیرد در صدد بر می آید تا نسبت جاری و آنی را به مقادیری برسان که از متوسط صنعت کمتر و میزان بدهی جاری بالاتر باشد(جهانخانی و پارسائیان،1380).
2-18 تغییرات قیمت سهام
قیمت سهام قیمتی که خریداران و فروشندگان در معاملات بورس سهام بر آن توافق می کنند. بر عکس قیمت کالاهایی که در یک مغازه وجود دارد و غالبا به سرعت تغییر نمی کند، قیمت سهام معمولا در نوسان است و حتی طی یک روز نیز با تغییرات متعددی همراه است.
تغییر قیمت سهام از قانون ساده عرضه و تقاضا تبعیت می کند. یعنی اگر سهامداران زیادی قصد خرید(تقاضا) سهمی را بنمایند قیمت بازار آن سهم افزایش می یابد زیرا فروشندگان نیز از عرضه سهام به قیمت های کمتر خودداری خواهند کرد. همچنین اگر افراد متعددی اقدام به فروش(عرضه) سهامی بنمایند قیمت بازار کاهش می یابد. این رابطه بین عرضه و تقاضا مرتبط با نوع اخبار، گزارشات و اعلامیه هایی است که درباره شرکت مربوطه در بازار سهام انتشار می یابد. اخبار مربوطه به شرکت ها می تواند به صورت کتبی یا شفاهی باشد. از این رو می توان تغییرات قیمت سهام را ناشی از انتشار اخبار منفی و مثبت دانست.
اخبار منفی عموما موجب فشار فروشندگان(عرضه) برای فروش سهام و غالبا کاهش قیمت سهام می گردد. اخبار مثبت غالبا موجب فشار خریداران(تقاضا) برای خرید سهام و از این رو افزایش قیمت سهام می گردد، اخبار منفی و مثبت مثل گزارشات افزایش یا کاهش سود هر سهم، رخدادهای غیر منتظره نامساعد یا مساعد همچون فسخ یا انعقاد قرارداد فروش کالای شرکت و غیره می باشد. مثلا اطلاعیه ی مورخ 14/4/83 شرکت صنعتی دریایی ایران صدرا در مورد انعقاد قرارداد طرح جمع آوری گازهای خارک به مبلغ 2/1 میلیارد دلار یک خبر مثبت تلقی می شود. از این رو بلافاصله پس از این اطلاعیه، قیمت سهم مذکور در حال افزایش است(تالار بورس).
2-19 اهمیت تغییرات قیمت سهام
سرمایه گذاران در زمره سزاوارترین گروه ها برای دریافت اطلاعات به موقع، مربوط و موثر می باشند. تغییرات قیمت سهام یک منابع مهم اطلاعاتی و موثر برای آنان در ارزیابی وضعیت تجاری، کارایی مدیران و اخذ تصمیمات است. بنابراین مهم ترین مسئله برای سرمایه گذاران امکان پیش بینی و تغییرات قیمت است. در دهه ی 60 مطالعاتی در مورد پیش بینی قیمت، تاثیر اطلاعات بر قیمت، رفتار بازار سرمایه و چگونگی تغییر قیمت و ارتباط این تغییرات بر بازار سرمایه صورت گرفت. نتیجه این تحقیقات منجر به پیدایش فرضیه ای در مورد چگونگی کارکرد بازار سرمایه تحت عنوان بازار کارا گردید.هدف از انجام این تحقیقات، بررسی واکنش بازار سهام در کسب و پردازش اطلاعات بود و اینکه اطلاعات به فوریت و بدون تمایل و گرایش خاص بر قیمت سهام تاثیر می گذارد؟
هندریکسون می گوید”فرضیه ای که تحت عنوان کارایی بازار شناخته شد. نتایج تحقیقات یوجین فاما می باشد” او دریافت که عدم ارتباط بین قیمت ها به دلیل انعکاس کامل اطلاعات به طور کاملا بی طرفانه در بازار بوده و هیچ اطلاعات مربوطی نادیده گرفته نشده است.
از زمان مطرح شدن فرضیه ی فوق، کشور های سرمایه داری توجه خاصی را برای کارا بودن بازار سرمایه قائل شدند. در چنین وضعیتی(کارا بودن بازار)قیمت اوراق بهادار به طور عادلانه تعیین و اطمینان سرمایه گذاران جلب می شود. در غیر این صورت(عدم کارا بودن) امکان پیش بینی قیمت وجود داشته و باعث می گردد تا در فرآیند مبادلات گروهی به بهای متضرر شدن گروهی دیگر، منتفع شوند. باید توجه داشت موضوع کارایی مقوله صرفا سفید یا سیاه نیست. بازار نه کاملا کارایی دارد و نه یکسره از مفاهیم کارایی به کنار است.
2-20 مکاتب قیمت گذاری سهام
در بورس های اوراق بهادار حساسیت های زیادی نسبت به روند قیمت وجود دارد. این امر باعث گردیده تا تحولات مرتبط با چنین پدیده ای مورد تحلیل های منظم قرار گیرد. به طور کلی دو گروه تحلیل گر در بازار وجود دارد. این دو گروه عبارتند از:
تحلیل گران تکنیکی یا چارتیست ها
تحلیل گران اساسی یا بنیاد گراها
دیدگاه تحلیل گران تکنیکی یا چارتیست ها
چارتیست ها معتقدند که امکان محاسبه ارزش ذاتی سهام وجود ندارد. آنان به این باورند که بازار دستخوش حالت های شبه روانی است و تاریخ همواره تکرار می شود. گرایش تاریخی الگو ها در هر زمان باعث تکرار روند قیمت ها می شود. با بررسی روند گذشته می توان روند آینده را پیش بینی نمود. هدف اصلا تعیین تغییرات بلند مدت نیست، بلکه به دنبال استفاده از فرصت های کوتاه مدت می باشند. رسم نمودار و به دست آوردن روند مشهورترین ابزار مورد استفاده آنان است.
دیدگاه تحلیل گران اساسی یا بنیادگراها
این گروه معتقدند هر سهم دارای ارزش ذاتی است. برای تعیین ارزش ذاتی باید به مطالعه عمیق و بنیادی بنگاه ها و کل اقتصاد و به اتکای تمامی اطلاعات پرداخت. آنها عقیده دارند که قیمت سهام روند خاصی ندارد و با مطالعه گرایش تاریخی نمی توان قیمت آینده را پیش بینی نمود.بازار سهام حافظه ندارد و قیمت ها به شکل تصادفی تغییر می کند. آنها چارتیست ها را فالگیران این حرفه می دانند.
2-21 عوامل موثر بر تغییرات قیمت سهام
به طور کلی می توان عوامل موثر بر تغییرات قیمت سهام را در دو سطح عوامل کلان(محیطی) و عوامل خرد(درونی شرکت) تقسیم کنیم:
2-21-1 عوامل کلان
این عوامل تاثیر زیادی بر روی قیمت های سهام داشته و در واقع بیانگر خطر سیستماتیک یا کاهش ناپذیر سرمایه گذاری هستندکه بایستی به نقش آنها در تغییرات قیمت های سهام توجه کافی گردد عوامل کلان شامل موارد زیر می باشند:
1-وضعیت سیاسی جهان و کشور:توجه به نقش این عامل در تغییرات قیمت سهام اهمیت بسزایی دارد. جو حاکم بر فضای سیاسی جهان و وضعیت بحرانی یا آرامش حاکم بر آن می تواند بازار را به رکود کشانده یا به سمت رونق ببرد. بدیهی است که وضعیت سیاسی جهانی، تاثیر مستقیم بر روی وضعیت یک کشور داشته و بازار سرمایه و قیمت های سهام را تحت الشعاع قرار می دهد. نمونه بارز این امر را می توان در بحران 11 سپتامبر و آثار و تبعات بعدی آن روی بازارهای مالی مشاهده کرد.
2-وضعیت اقتصادی جهان و کشور:وجود رونق، رکود یا بحران در اقتصاد جهان و کشورهای صنعتی، می تواند بر میزان تقاضای جهانی کالاها و خدمات و در نتیجه قیمت آنها تاثیر گذاشته و این عامل نیز به رکود یا رونق اقتصادی صنایع و شرکت ها منجر گردد که قیمت های سهام آنها نیز از این تغییرات بی نصیب نمی مانند. وجود چرخه های تجاری در کشورهای صنعتی و مدت هر یک از مراحل چرخه، اثر مستقیمی بر اقتصاد سایر کشورها، به خصوص کشورهایی که وابستگی اقتصادی داشته یا تک محصولی می باشند، دارد.
3-بودجه سالانه کشور:سمتگیری بودجه سالانه کشور و سیاست های حاکم بر آن، همچنین میزان بودجه دستگاه ها، سازمان ها، شرکت ها و خط مشی اعتباری و سهم بخش های مختلف در اعتبارات سالانه که معمولا در تبصره های قانون بودجه آورده می شود، اثر مهمی بر اقتصاد کشور و در نتیجه وضعیت شرکت ها و قیمت سهام آنها دارد.
4-سیاست های کلان پولی، مالی و ارزی:سیاست های کلان حاکم بر اقتصاد کشور در انقباض و انبساط آن و باز بودن دست موسسات اقتصادی یا عکس آن اثر گذار است. همچنین تغییرات نرخ سپرده قانونی، نرخ بهره و سود سپرده های بانکی بر قیمت های سهام تاثیر زیادی دارد. برای مثال می توان به کاهش نرخ سپرده قانونی در کشورمان در سال 1380 اشاره کرد که موجب شد تا با کاهش نرخ مورد انتظار سرمایه گذاران، قیمت های سهام در بورس و در نتیجه نسبت قیمت به عایدی هر سهم(E/P)، افزایش یابد.