پایان نامه ارشد درمورد مشکلات اجتماعی، ابوالعلاء معری

حکومت عبدالفتاح اسماعیل دوام زیادی نداشت و در آوریل 1980م عزل شد. پس از وی علی محمد ناصر رئیس کشور شد؛ رئیس جدید در زمینه سیاسی با همسایگان کشور منصفانه رفتار می‌‌کرد و چندین بار از کشورهای خلیج و کشورهای عربی با هدف بهتر شدن روابط یمن با این کشورها دیدار نمود و با قدرت عمان با مسالمت رفتار می‌‌کرد. این یکی از عوامل تأیید وحدت یمن و ایمان به اینکه وحدت چیز مقدر شده و سرنوشت مردم یمن است تا اینکه سرانجام در سال 1990م دو بخش یمن به وحدت رسیدند.
1-3-12.اوضاع اجتماعی، فرهنگی و آموزشی
از مهمترین مشکلات فرهنگی که بیشتر وقت مردم در پوچی و بیهودگی تلف می‌‌کند، قات خوری است. تقریباً بیش از هشتاد درصد از مردم بویژه در شمال یمن، به جویدن قات معتاد هستند، که البته خودشان منکر معتاد بودن می‌‌باشند و آن را برای خوب فکر کردن و تقویت ذهن مفید می‌‌دانند. در این میان، این کار به خانواده‌ها نیز لطمه رسانده و زنان برای گذراندن اوقات به کارهایی همچون قدم زدن در خیابان‌ها و یا اجتماع در ویدئوکلوپ‌ها برای تماشای فیلم‌های ویدئوبی روی می‌‌آورند که یکی از پیامدهای آن بالا رفتن آمار طلاق و معضلات ناشی از آن می باشد.
مسئله دیگر فرهنگی، رواج فرهنگ غرب‌گرایی توسط دانش‌آموختگان خارج از کشور در شهرها می‌‌باشد که رویارو شدن آن با فرهنگ اصیل و اسلامی یمن مشکلاتی را به وجود آورده است، از طرف دیگر ایجاد فضای باز سیاسی و فرهنگی و همچنین رفت و آمد خارجیان از جمله توریست‌ها موجب بحران هویت فرهنگی یمنی‌ها شده است.
کشور یمن از کشورهای توسعه نیافته و فقیر جهان است که با مشکلات شدید اقتصادی روبه‌رو بوده است. با شروع جنگ داخلی که دو ماه طول کشید، تأسیسات اصلی یمن بویژه فرودگاه‌ها، بنادر، پالایشگاه نفت و دیگر تأسیسات حیاتی تخریب گردید که خسارات زیادی را به بار آورد. از جمله مشکلات اجتماعی، مسأله بافت اجتماعی یمن می‌‌باشد که قبیله‌ای است و هنوز هم به آداب و رسوم خود پایبند هستند و داشتن سلاح و مسلح بودن از افتخارات هر فرد قبیله است. همچنین بحران مسکن از دیگر معضلات اجتماعی یمن است که به دنبال هجرت روستائیان به شهرها و ساکن شدن آنها، که باعث توسعه یافتن شهرها شده، به وجود آمده است.
1-3-13.وضعیت زنان در جامعه یمن
زنان تا سال 1992م از حقوق اجتماعی محروم بودند و پس از اینکه دو یمن به وحدت رسیدند به زنان حق رأی دادند و در انتخابات آوریل 1993م شرکت کردند. با این وجود زن در جامعه یمن، ارزش خود را باز نیافته و بیشتر مردان یمنی دارای چند همسر می‌‌باشند. بیشتر زنان به علت موقعیت و وضع اجتماعی یمن بیشترین ساعات روز خود را به بطالت سپری می‌‌کنند.
1-3-14.آموزش و پرورش
به دنبال وحدت دو یمن در می‌‌1990م، سیستم تعلیم و تربیت دو کشور در هم ادغام شد. در جمهوری عربی سابق، آموزش و پرورش ابتدایی از هفت سالگی شروع می‌‌شد و دوره آن شش سال بود. دوره دبیرستان از سیزده سالگی شروع و این دوره نیز شش سال طول می‌‌کشید که دو دوره سه ساله را شامل می‌‌شد و بیشتر معملمان آنها خارجی بودند. بر اساس امار سازمان یونسکو در سال 1988م، از مجموع کسانی که می‌‌توانستند در مدارس ابتدایی و دبیرستان تحصیل نمایند، فقط 94 درصد از آنها ثبت‌ نام کرده بودند که از این بین پسران 100 درصد و دختران 27 درصد بودند.
یمن دارای دو دانشگاه است یکی در صنعاء و دیگری در عدن می‌‌باشد.
1-3-15.مراکز فرهنگی
این کشور فقط دارای یک مرکز فرهنگی در صنعا می‌‌باشد که محل برگزاری جشن‌ها و نمایش و تئاتر می‌‌باشد. مکتب‌خانه‌ها، مدارس قدیمی در یمن نقش مهمی ایفا می‌‌کنند. تحفیظ‌القرآن، دارالعلم‌های مذهبی، معمولاً در مساجد برپا می‌‌گردد. معروفترین این مدارس در بئرالعذب، زبید، ذمار، صنعا و صعده قرار دارند که در آنها فقه و تفسیر قرآن، فلسفه و تاریخ تدریس می‌‌شود.
در یمن کتابخانه‌های معتبری وجود دارد که معروف‌ترین آنها کتابخانه مسجد جامع صنعاا است که دارای بیش از 10000 جلد کتاب خطی و چاپی می‌‌باشد، این کتابخانه در سال 1925م تأسیس گردیده است. در کتابخانه‌های یمن کتب خطی زیادی در موضوعات معارف اسلامی بویژه فرقه زیديه اسماعیلیه موجود است. از دیگر کتابخانه‌های مشهور، کتابخانه «شرقیه» است که در شهر قدیمی صنعا و جنب مسجد جامع‌الکبیر قرار دارد که دارای کتب خطی و گرانبهایی است.

فصل دوم:
سير زندگي عبدالله بردونی

1- سیر زندگی شاعر
1-1. نام و نسب و تولد
«عبدالله بن صالح بن عبدالله بن حسن» معروف به«بردوني» در يكی از روستاهای يمن به نام«بردون»، از قبيله«بني حسن»، در ناحيه«الحداء» واقع در شرق شهر«ذمار» ، در سال 1929 م به دنيا آمد . اين روستا به شور و اشتیاق در عصر‌ها و سحر‌های سحرآمیزش مشهور است. وی در آنجا متولد شد و دوران كودكی را در آغوش گرم خانواده سپری کرد. زمان تولدش همزمان با حادثه بمباران شمال يمن، توسط هواپيماهاي بريتانيا بود. مادرش«نخله» زنی با هوش و پاكدامن از خانواده‌ای معروف بود او زنی شجاع بود که علاوه بر انجام امور منزل به همراه قبیله‌اش دوشادوش مردان در درگیری‌های به وجود آمده شرکت می‌کرد. آنچنان که گفته شد عبدالله بردونی در دامان مادری دلیر و سخت‌گیر پرورش یافت .
بردوني در اثر بيماری‌ آبله كه در آن زمان در بسياری از مناطق جهان به ويژه سرزمين‌های عربی شايع بود، در سن پنج سالگي بينايی خود را ازدست داد. همانگونه كه عبدالرزاق بصير در كويت، و محمدمهدي بصير در عراق و بسیاری از شخصیت‌های مشهور ديگر بينايي خود را بر اثر ابتلا به اين بيماری از دست دادند . و آثار اين بيماری تا آخر عمر بر روی چهره ‌شاعر باقی ماند . كوری مصيبت بزرگی در خانواده شاعر به حساب می‌آمد چرا که روستايش به مردان سالم و قوی نیازمند بود، مرداني كه توانايی نبرد و صيانت از قبيله خود را داشته باشند . بردونی القاب بسیاری را که به او نسبت داده می‌شد از جمله بصیر را نپذیرفت و تنها به لقب بردونی برگرفته از نام زادگاهش بسنده نمود.
1-2. بردوني و نابينايي
نابینایی همچون اشعار شاعر همراه و همدم سال‌های طولانی عمر شاعر شد به گونه ای که وی با نابینایی خود آن‌چنان سازگار شد از دیدن می ترسید.
«بردونی» با نابينايی كنار آمد و عادت را به جای رنج جايگزين آن كرد؛ تا جايی كه اوگفته است: «گمان نمی كنم از كوری رنج ببرم، زيرا از يك طرف آن را با شعر عوض كرده‌ام و از طرف ديگر حواس جزء ويژگی‌های بشری نيستند، چون حس بويايی موش و حس بينايی كلاغ از انسان قوی ‌تر است. انسان و حيوان در حواس و غرايز و نواقص جسمانی با يكديگر مشترك‌اند. چه بسا نديدن، از من فيلسوفی بزرگ به وجود آورد. همانگونه كه نقص شنوايی، باعث شد كه بتهوون بزرگترين موسيقی دان جهان شود و نقص بينايی در وجود ابوالعلاء معری دروازه‌های بصیرت و دانایی را گشود چرا که شنيدن با گوش‌ها و ديدن با چشم‌ها، امری است عادی. اما ديدن با قلب و استعداد‌های عقلی و بينش یک ویژگی منحصر به فرد است و نابينايی، يك دوست و همراه برای من شده و با نفس و روانم بيشتر از شعر مأنوس گشته است» .