پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اختلال شخصیت اسکیزوئید و اختلالات شخصیت

– این الگوی پایدار را نمیتوان به آثار فیزیولوژیک یک ماده (مثلاً مواد سوء مصرفی یا داروهای تجویزی) یا یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد (گنجی، 1392).
4-2 انواع اختلالات شخصیت
DSM-5، بر اساس شباهتهای توصیفی اختلالات شخصیت آنها را به سه گروه تقسیم میکند. افراد مبتلا به اختلالات گروه A (اختلالات شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپال) معمولاً عجیب و غریب به نظر میرسند. افراد مبتلا به اختلالات گروه B (اختلالات شخصیت آنتیسوشال (ضداجتماعی)، بوردرلاین (مرزی)، هیستریونیک (هنرپیشه) و نارسیستیک (خودشیفته)) معمولاً دراماتیک، هیجانی یا غیرقابل پیشبینی به نظر میرسند. گروه C شامل اختلالات شخصیت اجتنابگر، وابسته و وسواسی- اجباری است. وجه اشتراک این اختلالات ترس و اضطراب است.
اختلالات شخصیت گروه A
سه اختلال شخصیت (پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپال) ویژگیهای مشترکی دارند که به بعضی سمپتومهای پسیکوتیک در اسکیزوفرنی شبیه هستند.
اختلال شخصیت پارانوئید
این اختلال رایجترین اختلال است که 3/2 درصد تا 4/4 درصد مردم را به خود مبتلا میکند (آمار DSM-5). افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید همیشه درباره دیگران شکاک هستند و به آنها اعتماد ندارند. آنها حرفهای بدون منظور دیگران را ترسناک و اضطرابآور مییابند و نیاتشان را بدخواهانه تلقی میکنند. مبتلایان به اختلالات شخصیت پارانوئید در هر رویدادی «تهدیدی» پنهان جستجو میکنند و عدم اعتمادشان به دیگران فراگیر و غیرقابل تغییر است. اگر کسی بگوید که تفسیر پارانوئیدی آنها از رویدادها ممکن است اشتباه باشد، به گوینده نیز شک میکنند و اعتمادشان را از دست میدهند. به همین دلیل افراد مبتلا به اختلال شخصیت پرانوئید از دوستیهای نزدیک اجتناب میورزند، ناگهان از دست دیگران خشمگین میشوند و نسبت به آنها پرخاش میکنند و آنقدر به دیگران بدبین و بیاعتماد میشوند که نمیتوانند کار خود را به خوبی انجام دهند. این افراد اغلب فکر میکنند که دیگران به آنها خیانتی عمیق و برگشتناپذیر مرتکب شدهاند، هر چند برای اثبات آن هیچ سندی عینی ندارند. آنها حتی گفتههای تحسینآمیز و با حسن نیت دیگران را ایرادجویی تلقی میکنند. مثلاً اگر کسی به افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئیدی پیشنهاد کار بدهد، اینطور تفسیر خواهند کرد که پیشنهادکننده به طور غیرمستقیم میخواهد نشان دهد که آنها بیکار هستند یا در شغل فعلی خود موفق نیستند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید همیشه گوش به زنگ هستند تا نیات بدخواهانه دیگران را کشف کنند، کینه به دل میگیرند، به محض آن که فکر میکنند کسی از آنها ایراد گرفته است به او حمله میکنند، مردم را حسود میدانند و برای اثبات حرف خود، دلایل سطحی و بیمنطق ارائه میدهند. آنها فکر میکنند که در مقابل افراد بدخواه باید از خود دفاع کنند و به همین دلیل معتقدند که باید روی اطرافیان به شدت کنترل داشته باشند و در نتیجه، از آنها به دادگاه شکایتهای حقوقی میکنند. همچنین، دیگران را مسئول همه مشکلات زندگی خود میدانند. سبک اسنادی آنها به سبک اسنادی افراد اسکیزوفرن با توهمات پارانویایی شباهت زیادی دارد (کرینگ و همکاران، 2012).
معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت پارانوئید
– بدبینی و عدم اعتماد فراگیر به دیگران، طوری که فرد انگیزهها و نیات دیگران را بدخواهانه تلقی میکند. این طرز فکر در اواخر نوجوانی و قبل از اوایل بزرگسالی شروع شده است و در شرایط مختلف حضور دارد و چهار مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان میدهند.
1- فرد فکر میکند که دیگران از او سوء استفاده میکنند، به او آسیب میرسانند، یا فریبش میدهند بدون آنکه دلیل کافی برای این ادعا داشته باشد.
2- فکر و ذهنش دایماً مشغول شک و تردیدهای ناموجه درباره وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان و همکاران است.
3- به درد دل کردن با دیگران تمایل ندارد؛ زیرا بیدلیل میترسد اطلاعاتی که در میان میگذارد با بدجنسی علیه او به کار بروند.
4- حرفهای بیمنظور و مهربانانه دیگران و رویدادهای کاملاً خنثی را حرفها یا رویدادهایی تحقیرآمیز یا تهدیدآمیز تلقی میکند.
5- به طور دایم کینه نگه میدارد (توهینها، جریحهدار شدن احساسات و انتقادها را نمیبخشد).
6- حملاتی را علیه شخصیت و آبروی خود کشف میکند که برای دیگران مشخص و آشکار نیست و به سرعت با عصبانیت یا با حمله متقابل به آنها واکنش نشان میدهد.
7- به طور مکرر، بدون توجیه منطقی، درباره وقاداری همسر یا نامزد خود شک میکند.
– این بیاعتمادی صرفاً در طول اسکیزوفرنی، یکی از اختلالات دوقطبی، یا اختلال افسردگی عمده به همراه خصوصیات پسیکوتیک، یا یک اختلال روانی دیگر روی نمیدهد و نمیتوان آن را به آثار فیزیولوژیک یک عارضه پزشکی دیگر نسبت داد.
اختلال شخصیت اسکیزوئید
مبتلایان به اختلال شخصیت اسکیزوئید افرادی منزوی هستند که با هیچ کس رابطه ندارند یا روابط آنها بسیار محدود است (مثلاً تنها با یک فامیل درجه یک). آنها هیجانات عادی نسان نمیدهند و از فعالیتهای مختلف لذت روحی یا فیزیکی زیادی نمیبرند. اسکیزوئیدها ترجیح میدهند بیشترین وقت خود را تنها باشند و به مشاغل و تفریحات بپردازند که ملزم به عامل با دیگران نباشند (مثلاً نگهبان شب، یا راننده تریلی). این افراد، اگر تماس اجتماعی نسبتاً اندکی داشته باشند، میتوانند در شغل خود موفق و مؤثر باشند، با این حال، ترجیح میدهند از دیگران دور باشند و شغلهای انفرادی پیشه کنند. نه تحسین و نه ایرادگیری، آنها را تحت تأثیر قرار نمیدهد و فعالیتهای فکری و مکانیکی مثل بازیهای ریاضی یا کامپیوتری را به تجربههای زندگی واقعی ترجیح میدهند. بعضی روانشناسان بالینی اعتقاد دارند که بین سمپتومهای اوتیم و اختلال شخصیت اسکیزوئید رابطه وجود دارد. برای مثال، بیتفاوتی هیجانی و تمایل به انزوا و عدم مراوده اجتماعی به سمپتومهای اوتیسم شبیه است و بعضی شواهد نشان میدهد که بین اوتیسم و اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است رابطه ژنتیک وجود داشته باشد.
اصطلاح اسکیزوئید اندکی قدیمی است: اویپن بلویلر در سال 1924 از این کلمه برای توصیف کسانی استفاده کرد تا تمایل دارند به درون خود مراجعه کنند و از دنیای بیرونی رویگردان هستند. اسکیز مخفف اسکیزوفرنی است. اوئید نیز ریشه یونانی دارد و به معنای فرم، حالت، شکل است. اسکیزوئید در لغت به معنای «شبیه به اسکیزوفرنی» یا «به شکل اسکیزوفرنی» است(گنجی، 1392).
معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت اسکیزوئید
– فرد تقریباً در همه جوانب زندگی از روابط اجتماعی گریزان است و در شرایط (ستینگهای) میانفردی، هیجانها و احساسات بسیار محدودی نشان میدهد. این وضعیت قبل از اوایل بزرگسالی شروع شده است و در شرایط مختلف حضور دارد و چهار مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان میدهند.
1- به روابط میانفردی نزدیک (از جمله عضوی از یک خانواده بودن) نه تمایل دارد و نه از آنها لذت میبرد.
2- تقریباً همیشه فعالیتهای انفرادی را انتخاب میکند.
3- به تجربههای سکشوآل با یک فرد دیگر علاقه اندکی دارد یا اصلاً علاقه ندارد.