پایان نامه ارشد رایگان با موضوع شورای نگهبان و قانون اساسی

قانون امور حسبی، برای مواقع عادی سه نوع وصیتنامه پیش بینی کرده است:
Widget not in any sidebars

رسمی- خودنوشت- سری (ماده 276 امور حسبی)
وصیتنامه ها از جهات زیر با هم تفاوت دارند:
1. وصیتنامه ها دارای قوه اثباتی و اعتبار مساوی نیست، و از این لحاظ وصیتنامه رسمی بر سایر اقسام وصیت، که به موجب سند عادی، تنظیم می شود برتری دارد.
2. تکالیف و تشریفاتی که موصی یا اشخاص ذی نفع برای اجزاء وصیت باید انجام دهند، در این وصیتنامه ها یکسان نیست. موصی در انتخاب هر یک از این سه قسم، آزادی کامل دارد و می تواند وصیت خود را به صورت رسمی یا سری و یا خودنوشت، انشاء کند ولی این آزادی در صورتی وجود دارد که موصی شرایط مادی و معنوی لازم را برای وصیتنامه مورد انتخاب داشته باشد. برای مثال: شخصی که مایل است وصیتنامه سری تنظیم کند، باید علاوه بر داشتن سواد، قادر به نوشتن نیز باشد. از این مقررات استنباطی می شود که در وضع عادی، وصیت باید در تمامی موارد کتبی باشد. قانونی در این مورد حکم صریحی نداده است ولی از مجموعه مقررات و اشکال پیش بینی شده، چنین تعبیر می شود که وصیت شفاهی در دادگاه، قابل ترتیب اثر و اثبات نیست و فقط اشخاص ذی نفع می توانند با اقرار به صحت، آن وصیت را اجرا نمایند. (ماده 291 قانون امور حسبی) یعنی با شهادت نمی توان وصیت را اثبات کرد و این درست مخالف قاعده ای است که در فقه شهرت دارد. شورای نگهبان بر پایه ی همین شهرت در نظر شماره ی 2639- 4/8/67 اعلام کرده است که ماده ی 291 قانون امور حسبی برخلاف موازین شرعی است ولی این اعلام، اعتبار قانون موجود را از بین نمی برد، هرچند که دادگاه مدنی خاصی آن را اجرا نکند.
سوالی در این باب مطرح می شود که آیا شورای نگهبان، حق نسخ یا ابطال قوانین موجود را دارد؟
شورای نگهبان از اختیاری که اصل چهارم قانون اساسی، درباره ی تمیز مشروع بودن قوانین به آن نهاد اعطا کرده نتیجه گرفته است که حق الغای قوانین موجود را نیز دارد.
ولی این اقدام که فراتر از نسخ قانون و در حکم ابطال آن است، قابل انتقاد به نظر می رسد زیرا استفاده از قوای عمومی، تنها راه تشریفات و آیین ویژه آن امکان دارد چنان که هیچ کس قاضی را در خیابان و منزل خود و خارج از پرونده ای که به او ارجاع شده دارای صلاحیت نمی داند و برای مردم کوچه و بازار با این که خداوند آنان را حاکم بر سرنوشت اجتماعی خویش، ساخته است حق وضع قانون نمی شناسد و تردید نیست که باید این قوه از طریق انتخابات و مجلس اعمال شود . شورای نگهبان نیز تنها از راه آیین ویژه ای که در قانون اساسی برای اعمال صلاحیت او پیش بینی شده و در همان حدود، می تواند از اختیار مندرج در اصل چهارم، که ناظر بر اصول کلی است استفاده کند.
پس ادعای داشتن اختیار ابطال قانون بر مبنای این اصول قابل پذیرش نیست. به ویژه که ابطال قانون بدون این که متنی جایگزین آن شود، نظام حقوقی را دچار خلاء‌می کند و باعث آشفتگی حقوقی است بر مبنای اصل چهارم قانون اساسی، می توان قوانینی را که از این پس نیز تصویب می شود ابطال کرد در حالی که هیچ کس این نتیجه را نمی پذیرد.
3-1-2-وصیت نامه ی خودنوشت:
وصیت خودنوشت در اصطلاح قانون امور حسبی، وصیتی است که (تمام آن به خط موصی نوشته شده و دارای تاریخ روز و ماه و سال، به خط موصی بوده و به امضاء‌او رسیده باشد) (ماده 278 امور حسبی) این شکل وصیت دارای منافع زیادی است از جمله:
از نظر تنظیم سند و عدول از آن برای موصی و به ویژه بیماران، ساده ترین اقسام وصیتنامه است برای تنظیم این وصیتنامه کافی است موصی باسواد باشد تا بتواند هیچ گونه تشریفاتی آخرین اراده ی خود را بیان کند. همچنین برای کسانی که میل دارند وصیت آنان پنهان بماند، وصیتنامه ی خودنوشت بهترین تضمین است و برای موصی هیچ هزینه ای هم ندارد و امروز معمول ترین اقسام وصیتنامه ها است تنها عیبی که وصیتنامه ی خودنوشت دارد عادی بودن سند است که به آسانی، تحریف می شود و قابل از بین بردن است: اشخاص ذی نفع و وارثان موصی به راحتی می توانند با از بین بردن وصیت نامه یا تحریف عبارت آن از اجرای اراده ی موصی جلوگیری کنند.
همچنین اگر این وصیتنامه به گونه ای از بین برود تهیه ی نسخه دیگر آن برای اشخاص ذی نفع امکان ندارد و چون ادعای فقدان وصیت نیز اصولا در دادگاه قابل امتناع ‌نیست (ماده 298 قانون امور حسبی) فقدان وصیت، خواه قهری باشد یا به عمد وصیت را از بین می برد ولی وصیتنامه رسمی و سری این عیوب را ندارد.
این معایب با امانت گذاردن وصیتنامه نزد دوست یا خویشاوندی مورد اعتماد قابل جبران است.
3-1-2-1- تشریفات در تنظیم وصیتنامه خودنوشت
به موجب ماده 278 قانون امور حسبی، در وصیتنامه ی خودنوشت سه شرط ضروری است:
1. تنظیم و تحریر تمام محتویات وصیتنامه توسط شخص موصی
2. تعیین تاریخ وصیت
3. امضاء‌موصی
سایر تشریفاتی که به طور معمول در تنظیم این وصیت رعایت می شود از نظر قانونی زائد است.
مثلا: ضرورتی ندارد که موصی، محل تنظیم وصیتنامه را در آن قید کند.
تمام وصیتنامه باید به دست موصی تحریر شده باشد؛ یعنی موصی باید برای تنظیم وصیتنامه خودنوشت، باسواد باشد. نوع خط اهمیتی در اعتبار وصیتنامه ندارد حتی نابینایان می توانند به وسیله ی خط ویژه ای که برای بیان اراده ی آنان اختراع شده است وصیتنامه ی خودنوشت تنظیم کنند.
3-1-2—2- نوشتن وصیتنامه خودنوشت:
وسیله و افراز نوشتن نیز تاثیری در این عنصر ندارد شاید ارسال وصیتنامه به دادگاه صالح، و از مطالعه ی تشریفات افتتاح وصیتنامه (مواد 292 تا 297 قانون امور حسبی) بتوان چنین نتیجه گرفت که دست کم وصیت، باید به روی اشیاء‌منقول نوشته شود تا تقدیم آن به دادگاه امکان داشته باشد.