پایان نامه ارشد رایگان با موضوع هویت دینی، آموزش و پرورش، میزان استفاده، وزارت ورزش و جوانان

عصر كنوني، احساس پوچي، سرگرداني و بي‌هدفي است؛ هويت بيش از پيش اهميت مي‌يابد و در هويت ديني ما، آنچه انسان را از پوچي خارج مي‌كند، جهان‌بيني الهي است. چرا كه مذهب به آدم‌ها ارزش مي‌دهد؛ لذا يكي از آثار مهم هويت ديني، هدفمند كردن انسان‌ها است.
به نظر می‌رسد مهم‌ترين پيامد منفی كه ترويج و گسترش اين شبكه‌ها می‌تواند در جامعة امروز ما داشته باشد، تبليغات ضد دينی و القای شبهات به منظور تخريب و استحاله‌ي باورها و اعتقادات در اين رسانه‌هاست كه ممكن است از سوی گروه‌های مغرض و با اهداف از پيش تعيين شده انجام گيرد. اين تخريب در راستای همان جنگ نرم و رويكرد تهاجمی غرب در قبال جهان اسلام است كه با هدف دين‌زدايی و حمله به مقدسات، افكار عمومی؛ به‌خصوص نخبگان را نشانه می‌گيرد و از آن‌جا كه تشكيلات اداری و مراكز فعاليت اين شبكه‌ها عمدتاً در غرب قرار گرفته‌اند اين امر معنی‌دارتر و نمايان‌تر می‌شود.
حرکت شبکه‌های اجتماعی به سمت وب معنايي10 11احتمالاً تأثير زيادی بر روی شکل‌دهی هويتي متفاوت در کابران خواهد داشت. ارتباط گسترده‌تر از طريق مفهوم و شکل‌دهی معانی مورد نظر در ذهن مخاطب گام بلندی در ترغيب‌کردن کاربر به انتخاب هويت ارائه شده توسط شبکه‌های اجتماعی خواهد بود. اما توجه و تشخيص اين‌مهم براي رسيدن به راه‌كارهاي مناسب، مستلزم انجام پژوهش‌هاي متفاوت در اين حوزه است تا با شناختي عميق و علمي، زمينه را براي برنامه‌ريزي‌هاي هوشمندانه و متناسب با شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه و علي‌الخصوص براي جوانان و دانشگاهيان به عنوان جامعه‌ي هدف كه از جمله بيشترين كاربران اين شبكه‌ها نيز به حساب مي‌آيند؛ فراهم‌كرد.
اطلاعات ونتايج چنين پژوهشي مي‌تواند براي دستگاه‌هاي سياستگذار و برنامه ريزان فرهنگي از جمله شوراي عالي فضاي مجازي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، شازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي و وزارت آموزش و پرورش مورد استفاده قرار گيرد.

3-1) اهداف پژوهش
شناخت رابطه‌ي ميان ويژگي‌هاي فردي كاربران با هويت ديني و عوامل سياسي، فرهنگي و اجتماعي كه با هويت ديني در شبكه‌هاي اجتماعي رابطه‌ي معني‌دار دارند از جمله مهم‌ترين اهداف اين پژوهش به حساب مي‌آيد.
شبکه‌های اجتماعی به شکل خیره‌کننده‌ای در حال افزایش بوده و برای جذب مخاطبان بیشتر سعی در ارائه‌ي خدمات بهتر و متنوع‌تری دارند و همین مسأله باعث شده است افراد بیشتر، مدت زمان بیشتری را نیز در این شبکه‌ها حضور داشته باشند و این حضور مستمر به عنوان کاربران فعال هنگامی که با دیدگاه‌ها، نظرات و فرهنگ‌های متفاوت مواجه می‌شوند، به‌طور جدی از نظر هویتی دچار چالش شده و همین چالش‌ها ممکن است هویت افراد را نیز دستخوش تغییر کند؛ هدف كلي اين تحقيق رسيدن به اين مسأله است كه وجود شبكه‌هاي اجتماعي و بهره‌گيري، عضويت و حضور در اين شبكه‌ها؛ چقدر مي‌تواند هويت ديني جوانان اين مرز و بوم را دستخوش تغيير كرده و به سمت زوال يا اضمحلال بكشاند؟
و اين‌كه آيا اصولاً به‌خاطر چالش‌هايي كه از ناحيه‌ي اين شبكه‌ها ممكن است براي جامعه‌ي جوان ايران بوجود آيد، مي‌توان به مقابله با آن برخاست يا بايد راه‌هاي ديگري را جستجو كرد؟
شناسايي چالش‌هاي شبكه‌هاي اجتماعي مجازي براي جوانان ايراني و راه‌هاي مقابله با آن و همچنين شناسايي پايگاه اقتصادي-اجتماعي كاربران و رابطه‌شان به هويت نيز از جمله اهداف فرعي اين پژوهش به حساب مي‌آيد.

4-1) سؤالات پژوهش
شبکه‌های اجتماعی و آثار و پیامدهای آن با توجه به دیدگاه‌های متفاوت از حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، همواره به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی محقق در دوران تحصیل این سؤالات به ذهن متبادر می‌كرد که:
1- آیا هویت دینی در بين افرادي كه عضو شبکه‌های اجتماعی هستند با کسانی که در این شبکه‌ها عضویت ندارند، متفاوت است؟
2- مدت زمان استفاده کاربران شبکه‌های اجتماعی از این شبکه‌ها چه‌قدر می‌تواند با هویت دینی آنان رابطه‌ي معنی‌دار داشته باشد؟
3- میزان استفاده از این شبکه‌ها تا چه‌حد می‌تواند بر هویت دینی آنان تأثیر داشته‌باشد؟
4- آیا نوع و کیفیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی بر هویت دینی کاربران آن مؤثر است؟
5- هدف استفاده‌ي کاربران شبکه‌های اجتماعی تا چه میزان می‌تواند با هویت دینی ایشان رابطه‌ي معنی‌دار داشته‌باشد؟
6- میزان مشارکت کاربران شبکه‌های اجتماعی در تعامل با دیگران در این فضا چه‌قدر می‌تواند با هویت دینی آن‌ها رابطه معنی‌دار داشته باشد؟
7- آیا شرایط و ویژگی‌های فردی کاربران با هويت ديني آنان رابطه‌ي معني داري دارد؟
8- آیا طبقه اجتماعی کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز می‌تواند با هویت دینی آنان رابطه‌ي معنی‌دار داشته باشد؟
5-1) فرضيه‌هاي پژوهش
با توجه به اين سؤال اصلي كه ” شبكه‌هاي اجتماعي چه آثار و پيامدهايي بر هويت ديني كاربران دارند؟” فرضيه‌ها بر اين مبنا شكل گرفته است :
فرضيه اول: هويت ديني در دانشجوياني كه عضو شبكه‌هاي اجتماعي هستند با سايرين تفاوت معناداري دارد؛ يعني دانشجوياني كه عضو شبكه‌هاي اجتماعي مجازي نيستند، از نظر پايگاه ديني و اعتقادات مذهبي نسبت به كساني كه در اين شبكه‌ها عضو هستند، جايگاه برتر و بالاتري دارند.
فرضيه دوم: بين مدّت استفاده‌ي کاربران از شبكه‌هاي اجتماعي و هويت ديني آن‌ها رابطه‌ي معنی‌دار وجود دارد؛ يعني كاربراني كه مدت‌زمان بيشتري را در فضاي شبكه‌هاي اجتماعي حضور دارند احتمال دارد كه از نظر پايبندي به باورهاي ديني در مرتبه‌ي پايين‌تري قرار داشته‌باشند و برعكس كاربراني كه مدت‌زمان كمتري را در اين شبكه‌ها حضور دارند ( آنلاين هستند ) احتمال دارد كه از نظر باورها و اعتقادات ديني در مرتبه‌ي بالاتري قرار داشته‌باشند.
فرضيه سوم: بين ميزان استفاده‌ي کاربران از شبكه‌هاي اجتماعي و هويت ديني آن‌ها رابطه وجود دارد؛ يعني هر چه ميزان استفاده‌ي کاربران از اينترنت افزايش يابد، بيشتر احتمال مي‌رود که هويت ديني در آنان كمرنگ‌تر شده و برعکس هر چه ميزان استفاده کاربران از اينترنت کاهش يابد، بيشتر احتمال مي‌رود که هويت ديني سنتي و پررنگ‌تر داشته باشند.
فرضيه چهارم: بين نوع استفاده‌ي کاربران از شبكه‌هاي اجتماعي و هويت ديني آن‌ها رابطه وجود دارد؛ يعني هر چه کاربران بيشتر در معرض و مواجهه‌ي محتوای خبري، علمي و آموزشي شبكه‌هاي اجتماعي باشند، بيشتر احتمال دارد که هويت ديني آنان حفظ شده و در قالب سنتي باقي بماند و برعکس هرچه کاربران بيشتر در معرض و مواجهه‌ي محتوای تفريحي و سرگرمي شبكه‌هاي اجتماعي باشند، بيشتر احتمال دارد که هويت ديني كم‌رنگ يا بازتابي داشته باشند.
فرضيه پنجم: بين هدف کاربران در استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي و هويت ديني آن‌ها رابطه‌ي معنی‌دار وجود دارد؛ يعني هرچه اهداف کاربران در استفاده از شبكه‌هاي مجازي ابزاري و کاربردی باشد؛ بيشتر احتمال دارد که هويت ديني سنتي‌تر و اصيل‌تري داشته باشند و برعکس هر چه اهداف کاربران در استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي بي‌هدف باشد؛ بيشتر احتمال مي‌رود که هويت ديني كم‌رنگ‌تري‌ داشته باشند.
فرضیه ششم: بين ميزان مشارکت کاربران در استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي و هويت ديني آن‌ها رابطه‌ي معنی‌دار وجود دارد؛ يعني هرچه کاربران در استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي به سبب ويژگي تعاملي‌شان بیشتر مشارکت‌‌جو باشند؛ بيشتر احتمال دارد که هويت ديني آنان كم‌رنگ‌تر باشد و برعکس هر چه کاربران در استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي غيرمشارکت‌‌جو‌ باشند؛ بيشتر احتمال دارد که هويت ديني اصيل‌تري داشته باشند.
فرضیه هفتم: بين ويژگي‌هاي فردي- اجتماعي کاربران شبكه‌هاي اجتماعي و هويت ديني آن‌ها رابطه وجود دارد؛ يعني سطح زندگي، ميزان درآمد، سطح تحصيلات و موقعيت اجتماعي خانوادگي ( يا به عبارتي طبقه و پايگاه اجتماعي ) كاربران نيز در هويت ديني آنان دخالت دارد، و هرچه كاربران از پايگاه اجتماعي بالاتري برخوردار باشند، احتمالاً هويت ديني آنان مدرن و كم‌رنگ‌تر است و برعكس كاربراني كه در پايگاه اجتماعي پايين‌تري قرار دارند احتمال دارد كه از هويت ديني اصيل‌تر و سنتي‌تري برخوردار باشند.

6-1) كاربران پژوهش
با توجه به محتواي پژوهش حاضر و نتايجي كه مي‌تواند تحليل‌هاي اين تحقيق به‌دست دهد، به همراه آمارها و تجزيه و تحليل‌هاي داده‌ها و يافته‌هاي پژوهش به سياست‌گذاران و برنامه‌ريزان فرهنگي كشور كمك خواهد كرد تا به استفاده از آن بتوانند در جهت برنامه‌ريزي‌هاي كلان فرهنگي جامعه با مستندات قابل تعميم، گام‌هاي اجرايي مناسب‌تري در اين‌حوزه برداشته و منطبق بر واقعيت‌هاي موجود جامعه و بدور‌ از هرگونه پيش‌داوري در مواجهه با دو مقوله ” اينترنت – شبكه‌هاي اجتماعي – و جوانان ” سياست‌گذاري نموده و برنامه‌هاي اجرايي لازم را تدوين نمايند.
شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي؛ مركز پژوهش‌هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران؛ وزارت ورزش و جوانان، وزارت آموزش و پرورش، سازمان تبليغات اسلامي و كليه‌ي سياست‌گذاران و متوليان اجرايي امورفرهنگي كشور در زمره‌ي كاربران اين پژوهش به‌حساب مي‌آيند.

7-1) محدوديت‌هاي پژوهش
فعاليت پژوهشي به شيوه‌ي پيمايشي همواره با مشكلات و محدوديت‌هايي روبرو است كه اين پژوهش نيز از آن محدوديت‌ها برخوردار بوده‌است.
اينكه دانشجويان به راحتي يا با انگيزه‌ي كامل به اين پرسشنامه‌ها پاسخ نمي‌دهند، يكي از اين محدوديت‌ها است.
در اين پرسشنامه بخصوص چون سؤالات تا حد بسيار زيادي شخصي‌تر از سؤالات معمول بود و پرسش از اعتقادات خود و خانواده‌ي پرسش شوندگان داشت، باعث شده بود كه اين احتياط و عدم پاسخگويي به سؤالات كمي بيشتر از حد معمول و طبيعي آن باشد؛ به طوري كه از بين بيش از 500 پرسشنامه توزيع شده قريب به 279 پرسشنامه از سوي پرسش شوندگان دريافت شد. اما نكته قابل توجه اين بود كه اغلب پرسش شوندگان خود نيز علاقه‌مند بودند كه بدانند نتيجه اين پژوهش چه مي‌شود.
متأسفانه از طريق مجاري قانوني و منابع در دسترس عموم امكان دريافت جديدترين آمار تعداد دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران به تفكيك جنس، نوع دانشگاه و مقطع تحصيلي وجود نداشت و حتي اين اطلاعات در سايت وزارت علوم نيز به روز نبود كه از طريق نامه‌نگاري و رابطه‌هاي دوستانه موفق به دريافت اين آمار شدم كه اگر چنين ارتباطي نبود، تعيين جامعه آماري و به تبع آن انتخاب تعداد حجم نمونه بايد بر مبناي اطلاعات 4 سال گذشته صورت مي
‌گرفت كه به طور حتم به اعتبار نتايج حاصل از پژوهش لطمه مي‌زد.

مقدمه

امروزه كمتر كسي در اين گزاره شك مي‏كند كه جهان وارد عصر تازه‏اي شده که نماد آن اهميت يافتن اطلاعات است. بسياري از دانشمندان و صاحب‌نظران علوم اجتماعي بر اين باورند كه تركيب و همگرايي فناوري‏هاي ارتباطي و تجديد ساختار نظام سرمايه‏داري در دهه‏هاي اخير ما را وارد عصر و جامعه‌ی تازه‏اي كرده است. 
اقتصاد جهاني مبتني بر اطلاعات، توسعه‌ی فناوري‏هاي ديجيتالي و فشردگي زمان و مكان از ويژگي‏هاي اين عصر است. موتور محركه‌ی اين تحولات، انقلاب و انفجار اطلاعات و تحولات پرشتاب علمي و فناورانه بوده‌است. در اين فرآيند، ابتدا رايانه‏ها به جامعه راه می‌‏يابند و سپس رايانه‏هاي شخصي به منازل و حوزه‏هاي خصوصي افراد و خانواده‏ها وارد مي‌شوند و بزرگراه اطلاعات را از وسط منازل عبور مي‏دهند. وصل شدن رايانه‏ها به خطوط تلفن و دسترسي آسان و نسبتاً كم‏هزينه به اينترنت، افراد را به اطلاعات انبوه و جهاني متصل ساخته و اين همه، جنبه‏هاي مختلف زندگي ما را تحت تأثير قرار مي‏دهد. يكي از

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *