پایان نامه ارشد رایگان درباره مخاصمات مسلحانه و سازمان ملل متحد

الف- آموزش و پرورش بايد اجباري باشد و رايگان در دسترس عموم قرار گيرد.
ب- آموزش و پرورش متوسطه به اشكال مختلف از جمله آموزش و پرورش فني وحرفه‌اي متوسط بايد تصميم یابد و به كليه وسايل مقتضي به ويژه به وسيله معمول كردن آموزش و پرورش مجاني به تساوي كامل بر اساس استعداد هر كس در دسترس عموم قرار گيرد.
ج- آموزش و پرورش پايه اساسي بايد حتي الامكان براي كساني كه فاقد آموزش و پرورش ابتدائي بوده و یا آن را تكميل نكرده باشند تشويق و تشديد بشود.
د- توسعه شبكه مدارس در كليه مدارج بايد فعالانه دنبال شود و نيز بايد‌یك ترتيب كافي اعطاء بورسها بر قرار گردد و شرايط مساوي معلمان بايد پيوسته بهبود یابد»(دفتري: 1348، 276).
ج. كنوانسيون حقوق كودك: ماده 28 كنوانسيون حقوق كودك آموزش و پرورش را در زمره حقوق بديهي كودكان قلمداد نموده است. فراهم كردن زمينه‌هاي آموزش و پرورش از طرفي و توسعه انواع و اقسام آموزش و پرورش‌هاي عمومي و حرفه‌اي از طرف ديگر از ساير وجوهي است كه به آن توجه گرديده و دادن راهنمايي‌هاي لازم و قرار دادن اطلاعات آموزشي و حرفه‌اي در اختيار كودكان نيز از نكات عمده‌اي است كه نه ‌تنها در سطح محلي، بلكه در 4 ماده ديگري هستند كه بر اصول وحدت، سطوح ملي و بين‌المللي بايستي انجام شود. تقويت كننده ماده 28بخش تأكيد مي‌كنند. ماده 2 درباره عدم تبعيض، ماده 3 درباره عالي‌ترين منافع كودك، ماده 6 درباره حق كودكان براي برخورداري از زندگي، بقاء و حيات توأم با سلامت جسمي و رواني تأكيد مي‌كند. عدم ثبت رسمي تولد كودكان ‌یكي از موارد در خطر قرار دادن آنها مي‌باشد، زيرا بدون گواهي ثبت تولد، كودك به‌طور رسمي ‌یك شهروند محسوب نمي‌شود و از دسترسي كافي به خدمات اساسي، بهداشتي و آموزش‌هاي پايه محروم مي‌گردد. ماده 7 كنوانسيون حقوق كودك مقرر مي‌دارد: «تولد كودك، بلافاصله پس از بدنيا آمدن ثبت مي‌شود و از حقوقي مانند داشتن حق نام كسب تابعيت و در صورت امكان شناسايي والدين و قرار گرفتن تحت سرپرستي آنها برخوردار مي‌باشد». دولت‌هاي عضو كنوانسيون اين حقوق را مطابق قوانين ملي و تعهدات خود طبق اسناد بين‌المللي مربوط به اين زمينه لازم‌الاجرا تلقي خواهند كرد. در اصل سوم اعلاميه جهاني حقوق كودك آمده است كه كودك بايد از بدو تولد صاحب اسم و مليت گردد(زحمتکش، 1384، 10).
4-1-5- حمايت از اطفال در بزه‌ديدگي آنها در مخاصمات مسلحانه
وجود مخاصمات بشري كودكان را كه آسيب‌پذيرتر از ديگران مي‌باشند، تحت تأثير قرار داده و با ايجاد شرايط مبهم زندگي رشد فيزيكي و روحي و رواني آنها را به شدت دگرگون مي‌سازد. كودكان همواره از قربانيان اوليه درگيري‌هاي نظامي هستند، حتي اگر كشته یا زخمي نشوند، ممكن است والدين خود را از دست بدهند و یا دچار ضربه‌ها و صدمات روانشناختي و اجتماعي ناشي از قرار گرفتن در معرض خشونت، مهاجرت و جابه‌جائي‌هاي درون كشوري، فقر یا از دست دادن ديگر عزيزان شوند. بزه‌ديدگي فيزيكي و رواني كودكان در شرايط سخت و طاقت فرساي جنگ شدت و حدت بيشتري مي‌يابد. تمام اشكال بزه‌ديدگي مي‌تواند به نوعي در اوضاع و احوال مخاصمه جاري باشد. هرچند تمام كودكان كه در كشور جنگ زده به سر مي‌برند به نوعي بزه‌ديده و در معرض خطر بزه‌ديدگي قرار دارند، اما به نظر مي‌رسد بزه‌ديدگان اصلي و واقعي در مخاصمات كودكان آواره و بي‌سرپرست باشند(نمامیان: 1391، 97).
4-1-5-1- بررسي وضعيت كودكان آواره و بي‌سرپرست
كودكان آواره و بي‌سرپرست از جمله كودكان قرباني جنگ و مخاصمات مسلحانه داخلي هستند و جابجايي كودكان براي پرهيز از مشكلات جنگ در داخل و خارج از كشور و از دست دادن ‌یكي از والدين یا هر دوي آنها به دليل وضعيت جنگي،‌ یكي از دستاوردهاي منفي اين پديده است. كودكان در بيشتر موارد قربانيان غير مستقيم جنگ و مخاصمات مسلحانه داخلي هستند كه در اين ميان وضعيت دوگروه كودكان آواره و بي‌سرپرست بيشتر از ساير موارد قابل تأمل و بررسي است(بيگدلي:1380، 6).
كودكان آواره در مقايسه با بزرگسالان آواره به دليل آسيب‌پذيريي خود با خطرات جسمي و روحي بيشتري مواجه مي‌شوند كه حمايت ويژه‌اي را طلب مي‌كند. مشكل كمبود مواد غذايي، مسكن، بيماري‌هاي مسري و غيرمسري جدايي از خانواده، سربازي اجباري و حتي سوءاستفاده‌هاي جنسي و قطع تحصيلات از جمله عواملي هستند كه رشد جسمي و روحي آنان را با مشكلات روبرو مي‌سازد. حتي در اردوگاه‌ها به دليل شرايط نامناسب بهداشتي، تعارضات فرهنگي بين ساكنان اردوگاه‌ها، كمبود مواد غذايي و غيره، شرايط آوارگان و به ويژه كودكان با شرايط طبيعي بسيار فاصله دارد(آفنداک: 1383، 72).
به ‌طور كلي جابجايي و آوارگي كودكان، علاوه بر نتايج جسمي و روحي، عواقب آموزشي و تربيتي نيز به دنبال دارد. در زمان جنگ یا در حين جابجايي و آوارگي ناشي از آن ممكن است كودك پدر و مادر را از دست بدهد كه چنين امري تأثيرات منفي متعددي بر زندگي كودك خواهد داشت و رشد جسمي و رواني كودك را متزلزل خواهد كرد.
4-1-5-2- بازپروري و حمايت عملي از كودكان آواره و بي‌سرپرست
بازپروري و حمايت كودكان هم در زمان جنگ و هم پس از آن‌ یكي از وظايف دولت‌ها است. در مورد كودكان آواره اولين سؤال اين است كه ‌اين كودكان به همراه والدين خود هستند یا خير؟ چرا كه در آنها اولين مسئله توجه به مسائل روحي است كه با تحكيم خانواده صورت مي‌گيرد. در اين خصوص مي‌توان از تكنولوژي ارتباطات براي یافتن والدين و اعضاي فاميل نزديك كودك آواره استفاده كرد. در صورت فقدان اين موارد، كودكان بي‌سرپرست بايد به مراكز نگهداري تحت نظارت از جمله‌ یتيم‌خانه یا هر مكان مطمئن ديگر سپرده شوند(نگهي‌: 1381، 184).
در كنوانسيون حقوق كودك امكان اعطاي كودك بي‌سرپرست در موارد ضروري و به صورت فرزند خواندگي به فاميل‌هاي متقاضي در كشور‌هاي خارجي هم امكان‌پذير است. البته اين راه حل در اين به دليل عدم امكان فرزند خواندگي مسلمان به خارجيان با اشكالاتي روبرو مي‌باشد. لذا بازسازي خانواده اولين قدم در حل مشكلات روحي كودكان آواره است.
الف- نقش سازمان‌هاي غيردولتي و مجامع عمومي در حمايت از كودكان بزه‌ديده
سازمان‌هاي غيردولتي و ساير مجامع مردمي مي‌توانند در حمايت از كودكان قرباني جنگ نقش ارزنده‌اي ايفاء كنند. هم سازمان‌هاي غيردولتي و دولتي و هم مجامع بايد تعليم و تربيت كودكان قرباني جنگ اعم از آواره و بي‌سرپرست را‌ یكي از وظايف اصلي خود قرار دهند. به‌طور كلي مساعدت سازمان‌هاي غير دولتي در سه مورد اهميت زيادي دارد:
اول، ايجاد هسته‌هاي روشنگري و ايجاد حساسيت در سطح داخلي و بين‌المللي
دوم، ايجاد برنامه‌هاي اجرايي ميداني كه سريع بتواند پاسخگوي نيازهاي كودكان باشد
سوم، ارائه پيشنهادها و راه حل‌هاي مناسب در مورد وضعيت‌هاي ويژه(توسلي نائيني: 1389، 49).
ب- مجازات مرتكبان جرايم جنگي بر ضد كودكان
در قطعنامه1261 سازمان ملل متحد، در سال1991 تأكيد شده كه همه دولت‌ها بايد به عدم مجازات ناقضان كنوانسيون‌هاي ژنو 1949 پايان داده، مسئولان را تعقيب كند. براي مثال صندوق ‌یونيسف در تيمورشرقي، كميسيون تحقيق در مورد جرايم بر ضد كودكان تشكيل داد. در همين زمينه، ‌یونيسف و كميسارياي حقوق بشر در جهت ايجاد ‌یك كميسيون ويژه براي جستجوي كودكان ناپديد شده در مخاصمات مسلحانه بين‌المللي و داخلي گام بر مي‌دارند، تا وضعيت غيرقابل تحمل كودكان قرباني جنگ تعديل شود. اساسنامه ديوان كيفري بين‌المللي رم 1998‌یكي از اهدافش مجازات مرتكبان جنايات جنگي بر ضد كودكان است. در اين اساسنامه به كارگيري كودكان زير 15 سال در مخاصمات داخلي یا بين‌المللي و جرائم خشونت‌آميز عليه كودكان مي‌تواند در چهارچوب وظيفه اين ديوان قرار گيرد(صادقي: 1377، 7).
4-1-5-3- بررسي ساير اشكال بزه‌ديدگي در جنگ