پایان نامه دانشجویان دانشگاه شیراز و دانشگاه فردوسی مشهد

اقتصاد اطلاعات
همان‌گونه که بالا ذکر شد دانشجویان خود را از نظر تسلط به خدمات اطلاعاتی و الکترونیکی نسبت به سایر شایستگی‌ها خوب ارزیابی کرده‌اند. در تبیین این یافته‌ی پژوهشی این گونه می‌گوییم که دوران حاضر را عصر انفجار اطلاعات نامیده‌اند. در این عصر کتابخانه‌ها و مراکز اطلاعرسانی با هجوم اطلاعات در شکل‌های گوناگون و درخواست‌های مراجعان برای دستیابی به این اطلاعات مواجه هستند. بنابراین دانشجویان رشته‌ی علم اطلاعات و دانششناسی قبل از ورود به بازار کار، تلاش می‌کنند که خود را از نظر ارائه‌ی خدمات اطلاعاتی غنی سازند تا پاسخگوی نیازهای کاربران کتابخانه‌ها باشند. فناوری اطلاعات تأثیر زیادی بر کتابخانه‌ها و کتابداران داشته است. این دگرگونی‌ها نه تنها بر فرایند فراهم آوری و خدمات کتابخانه، بلکه بر نحوه‌ی دسترسی استفاده کنندگان به اطلاعات و مهارت‌های لازم جهت انجام بهینه‌ی این امر تأثیرگذار بوده است. فناوری جدید باعث شده است که از کتابداران به عنوان متخصصان شبکه، واسطه‌های اطلاعاتی و طراحان نظام یاد شود. هر کدام از این عناوین بیانگر انتظاراتی است که از یک دانشجوی علم اطلاعات و دانششناسی که قرار است در کتابخانه‌ها به عنوان یک کتابدار مشغول به کار شود انتظار می‌رود. بنابراین دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی سعی می‌کنند قبل از هر چیز خود را به خدمات اطلاعاتی و الکترونیکی مجهز کنند. با ورود هر یک از ابزارهای جدید فناوری اطلاعات به بازار، فرایند اطلاعرسانی و خدمات الکترونیکی پیچیدهتر می‌شود و دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی (کتابداران آینده) مجبورند که با این دگرگونی‌ها همگام شوند.
عصر الکترونیکی که در حال حاضر پیش روی ما قرار دارد، در حوزه‌ی علم اطلاعات و دانششناسی سنتی (کتابشناسی، فهرستنویسی و …) نیست، بلکه در حوزه‌ی پردازش اطلاعات خام و دسترسی بدان است. در عصری که اطلاعات به سرعت از کتابشناسی به ذخیره و بازیابی گیگابایت اطلاعات خام سوق می‌یابد، اندیشه بدین امر (علم اطلاعات و دانششناسی سنتی) موجب شکست ما خواهد شد.
در این حرفه برخی از فعالیت‌ها از بین خواهند رفت، همان‌گونه که اهمیت فرایند فهرست نویسی کم شده است. به تازگی نیز با ورود ابزارهای کاوش که نیاز کمی به دانش فنی دارند، اهمیت نقش بارز متخصص کاوش رو به کاهش است. به عبارتی در آینده، به کتابداران برای انجام فعالیت‌های مکانیکی و تکرارپذیر کمتر نیاز خواهیم داشت. در آینده، توجه‌ بیشتر به اصول مدیریت اطلاعات، با در نظر گرفتن مفاهیمی از یاد رفته همچون ارزش اطلاعات، آگاهی از منابع اطلاعاتی، آگاهی از ویرایش‌های متناوب اطلاعات و آگاهی از ارزش اطلاعات در ساختار سازمان مورد نظر، خواهد بود. نقش کتابداران و
اطلاعرسانان از فهرست نویس و کتابشناس و به طور کلی وظایف کتابدار سنتی به کاوشگران نظام‌های پیوسته، مدیران پایگاه داده‌ها، تحلیل‌گر اطلاعات، متخصصان اطلاعات، تحلیل‌گر نظام‌های اطلاعاتی و مشاور اطلاعاتی تغییر خواهد یافت. بنابراین شرایط محتوای سرفصل‌های ارائه شده به دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی نیز درصدد مجهز کردن دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی به این توانایی‌ها هستند. برای آنکه دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی و کتابداران اولین افرادی باشند که از اشکال اطلاعاتی جدید و شبکه‌ها بهره گیرند لازم است که آگاه و همگام با پیشرفت‌های فناوری اطلاعات پیش روند. این امر تنها از طریق آموزش خویش و به یاری آموزش رسمی امکان پذیر است.
دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی در نظر سنجی خود اینگونه بیان کردند که از میان شایستگی‌های کانونی تخصصی مورد نیاز کتابداران، نسبت به اقتصاد اطلاعات آگاهی کمی دارند. شاید بتوان یکی از دلایل عمده‌ی این امر را اختصاص بسیار کم محتوای سرفصل‌ها به مباحث اقتصاد اطلاعات دانست. در دروس در نظر گرفته شده برای کتابداران خیلی کم به مباحث اقتصاد اطلاعات، نقشهای اقتصادی، گرایشهای اقتصاد اطلاعات در جامعه، کاربرد اصول علم اقتصاد در نظامهای اطلاعرسانی و دانشمدار، قیمت گذاری منابع و خدمات اطلاعاتی و فنون ارزیابی تحلیلهای هزینه – سودمندی نظامهای اطلاع رسانی پرداخته شده است. در پژوهش ویچ (1994) تحت عنوان آموزش اقتصاد اطلاعات در مدارس کتابداری و اطلاعرسانی ایالات متحده آمریکا، تحلیل محتوایی شرح درس اقتصاد اطلاعات در برخی مدارس معتبر علوم کتابداری و اطلاعرسانی ایالات متحده آمریکا مد نظر بوده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که تنها 6 مدرسه مشغول ارائه این درس بودهاند. این درحالی است که 23 مدرسه این درس را از برنامه آموزشی خود حذف کردهاند بنابراین یافته‌ی پژوهش ویچ نیز تأییدی بر این یافته است. همچنین علیمحمدی (1386) نیز در پژوهش خود به نتیجهی مشابهی دست یافته است اما لازم به ذکر میداند که حذف کامل درس اقتصاد اطلاعات از برنامهی آموزشی رشته هیچگاه در غرب مورد تأیید کامل قرار نگرفته است. بلکه نوعی تغییر مد نظر بوده است. به گونهای که اقتصاد اطلاعات با مباحثی نظیر بازاریابی اطلاعات و تجارت اطلاعات جایگزین شده است. امروزه در تعداد قابل توجهی از دپارتمانها مهارتهای لازم برای خرید و فروش اطلاعات و کسب آمادگی لازم جهت حضور در عرصۀ تجارت الکترونیک اطلاعات آموزش داده میشوند. تغییر دیدگاه سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی حوزه علم اطلاعات و دانششناسی ایران در جهت تطبیق برنامه آموزشی مقطع دکترای این رشته با استانداردهای نوین آموزشی و تربیت پژوهشگرانی که با مسائل جاری حوزهی خرید و فروش الکترونیکی اطلاعات آشنایی بسندهای داشته باشند، ضروری به نظر میرسد. به طور قطع، تغییر حاکم بر برنامهریزی درسی و آموزشی در مرحله نخست در قالب تغییر عناوین دروس، سپس به شکل تکامل متون این حوزه به زبان فارسی و در نهایت تدوین سیاستهای مؤثر تنظیم بازارکار اطلاعات نمایان خواهد شد.
پرسش سوم پژوهش
بخش اول
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل سؤال فوق در جدول 4-8، آورده شده است. جدول 4-8 نشان می‌دهد که بین شایستگی‌های کانونی تخصصی دانشجویان دانشگاه‌های مختلف، اختلاف وجود دارد و شایستگی‌های تخصصی کانونی در دانشجویان دانشگاه شیراز بیشتر و در دانشجویان دانشگاه تهران کمتر است. به نظر محقق این اختلاف بین دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه تهران با سایر گروههای این پژوهش را میتوان به وضعیت گروه آموزشی این دانشگاه مرتبط دانست.
بنابراین برای تبیین این یافته، باید اذعان داشت که بعد از فوت استاد ارجمند و فرهیخته جامعه علم اطلاعات و دانششناسی کشور دکتر عباس حری که از اعضای هیئت علمی دانشکده علوم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه تهران نیز بودند اوضاع آموزشی این دانشکده دچار نابسامانی شده است و دلیل دیگر این است که گروه مذکور تمام توجه خود را صرف تحصیلات تکمیلی این رشته کرده است به گونه ای که تنها یک گروه از دانشجویان کارشناسی در حال حاضر در دانشکده علوم اطلاعات و دانششناسی این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند ( ترم 7) و این خود توجیهی برای ضعیف بودن نتایج نظرسنجی دانشجویان ترم 7 این دانشکده میباشد و دانشجویان نیز به خاطر شنیدن این خبر که در آینده‌ای نه چندان دور رشته‌ی علم اطلاعات و دانششناسی از دانشکده‌ی علوم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه تهران حذف خواهد شد باعث شده است که انگیزه‌ی دانشجویان برای کسب شایستگی‌های کانونی تخصصی از بین برود.
برای تبیین نتیجه مربوط به دانشگاه شیراز نیز میتوان 2 دلیل بیان کرد:
1. وجود گروه پرتعداد (البته بعد از دانشگاه تهران) و جوانتر به نسبت دیگر گروههای آموزشی برده در این پژوهش که همگی دارای مدرک دکترای علم اطلاعات و دانششناسی هستند (دانشگاه تهران 15استاد، دانشگاه شیراز 11 استاد، دانشگاه چمران7 استاد، دانشگاه فردوسی مشهد 5 استاد).
2. وجود مرکز ISC در شیراز و ارتباط بیشتر اساتید و دانشجویان با اعضای هیئت علمی این مرکز که بزرگترین مرکز استناددهی علوم ایران است باعث افزایش انگیزه‌ی دانشجویان دانشگاه شیراز شده و همین وجود انگیزه‌ی بالا می‌تواند دلیلی بر تلاش بیشتر دانشجویان برای کسب شایستگی کانونی تخصصی بیشتر برای ورود به بازار کار باشد.
البته با توجه به اینکه گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید چمران از وجود اساتید بسیار مجرب بهره میبرد انتظار میرفت دانشجویان این گروه از نظر کسب شایستگیها در سطح بالاتری نسبت به گروههای دیگر قرار گیرند اما نتیجه پیشبینی شده صحیح نمیباشد که این هماهنگ با پژوهش گرایی (1390) در رابطه با شایستگیهای کانونی عمومی دانشجویان کارشناسی علم اطلاعات و دانششناسی در سه دانشگاه تهران، شهید چمران اهواز و فردوسی مشهد میباشد.
بخش دوم
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل بخش دوم سؤال سوم پژوهشی در جدول 11-4 آورده شده است. مندرجات جدول 4-11 نشان می‌دهد که بین شایستگی‌های تخصصی کانونی دانشجویان دارای معدل‌های مختلف هیچ اختلاف معنی‌داری وجود ندارد. گرایی (1390) در پژوهش خود به نتیجهای خلاف این یافته دست یافته است و بیان میدارد که دانشجویانی که معدل بالاتری دارند در شایستگیها نمرهی بهتری داشتهاند.
در تبیین این یافته‌ی پژوهشی می‌توانیم این‌گونه بیان کنیم که معدل هیچ تأثیری در سطح کسب شایستگی کانونی تخصصی ندارد. زیرا چه دانشجویی که معدل بالایی دارد و چه دانشجویی که معدل پایینی دارد، درصدد راه یافتن به بازار کار و کتابدار شدن است. بنابراین همه‌ی دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی تلاش می‌کنند تا شایستگی‌های کانونی تخصصی را به بهترین شکل ممکن کسب کنند تا در بازار کار دچار مشکل نشوند.
یافتههای جانبی پژوهش
این پژوهش چند یافتهی جانبی نیز دارد که در این یافتهها به دو پرسش، پاسخ داده شده است.
در پرسش اول، نتایج جدول 4-14، نشان می‌دهد که بین شایستگی‌های کانونی تخصصی دانشجویان زن و مرد هیچ اختلاف معنی‌داری وجود ندارد. پس جنسیت در کسب شایستگیها بی تأثیر است.
در پرسش دوم یافتهها حکایت از آن دارد که بین شایستگی‌های کانونی تخصصی دانشجویان نیمسال‌های مختلف تحصیلی اختلاف معنی‌دار وجود دارد. برای فهم چگونگی تفاوت تنها کافی است به میانگین شایستگی‌های کانونی تخصصی دانشجویان نیمسال‌های تحصیلی مختلف درج شده در جدول 4-15 نظری بیفکنیم. همان‌گونه که در جدول 4-15 مشاهده می‌شود می‌توانیم این گونه نتیجه گیری کنیم که دانشجویان نیمسال‌های بالاتر از شایستگی کانونی تخصصی بالاتری برخوردار هستند. بنابراین آموزش بر افزایش شایستگی کانونی تخصصی دانشجویان مؤثر است. و این نتیجهگیری همسو با پژوهش چان لین (2009)، (2010) و حیدری، عصاره، فرجپهلو، و گرایی (1392) میباشد.
5-3. پیشنهادهای پژوهش
با توجه به مطالب بیان شده در بالا پیشنهادهای زیر منطقی به نظر میرسد: