دانلود پایان نامه
اژدها در مذهب مزدیسنا از مخلوقات اهریمنی است که پس از آن که اهورامزدا نخستین کشور را که ایرانویج بود آفرید ، اهریمن نیز اژی (مار) را بیافرید که موجودی بسیار قوی پنجه و گزند آورنده بود. در متون کهن و اسطوره ای این اژدهاک به دست شخصی به نام فریدون از میان می رود.
فریدون، از خاندان توانا ، ” کسی که کشت اژدهای سه پوزه ، سه کله ، شش چشم ، هزار نیرنگ، دارنده دروغ ، بسیار زورمند ، آسیب جهان و خبیث ، آن بسیار نیرومندترین دروغی که اهریمن ساخت بر ضد جهان خاکی از برای مرگ جهان راستی!”. در یشت پنجم (آبان یشت) نیز می خوانیم که ” این کامیابی را به من ده ای نیک ، ای تواناترین،ای دوست، ای اردویسوراناهیت که من به اژی دهاک سه پوزه، سه کله،شش چشم، هزارنیرنگ، دارنده دروغ ظفر یابم…” (دوستخواه ، 1382: 491 – 303 ).
در فرگرد اول وندیداد در بند 2 ، اهورامزدا می گوید “نخستین کشوری که من بیافریدم ، آریا ویج است و اهریمن آنگاه بیامد و به پتیارگی اژدها را در رود دائیتی آفرید.”
در بند سوم فرگرد دوم وندیداد نیز چنین آمده که نخستین کشوری که من آفریدم آریا ویج بود که اهریمن آن جا اژی (مار) را بیافرید. در بند های 5 از فرگرد 65 از فرگرد 18 و در کرده نهم از آبان یشت نیز اژی در معنای مار به کار رفته است. ( دوستخواه ، 1382: 303).
در زامیاد یشت کرده هفتم بند 48 نیز ، اژی دهاک ایزد آذر را می هراساند: “ای آذر مزدا اهور! واپس رو که اگر تو این فر ناگرفتنی را به چنگ آوری ، هر آیینه من تو را یکباره نابود کنم. بدان سان که نتوانی زمین اهوراآفریده را روشنایی بخشی! (همو ، 1382: 493). از سوی دیگر آذر آماده است که سراپای اژی دهاک را بسوزاند : ای اژی دهاک سه پوزه! واپس رو که اگر تو این فر ناگرفتنی را به چنگ آوری ، هر آیینه من تو را از پی بسوزانم و بر پوزه های تو آتش برافروزم ، بدان سان که نتوانی تباه کردن جهان اشه را بر زمین اهوراآفریده گام نهی!”(کوورجی کویاجی،1380: 577).
در جای دیگر در نکوهش مار گفته شده که اهریمن پیکر خود را که به هیزمی چون بدن مار و سوسمار می مانست ، به صورت جوانی پانزده ساله در آورد و جهی در او جای گرفت (کارنوی،1341: 32). اهریمن یکبار نیز خود را به صورت مار در آورد و به مقابله با روشنان پرداخت و زیر زمین را بسفت (بهار،1378: 152).
اما در شایست نشایست درباره اژی دهاک (=ضحاک) چنین آمده است که “فریدون خواست ضحاک را بکشد اما اهورامزدا مانع او شد و به او گفت اگر تو را بکشی زمین پر از مخلوقات موذی می گردد (فصل 20- بند 18). پس در عین زیان و مرگ آور بودن این اژدها ، نباید از بین برود تا به این شکل در آخر جهان و به شیوه ای مشخص از بین برود.
در بندهشن زمانی که از سرانجام گیتی سخن گفته شده است ، آن جا که جهان گیتی به هزاره هوشیدر ماه می رسد بیان شده است که ” بدان هزاره ، اوشیدر ماه ، پسر زرتشت به پیامبری از سوی هرمزد آید . همان گونه که زرتشت دین آورد ، او نیز آورد و در جهان رواج بخشید. بیست روز و شب خورشید به بالای آسمان ایستد. شش سال بر گیاهان سر سبزی دهد. آن دروج آز تخمه را که مار است ، با خرفستران نابود کند.پس نزدیک به پایان هزاره اوشیدر ماه ، ضحاک از بند رها شود ( بهار،1378: 142). “اهریمن در هزاره اوشیدر ماه در پیکر مار مسکن دارد و به دروج از تن مار فراز آید و به تخمه ایشان در آید” (همو،1378: 278-280).
در هزاره اوشیدر و اوشیدر ماه و سوشیانس که فرجام جهان است در اوستا آمده است که : ابتدا هزاره اوشیدر است که همه نوع گرگ به کالبدی واحد در می آیند. در هزاره اوشیدر ماه همه نوع مار به کالبدی واحد در می آیند و سپس مردمان آنان را می کشند . در هزاره سوشیانس که هزاره آخر است دیوان یکدیگر را می خورند و هرمزد اهریمن را به آن سوراخی که از آن آمده بود می راند. در هزاره اوشیدر ماه ، همه انواه ماران به شکلی واحد در می آیند و یکی می شوند و ماری که هشتصد و سی گام پهنا و هزار و ششصد و پنجاه و شش گام درازا دارد پدید می آید. مزدیسنان به دستور اوشیدر ماه سپاه جمع آوری می کنند و به جنگ مار می روند و به دستور اوشیدر ماه ، مزدیسنان حمله می کنند و آن مار را می کشند و از زهر آن مار یک فرسنگ پیرامون زمین و گیاه می سوزد (بهار ، 1375: 280).
در متن پهلوی وزیدگی های زادسپرم گفته شده که : “اهریمن (( ماه فروردین روز هرمزد)) به نیمروز به مرز آسمان فراز آمد، آسمان آن گونه بترسید که میش از دیدن گرگ لرزد! اهریمن تازان و سوزان بر او آمد ، پس بر آب آمد ، سپس به میان زمین بر آمد ، مارگونه ، از سوراخی برآمد و (به) همه زمین شتافت (تا) اندر ایستاد. آن گذر که (از آن) بر آمد خود راه دوزخ است که بدان دیوان و دروندان روند.”( راشد محصل ، 1366: 37: فصل دوم بند پنجم).
مسلم است که مار در مزد یسنا موجودی اهریمنی و از حیوانات موذی است که کشتن آن پاداش دارد.
در اوستا از جمله شرط های پذیرش توبه و طلب آمرزش برای گناهان بزرگ کشتن مار است.
مثلا مجازات کسی که سگ آبی را بکشد این است که ده هزار مار بر شکم خزنده را بکشد (وندیداد فرگرد 14 بند13).
” سیمای اژدها در تاریخ اساطیری ایران، در نهایت سهمناکی، زشت‌رویی و پلشتی است. آنها از نخستین یاران اهریمن می‌باشند که آفرینش نیکوی اورمزد را آشفته می‌نمایند؛ ولی توانایی تباهی آن را ندارند. اگر فدیه گران‌بهایی نثار ایزدانی همچون آناهیتا و وای ‌کنند” (پور داوود ،1347: یشت ۵، بندهای ۲۹-۳۱ و ۴۱-۴۳ و نیز یشت ۱۵، بندهای ۱۹-۲۱).
مار نقش زیادی در رابطه با گناهان و عذاب هایی دارد که به مردم خواهد رسید . مار در آیین زرتشتی وسیله ای برای عذاب دادن و رنجاندن و مجازات گناهان شمرده می شود. در متن کهن ارداویراف نامه که سفر ارداویراف به بزرخ و بهشت و دوزخ را شرح می دهد ، روان های دوزخی با بالاتنه انسانی و پایین تنه مار وجود داشتند. همچنین هنگامی که ارداویراف به دوزخ می رود عذاب های درد ناکی را مشاهده می کند که به وسیله مار انجام می شده اند . برای آشنایی با برخی از این عذاب ها به شکل مختصر چند نمونه بیان می شود: “جایی فراز آمدم و روان مردی را دیدم که روانش را گویی ماری از آن عبور می کرد و از دهان بیرون می آمد و دیگر ماران بسیار همه اندام وی را همی جوند”.
در جایی دیگر” روان مردی را دیدم که در دوزخ به مانند ماری ، چند ستونی بایستاد. سر او به سر مردمان و دیگر تن به مار همانند بود. پرسیدم چه گناه کرد؟ سروش پرهیزگار و ایزد آذر گویند که این روان مردی است که دروند است و به گیتی شرک ورزید و در دوزخ به پیکر مار بتاخت”.
در جای دیگر “روان مرد و زنی را دیدم که زبانشان به گفتن بود و ماران دهان می جویدند” (بهار ، 1375: 314-323).
در ارداویرافنامه منظوم ، روان های دوزخی به این صورت توصیف شده اند:
چو در رفتم روانی شد پدیدار
فراوان دیو گردش ایستاده
یکی او را به تیشه می تراشد
پس از همراه پرسیدم که این کیست