دانلود پایان نامه

در رابطه با چشم جادویی که فرعون های مصر دارند و در بسیاری از نقوش مصر دیده می شود ، این داستان وجود دارد که ایزدی به نام آنهور در مصر بود که قدرت آفرینندگی خورشید از القاب او بود. معنی نام او این است:” او که رفتگان را هدایت می کند” او را نگاه بان آسمان نیز معنی کرده اند. او چهره ای جنگی داشته است و از نظر برابری با خدایان یونان او را با آرس یکی پنداشته اند. این خدا ریسمانی در دست دارد که به وسیله آن خورشید را هدایت می کند. در افسانه هایی که وجود دارد این چنین بر می آید که رع خدای بزرگ مصریان ، از مصر گریخته بود و آنهور او را بازگردانده است. در این داستان چشم ایزدی خشم بسیاری می گیرد و از خشم فراوان ، چشم دیگری جایگزین آن می شود. رع آن چشم را بر پیشانی خود می گذارد و آن چشم تبدیل به اورائیوس (افعی) شد تا از ایزد خورشید در برابر دشمنانش حفاظت کند و او را در امان نگاه دارد (ویو، 1381: 29). در جای دیگر اعتقاد بر این است که رع برای یافتن فرزندان خود چشم خود را یکی از خدایان داد تا به جستجو بپردازد. بعد از آن که فرزندانش پیدا شدند آن چشم را به افعی مقدسی تبدیل نمود که نماد حفاظت را از آن خود نمود.
در این بخش به شکل مختصر به افسانه ها و جادوهایی اشاره شد که به نوعی با نماد مار در ارتباط بودند و بیان آن ها برای شناخت بیشتر نماد مار و معانی متفاوت آن لازم بوده است. داستان ها در نهایت اختصار بازگو شده اند و تنها به بخشی اشاره شده است که با نماد مار پیوند داشته اند.
فصل سوم
نتیجه گیری
اسطوره ها در زندگی مردم نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. اسطوره در هاله ای از ابهامات قرار گرفته است. این ابهامات به مردم کمک کرده است تا هر چه بیشتر به داستان ها شاخ و برگ دهند و آن را با تخیل خود تزیین نمایند. برای شناخت هر تمدن نیاز به بررسی اسطوره آن تمدن نیز ضروری می باشد. با آگاهی از اسطوره ها ، انسان به مفاهیم و مضمون اندیشه مردم آن مناطق گوناگون دست می یابد. اندیشه مردمان کهن در بسیاری از اسطوره ها رسوخ کرده است. از ابتدای آفرینش ، بشر برای بیان منظور خود از نماد های گوناگونی بهره جسته است. نماد ها همواره در اسطوره ها و تاریخ نقش بسیار مهمی داشته اند. در واقع مردم به کمک نمادها اندیشه خود را بازگو کرده اند. بر این اساس منظور خود را مطابق با نمادی در نظر می گرفتند که به بهترین شکل بیانگر مفهوم ذهنی آن ها باشد. جانوران در اساطیر تمدن های مختلف ، به عنوان نماد هایی خاصی با مفاهیم گوناگون به کار رفته اند. گاهی مفهوم برخی نماد ها دقیقا با اسطوره تمدن مجاور همخوانی پیدا می کرده است و در بعضی موارد در تناقض با هم بوده اند.
مار از جمله جانورانی است که در بیشتر تمدن های کهن نماد مهمی محسوب می شده است. برای بررسی نماد مار ابتدا باید ویژگی های مربوط به این خزنده را بررسی کرد. به طور کلی مار ، جانوری مرموز است. در واقع نه می توان آن را جانوری خوب تلقی کرد و نه می توان او را شر و پلید مطلق دانست. همین خصوصیت دو سو گرایانه مار باعث شده است که ابهامات در مورد مار بیشتر وجود داشته باشد. مار خزنده ای است که دست و پا ندارد. بر روی خاک می رود و در زیر زمین خانه دارد. او به نحو عجیبی پوست کهنه خود را رها می کند و در پوست جدیدی دوباره به زندگی ادامه می دهد ، همین عامل باعث شده است که او به جانوری اسطوره ای تبدیل شود. پوست انداختن او این نوع تفکر را برای مردمان کهن به وجود آورده بود که مار همواره جاودانه است و هرگز نمی میرد. در اسطوره های ایران ، یونان و مصر این نوع تفکر وجود داشته است. بنابراین برای نشان دادن جاودانگی و تعریف آن از نماد مار استفاده می کردند. مار همیشه در تحرک و خزیدن است. حرکات بدن او را به امواج رود و دریا تشبیه کرده اند و در نتیجه او را در پیکر اژدهایی قرار دادند که از آب های آغازین سر بر آورده است و جهان پس از او خلق گردیده. این نوع طرز تفکر مربوط به اساطیر بسیار کهن است. در مصر این نوع تفکر وجود داشته است. اژدهایی که از آب های آغازین بیرون آمد و جهان را شکل داد. مار از این گذشته ، با سحر و جادو در ارتباط مستقیم قرار دارد. در بسیاری از داستان های اسطوره ای مار در جایگاه موجودی جادویی قرار گرفته است. این شکل از نماد مار را در هر سه تمدن مورد بحث می بینیم. در بسیاری از داستان ها در ایران مردم مار را موجودی جادویی می دانند. مار را اهریمن و پری می پنداشتند و کشتن او را ممنوع می کردند چرا که عقیده داشتند کشته شدن مار برای آن ها بدی و شر به وجود می آورد.در یونان در بسیاری از داستان ها مار با جادو در ارتباط است، از جمله این که او را موجودی اهریمنی می دانستند و در داستان های خود برای نشان دادن دیو و زشتی از نماد مار استفاده می کردند. در مصر نیز مار با سحر و جادو عجین شده است. در اسطوره های مصر مار در جایگاه موجودی مقدس و همین طور موجودی اهریمنی قرار داشته است. در این پژوهش آنچه که بیشتر در مورد نماد مار به دست آمده است این است که در هر سه تمدن مار در جایگاه اهریمنی و دینی دارای شباهت زیادی با یکدیگر هستند. آن چه را که می توان حاصل این پژوهش دانست این است که نماد مار در هر سه تمدن به عنوان اهریمن و اژدها حضور دارد. در ایران جنبه اهریمنی مار بسیار دیده می شود . نماد مار از بعد از ظهور دین زرتشت شکل اهریمنی به خود گرفت. قبل از این دین ، همانطور که گفته شد مار دارای مقام پرستش بوده است و همانندی زیادی با مادر و زن دارد. این مسأله در مصر و یونان نیز دیده می شود . به عقیده ی نگارنده این نوع تفکر در مورد مار از ایلام به مناطق دیگر راه یافته است. تقدس مار و مقایسه آن با عنصر زنانگی در دوران ایلام بسیار دیده می شود. اما این ویژگی در دوران بعد در ایران از بین رفت و جایگاه خود را در یونان و مصر بازیافت. چرا که ما نشانه های اولیه احترام به مقام زن را ابتدا در ایلام مشاهده می کنیم. در مصر و یونان چنین مسأله ای مطرح نیست. پس منطقی به نظر می رسد که ایلام تأثیر گذار بر دو فرهنگ دیگر باشد. از جنبه های دینی ، همانطور که اشاره شد ، مار در آیین زروان و میترا نیز برای بیان مفهوم های خاصی به کار گرفته می شد. مار نماد زمان در آیین زروانی بود، مار در آیین میترا نماد اهریمنی بود و همه این تفاسیر با شکلی دیگر به تمدن های دیگر راه یافته است. در این که کرنوس یونانی همتای زروان ایران است شکی وجود ندارد. بر این اساس می توان ادعا کرد که ابتدا زروان در ایران شکل گرفته است و سپس به یونان رفته است. در این مورد در مصر به شباهت های کمتری بر می خوریم. آن چه که در هر سه تمدن مشابه قرار دارد، ویژگی اهریمنی مار است. مار به دلیل طبیعت وجودی خویش ، با زهر کشنده و نیش خطرناکش ، در پیکر اهریمن به خوبی نقش ایفا می کند.در اساطیر ایران در برخورد اول ، اهریمن خود را به شکل مار در می آورد و پلیدی را شکل می دهد. اژدهای بزرگ ایرانیان اژی دهاک است که در سراسر اسطوره های ایران حضور دارد.در یونان نماد مار به آن گستردگی که در ایران حضور یافته است مشاهده نمی شود. تنها در مواردی به اهریمن بودن مار اشاره شده است. اما در بیشتر داستان ها و اسطوره ها اژدها و غول های یونانی به شکل مار تصویر شده اند. در اسطوره های یونان به دلیل حجم زیاد و این که سراسر از غولان و خدایان پر شده اند ، نمی توان شکل خاصی از نماد مار را نشان داد. تنها این نکته وجود دارد که نماد بدی و ترس و وحشت در کالبد موجودی قرار گرفته است که شبیه مار است و یا به گونه ای در بدن او مار وجود دارد. در مصر نیز جنبه اهریمنی مار در کنار جنبه های دیگر او وجود دارد. اژدهای بزرگ مصر با توجه به اساطیری که ارائه شد ، آپوفیس است که تاریکی و پلیدی را منجر می شود. با این تفاسیر نماد مار در پیکر اهریمن در هر سه تمدن وجود داشته است و به نظر نگارنده نمی توان خواستگاه خاصی برای آن در نطر داشت چرا که مردمان کهن بر اساس ویژگی مار و آن چه می دیدند ، این خصوصیت را برای مار قائل شده اند. و چون این ویژگی ها در همه مارها وجود دارد پس دلیلی وجود ندارد که این نماد را یکدیگر وام گرفته باشند. پس در کل در هر سه تمدن می توان به این نتیجه رسید که نماد مار در دین و اسطوره آن ها نمایانگر بدی، وحشت و نمونه اهریمن است. در مورد این که نماد مار با پاسداری و حفاظت نیز پیوند دارد به مطالبی اشاره کردیم که در هر سه تمدن وجود داشت. در ایران با توجه به مطالب جمع آوری شده ، مار همواره حافظ و نگهبان بوده است و نمونه بارز آن را بر در دروازه ها و بر روی ظروف نقش می کردند. این به دورانی تعلق می کیرد که پیش از زرتشت است. بعد از زرتشت تفکر مردم در چنین موردی به حداقل خود رسید اما همچنان ادامه داشت زیرا که امروزه در باور عامیانه مردم ، مار حافظ مال و اموال آن ها شمرده می شود. نماد حفاظت مار در یونان نیز به چشم می خورد، این که مار در اسطوره های یونان از فرزندان حفاظت می کند و یا این که مار از چیز های مهم و گران بها پاسداری می کند در یونان وجود دارد و در داستان ها آورده شده است. در مصر نیز این ویژگی مار به صورت چشم گیری مطرح است. در مصر از مار افعی به عنوان حافظ فرعون و نگهدارنده سلطنت او استفاده می شود و برای همین منظور است که بر تاج فراعنه ماری قرار دارد. همچنین در عالم مردگان برای حفاظت از دروازه ها مار ها نگهبانی می کردند. این ویژگی را بر اساس آنچه مطالعه شده است به این شرایط جغرافیایی مناطق مربوط می دانم. در ایران و مصر آب و هوا و شرایط جغرافیایی گرم و خشک و بیابانی عاملی است که برای ظهور مار فراهم آمده است پس با این شرایط مار جانوری است که بسیار به چشم می خورد و مردم با آن بسیار سر و کار دارند.در نتیجه آن را نماد حفاظت کننده دانسته اند. این نماد در یونان از طریق مصر وارد شده است. در واقع بسیاری از اساطیر مصر با تغییر نه چندان چشم گیری به یونان راه یافته اند و بر آن تأثیر گذاشته اند. به طور کلی هدف از انجام این پژوهش روشن نمودن نماد مار در سه اسطوره کهن است تا هم به رمزگشایی نماد آن پرداخته شود و هم این که مقایسه ای با سه اسطوره مهم صورت گرفته شود و این که بتوان ادعا نمود که کدام یک از این اساطیر بر اسطوره تمدن دیگر تأثیر داشته اند. نماد مار ، با مفاهیم متفاوت در سه اسطوره بیان شد و به نقاط مشابه و متفاوت هر یک پرداخته شد و در نتیجه نکات قابل توجهی از این نماد آشکار شد.
پیشنهاد برای پژوهش های بیشتر:
با بررسی اسطوره ها ، موضوعاتی دیده شدند که زمینه ی لازمی برای تحقیقات بیشتری در خود دارا بودند . در ادامه این پژوهش همچنان مناطق اسطوره ای بسیاری وجود دارد که نقش مار در آن ها اهمیت زیادی دارد از جمله تمدن بین النهرین و هند که دارای اسطوره های قوی و بسیار کهن می باشند. در حیطه بررسی نماد ها ، جای بسیاری از جانوران اسطوره ای خالی است. پژوهش های تطبیقی در مورد نماد جانورانی مانند شیر و گاو و مار در کنار یکدیگر می تواند رمز گشایی تازه ای از راز این نماد ها باشد. هم چنین بررسی موردی هر کدام از جانوران به صورت مشخص شده و موضوعی در ارتباط با فرهنگ های مختلف نیز در خور توجه است.

فهرست منابع:
منابع فارسی:
آتش سودا ، محمد علی(1384) 0 « دگردیسی زن و اسطوره از رمان سووشون تا داستان مار و مرد ». کتاب ماه ادبیات و فلسفه . شماره 94 ،ص 96-103.
استروناخ، ديويد (1379) پاسارگاد. ترجمه حميد خطيب شهيدي. تهران : سازمان ميراث فرهنگي 
ابن بلخی (1374) .فارسنامه ابن بلخی. شیراز: بنیاد فارس شناسی.
الیاده، میرچا (1372). رساله‌ در تاریخ ادیان . جلال ستاری . تهران : سروش.
_______(1385) . متون مقدس بنیادین از سراسر جهان . ترجمه مانی صالحی علامه ،جلد دوم، تهران : فراروان.
_______(1387). مقدس و نا مقدس- ماهیت دین.ترجمه بهزاد سالکی.تهران:شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
_______ (1391). تصاویر و نمادها . ترجمه محمد کاظم مهاجری . تهران : کتاب پارسه.
آموزگار ، ژاله (1386). زبان ، فرهنگ ، اسطوره . تهران: معین.
اوشیدری ، جهانگیر(1371) . دانشنامه مزدیسنا، واژه نامه توضیحی آیین زرتشت . تهران: مرکز.
ایونس، ورونیکا (1375) . اساطیر مصر. ترجمه باجلان فرخی .تهران : اساطیر
بلک، جرمی و گرین، آنتونی (1385) . فرهنگنامه خدایان ، دیوان و نمادهای بین­النهرین باستان . پیمان متین. تهران: امیرکبیر.