دانلود پایان نامه

بر اساس باور مردم دوران بسیار کهن و با توجه به اسطوره هایی که از آنان باقی مانده است ، باور بر این بوده که مار با ترک پوست قدیمی خود و شروع زندگی جدید با پوست تازه اش همواره جاودان و نامیرا است . این اسطوره بن مایه جاودانگی مار می شود و این که مار همواره زنده است (دوبوکور، 1373: 41).
مار و جاودانگی در ایران:
قبل از دوران هخامنشیان در مناطق هم جوار با ایران تمدن هایی وجود داشتند که از نظر فرهنگی با هم شباهت زیادی داشتند و این فرهنگ ها و تفکرات مردم هر منطقه بر دیگر مناطق تأثیر می گذاشت. نقوش و اشیایی که توسط کاوش های باستان شناسی به دست آمده است ، نشان می دهد که مار نگهبان “درخت زندگی” بوده است. مار ارتباط زیادی با درخت دارد. در برخی اساطیر و نقوش به جا مانده مار به دور چوب یا درختی پیچیده شده است. درخت نمادی از جاودانگی است. درخت زندگی که از نقوش بسیار کهن یافته شده است در بین النهرین از ترکیب گیاهانی به وجود می آید که زیبا و سودمند هستند. درخت زندگی ، گیاهی اسطوره ای است که هر کس به آن دست یابد جاودانه و نامیرا می شود. در نقش های بسیاری دو جانور از این درخت حفاظت می کنند. مار از جمله جانورانی است که به دور این درخت پیچیده شده و از آن حفاظت می کند. برای دست یابی به این گیاه قهرمانان اسطوره ای باید نبردهای سختی انجام دهند و نگهبان این درخت را شکست دهند (دوبوکور،1373: 13). یکی از درخت های زندگی ، درخت سرو است که همواره سبز و بلند و پا برجاست. سرو نماد زندگی و جاودانگی است و با مار ارتباط دارد در واقع گفته شده که هر جا که سرو باشد مار نیز وجود دارد . (رستگار فسایی، 1379: 332). در اسطوره گیل گمش ، مار ، جانوری است که گیاه بی مرگی را از گیل گمش می رباید و این باعث بی مرگی و جاودانگی مار می شود. بعضی مورخان نام شهر شوش را بر گرفته از “ششا ” می دانند. ششا نام ماری است که ویشنو بر آن می آرامد. ششا به معنی (باقی و جاودانی) است. پایتخت ایلامیان به مار ویشنو نسبت داده شده است. ( ناهوکوتا واراتانی ، 1385 : 17). این توضیحات که اسطوره بین النهرین را شامل می شود به دلیل این که به دیگر فرهنگ ها انتقال یافته است اهمیت دارد. تفکر مردمان کهن بر این بوده که مار جانوری است که جاودانه می باشد. هنگامی که پوست مار را می دیدند گمان می بردند که مار پوست قدیم خود را رها کرده و در پوست جدیدی همچنان زندگی می کند. برای بیان معنی جاودانگی در پیکر مار داستان ها و اسطوره های زیادی شکل گرفته است.در ایلام مار نماد جاودنگی شناخته می شده چرا که تصویر مار به دور چوب که مفهوم جاودانگی را بیان می کند ، در میان نقوش و حجاری های ایلامی بسیار دیده شده است. همان طور که گفته شد درخت زندگی از بین النهرین به ایران وارد شده است و به درخت مقدسی تبدیل شده است(دوبوکور، 1373: 14). در دوران ایلامی این درخت یا چوب همراه با مار دیده می شود اما در دوران بعد مار معنای جاودانگی را در میان ایرانیان از دست می دهد و تنها درخت نمادی برای جاودانگی محسوب می شود. چنانچه در نقش برجسته های دوران هخامنشیان با گیاهان مقدس زیادی روبرو می شویم در حالی که از مار خبری نیست.
مار و جاودانگی در یونان:
در برخی داستان های یونانی با مورد جاودانه بودن مار روبرو می شویم. مار بر اساس ویژگی های فیزیکی و مرموز بودن ، صفت جاودانگی را برای خود برگزیده است. در اساطیر یونان داستان های خدایان با توجه به تنوع زیادی که دارند مساله جاودانگی را مورد توجه قرار دادند و به آن اشاره کرده اند. همانطور که مساله جاودانگی و جاودان شدن در تمام تمدن ها مطرح و مهم است ، در یونان نیز به آن اهمیت داده شده است.
در یکی از داستان ها جاودانگی و نمایاندن آن به شکلی که به مار مربوط است به این صورت بیان شده است:
زئوس که بزرگ ترین و محبوب ترین خدای یونان است در پیکر آدمیان به نزد انسان ها رفت و به آن ها علاقه نشان داد. او کوزه ای از آب حیات را که مختص جاودانان بود و عمر جاودانه می بخشید را به آنان داد. انسان ها آن را بر پشت الاغی نهادند تا آن را به جای امنی برسانند. در راه به چشمه ای رسیدند که آب زلال و گوارایی از بین سنگ هایش می جوشید. بعد از آن که آب نوشیدند ، دورتر نشستند تا غذا بخورند و الاغ را رها کردند تا بچرد.الاغ تشنه شد و بر سر چشمه آمد ، مار در نقش جانور بدجنس و حیله گر ظاهر شد ، او که از محموله الاغ با خبر شده بود به این شرط به الاغ اجازه آب خوردن داد که کوزه را به او بدهد. الاغ کوزه ی آب حیات و جاودانگی را به مار داد و خود از چشمه ، آب نوشید. در نتیجه مار عمر طولانی و هزار ساله یافت و هر سال با پوست افکندن جوانی را از سر می گیرد و همیشه براق و سر حال است. زئوس خوشحال شد که مار ، الاغ را فریب داد زیرا در آینده ، مارها آدمیان و الاغ ها را می گزند و مار سوزنده ترین تشنگی را در آن ها ایجاد می کند (رستگار فسایی:1383، 82).
مار و جاودانگی در مصر:
در اساطیر مصر ، بسیاری از خدایان مار شکل وجود دارند که همگی مار کیهانی را و آغازین را نمایان می کنند. همان ماری که از آب های آغازین سر برآورد. خدایان مار شکل یا به شکل پرنده هستند و یا سر ، دست و پاهای زیادی دارند تا بتوانند در جهان زیرین به راحتی حرکت کنند. اولین مار خدا از آب های آغازین سر بر آورد و پیش از او هیچ موجودی خلق نشده بود.او جهان را خلق کرد و همه جا را وسیع گرداند. او فضایی ساخت تا در آن جا چنبره بزند مار در فرهنگ مصر نه تنها به عنوان موجودی که جهان ار خلق کرد بلکه مار به مفهوم اهریمنی نیز به کار رفته است. در جهان زیرین مار علاوه بر این که نقش نگهبانی دارد نقشی به عنوان مار نابود کننده دارد که در قالب نام آپوفیس پیکر می گیرد. او هر روز باید شکست خورده از نبرد با خورشید دیده شود. به عقیده رملر این مار که فرمانروای جهان تاریکی است همه روزه به سیتو Sito) ( تبدیل می شود. آن ماری که بر گرد زمین چنبره زده است و آن قدر کشیده می شود که دهانش به دمش برسد. او همیشه وجود دارد و جاودانه است.”من سیتو هستم، با عمری دراز، من هر روز می میرم و دوباره متولد می شوم. من بیشترین عمر را در جهان دارم.این خدا در پیکر خدایان رود نیل و حاصلخیری حضور می یابد. مار همواره موجودی ترس آور در میان مردم بوده است اما به دلیل نقش هایی که در برخی خدایان شکل داده است در دوران کهن و دروانی که اعتقاد به این اساطیر بسیار رایج بوده دارای احترام زیادی در میان مردم بوده است (رملر، 2010: 173).
در اساطیر مصر داستان سفر خورشید به جهان مردگان آنقدر اهمیت داشته که کتاب خاصی را به آن اختصاص داده اند. سفر خورشید به زیر زمین معانی زیادی را بیان می کند. از طرفی به این اشاره دارد که برای رسیدن به روشنایی باید خطر کرد و از راه های سخت گذشت تا به نتیجه مطلوبی رسید. همچنین این سفر معنی دیگری در خود دارد و آن اشاره به زندگی جاودانه است. خورشید در معنای زندگی است و مار آپوفیس در معنای مرگ تصور شده است.این که هر شب زندگی به ملاقات مرگ می رود یک چرخه را نمایان می کند .در دوران کهن در مصر باور بر این بوده است که خدای خورشید توسط مادرش آسمان هر شب بلعیده می شده و جای آن را ستارگان آسمان می گرفتند و صبح دوباره متولد می گردد و ستارگان را خدای خورشید می بلعد این داستان نشان از باور مردمان مصر به چرخه حیات و مرگ دارد . در تصاویر مربوط به این افسانه دومار کبری دیده می شود. مار در تصاویر به جا مانده گاهی در حالتی که خود را می بلعد دیده شده است که گاهی به معنای حفاظت دنیا استفاده گردید و گاه حکایت از این چرخه زندگی و مرگ را دارد. زمانی که هر دوی اینها در تعادل باشند جاودانگی به وجود می آید که یکی از صفات مار همین جاودانگی می باشد. این نماد در اساطیر مصر به وفور دیده می شود و احتمال انتقال این سمبول با این مفهوم از مصر با قدمتی که برای آن شناخته شده است ، وجود دارد که البته باید اشاره کرد که کهن ترین تصویر هایی از مار در این نماد مربوط به بین النهرین می باشد (پینچ ،2002: 93).
تصویر هوروس ، پسر خورشید در مصر، در این تصویر همه چیز در تعادل خود حفظ شده است. دو مار کبرا با خورشیدی بر سر در پایین تصویر به چشم می خورد (پینچ، 2002: 92).
در منزل ششم که خورشید در مسیر خود می پیماید ، یک افعی پنج سر به دور بدن خدایی به نام خپری پیچیده می شود و خورشید او را مانند جسدی در دنیای مردگان ملاقات می کند. این ملاقات نشان دهنده ی این است که زندگی و مرگ همواره آشتی ناپذیرند. اما این دو با هم می توانند زندگی جاودانه را شکل دهند (هارت، 1374: 66). در سراسر اسطوره های مختلف در سرزمین های متفاوت می بینیم که همیشه جدالی میان زندگی و مرگ وجود دارد و تا ابد ادامه دارد. هر اسطوره ای به میزان خود برای این دو نماد خاصی در نظر گرفته است و با توجه به آن ، این مفهوم مهم را به مردم القا می کند. این که زندگی و مرگ برابرند و هیچ یک بر دیگری غلبه ندارد، آن ها جای خود را به یکدیگر می دهند و یکدیگر را تولید می کنند. جاودانگی تجمع مرگ و زندگی است. اگر این دو با هم متحد شوند جاودانگی شکل می گیرد. خورشید در هنگام غروب نمی میرد بلکه به سرچشمه پنهان زندگی خود می رسد. همه چیز نیروی بالقوه ای دارد که از آن سرچشمه می گیرد. مرگ ، زندگی بالقوه است. تاریکی ، روشنایی است و از این جاست که خورشید طلوع می کند. این ها مفاهیمی است که مصریان در قالب اساطیر به زبان آوردند و به آن باور دارند. نماد تاریکی ، مرگ و نگهبانی در این سفر به مار تعلق دارد. در منزل ششم که خدایی دیده می شود که ماری به دور بدنش حلقه زده است، و در عین این که مرگ بر او چیره شده است ، زنده است، به شکلی مفهوم جاودانگی را منتقل می کند. به طور کلی مار در بیشتر اساطیر نماد مرگ و اهریمن است. بر اساس آنچه در مورد رمزآلود بودن مار گفتیم، مار با پوست انداختن ، همواره زنده است. همین طور در شکل های اولیه اساطیر ، ماری که دم خود را گاز می گیرد نیز همین مفهوم را می رساند. او همواره خود را می زاید و از بین می برد. در یونان به این نمادخاص و کهن اوروبوروس می گویند. این نماد از کهن ترین نماد هاست، خواستگاه آن نه به مصر نه به ایران و نه به یونان بر می گردد. احتمال می رود که این نماد هم به تمدن های بین النهرینی مربوط باشد و از آن جا به دیگر اساطیر راه یافته است. این تصویر نماد بی کرانگی و جاودانگی را تداعی می کند (پینچ، 2002: 192).
مار ، خورشید ، ماه و چهار جهت اصلی را در بر گرفته است.(از روی دستنویس قبطی): (بهزادی،1380: 54)
اوروبروس با این کلام قصار که ((واحد، همانا کل است.)) از روی دستنویس یونانی مربوط به قرن دهم میلادی.
(بهزادی،1380: 53)
در اینجا روشن است که تصویر مار در نگاه مردمان کهن، به گونه ای است که از مار برای انتقال همین مفاهیم استفاده می کردند. بنابراین با توجه به ویژگی های وجودی مار ، او نماد مرگ، چرخه زندگی، جاودانگی و زمان را یک جا به اتحاد رسانده است. همه این مفاهیم در اصل معنای واحدی را نشان می دهند. بر حسب همین مفاهیم است که نماد مار در اساطیر ، برای بیان مفاهیم زیادی استفاده شده است.
در افسانه های مصری و مناطق شرقی آفریقا این داستان شکل گرفته است که برخی اعتقاد دارند ، خداوند به مرد و زن گفت که به شما نیروی جاودانگی بخشیدم و بنابراین هرگز نمی میرید. خداوند به آنان وعده داد که در هنگام مرگ پوست جدیدی به آن ها خواهد داد تا همیشه جاودانه بمانند. وقتی زن و مرد پیر شدند و زمان مرگ آن ها فرا رسید، خداوند پوست وعده داده را به دست سگی داد تا آن را به زن و مرد برساند. در بین راه ماری از راز نهفته پوست جاودانه با خبر شد و بسته را می دزدد و به دیگر ماران می دهد و بدین ترتیب به جای آن که زن و مرد نا میرا شوند ، مار جاودانه شد. از آن پس مار به کیفر کار خود از شهر بیرون شد و مورد نفرین مردمان قرار گرفت و محکوم به زندگی در بیابان شد (پاریندر، 1374: 87). با توجه به این داستان متوجه می شویم که مردمان این مناطق بر اساس باور خود خواستار جاودانگی بودند و برای آن که به این امر مهم نرسیدند برای آن دلیلی مطرح کردند. آنان به دلیل این که مار را خزنده ای مرموز یافتند و دلیل پوست انداختن او را نمی دانستند گمان می کردند مار با پوست انداختن جاودان است و همواره زنده است. بنابراین دزدیده شدن جاودانگی را به او نسبت می دهند. در مناطق دیگر جهان نیز این باور وجود دارد که مار جانوری جاودانه است. به دلیل این که پوست قدیم را رها می کند و در پوست جدیدی دوباره به زندگی ادامه می دهد. در اسطوره های بین النهرین مشاهده می کنیم که گیل گمش برای رسیدن به جاودانگی راهی سفری پر خطر می شود و راز جاودانگی را در گیاه خاصی می جوید اما قبل از آن که به آن گیاه برسد ماری آن گیاه را می یابد و از آن می نوشد و به این ترتیب برای همیشه جاودانه می شود و این ویژگی را از آدمیان می دزدد.
2-6- نماد مار در جایگاه علم پزشکی:
جنبه درمان و بهبود بخشی مار شاید به این نکته نیز برگردد که شیوه درمان وشفا بخشی کهن با بازگشت به زمان آغازین آشکار می شود در واقع به این معنی که در نگاه انسان های کهن در تمدن های کهن ، جهان از یک موجود مار مانند شکل گرفته است و آغاز شده است . این موجود به شکلی قرار داشته که به صورت یک چرخه همواره دم خود را به وسیله دهانش می گزیده است و این تصور یعنی این که همه چیز همیشه به آغاز خود باز می گردد. در زمینه درمان و شفا بخشی مردم به این نتیجه رسیده بودند که باید به منشأ بیماری و اصل آن برای بهبود استفاده کرد.که این خود دارای آیینی است: آیین شفا بخشی ، شامل بازخوانی اسطوره آفرینش جهان است.در واقع برای درمان بیماری باید به آغاز آن و منشأ آن پی برد . در پیش از آفرینش مادی همه چیز در نهایت پاکی و روشنی بوده است تا این که آفرینش کیهانی و پدید آمدن ماران آغاز می گردد و در پی آن بیماری ها به وجود آمد سپس نخستین شفا بخش و ظاهر شدن داروها شکل گرفت. بر اساس مطالعات بیشتر طلسم ها از جانب دیوان رخ داده است و بیشتر اورادهای از بین برنده آن به گونه ای نوشته و خوانده می شدند که به جایگاه نخستین جهان و آغاز آفرینش بر می گشت. بین این نوع درمان بخشی ، رابطه ای فلسفی وجود دارد چرا که چیزی که به فعلیت نرسیده است را با تکرار اورادها و بازگشت به منشأ اصلی و بازخواندنش، آن را به فعلیت می رسانند (الیاده،1387: 74- 75). با توجه به این نوع نگرش برای درمان بیماری می توان از داروهایی نیز استفاده نمود که دقیقا در تضاد با بیماری هستند. امروزه برای درمان بسیاری از بیماری ها از خود عامل بیماری استفاده می شود. همین طور در بسیاری موارد در زهر جانورانی که بسیار خطرناک هستند ، می توان جنبه هایی برای بهبود برخی بیماری های دیگر یافت. مار نمونه بارز این جانوران است. نیش سلامت بخش استعاره ای است برای درمان بخشی مار. در واقع از آغاز مار با پزشکی و در مان بخشی در ارتباط قرار گرفته است . به طور مثال در برخی نوشته های کهن که مربوط به تمدن سومر است برای بهبود بیماران از مخلوط پوست مار و برخی گیاهان استفاده شده است در میان آداب و سنت های کهن مار همواره ارتباط خاصی با جادوگری و درمان بخشی دارد . گونه ای از مار وجود دارد به نام مار سفید که بر اساس تفکر گذشتگان اگر کسی گوشت پخته او را می خورد به اسرار درمانگری پی می برد. در اندیشه انسان های کهن زهر مار ، درمانگر مسمویت است. همچنین عقیده داشتند که طلسم مار که قدرت های جادویی بسیاری در خود دارد ، انسان را از آسیب جادو و سحر در امان نگاه می دارد . مار و پوست و بدن او همگی سودمند و مفید هستند. پوست مار نیز برای درمان برخی بیماری ها استفاده می شده است. از زهر مار برای ساخت انواع زیادی از داروها استفاده می شده است (دوبوکور،1373: 67).
یکی از کهن ترین رمزهای جهان ، تصویر دو ماری است که به دور چوبی حلقه زدند و این نماد امروزه علامت خاص پزشکی ، دارو و درمان بخشی است . این نشان در بیشتر تمدن ها وجود دارد . نخستین بار این تصویر در بین النهرین یافت شده است که مربوط به 22 قرن پیش از میلاد است.
کهن ترین تصویری که از مار به دور چوب پیچیده شده ، به دست آمده است.(دوبوکور،1373: 68).
درگیری و نزاع دو مار به دور چوب ، نشانگر قدرت دو گانه ی مار است. در واقع دو قدرت سودمند و زیان بخش یا خوب و بد مار و این دو در کنار هم و با هم یکدیگر را خنثی می کنند و به توازن و سلامتی منجر می شوند. در برخی فرهنگ ها چوبی که دو مار به آن پیچیده شده اند ، نماد درختی است که محور جهان است و میان آسمان و زمین قرار گرفته است و این نیز به این معنا است که قدرت های کیهانی به توازن می رسند. دو مار به هم پیچیده شده نماد زندگی و مرگ هستند که برابری آن ها ، رمز سلامتی و تندرستی است. سلامتی انسان زمانی حاصل می شود که همه چیز در حالت تعادل و توازن قرار گیرد. بنابر این این نماد که از کهن ترین نماد های یافت شده است با این محوریت به عنوان نماد حرفه پزشکی برگزیده شده است (دوبوکور،1373: 69). به این چوب و دومار حلقه زده کادوسه یا کادوسئوس) Caduceus ( می گویند که همانطور که گفته شد یکی از قدیمی ترین نمادهاست. کادسئوس نام عصایی که پیام آوران و مبشران برای عبور اطمینان بخش خود به کار می برند ، زمانی که دو بال بر روی آن باشد نماد برتری را نشان می دهد.(بهزادی ،1380 : 52) کادوسه نماد خاص هرمس خدای یونانی است. در تصاویری که از او باقی است، چوبدستی به همراه دارد که دو مار به دور آن پیچیده شده اند و گاهی بر روی آن دو بال نیط وجود دارد. نمادی که امروزه به عنوان نماد پزشکی و درمان بخشی به کار می رود همین کادوسه است. همانطور که گفته شد دو مار در دو جهت مخالف ، توازن و تعادل را نشان می دهند (شوالیه- گربران ،1384: 50).