دانلود پایان نامه

اسطوره برخورد خیر و شر در مصر ، اسطوره آفرینش را نشان می دهد و نبرد میان نیروی خوبی بر بدی و آشوب است. بر اساس آن چه در مورد آغاز جهان در اساطیر مصر گفته شده همه چیز در تاریکی بوده است و نخست اقیانوسی بی کرانه از آب ساکن وجود داشته است. هیچ موجود زنده ای وجود نداشته و هیچ حرکتی از هیچ جنبنده ای دیده نشده است. گمان مصریان بر این بوده که حتی پس از آفرینش ، این آب راکد در اطراف آسمان وجود داشته و خورشید و ماه و ستارگان و جهان زیرین را در بر گرفته است. در این بی حرکتی ناگهان ویرانی بزرگی رخ می دهد و زوال خدایان به وجود می آید. در این اتفاق تنها دو خدا باقی می مانند آتوم و اوزیریس که به شکل مار بودند. آتوم همان خدای خورشید است ، او را هم زن و هم مرد خواندند و جنسیتی برای او مشخص نیست. اوست که به جهان زیرین سفر می کند و با دستان خود مار آپوفیس را نابود می کند (رملر،2000: 24).
مار آتون مار بزرگ و معروفی است که از آب های آغازین سر بر می آورد.او خورشید به سر تصویر شده است. او هر شب به خدای خورشید تبدیل می شود و به عمق زمین سفر می کند ، جایی که جهان مارگون و آکنده از مار است.او باعث می شود ستاره روز یعنی خورشید هر روز طلوع کند و این پیروزی خدا خورشید بر پادشاه تاریکی را نشان می دهد. سفر او به اعماق زمین دوازده مرحله دارد و در هر مرحله ای اتفاقات خاصی پیش می آید. درآغاز کشتی او از شن زار های پر از مار عبور می کند و سپس خود به مار تبدیل می شود و با خدای دوزخ دیدار می کند. این لحظه ، اوج سفر خورشید است (دوبوکور، 1373: 44).
در اساطیر منطقه آفریقای شرقی در مورد مسأله آفرینش داستانی بیان شده است که به این صورت بوده است: در آغاز خداوند زن و مردی را از آسمان به زمین فرستاد و مردمانی از زمین بیرون آمدند. خدای آسمان ، اژدر ماری را به زمین فرستاد و او را در رودی به نام بوسوموروBosomuru) ( : بوسو به معنی “خدا “، فرزند آسمان است ، مسکن داد (کاوندیش، 1387: 379). در ابتدا این زن و مرد ، فرزندی نداشتند و نیز شوقی برای تولید مثل در آنان وجود نداشت. اژدرمار این شوق را در نهاد آنان به وجود آورد و تولید مثل را به آنان یاد داد (پاریندر، 1374: 77). در برخی منابع گفته شده که اژدر مار ، زن را بارور ساخت. زن باردار شد و نخستین فرزندش را به دنیا آورد. به این ترتیب در فرزند او روح اژدرمار بوسومورو قرار گرفت و اژدر مار خدای آنان شد. یک زن و مرد که بر این باور باشند هرگز اژدرمار را نمی کشند و اگر آن را مرده پیدا کنند، روی جسد او را با خاک می پوشانند (کاوندیش، 1387: 379). عده ای دیگر بر این باورند که هنگامی که جهان آفریده شد ، اژدر ماری پیرامون زمین پیچیده شد و زمین را به صورت فشرده در بر گرفته است تا استوار بر جای بماند. به باور عده ای دیگر مارها در آغاز آب های زمین را بی حرکت دیدند و به دلیل ویژگی و نوع حرکتی که دارند، وارد رودها شدند و آن ها را به حرکت درآوردند و به آن جریان بخشیدند. آن ها مسیر رودها را حفر کردند و جهان را زنده و شاداب ساختند. بر اساس باور مردم این مناطق، مار به دلیل حرکت مواج و پوست خیس و لیزی که دارد ، در دریا مسکن دارد و از گرما بیزار است. این مردم مار را جانور با اهمیتی می دانند که احترام به آن را واجب تلقی می کنند و عقیده دارند اگر مار گرسنه بماند ، دم خود را خواهد خورد و جهان به این شکل به پایان خود می رسد (پاریندر، 1374: 29-31). ماری که در مصر نفرین شده و نماد اهریمن و بدی است آپوفیس نام دارد که در بسیاری از نقش های به جا مانده او را مشاهده می کنیم. آپوفیس مار غول آسایی است که خورشید را نابود می کرد.آپوفیس دشمن جاودانه رع و نماد بدخواهی و دشمن مردگان بود (ایونس ،1385 : 101). ایزیس خدابانوی بزرگ مصر و مادر تمام خدایان مصری است. او خدایی است که به معنای تمام زن بودن و مادر بودن را متجلی می سازد. قدرت این بانو برای ساختن طبیعت و زندگی است. مصریان بر این باورند که او بر بهشت ، زمین و دنیای مردگان تأثیر و سلطه فراوانی دارد. او تمام رازها را می داند. همسر او اوزیریس است و پسری به نام هوروس دارد.او خدای حاصلخیزی رود ها به خصوص رود نیل به شمار می آید. ایزیس مادر نت ) ( Nut است که خدای آسمان است و همسر او گب ) Geb ( نام دارد. همسر اصلی او رع است. اما او به گب علاقه بیشتری داشت. گب چهار فرزند دارد. ایزیس و اوزیریس هم همسر و هم خواهر و برادر هستند، آنان خواهر و برادر دیگری به نام نمفیس و ست دارند که آن دو نیز همسر و خواهر و برادر هستند. ایزیس بسیار هوشمند بود و تمامی اسرار آسمان و زمین را می دانست. ایزیس تصمیم داشت نام سری خورشید که خدای بسیار مهمی بود را بداند، به این دلیل که خود و پسرش بالاترین مقام را در میان خدایان پیدا کنند. نقشه او زخم زدن به خدای خورشید از طریق خود او بود. خورشید همه روزه به جهان زیرین سفر می کرد.در یکی از این سفر ها ، دهان این خدا باز می ماند و بزاق آن به زمین می ریزد، ایزیس از این فرصت استفاده می کند با استفاده از جادوی خود مار زهر آلود خطرناکی را پدید آورد. او این مار را بر سر راه خدای خورشید قرار داد و مار او را نیش زد. خدای خورشید از درد شدیدی که داشت ، تمام خدایان را صدا می کند تا راهی بجویند. هیچ کس راهی نمی یابد تا این که ایزیس با او معامله ای می کند که نام خود را فاش کند و در عوض او را درمان کند. خدای خورشید نام سری خود را بر او فاش می سازد و به این ترتیب مقام خود را از دست می دهد (رملر، 2010: 95).
تلاش خدایا مصری بر این بوده که آپوفیس را از انجام این کار باز دارند. نور و روشنایی که در خورشید تجلی یافته اند برای زندگی بشر نقش زیادی دارند. در اسطوره مصر خدا و آپوفیس با یکدیگر به مبارزه می پردازند. این نمادی است برای برخورد نیروی تاریکی که با آمدن نور و بامداد از بین می رود. در بخش مربوط به دین به این نکته اشاره شده است.این مار در مصر نماد تاریکی و همان شیطان است (گری، 1378: 245).
داستان مار آپوفیس و ماجراهایی که برای نابودی آن شکل گرفته است به نوعی نشان دهنده ی جستجوی مصریان باستان برای رسیدن به معرفت نهایی است. آپوفیس مار خدای جهان زیرین است. او نماد همه شرارت ها بدی هاست. او در مقابل خدای خورشید قرار دارد. او دشمن جاودانه رع است.که هر شب با او نبرد می کند.اگر رع مراقب و نباشد آپوفیس از این موقعیت استفاده می کند و او کشتی رع را که در زیر زمین در حرکت است نابود می کند و از این رو خورشید طلوع نمیکند.
صحنه کشته شدن آپوفیس توسط خدای خورشید رع.
http://pixgood.com/apophis-egyptian-god-symbols.html.
آپوفیس گاهی به شکل کروکودیل می شود و به خورشید و آب ها و زمبن حمله می کند. صدای او بسیار وحشت آور است تا جایی که حتی رعا از این صدای مهیب دچار ترس می شود. یکی دیگر از نام های آپوفیس لرزاننده زمین است. طوفان های سهمناک و زلزله های شدید را به او نسبت داده اند. در اسطوره های اولیه او هم به شکل مار و هم به شکل قورباغه ظاهر می شود.روش مبارزه با او در کاب های جادویی مصریان وجود دارد. بسیاری از اورادها و دعاهایی که برای مقابله با شیطان است و مصریان از آن استفاده می کردند. روش های زیادی برای نابودی هر قسمت از او در کتاب کهن مصریان گفته شده است. یکی از این راه ها سوزاندن اوست. درکتاب مردگان گفته شده که خدا بانوی هنن سو= Henen su) ( خود را به گربه تبدیل می کند و آپوفیس خدایگان تاریکی ها را می کشد(رملر ، 2010: 20). آپوفیس همچنان که خدای جهان زیرین است بسیار نفرین شده است زیرا که خواستار این است که خورشید را اسیر کند و تاریکی را در جهان حکم فرما کند.تاریکی از ویژگی های اهریمن است و مظهر شرارت ها و بدی هاست. همانطور که گفته شد خدای خورشید همواره باید آگاه باشد و هر شب با او نبرد کند تا او به قصد پلید خود دست نیابد.
آپوفیس مار غول پیکر دنیای مردگان در مصر.
http://www.touregypt.net/featurestories/apep.htm
در تفکر مصریان همواره ثنویت خاصی وجود دارد چنین که افکاری مانند جاودانه بودن هستی تفکری مثبت برای آنان بوده و نابودی دشمن تفکر منفی به حساب می آمده است.این ثنویت در وجود ایزیریس شکل گرفته است و باعث شده که خدایی آشوبگر در برابر او به وجود آید. این خدا ست نام دارد (هارت،1374: 20). ست) ( Seth خدای شرور ، آشوبگر و خدای تاریکی است. او پسر گب و نت که شوهر و برادر نفتیس ) Nephthys ( و برادر اوزیریس و ایزیس بود، است. او در بعضی نقوش با سر عقرب نشان داده شده است.در متون اولیه مصر ، ست در نقشی است که همراه با هوروس ) Horus ( فرزند خورشید، حاکم بر آسمان است.ست و هوروس با هم به اوزیریس کمک می کنن تا به پایه های بهشت دسترسی یابد. در واقع هوروس خدای آسمان ها در روز است و ست خدای آسمان در شب است. اما ست همواره ناراضی است ستیز او به شکلی که نشان داده شده، میان خوبی وبدی است. هوروس و ست در نبردی با هم قرار دارند که تلاش ست بر این است که نگذارد خورشید هنگام بامداد طلوع کند. او به شکل های زیادی تبدیل می شود ، یکی از آن ها به شکل مار بزرگ جهان زیرین است یعنی آپوفیس، تا خورشید را متوقف کند.شکل او با بدنی سگ مانند و پوزه ای بزرگ با گوش های بلند تصور شده است.دم او بلند و دارای چند شاخه است. معمولا او را با رنگ سرخ نشان می دهند، با توجه به آن چه گفته شده این رنگ به دلیل رنگ بیابان برای او انتخاب شده است. ست برادر خود ایزیریس را می کشد و او را به قطعه قطعه می کند. هوروس به مدت هفتاد سال با او نبرد می کند و در نهایت او را شکست می دهد و ست خدای بیابان ها و تاریکی شب ها می شود. ست به دلیل آن که ایزیریس محبوب مصریان را کشته است همواره مورد نفرین قرار گرفته است بنابراین پیروزی هوروس بر ست از اهمیت زیادی برخوردار است، طوری که هر ساله مراسم خاصی به مناسبت این پیروزی در مصر برگزار می شود (رملر، 2010: 174). آپوفیس مار عضیم و غول آسایی است که نماد کامل مرگ است. در منازلی که رع خدای خورشید در جهان زیرین طی می کند آپوفیس همواره سعی دارد او را ببلعد تا از طلوع دوباره او جلوگیری نماید.در منزل هفتم صحنه ی مرگ آپوفیس نشان داده می شود. آپوفیس با وجود آن که نابود ناشدنی است اما در تصاویری که به جا مانده صحنه ی مرگ او وجود دارد و این به این دلیل است که نشان دهند ظلم و تاریکی و بدی نابود می شود (هارت، 1374: 67). این که او نابود نشدنی است به نوعی ما را به یاد اژدها های بزرگ و مار پیکر در اساطیر دیگر می اندازد. در ایران اژی دهاک و در یونان تیتان هایی که به اعماق زمین رفتند و نیز اژدهایی مانند خیمرا و تیفون (البته در متون همتای یونانی او همان تیفون ذکر شده است)، این ها نابود نشدنی هستند.
خیمرا هیولای سه سر در یونان: ( Nail ,2004 :2 )
در واقع بهتر است این چنین تفسیر شود که بدی و تاریکی باید همواره باشند تا خوبی معنا دار شود. این اژدهایان باید در اساطیر سرزمین های مختلف حضور داشته باشند تا پیام خوبی و مبارزه برای رسیدن به روشنایی و معرفت برای مردم مصداق پیدا کند. بر تصاویری که از آپوفیس بر دیوار های مقابر وجود دارد سعی شده است او را شکست خورده نشان دهند. یعنی به این صورت که او در مقابل خدای خورشید شکست خورده و تسلیم شده است.در این تصاویر بدن او قطعه قطعه ترسیم شده است.
صحنه قطعه قطعه شدن آپوفیس(پینچA ،2002: 107).
آپوفیس قربانیان خود را می بلعد و در برخی تصاویر مشاهده شده که سر های انسان از پیکر او بیرون آمده اند.او موجودی بدون چشم ، بدون بینی و بدون گوش است. او با فریاد نفس می کشد و زندگی می کند.این ویژگی ها همه به منظور نشان دادن ناتوانی او در نابود کردن خوبی است. در پایان سفر خورشید آپوفیس توسط خدایان به زنجیر کشیده شده است. در حالی که رع از آن جا عبور می کند، بدن رع توسط خدایان گب و هوروس محافظت می شود. این صحنه مبازره خیر و شر را نشان می دهد و نتیجه همیشگی آن پیروزی خیر است . در برخی از این منازل مارهای آتشینی وجود دارند که قصد آسیب رساندن به خورشید و همراهان او را دارند و در برخی منازل مار هایی حضور دارند که دشمنان خورشید و همراهانش را آزار می دهند. با توجه به آن چه گفته شد سفر خورشید به زیر زمین در متون کهن مصریان آمده است و مصریان این سفر را باور دارند چرا که در ابتدای امر پیروزی خوبی بر بدی به صورت نمادین نشان داده شده است و نیز در پایان این سفر ، رع و اوزیریس یکی می شوند(هارت، 1374: 77) و این یعنی زندگی و مرگ یکی هستند و هر یک جاودانه دیگری را می سازد.پس این چرخه باید همچنان تکرار شود تا پیام های نمادین آن همیشه بر مردم ظاهر باشد.
در مکاشفه یوحنا چنین بیان شده که مار همان شیطان است و تلاش می کند نجات بخش جان را اسیر کند. در این اسطوره مار نماد اهریمنی است و نجات بخش همان نور و خوبی و روشنایی است (گری، 1378: 245). در واقع مصریان به میزان زیادی از مار و نیش او ترس داشتند. و بر این باور بودند که زمانی که منجی ظهور کند ، بسیاری از دردها و تلخی ها از میان خواهد رفت.
در الواحی که از مصر یافت شده است، از بی زهر کردن ماری بزرگ سخن گفته است. در مصر این ترس وجود داشته که مردم با خشکسالی و باد و گرد و غبار بیابانی روبرو شوند که این مانع رسیدن نور خورشید به آن ها می شود. به طور کلی با توجه به ویژگی های آب و هوایی و جغرافیایی مصر ، دو عامل مهم در مصر وجود دارد که محور همه چیز است:خورشید و آب. در نتیجه نبود این دو ، برای زندگی مردم این منطقه زیان بزرگی است و در حیات همه موجودات اختلال ایجاد می کند. مصریان در دوران کهن برای بیان بزرگی و ارزش طبیعت ، نماد خاصی با معنی متفاوتی برای آن ایجاد کرده اند. اسطوره بی زهر کردن مار در واقع مانند جادویی برای بی اثر کردن باد های گرم و تأثیر بسیار بد آن بر زندگی گیاهان است. در اساطیر مصر ماری عظیم به نام مار لوتان ) Lotan ( است که همان مار کیهان است و از آن به عنوان مار آشوبگر یاد می کنند. اسطوره بی زهر کردن مار به این شکل است که دختر خدابانوی خورشید ، خدابانویی به نام ام فل ) Umphl ( است. که از مادر خود می خواهد که به یاری خدای دیگری به نام حرن Horn ) ( نیش و زهر مار را بی اثر کنند. حرن یکی از خدایان جهان زیرین مصر است. در اساطیر یونان با اطلس همانند است.او جادو افسونی در بی اثر شدن زهر مار به کار می بندد. این افسون را به خدابانو ام فل هدیه می دهد. این اسطوره با برگزاری مراسم خاصی همراه است. در این مراسم ام فل با عشوه گری در خانه می نشیند و حرن را راه نمی دهد. حرن به در می کوبد و خواستار ورود به خانه می شود. ام فل به او می گوید به من مارانی هدیه کن! به من مهر مارهای خزنده و افعی بچه ای را اهدا کن! حرن چنین می کند. این در واقع مراسم آیینی است که از این اسطوره سرچشمه می گیرد.به عقیده مصریان این مراسم نمایشی است علیه بادهای گرم و جادویی برای درمان مارگزیدگی است.
اژدها نیروی اهریمنی است ، برای مقابله و نابودی آن اژدها پهلوانان خداپرستی لازم بوده است. آنان اژدها را مانعی برای رسیدن به اندیشه های ایزدی خود می دانستند. برای پیروزی در برابر اژدها از ایزدان یاری می خواستند و هنگامی که نیروی اهریمنی را سرکوب می کردند خود را پاکیزه می نمودند و دست بر آسمان می بردند و خدا را سپاس می کردند (رستگار فسایی،1379: 131). به طور کلی در سه تمدن کهن که بررسی شد ، برای بیان مفهوم ترس و وحشت و همچنین نشان دادن موضوعی اهریمنی از نماد مار و در شکل گسترده تر از اژدها استفاده شده است. این مسأله مربوط به این سه تمدن نیست بلکه در تمامی تمدن ها همواره باید موجودی باشد که نهادی شرور و ترس آور داشته باشد و سر چشمه این موجود باید اهریمنی ، شیطانی و هیولا گونه باشد. این نماد بد و وحشت آور در برابر نماد خوب ، نیک و پسندیده قرار می گیرد. تا چیز بدی وجود نداشته باشد ، خوبی و خیر و نیکی نمایان نخواهد شد. در اسطوره های تمدن های مهم و کهن جهان همواره نیکی و بدی در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند تا نشان دهند که این نیکی است که پیروز است و بدی شاید دوام یابد اما نابود می شود. برای نشان دادن بهتر نماد بدی از جانوری استفاده شده است که هم با شرایط جغرافیایی منطقه مزبور هماهنگی دارد و هم تمام ویژگی هایی را که موجب ترس و مرگ و بی می شود را در خود دارد. در هر سه تمدن مورد بحث ، مار خزنده است که تمام این خصوصیات را در خود دارد و علاوه بر آن ها جانوری مرموز و جادویی است که به مراتب زمینه را برای بد بودن فراهم کرده است. این که کدامیک از این تمدن ها بر دیگری تأثیر گذاشته و مراوده سنت ها و آیین ها را داشته اند بحثی نسبی است. همان گونه که اسطوره ها خواستگاه مشخص و معینی ندارند تشخیص این که کدامیک زودتر شکل گرفته اند کمی دشوار است. باتوجه به متون و تصاویری که به دست آمده است، تصویر اژدها نخست بر دروازه ای در آشور دیده شده است. تمدن بین النهرین ، از کهن ترین تمدن هاست. تمدن مصر بر اساس اساطیری که به جا مانده است این اژدها را در قالب نابودگر روشنایی نشان داده است. در ایران در قدیمی ترین دوران که به تمدن های ایلام باز می گردد ، با توجه به مطالبی که آورده شده است ، مار موجودی مقدس بوده است این که مار بعدها به پیکر اژدها در آمده و نماد اهریمن قرار گرفته است به دوران بعد مربوط می شود . در دین زرتشت و دین های دیگری که رفته رفته به ایران وارد شدند ، اهریمن با پیکر مار و اژدها مجسم شده است و از این زمان است که اژدها به معنای گسترده تری وارد اسطوره های ایران شد. در تمدن یونان به همان شکل که گفته شد ، تأثیر زیادی از مصر را مشاهده می کنیم. در واقع برخی از اسطوره های مصر با شکل و زبان متفاوتی وارد تمدن یونان شده اند. اژدها که نماد پلیدی است در همه این تمدن ها به یک معنی به کار رفته است. در هر سه تمدن نماد اهریمن است و همواره خدا و یا قهرمانی نیکو سرشت باید این موجود را نابود کند. بنابراین تفاوت مفهومی در مورد مار در پیکر اژدها در میان این سه تمدن وجود ندارد تنها تفاوت مربوط به شکل و ظاهر این موجود است که حتی در این مورد نیز با توجه به مطالب گفته شده تفاوت بسیار کمی دیده می شود.
مفهوم کلی مار در ارتباط با دین:
مقدس پنداشتن و حضور مار در بسیاری از آیین های کهن موضوعی است که اهمیت بسیاری دارد. مار جانوری است که در بیشتر تمدن ها معانی نمادین زیادی به خود گرفته است . یکی ازاین معانی نمادین در دین جلوه گر است.در تمدن های ایران ، یونان و مصر گاهی مار را در نقش هایی می بینیم که ستایش شده است . قسمتی از نقش دینی مار به اهریمنی بودن آن بر می گردد که این نماد در بخش خود بازگو شده است. در این قسمت نماد مار در اسطوره های دینی بررسی می شود . در برخی ادیان کهن ، نماد مار معنای خاصی را بیان می کند . در ایران از دوران کهن ، یعنی در دوران ایلام تقدس مار به نحو قابل ملاحظه ای به چشم می خورد . در برخی الواح گلی یافت شده نامی از شاهان ایلامی وجود دارد که ترجمه ی برخی از آنان به معنی ” نام او وقف مار شده است” می باشد (هینتس :1387، 44). این نام نشان می دهد که مار نزد ایلامیان تقدس خاصی داشته است. دین ایلامیان بر محور احترام فراوان به زنانگی و تقدیس مار که ریشه در جادو دارد بنا شده است. مار موضوع اصلی فرهنگ ایلامیان است. همانطور که قبلا اشاره شده است ، بسیاری از سفال های هزاره های چهارم و سوم پیش از میلاد با نقوش مار مزین گشته اند. مارهایی که بر کوزه ها و گرد تخت شاهان نقش شده اند ، نماد حفاظت و پاسداری هستند. در حقیقت باید گفت که مار در ایلام جانوری پرستش شده است که در جایگاه خدایی در بیشتر نقوش شاهان حضور دارد ، همانند اهورامزدا ، در نگاره های دوران ساسانیان است که تقدس خاصی به نقوش داده است. همین نقش را مار در نقوش ایلامی ایجاد کرده است. نکته قابل توجه اینجاست که دین در ایلام به گونه ای ، با الهه ها و ایزدان مادر پیوند خورده است و همین که مار نیز مورد تقدس و پرستش است ، نوعی ارتباط با باروری و مادرسالاری ایجاد کرده است. مار پرستی در بین اقوام زیادی متداول بوده است و بیشتر در مناطقی دیده می شود که دارای آب و هوای گرم و خشک می باشند (رستگار فسایی،1379: 332).
این که خدایان خیر و شر در ادیان های مختلف ، یک منبع مشترک دارند ، بحثی است که به اثبات رسیده است. در یونان کرنوس، پدر تیتان هاست و زئوس سلطنت او را بر انداخت. در ایران خدای خیر و خدای شر هر دو از زروان به وجود آمدند . در بین النهرین ، تیامت و اپسو که یک زوج غول _اژدها بودند و تمامی خیر و شر از آنان پدید آمد . همه این باورها به عصر تمدن بومی آسیای غربی و به ثنویت قدیم این منطقه باز می گردد (بهار،1387: 196).
در اساطیر یونان بحث مار پیرامون مساله دین امری است که قابل تفکیک نیست . مار در جای جای اساطیر یونان وجود دارد. بیشتر خدایان یونان نماد یا شکلی خاصی دارند که بر مبنای آن وظایفی را بر عهده می گیرند . در بخش اهریمن بودن مار نام بسیاری از خدایانی که با نماد مار ظهور می کردند و نماد بدی و اهریمنی داشتند ، بیان شد. در این قسمت به مواردی اشاره می شود که پیوند با ادیان دیگر را نشان می دهند.