دانلود پایان نامه

در شعری از مولوی نیز این مطلب وجود دارد:
گنج بی مار و گل بی خار نیست شادی بی غم در این بازار نیست
بر سر گنجی چو ماری خفته ای من چو مار خسته پیچانت کنم
از زبان سعدی نیز حکایت شده که بر سر هر گنجی ماری نهفته است.در تاج التراجم آمده است که هر کس مال و ثروت زیادی جمع آوری کند و آن را نگاه دارد این مال به صورت ماری در دوزخ باعث رنج و عداب او می شود و آن مار بر گردن شخص پیچیده می شود و گردن او را می گزد ( همو ، 1383 : 198). این اشعار و مطالب درست است که مربوط به دوران نزدیکتری است اما این همان تأثیری است که از گذشته و افسانه و اسطوره ها گرفته شده است. نماد مار در این مفهوم در اندیشه مردم از دوران پیش از تاریخ وجود داشته و همواره این معنی با روند زمان پیش آمده است و با اهمیت شده است.
مار نماد محافظ در اساطیر یونان:
در اساطیر یونانی مارانی بزرگ نگهبان سیب های طلایی هسپراید ها هستند که از صفات مشخصه کادموس (بنیاگذار شهر تبت) می باشد و برای با کوس (خدای شراب و سبزه) مقدس بوده است (همسان : 21). در اساطیر یونان دلفینه موجود نیمه زن و نیمه ماری بود که از طرف تیفون مأمور شد از اعصاب و عضلات زئوس که در غاری محبوس شده بود مراقبت کند. اما هرمس و پان او را فریفتند و نیرو و شکل اولیه زئوس را به او بازگرداندند (رستگار فسایی، 1379 : 446).
در نقش سکه ای در یونان وظیفه حفاظت مار به این شکل بیان شده است که : لاموس (Lamos) پسر آپولون ، در هنگام تولد توسط مارها تغذیه و نگهداری می شده است. در واقع این نقش می تواند یادآور نقش هراکلس نیز باشد اما با این تفاوت که او با ماران می جنگد زیرا که در صدد نابودی او بودند. اما در داستان لاموس این مارها هستند که از کودک حفاظت می کنند و موجب زنده ماندن او می شوند. در داستانی دیگر به نام داستان یاسون Jason ) ( و آرگونات ها Argonauts ) (که گروهی از قهرمانان یونانی بودند و یاسون را برای یافتن پشم زرین یاری نمودند. در بخش مربوط به اهریمن بودن مار نیز در این باره سخن گفته شد ، ماری که از پشم زرین حفاظت می کند نماد مار نگهبان است. در این داستان یاسون برای جست و جوی پشم زرین با مار غول پیکری روبرو می شود که نگهبان پشم زرین است. پشم زرین توسط اژدها یا ماری بزرگ که جثه آن ، به اندازه یک کشتی هزار پارویی است محافظت می شد. یاسون با کمک مدیا Medea ) ( بر آن غالب می شود و پشم را به دست می آورد. یاسون با داشتن پشم زرین می تواند به پادشاهی برسد ( کاوندیش:1387، 211- 208). بنابراین مار و اژدها از قدیم با نماد حفاظت و پاسداری گره خورده اند. این نماد حاصل از اعتقادی است که مردم به مار چنبره زده به دور کوزه ها و تخت شاهان داشتند که اعتقادی بسیار قدیمی است.
در داستان دیگری آتنا ( Athena ) از طرف مادر زمین “گایا” فرزندی دریافت می کند که باید بدون اطلاع سایر خدایان مراقبت می شد ، بنابراین فرزند را در سبدی نهادند و مار بزرگی مامور حفاظت و نگهبانی او بود.این داستان بر روی ظروف سفالین نقش شده است و گاهی تصویر دو مار نگهبان کودک هستند ( فاطمی:1347، 292-293). در این داستان و برخی داستان های دیگر می بینیم که فرزندان مار شکل همگی از گایا پدید آمدند که این نشان از این است که مادر زمین که همان گایا است و خود با نماد مار توصیف شده است ، نماد زمین و خاک را نشان می دهد و در یونان و اسطوره های آن مار وابسته به زمین مادر و از نسل او است.
آتنا خدابانوی یونانی است که فرزند خود را به دست مارانی سپرد تا از او محافظت کنند. مار در مجسمه های آتنا ، نماد خرد اوست و از جانورانی است که همراه با آتنا است.
http://en.wikipedia.org/wiki/Athena.
مار نماد محافظ در اساطیر مصر:
در اساطیر مصر بعد از آفرینش و حضور خدایان، نبردی میان خوبی و بدی رخ می دهد. این نبرد در جهان زیرین است و با سفر خورشید به آن دنیا آغاز می شود. در این سفر که در جهان مردگان است دروازه ها و نقاط محفوظ شده ی بسیاری وجود دارد. نگهبانان این دروازه ها مار هستند و پاسداری از در ها را به عهده دارند. این مطلب هم به جنبه نگهبانی مار اشاره دارد و هم به این نکته اشاره می کند که مار مخصوص جهان زیرین است و در عالم مردگان زندگی می کند.این مار ها به خدای خورشید آسیبی نمی رسانند چرا که تنها حافظان آن مناطق هستنددر منزل نهم که رع از آن عبور می کند، با دوازده کبرا روبرو می شود. نقش این کبرا ها حفاطت از اوزیریس است. آنان در خون کسانی که کشته اند زندگی می کنند(اشاره به مرگ آور بودن مار) (هارت، 1374: 67). کتاب دوازده ها از متون کهن مصر است و نمایشی ترین اثری است که در مقبره های سلطنتی کشیده شده است. در این کتاب از نقش حفاظت مار سخن گفته شده است. در آغاز سفر رع، او از دروازه ای عبور می کند که ماری محافظ آن است و از این در وارد جهان زیرین می شود. این دروازه ها بسیار محکم و دارای برج هستند.یک کبرای آتشین بالای هر برج ایستاده است. و نیز ماری که روی دم خود ایستاده و به ارتفاع خود بالا آمده تا از در حفاظت کند. رع با استفاده از کلمات جادویی از این دروازه ها عبور می کند.
تصویر آمون یکی از فراعنه مصر که دو مار کبرا در دو طرف تصویر نماد حافظ سلطنت او را دارند. برگرفته از کتاب مار اسطوره ای مصر باستان (کوپر ، 1873: 1).
نقش ماری بر یکی از دروازه های جهان مردگان در مصر که این مار از رع خدای خورشید در این دروازه حفاظت می کند(پینچ، 2002: 183).
در دروازه سوم رع دریاچه مقدسی را می بیند که خدایان شغال و مار کبرا از آن حفاظت می کنند. این دریاچه، دریاچه مقدسی است که از آن خورشید است و مار کبرا با استفاده از زبان آتشین خود دشمنان رع را نابود می کند.در این منطقه جسم رع از یک مار بزرگ و در هم پیچیده عبور می کند. این مار بی آزار است و خطری ندارد. این ها همه نشان از نقش نگهبانی مار سخن گفته اند. در جای دیگر در اسطوره ایزیس ، مار را در نقش نگهبان فرزندش هوروس می بینیم. ایزیس پس از مرگ اوزیریس برای یافتن او به دنیای مردگان رهسپار شد. ایزیس با خواهرش نفتیس و رع در سفر به جهان مردگان همراه می شود. پس از مرگ اوزیریس ، ایزیس با مشکلاتی زیادی روبرو شد از جمله خطر نابودی پسرش هوروس به دست برادرش ست او را تهدید می کرد. برای فرار از این موقعیت ، هفت عقرب یا مار به یاری او آمدند (هارت، 1374: 74). در مصر مار علاوه بر نقش های زیادی که دارد در بسیاری موارد نماد حافظ و پاسبان را دارد. در جهان زیرین تمام مار ها نگهبان دروازه ها هستند. به عقیده شخصی نگارنده ، این نقش حفاظت کنندگی مار از اساطیر بسیار کهن آغاز شده است. همان طور که گفته شد در ایلام مار را همواره به عنوان نگهبان می دیدند و نقش او را بر در درهای معابد حجاری می نمودند. هم در ایران و هم در مصر شرایط آب و هوا به شکلی است که مار بسیار حضور دارد. بنابراین این جانور نماد و مفهوم زیادی برای مردم دارد . این که مار به نماد نگهبانی منسوب شده است شاید به این دلیل است که مار جانوری زهر دار است و هر کس نزدیک او شود توسط نیش های سمی او گزیده می شود. بنابراین بر اساس ترس از نزدیک شدن به مار، او می تواند نماد درستی برای حفاظت باشد. به طور کلی مار در نقش محافظ و نگهبان در اساطیر کهن بسیار به کار رفته است. بر اساس ویژگی های ذاتی مار ، و این که می تواند به خوبی دشمن خود را دور نماید و با استفاده از نیش های خود او را به وحشت اندازد، او به درستی نماد حافظ و نگهبان را دارد. در اساطیر مصر ماران بر دروازه ها حلقه زده اند و از دروازه ها نگهبانی می کنند. در ایران در دوران ایلام ماران بر ورودی معابد حکاکی می شدند تا نقش پاسداری خود را نمایان سازند. همین طور تصاویر زیادی از ماران بر روی کوزه های مقدسی که ازآب و یا طلا پر بوده است ، وجود دارد که حاکی از نقش حفاظت کنندگی مار دارد. در یونان در داستان هایی که بیان شد خدایان فرزندان خود را به ماران سپردند تا از آن ها نگهداری شود. همچنین ماران بزرگ و سهمگینی حافظ مقدسات یونانیان قرار می گرفتند. بنابراین با توجه به آن چه بیان شد مار با توجه به خصوصیات ذاتی خود این نماد را متعلق به خود گردانده است. مار با مال و ثروت ، با آب های روان و با خاک زمین کاملا در ارتباط است و دارای نیش کشنده و نابودگر است. مار برای تعریف این مفاهیم در قالب این نماد قرار گرفته است. به طور قطع قابل تشخیص نیست که کدامیک از این تمدن ها بر دیگری اثر بخشیده است. اما با توجه به قدمت تمدن مصر ، به احتمال قوی ، این تمدن اثر گذار بر دیگری بوده است. در ایلام با توجه به این که نقش تقدس مار و ارتباط آن با مادر و باروری برای اولین بار شکل گرفته است ، بر اساس نظریه شخصی اینجانب، رمز پردازی و شکل گیری مفهوم حفاظت در مار ، مخصوص به خود ایلام است و از تمدن دیگری منتقل نشده است. در یونان نماد مار در این مفهوم کمتر به چشم می خورد. اما مار در یونان هم مفهوم حفاظت را دارد و هم به عنوان مادر زمین به کار رفته است. به احتمال می توان گفت که این مفاهیم از مصر به یونان منتقل شده است.
2-4- مار و باروری:
زن همواره با زمین یکی دانسته شده است. زایش بشر صورت دیگری از باروری زمین است. در بعضی مناطق که زن قداست خاصی داشته به جهت این بوده که زمین در نزد گذشتگان اهیت بسیاری داشته است. در بعضی از دین ها ، مادر زمین به شکلی تصویر شده است که تنهایی و بدون کمک همسر ، قادر به باروری است (الیاده، 1387: 134). این مساله به بکرزایی مربوط است. بنابراین پیدا کردن نمادی برای رساندن این مفهوم را در جانوری یافتند که بکرزا است. این خزنده مار است. ویژگی جالب و مرموز مار بکرزایی است. از این جهت او با مادر زمین شباهت دارد. به این جهت است که ما نماد بسیاری از مادران زمین را در پیکر مار می بینیم. پس میان مادر ، زمین و مار شباهت هایی وجود دارد که باعث شده این سه با یک مفهوم به کار بروند و همانطور که در اساطیر کهن مناطق مختلف برای بیان منظور و مقصود خود از نماد ها استفاده می کردند ، برای بیان کردن این منظور خاص از نماد مار استفاده شده است. در اسطوره های بین النهرینی مار به عنوان نماد آغازین ظاهر می شود. تیامت مار و اژدهاست و مظهر زاینده جهان! از او لخمو و لخامو – مارهای نر و ماده – به صورت زوج آفریده شدند و از این دو مار جهان هستی پدید آمد. در واقع این نمونه ای از کهن ترین اساطیری است که به ماری به عنوان عامل پدید آورنده ی جهان اشاره می کند. این تفکر در میان مصریان باستان نیز دیده می شود. در یونان این اسطوره با شکل جدید تری و بر اساس دیگر اسطوره ها تغییر یافته است اما همین مفهوم را در بر دارد. اما در ایران چنین تفکری در پیدایش جهان وجود ندارد. تنها اشاره ای که به پدید آورندگی مار شده است و اسطوره های پس از زرتشت مربوط می شود ، این است که اهریمن مار را بیافرید و مار بدی و پلیدی را شکل می دهد.
مار و باروری در اساطیر ایران:
در ایران کهن در زمان ایلامیان مار مظهر باروری بوده است. این باور هنگامی که آنان به مادر سالاری اعتقاد داشتند اهمیت بیشتری یافت (حسین زاده ، 1384 : 100). در بین آن ها مار همچون ایزدی پرستش می شده است.مار در اساطیر کهن خدای باروری و حاصلخیزی بوده است ( رستگار فسایی،1379: 951).
از زمان های قدیم نقش مایه ی مار که بر دور درخت زندگی پیچیده، در ایلام ظاهر شده است و باروری را نشان می دهد. در نقش های ایلامی دو مار در حال جفت گیری اند و این نقش تا مصر پیش رفته است ( هینتس، 1382: 47 – 48). این که دین ایلامیان تا حد زیادی بر مبنای مادر خدایان بوده است و این که مار نیز در دین آن ها نقش داشته است و همواره مقدس بوده ، می تواند حاکی از این باشد که مار و الهه های مادر بنا بر باور کهن مردم به نوعی با هم ارتباط یافته اند و شاید از همین جاست که نماد مار ، نمادی مقدس است و به باروری و مادر زمین بودن ربط می یابد. البته باید خاطر نشان کرد که ایلام و مناطقی که در ایلام مطرح و مورد توجه بوده اند ، مناطقی است که از لحاظ جغرافیایی دارای آب و هوای بیابانی است و بیشتر با خاک سوزان و جانورانی چون مار سروکار دارند. پس این که مار جانور با اهمیتی شناخته شده است و به نحوی با مادر زمین و باروری ارتباط یافته را نیز می توان به این دلیل تصور کرد.
مار این جانور زمینی، نشانه مشخص همه الهه مادران بزرگ است که با زندگی و رشد و نمو طبیعت مربوط هستند. آنان، یا خزنده را به دست گرفتند، یا به شکل گورگون در اساطیر یونان تصویر شده اند که به جای مو مار بر سرش می روید. صفات بارور و باردار و آبستن کردن این جانور زمینی، که از ویژگی های قمری اوست، نقطه مشترک ماه و مار است که گه گاه با ماه کاملا همانند شده است و در فرهنگ های مختلف جشن ماه را مخصوص زنان دانسته اند (دوبوکور، 1373 :55 – 54).
تقریباً همه جا مار و اژدها با شب و تاریکی و اصل مادری و آب کیهانی پیوسته و مربوط بوده است. نمونه این طرز تفکر در اساطیر مصر به چشم می خورد. به عقیده ی آن ها ، ماری کیهانی در آب های آغازین وجود داشته است و سرآغاز آفرینش اوست. این باور که آغاز جهان از ماری شکل گیرد ، در بسیاری از اسطوره های کهن وجود دارد. در اسطوره های کهن در مصر و بین النهرین این شکل از اندیشه به وجود آمده و به تبع بر دیگر اساطیر نیز تأثیر گذاشته است.