دانلود پایان نامه

حال بعد ازاین مقدمه به تعریف ازدواج ازدیدگاه اندیشمندان مختلف علوم اجتماعی می پردازیم.
اشتروس ازدواج را برخوردی دراماتیک بین فرهنگ و طبیعت یا قواعد اجتماعی وکشش جسمی می داندو منع زنا با محارم را عامل توسعه و پیشرفت فرهنگ می داند
– کارلسون ازدواج را واکنش متقابل بین دو فرد یک مرد و یک زن با تحقیق شرایط قانونی و برگزاری مراسم می داند (ساروخانی 1382 جامعه شناسی خانواده : 23)
ازدواج عملی است که پیوند بین دو جنس مخالف را برپایه روابط پایا پای جنسی موجب می شود .ازدواج امری است پسندیده و بسیار سودمند که درمیان تمامی انسانهای روی زمین دیده می شود سابقه و پیشینه ازدواج برمی گردد به خلقت انسان توسط خداوند باری تعالی و چون انسان را تنها دید برای او همدم و همسری بنام حضرت حوا خلق کرد تا از تنهایی بیرون آید و از آنجا به بعد فرزندان آدم همسر اختیار کردند تا نسل خود را گسترش دهند در طول تاریخ شیوه های گزینش همسر و تعداد آنها تغیر و تحولات بسیارزیادی کرده است تا به شکل امروزی آن رسید است لویس مورگان انسان شناس آمریکایی معتقد است که همانطور که جوامع سیر تکاملی داشته و از سه مرحله توحش بربریت و تمدن گذر کرده است جوامع ابتدایی مسیر تدریجی تکامل را پشت سرگذرانده اند که عبارتند از :
1-هرج و مرج جنسی 2- روابط جنسی بین برادران و خواهران 3- خانواده اشتراکی 4- سازمان کلان
5-مواصلت زوجی میان افراد 6 – شیخوخیت پدر خانواده 7- تعدد شوهر برای یک زن در آن واحد 8- پیدایش مالکیت خصوصی 9 – مواصلت تحت تاثیر تمدن و پیروی از قاعده توصیفی ( هیس –تاریخ مردم شناسی – صفحه 67-66 )
2-21- تعریف وپیشینه خانواده:
بدنیست نظر چند تن ازاندیشمندان علوم اجتماعی وانسانی رادرباره خانواده جویاشویم وبعد انواع خانواده راازنظر مورگان ودورکهیم بیان کنیم.
-21-2تعاریف خانواده
“برگس” خانواده را اتحاد بین کسانی که با یکدیگر تعامل دارند می داند.(برگس 1926)
“لوی”: خانواده واحدی اجتماعی است که بر اساس ازدواج پدید می آید.(ساروخانی:1370، 255)
“دیویس”: خانواده از گروهی از اشخاص تشکیل می شود که روابطشان با یکدیگر بر پایه خویشاوندی همخونی استوار است. (Mitchell, 1977, 76)
“مک آیور”: خانواده گروهی است دارای روابط جنسی چنان پایا و مشخص که به تولید مثل و پرورش فرزندان منتهی می شود.(ساروخانی، 1370، 255)
“مورداک”: خانواده گروهی اجتماعی است با اقامتگاه مشترک، همکاری اقتصادی و تولید مثل.(lee and newby.1995: 282
مورگان معتقد بوده که خانواده مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته تا به شکل امروزی رسیده است وی از پنج نوع خانواده سخن می راند و مسیر تکامل آنها را بررسی می کند که عبارتند از :

خانواده همخون :
که این خانواده برپایه ازدواج برادران و خواهران حقیقی و جانبی در یک گروه استوار شده بود
خانواده پونالوایی
این خانواده بر پایه ازدواج خواهران حقیقی و جانبی گوناگون با شوهران یکدیگر در یک گروه استوارشده بود؛ شوهران مشترک نمی بایست ضرورتاً خویشاوند هم بوده باشند . ازدواج برادران حقیقی و جانبی گوناگون با همسران یکدیگر در یک گروه که زنان مشترک هم نمی بایست ضرورتاً خویش هم بوده باشند در این خانواده با محارم هم عمودی است هم افقی
خانواده سند یا سمیک :
خانواده ای است نزدیک به آنچه امروزه دیده می شود ودر آن اولاً پدیده محارم چند بعدی است یعنی فقط به والدین و فرزندان و خواهران و برادران اختصاص ندارد ثانیاً تداوم پیوند زناشوی به چشم می خورد ثالثاً تک همسری تجلی دارد ( همان منبع صفحه 149- 148 )
خانواده پدرسالاری :
این خانواده برپایه ازدواج یک مرد با همسران گوناگون استوار بود که عموماً انزوای همسران از صحنه زندگی اجتماعی را به دنبال داشت .