دانلود پایان نامه

زروان در ایران:
در اساطیر ایران نماد مار در دین را با معانی متفاوتی مشاهده می کنیم. نخست باید تعریف مختصری از اسطوره کلی آن آیین گفته شود.سپس به بررسی معنی نماد مار در آن آیین پرداخت. اولین اسطوره ای که شاید اندیشه کهن مردمان را نشان می دهد آیین زروان است. زروان خدای دو جنسیتی است که خالق نیروی خیر و شر است ، در واقع آفریننده اهورامزدا و اهریمن است.زروان به معنی زمان است. صفتی که به او داده شده است یا اکرانه -A-Karana است که به معنی بی کرانه است و یا با صفت درنگ خودات Drang Xᵛaδāta- آمده است. در مینوی خرد آمده است که ” به آفریدگار اورمزد این آفریدگان و امشاسپندان و مینوی خرد را از روشنی خویش و به آفرین(= دعا) زروان بی کرانه آفرید ، زیرا که زروان بیکران ، عاری از پیری و مرگ و درد و تباهی و فساد و آفت است و تا ابد هیچ کس نمی تواند او را بستاند و از وظیفه اش باز دارد”.
به اعتقاد دانشمندان آیین زروان و این که زروان موجودی برتر از اهورامزدا است، به دوران بسیار کهن و پیش از زرتشت باز می گردد. در آیین مزدایی ، زروان اهمیت زیادی نداشته است اما آنچه باعث اهمیت و پرستش این خدا شده است در دوران متأخرتر یعنی در زمان اشکانیان و ساسانیان شکل گرفته است (عفیفی،1374: 539). در اوستا ، زروان خدایی جانبی است. او ایزدی است که مسیری را که ارواح درگذشتگان باید طی کنند و قبل از پل چینوت است ، در سیطره خود دارد (زنر،1375: 146). در نتیجه می توان گفت که زروان خدای مرگ است و روح مردگان را هدایت می کند. همین که زروان با مردگان در ارتباط است می تواند این نکته را مشخص کند که مار هم نمادی از او باشد . مار به دلیل پیوستگی با خاک و زیر زمین همواره نماد خدایان مرگ است. این مساله در بیشتر اساطیر تمدن ها دیده می شود چنانچه بعدا به آن پرداخته خواهد شد . در اسطوره های مصر که به شکل زیادی دیده می شود و در یونان که بسیار متاثر از اساطیر مصر است باز به نحو چشم گیری این مطلب وجود دارد. در اسطوره های ایران نیز می بینیم که زروان خدای مرگ نشان داده شده است و در تندیس های او مار دیده می شود. این مار معانی مختلفی را بیان می کند.
در بیشتر متون پهلوی ، زروان ، زمان است که تنها از طریق او عمل آفرینش شکل می گیرد. در واقع در متون پهلوی زروان خدای بزرگ و مهمی است و بیش تر یک مفهوم عقلایی است. زروان با عنوان خدای مرگ نیز در متون پهلوی به چشم می خورد. چنانکه می خوانیم که برای گریز از زروان هیچ چاره ای وجود ندارد. در حقیقت از مرگ هیچ گریزی نیست. در بندهشن نیز زروان خدای مرگ است .”چنین گوید در دین که زمان، نیرومندتر از هر دو آفرینش است:آفرینش اهورامزدا و آفرینش اهریمن! زمان پاینده ی جریان کارهاست. زمان از نیک یابندگان یابنده تر است . زمان از جست و جو کنندگان ، جست و جو کننده تر است. زیرا داوری به زمان توان کردن، به زمان است که خانمان بر افکنده شود…”(زنر، 1375: 148). در بندهشن زمان قادر است همه چیز را در اختیار داشته باشد.
زروان خدای دو جنسیتی است . او ورای روشنایی و تاریکی ، خوب و بد ، جای گرفته است ، پس آن ها را در درون خویش جمع کرده است. به این ترتیب از دو جنسیت فراتر رفته است در حالی که هر دوی آن ها نیز است . زروان همه چیز را خود می آفریند و خود نابود می کند . او توان تمام ایزدان را در خود دارد. او سازنده جهان است (کومون، 1386: 129).
زروان خدای بی کرانه است. از هنگامی که نبرد میان اهورامزدا و اهریمن آغاز شد زمان نیز کرانه مند شد. زروان آغازگر آفرینش است. اهریمن با دریدن شکم او از زهدانش بیرون می آید اما این اهورامزداست که جهان را خلق می کند ولی اهریمن نه هزار سال بر آن حکومت می کند (بهار،1375: 130). برخی دانشمندان نظیر دوشن گیمن و زنر بر این باورند که زروان خدای اهریمنی است (رضی ، 1392: 201).
زروان در مجسمه ها و نقوشی که از خود به جا گذاشته است با سر شیر تصویر شده است. دور بدن او ماری هفت مرتبه پیچیده شده است. زروان بر اساس دین زرتشتی آفریننده اهورامزدا است. بر اساس نظریه دیگر دو اصل خیر و شر در جهان هستی وجود دارد که زاییده ی خدای زمان هستند. همچنین این عقیده وجود دارد که زروان خدای زمان بی نهایت است. در نقش های زروان ، گاهی مشاهده می شود که زروان برهنه است و جنسیت او مذکر است . اما گاهی دیده می شود که بدن او کاملا پوشیده شده است. بر اساس نظر برخی از دانشمندان این پوشیدگی بدن او عمدی بوده است تا به این شکل جنسیت او مبهم باقی بماند و یا این که او را خدای دو جنسیتی نشان بدهند. زروان خود به خود آفریننده است . او هم نر است و هم ماده است (رضی،1392: 44). در بعضی موارد غرض این بوده که خدا را “هرما فرودیت” نشان دهند به این معنی که تولد او بدون مداخله عنصر نر انجام گرفته است. در تمام تندیس هایی که از زروان باقی است ، بدن او توسط ماری احاطه شده است و در همه این ها به جز یک مورد ، آلت تناسلی خدا پنهان نگه داشته شده است (زنر،1375: 111). پس به این معنی است که مار جنسیت زروان را مخفی داشته است. خود مار جانوری مرموز است و جنسیتش قابل تشخیص نیست. در نتیجه بهترین جانوری است که می تواند بر اساس خصوصیات خود در تندیس های زروان نمایان شود. حلقه های ماری که به دور بدن او پیچیده شده است به تعداد هفت است و این عدد به این دلیل انتخاب شده است تا علامت مخصوص منطقه البروج را نشان دهد.در واقع این پیچش مار به پوشش پیچ در پیچ خورشید در راهش اشاره دارد. حتی در بعضی تندیس ها نشانه های ماه های دوازده گانه روی تنش کنده شده است. همچنین نشانه های فصل های چهارگانه سال و تمام تحولات آسمانی و زمینی که در نهایت به گردش خورشید و گذر سال اشاره دارد (کومون، 1386: 129). شکل ظاهری زروان وحشت آور است زیرا با شکل سر شیر نشان داده شده که دهانش باز است. در تصویر دیگری از زروان، او دو مشعل به دست دارد و شعله ای دراز گونه از دهانش خارج می شود. زروان خدایی است ایرانی و بسیار کهن. می توان گفت نماد مار با زمان نسبت دارد در اساطیر بندهشنی و اوستایی زمان مار کشنده است و زندگان را نابود می کند. (مزدا پور، 1387 : 209) بنابراین این مار که دور بدن زروان حلقه زده است نشانی از نابودی در طول زمان است.
دو تصویر مربوط به زروان که بر روی کره جهان ایستاده و ماری به دور او حلقه زده است.
http://forum.hammihan.com/thread168443.html
http://stal.blogfa.com/post/43
کرونوس در یونان:

زروان در ادیان و تمدن های دیگر تأثیر زیادی گذاشته است. در واقع در تمدن های دیگر همتای خود را به وجود آورده است. آیین زرتشتی و شکل گیری آیین زروانی در ایران نسبت به یونان قدمت بیشتری دارد. در واقع آن چه از اساطیر یونان به دست می آید همگی توسط هومر و هسیود نگارش یافته است که این دو نیز بسیاری از مطالب را با توجه به تأثیری که از ایران گرفته بودند نگاشته اند. این که زروان خدای زمان است و این اعتقاد که زمان پیش از هر چیز دیگری وجود داشته ، اعتقادی زروانی است و بعدها در یونان که فلسفه نقش مهمی به خود گرفت و نو افلاطونیان پیدا شدند این نوع طرز تفکر در یونان شکل گرفت که به تبع از تفکر ایرانیان به آنان منتقل شده بود ( آموزگار ، 1386: 203). همتای یونانی زروان ، کرونوس (Chronos) است.کرنوس آغاز گر هستی است. در مورد کرونوس گفته شده است که او را یک بار به صورت شیری با دهان باز نشان داده اند به علت گرمای سوزانی که در شیر نهفته است و یک بار دیگر به علت سرمای یخبندانش به شکل مار نشان داده شده است. در شکلی که از او تصویر شده است مار نماد مرگ و سرما و تاریکی است. همیشه به دور تن او ماری پیچیده شده است. هفت حلقه مار مربوط به کره های هفت گانه است. بدن مار اشاره به حرکت خورشید و گذر آن از منطقه البروج دارد. این خدا شباهت زیادی به خورشید دارد. چرا که خورشید با حرکت خود گذر زمان را نشان می دهد و زروان یا همتایش کرونوس خدای زمان هستند. نماد دیگر این خدا آتش است. همانطور که پیش تر گفته شد ، سر این خدا به شکل شیر است که نماد گرما و آتش است. در جایی دیگر آتش و شیر را نشان این می دانستند که سرانجام جهان است و جهان در آتش خواهد سوخت و شیر نیز نشان دهنده ی زمان است که همه چیز را از بین می برد (ورمارزن،1372: 144- 148). در یونان کرونوس خدای زمان بی کرانه است . در تصاویرش ، دو بال دارد. او به شکل ماری است با دو سر شیر و گاو که هر کدام معانی خاص خود را تداعی می کنند (رضی، 1392: 157). هفت بار پیچیده شدن مار به دور بدن کرنوس با هفت سیاره ارتباط دارد و این باور از باور پیشینیان که سیاره ها بر سرنوشت انسان تأثیر دارند سرچشمه می گیرد. ارتباط مار با هفت سیاره شاید به اعتقاد کهن ایرانیان در باره اهریمن بودن سیارات و حرکات آنان بازگردد. کرنوس ایستاده بر کره جهان تصویر می شود و این خداوند بودن او بر جهان را نشان می دهد و او دارای چهار بال است که این را نشانه چهار باد دانسته اند (بهار ، 1375: 64).
کرونوس خدای آسمان در یونان که با زروان در ایران برابر است.
http://tuningpp.com/cronus-greek-god/
http://bookcoverimgs.com/cronus-and-rhea/
این که در برخی نگاره ها خدایان زمان با چهار بال نشان داده شده اند ممکن است از نقوش خدایان بابلی و آشوری گرفته شده باشد ، همانند آنچه در نقوش تخت سلیمان وجود دارد . برخی بر این باورند که او کوروش است که با چهار بال تصویر شده است . این چهار بال مقام خدا را بالاتر و بزرگ تر می گرداند و او را خدایی مربوط به آسمان می نمایاند.در مورد تاج این نقش نیز نظر افرادی مانند اشمیت ، شهبازی و استروناخ براین است که این تاج برگرفته شده از فرهنگ مصری می باشد (استروناخ ،1379 :74) . در دو طرف این تاج دو مار کبری دیده می شوند. در اساطیر مصری مار کبری نماد حفاظت از شاه می باشد.در داستان رع آمده است که او برای یافتن فرزندان خود چشمش را به آتوم میدهد وبعد از یافته شدن آنها رع چشم خود را در کالبد ماری مقدس به نام یوریس ) Uraeus ) قرار می دهد که این نماد در تاج شاهان مصری بسیار به کار می رود و برای نظارت بر جهان و قدرت شاهان می باشد (ایونس ،1385 :56) . در نقش فروهر نیز مری بویس اعتقاد دارد که زائده های مواج زیر بال می توانند برگرفته از مارهای مصری باشند که آشوریان نیز از این نقش اقتباس کرده اند. ( بویس ،1381 : 85)
زروان بعدها به دین مهری هم وارد شد و در برخی موارد حتی یکی شده اند. نماد آتش مربوط به کرونوس ایزد زمان یونانی است. پیروان مهر بعد از رسیدن به مقام شیر ، نشانه خاصی در یافت می کنند که آن نشانه آتش است (ورمازرن ، 1372: 148) و همانطور که گفته شد آتش و گرما و نماد آن شیر ، از نشانه های خاص زروان و همتای یونانی او کرونوس است. این نشانه به آیین مهر پرستی که در آن آتش و گرما و نماد شیر اهمیت دارد نیز انتقال یافته است.
در مصر به عقیده نگارنده ، همتای ایزد زمان در ایران و یونان ، ایزیزیس است. چنانچه در دوازده منزلی که خورشید به دنیای مردگان سفر دارد، اوزیریس را مشاهده می کنیم که خدای جهان مردگان است. در منزل هفتم جسم اوزیریس ( به این دلیل به جسم او اشاره می شود ، زیرا که ست وقتی او را کشت ، جسم او را قطعه قطعه کرد و شاید منظور جسم بی سر اوست) به شکلی مشاهده می شود که ماری به دورش چنبره زده است. در این ما شاهد مرگ آپوفیس مار غول آسای مصر هستیم. خدایی به شکل گربه با کاردی در دست ایستاده و خدایی دیگر مخالفان اوزیریس را نابود می کند. در کنار این تصاویر صحنه ی مرگ آپوفیس نیز نشان داده می شود. او موجودی نابود ناشدنی است اما در این تصاویر او شکست خورده و تسلیم شده نقش شده است. این تصاویر نشان می دهد که همواره خوبی پیروز است و این خود پیامی است برای نشان دادن راه درست به آدمیان!. در منزل یازدهم تصاویری از نابودی دشمنان خدای خورشید در جهان زیرین نشان داده می شود. دشمنان در چاه های پر از آتش سوزانده می شوند.این صحنه ، صحنه قتل عام بزرگی است (هارت، 1374: 69). در منزل بعد که اوج سفر خدای خورشید است، قایق به درون دم یک افعی غول آسا کشیده می شود و در آن جا رع به شکل خپری(= خپری یا خپره از اسطوره‌های مصر باستان هم به معنی سرگین‌چرخانان نوعی سوسک و هم به معنای قائم به ذات است. او در نزد شهروندان هلیوپولیس، نمودار طلوع خورشید بود و مانند سوسک، از جوهر خویش سر بر می آورد و زاده خویشتن است. خپری ایزد دگرگونی‌های حیات بود و همیشه از نو زاده می شد.) در می آید و از دهان مار خارج می شود. رع سپس از جهان زیرین به سمت شرق بادبان می کشد و طلوع می کند (همان : 69). به عقیده نگارنده ، این که رع Re ) ( از دم مار وارد و از دهان او خارج می شود خود به نکته ای اشاره می کند. این که پایان تاریکی و بدی است و آغاز روشنی و نیکی است.دنیای مردگان تاریکی است و زندگی روشنایی است. همانطور که در آخر قصه های عامیانه گفته شده پایین رفتیم دوغ بود قصه ی ما دروغ بود ، بالا اومدیم ماست بود قصه ی ما راست بود.این تنها خلاصه ای از سفر خورشید به جهان زیرین بود. این سفر در کتاب مردگان مصریان به تفصیل بیان شده است. نتیجه کلی این سفر پیروزی همیشگی خوبی بر بدی است.
مار جانور دنیای مردگان:
در مورد مساله دین و ارتباط آن با با نماد مار ، ما باید به بخشی اشاره کنیم که مار نمادی برای جهان و به زیر خاک می رود. در بیشتر موارد با تصویر خدایان جهان فرودین ظاهر می گردد. در اساطیر ایران همانطور که اشاره شد این خدا را زروان تصور می کنیم (زنر،1375: 111). زروان خدای زمان است و یا به عبارتی در بندهشن او را خدای جهان مردگان نیز می دانند چرا که همه چیز وابسته به اوست. مرگ و زندگی و زمانی که به هر شخص داده می شود تا بتواند زندگی کند ، همگی به عهده زروان است. در تندیس هایی که از او باقی است ، مشاهده می شود که او توسط ماری احاطه شده که با توجه به مطالب گفته شده نشان از گذر زمان است. همچنین چهره زروان ، وحشت آور نشان داده می شود. می توان از این طریق رابطه ای میان مار و مرگ و زروان در نظر گرفت. گذر زمان باعث مرگ می شود و زروان خدای جهان ارواح و مردگان است که این خصوصیت او با مار نشان داده شده است.
در یونان ما همتای زروان را مشاهده کردیم. اما بسیاری از آیین ها و دعاهایی که یونانیان برای ارواح مردگان خویش می خوانند به این جهت است که روح مردگان از عذاب هایی که در جهان فرودین بر سر آن ها می آید در آسایش باشند. در راستای این اصل آنان سرودی دارند که مربوط به چگونگی غلبه آپولون بر مار عظیم در پیتو ( Pytho ) یا دلفی ، معبد بزرگ یونانیان است. در یونان روحی که وابسته به زمین است به صورت مار جلوه می نماید (کاوندیش، 1387: 201). به طور کل حیواناتی مانند مار و سوسمار در تمامی تمدن ها ، نماد عالم مردگان و بیانگر تاریکی هستند. در جهان بینی که الیاده بیان می کند این گونه توضیح می دهد که جهان از غول یا اژدهایی شکل گرفته است. به عقیده او ، کیهان برخوردار از نظم و آراستگی خاصی است. هر حمله ای در بیرون از این محدوده نشانگر تهدیدی است برای بازگرداندن این آسایش به بی نظمی! جهان توسط خدایان است که به آسایش و نظم رسیده است و آفریده شده است ، بنابراین مقابله با آن از جانب دشمنان خدایان صورت می پذیرد. این دشمنان همان دیو یا غول یا اژدهای نخستین است. در نتیجه اژدها در این تصویر سازی نماد آشفتگی و بی نظمی است. این اژدهای اساطیری علیه آفرینش خدایان ، در واقع علیه کیهان قیام می کند و تلاش می کند تا آنرا نابود سازد. در این راستا در اساطیر ایران اهریمن با پیکر مار و اژدها سعی در نابودی جهان دارد. در یونان در اساطیر متفاوتی اشاره شده است که غول یا اژدها که در پیکر مار هستند سعی در نابودی و آشفتگی جهان دارند. در مصر رع Re ) (، خدای خورشید است و حافظ نظم مصر است، او آپوفیس اژدهای بزرگ مصریان را مغلوب می کند. در این شکل از اسطوره ها اژدها ، همان مار نخستین است که نماد آب های کیهانی ، تاریکی و شب و مرگ است. در واقع نماد بی شکلی و هر چیزی است که هنوز شکل پیدا نکرده است. در تمامی اسطوره ها به این اژدها که در پیکر مار است بر می خوریم .گاهی به شکل مار و گاهی بزرگ تر و وحشت آور تر از مار است. برای از میان بردن او پهلوانی با قدرت خدایی نیاز است. این اژدها باید شکست داده شود تا کیهان بتواند زاده شود و مرگ و تاریکی و ظلم و آشفتگی پایان پذیرد. در اسطوره های اولیه و بسیار کهن یعنی در ریگ ودا بیان شده است که آفرینش آغازین به این شکل به وجود آمده که ایندرا ضربه ای بر سر مار بزرگ فرود می آورد و جرقه آذرخش سر او را قطع می کند. همچنین این مطلب نیز وجود دارد که در بعضی از اسطوره ها اژدهایی وجود داشته که بسیار بزرگ و غول پیکر بوده است. او در دریا مسکن داشته است پس از مرگ او جهان از بدن این اژدها به وجود آمده است. در این تمدن ها پیروزی خدا بر اژدها هر سال به گونه ای نمادین در قالب مراسم تحویل سال تکرار می شود (الیاده،1385 :41-12). مار نماد آشفتگی و بی نظمی است. قطع کردن سر مار با فعل آفرینش و گذر از حالت بالقوه و بی شکلی به آن چیزی که دارای صورت و شکل است مساوی است. در مصر مراسمی وجود دارد به نام مراسم آغاز سال نو یا مراسم مار نمادین. داستان این مراسم از آن جاست که بعل خدای بزرگ مصریان پیروز می شود. ماجرای این اسطوره سرچشمه دینی دارد. منظور آن تفکر دینی است که مربوط به آدم و حوا است. شیطان برای فریب حوا به پیکر مار در می آید و حوا را می فریبد. فرشتگان با او جنگ می کنند. مار به زمین می افتد. این مار همان شیطان است و به این دلیل مار در نظر معتقدین به این اسطوره ، منفور و فریبنده است. در اسطوره بعل می بینیم ، زمانی که خدای جهان زیرین او را تهدید می کند ، بعل با مار آغازین در گیر می شود و در جریان این درگیری، بعل مار را شکست می دهد و به جهان زیرین سقوط می کند. این سقوط منجر به آغاز آفرینش می شود و بعل از آسمان که می شود آن را حالت مینوی نامید به زمین یعنی گیتی نزول می کند و بنابراین زندگی دنیایی شروع می شود (گری، 1378: 254) . بعل خدای کشاورزی و نظم دهنده ی هستی است. او باعث می شود که آب های خروشان آرام شوند و برای آبیاری استفاده شوند. بعل در نبرد بزرگ خود ، مار کیهان یا اژدهای هفت سر را نابود می کند این مار بزرگ آب های جهان را در انحصار خود دارد و دریا ها را دچار طغیان می نموده است. پیروز شدن بعل در نبرد با خدایان آشوب گر و مار بزرگ با مراسم آغاز سال نو مصریان همراه است. همراه و یاری دهنده بعل خدای دیگری است به نام آنات، او نیز در به باروری و حاصلخیزی زمین کمک می کند. در برخی از نقش برجسته های مصر این دو خدای همراه با هم با اژدها (مار) هفت سری مبارزه می کنند.این مبارزه یادآور مورد مشابه آن در یونان است. نبرد هراکلس با اژدها به گونه ای با این اسطوره مصری شباهت دارد (گری ، 1378: 145) . ماهیت تمام نبردها در این اسطوره ها نبرد میان خوبی و بدی و روشنی و تاریکی است و در نتیجه نبردها ، این خوبی و روشنی است که پیروز می شود و جهان را در بر می گیرد. این اسطوره ها ماهیتی دینی در خود دارند و به دلیل این که در بر دارنده ی پیام مهمی برای مردم هستند با مراسم آغاز سال نو یکی شده اند. در این اسطوره هم مشاهده می کنیم که مصریان مراسم آغاز سال نو را به این آیین دینی مربوط میدانند. زمانی که بعل با مار بزرگ در گیر می شود در واقع می خواهد تاریکی و بدی را نابود کند و سرانجام با نابودی بدی و سیاهی ، آفرینش آغاز می شود. پیش تر اشاره کردیم که در ایران نیز اسطوره نابود کردن اژدها ، آیین مهمی است و وقتی پهلوان ایرانی (پهلوانی در اساطیر ایران جایگاه خاصی دارد،پهلوانان افرادی هستند که دارای نیروی خارق العاده هستند و همیشه بر بدی ها پیروز می شوند)، اژدها را نابود می کند و بر ستم و بدی پیروز می شود، این موفقیت بزرگ را جشن می گیرند و آنرا از اتفاقات مهم می دانند. پس با توجه به آن چه در اسطوره های ایران ، یونان و مصر مشاهده می کنیم ، همگی در این مورد شباهت دارند که جهان تاریکی و پر از ظلم وستم باید توسط خدا و پهلوانی نجات پیدا کند. در ایران این پدیده با پیروزی فریدون بر اژی دهاک به پیروزی می رسد. در یونان در جریان نبردهای هراکلس با اژدها ، بدی نابود می شود. در مصر نبرد بعل با اژدر مار بزرگ یا مار آغازین منجر به از بین رفتن تاریکی و آشوب می شود. در هر سه اسطوره با یک اصل دینی روبرو هستیم. تلاش این اسطوره ها بر این بوده تا خوبی را پایدار کنند و بدی را به هر شکلی که هست ، شکست خورده نشان دهند. این پیروزی و رویش دوباره جهان و طبیعت آنقدر مهم و با ارزش است که هر سال در خور تکرار و یادآوری است تا به مردم نشان داده شود که خوبی همواره پیروز است و روشنایی و شکفتن بهترین موهبت جهان است . در اسطوره مصر ، بعل این نقش را بر عهده می گیرد که خدای مهمی است. در ایران و یونان دو پهلوان که دارای تمام شرط های پهلوانی هستند این کار را می کنند. به نظر نگارنده ، اسطوره مصر قدمت بسیار بالاتری دارد. بعل خدایی است که مار آغازین و کیهانی را نابود می کند. این مار ، مار مهمی است. تقریبا در تمام تمدن ها به گونه ای حضور دارد. باور به ماری که کیهانی است و جهان را در بر داشته از باور های مصریان است. این مار باید از بین برده می شده تا جهان و طبیعت به آفرینش برسند و همراه با آرامش در اختیار مردم باشند. پس می توان گفت که این باور از تمدن مصر گرفته شده است و بعد به شکلی دیگر اما با همین مضمون در اساطیر دیگر سرزمین ها وارد شده است.