دانلود پایان نامه
مالینوفسکی در برسی واقعیتهای اجتماعی در مقایسه سیستم های گوناگون با توجه به کارکرد هر کدام از آنها به بررسی پرداخت او از انواع سیستم های زیستی ، روان شناختی ، اجتماعی و نمادی یاد کرده است و مالینوفسکی در بررسی سیستم ها به چند نکته اساسی که هر کدام در شکل دهی کارکرد گرایی ساختی موثر بوده اند توجه کرد . چرا که :
الف ) هر سیستم می تواند بطور مستقل مطالعه شود و در این مطالعه به لحاظ تفاوت در ماهیت هر سیستم باید از دانش خاصی بهره جست ، ب ) درهر سیستم باید به کار کرد آن توجه کرد و ج ) به رابطه بین سیستم ها در مقایسه با علوم دیگر ؛ که همان مطالعه کارکرد هاست باید مورد توجه قرار گیرد . از نظر مالینوفسکی سیستم ها می توانند بر اساس نیازهایشان تعبیر و تفسیر شوند . زیرا هر سیستم دارای کارکرد یا کارکردهای خاصی است که آنها را ازدیگرسیستم ها متمایز می سازند ( تقی آزاد ارمکی 30:1381)
با توجه گفته ی مالینوفسکی می توان چنین برداشت کرد که تعدد زوجات وچند همسری نیز در قبایل به عنوان یک سیستم اجتماعی از طریق گرفتن دختر فلان رییس قبیله هر چند که زن نیز داشته باشد باعث تحکیم سیستم خویشاوندی و ایجاد نظم و جلوگیری از زد و خوردهای احتمالی در آینده می شود .همچنین کارکردهای دیگری چون :استفاده ازنیروی کار زن ،بالا بردن آمارجمعیتی خود،بالا نشان دادن پایگاه وموقعیت اجتماعی خوددر جامعه و…دارد
کارکرد گرایی پارسونز
پاسونز بر اثر آشنایی با آرای مالینوفسکی و زمینه علمی زیست شناختی و آشنایی بابحث اقتصادی از نیازهای انسانی – اجتماعی متوجه مطالعه سازمان اجتماعی و فرهنگی و نحوه پیدایش و حیات آن گردید .
عمده ترین عناصر و ویژگی های نظریه کارکردی پارسونز عبارتند از :
نظریه کنش اداری که شامل:
الف ) کنشگر ب ) هدف و غایت ج ) کنشگر در دستیابی به هدف در مقابل ابزار بسیاری قرار گرفته است .
د ) کنشگر در مقابل شرایط متنوعی از قبیل زیستی و محیطی قرار دارد که محدودیتهایی را برای او ایجاد می کند .
ه ) رفتار کنشگر به واسطه ارزشها ، نرم ها ، و دیگر باور ها در انتخاب هدف و ابزار شکل داده می شود.
و ) تصور ذهنی کنشگر او را در انتخاب ابزار جهت دستیابی به هدف هدایت می کند.
موقعیت فردی در سیستم اجتماعی :
سیستم اجتماعی با دو عنصر تخصیص (ALLOCATION) و انسجام ( INTEGRATION) به جریانهای تخصیص امکانات و پاداشها مرتبط است . تخصیص با تولید و ابزار مرتبط است در حالی که انسجام با اهدف همراه است و راه عمده انجام کنترل اجتماعی از طریق مبادله چون پول ، قدرت و پاداش است .
3-انواع کارکردها :
تالکوت پارسونز در کتاب سیستم اجتماعی (1951 ) متمایل به تحلیل کارکردی شد و چهار نوع کارکرد در جامعه در سطوح گوناگون مطرح کردکه از نظر او حیات هر سیستم بستگی به وجود چهار نوع کارکرد دارد که عبارتند از :سازگاری ، دستیابی به هدف ، انسجام و پایداری
4- چهارنوع خرده سیستم
پارسونز چهارنوع خرده سیستم مرتبط با یکدیگر را مطرح کرد که عبارتنداز : 1- سیستم زیستی که کارکرد سازگاری و تطابق دارد 2- سیستم شخصیتی که کارکرد دستیابی به هدف دارد 3 – سیستم اجتماعی که کارکرد انسجام را بر عهده دارد 4 – سیستم فرهنگی که کارکرد پایداری را برعهده دارد .
5-سطوح تحلیل :از نظر پارسونز خرده سیستم ها در یک رابطه عمودی از بالا به پایین که مبتنی بر کنترل اطلاعات است و از پایین به بالا که بر اساس انرژی می باشد هستند
6- سیستم اجتماعی: تلاش او برای روشن ساختن چگونگی پیدایش سیستم از طریق کنش فردی و جمعی است . همان طور که گفته شد پارسونز برای هر سیستم کارکرد خاصی قائل است و بر اساس تفاوت در کارکردها انواع چهارگانه ساخت را مطرح کرد که عبارتند از : 1- ساخت اقتصادی 2 – ساخت سیاسی 3 – ساخت فرهنگی 4- ساخت اجتماعی که از طریق قوانین و عرف و عادات به انسجام بین عناصر اجتماعی می انجامد (همان منبع صفحه 46-42)
بهر حال پارسونز با بهره گیری از آثار بروان و مالینوفسکی نظریه کارکرد گرایی را پایه گذاری کرد و معتقد است که هر عنصر در یک سیستم قبیله ای برای حفظ نظم و پرهیز از جنگ و خونریزی دادن زن یا گرفتن آن به طوایف مختلف هر چند که به عنوان زن دوم یا سوم نیز باشد ضروری است و کارکرد های بسیار مثبت برای سیستم خویشاوندی و قبیله ای دارد . که در فصل چهارم کاملاً توضیح داده می شود .
فصل سوم
روش تحقیق
3-1- روش تحقیق :
تحقیق درباره موضوع خاص (چند همسری در میان مردان بلوچ شهرستان خاش )از طوایف مختلف جزبازندگی در میان آنها میسر نمی شود یعنی باید در میان طایفه ها زندگی کنی همانند آنها سخن بگویی همانند آنها بپوشی و همانند آنها باشی و گرنه هیچ گاه تحقیقی کامل و جامع و برگرفته از واقعیت نخواهی داشت یعنی همان کارهایی که مالینوفسکی انجام داد این جانب حقیر نیز به مدت7 سال در میان طوایف مختلف و در قسمتهای مختلف این شهرستان زندگی کردم و چون دورگه سیستانی و بلوچ هستم و مسلط به زبان بلوچی و سایر آداب و عقاید این مردمان شریف بودم در مدت این 7 سال در تمامی مراسم شادی و غم آنها شرکت کردم و مسائل و مشکلات قبایل را تحلیل کردیم و آداب و رسوم آنها را انجام دادم لذا با من بهتر کنار می آمدند و مسائل را باز گومی کردند تا یک شخصیت دیگر که فارس باشد به نوعی قجر باشد چون مردمان این خطه از قجرها (فارسها ) زیاد راضی نیستند به همین دلیل تحقیق من میدانی و کاملا مشارکتی و از طریق مشاهده مشارکتی و مصاحبه و گفتگو می باشد و صرفا پرسش خالی نیست که هر چیزی آنها بگویند یاداشت کرده باشم بلکه با 7 سال زندگی صحت و سقم سخنان آنان را می دانم و تاحدودی زیاد بر آداب و رسوم آنها مسلط هستم .