دانلود پایان نامه

در باور زرتشتیان مار دارای هر دو مفهوم خوب و بد است او را جانوری موذی می دانند ، اما از طرف دیگر در مراسم آیینی به نام سفره بهمن امشاسپند که مراسمی مربوط به زنان است مار نماد و رمز خرد است و خرد با اندیشه و منش نیک ، که بهمن امشاسپند صورت آن است، پیوند دارد. در یونان داستانی تقریبا مشابه به نام پرسفونه روایت می شود که هر دو این داستانها دارای اشتراکات و افتراقاتی می باشند. پیام مهمی که این داستان ها داشته اند این بوده که باطن زیبا و نیکو اهمیت دارد و ظاهر زیبا دلیل بر خوبی آدمیان نیست. در این داستان ها معمولا دختری زیبا مجبور به ازدواج با مردی است که دیو روی است و برای نشان دادن این زشتی از تصویر مار و اژدها استفاده شده است که همواره دارای طلسم است. یعنی در اصل شخص مورد بحث انسان خوبی بوده است اما به دلایل رفتار پلید به دیو تبدیل شده است و در انتهای داستان با از میان رفتن طلسم فرد به حالت انسانی خود باز می گردد. در این داستان مار نماد زشتی و پلیدی می باشد و برای نشان دادن ظاهر زشت و ترس آور استفاده می شود . (گرین ،1368 : 36) همچنین در باور عامیانه درباره مار سفید نیز اعتقاد خاصی وجود دارد. مار سفید در داستان ها با عنوان پری نمایان می شود. بر این اساس که اگر این مار در خانه باشد باعث برکت است اما خود وی صاحب اصلی خانه است و به زودی ساکنان خانه را خواهد پراند و کسی دیر زمان در آن خانه نمی ماند. این باور افزون است بر باورهایی درباره (مار صاحب خانه) که در بسیاری از خانه های یزد و کرمان به چشم می آیند. هرگاه برخوردی خطرناک با چنین ماری پیش می آمد مراسم آیینی خاصی برگزار می شد. این باور وجود داشته که کشتن مار دانسته و ندانسته ، موجب می شود که فرزندان کسی که نا پرهیزی کرده است ، همگی بمیرند و به ثمر نرسند. (مزداپور ، 1387: 213). بر اساس همین اعتقادات است که اگر در خانه ای مار باشد نباید به او آسیب رساند و این موضوع در بین مردمان قدیم بسیار رعایت می شده است.
در شاهنامه از نقش و نماد مار در داستان های بسیاری سخن گفته شده است ، داستان کرم هفتواد به دوران اردشیر بابکان مربوط است . برای دریافت سبب راه یابی افسانه ی هفتواد به تاریخ دوران اردشیر می توان به این نکته توجه کرد که هفتواد کنشی جادویی دارد و همین امر است که او را ناگهان به ثروت و قدرت رسانده است و خویشکاری اردشیر بر بنیاد باور های زرتشتی او ، ستیزه با جاودان است (کوورجی کویاجی ، 1380: 59).
در داستان حماسه ای گیل گمش ، او نیای خود را از جاودانان می شمارد و در جستجوی آن بر می آید تا از وی نام گیاهی را بپرسد که موجب می شود تا انسان های فانی زندگی جاوید داشته باشند ، اما نه گیل گمش در اسطوره خود به مقصود خود می رسد و نه اسکندر که او نیز به دنبال جاودانگی بود به خواسته خود می رسد و به جای این که انسان ها جاودانه شوند مار در این اسطوره ها گیاه جاودانگی را می یابد و جاودانه می شود و از همین جاست که می توان در این داستان ها نمونه هایی را را داستان ایران تطبیق نمود. این جاودانگی در داستان ضحاک می تواند با ماران بر دوش و حکومت طولانی او ارتباط یابد. او حکومتی ظالمانه دارد و هر گاه فریدون می خواهد او را بکشد ، سروش ناگهان بر او آشکار می شود و مانع از مرگ وی می شود. بنا بر اوستا وقتی دو دیگر هزاره آغاز شد ، اژی دهاک دشخوایی گرفت و چون هزاره به سر رسید ، فریدون او را گرفت و بست و در دماوند برای همیشه زندانی است. که این داستان اشاره به جاودانه بودن او دارد (رستگار فسایی ، 1379 : 81).
در فارس نامه ابن بلخی آمده است که ضحاک جادوگر بود و در بابل پرورش یافت و جادویی آموخته بود و روزی خویشتن را به صورت اژدهایی بنمود ( ابن بلخی ، 1374: 34). در اینجا ما پیکرگردانی انسان به اژدها را مشاهده می کنیم.
در اساطیر ایران ، سمندر و ققنوس از آتش بر می آیند و گاهی از خون مار. پدیدار شدن مار از خون نیز از همین نوع است. در واقع در علم پزشکی از علل بیماری هایی که به خون مربوط است به مارگزیدگی اشاره شده است .مار در اینجا با بیماری و خون عامل حیات بشر ارتباط پیدا می کند. درگرشاسپ نامه اسدی نیز این نکته آمده است که از خونی که گرشاسب بر بیابان ریخت، مار به وجود آمد. او نیز دیوار شهری را از گلی که از خون اسیران ساخته شده است ، فراهم می آورد و مار ازآن جا پیدا می شود.
بفرمود خون همه ریختن وز ایشان گل باره انگیختن
یکی نیمه بد کرده دیوار شهر دگر نیمه کردند از آن گل دو بهر
از آن خود به رنگ اندرون خاست مار که از آن گزیدی ، بکردی فگار
در قصه های بلقیس _ ملکه سبا_ آمده است که بلقیس پری زاده بود ، به این ترتیب که پدر بلقیس روزی در شکارگاه ، ماری سیاه را دید که بر ماری سپید پیچیده بود و قصد کشتن او را داشت . او به کمک مار سپید شتافت و او را نجات داد و چون به خانه رسید ، مردی دید که در میان خانه ایستاده بود ، نیکو روی و بسیار زیبا بود. رو به او کرد و گفت: من پسر مهتر پریان هستم و آن مار سپیدم که تو مرا از دست آن مار سیاه برهانیدی. مرا خواهری است… اگر خواهی تا او را به زنی تو دهم (رستگار فسایی، 1379: 145).
چنین بیان شده است که پریان دو گروه هستند : گروهی از ایشان اندر میان آدمیان باشند و گروهی به صورت سگان و ماران می باشند.
در داراب نامه داستان برخورد طمروسیه را با ماران سیاه و سپید می بینیم و مشاهده می کنیم که پس از آن که طمروسیه مار سیاه را می کشد ، دو مار سپید به نزد او می آیند و می گویند: مار از پریان هستیم و آن مار سیاه که تو کشتی دیو بود و جای او در پس کوه است و آن اژدها ی بدین عظیمی ، که سر از کوه برآورد او اژدها نیست بلکه دیو است که خویشتن را به شکل اژدها در آورده است و بزرگ دیوان است. طمروسیه پا بر پشت آنان نهاد و آن دو پری رفتند تا بر سر کوه… یکی از آن دیوان که به شکل مار بود طمروسیه را دید که همراه با آن دو مار است ، پس رفت و دیگر ماران را خبر کرد که آن دو پری که در واقع در پیکر مار سپید بودند ، با انسانی همراه شدند. پس بیایید تا آن دو پری را بکشییم و آدمی را از آنان بستانیم و هلاک کنیم. پس آن دیوان همگی با هم شدند و بزرگ آنان مانند اژدها بود پیش رفتند تا انتقام مار سیاه کشته شده را بگیرند (رستگار فسایی ، 1379: 150).
در باره مار و نماد سحر و جادویی او می توان به داستان حضرت موسی نیز اشاره کرد ، در تاریخ بلعمی ، داستان موسی و عصای او بیان شده است . موسی عصا از دست انداخت ، ماری گشت بزرگ و دهان باز کرد ، مار خواست تا فرعون را با قصر خود فرو بلعد.. موسی گردن مار را گرفت ، مار به عصا تبدیل گشت . جادوگران سحر و جادو کردند تا آن همه چوب ها را به ماران تبدیل کردند ، این بار موسی عصا را انداخت و عصا به ماری بزرگ تر تبدیل گشت که باعث وحشت همگان شد و ساحران تسلیم شدند .
این که به صورت معمول در داستان ها و اسطوره های مختلف عصا تبدیل به مار می شود ، رابطه ی مار با عصا یا چوب را نشان می دهد که از نمادی بسیار قدیمی سرچشمه می گیرد. این نماد همان نمادی است که دو مار بر گرد چوبی پیچیده شده اند و همچنان امروزه نیز از آن به عنوان نماد پزشکی و تندرستی استفاده می شود. در گذشته شاید به این دلیل که پزشکی را علمی جادویی می دانستند از این نماد برای توصیف آن استفاده کردند که البته این نماد در بخش مربوطه به شکل بیشتری بیان خواهد شد.
در تعبیر برخی شعرا آمده که رشد و زمان یافتن مار ، او را به اژدها تبدیل می سازد. در کتاب عجائب المخلوقات این مطلب آمده است که ” چون مار را درازی به سی گز و عمر به صد سال رسد ، آن را اژدها گویند !” (رستگار فسایی ، 1379: 42). البته این مطلب در متن بندهشن نیز آمده است که اگر مار عمر طولانی کند به مار پردار تبدیل می شود که همان اژدهاست. در ایران اصطلاحات عامیانه زیادی به کار برده می شود که مار در آن ها وجود دارد. مانند کلمه مهره مار و یا موزمار که هر دو به جنبه سحر و جادویی مار اشاره می کنند.
داستان های جادویی دگردیسی مار در یونان:
در بحث جادو بودن مار به داستان های زیادی بر می خوریم که به وسیله مار جادو های زیادی صورت گرفته است ، دگردیسی به مار نیز بسیار وجود دارد. اولین موردی که نماد دگردیسی را تداعی می کند ماه است. ماه همواره از شکلی به شکل دیگر می شود. از این جهت مار و ماه با هم شباهت یافته اند. مار نیز با عوض کردن پوست خود مدام ار حالتی به حالت دیگری می شود. همچنین مار در پوشش خدایان نیز قرار گرفته است.
در داستانی که نبرد زئوس و کرونوس را توصیف می کند می بینیم که: مادر زمین یعنی گایا به زئوس دستور می دهد که مار شود و زئوس به مار تبدیل می شود تا به نبرد کرونوس که به خرس تبدیل شده بود برود. در این نبرد با وجود این که زور خرس بیشتر است اما زئوس در شکل مار به گردن خرس می پیچد و وحشت مرگ بر کرونوس خرس چیره می شود و از نبرد می گریزد.سپس زئوس به شکل اولیه خود باز میگردد. در جای دیگر زئوس به شکل مار در می آید و نزد پرومتئوس می رود و از او کمک می خواهد که نوزادی را که در جمجعه اش به وجود آمده است را از بین ببرد. در یک داستان اسطوره ای دیگر قدرت عشق و جادو را چنین توصیف می کنند: هفاسیتوس برای همه خدایان کلاه خود و هدیه ای می آورد ، به آفرودیته یک کمربند از رشته های طلا که درون آن ها اسرار آمیز ترین نیرو های طلا ذخیره شده بود داد که کمربندش یک چنگک طلایی به شکل مار داشت که مانند پوزه مار باز و بسته می شد. جادوی کمربند به این شکل بود که هر کس آن را به کمر می بست ، اگر تربیت یافته ی عشق نبود ، می سوخت! (فومان:1390، 50-269). در این داستان کمربند به شکل مار است که البته بسیار طبیعی است که بر اساس شکل مار توصیف شده است اما دو نکته قابل توجه دارد، یکی این که در این داستان مار جادوی عشق دارد. مار در جایگاه مرگ آور بودن خود حضور دارد و نکته دوم ویژگی سوزاندن است ، سوختن نیز می تواند از ویژگی هایی باشد که مار و زهر او و حتی دهان اژدها دارد. بنابراین نماد مار با خصوصیات کامل خود در این داستان به شکلی جادویی قرار گرفته است.
در یکی دیگر از اسطوره های یونان ، داستانی در مورد اهمیت مار و اثرات آزار این جانور بیان شده است. تیرزیاس ) Tiresias ( از خدایان یونانی معبد آپولو است. در داستان او آورده شده که روزی او در کوهستان مشغول گردش بوده است که دو مار را در حال جفت گیری می بیند و در صدد بر می آید که آن ها را از هم جدا کند و در نتیجه آن ها را مجروح کرد و مار ماده کشته شد. هرا الهه یونانی معبد آپولو از این ماجرا آزرده شد و برای تنبیه ، او را به طلسمی هفت ساله دچار کرد. بر اثر این طلسم ، تیرزیاس به مدت هفت سال به زن تبدیل شد. بعد از هفت سال تیرزیاس دوباره در محلی که می گشت دو مار را مشاهده کرد که با هم جفت شده بودند. این بار آن دو را به حال خود رها کرد و طلسم شکسته شد و او به حالت اولیه خود بازگشت (رستگار فسایی:1383، 109). در این داستان به جفت گیری مار و اهمیت آن اشاره شده است که مداخله در آن باعث طلسم شده است. طلسمی که در آن می توان حتی رابطه ای با زن و مار یافت که در بخش های دیگر به آن پرداخت شده است. با توجه به این داستان مار، جانور مهم و جادویی است. تصویری که تیرزیاس مشاهده کرده است ، تصویر بسیار مهمی است . این تصویر ، تصویر دو مار به هم پیچیده شده است ، که از نماد های بسیار کهن است و امروزه نماد پزشکی شناخته شده است. همچنین این داستان مساله تغییر جنسیت را بیان می کند. در این جا مارها نماد قدیمی و با اهمیتی را تداعی می کنند. در این داستان می توان به هرمس خدای یونانی نیز اشاره ای داشت ، چرا که نماد او دو مار به هم پیچیده شده است و این تصویر نشان گر تغییر پذیری جنسی اوست.
در یونان آکلوس ) Acheloos ( نام خدای بزرگترین رودخانه یونان است. او می توانست به هر شکلی که می خواست در بیاید. به این ترتیب او گاهی خود را به اژدها تبدیل می کرد.
خدایان مرد و زن در اساطیر مصری نیز تمایل خاصی به دگرگون شدن و تغییر چهره دادن دارند. آن ها گاهی به صورت انسان کامل و گاهی به شکل نیم انسان و نیم حیوان در می آیند. در میان این جانوران آنچه که بیشتر به سمت آن پیکرگردانی می شود مار و اژدهاست که نماد پدیده های طبیعی است (رستگار فسایی، 1379: 128).
داستان های جادوی مار در مصر:
در مصر داستان های زیادی در باره مار وجود دارد. یکی از این داستان ها داستان جن عاشق و عروس آدمیزاد است. این داستان به نوعی با داستان بهمن امشاسپند و پرسفونه مطابقت دارد که آن را در بیشتر تمدن ها با شکل دیگر می بینیم. این داستان در اساطیر مصری و آفریقایی به این شکل بیان شده است که سرزمینی بزرگ به دست یک اژدها ی چند سر و یا هیولا مانند افتاده است. مردم برای ادامه یافتن حیات و جهان باید یه این اژدها قربانی بخشند. قربانیان معولا دختران باکره و جوان هستند. این هیولا قربانیان بسیاری را طعمه خود می کند تا این که نوبت به دختر پادشاه می رسد، او را نزد هیولا می برند. قهرمان قصه که شخص جوان و تهیدستی است به کمک او می آید و هیولا را می کشد و او را نجات می دهد و به پاس خدمت بزرگی که انجام داده است با دختر پادشاه ازدواج می کند. در بیشتر داستان ها این هیولا مار بزرگی است که در دریاچه و یا چشمه ای مسکن دارد. در برخی روایت ها ، مار یا اژدهایی است که جلو چشمه آب را گرفته است و با فقط با قربانی شدن یک انسان اجازه می دهد که آب جاری شود. به عقیده فریزر در کتاب شاخه زرین این ها داستان محض نیستند و ریشه ای در واقعیت دارند. در واقع این داستان ها با برخی مراسم سنتی شباهت پیدا کرده اند. مراسمی که واقعی بوده است و طی این مراسم دختران و زنانی را به عنوان همسر روح آب قربانی می کردند. این روح آب اغلب به شکل مار بزرگ یا اژدها تصور می شده است (فریزر ، 1382: 194-195).