پایان نامه درمورد توسعه اقتصادی و اجتماعی و بنگاه های کوچک و متوسط

1-10- قلمرو زمانی
این تحقیق در بازه زمانی 1 ساله از بهمن 1391 لغایت بهمن 1392 انجام شد. جمع آوری داده های تحقیق در مدت 2 ماه از آذر 1392 لغایت بهمن 1392 انجام شد.
1-11- روش تجزيه و تحليل داده‌ها
پس از جمع‌‌آوري داده‌ها و به کارگيری روشهای تحليل مدلهای مفهومی و با استفاده از فنون آمار توصيفي به توصيف داده‌ها پرداخته و در اين راستا از جداول توزيع فراواني، رسم نمودار و محاسبه شاخص‌ها استفاده شده است. در اين پژوهش پردازش داده ها در دو سطح انجام می گیرد که عبارتند از: تحلیل تک متغیره و تجزیه و تحلیل چند متغیره. در مرحله اول متغیرها بصورت تکی مورد بررسی قرار میگیرند و روابط بین متغیرها مد نظر نیست، شاخصهای مرکزی و پراکندگی مورد بررسی قرار میگیرد و تصویری از جامعه مورد مطالعه بدست میآید سپس با استفاده از مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر برای تعیین تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته، فرضیه های اصلی مورد بررسی قرارمیگیرد. براي تجزيه و تحليل داده‌ها و تعيين ميزان همبستگي بين متغيرها از نرم افزار ليزرل و SPSS استفاده مي‌شود.

2-1- مقدمه
کسب و کارهای کوچک و متوسط از ارکان مهم اقتصادی هر کشور به شمار آمده و در رشد اقتصادی آن نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. کسب و کارهای کوچک و متوسط که گستره وسیعی از کارخانه های نوآور و پویا و رو به رشد را دربرمیگیرند، به عنوان عامل توسعه اقتصادی و اجتماعی می باشند. شرکتهای تولیدی موفق، دارای ویژگیهایی هستند که آنها را از شرکتهای ناموفق متمایز می‌کند و به آنها اجازه می‌دهد که در محیط بازار به مدت طولانی‌تری دوام آورند. آنها در زمینه بهبود مستمر کیفیت محصولات، خدمت رسانی به مشتریان، پرداخت دستمزد به کارکنان و آموزش کارکنان، ممتاز شده‌اند. شرکتهای تولیدی موفق به طور طبیعی از یک سیستم بازرسی پیش، حین و بعد از فرآیند تولید استفاده می‌کنند.
گرایش سازمان ها به بازار و خریداران در طی سال های اخیر تغییرات قابل ملاحظه ای کرده است. این تغییر و تحولات که اغلب به علت دگرگونی های خارج از سازمان ها شکل گرفته است، مفاهیمی چون دیدگاه خریداران را پدید آورده است. از سویی دیگر سازمانها بدون توجه به خواستة مشتري نمیتوانند به حيات خود ادامه دهند. آنچه در دیدگاه جديد قابل توجه است نگاه به مسائل از ديدگاه خریداران می باشد. يعني ابتدا مشخص مي شود مشتري چه می خواهد. بسياري از كتب يا محافل علمي كشور، هوش بازاريابي را مترادف با اطلاعات بازاريابي يا تحقيقات بازار، ميدانند .بررسي دقيق اين مقوله ضروري بوده و اين تحقيق با ارائه مدلي براي ايجاد هوش بازاريابي به سازمانها كمك ميكند تا درك صحيحي نسبت به بازار پيدا كنند .
متناسب با مطالب فوق، در این بخش از تحقیق سعی خواهد شد تا در دو بخش اصلی یعنی ویژگی های کسب و کارهای کوچک و متوسط، هوش بازاریابی و مزیت رقابتی، آخرین مطالب و تئوری مطرح را بیان کنیم. در قسمت نهایی این بخش به مهمترین تحقیقات انجام گرفته در این حوزه اشاره می گردد.
2-2- ادبیات نظری تحقیق
2-2-1- بنگاه های کوچک و متوسط
شركتهاي كوچك و متوسط نقش مهمي در ايجاد شغل هاي جديد، نوآوري، انعطاف پذيري و رشد اقتصادي دارا مي باشند. مدارک فراوانی وجود دارد كه بيان مي كند شركت هاي كوچك جديد سريع تر رشد می کنند. شغل هاي خالص بيشتري ايجاد مي كنند، به طور موثرتري ثروت را توزيع ميكنند و نوآوری بيشتري دارند.
اقتصاددانان شكست شركت هاي جديد را ناشی از ناكارايي فرآيند تولید و طراحي سازماني آنها معرفي مي كنند. ايجاد شركت هاي جديد و ورود آنها به داخل يك صنعت در كل به عنوان يك عنصر كليدي در توسعه اقتصادي و تكامل صنعت مطرح است.
شركت هاي جديد بيشتردر معرض ريسك خروج (خصوصاً در سا ل هاي اوليه ورود) قراردارند.
مطالعه شركت هاي كوچك و متوسط و عوامل مؤثر بر آن داراي اهميت بسياري است، چرا كه شركت هاي كوچك و متوسط مي توانند بيكاري را كاهش دهند. آنها مانند يك تابع موازنه در بازار عمل كرده و باعث مي شوند كه سطوح سودآوري و قيمت در بلندمدت به سطح رقابتي برسند. اقتصاد هاي توليدي از طريق ايجاد شركت هاي كوچك و متوسط، فرآيند تخصصي نمودن خود را در طي زمان به سمت محصولاتی كه داراي قدرت رقابتي بيشتري هستند سوق می دهند. (یدالهی و همکاران، 1388)
از كسب وكارهاي كوچك و متوسط تعريف هاي گوناگوني ارائه شده است. (کسیم ،2003) و بايد بيان نمود كه كوچكي و بزرگي مفهومي است نسبي و هيچ تعريف كمي و مقداري قابل قبولي نمي توان جستجو كرد و اين تفاوت نه تنها از يك كشور به كشور ديگر صدق نمي كند، بلكه حتي گاهي در يك كشور نيز متغير است؛ زيرا ممكن است فرمول هاي مختلفي لازم باشد تا اهداف مختلف و شرايط متفاوت راتأمين كند. (راتاناپورنسیری ، 2003) اگر صنايع را از نظر اندازه طبقه بندي كنيم، سه گروه صنايع بزرگ، صنايع متوسط، صنايع كوچك، خواهيم داشت. (قره چه ، 1377)
در مطالعه اي كه توسط مركز توسعه صنعتي بين المللي انجام شده است، سازمان هاي كوچك را سازمان هايي تلقي كرده اند كه كمتر از 100 پرسنل دارند. (خاكي، 1373) براي تعريف ویژگی های SME هميشه از معيارهاي يكساني استفاده نمي شود. به عنوان مثال بعضي از تحقيقات، سازمان هاي كوچك و متوسط را اين گونه تعريف مي نمايند كه شركت هاي كوچك و متوسط داراي كاركناني كمتر از 250 نفر مي باشند و بعضي ديگر نيز اعتقاد بر اين دارند كه اين نوع از شركتها داراي كاركناني كمتر از 500 نفر می باشند. (بک و همکاران، 2005)
بر اساس ديدگاه اروپاييان شركت هاي كوچك و متوسط موسسات خصوصي جداي از بخش كشاورزي هستند كه داراي كاركناني كمتر از 500 نفر مي باشند. (کسیم ،2003)
مطابق تعريف يونيدو (2003) و تعريف مورد پذيرش در اكثر كشورهاي جهان، شركت هاي كوچك و متوسط به شرح ذيل طبقه بندي شده اند:
شركت هايي كه كمتر از 10 كارمند دارند، شركتهاي خرد هستند.
شركت هايي كه از 10 تا 49 كارمند دارند، شركتهاي كوچك هستند
شركت هائي كه از 50 تا 249 كارمند دارند، شركت هاي متوسط هستند .
به علاوه گردش مالي آنها بايستي كمتر از 40 ميليون يورو و با ترازنامه كمتر از 27ميليون يورو باشد و در نهايت از نظر اقتصادي بايد مستقل باشند و بيش از 50 درصد آن متعلق به بخش خصوصي باشد. در ايران وزارت صنايع و معادن، جهاد كشاورزي و تعاون، بنگاه هاي كوچك و متوسط را واحدهاي صنعتي و خدماتي مي دانند كه كمتر از 50 نفر پرسنل دارند. (مصلح شيرازي، 1385؛ احمدپور و مقيمي، 1385؛ آقاجاني، 1387)