پایان نامه درمورد دارایی های نامشهود و داراییهای نامشهود

یا مثلا مزایای مدلهای مستقیم سرمایه فکری مدل های کارت امتیازی، بیشتر معطوف به این مساله است که این مدلها قادرند تا تصویر جامع تری از شرایط جاری و کارآیی سازمان نسبت به مدلهای با رویکردهای متمایل به مسایل مالی عرضه دارند و در هر سطح سازمانی قابلیت کاربردی دارند.
مدل مبتنی بر سرمایه بازار
مدل ترازنامهی نامشهود ( آی – بی – اس )IBS
مدل ترازنامه نامشهود، جزو مدل های مبتنی بر سرمایه بازار است که در سال 1989 میلادی توسط کارل اریک سویبی معرفی شده است(سویی، 1989).
این مدل به منظور شفاف سازی تفاوت میان ارزش بازاری و ارزش دفتری خالص شرکت‏ها، طراحی گردیده است. در واقع یکی از مهمترین تاثیراتی که این ترازنامه بر باورهای حسابداری زمان خود گذاشت، توجه به این مساله بود که سامانههای حسابداری سنتی در برخورد با ارزش سازمان با محدودیت هایی روبرو بوده و قادر به آشکار ساختن بخش مهمی از منابع سازمان، یعنی: دارایی های نامشهود، نیستند. بر این اساس از نظر سویبی، بهترین پیشنهاد پیش روز در صورت علاقه مندی به شفاف سازی دارایی های نامشهود، به کارگیری ترازنامهی نامشهود بود. شکل کلی این ترازنامه نامشهود در شکل زیر آمده است.
در این ترازنامه، مولفه های دارایی های نامشهود به سه دستهی هم خانواده تقسیم بندی می گردند:
ساختار داخلی: متشکل از حقوق انحصار معنوی، مفاهیم، مدل ها، سامانه های اداری و کامپیوتری، که همهی این موارد از آنجایی که توسط کارکنان خلق می شوند، قابل تملک توسط سازمان هستند. هر چند در برخی از مواقع این منابع قابل اکتساب از خارج سازمان نیز می باشند.
ساختار خارجی: متشکل از ارتباطات با مشتریان و تامین کنندگان، برندها، علامت های تجاری، اعتبار و یا تصویر سازمانی.
شایستگی های فردی: شامل توانایی افراد برای فعالیت در موقعیتهای متفاوت مانند: مهارت، تحصیلات، تجربیات، ارزشها و مهارتهای اجتماعی، که این بخش از داراییهای نامشهود سازمان قابل تملک در درون سازمان نیستند.
مدل مقایسهی ارزش بازاری و ارزش دفتری ( ام – بی – وی )
مدل مقایسهی ارزش بازاری و ارزش دفتری، جزو مدل های مبتنی بر سرمایهی بازار است که در سال 1997 میلادی توسط توماس استوارت معرفی شده است (استورات 1997).
مدل ارزش بازاری به دفتری، بدون شک پر دامنه ترین مدل به لحاظ به کارگیری در سنجش و ارزش گذاری سرمایه فکری به سبب سادگی و قابلیت فهم آسان آن است. مبنای طبقه بندی فکری قابل سنجش در این مدل، چارچوب سرمایه فکری است که توسط استوارت طرح شده است. این چارچوب در شکل زیر نمایش داده شده است.
در این مدل فرض بر آن است که ارزش نهایی تقریبی شرکت از مجموع ارزش داراییها مشهود و نامشهود به دست میآید که در قالب ارزش بازار بروز مینماید. مقدار ارزش در واقع حاصل از ضرب قیمت بازاری هم سهم عادی در تعداد سهم صاحبان سهام است. از سوی دیگر، ارزش دفتری به معنی ارزش نمایانده شده در ترازنامههای مالی شرکت است. در این مدل تفاوت میان ارزش بازاری و ارزش دفتری، به عنوان مقیاس تقریبی سنجش سرمایه فکری شرکت، که در واقع بخشی از دارایی های شرکت به حساب آمده، اما در ترازنامه ها ثبت نمی گردد، در نظر گرفته می‏شود.(خاکاوند و دیگران، 13388)
در واقع این مدل را میتوان، ارزیابی مبتنی بر بازار از ارزش فعلی خالص پروژههای به کار گیری سرمایه جاری یا مفروض شرکت، به حساب آورد. بر این اساس می توان ارزش بازاری به دفتری را، ارزیابی مختصر و معتبری از عملکرد سازمان در نظر گرفت.
مدل های مستقیم سرمایه فکری
دومین دسته از مدل های مرتبط با سنجش سرمایه فکری، مدل های مستقیم سرمایه فکری هستند. در این مدل ها سعی اصلی بر تخمین ارزش پولی سرمایه فکری از خلال شناسایی و تعریف مولفه های مختلف آن، استوار است. هر چند در برخی از مواقع، این مدل ها در ارزیابی و تجزیه و تحلیل جنبه های خاص سرمایهی فکری و دارایی های دانشی با محدودیت هایی روبرو هستند.
مدل ارزش گذاری حقوق انحصار معنوی بر مبنای میزان ارجاع (سی-دبلیو- پی)
مدل ارزش گذاری حقوق انحصار معنوی بر مبنای میزان ارجاع، جزو مدل های مستقیم سرمایه فکری است، که در سال 1996 میلادی توسط نیک بونیتیس معرفی شده است(بونتیس، 199). هر چند بایستی اشاره داشت که سابقه استفاده از اطلاعات حقوق انحصار معنوی در تحلیل اقتصادی تغییرات فنآوری، به دههشصت میلادی باز میگردد. مدل ارزش گذاری حقوق انحصار معنوی بر مبنای میزان ارجاع، در واقع برداشتی از رویهای است که در صنایع شیمیایی دارو بر پایه آن از حقوق انحصار معنوی در سنجش سرمایه فکری استفاده میشده است. چهارچوب جاری سرمایه فکری مورد نظر بونتیس در شکل زیر نمایش داده شده است.
شکل ‏23- مدل ارزش گذاری حقوق انحصار معنوی
شکل ‏23- مدل ارزش گذاری حقوق انحصار معنوی
بر اساس چهارچوب فوق، مدلی شش مرحله ای به منظور مدیریت سرمایه فکری بنا نهاده شده است، که در ذیل به مراحل مختلف آن اشاره می گردد:
شناسایی و تعریف دانش در کسب و کار.