دانلود پایان نامه

به یقین، درک شهر، مفهوم و ساماندهی آن بر حسب ملت‌ها، شرایط طبیعی آن‌ها، تاریخشان، ساختار خانوادگی و اجتماعی‌شان، مد و سطح زندگی‌شان، فرهنگشان، کاربری زمین و نوع جابجایی متفاوت است. افزون بر آن درک فضای شهری بر حسب مشخصه‌هایی چونسن ، محل تولد، جنس، نوع فعالیت، سطح زندگی، سطح فرهنگ، شرایط مسکن، شیوه‌های جابجایی، میزان تحرک و طبقه اجتماعی آن‌ها متفاوت است(باستیه و درز، 1382: 434).
در واقع ادراک محیطی، فرایندی است که از طریق آن انسان داده‌های لازم را بر اساس نیازش از محیط پیرامون خود بر می‌گزیند. لذا می‌توان آن‌را امری هدفمند دانست، که به فرهنگ، نگرش و ارزش حاکم بر تفکر ادراک کننده بستگی دارد. در حقیقت ادراک محیطی، از تعامل ادراک حسی و شناخت که در ذهن انسان و در روان‌ها تجربه شده‌اند حادث می‌شود. در این فرایند نقش محیط به عنوان عامل اساسی در رشد، توسعه و در نهایت یادگیری مورد توجه قرار می‌گیرد. مکاتب مختلفی سعی کرده‌اند تا چگونگی ادراک انسان و رفتارش را در محیط و یا از محیط توضیح دهند. مهمترین این مکاتب که تاثیر ژرفی بر روی تئوری‌های محیطی و طراحی داشته‌اند مکتب روانشناسی گشتالت، دیدگاه روانشناسی سازمند یا تبادلی و مکتب روانشناسی بوم شناختی (اپتیکی) هستند( مطلبی،1380 :56 ).
درک محیط شهری، فرایندی ذهنی است که از طریق ارتباط انسان و فضای پیرامون او انجام می‌گیرد. انسان، پیام‌های حسی محیط را دریافت می‌کند و تصویری از محیط در ذهن خود به وجود می‌آورد. یکی از عوامل موثر در شکل‌گیری این تصویر، خاطرات فردی یا جمعی از محیط است. در این تعریف، فضاهای خاطره انگیز، فضاهایی هستند که انسان قبلا آن‌ها را تجربه کرده و با آن‌ها آشنایی دارد. هر چه تعداد فضاهای آشنا در محیط زندگی بیشتر باشد، امکان برقراری ارتباط ساده‌تر خواهد بود. یافتن فضاهای آشنا باعث احساس آرامش و امنیت در محیط خواهد شد. در مقابل، تغییر، تبدیل و یا از میان رفتن فضاهای آشنا، حس گم‌گشتگی، بی ریشه بودن و از دست دادن بخشی از زندگی را در انسان به وجود می‌آورد(میر مقتدایی،1388: 6).
این دیدگاه بر رابطه انسان و محیط تاکید می‌کندو نظر بر این است که این رابطه به وسیله مشخصه‌های فردی و محیط تحت تاثیر قرار می‌گیرد. مردم روی محیط زیست‌شان فعالیت می‌کنند که امروزه منجر به تنزل کیفیت محیطی می‌شود. در مقابل، وضعیت و شرایط بد محیط زیست نیز یر جمعیت تاثیر منفی می‌گذارد( ارژنگ، 1390: 49 ).
در مورد رابطه محیط و رفتار، چهار موضع‌گیری نظری به شرح زیر قابل تشخیص است:
1ـ رویکرد اختیاری. 2ـ رویکرد امکان گرا. 3ـ رویکرد احتمال گرا. 4ـ رویکرد جبری. در رویکرد اختیاری اعتقاد بر این است که محیط هیچ تاثیری بر رفتار انسان ندارد که با توجه به بعضی محدودیت‌ها برای رفتار انسان این رویکرد قابل دفاع نیست. امکان‌گرایان محیط را تامین کننده رفتار انسان و کمی بیشتر از آن می‌دانند. این رویکرد محیط را شامل مجموعه‌ای از فرصت‌های رفتاری می‌داند که بر طبق آن ممکن است عملی رخ داده یا نداده باشد. بر اساس اعتقاد جبرگرایی، وقتی که مردم آزادانه عمل می‌کنند در واقع تحت کنترل توارث و محیط هستند. جبرگرایی محیطی که شاخه‌ای از نظریه تکامل می‌باشد، محیط را تعیین کننده اصلی رفتار انسان می‌داند. رویکرد احتمال گرایی به عدم قطعیت نظام وقوع رفتارهای انسان و محیط عمل طراحان معتقد است، ولی فرض می‌کند که اساس رفتار انسان متغیر است (لنگ، 1381: 114).لازم به ذکر است که در تمام این رویکردها، محیط یا یک سلسله عوامل محیطی در برابر انسان قرار می‌گیرد و می‌تواند رفتار او را تحت تاثیر قرار می‌دهد و نیز اثرگذار باشد.
ویژگی‌های عوامل محیطی
عوامل محیطی همانند دیگر عوامل ممکن است به عنوان عوامل استرس‌زای محیط پیرامون احساس شوند. این عوامل استرس‌زا ( به طور غالب) از یک روند زمانی و الگوی مشخص پیروی می‌کنند و دارای آهنگ منفی هستند؛ بدین معنی که، آن‌ها آزار دهنده هستند. ویژگی دیگر این عوامل استرس‌زا عدم کنترل آنهاست؛ بدین معنی که پاسخ عملی افراد به آن به آسانی ماهیتش را تغییر نمی‌دهد. به طور کلی می‌توان ویژگی‌های عوامل استرس زا بدین گونه تعریف کرد:
فرایندی زمان‌دار. 2) دارای تاثیراتمنفی. 3) آسیب‌زایی آن‌ها احتمالی است. 4) به صورت مستقیم و غیر مستقیم عمل می‌کنند و 5)غیر قابل کنترل هستند.
عوامل استرس‌زای محیطی مشتمل بر سر و صدا، گازها و بوهای بد، آلودگی، زباله، جمعیت زیاد و تهدیدات امنیت است (Van poll,1997:15).
ویژگی‌های فردی و شخصیتی
از ویژگی‌های فردی و شخصیتی که به طور موثری شخص را با شرایط محیطی مواجه می‌کند، قضاوت فرد در مورد آن شرایط است. در این حالت شخص ممکن است طریقه سازش در پی گیرد که البته این امر هم به نوع مسئله و هم به تمایل شخصی فرد بستگی دارد. البته همانطور که در مطالب فوق ذکر گردید بسته به عوامل استرس‌زای محیطی که هم می‌تواند غیر قابل کنترل باشد و هم می‌تواند پیش‌بینی پذیر باشد. طریقه سازش مسئله محور می‌تواند موفق و یا شکست بخورد. برای مثال، یک نفر از ساکنین ممکن است با موفقیت در برابر سر و صداهای همسایه مقاومت کند، اما به آسانی در برابر سرو صدای فعالیت‌های شبانه نتواند استقامت خود را حفظ نماید. توانایی سازش‌پذیری به هوش فردی، مهارت‌های اجتماعی یا توان‌های اقتصادی بستگی دارد. بنابراین روشی که در آن افراد مختلف به یک منبعآلودگی هوا، سر و صدا و…واکنش نشان می‌دهند، ممکن است متفاوت باشد(Van poll,1997: 15-16). جان کرتلندرایت، رئیس انجمن جغرافیدانان آمریکا، به این نکته مهم تاکید دارد که ما در مورد محیط، بیشتر بر اساس باورها و عقایدمان عمل می‌کنیم تا در ارتباط با اطلاعات عینی‌مان. او اضافه می‌کند که یک جغرافیدان، به هنگام تحلیل فضای جغرافیایی، نه تنها باید به مطالعات جغرافیایی و محیطی جغرافیدانان توجه کند بلکه لازم است که با تفکرات محیطی همه مردم آشنا گردد(شکویی، 1388: 112).
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که واکنش فرد بر حسب شرایط در برابر عوامل محیطی می‌تواند قضاوت‌های متفاوتی را درباره این عوامل به همراه آورد. به این سبب اثرات منفی عوامل محیط می‌تواند به یکسان دارای ارزش مساوی نباشند و توسط یک فرد درجه‌بندی و مورد قضاوت‌های متفاوتی قرار گیرد. برای مثال سر و صدای ناشی از ترافیک، ممکن است هنگامی که شخصی برای امتحان آماده می‌شود، خیلی آزار دهنده باشد. همچنین دید فرد نسبت به یکمسئله می‌تواند اثرات متفاوتی را از عوامل محیطی حاصل کند. به طوری که سر و صدای ناشی از هواپیماهای نظامی ممکن است برای افرادی که دید مثبتی به ارتش دارند نسبت به افرادی که این دید را ندارند، کمتر آزار دهنده باشد(Van poll, 1997: 15). مطالب فوق بیانگر این است که رابطه انسان و محیط به شکل‌های مختلف تحت تاثیر قرار می‌گیرد. بعضی جنبه‌ها به شدت به ویژگی‌های فردی مرتبط است و بعضی دیگر از واکنش بین فرد و محیط شکل می‌گیرد.
مایکل پاسیون معتقد است که به منظور تشریح اثرات محیط شهری بر ساکنان پنج دیدگاه نظری مطرح شده است. هر کدام از این دیدگاهها یکی از جنبه‌های زندگی شهری را شناسایی و در فهم همه‌جانبه رابطه انسان و محیط، ما را یاری می‌دهد. این پنج دیدگاه مشتمل بر رویکرد اکولوژی انسانی، رویکرد خرده فرهنگی، رویکرد ظرفیت محیطی، رویکرد جبررفتاری و رویکرد محیط رفتاری است. این پنج دیدگاه نظری با هم یکپارچه شده و یک مدل عمومی را حول مفهوم استرس (ترس بیش از حد و ناراحتی) تشکیل می‌دهند که به عنوان نتیجه تلاش برای سازگاری با اثرات محیطی معرفی می‌شود. در این مدل ادراک محیطی یا درک سیمای شهر به عنوان رابطه و عملکرد شرایط انتزاعی محیط و ویژگی‌های فردی تعبیر می‌شود. اگر ادراک شرایط محیطی از گستره شرایط بهینه فردی خارج شود، استرس و به تبع آن فرایند سازگاری فعال می‌شود. در صورتی که سازگاری رخ دهد انطباق با شرایط و یا عادت به آن صورت گرفته و در غیر این صورت باعث اثراتی بر فرد می‌گردد (Pacione, 2005: 399-402).از میان مکاتب جغرافیایی، مکتب جغرافیای رفتاری تحت تاثیر اصول روانشناختی به ارایه‌ی دیدگاههای خود پرداخته که درادامه آمده است.
جفرافیای رفتاری محصول ورود اندیشه‌های روانشناختی به حیطه مباحث جغرافیایی است. در اهمیت آن همین بس که نقش اصلی مطالعات رفتاری در عمل تکمیل کننده رهایی بخش مدل‌های فضایی از جبرگرایی آن‌ها در تبیین رفتارهای حسابگرانه و سودجویانه فوری در قالب انسان اقتصادی است.
در جغرافیای رفتاری، کل مکان، علاوه بر این که صحنه‌ی عملکرد‌های اقتصادی، تاریخی و اجتماعی است، در عین حال فضای روان شناختی است. این فضا هویت، ساختار و مفهوم خاص خود را دارد که به مقتضای خصوصیات فردی ( سن، جنس، زمان سکونت، مکان اقامت و کار و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی و …) و بر حسب شرایط زندگی (درک فضا و میزان آگاهی فرد) تغییر پیدا می‌کند. بنابراین جغرافیای رفتاری، فضای رفتاری و کرداری افراد را در نظر می‌گیرد و کاربردی را که انسان از فضای زندگی خود دارد، مطالعه می‌کند و به مقتضای عملکرد فردی در استفاده از فضا، در مقیاس میکروژئوگرافی به افراد و رفتار فضایی و کیفیت زندگی و بهزیستی آن‌ها پرداخته می‌شود. (پوراحمد، 1386: 163).
رفتارگرایان، غالباً تأثیرات سه محیط را در رفتار و فعالیت‌های انسانی به این شرح مورد مطالعه قرار می‌دهند که شالوده مکتب جغرافیای رفتاری را تشکیل می‌دهد:
1ـ محیط پدیداری: شامل محیط طبیعی، محیط شهر، محله، محیط کار، محیط عبادتگاه، محیط دانشگاه، محیط خانه، تراکم جمعیت و … شرایط مطلوب و یا نامطلوب این محیط‌ها در رفتار و کیفیت فعالیت انسان موثر می‌افتد.
2ـ محیط شخصی: شامل جغرافیای شخصی افراد(نقشه ذهنی)، نظام اعتقادی، نگرش‌ها، پایگاههای اجتماعی ـ اقتصادی و …
3ـ محیط زمینه ساز: الف ـ مراحل چرخه زندگی بر اساس سن و پایگاه خانوادگی. ب ـ سطح زندگی با توجه به میزان ثروت و پایگاه اقتصادی، محیط زندگی و شیوه‌ی زندگی طبقه اول، دوم و سوم (شکویی، 1386 112).
ویلیام کرک، یکی از بنیانگذاران مکتب جغرافیای رفتار فضایی، روی دو محیط مشخص تأکید می‌کند:
1ـ محیط پدیداری یا عینی: یک محیط فیزیکی است که در آن رفتار انسان ظاهر می‌شود.
2ـ محیط رفتاری: از محیط ذهنی یا محیط روانشناختی تاثیر می‌پذیرد و در آن تصمیم‌گیری صورت می‌گیرد. این تصمیم‌گیری به صورت یک عمل آشکار در محیط پدیداری در می‌آید.(شکویی، 1388: 122).
به طور کلی رفتارگرایی ادراکی مدعی است که اثر محیط بر مردم، تا حدی به میزان درک آنان از منابع و موانع تحمیلی محیط بستگی دارد(هاگت، 1387: 403). در واقع، شالوده روشن برخورد رفتاری، همانا تصمیم‌گیری است که ریشه‌های آن در محیط رفتاری بیش از محیط پدیداری جوانه می‌زند. به سخن دیگر، رفتار فرد، بر اساس دریافت و ادراک او از محیط صورت می‌گیرد نه نسبت به محیطی که واقعیت دارد.(شکویی، 1388: 122).
عوامل موثر در شکل‌گیری نقشه شناختی
به نظر می‌رسد برای هر شهر تصویر و سیمایی کلی موجود باشد که با تصویری که اشخاص مختلف دیگر از آن در ذهن دارند کاملا مطابقت نکند یا شاید بتوان گفت چندین “تصویر کلی” از هر شهر موجود است که هر کدام آن‌ها در ذهن شمار زیادی از ساکنین آن به وجود آمده است.