دانلود پایان نامه

با جداسازي مالكيت و كنترل شركتها اهميت پيدا ميكند، ايفا ميكند . دنيس و استيريكلند 86 در سال 2003 با استفاده از اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام به عنوان معياري از نقدشوندگي سهام، ساختار مالكيت را طي دوره ي تجزيه سهام با نقدشوندگي مرتبط ميسازند.

گرچه آ نها به اين نتيجه رسيدند كه بعد از تجزيه ي سهام شركت ها، نقدشوندگي آ نها افزايش مي يابد اما منافع نقدشوندگي بستگي به ميزان مالكيت سازماني دارد.
دنيس و استريكلند به اين نتيجه رسيدند كه نقدشوندگي با سطح مالكيت نهادي رابطه ي منفي دارد.
گركيتي سانسورن و ديگران در سال 2006 كليه ي شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تايلند را كه از ژانويه ي سال 2000 تا ژانويه ي سال 2004 حداقل يك بار تجزيه سهام داشتند شامل 104 شركت مورد بررسي قرار دادند. هدف از تحقيق آن ها بررسي اثر تعديل كننده ي مالكيت افراد داخلي بر تاثير تجزيه ي سهام بر نقدشوندگي سهام است كه با اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام اندازه گيري مي شود. نقدشوندگي سهام بعد از تجزيه ي سهام بهبود مي يابد. اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش درصدي بعد از تجزيه ي سهام كاهش مييابد در حاليكه اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش در شركت هاي موجود در نمونه ي كنترلي كه شركتهايي با شرايط مشابه هستند كه تجزيه ي سهام نداشته اند، تغيير محسوسي ندارد. نتايج تجربي نشان ميدهد كه كاهش در اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش با نسبت مالكيت افراد داخلي ارتباط دارد. سهم هايي كه تمركز مالكيت افراد داخلي در آ نها بالاست كاهشي در اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش نشان نمي دهند. برعكس سهم هايي كه تمركز مالكيت افراد داخلي در آ نها پايين است كاهش معني داري در اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش نشان مي دهند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه اثر نقدشوندگي تجزيه ي سهام فقط در مورد سهم هايي كه تمركز مالكيت افراد داخلي در آ نها پايين است مصداق پيدا ميكند (رسائيان ، 1388 ، 57)87.

4-7-3-2 اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام به عنوان يکي از عوامل نقد شوندگي سهام و کيفيت سود
بتاچاريا و همکاران به بررسي رابطه ي کيفيت سود و نقدشوندگي سهام شرکت هاي بورس اوراق بهادار نيويورک88 و نسدک89 در دوره ي زماني 2005 – 1998 پرداختند. نتايج تحقيق آ نها نشان ميدهد که پايين بودن کيفيت سود باعث افزايش عدم تقارن اطلاعات و در نتيجه کاهش نقدشوندگي سهام مي گردد. کيفيت سود بالا منجر به افزايش نقدشوندگي سهام و کاهش هزينه ي سرمايه مي گردد.
مدل هاي تئوريک به کار گرفته شده در تحقيقات دياموند و ورچيا 90 بيانگر اين موضوع است که کيفيت افشاي اطلاعات شرکت سبب کاهش عدم تقارن اطلاعات در بازار سرمايه ميگردد. افزايش کيفيت سود نيز منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات در مورد سهام شرکت و در نتيجه افزايش نقدشوندگي سهام مي گردد.

5-7-3-2 رابطه ي بين دوره ي نگهداري سهام و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام به عنوان يکي از عوامل نقد شوندگي سهام
به طور کلي ادبيات مالي بيانگر اثرات مهم هزينه هاي انجام معاملات بر رفتار معاملاتي سرمايه گذاران است. اين نظريه را در سال 1986 آميهاد و مندلسون 25 مطرح کردند که سهم هاييکه اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بالايي دارند، معمولاً توسط سرمايه گذاراني نگهداري ميشوند که افق سرمايه گذاري آ نها بلندمدت است.
آميهاد و مندلسون 91 در سال 1986 بازده مورد انتظار يک سهم يا يک شرکت را تابعي صعودي از اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش ميدانند. بازده مورد انتظار با اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش افزايش مييابد چراکه سرمايه گذاران ميخواهند هزينه هاي انجام معامله ي خويش را جبران نمايند. آ نها تئوري خويش را با استفاده از سهاميکه در بورس اوراق بهادار نيويورک دادوستد ميشد آزمودند و به اين نتيجه رسيدند که بازده با اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش رابطه ي مثبت دارد.اين نتيجه بيانگر اين مطلب است که هزينه ي سرمايه و نقدشوندگي با يکديگر رابطه ي منفي دارند. هرچه هزينه ي سرمايه بيشتر باشد بازده مورد انتظار بيشتر ميشود ودر نتيجه اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام افزايش مييابد و به تبع آن نقدشوندگي کاهش مي يابد. با اهميت تر از اين مورد اين بود که آ نها به اين نتيجه رسيدند که سهم هايي را که اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بيشتري دارند سرمايه گذاراني نگهداري ميکنند که افق سرمايه گذاري بلندمدت تري دارند . آتکينس و ديل 92 در سال 1997 فرضيه هاي خويش را مبني بر اينکه نقدشوندگي و هزينه هاي انجام معاملات مي توانند بر دوره ي نگهداري سهام توسط سرمايه گذاران تاثير بگذارند مورد آزمون قراردادند.آ نها رابطه ي مثبتي را بين دوره ي نگهداري سهام و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام در بازار آمريکا به دست آوردند.
چانگ و وي 93 در سال 2005 اطلاعات روزانه براي 4 دوره ي 3 ماهه در سال 1995 را براي 52 شرکت خارجي (B ) و داخلي (A ) مشابه در بورس اوراق بهادار چين گردآوري کردند. اين اطلاعات عبارت بودند از دوره ي نگه داري سهام و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش نسبي سهام. نتايج تحقيق چانگ و وي که رابطه ي بين اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و دوره ي نگهداري سهام را مورد بررسي قرار دادند به شرح زير است:
بين دوره ي نگه داري سهام و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروشسهام رابطه ي مثبتي وجود دارد.
رابطه ي بين دوره ي نگهداري سهام و
اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام از نظر کيفي هم در شرکتهاي گروه ( A) و هم در شرکتهاي گروه ( B ) مشابه است. يعني با اينکه اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش اساساً در دو بخش A و B متفاوت است، حساسيت سرمايه گذاران نسبت به نقدشوندگي در هر دو بخش تقريباً مشابه ميباشد
59
6-7-3-2 تاثير ناشناخته ماندن هويت معامله گران و يا سفارشات بر اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام به عنوان يکي از عوامل نقد شوندگي سهام
تحقيقات تئوريک نشان ميدهد که در بازارهاي يکه خريد و فروش سفارشي دارند ناشناخته بودن سفارش به قيمت معين باعث افزايش نقدشوندگي و افزايش عمق بازار ميشود.
کامرتون فرد و ديگران 28 در سال 2005 رابطه ي بين ناشناخته بودن سفارش ها به قيمت معين و هويت معامله گران را بر اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام که يکي از معيارهاي نقدشوندگي مي باشد، در سه بازار يورونکست پاريس، بورس سهام توکيو و بورس سهام کره آزمون کردند.
بورس سهام توکيو و يورونکست پاريس به ترتيب از 30 ژوئن 2003 و 23 آوريل 2001 اطلاعات مربوط به هويت معامله گران را از سفارش هاي به قيمت معين حذف کرد.
اما بورس سهام کره وجود اطلاعات مربوط به هويت معامله گران را در دفتر سفارشهاي به قيمت معين از 25 اکتبر 1999 مرسوم کرد.
کامرتون فرد و ديگران اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام قبل و بعد از اين تاريخها بررسي کردند. بدين منظور اطلاعات مربوط به 64 سهم را که در شاخص 100 يورونکست موجود بودند و در يورونکست پاريس نيز دادوستد مي شدند، استخراج کردند.
براي بورس سهام توکيو نيز سهم هاي شاخص Topix100 انتخاب شدند. براي بورس سهام کره امکان شناسايي سهم ها براي شاخص هاي اصلي بازار در تاريخ مورد نظر موجود نبود. لذا 250 سهم برتر از نظر سرمايه ي بازار انتخاب شدند. سپس در نمونه ي نهايي سهم هايي قرار گرفت که حداقل به طور پياپي به مدت 120 روز قبل و بعد از تاريخهاي مورد نظر داد و ستد شده بودند. اين امر باعث شد که تعداد شرکتهاي انتخاب شده در بازار بدين صورت کاهش يابد: از نمونه ي يورونکست پاريس 6 شرکت، از ،Topix100 3 شرکت و از 250 شرکت برتر KSE ، 50 شرکت حذف شدند.
نتايج تحقيق بيانگر تاثير تغيير در ناشناخته ماندن سفارش هاي به قيمت معين بر نقدشوندگي است. معيار نقدشوندگي در تحقيق آ نها اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام است که هر چه کم تر باشد منجر به نقدشوندگي بيشتر بازار ميگردد (رسائيان ، 1388 ، 60)1.

7-7-3-2 رابطه ي بين اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش قبلي سهام به عنوان يکي از عوامل نقد شوندگي سهام
معمولاً معامله گران قيمتهاي پيشنهادي خود را نسبت به قيمتهاي پيشنهادي قبلي به خريداران افزايش مي دهند. اين مساله بر نقدشوندگي بازار و رفاه معامله گران تأثير مي گذارد.
روابط بلند مدت به معامله گران اين امکان را مي دهد که از معامله براساس اطلاعات محرمانه از طريق افزايش قيمتهاي پيشنهادي به خريداران دوري کنند. زيرا با افزايش قيمتهاي پيشنهادي ، معامله گران مطلع، ديگربا شخص معامله گر، معامله نميکنند. يک معامله گر هرگز نميداند که يک خريدار داراي اطلاعات نهاني است يا خير، اما با مشروط کردن پيشنهاد خود بر مبناي منافع معاملات قبلي مي تواند از سفارشهايي که بر اساس اطلاعات نهاني است ممانعت کند. افزايش قيمتهاي پيشنهادي ، اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را افزايش مي دهد و کاهش رفاه سرمايه گذاران را موجب ميشود. نتايج تحقيقات نشان ميدهد که :
1) بين قيمتهاي پيشنهادي معامله گران و منافع ناشي از معاملات قبلي آ نها رابطه ي مثبت وجود دارد
2) بين فراواني ( تکرار ) افزايش قيمت ها و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام رابطه ي مثبت وجود دارد .

8-7-3-2 اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و نقدشوندگي داراييها
نقدشوندگي شرکت در متون مالي به دو مفهوم است:
1) نقدشوندگي داراييهاي واقعي آن و نقدشوندگي سهام آن.
2) يک دارايي، نقد محسوب مي شود اگر بتواند با سرعت و هزينه اي کم به وجه نقد تبديل شود. اين تعريف هم شامل داراي يهاي واقعي و هم شامل داراييهاي مالي مي گردد.
مفهوم اول نقدشوندگي، نقدشوندگي داراييهاي واقعي شرکت است که طبق آن، يک شرکت نقدشونده محسوب مي گردد اگر نسبت بالايي از دارايي هاي نقدي همچون وجوه نقد در ترازنامه اش داشته باشد. در گذشته، چندين مطالعه، به شواهد غيرمستقيمي در خصوص تأثير نقدشوندگي دارايي بر نقدشوندگي سهام دست يافته اند. به طور اخص، اين مطالعات، شواهدي را در خصوص اينكه نقدشوندگي دارايي، هزينه هاي بحران مالي را تحت تأثير قرار ميدهد و سبب کاهش عدم تقارن اطلاعاتي مي شود ارائه ميدهند.
آن ها استدلال ميكنند كه نقدشوندگي دارايي با کاهش عدم تقارن اطلاعاتي سبب کاهش اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و در نتيجه افزايش نقدشوندگي سهام مي شود. داراييهاي نقدشونده همچون وجه نقد و معادل آن به سهولت قابل ارزشيابي اند و عدم تقارن اطلاعاتي بسيار پاييني نيز متوجه آن هاست. در حاليکه داراييهاي کم نقدشونده شامل سرمايه گذار يها و فرصتهاي رشد به سختي قابل ارزيابي است و احتمال انجام معاملات نهاني در مورد آ نها بيشتر و در نتيجه عدم تقارن اطلاعاتي بيشتري دارند .
از آن جا که سهام يک شرکت، ادعايي بر داراييهاي واقعي اساسي آن است مي توان نتيجه گرفت که نقدشوندگي سهام شرکت بايد انعکاسي از نقدشوندگي داراييهاي اساسي آن باش
د. از اين رو انتظار ميرود که نقدشوندگي سهام شرکت رابط هاي مثبت با نقدشوندگي دارايي هاي آن داشته باشد (رسائيان ، 1388 ، 60) 1.

9-7-3-2 اثر قوانين حقوقي و سياسي بر اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام به عنوان يکي از عوامل نقد شوندگي سهام
لسموند در سال 2005 به بررسي معيارهاي نقدشوندگي، شامل معيارهاي نقدشوندگي مبتني بر قيمت يعني اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و معيارهاي نقدشوندگي مبتني بر حجم در بازار نوظهور پرداختند. مشخصه ي بازارهاي نوظهور تغييرپذيري و نوسان سريع اما بازده قابل توجهي است که ميتواند به آساني از مرز 75 درصد سالانه تجاوز کند.
آ نچه که اين بازد ه هاي زياد را متعادل ميکند هزينه هاي نقدشوندگي است که يکي از معيارهاي آن اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام است. اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام داراي دامنه اي بين 1 درصد براي بازار تايوان تا 47 درصد براي بازار روسيه است.
لسموند پس از بررسي معيارهاي نقدشوندگي در بازارهاي نوظهور به اين نتيجه رسيد که معيارهاي نقدشوندگي مبتني بر قيمت لسموند و ديگران 94 در سال 1999 و رل 95 در سال 1984 در نشان دادن اثرات نقدشوندگي بين کل کشورها بهتر از معيارهاي نقدشوندگي مبتني بر حجم عمل ميکند. در مورد نقدشوندگي داخل کشور نيز برآورد کننده هاي نقدشوندگي لسموند و ديگران 1999 و تا حد کمتري آميهاد در سال 2002 معيارهاي نقدشوندگي بهتري هستند.
آزمون اثر قوانين حقوقي و سياسي نشان مي دهد که کشورهاييکه سازما نهاي سياسي و حقوقي ضعيفي دارند نسبت به کشورهاييکه سيستمهاي حقوقي و سياسي قوي اي دارند به طور معني داري هزينه هاي نقدشوندگي بالاتري دارند. بالاتر بودن ريسک سياسي باعث افزايش هزينه هاي انجام معامله و در نتيجه افزايش اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام ميگردد .

10-7-3-2 تأثير دستمزد حسابرسي براختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام به عنوان يکي از عوامل نقد شوندگي سهام
آسيوگلو و ديگران 96 در سال 2005 با انتخاب 828 شرکت از S&P1500 که در بورس اوراق بهادار نيويورک دادوستد ميشدند و در سال 2000 بيش از ده ميليون دلار درآمد داشتند تأثير دستمزد حسابرسي بر نقدشوندگي بازار را که معيار آن اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام است، بررسي کردند.
آنها پس از کنترل ساير عوامل تعيين کننده ي نقدشوندگي رابطه ي مثبتي را بين کارمزد حسابرسي و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش نسبي سهام و همچنين هزينه هاي انتخاب نادرست انجام معامله تشخيص دادند. اين نتايج با نتايج تحقيق ريچاردسون در سال 2004 که ميگويد امکان بالقوه ي توافق بر سر کيفيت حسابداري با حسابرسان از طريق دستمزد حسابرسي در شرک ت هاييکه سازوکارهاي حاکميت شرکتي ضعيفي دارند، بيشتر است، مطابقت دارد (رسائيان ، 1388 ، 61) 1.

11-7-3-2 اثر عدم تقارن اطلاعاتي بر اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام به عنوان يکي از عوامل نقد شوندگي سهام
نظريه ي اطلاعات نامتقارن، از اهميت بالايي در ادبيات مالي برخوردار است. پايه هاي اين تئوري را در دهه ي 1970 سه پژوهشگر بزرگ اقتصادي، جرج آكرلوف، مايكل اسپنس و جوزف استيگليتز بنا نهادند. افراد نامبرده موفق شدند جايزه ي نوبل اقتصادي 2001 را به خاطر پژوهش هايي كه در تجزيه و تحليل بازارهاي با اطلاعات نامتقارن انجام دادند دريافت


پاسخی بگذارید