پایان نامه رایگان درمورد اختلالات جنسی و وابستگی به مواد

دسته ای از افراد نیز برای كنجكاوی و ارزیابی خودشان با تصور اینكه با یكبار مصرف معتاد نمی شوند، و گاهی حتی برای اینكه قدرت خودشان را به دیگران ابراز دارند به مصرف مواد مخدّر تن می دهند. احتمال معتاد شدن این افراد نیز بسیار است.
Widget not in any sidebars

بند سوم: ناراحتی و فشارهای ر وانی
اراده عامل حركت فرد می باشد. پس باید با منطق و شرع همسان باشد و با استفاده از تربیت و آموزش صحیح تقویت شود. فردی كه با مشاهده یك عمل خلاف شرع و موازین اجتماعی با قاطعیت تمام در مقابل آن ایستادگی می نماید، از خود تزلزلی نشان نمی دهد و هدف خود را در زندگی به طور قطعی انتخاب می كند دارای اراده ای قوی می باشد. اما اگر فرد دچار اراده ضعیف بوده و برنامه خاصی برای زندگی خود نداشته باشد، اولا، دچار نوعی سردرگمی و خستگی روحی می شود و ثانیاً، ممكن است در مقابل هر انحرافی پاسخ مثبت دهد. در این صورت، نه تنها شخص نمی تواند مانع انحراف دیگران شود، بلكه خود نیز دچار انحراف می گردد. این مسئله دراعتیاد فرد اهمیت بسزایی دارد. اكثر كسانی كه در زمینه اعتیاد مطالعه كرده اند ، به این نتیجه رسیده اند كه معتادین انسان هایی ظریف حساس و زود رنج هستند . انسان های حساس نسبت به مسائل اطراف خود ، توجه بیشتری دارند و همچنین ، مسائل آنها را بیشتر از دیگران می آزارد.
این قبیل افراد متاسفانه مسائل و مشكلات درونی ذهنی دارند و در مقابل امری كه چندان مشكل و ناراحت كننده نیست سریعا و در حد زیاد ناراحت ، عصبانی و آزرده می شوند ، و به صورت منطقی با آن برخورد نمی كنند . آنها می خواهند همه مسائل ، طبق میل و یا خواسته آنها باشد و اگر در مساله ای چنین وضعیتی نباشد موجب رنجش آنها می شود .
بیماریهای عصبی ، سرخوردگی و مشكلات روانی و حالات ناشی از آنها نظیر : اضطراب در موارد بسیاری موجب اعتیاد می گردند .زندگی قبل از اعتیاد معتادین از دو جهت با مسائل روانی ارتباط دارد یكی خود فرد و دیگری محیط اطراف او ،كلیه معتادین یا حداقل كلیه افراد مورد مطالعه ، اكثر این خصوصیات رادارا بوده اند ، حساس ، زود رنج ، متوقع ، مضطرب ،پوچگرا هستند و همه چیز حتی زندگی را پوچ و بیهوده انگاشته و بی منطق ،مطلق گرا ، بهانه گیر ، عصبانی و پرخاشگر هستند .
بند چهارم: لذت جویی و خوشگذرانی
اعتیاد تنها بیماریست که با تمام بیماری های دیگر متفاوت است از این نظر که اکثر بیماری ها با درد و آخ و ناله شروع میشوند و اعتیاد با لذت، این بیماری معمولا درجهت کسب لذت جویی و لذت طلبی فعال میگردد.شخص بیمار برای انجام کارهایش که قصد لذت جویی از آن را داشته باشد دلایلی به ظاهر موجه ولی غیر واقعی می آورد، مثلا وقتی درد جسمی دارد او با انکار کردن پزشک و دارو برای رهایی از درد و در حقیقت لذت بردن از موادمخدر کوتاه ترین راه و آسان ترین را انتخاب میکند یعنی استفاده از مواد مثلا درد دندان را میشود با تریاک تسکین داد چون قرص در منزل ندارم بهتر است به ناچار از تریاک استفاده کنم این دلیل موجه است اما غیر واقعی میباشد.
فعالیت بیماری اعتیاد زمانی که به اوج خودش برسد مانند طوفانی سهمگین به زندگی خود و دیگران وزیدن می گیرد و از خرابی که پشت سر میگذارد بی خبر است هرکس که بخواهد به هر دلیل جلوی اورا بگیرد زیر پا له میکند و دائم در تعقیب افکار و احساسات آنی خودش سعی میکند تمام موانع را به هر شکلی بردارد او بی رحم و بی منطق سعی میکند که به خواسته های خودش دست یابد و در این راه از تمام ارزش های اخلاقی چشم پوشی کرده و فقط میل به لذت بردن اورا آنچنان احاطه میکند که رابطه اش را با وجدانش کاملا قطع میکند .
تقریباً انجام هر كاری بدون توجه به باورهای ذهنی و نیروهای درونی شخص انجام دهنده غیرممكن است. زمانی كه یك تبدّل به مفهوم دقیق كلمه در خاستگاه فلسفی ذهنی صورت می گیرد، باور روانی و انگیزه ای، كه از آن گرایش به مواد مخدّر تعبیر می كنیم، ایجاد می شود. فرد دایم مشكلات و موقعیت خود را ارزیابی و داوری می كند. این داوری نوعاً شخصی بوده و بر اساس دانش و فرهنگ تربیتی و فكری شخص داوری كننده صورت می پذیرد. حقیقت آن است كه اعتیاد، همچنان كه از نامش پیداست، اگرچه خود، صورت عادت دارد، اما برای شكستن یك عادت دیگر انجام می گیرد.
یكی از بارزترین علل گرایش به مصرف مواد مخدّر در جوامع صنعتی پیشرفته شكستن عادت ناشی از حیات عادی فردی است كه در بستر زمان، صورت تكرار ملال آور به خود می گیرد.
بر اساس آماری كه به دست آمده، قریب هشتصد هزار نفر از معتادان (از جمع دو میلیون نفر)، معتادان تفنّنی هستند كه متأسفانه آمار سرآمدان علم و دانش در این طبقه زیاد می باشد.
بند پنجم: انگیزه های درمانی
یكی از علل مصرف مواد مخدّر جنبه های درمانی آن است. حقیقت آن است كه در بسیاری از موارد پرداختن و گرایش به مواد مخدّر، در آغاز، جنبه مداوا داشته و سپس در بستر زمان به اعتیاد بدل گردیده است. شیوع مواد مخدّر در روستاها نوعاً با انگیزه درمانی صورت می پذیرد. در این بخش استفاده از مواد مخدّر برای رسیدن به تعادل جسمی است.در برخی از روستاها برای تسكین درد كمر، درد دندان، درد گوش و مانند آن از تریاك استفاد می كنند. مهمترین محل اثر موادمخدر بر مغز است. در مغز گیرنده هایی وجود دارد که این مواد بر آنها اثر می کنند. در شرایط معمولی وقتی بشر از انجام دادن کاری لذت ببرد و به عبارتی دیگر پاداش بگیرد، از مناطق پایینی مغز او موادی به اسم دوپامین و نوراپی نفرین ترشح می شود و بر روی قشر و سایر مراکز حیاتی آن اثر می کند و احساس لذت و پاداش به او دست می دهد و سعی در تکرار آن عمل دارد. یکی از آثار مهم موادمخدر فعال کردن همین سیستم است.بنابراین کسانی که یک بار با این مواد آشنا می شوند چون سیستم پاداش در مغز آنها تقویت شده، تمایلی شدید به تکرار مصرف آنها پیدا می کنند. بعضی از ‏این باورهای غلط در مورد مصرف مواد مخدرعبارتند از:
‏1ـ استفاده غلط از مواد مخدر در درمان بیماری قند یا فشار خون:‏
برای درمان فشار خون یا کاهش قند خون داروهای بسیار مفیدی در دسترس می باشد و ‏مواد مخدر نه تنها هیچ اثر درمانی بر روی قند خون و فشار خون ندارد بلکه باعث از بین ‏رفتن علایم بیماری می شود و با پیشرفت بیماری بیمار هرچه بیشتربسوی مرگ تدریجی ‏می رود.‏
2ـ استفاده غلط از مواد مخدر برای درمان دردهای حاد مثل گوش درد،دل درد،سردرد و…‏
تمام این علایم خود نشان دهنده یک بیماری هستند مثلا گوش درد می تواند علامت عفونت ‏گوش یا دل درد نشان دهنده آپاندیست باشد پس باید به فکر درمان بیماری باشیم نه درد. ‏
3 ـ استفاده غلط از مواد مخدر برای کاهش اضطراب، افسردگی، خستگی و اختلالات روانی: ‏خوشبختانه برای درمان بیماریهای اعصاب و روان داروهای بسیار خوبی وجود دارد که با ‏مراجعه بیمار به پزشک متخصص قابل درمان می باشند. اما استفاده از مواد مخدر در این ‏موارد نه تنها مشکل بیمار را حل نمی کند بلکه با معتاد شدن بیمار مشکل وابستگی به مواد ‏نیز به مشکلات قبلی‌اش اضافه می شود.
4 ـ استفاده غلط از مواد مخدر برای اختلالات جنسی و انزال زودرس: استفاده از داروهای ‏جدید، روان درمانی و تکنیکهای مختلف از جمله درمان های بی خطر و بسیار خوب برای انزال ‏زودرس می‌باشند.
متأسفانه استفاده از مواد مخدر در این مورد بسیار غلط می باشد و در دراز مدت باعث ‏ناتوانی جنسی و حتی عقیمی فرد معتاد می شود.
5 ـ استفاده غلط از مواد مخدر برای درمان بیماری‌های مزمن: دردهای مزمن اندام‌ها، کمردرد، بیماری قلبی و بسیاری از بیماری‌های مزمن دیگر بایستی تحت نظر پزشکان‏متخصص درمان شوند و برای رسیدن به درمان مطلوب شاید ماه‌ها زمان لازم باشد. در‏این مواقع استفاده از مواد مخدر انگیزه بیمار را برای پیگیری درمانش کم می کند و در‏نهایت به ضرر بیمار تمام می شود و بیماری وی درمان نشده باقی می ماند. ‏
حتی استفاده درمانی از داروهای مخدر در صورت صلاحدید پزشک باید بسیار با احتیاط ‏انجام شود و در کوتاه مدت و با توجه به محاسبه سود و زیان ناشی از مصرف آنها ‏صورت گیرد. ‏
استفاده خودسرانه و مدام از داروهای مخدر یا مواد مخدر به‌عنوان دارو عوارض بسیار‏خطرناکی دارد که از آن جمله می توان موارد زیر را ذکر کرد: