پایان نامه رایگان درمورد اعتیاد به مواد مخدر و گرایش به مواد مخدر


Widget not in any sidebars

شهرستان كاشان با وسعت 9647 كيلومترمربع و جمعيت 335785 نفر از توابع استان اصفهان بوده و از نظر جمعيت دومين شهرستان اين استان به حساب مي آيد. كاشان داراي چهار بخش (مركزي, قمصر, نياسر و برزك) بوده و داراي پنج شهر (كاشان, قمصر, نياسر, جوشقان و برزك) مي باشد.
شهرستان كاشان از لحاظ ميراث فرهنگي جزء پنج شهر اول ايران بوده و از لحاظ صنعتي نسبت به شانزده استان كشور رتبة بهتري دارد.
شهر كاشان كه مركز شهرستان مي باشد با مساحت 8500 هكتار و جمعيت 201372 نفر, داراي يك نمايندة مجلس و 9 نمايندة شوراي شهر مي باشد
كاشان به علت واقع بودن بر سر راههاي تجارتي و ارتباطي در تمامي ادوار از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است.
زماني در کنار جاده ابريشم واقع بوده و در رونق و آباداني شهر سهم بسزايي داشته است و در حال حاضر نيز بر سر شاهراه ارتباطي بسيار مهمي قرار دارد که پايتخت را به شهرهاي جنوبي کشور ارتباط مي دهد. اين شاهراه کاشان را از طرفي به قم و تهران و از طرفي ديگر به شهرهاي جنوبي کشور همچون نائين، يزد ، کرمان، بندرعباس و … مربوط مي سازد. خصوصا با تکميل اتوبان قم ـ اصفهان اين ارتباط سهل الوصول تر شده است. و همچنين کاشان با قرار گيري در مسير راه آهن تهران ـ اصفهان ، تهران ـ يزد و کرمان توسعه و گسترش اقتصادي و رشد افزون تري را پيدا کرده است.
اوضاع و احوال و موقیت جغرافیایی هر شهر و حتی هر منطقه ای در اعتیاد و نوع آن متفاوت است . ساکنین شهرها و روستاهایی که در مسیر عبور مواد مخدر هستند به علت سهولت دسترسی به مواد مخدر و همکاری با قاچاقچیان بیشتر در معرض خطر اعتیاد به مواد مخدر قرار دارند. شهرستان کاشان به واسطه قرار گرفتن در محور مواصلاتی و ترانزیتی و همجواری با شهرهای مرکزی کشور ، مهاجر پذیری و گسترش شهرک های صنعتی و گسترش شهر نشینی و دیگر عوامل، یکی از شهرستان هایی است که از نظر وقوع جرم علی الخصوص ،تهیه ،توزیع و مصرف مواد مخدر با افزایش قابل ملاحظه ای مواجه بوده است . در این میان جوانان بیشتر از اقشار دیگر جامعه در معرض خطر قرار دارند چون کاشان یکی از شهرهای مهاجر پذیر بوده و بخش قابل توجهی از آن را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند پدیده اعتیاد به عنوان یکی از مهمترین خطرات احتمالی موجود برای جوانان در این شهرستان به میزان زیادی قابلیت اشاعه داشته و گریبان گیر جوانان در این شهر است.
بسیاری از جوانها و حتی پدر و مادر ها فکر می کنند که دلیل اعتیاد فرد، اصرار دوستان است. در حالی که این تنها انگیزه سوء مصرف مواد در جوانان نیست. اگر بخواهیم انگیزه های مصرف مواد مخدر جوانها را بشناسیم، فهرست بلند بالایی میشود،
کنجکاوی، کسب لذت، تسکین درد، فراموش کردن مشکلات، شوخی و خنده، هیجان طلبی یا میل به خطر کردن، احساس بزرگ شدن، پیوستن به گروهی خاص و … این علل با وجود این که چندان مهم به نظر نمی رسند، باعث اعتیاد میلیونها انسان شده اند. بیشترین علت اعتیاد جوانان در ایران دو عامل کنجکاوی و کسب لذت است.
امروزه متخصصین، یک عامل را زمینه ساز اعتیاد نمی دانند و معتقدند عوامل مختلف دست به دست هم میدهند و فرد را معتاد می سازند. این عوامل تشکیل شده اند از عوامل فردی ( عوامل روانی، زیستی، و بیولوژیک)، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی، هر کدام از این سه عامل به تنهایی نیز قادرند تا موجب گرایش فرد به اعتیاد شوند.
یکی از مهمترین عوامل گرایش جوانان و نوجوانان به مصرف مواد اعتیاد آور کنجکاوی و هیجان طلبی است.
در این بخش ابتدا آمار و ارقام علل اعتیاد جوانان شهر کاشان که از طریق پرسشنامه تهیه گردیده می پردازیم سپس علل و عوامل گرایش به مواد مخدر در شهرستان کاشان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
گفتار اول: عوامل فردي
بسیاری از روان شناسان علل رفتارهای انحرافی را بر حسب نقص شخصیت فرد كجرو توجیه می كنند و بر این باورند كه برخی از گونه های شخصیت، بیشتر از گونه های دیگر، گرایش به تبهكاری و ارتكاب جرم دارند. علل فردی گرایش به اعتیاد بیشتر بر مبنای نظری دیدگاه های روان شناختی متكی می باشند. در بسياري از جوامع کنوني،‌اعتياد به اشکال گوناگوني بروز کرده است. تا کنون اعتياد به مواد مخدر، يکي از مشکلات بزرگ بهداشتي بوده، ولي امروزه اعتياد به قمار، مسائل جنسي و اينترنت نيز به ليست مشکلات بهداشتي اضافه شده است. بسياري از عوامل دست به دست يکديگر داده و فرد را به سمت اعتياد سوق مي دهند. اگر علت اعتياد را فقر بدانيم، معتادان متمول را ناديده گرفته ايم و اگر بيسوادي را مطرح کنيم قشر معتادان تحصيل کرده را ناديده گرفته ايم. پس نمي توان به تنهايي يک عامل را علت ايجاد اعتياد دانست. به همين دليل امروزه اعتقاد بر اين است که اعتياد، معلول مشکلات جسمي، رواني و اجتماعي است. اگر همه عوامل به وجود آورنده اعتياد مهيا باشد، باز در نهايت اين خود فرد است که براي مصرف مواد تصميم مي گيرد. پس بايد توانايي هاي فردي را ارتقا بخشيد تا شخص بتواند در مواقع خطر، خود را از چنگال اعتياد دور سازد. در بين عوامل فردي حفاظت کننده مي توان از مهارت هاي زندگي ياد کرد. مهارتهاي زندگي طيف وسيعي از توانائيها هستند که مسلح شدن به هر يک از آنها شخص را در مراحل مختلف زندگي ياري خواهد داد تا با قدرت بيشتري در برابر مشکلات مقاومت کند. اين مهارتها عبارتند از : مهارت حل مشکل، قدرت تصميم گيري، توانايي نه گفتن، هنر دوست يابي و … که اگر امروز اين مهارتها را به فرزندان خود نياموزيم، فردا در غياب ما، در مقابل اصرار دوستان، قدرت مقاومت نخواهند داشت.
با دانستن عواملی كه فرد را در معرض خطر اعتیاد قرار می دهند، می توان افراد در معرض خطر را شناسایی كرد و برای پیشگیری از ابتلای آنان به اعتیاد، برنامه ریزی های دقیق و مؤثر انجام داد.
بند اول: مشكلات روانی
گروهی از افراد كه بعضاً ضعیف النفس هستند، قدرت مقابله با مشكلات و ناكامی ها را ندارند و اعتیاد را راه نجات خود تلقّی می كنند; برای رهایی از ناراحتی ها، فشارهای روانی، بی اعتمادی به خویشتن و رفع هیجانات درونی در جستجوی پناهگاهی امن، به مواد مخدّر و یا مصرف داروهای روان گردان پناه می برند. این افراد فكر می كنند كه با مصرف مواد از گرفتاری های زندگی رهایی می یابند و دنیا را به نحو دیگری مشاهده می كنند; زیرا حالت تخدیری دارو و مواد مخدّر سبب می شود كه تا مدتی فرد معتاد نسبت به مسائل، مشكلات و واقعیت های زندگی بی تفاوت باشد. همین فرار از زیر بار مشكلات فردی، عامل عمده برای كشش افراد به طرف مواد مخدّر است.
یك دسته از افرادی كه بیشتر در معرض اعتیاد به مواد مخدّر قرار می گیرند افراد افسرده هستند. به عقیده برژه افسردگان بیشترین و مهم ترین بخش معتادان را تشكیل می دهند. افراد افسرده ضعف روانی دارند و به نوعی احساس خلأ شخصیتی می كنند. آن ها به تصور خودشان، توان لذت بردن از دنیا را ندارند، همواره احساس ناتوانی و خستگی می كنند و خود را تهی از هرگونه توان و احساس مطلوب می دانند. به عقیده سیدنی كوهن، چنین افرادی ممكن است با مصرف مواد در جستجوی جادویی برآیند كه به دردهایشان پایان بخشد و خلأهایی را كه در خودشان احساس می كنند رفع و نقص شخصیتشان را برطرف كنند. فشارهاي روحي و مشکلات حل نشده باعث بالا رفتن اضطراب و نگراني هاي شديد در فرد مي گردد. تا زماني که شخص مشکل خود را حل ننموده است ميزان ا ضطراب و تشويش دروني در او بالا مي رود. حال وقتي فرد خود نمي تواند مشکلش را حل نمايد، بهتر است از افراد متخصص و متبحر در اين زمينه کمک گيرد. ولي متاسفانه هنوز مشاوره جايگاه واقعي خود را در زندگي فردي و اجتماعي ما پيدا ننموده است. در نتيجه مشکلات روحي-رواني که در ايتدا به راحتي قابل درمان است، به مرور تبديل به معضلات عظيمي مي گردند که درمان آنها بسيار مشکل و پيچيده خواهد شد
بند دوم:حس كنجكاوی
اکثر مواد مخدر دارای بوی زننده ای هستند و به علت داشتن مواد سمی دارای طعمی نامطلوب می باشند که طبیعتا موجودات از خوردن آن اجتناب می کنند اما چون بشر به اقتضای کنجکاو بودن دارای روحیه ای آزمایش گر و مبتکر است با بی احتیاطی به استفاده از آن رو می آورد که دیگر متوجه طعم و بوی نامطلوب و غیر طبیعی بودن آن نمی شوند و زمانی که به آن وابسته شد با نیروی اراده خود مسلما دچار مشکل خواهد شد.
مصرف کنندگان مواد مخدر گاهی بدون سوء قصد حالات خود را در هنگام استفاده یا بعد از استفاده خود را به دوستان خود بازگو می کنند اطلاعاتی که جوانان و نوجوانان از رسانه های گروهی و خیلی از فیلم ها و بعضی از کتابهایی که در این زمینه تدوین شده است به دست می آورند موجب می شود تا آنان بخاط روحیه کنجکاوی راغب گردند که شخصا آنچه را که شنیده یا دیده اند را آزمایش کنند و بدین ترتیب .می توان گفت یکی از انگیزه های روی آوردن جوانان و نوجوانان به مواد مخدر ” حس کنجکاوی” است لذا دادن اطلاعات در این مورد به تنهایی کافی نیست چه بسا ممکن است همین اطلاعات اثرات سوئی داشته باشد و موجبات میل و کشش فرد به مصرف برای رفع این حس کنجکاوی باشد اما اگر این اطلاعات با یک آموزش خاص طراحی و ارائه شود و افراد را به اثرات و عواقب زیان بار آن آشنا کند در این صورت ضمن ارضای حس کنجکاوی دیگر شاهد رشد روز افزون افراد به این سم کشنده و بلای خانمان سوز نخواهیم بود.
تجربه مواد مخدر مانند اموری در زندگانی ما انسان هاست که با یک بار تجربه بخاطر حس کنجکاوی و آزمایشی تمام پل های پشت سر انسان خراب می شود و دیگر راه بازگشتی ندارد و راه جبران مسدود می شود.
همچنین می توان به این مطلب اذعان داشت افرادی که باورهای مثبت یا خنثی کردن مواد مخدر را دارند به مراتب احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از کسانی است که باورهای منفی دارند افرادی که به نگاه تفریحی و به صورت سرگرمی به این مواد رو می آورند با خیال اینکه این نوع مصرف برای آنها هیچ ضرری نخواهد داشت غافل از اینکه این سخنان فقط تکذیب واقعیت ها و انکار کردن آن است اما اکثریت کسانی که مصرف کننده هستند اظهار داشته اند که ما در آغاز مواد را بصورت سرگرمی و تفریحی استفاده می کردیم اما یکبارگی متوجه شدیم در دام اعتیاد افتاده و اسیر و وابسته آن شدیم و راه نجاتی هم نداریم.
مصرف کنندگان مواد مخدر برای گرفتن تایید رفتار خود از اطرافیان و دوستان خود سعی می کنند آنها را وادار به همراهی با آنان کنند به خصوص گروه همسالان که در شروع به مصرف سیگار رو می آورند که همه چیز از همین جا شروع می شود ، ابتدا سیگار … سپس سیگار همراه حشیش و … زیرا علاوه بر حس کنجکاوی ،شرایط لازم برای گرایش به اعتیاد به وسیله دوستان فراهم می شود لذا هرچقدر ارتباط فرد با اجتماع ، خانواده کمتر باشد میزان کشش و راغب بودن او به این گروه ها افزایش پیدا می کند .
عده ای با شركت در مجالس دوستانه زمانی كه می بینند دیگران از مواد مخدّر استفاده می كنند حس كنجكاوی در آن ها تحریك شده، به مصرف مواد گرایش پیدا می كنند. این امر منجر به مهیا شدن زمینه اعتیاد در فرد می شود; زیرا ممكن است با اولین مرتبه استفاده در فرد احساس مثبتی ایجاد گردد و باعث تكرار این عمل شود. البته آن ها غافل از این هستند كه این نوع لذت ها زودگذر و خانمانسوز می باشند.