پایان نامه سیستان و بلوچستان و موقعیت جغرافیایی

باید به این مسئله توجه داشت که بسیاری از قاتلین قبل از ارتکاب قتل باانگیزه به قتل رساندن، وارد صحنه جرم نمی‌شوند. اما اقدامات خواسته یا ناخواسته منجر به وقوع قتل می‌شود. این گونه انگیزها ممکن است در جریان محاکمه‌ها در سرنوشت متهم تأثیر گذار باشند. لیکن در تحقیقات پلیس انگیزه هر چه باشد راهنمای خوب و قابل قبولی در شناسایی قاتل هست.
انسان‌ها ممکن است به‌خاطر دست‌یابی به عناصری کمیاب به رقابت با یکدیگر برخیزند، بدون آن‌که کاملاً از وجود رقبایشان آگاه بوده یا درصدد جلوگیری از دست‌یابی آن‌ها به اهدافشان برآیند. هنگامی رقابت به منازعه تبدیل می‌گردد که طرفین بکوشند موقعیت خویش را با تنزل‌دادن موقعیت دیگران تقویت کرده، مانع از دست‌یابی سایرین به اهدافشان گشته، و رقبای خویش را «از دور خارج» و یا حتی نابود سازند. منازعات با توجه به شرایط مختلف می‌توانند خشونت‌آمیز یا غیر خشونت‌آمیز، آشکار یا نهان، قابل کنترل یا غیرقابل کنترل، و حل‌شدنی یا لاینحل باشند. منازعه با «تنش» هم تفاوت دارد، چه تنش معمولاً به خصومت پنهان، ترس، سوءظن، تصور تضاد منافع، و شاید هم میل سلطه‌طلبی یا انتقام‌جویی اشاره دارد، با این‌حال تنش لزوماً از سطح گرایشات و ادراکات فراتر نرفته و تعارض عملی آشکار و کوشش‌های بازدارنده متقابل را در بر نمی‌گیرند. هر چند تنش، اغلب مقدم بر بروز منازعه و همواره ملازم با آن است، ولی با منازعه مترادف نبوده و همیشه نیز با همکاری ناسازگار نیست(ابوالحسنی،1390).
رضا مسعودی فردر پژوهش خود می‌نویسد: عارض خرده فرهنگ‌ها، خصومت و اختلافات دیرینه، سودجویی و تحصیل اموال، جریحه دار شدن غیرت و آبرو و نزاع‌های اتفاقی و اعتیاد از جمله علل وقوع قتل هست. این علل و عوامل به روشنی در مناطق حاشیه ای قابل رویت هست. بیشتر قتل‌های اتفاق افتاده یا در این مناطق صورت می‌گیرد یا توسط کسانی که در این مناطق زندگی کرده‌اند به وقوع می‌پیوندد. در دادگاه‌ها نمونه‌های فراوانی از این نوع قتل‌ها وجود دارد. مثلاً فردی در یک محله حاشیه نشینی به لحاظ نفوذ رطوبت از ساختمان همسایه (که معمولاً هر دو ساختمان به صورت غیرمجاز احداث شده) و به تبع آن درگیری حادث و نهایتاً اقدام به قتل همسایه به‌وسیله اسلحه شکاری نموده است. یا فردی که ساکن یکی از مناطق حاشیه نشین تبریز است در منطقه اسپیران و در محل دفن زباله‌های شهری، بر سر مساله جمع آوری زباله و ضایعات با اهالی روستای آناخاتون درگیر شده و با استفاده از اسلحه شکاری یک نفر را به قتل رسانده و یازده نفر دیگر را مجروح کرده است(مسعودی فر،1391).
در یک مورد دیگر و در یک منطقه حاشیه نشین تبریز، فردی به لحاظ اختلافات و خصومت‌های دیرینه اقدام به ربودن طفل ۵ ساله نموده و پس از تجاوز به وی نامبرده را به قتل رسانده بود و همچنین قتل‌هایی که به لحاظ وقوع نزاع‌ها و درگیری‌ها طایفه ای و قبیله ای در این مناطق تبریز اتفاق می‌افتد قابل ذکر هست و چندین و چند نمونه دیگر که ذکر آن از حوصله بحث ما خارج است.
۳ – نزاع‌های دسته جمعی: از جرائم شایع در مناطق حاشیه ای هست چون ساکنین این مناطق معمولاً مهاجرین از روستاها و ایل‌ها می‌باشند و معمولاً در یک محل و در نزدیک هم سکنی می‌گزینند و در مواقعی به سبب درگیری‌های جزئی حادث شده بین دونفر و حتی کودکان نزاع‌های دسته جمعی شدیدی که معمولاً منجر به کشته و زحمی شدن عده ای از منازعه کنندگان می‌شود، رخ می‌دهد. قتل‌هایی که در این نزاع‌ها اتفاق می‌افتد معمولاً ده درصد قتل‌های واقع شده هست. ضمناً عدم نظارت و کنترل دقیق انتظامی و عدم امکان دسترسی سریع به پلیس را نیز می‌توان در حصول نتایج تأسف بار این نزاع‌ها مؤثر دانست.
معصومه دهمرده در پژوهشی که انجام داده است، می‌نویسد: یکی از ویژگی‌های به نسبت عمومی و جهان شمول مناطق مرزی، داشتن تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی است. این پدیده ناشی از قانون تراوش و انتشار بین مناطق جغرافیایی مجاور است (نژادکیارشی،1380).
بحث ارتباط اقلیت‌ها و مرز از دو بحث قابل طرح است: 1) نحوه پراکندگی اقلیت‌ها در کشور در رابطه با مرزها 2) نقاط مشترک قومی، مذهبی و زبانی اقلیت‌ها در دو سوی مرزها (خدابنده،1375).
یکی از ویژگی‌های مرزی کشورها که تأثیر مستقیمی بر امنیت مرزی دارد، داشتن تنوع قومی، اجتماعی و فرهنگی در نواحی مرزی است. این پدیده ناشی از مرزهای تحمیلی است که معمولاً توسط قدرت‌های جهانی و در کشورهای تحت سلطه انجام می‌گیرد.
بر پایه این وضعیت، بخشی از جمعیت یک منطقه قومی یا فرهنگی در منطقه مجاور قرار می‌گیرد. این پدیده به مرور زمان، در مناطق مرزی باعث تشکیل گروه‌های قومی، اجتماعی و فرهنگی بین ساکنان دو سوی مرز که تأثیر مستقیمی بر امنیت مرز دارد، میزان همگرایی و یا واگرایی قومی- فرهنگی این گروه‌های اجتماعی مرزنشین با حکومت مرکزی است. به بیانی دیگر، اگر این گروه‌ها نسبت به حکومت مرکزی همگرایی داشته باشند، مسأله تأمین امنیت مرز و توسعه مناطق مرزی با مشکل کمتری روبرو است. اما هر گاه به دلایلی این گروه‌ها نسبت به حکومت مرکزی واگرایی داشته و نسبت به گروه‌های اجتماعی آن سوی مرز همگرایی داشته باشند، مسأله تأمین امنیت مرز با مشکل جدی روبرو می‌شود. اگر مرزنشینان دو سوی مرز از یک قوم و طایفه بوده و خویشاوندی هم بین آنان وجود داشته باشد رفت و آمدهای غیر قانونی نیز در این بین رواج خواهد داشت (خدابنده،1375).
گرچه ایران از کشورهایی است که قومیت‌هایی با گویش‌ها و فرهنگ‌های متفاوت را در خود جای داده است، اما ایرانیان در کل از یک بستر فرهنگی- تاریخی منسجم و استوار بر مؤلفه‌های انسانی- اجتماعی برخوردارند. درواقع دلیل ماندگاری و پایداری جامعه ایران در طول تاریخ متأثر از مؤلفه‌هایی چون: همزیستی مسالمت آمیز و سازگاری قومی، مذهبی، نژادی، زبانی و چگونگی گسترش قدرت نخبگان از قومیت‌های گوناگون در بستر تاریخی جامعه ایران بوده است (بولاقی،1384).
بسیاری از متخصصان، تقسیم بندی‌های مختلفی از گروه‌های قومی ایران انجام داده‌اند. به طور مثال، علی الطایی در کتاب بحران هویت قومی در ایران، گروه‌های قومی موجود در کشور را به سه گروه اصلی تقسیم نموده، که به شرح زیر هست:
1. گروه آریایی‌ها (شامل افغان‌ها، هزاره‌ها، بلوچ‌ها، بختیاری‌ها، فارس‌ها، اصفهانی‌ها، کرمانی‌ها، یزدی‌ها، گیلانی‌ها، مازندرانی‌ها، تالشی‌ها، کردها و لرها)،
2. گروه ایرانیان غیر آریایی (ترک، قشقایی، ترکمن، مغول، ارمنی، سامی‌ها یعنی عرب‌ها، یهودی‌ها و آشوری‌ها)،
3. سایر گروه‌های مختلط (الطایی، 1378: 203).
تکثر قومی، زبانی و مذهبی از ویژگی‌های جمعیتی سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان هست. به علاوه اقلیت‌های قومی، زبانی و مذهبی این کشورها عمدتاً در مناطق مرزی و حاشیه ساکن هستند و با توجه به تمایزات و فاصله آن‌ها از مرکز، تمایلات واگرایانه در این مناطق بیشتر بوده و در موارد حاد قابلیت تبدیل به تنش‌های قومی را دارند. مناطق مرزی سه کشور تاکنون تجربه برخی از این تنش‌ها را داشته‌اند.
تنش‌های قومی- مذهبی در این مناطق عمدتاً ریشه در فرآیند ناقص شکل گیری دولت سرزمینی و ماهیت ساختگی مرزها دارد و علاوه بر این که با مدیریت کوتاه مدت سیاسی قابل حل نیست، بلکه تحت تأثیر تقویت کننده دیگر عوامل بحران زا نیز قرار می‌گیرد. چنان که نقش عوامل خارجی را در فعال کردن تنش‌های قومی، زبانی و مذهبی نمی‌توان نادیده گرفت. در طرح خاورمیانه بزرگ هم مانور زیادی روی اختلافات و شکاف‌های قومی، زبانی و مذهبی منطقه شده است که این مسأله نشانگر این است که تنش‌های قومی- مذهبی به عنوان یکی از تهدیدهای پیش روی امنیت ملی کشورهای این منطقه مدنظر هست و بر این اساس، عملکرد دولت‌ها در ایجاد همبستگی ملی و ایجاد همگرایی سنگین تر می‌شود. در نتیجه، این کشورها از نقطه نظر تأمین امنیت داخلی، هر راهبردی را که در پیش می‌گیرند باید مبتنی بر وحدت تمامی گروه‌ها و قومیت‌ها باشد تا بلکه بتواند زمینه بروز ناامنی در حواشی مرزها را مهار نموده و جریان‌های بحران زا را به خارج از مرزها هدایت نماید (افتخاری زاده،1377).
در مجموع می‌توان عوامل تهدید کننده اقوام علیه همگرایی و امنیت پایدار ملی را شامل این موارد دانست:
1- دخالت عوامل بیگانه: مسأله تکثر قومی و مذهبی کشور زمانی که با اهداف و خواسته‌های استعماری بیگانگان همراه شود. از اهمیت و حساسیت فوق العاده ای برخوردار می‌شود و تنوع، ناهمگونی فرقه‌ها و اقلیت‌های قومی و مذهبی از مهم‌ترین ابزار آن‌ها محسوب می‌شود. با نگاهی به رخدادهای تاریخ معاصر کشور، رد پای نفوذ و مداخله عوامل بیگانه را در درگیری‌های قومی و منطقه ای مشاهده می‌کنیم. برخی چالش‌های قومی در بلوچستان و مناطق دیگر در سال‌های اخیر به روشنی نقش عوامل خارجی در شکل گیری منازعات قومی و تقویت ناسیونالیسم قومی را آشکار می‌سازد(افتخاری زاده،1377).
2- وجود اقوام هم آیین در کشورهای همسایه: هر چند وجود این اقوام در همسایگی ایران می‌تواند موجب نفوذ فرهنگی ایران شود، اما به صورت عکس العملی موجب دخالت عوامل بیگانه در امور داخلی ایران نیز شده است و معمولاً یکی از راه‌های ورود افکار ناسیونالیستی و تجزیه طلبی به داخل کشور از همین مناطق است(افتخاری زاده ،1377).
موقعیت مرزی اقوام: موقعیت جغرافیایی اقوام، معادله امنیت ملی را سخت تر کرده است. اقوام مختلف و اقلیت‌های مذهبی در حساس‌ترین حوزه‌های راهبردی کشور و جداره‌های مرزی اسکان یافته‌اند که عقبه آن‌ها در ورای مرزها و بیرون از حوزه نفوذ و اثر گذاری حاکمیت ملی قرار دارد (عصاریان نژاد، 1383).
با توجه به این مطلب، جنوب شرق ایران (سیستان و بلوچستان) در محدوده هلال طلایی (منطقه ای که دور از دسترس سه دولت ایران، پاکستان و افغاانستان بوده و محل گذر باندهای مافیای مواد مخدر، تولید هرویین و قاچاق سلاح‌های جنگی است) قرار گرفته و پس از سرنگونی طالبان در افغانستان به محل تجمع تروریست‌ها و القاعده تبدیل شده است.
سمانه مشهدی پور در پزوهشی که انجام داده است به نقش طوایف در پیشگیری از نزاع دسته جمعی اشاره می‌کند و می‌نویسد:
امنیت و نظم که یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسانی در هر جامعه است، در چنین نظامی مبتنی بر همگرایی درون قبیله ای و نظام (پشتی) رخ می‌نماید. افراد در منازعات به جای توسل به قانون، به «پشتی» هم بر می‌خیزند و منازعات کوچک چون گلوله کوچک برفی به ناگهان تبدیل به بهمنی ویرانگر می‌شود. بدیهی است آنچه بر ادامه و شعله ور شدن این رخدادها کمک می‌کند چون بر اساس تعقل و تمکین به قانون نیست و به علت برافروختن آتش «غیرت» و احساس بی منطق و به پیروی از سنت‌ها و خاطرات گذشته با برداشتی عوامانه شکل گرفته عواقبی تلخ را در پی داشته باشد. در فرهنگ قبیله ای و تقسیم بندی‌های کوچک‌تر آن تحت عنوان طایفه، تیره، به نکو، تش که روابط اجتماعی براساس همخونی و خویشاوندی استوار است. در گذشته بر اثر فقدان یک نظام سیاسی مقتدر بود. شدت تفریق اجتماعی در عمل مانع از یکپارچگی و ایجاد وفاق اجتماعی مبتنی بر عقلانیت فرهنگی- اجتماعی و پذیرش حاکمیت قانون و نظم می‌گردد. احساس خود مختاری در اجرای عدالت از خصوصیات بارز در این فرهنگ است.
تفریق جامعه به گروه‌هایی تحت عنوان طایفه، تیره، به نکو، تش و غیره باعث کم رنگ شدن وفاق اجتماعی و جامعه پذیری شده و سرمایه اجتماعی-اعتماد به قانون و نظم تضعیف می‌گردد. فرد در یک چنین اجتماعی به جای آنکه قانون و پلیس را حافظ امنیت خود بداند به قانون «پشتی» در نظام قبیله ای روی می‌آورد. با تحریک احساسات و برافروختن آتش غیرت و عصبیت تلاش می‌کند با فشار به طرف معارضه و حتی مجریان قانون احقاق حق کند.
طوایف مردمی پاک سرشت و زیبا خو هستند که روحیه قوم‌گرایی و همدوستی به وضوح در آن‌ها به چشم می‌خورد. خود این حس نوع دوستی باعث خواهد شد که اگر زمانی بین یک یا چند شخص اختلافی به وجود آید ریش سفیدان و بزرگان ایل و طایفه به رفع آن مشکل خواهند پرداخت و رابطه صلح و دوستی را بین طوایف مورد اختلاف برقرار می‌سازند. اما وضعیت زمانی بحرانی خواهد شد که خود ریش سفیدان و بزرگان بخواهند با کینه و دشمنی بر این اختلاف دامن بزنند آن موقع است که درگیری سطح وسیع تری پیدا نموده و دامن آن گسترده تر خواهد شد به گونه ای که طوایف و قبایل مختلفی را درگیر در این قضیه خواهند کرد و این خود رفته رفته به نزاع دسته جمعی تبدیل شده که سطح آن به شهرها و روستاهای اطراف هم کشانده خواهد شد آنوقت است که امنیت عمومی از افراد سلب شده و زندگی با نوعی رعب وترس همراه خواهد شد(مشهدی پور،1375).
دکتر مجید ابهری، متخصص علوم رفتاری در تبیین ریشه‌های شکل گیری نزاع می‌گوید: در بسیاری از اوقات مردم تلاش می‌کنند هم وضع‌کننده و هم مجری قانون باشند که دلیل اصلی در پیش گرفتن این رویه دشواری دسترسی به مجری قانون است.