پایان نامه نظر مجلس شورای اسلامی و سازمان های غیر دولتی

8.آگاه سازی مردم ازامور یاتوان اظهار مشکلات واقعی وچشم بستن بر روابط پشت پرده.
Widget not in any sidebars

9.هدایت ورهبری در برنامه های محلی(محسنی تبریزی،86:1369).
3)کارکرد شوراها:
39
شوراها می توانند انتظارات وخواسته های مردم راازدولت تعدیل کننده،حضور مردم رادر صحنه ی سیاسی واجتماعی نهادینه کنند وضمن کاهش نارضایتی مردم،ظرفیت پاسخگویی دولت رانیز افزایش دهند.شوراها می توانند به عنوان حکومت های محلی مطرح شوندوحوزه ی کاری شان بیشتر اداره امور اجتماعی وامور شهری وروستایی است.بنابراین می توانند مانند حکومت ملی دارای قدرت تصمیم گیری،بازویی اجرایی وسازوکارهای نظارتی باشند.در جامعه ای مانند جامعه ایران که پس ازانقلاب وارد عرصه بزرگ مردم سالاری شده باتوجه به اینکه حرف اول رادر یک نظام مردم سالار،نهادهای مختلفی می زنند که بتوانند مشارکت اقشار مختلف مردم رادر همه ی زمینه ها به صورت مستمر وپایداردربیاورند،نهادسازی درواقع کار مهمی است که در یک نظام مردم سالار باید اتفاق بیفتد.البته نهادها بسیار متعدد،گسترده وپیچیده هستند وشوراها را می توان ازمهم ترین نهادهای مدنی دانست.شوراها از نظر گسترش وعمق کار قابل مقایسه بابقیه نهادها نیستند.چون تمام زوایای کشور رادر برمی گیرند.به طور مستمر وگسترده ای حضور مردم رادر اداره امور کشورتضمین می کنند.یکی ازمعضلات بزرگ جامعه ی ایران دولت بزرگ آن است.یک کشور نمی تواند به طور همه جانبه وواقعی هم دموکراسی راتجزیه کندوهم دولت بزرگ داشته باشد.شوراها در کوچک سازی دولت مؤثر هستند وبه عنوان یک نهادمدنی واسطه بین مردم ودولت واقع می شوند وبه عنوان توزیع کننده قدرت مطرح می شوند.البته در نظام هایی مانند نظام ایران که به صورت متمرکز هستند،طبیعتا نظام شورایی در کشور عمدتا توزیع کننده اختیارات است،آن هم اختیارات در حوزه ی مدیریت شهری وروستایی(مبلغ،10:1381).
آنچه که مهم است این است که روح کلی که بر قانون اساسی حاکم است،شوراها را به عنوان نهاد تصمیم گیری کشور می داند،اما وقتی به امتیازات شوراهای شهر وروستانگاه می کنیم،می بینیم که این شوراها دارای یک ماهیت نظارتی هستند.(همان:16)
دربررسی نظام حقوقی ایران می توان به این نکته اشاره نمودکه شوراهای محلی- منطقه ای می توانند تحول بزرگی درساخت اداری ایران ایجادکنند.کشور ایران ازنظر تشکیلات اداری وحقوقی دارای گستردگی زیاد واداری ساختار پیچیده ای است ونهاد شوراهای محلی امکانی است که می تواند این ساخت اداری راتاحدی تعدیل کند(نوروزی،51:1381)
در بعد اجرایی،کشور مابه شدت نیازمند به تمرکز زدایی است وشوراها می توانند یک گام بسیار کوچک در این جهت باشند ودر صورت عدم توجه به این امر،دولت به صورت حجیم درآمدونارآمد خواهدبود.(اطاعت،118:1381).در نگاهی دیگر،شوراها به عنوان مظهر گفتمان مشارکت سیاسی تلقی می شوند.وتحقق این گفتمان نیازمند مردمی شدن ساختار کشوروتوزیع قدرت سیاسی است وشوراها نیز بستر مناسبی برای گفتمان سیاسی می باشند که بانهادینه شدن مشارکت،می توانند راه های رقابت وتوسعه سیاسی وقانون مند رافراهم سازند.(شفیعی،118:1381)هدف مهم ازتشکیل شوراها،برنامه ریزی وحرکت درجهت توسعه کشورمی باشد.به عبارت دیگر شوراهای اسلامی نهادهایی هستند که جهت گیری اصلی شان باید توسعه ی عمومی کشور باشد.ازطرف دیگر استقلال وپیشرفت هرکشورتاحد زیادی در گرو توسعه یافتگی آن است.بدیهی است که توسعه ی عمومی کشور بدون برخورداری ازنیروهاواستعدادهای انسانی کارآمد امکان پذیر نخواهدبود.(ناطق پور،128:1381).
برای اینکه کشوری بتواند درجهت پیشرفت وتوسعه گام بردارد،لازمه اش مشارکت نیروهای کارآمدوفعال در کارها وبر عهده گرفتن وظایف محوله وانجام آن است.این نیروها به عنوان سرمایه های اجتماعی تلقی می شوند وشوراها می توانند بااستفاده ازسرمایه های اجتماعی ومشارکت دادن آنها درامور،ازاین نیروها در توسعه ی عمومی واجتماعی کشوربهره گیرند.(همان:129)درآخر می توان گفت یکی ازکارکردهای دیگر شوراتعدیل قدرت است واز طرف دیگر می توانند ازمهم ترین وبهترین نهادهای محلی ومنطقه ای تلقی شوند که نقش مهمی در امر آگاه سازی واطلاع رسانی به مردم ایفا میکنند.
4)ساختار شوراها:
ساختار سازمانی شوراها برخلاف سازمان های دولتی ازپایین به بالاست،بدین صورت که شوراهای فرادستی توسط شوراهای پایه تشکیل می شوند.این یک ویژگی مثبت ونشانه توسعه یافتگی قلمداد می شود.اما از سوی دیگر باتوجه به ساختار اجتماعی ونظام اداری کشور برخی مشکلات رابرای شوراها ایجاد می کند.در نظام اداری کشور یکی ازملاک های اجرای برنامه های واحد مافوق قدرت عزل ونصب وتخصیص بودجه واعتبارات برای واحدهای تابعه است.در مورد شوراها این روال دیده نمی شود.به طوری که شوراهای فرادست نه اختیارانتصاب رؤسای شوراهای پایین دستی رادارند ونه بودجه واعتبارات آنها رادر اختیار دارند.این ویژگی در برخی موارد برنامه ریزی کلان برای شوراها رابا مشکل مواجه می سازد،اگرچه ماهیت محلی بودن شوراها تاحدودزیادی آنها را ازاجرای فرامین صادرشده ازمرکز بی نیاز می سازد،اما تبعیت آنها از برنامه های شوراهای فرادست که بالحاظ کردن چشم انداز کلی شوراها صورت می گیرد،در فرآیند توسعه نهاد شوراها تأثیر مثبت خواهد داشت.(google search).
شوراها یکی ازوسایل اعمال حاکمیت ملت می باشند.اگرچه شوراها ماهیت سیاسی ندارند ولی در زیر ساخت فعالیت های اجتماعی تأثیرات عمیقی به جا می گذارند.نکته ی بسیار مهم آنکه،شوراها در عین حال که وسیله ی اعمال حاکمیت ملی هستند خارج از ساخت رسمی حکومتی قرار دارند یعنی جزء سلسله مراتب ساختار رسمی قدرت نیستند،به اندازه ای در قدرت مشارکت دارند که می توانند رسما طرح هایی را به مجلس پیشنهاد دهند.شوراها سازمانی زیر نظر حکومت نیستند واصولا از جنس حکومت هم نیستند بنابراین حکومت نمی تواند،قائم مقام شورا باشد.لذا اینکه سالها در قانون شهری به وزارت کشور قائم مقام گفته می شدوالان استاندار وبخشدارقائم مقام شورا خوانده می شود.این نفی مطلق قانون اساسی در بحث شوراهاست.(همان).
مهم ترین کارکرد اجتماعی شوراها تعدیل قدرت دولت است.با توجه به کارکرد اصلی شورا دو شیوه نظارتی وجود دارد:یکی نظارت اداری یا سلسله مراتبی و دوم نظارت قضایی است.نظارتی که در حال حاضر اعمال می شود نظارت سلسله مراتبی است در صورتی که نظارتی که باید اعمال کنند نظارت قضایی است.با توجه به جایگاه نظارتی شوراها در قانون اساسی،اینکه وزارت کشور به عنوان یک دستگاه اجرایی بخواهد بر شوراها نظارت کند با قانون اساسی در تناقض است.شورا زیر نظر مجلس شورای اسلامی است پس شوراها جزء قوه مقننه محسوب می شوند واگر قرار است نظارتی بر آنها وجود داشته باشد،مجلس شورای اسلامی باید این کار راانجام دهد.اصل یکصدوسوم قانون اساسی به عنوان یک اصل مهم بسیار محکم می گوید که استانداران،فرمانداران وبخشداران وسایر مقامات کشوری که از طرف دولت تعیین می شوند،در حدود اختیارات شوراها ملزم به رعایت تصمیمات آنها هستند.(همان).
از آنجایی که شوراها درعرصه توزیع واعمال قدرت در سطح محلی فعالیت می کنند،نهادهایی سیاسی به شمار می روند این نظر ممکن است بابرداشت های رایج که شوراها را در زمره سازمان های غیر دولتی محسوب می کنند در تقابل باشد،اما نگاهی به تأثیرات شوراها بر تقسیم منافع وجابجایی منابع که همراه با سود ومزیت برای گروه هایی وضرر وزیان برای گروه های دیگر است،بیانگر این موضوع است که شوراها درحوزه ی نهادهای سیاسی جامعه قرار می گیرند.مهم ترین تأثیرات شوراها بر حوزه ی سیاست راباتوجه به آنکه نهادهای دموکراتیک هستند،می توان در افزایش مشارکت عمومی،افزایش آگاهی عمومی،شفافیت در اداره امور،پاسخ گویی ومسئولیت پذیری مدیران دانست.(ایمانی جاجرمی،107:1388).
-توسعه سیاسی(Political development)وشاخص های آن:
توسعه ی سیاسی ازمفاهیمی است که پس از جنگ جهانی دوم در ادبیات توسعه مطرح شده است وحوزه بحث مهمی را در علوم سیاسی وجامعه شناسی سیاسی تشکیل می دهد.در ارتباط با فضای عمومی این واژه دیدگاه های مختلف وگوناگونی وجود دارد.توسعه ی سیاسی به نظر برخی ازافراد،شرایط سیاسی لازم واساسی ای برای توسعه اقتصادی وصنعتی است.بدین ترتیب توسعه ی سیاسی،ایجاد شرایط سیاسی وحکومتی لازم برای تحقق کارآیی اقتصادی بیشتر است.مفهوم دیگری ازتوسعه سیاسی تأکید رابر کارایی حکومت می گذارد واز همین روتوسعه باافزایش در کارایی اجرایی وظرفیت بیشتر در انجام سیاست های عمومی همراه می شود.همین مفهوم از توسعه بیشترین همراهی را بااداره حکومت توسط استعمار داشته وتوجه آن به توسعه معقول ودیوانسالار معطوف بوده است.سومین تعریف توسعه سیاسی به تبعیت از نظریه پردازان بزرگ اجتماعی مطرح شده وبادرجه توسعه بر حسب میزانی که الگوهای رفتاری”نوین”بر الگوهای”سنتی”پیشی می گیرند،ارتباط پیدا می کند.بدین ترتیب توسعه هنگامی محقق می شود که ملاحظات به دست آمده،جای استانداردهای معمول را بگیرد،تمرکز کارکردی به جای از هم گسیختگی کارکردی در روابط اجتماعی بنشیند وهنجارهای کلی جای هنجارهای ویژه رااشغال کند.مفهوم چهارم توسعه سیاسی باآزمون کارایی کلی همه نظام وظرفیت اداره حکومت وجامعه به عنوان یک کل همراه است ودر دیدگاه پنجم توسعه ی سیاسی را به ایجاد یک دولت – ملت باکارایی مؤثر در دنیای نوین تعریف می کنند.(پای،41:1370 به نقل از ازکیا،50:1386) به نظر لوسین پای(Lucianpye)که از صاحب نظران بنام توسعه ی سیاسی است،توسعه ی سیاسی حداقل در ده معنای مختلف زیر به کار برده شده است:
-استلزامات سیاسی
-سیاست نمونه جوامع سنتی
-نوگرایی سیاسی
-عملکرد ملت-کشور
-توسعه اقتصادی-اداری
-بسیج عمومی و مشارکت