دانلود پایان نامه

هزینه معاملات مستقیم به عنوان بارزترین هزینه های فرایند معاملات ، مانند دستمزد کارگزاران (دلال)، حق الزحمه مبادله و مالیات انجام معامله می باشد. همچنین باید بیان داشت که خریداران سهام مجموع چنین هزینه هایی که برای فروش و نگهداری اوراق بهادار علاوه بر هزینه خرید متحمل خواهند شد را به عنوان هزینه معاملات مستقیم در نظر می گیرند (رز و همکاران، 2008)، (آمیهود و مندلسون، 2008).
ب- هزینه اثر قیمتی
اثر قیمتی بیانگر امتیاز قیمتی در فرایند انجام معامله می باشد، یعنی میزان صرفی که هنگام خرید یا میزان تخفیفی که در هنگام فروش به دلیل شرایط معامله متحمل می شویم را هزینه اثر قیمتی می نامیم(همان منبع ،32). این امتیاز قیمتی در سه صورت به وجود می آید که در زیر به تشریح آن می پردازیم:
عامل اول تاثیر گذار بر اثر قیمتی، فشار تقاضا و ریسک نگهداری موجودی می باشد. فشار تقاضا به دلیل عدم حضور خریداران و فروشندگان در تمام زمان ها برای انجام معامله در بازار می باشد، یعنی اگر دارنده اوراق سهام به فروش فوری نیاز داشته باشد، به طورطبیعی خریداران بلافاصله برای انجام معامله در دسترس نمی باشند. در اینجا بازارگردانها با توجه به پیش بینی فروش اوراق بهادار در آینده، سهام را خریداری می نمایند و با دریافت حق الزحمه به مبادله سهام بین دو طرف می پردازد. همچنین اگر بازارگردانها، سهام خریداری را بیشتر از یک روز نگهداری نمایند، در بین مدت زمان خرید و فروش سهام متحمل ریسک کاهش قیمت می شوند که به آن ریسک نگهداری موجودی می گویند. بازارگردانها برای تحمل این ریسک به پاداش و سود بالاتری نیاز دارند که خریداران و فروشندگان در نهایت متقبل این هزینه خواهند شد(آمیهود و مندلسون، 2008).
عامل دیگری که به اثر قیمتی و میزان هزینه معاملات تاثیر می گذارد، اطلاعات پنهانی می باشد. معاملات اوراق بهادار به سبب امکان کسب اطلاعات پنهانی توسط یک طرفه معامله، پرهزینه تر می گردد(چن و همکاران، 2008)(فخاری و فلاح محمدی، 1388). برای مثال فرض کنید تعدادی خریدار با اطلاعاتی که نشان دهنده افزایش قیمت سهام می باشد به خرید تعداد زیادی سهام به قیمت جاری بازار مبادرت می نمایند. در این حالت دارندگان سهام با توجه به افزایش مقدار فروش و با فرض منطقی اینکه معامله گران یا بازارگردانها با علم بر رشد قیمت فروش سهام در آینده به خرید سهام مبادرت می نمایند، ترجیح داده سهام خود را نگهداری نموده یا با صرف یا قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار به فروش سهام بپردازند. به همین صورت، در حالت وجود اطلاعات پنهانی منفی درباره نزول قیمت سهام، دارندگان سهام تمایل زیادی به فروش خواهند داشت. در این حالت خریداران تنها با تخفیف، حاضر به انجام معامله خواهند بود. بدین ترتیب هر چه میزان ابهام در مورد وضعیت آتی سهام بیشتر باشد، میزان اثر قیمتی و هزینه نگهداری موجودی زیادتر شده که در مجموع هزینه معاملات افزایش خواهد یافت (آمیهود و مندلسون، 2008). آمیهود و مندلسون 2006 معتقدند به طور بالقوه بین دو طرف معامله عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد زیرا هر معامله گر خواهان حداکثر مزیت و سود در انجام معامله می باشد و با کسب اطلاعات پنهانی، این امر را تحقق می بخشد.
عامل سومی که بر اثر قیمتی اثرگذار است، میزان حجم معامله می باشد. برای مثال فرض کنید معامله گر به جای فروش 1000 سهم، میزان 100000 سهم به فروش برساند. در اینجا بازارگردان که تمایل خرید این سهام را دارد، ریسک فراتری را خواهد پذیرفت. اول اینکه میزان زیادتری وجه نقد باید پرداخت کند که تهیه وجه نقد زیاد به راحتی امکان پذیر نیست. دوم اینکه اگر معامله گر دارای اطلاعات پنهانی خاصی درباره سهام باشد، بدین ترتیب بازرگردان ریسک از دست دادن حجم زیادی پول را خواهد داشت (رز و همکاران، 2008). بر مبنای دلایل منطقی بالا بازارگردان برای تحمل این ریسک بیشتر، پاداش بیشتری طلب می کند و بدون تخفیف بیشتر حاضر به انجام معامله نخواهد بود.
ج-بهای تحقیق وتاخیر در معامله
این بها به هزینه فرصت از دست رفته برای رد یک معامله و میزان تلاش صورت گرفته برای یافتن قیمت بالاتر اطلاق می شود(آمیهود ومندلسون، 2008). به طور کلی معامله کنندگان در همه حال بین جستجوی بیشتر و معامله سریع تر با مزیت کمتر به مقایسه می پردازند. به طور بالقوه سرمایه گذارن نهادی در حالتی که حجم عمده ای از سهام را مبادله می کنند هزینه جستجوی بیشتر را به فروش فوری به قیمت نامناسب ترجیح می دهند (همان منبع،12).
مبادله کنندگان در جستجوی بیشتر، متحمل هزینه تحقیق وتاخیر می شوند، زیرا این مبادلات به صورت فوری انجام نمی شود. این مورد برای بازار های غیر رقابتی OTC )، بازارهای خارج از بورس) بیشتر مشهود است. برای این بازار ها میزان هزینه جستجو یا به طور کل هزینه نقد شوندگی بیشتر می باشد (ماگ، 1997).
2-15 معیارهای متداول سنجش نقدشوندگی
نقدشوندگی در بازارهای ثانویه، نقش تعیین کننده ای در موفقیت عرضه های عمومی دارد و موجب کاهش هزینه و ریسک پذیره نویس ها و بازارگردان ها می شود و همچنین هزینه سرمایه گذاران از طریق کاهش دامنه نوسان و هزینه معاملاتی، کاهش می یابد. رایج ترین معیارهای نقدشوندگی شامل عرض بازار (گستره)، عمق بازار ، انعطاف پذیری بازار و همچنین زمان (سرعت معاملات) هستند (کاشانی پور و مهرانی و پاشانژاد، 1389).
2-15-1 عرض بازار: نسبتی از کل بازار است که در حرکت قیمتی صعودی یا نزولی بازار مشارکت دارد. به عبارت دیگر، این معیار، میزان استحکام بازار را اندازه گیری می کند. شاخص متداول اندازه گیری عرض بازار، فاصله بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش است که در این تحقیق نیز از این معیار استفاده شده و در ادامه به آن خواهیم پرداخت (همان منبع).
2-15-2 عمق بازار: بیانگر تاثیر معاملات با حجم زیاد بر تغییرات قیمت است. هر چه تعداد یک سهم مشخص در حجم بالا و به قیمت یکسان مورد معامله قرار گیرد، دلیل بر عمیق بودن بازار و نقدشوندگی بالای آن سهم است. شاخص متداول اندازه گیری عمق بازار حجم عرضه و تقاضا، حجم معامله نسبت به تغییرات روزانه قیمت و گردش داریی سرمایه ای است (همان منبع).
2-15-3 انعطاف پذیری بازار: مدت زمانی است که پس از نوسان شدید قیمت باید طی شود تا بازار به حالت تعادل خود باز گردد. به طور معمول، این نوسان ها بر اثر انتشار اخبار (معمولاً اخبار منفی) یا معاملات با حجم بزرگ رخ می دهند (کاشانی پور و مهرانی و پاشانژاد، 1389).
زمان: دوره ای که در آن معاملات توسط بازار جذب می شوند در یک بازار نقد، معاملات با کمترین وقفه زمانی ممکن اجرا می شوند (همان منبع) .
دیگران نیز معیار های مشابه ای را برای اندازه گیری عدم نقدشونگی معرفی کرده اند که در زیر به آن ها اشاره می کنیم:
2-15-4 درصد روز های انجام معامله: از تقسیم تعداد روزهایی که سهم مورد نظر حداقل یک بار داد و ستد شده است، بر کل روزهایی که بورس در سال مورد نظر فعالیت معامله های دارد، بدست می آید.
2-15-5 میانگین تعداد دفعات انجام معامله های روزانه: از طریق میانگین گیری از تعداد دفعات معامله ها در هر روز برای سال مورد نظر به دست می آید. این متغیر همراه با تعداد خریداران و حجم معاملات می تواند حکایت از خرید و فروش های عمده داشته باشد. انتظار می رود بین این متغیر و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام رابطه معنی داری وجود داشته باشد (فخاری و فلاح محمدی، 1388)(رساییان و مهرانی، 1388).
2-15-6 میانگین گردش روزانه سهام شرکت: از تقسیم حجم ریالی معامله های سهام در هر روز، بر جمع مبلغ ریالی سهام منتشر شده شرکت بدست می آید. در نهایت از ارقام بدست آمده برای روزهای مختلف، میانگین گیری می شود (فخاری و فلاح محمدی، 1388)(رساییان و مهرانی، 1388).
2-15-7 میانگین حجم ریالی معامله های روزانه سهام: از طریق میانگین گیری از حجم معامله های روزانه سهام برای سال مورد نظر بدست می آید. بالا بودن میزان این متغیر از یک رو سبب کاهش هزینه های فرایند سفارش می گردد و در نتیجه کاهش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را به دنبال خواهد داشت. اما از این جهت که افزایش حجم ریالی معاملات ممکن است ناشی از انجام معاملات بزرگی باشد، می تواند باعث افزایش هزینه های انتخاب نادرست و در نتیجه افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام گردد، از این رو انتظار می رود بین این متغیر و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام رابطه ی مثبت وجود داشته باشد (همان منبع).
2-15-8 معیار آیتکن و فورد: به دلیل خاصیت چند بعدی بودن نقدشوندگی، انعکاس همه مشخصه های آن در یک معیار مشکل است. در یک دسته بندی توسط آیتکن و فورد، معیار های اندازه گیری نقدشوندگی به دو دسته معیارهای مبتنی بر سفارش ها و مبتنی بر معاملات تقسیم شده اند.
معیارهای مبتنی بر معاملات به جای پیشرو بودن معطوف به گذشته هستند و بنابراین لزوماً نشان دهنده میزان توانایی سرمایه گذاران برای انجام سریع معاملات و هزینه های مرتبط با آن نیستند. اما ظهور سیستم های الکترونیکی معاملات، دست یابی به داده های جزیی تر و در نتیجه معیارهای جدید نقدشوندگی با توجه به سفارش های موجود در بازار را به همراه آورد. این معیارها با دقت بیشتری توانایی انجام سریع معاملات و هزینه های مرتبط با آن را مورد بررسی قرار می دهند. از جمله مهمترین این معیارها شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و عمق بازار هستند. معیارهای مبتنی بر سفارش ها در اندازه گیری نقدشوندگی به دلیل معطوف بودن این معیارها به وضعیت فعلی بازار و همچنین عملکرد بهتر آن ها نسبت به معیارهای مبتنی بر معاملات از دقت بیشتری برخوردار است که ما نیز از این معیار استفاده می کنیم (فرتوک زاده و محبعلی و دولو، 1389).
2-15-9 معیار آمیهود: آمیهود (2002) در جدیدترین مطالعات خود معیار تازه ای مبتنی بر فعالیت معرفی کرد که از طریق استفاده از داده های روزانه در رابطه با بازده و حجم معامله قابل بیان است. این داده ها معمولاً در هر بازاری در دسترس هستند و بدلیل وجود داده های تاریخی کافی می توان سری های زمانی را جهت انجام مطالعات دقیق ایجاد کرد. بنابراین در حالیکه ممکن است این معیار راحتی معیارهای دیگر را نداشته باشد، بدلیل سهولت دسترسی به داده های اولیه در بسیاری از بازارها مبنای تحقیقات ریسک عدم نقدشوندگی قرار گرفته است. از جمله در آمریکا، انگلستان، ژاپن، اسپانیا، استرالیا، این معیار بدین شکل تعریف می شود:
(2-8)
شاخص نقدشوندگی آمیهود