کشورهای توسعه یافته و فعالیت های ورزشی

روساي 70 درصد از هيئت هاي ورزش همگاني آقايان و 30 درصد از هيئت هاي همگاني بانوان، علت عمده ناتواني هيئت ها در جذب هر چه بيشتر مردم به ورزش همگاني را بي توجهي مديران نهادهاي ورزشي كشور به ورزش هاي همگاني ذكر مي كنند.
2/42 درصد از رؤساي هيئت هاي ورزش همگاني داراي مدرك ديپلم و زير ديپلم و تنها 06/3 درصد داراي مدرك كارشناسي ارشد بودند.
تا كنون در 99 درصد هيئت هاي ورزش همگاني ايران هيچگونه پژوهش و تحقيقي صورت نگرفته است.
تاكنون 3/89 درصد هيئت هاي ورزش همگاني با دانشكده هاي تربيت بدني ارتباطي نداشته اند.
بين تعداد شركت كنندگان در ورزش هاي همگاني كشور و رشته تحصيلي رؤساي هيئت هاي ورزش همگاني ارتباط وجود داشت. بين تعداد شركت كنندگان در ورزش همگاني كشور در ارتباط با سابقه مديريتي رؤساي هيئت ها تفاوت معني دار وجود داشت.
بدری آذرین(1385) به منظور بررسی وضعیت موجود در توسعه نیروی انسانی ورزش ژیمناستیک کشور در 30 استان کشور پرداخت و در این پژوهش نشان داده شده که جایگاه ژیمناستیک کشور در منطقه ضعف قرار دارد که در این وضعیت بایستی از استراتژی تغییر استفاده کرد(5). بنابراین لازم است که مسئولین ورزش کشور، با برنامه ریزی دقیق، تربیت مربیان و نیروی انسانی با تجربه، برگزاری دوره های آموزشی، ارتقاء علمی مربیان، کمبود نیروی انسانی مجرب را برطرف سازند.
در پژوهش به عمل آمده توسط زهساز (1385) در مورد، ارزیابی روابط بین میزان انرژی مصرفی فعالیت جسمانی و میزان مرگ و میر که در یک دور 5 ساله صورت گرفته نتایج تحقیق نشان داده که کاهش میانگین مقدار انرژی مصرفی روزانه (کیلوکالری بر کیلوگرم در یک روز) با افزایش میزان مرگ و میر مرتبط بوده است(35).
نتایج تحقیق مظفری (1383) درطرح تحقیقاتی ملی، تهران با عنوان توصیف نگرش وگرایش مردم نسبت به فعالیت های حرکتی و ورزشی درجمهوری اسلامی ایران وکاشف (1385) درطرح ملی زیرنظردانشگاه ارومیه باعنوان بررسی وضعیت ورزش همگانی درایران وتوصیه هایی برای توسعه آن به این صورت بود که طی هفت سال گذشته نه تنهاگرایش افراد به فعالیت های حرکتی و ورزشی رشدنیافته بلکه به ترتیب 5/2 و6درصد نیزکاهش یافته است.
اتقیا (1383) درالگوسازی ملی برای ورزش های همگانی بانوان ایران اولین همایش بین المللی علوم ورزشی دانشگاههای حاشیه دریای خزر بیان کرد فرهنگ ورزش تفریحی هنوز درکشورگسترش لازم راپیدانکرده است چون در این تحقیق واکثرتحقیقات داخلی بیشترشرکت کنندگان مدرک تحصیلی پایینی داشتند.
غفوري، رحمان سرشت، كوزه‌چيان و احساني (1382) در تحقیقی به بررسي نگرش متخصصان تربيت بدني نسبت به نقش رسانه‌هاي جمعي (راديو، تلويزيون و نشريات) در مورد گرايش مردم به ورزش قهرماني و همگاني پرداختند که نتايج حاصله نشان داد که تلويزيون مهم‌ترين رسانه تأثيرگذار در ورزش هستند، اما رسانه‌هاي جمعي به‌دليل صرفه اقتصادي ورزش قهرماني، به سمت اين ورزش‌ها گرايش بيشتري دارن، مهم‌ترين عامل در شركت مردم به فعاليت‌ها ورزشي، تأكيد هم‌زمان بر ورزش‌هاي همگاني و قهرماني است. رسانه‌ها در توسعه ورزش همگاني و قهرماني نقش كمي را به‌عهده دارند.
غفوري (1382) در مطالعه اي تحت عنوان تعيين عوامل موثر بر گرايش مردم به ورزش همگاني و قهرماني براي تعيين راهبرد هاي ورزش كشور به اين نتيجه رسيد كه با سرمايه گذاري عمده به سمت ورزش همگاني و فراهم كردن فضاي تفريحي-ورزشي، سلامت جسمي و رواني جامعه تأمين خواهد شد. هر چند كه اين روند در حال حاضر در جهت توسعه ورزش قهرماني است در حالي كه اولويت ورزش همگاني نسبت به ورزش قهرماني مورد تأييد قرار گرفته و محوريت ورزش همگاني در برنامه هاي كلان پذيرفته شده است.
صفانیا (1380) درپژوهش مربوط به نحوه گذران اوقات فراغت دانشجویان دختردانشگاه های آزاداسلامی کشوربا تأکیدبرفعالیت های ورزشی بیان کرد که آگاهی افراد از تأثیرات مطلوب فعالیت های ورزشی بردستگاه های مختلف بدن موجب شده تاگرایش به این امر روز به روز افزایش یابد.
شیری (1376) درپایان نامه کارشناسی ارشدتحت عنوان بررسی انگیزه شرکت کنندگان در دوی همگانی شهرداری تهران انگیزه سلامتی وکسب آمادگی جسمانی ولذت ونشاط مهم ترین انگیزه مشارکت ورزشی می داندومقایسه این انگیزه ها درگروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی نشان داد که انگیزه سلامتی و نشاط باعث مشارکت همه مردم (پیروجوان، مردوزن، درآمدبالا و درآمدپایین و..) در ورزش همگانی می شود.
2-41 تحقیقات خارجی
ماری چان وهمکاران در پژوهشی تحت عنوان فعالیت های بدنی اوقات فراغت دانشجویان دانشگاه موریس که در سال 2013 در مجله ی امریکایی سلامت به چاپ رسید به این نتایج دست یافتند که اکثریت شرکت کنندگان غیرفعال ،زنان بودند. ایجاد انگیزه برای شرکت درفعالیت های اوقات فراغت عمدتا درونی بود.سه انگیزه بسیارذکرشده ومهم بودند شامل ظاهرفیزیکی،لذت بردن ازفعالیت های اوقات فراغت وسلامت بدنی است.محدودیت شرکت کنندگان برای شرکت در فعالیت های اوقات فراغت به طور عمده در طبیعت درون بود.سه محدودیت ارائه شده توسط دانشجویان کمبود وقت،مطاله و اطلاعات نداشتن ونبودن انگیزه بود.بنابراین مداخله برای ترویج فعالیت های اوقات فراغت در میان دانشجویان دانشگاه موریس باید به طور همزمان با توسعه مهارت های مدیریت زمان وتهیه ایجاد محرک وانگیزه برای اجرای فعالیت های اوقات فراغت باشد.
اوریان بروک در تحفیفی در سال 2011 باعنوان مقایسه بین المللی تعامل عمومی درفرهنگ و ورزش به این نتیجه رسید که در اروپا فرهنگ واجتماع بیشتر از سن درمشارکت به ورزش نقش دارد.
نامراتو(2009)در مطالعه سیاست بنیان گذاری ورزش همگانی منطقه ای درجمهوری چک، ضعف نظام اطلاع رسانی،تبلیغات و استراتژی ها را از مهمترین ضعف های ورزش همگانی برشمرده بود.
کسینگ ومیلر(2007)درتحقیقی تحت عنوان نقش ورزش درزندگی دانشجویی کالج های جنوبی امریکا به این نتیجه رسیدند که حدود 60درصد از دانشجویان درفعالیت های ورزشی داخل دانشگاه شرکت می کنند.
والش(2006)درتحقیقی که درارتباط با مشارکت زنان مسلمان در فعالیت های ورزشی انجام داده بود ذکرمی کند که بعضی از زنان مسلمان که ورزش را امری مردانه می دانند درآن مشارکت نمی کنند و آن دسته از زنان مسلمان که به مذهب خود اهمیت می دهند و به جنبه کسب سلامت بدن در اسلام توجه دارند بسیارجدی وعلاقه مند در ورزش شرکت می کنند.
دیونیچی(02006) عنوان می کند که زنان و مردان 70 تا 89 ساله استرالیایی با استفاده از روش غلبه بر عامل بازدارنده سن فائق آمده و در فعالیت های ورزشی شرکت می کنند و عامل سن را به عنوان محدودیتی برای شرکت در فعالیت های ورزشی به حساب نمی آورند.
در تحقیق کلمن (2006) عدم وجود باشگاه یا سازمان ورزشی که دارای زمینه فعالیتی مناسب جهت جذب مهاجران باشد به عنوان یکی از مهم ترین عوامل بازدارنده حضور مهاجران در فعالیت های ورزشی اوقات فراغت عنوان شد.
آنه ویولمین و همکاران در سال 2005 به بررسی ارتباط بین فعالیتهای فیزیکی اوقات فراغت وکیفیت زندگی مرتبط باسلامت پرداختندو در مجله ی طب پیشگیری بیان کردند که نتایج چندین آنالیز انجام شده نشان داد که جلسه سطوح پیشنهادشده برای فعالیت ورزشی مربوط به امتیازات کیفیت زندگی مرتبط باسلامت بالاتر(بجز در ابعاددردجسمانی بانوان اختلاف در میانگین امتیازات کیفیت زندگی بین موضوعات مربوط یا نامربوط به جلسه ی امتیازدهی کیفیت زندگی بین 4/2(روحی) تا5/4(شور و نشاط) و از2/2( درد جسمانی) تا 7/5(روحی) به ترتیب برای زنان و مردان قرارگرفت. افرادی که درجلسه فعالیت های حرکتی و ارتباط آن با سلامتی شرکت کرده بودندکیفیت زندگی بهتری نسبت به افرادی که شرکت نکرده بودند داشتند. اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که میانگین 30درصد در روزفعالیت حرکتی اوقات فراغت می تواند برای کیفیت زندگی مفید باشد.شدت زیاد فعالیت های حرکتی اوقات فراغت باسطوح بالای کیفیت زندگی ارتباط دارد. این به اهمیت انگیزه در حااقل فعالیت بدنی متعادل تأکید دارد
کرامبی وهمکاران (2004) به نقل ازندری (88) مهمترین مانع درپرداختن به ورزش در اوقات فراغت بی علاقه گی آنها اعلام کردند که در دسترس بودن تسهیلات برای تشویق به شرکت درفعالیت های جسمانی ضروری است.
چان و همکاران (2003) به نقل از عسکریان (1383) در رساله دکتری مدیریت و برنامه ریزی ورزشی دانشگاه تهران، افزایش آگاهی مردم از بهداشت روانی وسلامت، کوتاه شدن زمان کار در اکثرکشورهای توسعه یافته را ازعوامل گرایش مردم به فعالیت های ورزش همگانی اعلام کردند.
ساندرسون (2000) در مورد اولویت ورزش های موردعلاقه زنان و مردان درکشورهای کانادا، هنگ هنگ و نیوزیلند نشان می دهد که بیشترین علاقه مردم در رشته های ورزش همگانی به تنیس، دوچرخه سواری و پیاده روی می باشد
باریر و وایت (2002) به نقل ازندری (88) به این نتیجه رسید که افزایش جمعیت وکاهش امکانات ورزشی نسبت به رشدجمعیت سبب عدم فعالیت مردم شده است.
فصل سوم