مقاله با موضوع محدوده جغرافیایی و تقسیمات کشوری

ي وراههاي ارتباطي و…..ميباشد.
معیارهای مکان یابی:از جمله مهمترين معيارهاي مكان يابي در برنامه ريزي شهري بايد به سازگاري ،آسايش ،كار آيي ، مطلوبيت ، سلامتي و استانداردهاي ايمني اشاره نمود .
Widget not in any sidebars

شهر رشت: شهر رشت به عنوان مرکز استان گیلان در جلگه ای وسیع با مختصات جغرافیایی 49 درجه و 55 دقیقه طول شرقی و 37 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی واقع شده است.

فصل دوم
مباني نظري تحقيق
2-1 مفاهيم پايه اي
2-1-1 مفهوم شهر
شهر سیستمی است متشکل از سیستمهای درونی که با آنها دارای ارتباط متقابل است و خود این مجموعه نیز (شهر) با سایر سیستمهای منطقه ارتباط دارد و منطقه نیز جزئی از سیستم اصلی است. تعریف شهر در ماده 4 قانون تعاریف و ظوابط تقسیمات کشوری ایران چنین است: شهر محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگیهای خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیتهای اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خود کفایی نسبی برخوردارند. شهر کانون مبادلات اجتماعی- اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل داراي 10 هزار نفر جمعیت است. (رضویان،1381،ص 23)
2-1-2 ورودی
در لغت نامه دهخدا «ورودی» منسوب به ورود دانسته شده و «ورود» در لغت به معنای رسیدن، درآمدن و وارد شدن می باشد. برای «ورودی» تعاریف متعددی بیان شده است. ورودی هر فضا ، اولین مکانی است که با حضور در آن خصوصیات کلی فضا، آداب ورود، حد خصوصی و عمومی بودن و سایر ویژگی های فضا کشف می شود. به واقع با تمهید ورودی برای یک فضا (خواه یک شهر خواه یک محله یا یک بنا) ، آن فضا برای ساکنانش هویت می یابد، تقویت می شود، نشانه گذاری شده و زنده تر نمایان می گردد.( 277: 1977 ، Alexander )
ورودی مکانی است که گذار روانی – ذهنی از بیرون به درون و از عمومی به خصوصی در آن میسر می شود. لذا بدیهی است که هرچه عرصه های دو طرف ورودی گسترده تر و سرعت حرکت در آنها بالاتر باشد، مکان ورودی شامل حوزه ای وسیع تر خواهد بود و نیازمند اتکا به اشتراکات ذهنی جمعی بزرگتر است، به عنوان مثال ورودی یک شهر شامل حوزه ای وسیعتر می باشد، چون مکانی است که اتصال دو گستره طبیعی و مصنوع، بیابان و آبادی را امکان پذیر می سازد و از طرفی چون طیف وسیعتری از افراد را در بر می گیرد، می بایستی بر اساس تصویر ذهنی عموم افراد، و نه صرفاً تصویر ذهنی شهروندان آن شهر طراحی گردد (پاکزاد، b 1388: 9).
آنچه امروزه به عنوان ورودی با آن سروکار داریم ، بیش از هر چیز باعث بهم خوردن نظام رفتاری افراد و بروز ناهنجاری های رفتاری نیز شده است. به این معنا که بی توجهی به طراحی این فضا به عنوان یک مفصل رابط ، موجب ورود یکباره افراد به فضاها شده است به نحوی که فرصتی برای تغییر و همساز کردن رفتار با فضای جدید وجود ندارند. این عدم سازگاری رفتار با محیط جدید تاثیری منفی روی محیط گذاشته و به صورت یک ناهنجاری خود را نمایان می سازد. ( پاکزاد 1388 : 3 ).
2-1-3 توقعات موضوعی از ورودی
احتساب ورودی به عنوان یک مکان برای اتصال، توقعات خاصی را براساس تصویر ذهنی و تجربیات افراد می طلبد که آن را از حد یک درب ورودی فراتر می برد، توقعات مزبور معطوف به ورودی هر نوع فضایی است. اولین توقع از هر ورودی این است که در این مکان حریم ها و مکان های بیرون و درون به آرامی و ظرافت بهم تبدیل شوند، به نحوی که بدون وارد آوردن شوک ، افراد بتوانند رفتارهای خود را متناسب با حال و هوای درون ، هماهنگ با رویدادهای آن نمایند. لذا تبدیل پذیری جزو اولین ویژگیها برای هر نوع ورودی، از ورودی شهر و محله تا بناهای خاص و خانه می باشد.
از طرف دیگر حوزه های دوطرف این ورودی در مکان ورودی با هم تلاقی یافته و تاحدی در دل هم نفوذ پیدا می کنند. طرح ورودی می بایستی به گونه ای باشد که این نفوذپذیری را چه به صورت کالبدی و چه به صورت روانی بسته به شرایط دو عرصه بوجود آورد و احساس راه یافتن یکی در دیگری را در فرد ایجاد نماید. در واقع اتمام یک فضا و شروع شدن فضای دیگر را القاء نماید. (پاکزاد 1388: 4 ).
2-1-3-1 تبدیل پذیری
ورودی در ذهن اکثر شهروندان مکان ویژه ای است که در آن احساس گذر از جایی و دخول به جای دیگر به آنها دست می دهد. به همین لحاظ معمولا در جایی مستقر می گردد که یک حریم ختم و دیگری شروع شود. وجود ورودی زمانی میان دو حریم احساس می شود که در یک نظام سلسله مراتبی به عنوان حد واسط میان دو حریم عمل کند. گرچه ورودی هریک از دو حریم را به دیگری تبدیل می نماید، اما انتظار نمی رود به واسطه گذر از آن به راحتی بتوان از عرصه عمومی به خصوصی راه یافت، بلکه برای حفظ ویژگی خصوصی بودن حریم مزبور لازم است حرکت از سمت عرصه عمومی به سوی آن با دشواری بیشتری نسبت به حرکت در جهت معکوس صورت پذیرد. در این راستا می توان از محدود کردن دید و دشوار شدن تدریجی حرکت از سمت عرصه عمومی به خصوصی یاری جست و در کنار آنها با کمک ترفندهای کالبدی، به هنگام حرکت از عرصه عمومی به خصوصی، در ورودی احساس تنگی را به فرد القاء نمود.
توقع دیگری که در خصوص تبدیل پذیری ورودی ها به ذهن اکثر شهروندان خطور می کند، تاثیر ورودی بر تبدیل رفتارهاست. عمدتاً انتظار می رود که رفتارها در دو طرف ورودی تغییر یابند. شاید یکی از بارزترین تغییرات رفتاری که پس از گذر از ورودی اتفاق می افتد، تصمیم گیری برای انتخاب مسیر است.
متعاقب توقع تبدیل پذیری، فرد انتظاردارد که سکانس های دو طرف ورودی به یکدیگر تبدیل شوند. لازمه برآورده شدن چنین توقعی آنست که تفاوتی میان سکانس های دو طرف ورودی وجود داشته باشد تا تبدیل آنها به یکدیگر معنی دار باشد بنابراین ورودی حالت مفصلی دارد. معمولا توقع داریم که این مفصل ذهن را برای مواجهه با سکانس یا عرصه بعدی آماده کند و از یکمرتبگی در برخورد با هریک از دو عرصه بکاهد. برای دستیابی به این منظور برقراری سلسله مراتبی میان ویژگیهای بارز دو عرصه در محل ورودی می تواند موثر واقع شود.
بدین ترتیب از طریق یادآوری و پیش زمینه ذهنی، عرصه های دو طرف ورودی به یکدیگر متصل می شود و در عین حال هریک استقلال نسبی خود را حفظ می نمایند.( پاکزاد، 1388 : 5 )
2-1-3-2 نفوذپذیری