فصل اول:
کلیات تحقیق……….. 2
مقدمه………. 3
1-1- بیان مسئله 4
2-1- اهمیت وضرورت تحقیق 5
3-1- اهداف تحقیق 5
4-1-فرضیه های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………..6
5-1- سؤالات تحقیق 6
6-1-پیشینه تجربی تحقیق…………………………………………………………………………………………………………….6
فصل دوم:
مبانی نظری تحقیق 10
1-2- ماهیت منازعه 11
1-1-2- رویکردهای مختلف در مورد مفهوم منازعه 11
2-1-2- انواع نظریات منازعه 12
3-1-2- نظریه‌های خرد منازعه: 12
4-1-2- نظریه‌های کلان منازعه: 13
5-1-2- دیدگاه متفکران و نظریه پردازان به منازعه 13
2-2- اقسام شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات 15
1-2-2- میانجیگری…….. 15
2-2-2- مذاکره 16
3-2-2- حکمیت………… 16
4-2-2- مصالحه…………. 16
5-2-2- ارزیابی بی‌طرفانه 17
3-2- خصوصیات شیوه‌های جایگزین حل منازعات 17
4-2- فواید مراجعه به شیوه‌های جایگزین حل منازعات 18
1-4-2- ازلحاظ سرعت 18
2-4-2- ازلحاظ هزینه 19
3-4-2- ازلحاظ محرمیت 19
4-4-2- ازلحاظ تسهیلات 19
5-4-2- ازلحاظ تأمین عدالت 19
6-4-2- ازلحاظ قواعد و مقررات 19
7-4-2- ازلحاظ همکاری طرفین منازعه 20
5-2- بیشترین فراوانی قتل در شهرستان سراوان کدام است؟ 21
1-5-2- قتل‌های ناموسی: 21
2-5-2- قتل‌های بین طایفه‌ای: 21
3-5-2- قتل‌های انتقامی (قصاصی): 22
4-5-2- ریشه ایجاد نزاع ها در شهرستان سراوان………………………………………………………………………..22
2-6- اهمیت شناخت انگیزه وقوع قتل 23
2-7-تعیین انگیزه‌های قتل 24
1-7-2- انواع انگیزه‌های قتل در شهرستان سراوان 25
8-2- میزان یا نرخ قتل 25
2-9- شیوه‌های ارتکاب قتل در شهرستان سراوان 26
1-9-2- سلاح گرم:….. 26
2-9-2- سلاح سرد:…….. 26
3-9-2- خفگی: 26
4-9-2- مسموم کردن: 27
5-9-2- سوزاندن: 27
6-9-2- سایر روش‌ها: 27
10-2- طبقه بندی انواع قتل در تحقیقات پلیسی 27
11-2-طبقه بندی انگیزه‌های وقوع قتل عمد از دیدگاه پلیس 28
12-2- علل عمومی ارتکاب قتل در شهرستان سراوان 29
13-2- شناسایی انگیزه و علل وقوع قتل 32
14-2- ریشه ایجاد نزاع ها در شهرستان سراوان: 46
15-2- انگیزه نزاع در شهرستان سراوان: 47
16-2- میزان خشونت در بروز نزاع عا در شهرستان سراوان: 48
17-2- دامنه نزاع در شهرستان سراوان: 49
18-2- خشونت از دیدگاه قرآن مجید: 50
19-2- رابطه فقر با بزهکاری: 55
20-2- انواع قتل های صورت گرفته در ایران: 58
21-2- چهارچوب نظری 60
22-2- نظریه مورد استفاده 65
23-2- تعریف مفاهیم متغیرها 66
1-23-2- تعلق به جامعه قبیله‌ای: 66
2-23-2- تعصب قومی قبیله‌ای: 66
24-2- فرهنگی شدن: 68
1-24-2- خاص گرایی: 70
2-24-2- جمع گرایی:. 71
3-24-2 همبستگی درونی قوی: 70
4-24-2- کنترل اجتماعی غیررسمی: 70
5-24-2- میزان استفاده از رسانه‌های جمعی: 70
6-24-2- تحصیلات:…….. 71
7-24-2- پایگاه اجتماعی و اقتصادی: 71
8-24-2- محل سکونت: 71
9-24-2- متغیرهای زمینه ای: 71
25-2- تعریف نظری و عملیاتی متغیر وابسته، گرایش به قتل قبیله ای 72
1-25-2- ‌ بعد احساسی: 72
2-25-2- بُعد رفتاری:……. 72
26-2- پیشینه خارجی تحقیق: 72
1-26-2- کشتار دسته جمعی 73
27-2- دولت و هویت در خاورمیانه 83
فصل سوم:
روش شناسی تحقیق 90
1-3- مقدمه 91
2-3- روش تحقیق 91
3-3- جامعه و نمونه آماری 91
4-3- ابزار گرد آوری 92
5-3- روایی پرسشنامه Error! Bookmark not defined.
6-3- پایایی پرسشنامه 93
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده های آماری 94

1-4- توزیع فراوانی متغیر احساس وابستگی به قوم و طایفه در شهرستان سراوان 95
2-4- میزان احساس مسئولیت افراد : 95
3-4- اهمیت طایفه در نزد افراد: 95
4-4- فرضیه های تحقیق…………………………………………………………………………………………………………….96
5-4- سئوالات تحقیق………………………………………………………………………………………………………………96
6-4- تجزیه و تحلیل قتل های قبیله ای انجام شده در شهرستان سراوان……………………………………………97
1-6-4- انگیزه وقوع قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان…………………………………………………………..97
2-6-4-شیوه ارتکاب قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان…………………………………………………………..98
3-6-4- میزان تحصیلات پاسخ دهندگان به پرسشنامه……………………………………………………………………98
7-4- بررسی فرضیه ها و سئوالات و تجزیه و تحلیل آنها…………………………………………………………….99
8-4- بررسی عوامل موثر بر وقوع قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان…………………………………………103
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهاد‌ات 105
نتیجه‌گیری. 106
پیشنهادات: 107
منابع………………………. 110
منابع اینترنتی 113
منابع لاتین. 114

فهرست جدول‌ها
جدول ‏41 توزیع فراوانی متغیر احساس وابستگی نسبت به قوم وطایفه 95
جدول ‏42 میزان احساس مسئولیت 95
جدول ‏43 توزیع فراوانی متغیر اهمیت طایفه درنزدافراد 95
جدول ‏44 قتل های واقع بر اساس انگیزه وقوع 97
جدول ‏45 قتل های واقعه بر اساس شیوه ارتکاب 98
جدول ‏46 بررسی میزان تحصیلات پاسخ دهندگان به پرسشنامه 98

چکیده
قتل و پایان دادن به حیات انسان‌ها آن‌هم به‌صورت عمد، یکی از مهم‌ترین عواملی است که امنیت فردی و اجتماعی جامعه را به مخاطره می‌اندازد و خسارت‌های مادی و معنوی فراوانی به جامعه وارد می‌سازد. با توجه به تأثیر روانی قتل در جامعه قبیله‌ای سراوان، محقق بر آن شد تا تحقیقی در خصوص علل بروز قتل‌های قبیله‌ای انجام دهد. بر همین اساس عوامل مؤثر بر قتل‌های قبیله‌ای در محدوده مکانی شهرستان سراوان موردبررسی قرار گرفت.
روش تحقیق، توصیفی – پیمایشی است و جامعه آماری از میان سران و ریش‌سفیدان 7 طایفه درگیر با همدیگر به‌صورت تصادفی 140 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش تنظیم پرسشنامه محقق ساخته‌ای است با پاسخ‌های چهارگزینه‌ای که پس از تأیید روایی و پایایی، طراحی و در بین جامعه آماری توزیع گردید. پس از جمع‌آوری پرسشنامه داده‌ها به دو صورت توصیفی و استنباطی بررسی تجزیه‌وتحلیل شد که نتایج حاصل از ارزیابی پاسخ به سؤالات نشانگر آن است که عصبیت قومی، دسترسی آسان افراد طوایف به سلاح و واگذاری بی‌رویه سلاح به طوایف توسط بعضی ارگان‌های نظامی و امنیتی، قاچاق مواد مخدر، گروگان‌گیری و نبود کار آیی و بازدارندگی مجازات مقرر در قانون و عدم مراجعه مردم جهت پیگیری پرونده‌های قتل به مراجع قضایی از عواملی هستند که تأثیر فوق‌العاده و معناداری بر وقوع قتل‌های قبیله‌ای دارند.

کلیدواژه: قتل، امنیت، جرم، قبیله، عصبیت قومی،،سراوان،ریش سفیدان

فصل اول:
کلیات تحقیق
مقدمه
سازمان‌های انسان‌محور همچون ناجا دارای مأموریت‌های خاصی می‌باشند که یکی از مأموریت‌های محوری واصلی آن، برقراری امنیت و حفظ نظم است که در انجام آن همتایی ندارد. بزهکاری ریشه در تاریخ زندگی انسان دارد به‌گونه‌ای که دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی، از آن به‌عنوان «پدیده ای عادی» و اجتناب‌ناپذیر در کنار سایر پدیده‌های اجتماعی زندگی یاد می‌کند. جامعه‌ای که همه افراد آن بدون استثناء ارزش‌های حاکم بر جامعه را محترم شمرده و جرم جنایت در آن اتفاق نیفتد، جزء در عالم خیال وجود ندارد. با نگاهی به تاریخ زندگی بشر درمی‌یابیم که آغاز تشکیل جامعه بشری جرم و جنایت همراه آن بوده است. انسانی که زمانی به‌دوراز هر قیدوبندی کاملاً آزاد زندگی کرده و این حالت را قرن‌ها در درون خود به‌عنوان یک واقعیت بدیهی باور کرده نمی‌تواند به‌راحتی قیدوبندی را در زندگی‌اش بپذیرد.
قتل یکی از هولناک‌ترین جنایت‌های بشری است که به‌رغم وضع قوانین مختلف برای پیشگیری از وقوع این جرم، گریبان گیر تمام جوامع بوده است. مسائل مالی، عصبیت قومی، جنون، خشونت، دشنام و ناسزاگویی و حتی دوست داشتن و احساس تعلق از عواملی است که هرروز به‌عنوان انگیزه‌های قتل در حوادث روزنامه‌ها درج می‌گردد. این جرم ازیک‌طرف به اصل مصونیت و غیرقابل تعرض بودن حیات انسانی که عزیزترین ودیعه الهی است لطمه می‌زند و از طرف دیگر امنیت جامعه را متزلزل می‌سازد.
در سال‌های اخیر شاهد وقوع قتل‌های زیادی در شهرستان سراوان هستیم که مرتکبین آنان به دلایل و انگیزه‌های گوناگون و با استفاده از روش‌های مختلف این کار را انجام می‌دهند از همین رو، در این تحقیق بر آن شدیم تا این عوامل را در حد امکان در شهرستان سراوان شناسایی و مورد ارزیابی قرار دهیم.

بیان مسئله
نظم و امنیت جزء ناگزیر و ضروری زندگی است و برقراری آن یکی از وظایف اصلی دولت بلکه اصلی ترین کار یک حکومت است.امنیت محقق نمی شود مگر با شناسایی عواملی که مخل امنیت جامعه هستند که یکی از این عوامل قتل می باشد. سابقه وقوع قتل را می توان تا سپیده دم تاریخ بشری جست و جو کرد؛زمانی که آدم و حوا به علت ارتکاب عمل نهی شده از بهشت رانده شدند و پسرشان قابیل برادر خود هابیل را به قتل رسانید،جنایت و قتل آغاز شد. بر همین اساس می توان گفت قتل نفس از جمله جرایمی است که ریشه در پیدایش انسان در روی زمین دارد و شاید بتوان اولین جرم در تاریخ بشر را قتل عمد تلقی کرد.
قتل از جمله آسیب های اجتماعی است که دیدگاهها و فرضیات مختلفی پیرامون آن ارائه شده است و عده ای از نظریه پردازان بر این باورند که افراد هنجار شکن نقش موثری در وقوع آن دارند ؛افرادی که به دلایل مختلف نتوانستند خود را با مقتضیات اجتماعی وفق دهند. عدم تأمین نیازهای زندگی اجتماعی و فشارهای روانی ناشی از زندگی سرمایه داری از یک سو و گرایش به مادیات و تعصبات قومی و قبیله ای و منافع شخصی ،زمینه ای را برای بروز حالات خطرناک و انحرافات و ارتکاب جرایم ،به خصوص در جوانان مستعد در شهرستان سراوان آماده می نماید. طوایف در شهرستان سراوان برای رسیدن به امیال خود در کوتاه ترین زمان مرتکب قتل همدیگر می شوند که روش ارتکاب آن در شهرستان سراوان متعدد است که از میان این روش ها می توان قتل به وسیله سلاح نام برد که بیشترین قتل های قبیله ای و طایفه ای را در شهرستان سراوان از این روش استفاده می شود.
قتل های سال های اخیر ،دلایل و انگیزه های ی از جمله قتل های انتقام جویانه قتل هایبر سر اختلاف مالی و مالکیت و ناموسی ،گروگانگیری و قاچاق مواد مخدر صورت می گیرد. که عمده این قتل ها بوسیله سلاح گرم به وقوع می پیوندد. از نظر قضایی قتل به هر انگیزه ای که صورت گرفته باشد،قتل است. خواه انگیزه کینه ،انتقام،تصاحب اموال و یا بر سر قاچاق مواد مخدر و یا بوسیله گروگانگیری و یا سرقت باشد.
ناجا به عنوان ضابط مقام قضایی که مسئولیت پیشگیری و برخورد با جرایم و کشف جرم را بر عهده دارد ، می تواند هر گونه تغییر محیطی و اجتماعی تشدید کننده جرم را تحت بررسی و برخورد قرار دهد و با شناسایی عوامل آن ،برای پیشگیری و یا کشف ،برخورد مناسب را جهت اجای وظایف خود اعمال نماید.
به همین دلیل در این تحقیق علل بروز قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان به عنوان مسئله اصلی مورد بررسی قرار گرفت و در کنار آن با نگاه آسیب شناسانه و با بهره گیری از نظریه های موجود به مسائل فرعی تری برای شناسایی بهتر عوامل موقر بر قتل های قبیله ای،راهکارهای مناسب برای کاهش آن ارائه گردید.
با وجود این بررسی ها مشخص کرد که در خصوص علل بروز قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی انجام نگرفته است.
2-1- اهمیت وضرورت تحقیق
‌ پژوهش حاضر مسئله علل بروز قتل‌های قبیله‌ای در شهرستان سراوان را مورد بررسی قرار می‌دهد. باوجود اهمیت موضوع مذکور، تاکنون تحقیق تجربی شایسته‌ای در ایران در این خصوص صورت نگرفته است. این تحقیق با رویکردی نو به مسئله” علل بروز قتل قبیله‌ای” پرداخته است و زمینه نظری آن عبارت است از: نظریه‌های مربوط به جامعه سنتی و مدرن دیدگاه نوسازی با محوریت نظریات رد فیلد و دورکیم. روش تحقیق، توصیفی پیمایشی و ابزار آن پرسشنامه با گویه ها و پرسش‌های محقق ساخته است. جمعیت آماری این تحقیق را تعداد 500 نفر، که به‌صورت تصادفی 140 نفر انتخاب گردید.
3-1-اهداف تحقیق
بامطالعه گرایش به قتل‌های قبیله‌ای، به سیاست‌گذاران و برنامه ریزان جهت تعدیل یا از بین بردن این پدیده کمک شایانی نمود.
میزان تأثیر نهادهای مردمی در پیشگیری از قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان .
بررسی تأثیر دسترسی آسان سلاح و واگذاری آن توسط مراجع نظامی و امنیتی به طوایف بر وقوع قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان.
بررسی تأثیر میزان بازدارندگی مجازات های مقرر در قانون برای مرتکبین قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان توسط مراجع قضایی.
4-1-فرضیه های تحقیق:
1- به نظر می‌رسد علل مختلفی در بروز قتل‌های قبیله‌ای در شهرستان سراوان نقش دارند.
2- به نظر می رسد نهادهایی هستند که می توانند از بروز قتل های قبیله ای در شهرستان سراوان جلوگیری نمایند.
3- به نظر می‌رسد ضمانت اجراههایی که توسط مراجع قضایی در قبال قتل های قبیله ای اعمال می گردد بازدارندگی لازم را ندارند.
4- به نظر می رسد اکثر مواقع مرتکبین این گونه قتل ها مورد تعقیب و دستگیر و به مجازات قانونی نرسیده اند.
5-1- سؤالات تحقیق
1- چه عللی در بروز قتل‌های قبیله‌ای در شهرستان سراوان مؤثرند؟
2-چه نهادهایی در پیشگیری از بروز این گونه قتل ها در شهرستان سراوان موثرند؟
3- ضمانت اجراهایی که توسط مراجع قضایی در قبال قتل‌های قبیله‌ای اعمال می‌گردد تا چه حد بازدارنده است؟
4-تا چه میزان مرتکبین این قتل‌ها توسط مراجع امنیتی و قضایی مورد تعقیب و دستگیر و به مجازات رسیده‌اند؟
6-1- پیشینه تجربی تحقیق
پژوهشی تحت عنوان توصیف و تبیین جامعه‌شناسی جمعی در استان لرستان توسط عبداللهی و چلبی به درخواست استانداری استان لرستان در سال 1372 انجام گرفت که یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که به‌طورکلی میزان انسجام عام که از ویژگی‌های مهم اجتماع عام است در سطح نسبتاً ضعیف است و تحلیل‌ها نشان می‌دهد که یکی از عوامل مهم نزاع‌های جمعی در استان لرستان ضعف انسجام عام است، جایی که انسجام وجود داشته باشد درواقع مشارکت اجتماعی بیشتر و فراگیرتر است و انسجام عام در مناطق شهری بیش از روستا و در مناطق روستایی بیش از مناطق عشایری هست.
خراط‌ها و جاوید، پژوهشی با عنوان بررسی علل و عوامل جامعه‌شناختی بروز نزاع و درگیری و پیامدهای آن در شهر تهران در سال 1384 انجام دادند که نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که عواملی نظیر وجود آسیب‌ها و مسائل اجتماعی، ضعف در کنترل و نظارت اجتماعی، کژ کاری کردی برخی نهادها و سازمان‌ها، عدم حاکمیت قانون، پراکندگی و فراوانی کانون‌های نزاع و درگیری از عوامل مهم بروز نزاع و درگیری در شهر تهران هستند (معاونت اجتماعی ناجا، 1385).
پژوهشی با عنوان تحلیلی بر تنش‌های قومی در ایران در سال 1383 توسط پور افکاری انجام‌گرفته، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که علل این تنش‌ها را می‌توان ابعاد فرهنگی، محیط طبیعی، عوامل اجتماعی، قوم‌گرایی، عدم آشنایی مردم این مناطق با قوانین اسلامی، ضعف مالی و تعصبات شدید قومی و …. دانست(پور افکاری،1383).
پژوهشی توسط نظری (1386) انجام گرفت، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که متغیرهای پرخاشگری، قوم‌گرایی، تأثیر معنادارمثبت و میزان کنترل اجتماعی و تحصیلات تأثیر معنادار منفی بر گرایش به نزاع (نظری،1386).
طبق بررسی یک پژوهش انجام‌شده توسط فرجاد (1371) و عبدی (1376) درباره پدیده قتل در ایران و ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی قاتلان، عوامل اقتصادی و فرهنگی، روابط خانوادگی، سن و جنس و وضعیت تحصیلی با قتل‌هایی که در دهه‌های اخیر رخ‌داده است رابطه معناداری داشته است. بر اساس این مطالعات، نرخ قتل در میان زنان کمتر از مردان بوده است و اکثر قتل‌ها را گروه سنی زیر 40 سال انجام داده‌اند. میزان تحصیلات بالا نیز رابطه منفی با قتل داشته است (احمدی، 1384).
در پژوهشی (1383) که بر روی کلیه مقتولان شهر تهران طی نیمه دوم سال 1382 و نیمه اول سال 1383 که 347 نفر بوده‌اند یافته‌ها نشان داد که 79/5 درصد از مقتولان مذکر و میانگین سنی آن‌ها 32/6 سال بوده است. بیش‌ترین انگیزه قتل، نزاع‌های منجر به قتل با 35/2 درصد و کمترین انگیزه، لواط 7/1 درصد ذکرشده است. در 53/9 درصد، قتل توسط اسلحه سرد اتفاق افتاده و شایع‌ترین اسلحه مورداستفاده نیز چاقو بوده است. یافته‌ها هم‌چنین نشان داد که بین روش‌ها و انگیزه‌های مختلف منجر به قتل و سن، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت اعتیاد، شغل و ملیت مقتولان ارتباط معناداری وجود دارد. هم‌چنین شایع‌ترین قتل، نزاع‌های ساده بوده است (35/2 درصد). در رده‌های بعدی به ترتیب سرقت، اختلافات خانوادگی، موارد نامعلوم، تجاوزت جنسی و سایر علل قرار داشتند که احتمالاً به خاطر حس انتقام‌جویی، نداشتن صبر و گذشت، عدم احترام به هم نوع، مشکلات اقتصادی، بیکاری و اعتیاد هست.
بیشتر قتل‌ها در فصل بهار و کم‌ترین آن‌ها در فصل پاییز اتفاق افتاده است. به‌طوری‌که کمترین قتل در آبان ماه با 3/7 درصد و بیشترین آن در اردیبهشت‌ماه بوده است. (افتخاری ، 1384).
پژوهشی که پیرامون قتل و جنایت در 29 شهر بزرگ جهان انجام‌شده نشان می‌دهد که 8 شهر از 12 شهر جهان که بیشترین قتل‌ها در آن صورت می‌گیرند در آمریکا می‌باشند (بیات ، 1387).
در تحقیقی در منطقه خاص با عنوان «عوامل منازعه قبیله‌ای در شهرستان بویراحمد» که توسط درستی در سال 1388 انجام‌شده است، 172 نفر از افرادی که حداقل یک‌بار در منازعات دسته‌جمعی قبیله‌ای شرکت داشته‌اند موردبررسی قرار گرفتند0 نتایج این پژوهش نشان مدی دهد که ریشه منازعات جمعی و قبیله‌ای را باید در تعصبات قومی و قبیله‌ای، انتقام‌جویی و اختلاف ملکی جست‌وجو کرد.
کلواری و بحرینی (1389) در تحقیقی با عنوان «مطالعه رابطه عوامل فرهنگی – اجتماعی با نزاع‌های دسته‌جمعی»، دریافتند که متغیرهای پرخاشگری، قوم‌گرایی، بی‌هنجاری و محرومیت نسبی دارای رابطه معناداری مثبت و متغیرهای کنترل اجتماعی، انسجام اجتماعی، پایگاه اجتماعی اقتصادی، سن، جنسیت و تحصیلات دارای رابطه معنادار معکوس و متغیرهای تأهل و میزان استفاده از وسایل ارتباط‌جمعی فاقد رابطه معنادار با گرایش به نزاع‌های جمعی، قومی و قبیله‌ای بوده‌اند، و گرایش به نزاع در بین مردان وزنان متفاوت بوده و مردان گرایش بیشتری به نزاع جمعی داشته‌اند(کلواری و بحرینی،1389).
در تحقیقی که مهندس محمد نظر حزین یار در خصوص شیوه‌های حل منازعات گردآوری کرده است به نکات ذیل اشاره می نماید:
شیوه‌های جایگزین حل منازعات یا طرق حل منازعات یا ” ای دی آر” یاد می‌شود به همه روش‌های جایگزین یا غیر قضایی اطلاق می‌شود که حل منازعات اختلافات در خارج از نهادهای عدلی قضایی صورت می‌گیرد. این شیوه که به “عدالت خصوصی” نیز تعبیر می‌گردد منازعه از طریق گفتگوهای مستقیم (مذاکره) و یا به‌وسیله شخص ثالث بی‌طرف (میانجی و حکم) که معمولاً توسط طرفین منازعه انتخاب می‌شود حل‌وفصل می‌گردد(دانش، 1381).
گرچه استفاده از روش‌های جایگزین حل منازعات حتی پیش از شکل‌گیری شیوه‌های رسمی قضایی امری معمول و متداول بوده در درازهای تاریخ مروج بوده است، اما استفاده از شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعه به‌گونه‌ای که دارای قواعد، مقررات چارچوب مشخص باشد و به‌عنوان جایگزین شیوه رسمی حل منازعه مورداستفاده قرار گیرد از دهه 1970 به بعد است که روزبه‌روز طرفداران بیشتری پیدا می‌کند.
تا هنوز معلوم نیست که چه کسی کدام دانشمندی اصطلاح شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات یا “ای دی آر” را اختراع نموده است، ولی به اساسی تحقیقات به‌دست‌آمده این اصطلاح حداقل برای مدت سی سال در آمریکایی شمالی استفاده گردیده است. باگذشت زمان اصطلاح طرق بدیل حل منازعات، نیز به معنی “طرق مناسب حل‌وفصل منازعه” مورداستفاده قرارگرفته است که به‌مثابه مناسب‌ترین انتخاب در حل‌وفصل منازعات درسته ملی و بین‌المللی نیز مورداستفاده قرار می‌گیرد.
هدف اصلی شیوه‌های جایگزین حل منازعات ارائه شیوه‌های مؤثر، سریع، کم‌مصرف و کارآمد جهت حل‌وفصل اختلافات طرفین و یا اطراف درگیر در منازعه می‌باشند(دانش،1381).
فواید بی‌شماری که روش جایگزین حل منازعات دربردارد دولت‌ها را وادار ساخته است که بس‌تر زمینه مناسبی را جهت پذیرش و استفاده از این شیوه در حل منازعات تدابیر و اقدامات لازم را در پیش‌بینی این شیوه در وضع و اصلاح قوانین و مقررات داخلی، اتخاذ نمایند.
به همین منظور مؤسسات متعددی درزمینه شیوه‌های جایگزین حل منازعات یا “ای دی آر” زیر نام (مؤسسات و مراکز میانجیگری حکمیت) تأسیس‌شده‌اند که در سطح ملی و بین‌المللی فعالیت می‌کنند.

فصل دوم:
مبانی نظری تحقیق

ماهیت منازعه
با توجه به ریشه‌ها و علل موجده و شرایط و موقعیت‌های مختلف، منازعات ممکن است دارای ماهیتی خشونت‌آمیز یا مسالمت‌آمیز، آشکار یا نهان، کنترل‌پذیر یا کنترل‌ناپذیر، قابل حل یا غیرقابل حل باشند. بنابراین، منازعه لزوماً به صورت خشونت‌آمیز تجلی و ظهور نمی‌کند. از این رو امروزه بسیاری سیاست را هنر کارگردانی منافع متعارض و متضاد تعریف می‌کنند که فرایندی برای حل و فصل مسالمت‌آمیز منازعات مختلف است(ابوالحسنی،1390)
1-1-2- رویکردهای مختلف در مورد مفهوم منازعه
1-منازعه امر ذاتی موجودات اجتماعی است. 2- منازعه مربوط به طبیعت و ساختار جامعه است. 3- منازعه یک امر اخلال‌برانگیز در سیستم اجتماعی و نشانه آسیب‌پذیری است. 4- منازعه نقش کارکردی در سیستم اجتماعی دارد و برای تحول اجتماعی ضروری است. 5- منازعه ویژگی اجتناب‌ناپذیر منافع دولت‌های رقیب در صحنه بین‌المللی است. 6- منازعه یک سوءبرداشت، سوءمحاسبه ناشی از ارتباطات ضعیف بین طرفین یک کشمکش می‌باشد. 7- منازعه روند عمومی تمام جوامعه است. در یک جمع‌بندی از رویکردهای فوق، آن‌ها را می‌توان از نگاه جامعه‌شناسی به‌گونه زیر خلاصه نمود:
جامعه‌شناسان پیرو مکتب تالکوت پارسونز به لحاظ تاکیدی که بر سازگاری اجتماعی، سمت‌گیری ارزشی مشترک و حفظ نظام دارند منازعه را نوعی بیماری تلقی می‌کنند که دارای عواقب گسیختگی است. اما بیشتر جامعه‌شناسان اروپایی از قبیل مارکس، سایمل، رالف دارندورف، و نیز بیشتر جامعه‌شناسان دوره بیش از پارسونز مانند رابرت پارک، جان برجس، ویلیام سامز، چالز کولی، ای آر رأس، و آلبیون اسمال و در دهه‌های اخیرتر جسی برنارد و لوئیس کوزر، منازعه را در خدمت مقاصد مثبت اجتماعی به‌شمار آورده‌اند. از دید نظریه‌پردازان کارکردی‌گرا، منازعه نه تنها موجب یکپارچگی گروه می‌شود بلکه به ایجاد هویت گروهی نیز کمک کرده، مرزهای گروه را روشن‌تر ساخته و انسجام گروه را افزایش می‌دهد(فرجاد،1378).
2-1-2- انواع نظریات منازعه
کنت والتس در اثر برجسته خود به نام «انسان، دولت و جنگ» سه تصور متمایز از روابط بین‌الملل را مطرح می‌سازد که معمولاً بر اساس آن‌ها به تجزیه و تحلیل ریشه‌های جنگ پرداخته می‌شود. طبق تصور اول، ریشه جنگ را باید در طبیعت و رفتار انسان جستجو کرد. طرفداران دومین تصور نیز با توجه به ساختار درونی دولت‌ها به تبیین جنگ می‌پردازند(عبدی،1376).
بر اساس تصور سوم نیز ریشه جنگ در شرایطی نهفته است که نظریه‌پردازان سیاسی قدیم آن‌را «فقدان مرجع بین‌المللی» نامیده‌اند. بر اساس این تصورات، دو نوع تبیین از منازعه ارائه شده است:
3-1-2- نظریه‌های خرد منازعه:
که مربوط به طبیعت و رفتار انسان‌ها می‌شود. تحلیل‌گران خردنگر در جستجوی سائقه‌های ناخودآگاه پرخاش‌گری، نگاه خود را به درون تک تک اعضاء هر نوع متوجه می‌سازند و تردید دارند که بتوان برای منازعه اجتماعی و بین‌المللی، انگیزه‌های آگاهانه یافت. نظریه‌های خرد سیستمی منازعه دارای چند زیر نظریه می‌باشند که عبارت‌اند از:
الف: نظریه‌های زیست‌شناختی و روان‌شناختی: این نظریه‌ها بر ریشه‌های رفتار انسان‌ها تاکید کرده و استدلال می‌کنند که رقابت‌ها و منازعات سیاسی- اقتصادی فردی و اجتماعی، معلول تلاش انسان برای برآورده ساختن نیازهای زیستی و روانی فرد است. از نظریه‌های دیگری که زیر مجموعه نظریه‌های زیست‌شناسی و روان‌شناسی قرار می‌گیرند می‌توان به نظریه‌های پرخاش‌گری، رفتارشناسی، و ناکامی – پرخاش‌گری، اشاره کرد(فرجاد،1378).
ب: نظریه یادگیری اجتماعی: نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی نظیر آلبرت باندورا ، به نظریه‌های غریزی و زیست‌شناختی و پرخاش‌گری و نظریه‌های روان‌شناختی به دیده تردید می‌نگرند. ناندورا این مسئله را رد می‌کند که نیروی پرخاش‌گری در موجودات زنده بدون آن‌که به محرکی خارجی نیاز باشد، باید هرچه سریع‌تر آزاد شود. در مقابل، وی بر عوامل محیطی آزادکننده نیروی پرخاش‌گری تاکید می‌کند(فرجاد،1378).
4-1-2- نظریه‌های کلان منازعه:
که مربوط به نیروهای وسیع‌تر اجتماعی و سیاسی می‌شود. عموم تحلیل‌گران کلان‌نگر، بیان صریح انگیزه‌ها و دلائل آگاهانه برای توسل افراد به خشونت در داخل و در میان جوامع را مهم تلقی می‌کنند. آن‌ها این‌گونه اظهارات را خصوصاً برای تبیین علت وقوع منازعات مشخص میان طرف‌های مشخص و در زمان‌های مشخص حائز اهمیت می‌دانند. آنان برای این حکم تو اعتبار خاصی قائل‌اند: «اگر می‌خواهید بدانید که چرا مردم با هم می‌جنگند از خودشان بپرسید تا برایتان بگویند»(فرجاد،1378).
نظریه‌های کلان سیستمی، منازعه (جنگ و صلح) را در سطح نظام بین‌الملل و بر اساس ویژگی‌های آن توضیح می‌دهند. آنچه جنگ‌طلبی را تشویق یا تحدید می‌کند متغیرهای سیستمیک می‌باشد نه متغیرهای در سطح واحدهای تشکیل‌دهنده نظام. از جمله این نظریه‌های سیستمیک می‌توان به نئورئالیزم، نئولیبرالیسم و سازه‌انگاری اشاره کرد(فرجاد،1378).
5-1-2- دیدگاه متفکران و نظریه پردازان به منازعه
متفکران و نظریه‌پردازان سیاسی، جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، حقوقدانان و دیگر دانشمندان علوم، نظریات مختلفی در مورد منازعه و به‌طور خاص، جنگ ارائه کرده‌اند، در زیر به برخی از آن‌ها اشاره می‌نماییم:
1-روسو : معتقد بود که فرد به‌عنوان یک حیوان اجتماعی، رفتارش نیز در جامعه تحت‌تاثیر تمایلات مخرب حیوانی یا خرد انسانی اوست. در این برداشت، انسان در قالب جامعه مطرح می‌شود و رفتار او نیز متأثر از محیطی است که او یک محصول طبیعی آن است. در تعبیر روسو، علت عمده منازعه و جنگ نه انسان است و نه دولت، بلکه نظام حاکم بر جامعه یا state system است. جنگ و خونریزی رهبران و حاکمان جامعه به خاطر شهرت، قدرت، ثروت و اقتدار و غیره از جمله انگیزه‌هایی است که در پشت این زشت‌ترین و پلیدترین پدیده اجتماعی نوع بشر وجود دارد (حجاریان ،1358).
2- داروین : طرفداران نظریه داروین بر این اعتقاد هستند که انسان‌ها مانند موجودات دیگر در ذات و فطرت خود رفتاری خشونت‌آمیز و حیوانی دارند و همواره در صدد سلطه‌جویی و حذف یکدیگرند و در این میان دوام و بقا، نصیب قوی‌ترین آن‌ها می‌شود (حجاریان،1358).
3- امانوئل کانت : معتقد بود که صلح در میان انسان‌ها یک حالت طبیعی نیست، بلکه آنچه طبیعی و فطری است منازعه و جنگ است (حجاریان،1358).
4- کنراد لورنز : نشان می‌دهد که روحیه سلطه‌جویی و تجاوز موجب بقای نوع بشر شده است (حجاریان،1358).
5-اریک فروم : معتقد است که عشق به زندگی و سازندگی ذاتاً در فطرت بشر موجود است، فقط باید زمینه تجلی آن‌را به‌وجود آورد، در غیر این صورت انسان در راه تخریب آن گام برخواهد داشت. به عبارت دیگر اگر محیط را تغییر دهید، رفتار انسان را می‌تونید تغییر دهید(حجاریان،1358).
6-مارکسیست‌ها: آن‌ها خشونت و تجاوز و منازعه و جنگ را به‌گونه دیگری تعبیر می‌کنند. آن‌ها برای توجیه نظرات خود از قلمرو جامعه‌شناسی کمک می‌گیرند و منازعه و خشونت را ناشی از تضاد طبقاتی می‌دانند (حجاریان،1358).
7-ریمون آرون : به عقیده آرون، جنگ به خودی خود متعلق به قلمرو هنر و دانش نیست، بلکه یک پدیده متعلق به زندگی اجتماعی است و تا هنگامی که بشریت به وحدت کامل در چارچوب یک حکومت جهانی نرسد، اختلاف بین سیاست داخلی و سیاست خارجی وجود دارد و لاجرم تعارض، تضاد، منازعه و جنگ اجتناب‌ناپذیر خواهد بود(حجاریان،1358).
8- کوئینسی رایت : کوشش بسیار وسیع و عمیقی درباره علل و ماهیت جنگ انجام داده است. او در کتابی تحت عنوان «تحقیق در باب جنگ» چهار مولفه عمده را در این خصوص ردیابی و تحلیل کرده است. این عناصر عبارت‌اند از: الف: تحول دانش فنی یا تکنولوژی، به‌ویژه فنون مربوط به مسائل نظامی. ب: حقوق، به‌ویژه قواعد و قوانینی که به پیش‌گیری و هدایت جنگ مربوط است. ج: تشکیلات اجتماعی، به‌ویژه آن‌چه که به واحدهای سیاسی، قومی ملت‌ها، امپراطوری‌ها و سازمان‌های بین‌المللی مربوط می‌شود. د: افکار عمومی و برداشت‌های مرتبط با هدف‌ها و ارزش‌ها. این چهار عامل یا چهار محور اصلی، که متغیرها و پدیده‌هایی مثل تکنولوژی، حقوق، سیاست، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فرهنگ و بیولوژی انسان را در بر می‌گیرند، همواره در معرض تغییر و تحول و اختلال هستند و در نتیجه نظم جامع را برهم می‌زنند و سبب بروز جنگ و خشونت می‌شوند(حجاریان،1358).
2-2- اقسام شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات
شیوه‌های متعدد جایگزین حل منازعات یا غیر قضایی برای طرفین منازعه این امکان را میسر می‌سازد که مناسب‌ترین شیوه را جهت حل‌وفصل منازعه انتخاب نمایند. شیوه‌ای جایگزین حل منازعات یا “ای دی آر) روش‌های متعددی را دربرمی گیرد که مهم‌ترین آن‌ها به شکل مختصر قرار ذیل‌اند:
1-2-2- میانجیگری
میانجیگری در لغت به معنای “وساطت” میان دو نفر هست. میانجیگری در اصطلاح روشی است که به‌موجب آن شخص ثالث بی‌طرف به‌عنوان میانجی از طریق تشکیل جلسات و گفتگو، طرفین منازعه را در ایجاد راه‌حل‌های احتمالی که برای حل منازعه متصور است همکاری می‌نماید. با توجه به اختلافات طرفین و نظرات آن‌ها و پس از بررسی راه‌حل‌های ممکن با رعایت منافع دو طرف میانجی راه‌حلی مناسب را برای طرفین منازعه پیشنهاد می‌نماید(بیات،1387).
میانجیگری یکی از شیوه‌های معمول در حل‌وفصل منازعات به‌حساب می‌رود. مراجعه به میانجیگری اختیاری وبر اساس توافق طرفین منازعه صورت می‌گیرد. البته تفاوت میان حکمیت میانجیگری در این است که برخلاف حکمیت که در آن فیصله‌های حکم الزام‌آور است و همانند فیصله‌های محاکم بدون رضایت یکی از طرفین (محکوم‌علیه) نیز قابل تطبیق هست ولی فیصله‌های میانجی برای طرفین منازعه الزام‌آور نیست و طرفین می‌توانند فیصله میانجی را نپذیرند.
2-2-2 – مذاکره
مذاکره عبارت از روشی است که در آن طرفین مذاکره تلاش می‌کنند که در مورد موضوع مورد منازعه به توافقی که موردقبول آن‌ها قرارگیری، دست یابند(نظری،1386).
مذاکره یکی از روش‌های ابتدایی در حل‌وفصل منازعه به‌حساب می‌رود. درروش مذاکره طرفین منازعه ترجیح می‌دهند به‌جای مراجعه به نهادهای رسمی و محاکم اختلافاتشان را از طریق گفتگو حل‌وفصل نمایند. مذاکره یا از طریق گفتگوهای مستقیم و یا هم توسط وکلای طرفین منازعه صورت می‌گیرد. مذاکره روشی است در حل منازعه در سطح بین‌المللی نیز مورداستفاده قرار می‌گیرد. در سطح بین‌المللی بسیاری از کشورها اختلافاتشان را از طریق مذاکره و گفتگو حل‌وفصل می‌نمایند.
3-2-2- حکمیت
حکمیت یکی دیگر از روش‌های جایگزین حل منازعات یا “ای دی آر” هست. حکمیت نزدیک‌ترین روش قضایی و رسمی حل منازعات هست.
حکمیت عبارت از فنی هست که هدف آن حل‌وفصل یک منازعه میان طرفین منازعه توسط شخص ثالث که حکم نامیده می‌شود هست. در حکمیت اختیارات از طرفین منازعه گرفته می‌شود وبر اساس آن میان طرفین منازعه فیصله صادر می‌نمایند(فکوهی،1389).
مراجعه به حکمیت مانند سایر شیوه‌های “ای دی آر” اختیاری و به اساس توافق طرفین منازعه صورت می‌گیرد.
4-2-2- مصالحه
مصالحه همانند میانجیگری روشی است که در آن با گفتگوهای وساطت مصلح منازعه طرفین حل‌وفصل می‌شود. مصلح نیز همانند میانجی با طرفین منازعه در خصوص موضوع مورد اختلاف گفتگو می‌کند و دیدگاه‌های آن‌ها را به هم نزدیک کرده و در صورت تمایل طرفین طرح مصالحه را تنظیم می‌نماید. بعضی از دانشمندان فن مدیریت منازعه بین میانجیگری و مصالحه تفاوت قائل نمی‌شوند. برعکس عده‌ای دیگری را عقیده بر آن است مصالحه شیوه جدا مستقل از میانجیگری در حل منازعات به‌حساب می‌رود. به عقیده آن‌ها مصالحه یک شیوه بالاتر از میانجی‌گری هست و نقش مصلح در حل منازعه فعال‌تر از میانجی هست. زیرا مصلح در پهلوی وساطت ایجاد راه‌حل‌ها، متن مصالحه را نیز تنظیم می‌نماید(فکوهی،1389).
5-2-2- ارزیابی بی‌طرفانه
ارزیابی بی‌طرفانه عبارت از روشی است که طبق آن طرفین منازعه دلایل و ادعاهای خود را در خصوص موضوع مورد منازعه به یک کارشناس بی‌طرف ارائه می‌کنند و کارشناس مذکور دلایل و ادعاهای طرفین را ارزیابی می‌کند و سپس پیش‌بینی می‌کند که محکمه چگونه در خصوص موضوع مورد منازعه تصمیم خواهد گرفت. ارزیابی بی‌طرفانه این جهت یکی از روش‌های جایگزین حل منازعه تلقی می‌گردد که چنانچه منازعه یک موضوع مسلکی یا تخصصی را در برداشته باشد که مستلزم ارزیابی متخصص کارشناس باشد، بعد از ارزیابی بی‌طرفانه، طرفین ممکن است توافق کنند که یک متخصص یا کارشناس بی‌طرف راجع به موضوع اتخاذ تصمیم نماید.
بااینکه مراجعه به متخصص بی‌طرف اختیاری و به رغبت طرفین منازعه هست، آنان می‌توانند توافق نمایند که نظر کارشناس در خصوص موضوع مورد منازعه برای آن‌ها الزام‌آور باشد(بیات،1387).
3-2- خصوصیات شیوه‌های جایگزین حل منازعات
هدف اصلی شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات نهادهای رسمی عدلی قضایی پایان دادن به اختلاف طرفین منازعه هست، اما شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات یا “ای دی آر” مبتنی بر اصول خصوصیات زیادی هست که آن را از شیوه رسمی حل منازعات متمایز می‌سازد.
مهم‌ترین خصوصیات شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات یا “ای دی آر” قرار ذیل‌اند:
1-مراجعه به شیوه‌های “ای دی آر” اصولاً اختیاری و مبتنی بر توافق طرفین منازعه هست.
2- رسیدگی‌های “ای دی آر” معمولاً یک مرحله‌ای است و جز در موارد خاص، فیصله‌های صادره قطعی هست.
3- شخص یا اشخاص ثالث بی‌طرفی که برای حل منازعه در طرق بدیل منازعات یا “ای دی آر” فعالیت می‌کنند.
اصولاً به اساس توافق طرفین منازعه انتخاب می‌گردند.
4- پروسه حل منازعه در شیوه “ای دی آر” مبتنی بر مذاکره و گفتگوی طرفین منازعه صورت می‌گیرد.
رسیدگی‌های مبتنی بر شیوه‌های جایگزین حل منازعات به‌طور غیرعلنی و محرمانه برگزار می‌شود و جز طرفین منازعه و نمایندگان آن‌ها اشخاص دیگر حق ورود و دخالت در جریان رسیدگی را ندارند(فکوهی،1389).
4-2- فواید مراجعه به شیوه‌های جایگزین حل منازعات
مراجعه به شیوهای جایگزین حل‌وفصل منازعات یا “ای دی آر” فواید بی‌شماری برای طرفین منازعه دربردارد که باعث می‌شود افراد دخیل در منازعه اختلافاتشان را خارج از محدوده‌ای ادارات عدلی قضایی حل‌وفصل نمایند. (فکوهی،1389).
از مهم‌ترین فواید مراجعه به شیوه‌های جایگزین حل منازعات می‌توان به شکل ذیل نام برد:
1-4-2- ازلحاظ سرعت
در شیوه‌های جایگزین حل منازعات یا “ای دی آر” اختلافات معمولاً سریع‌تر از محاکم حل‌وفصل می‌گردند. زیرا اولاً تراکم قضایا و روسیه‌های که در اداره عدلی قضایی وجود دارد در شیوه‌های جایگزین حل منازعات مشاهده نمی‌شود. دوم اینکه پیچیدگی تشریفاتی که ازلحاظ اجرایت شکلی در رسیدگی به اختلافات در ادارات عدلی قضایی مشاهده می‌شود در شیوه‌های “ای دی آر” وجود ندارد. سوم اینکه اشخاص ثالث بی‌طرفی که جهت حل منازعات در شیوه‌های جایگزین حل منازعات انتخاب می‌گردند اشخاص متخصص مسلکی در موضوع خاص می‌باشند. چهارم اینکه در شیوه‌های جایگزین حل منازعات کدهایی حقوقی مدون وجود ندارد که تعارض آنان با یکدیگر که پروسه “ای دی آر” را پیچیده سازد. پنجم اینکه پروسه رسیدگی به اختلافات در شیوه‌های جایگزین حل منازعات یک مرحله‌ای هست که این خود سرعت حل منازعه را افزایش می‌دهد(فکوهی،1389).
2-4-2- ازلحاظ هزینه
در شیوه‌های جایگزین حل منازعات، اختلافات با هزینه کمتری حل‌وفصل می‌شوند(فکوهی،1389)..
3-4-2- ازلحاظ محرمیت
در شیوه‌های جایگزین حل منازعات، جریان رسیدگی به‌طور خصوصی محرمانه و غیرعلنی صورت می‌گیرد. پادر نظر داشت حساسیت چگونگی موضوع مورد منازعه طرفین یا یک‌طرف منازعه بنا به دلایلی ممکن است که بخواهند که رسیدگی‌های که توسط “ای دی آر” صورت می‌گیرد به شکل سری محرمانه صورت گیرد که در این صورت تمام جریانات رسیدگی توسط اشخاص ثالث به شکل محرمانه بر گذار می‌گردد. (فکوهی،1389).
4-4-2- ازلحاظ تسهیلات
در شیوه‌های جایگزین حل منازعات، رسیدگی به اختلافات با سهولت آسانی صورت می‌گیرد(فکوهی،1389).
5-4-2- ازلحاظ تأمین عدالت
در شیوه‌های جایگزین حل منازعات، اختلافات به‌وسیله شخصی رسیدگی می‌شود که توسط طرفین منازعه انتخاب می‌گردد مورد اعتماد آن‌ها هست. وازسوی دیگر شخص بالت نسبت به موضوع مورد منازعه دارای تجربه، دانش مهارت مسلکی هست که به حل سریع و عادلانه ویتامین عدالت کمک بیشتر می‌نماید(فکوهی،1389).
6-4-2- ازلحاظ قواعد و مقررات
شیوه‌های جایگزین حل منازعات مبتنی بر قواعد و مقررات موردتوافق طرفین منازعه هست. طرفین اختیاردارند که قوانین و قواعد مناسب را برای حل منازعه وضع نمایند. هکذا آن‌ها می‌توانند بدون استناد به قانون مدون تا جاییکه در تناقض صریح به احکام قوانین نافذ و شریعت اسلامی قرار نگیرد، اختلافشان را حل‌وفصل نمایند(بیات،1387).
7-4-2- ازلحاظ همکاری طرفین منازعه
حل‌وفصل منازعات در شیوه‌های جایگزین حل‌وفصل منازعات در فضای دوستانه و توأم با همکاری نزدیک طرفین منازعه صورت می‌گیرد. در شیوه‌های جایگزین حل منازعات طرفین منازعه سعی می‌کنند تا اختلافاتشان را از طریق گفتگوهای مستقیم و یا غیرمستقیم حل‌وفصل نمایند که چنین کاری بدون همکاری نزدیک و تشریک‌مساعی آن‌ها ممکن نیست(بیات،1387).
در تحقیقی که آقای بیات در سال 1386 انجام داده بود نرخ وقوع قتل عمد در کل کشور طی سال‌های 1385-1376، روند صعودی داشته است و از 49/2 در هر صد هزار نفر جمعیت در سال 1376 به 1-3 در هر صد هزار نفر جمعیت افزایش‌یافته است. البته لازم به ذکر است که نرخ وقوع قتل عمد در سال 1381 به 83/3 در هر صد هزار نفر جمعیت رسیده است که رقم چشمگیری هست(بیات،1387).
بعد از جمع‌آوری کل نظریه‌های مطرح‌شده در پروژه‌های تحقیقاتی (درزمینه قتل) و دسته‌بندی و بررسی این نظریه می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که از مجموع تئوری‌های جامعه‌شناختی، نظریه فشار بیشترین استفاده و تئوری بی‌سازمانی و نظارت اجتماعی کمترین استفاده را داشته است. البته لازم به ذکر است که بعد از نظریه فشار تئوری‌های روان‌شناسی در رتبه دوم قرارگرفته‌اند و این مسئله نشان از این دارد که محققان در نبین مسئله قتل نگاهی فردی را اتخاذ کرده‌اند و به‌جای توجه به متغیرهای اجتماعی، بیشتر به متغیرهای روانی و فردی توجه کردند (بیات، 1387).
عبدالحسین طیوری مهر در تحقیقی خود تحت عنوان بررسی ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی قتل پرداخته است ایشان می‌نویسد:
علت صدور قتل از یک شخص از ابعاد مختلف مورد کندوکاو قرارگرفته اینک ما فقط به بعد فرهنگی و اجتماعی آن می‌پردازیم بر اساس نظریه جامعه‌شناسی (سوسیوژنیک) علت قتل را ناشی از شرایط اجتماعی می‌دانند، اینک به سؤالات مطرح‌شده به‌صورت تفصیلی و جداگانه پرداخته می‌شود و در ادامه به تحلیل نهایی آن خواهیم پرداخت:
5-2- بیشترین فراوانی قتل در شهرستان سراوان کدام است؟
بر اساس تحقیقات انجام‌گرفته قتل به صورت‌های مختلفی صورت می‌گیرد استفاده از سلاح گرم و سرد و چوب و چماق و.. البته علل مختلفی نیز دارد ولی چند عامل از عوامل دیگر مؤثرتر وبرترند لذا به این چند مورد اکتفا و سعی در تحلیل این موارد می‌کنم (نظری،1384).
اگر بخواهیم قتل‌هایی را که در …. رخ می‌دهد را طبقه‌بندی کنیم به پنج نوع قتل که از بقیه مهم‌تر می‌باشند می‌رسیم که عبارت‌اند از: 1- قتل‌های ناموسی 2- قتل‌های خانوادگی 3- قتل‌های بین طایفه‌ای 4- قتل‌های انتقامی (قصاصی) 5- قتل‌های سریالی یا برنامه‌ریزی‌شده ازجمله مهم‌ترین قتل‌ها درسراوان می‌باشند. و اینک به توضیح و معرفی هرکدام از انواع یادشده می‌پردازیم و در آخر این قسمت جدول آماری قتل در چند سال اخیر را ذکر می‌کنم.
1-5-2- قتل‌های ناموسی:
از عوارض دوران گذر از سنت به مدرنیته و ایجاد تعادل بین اعتقادات قدیمی مردم و معارف و علوم جدید، به هم ریختن بسیاری از سنن در عمق محتوایی آن امری اجتناب‌ناپذیر است. توجه صرف به ظواهر اخلاق و سنت‌های کهن موجب غفلت از کرامت و شدن انسانی می‌شود. در این حالت وفاداری به سنت، اهمیتی فراتر از شأن و منزلت انسانی می‌یابد. پدیده “قتل‌های ناموسی” که ریشه در باورهای قدیمی عموم مردم جامعه دارد، یکی از مظاهر این روند است(نظری،1384).
طبق بررسی‌های انجام‌شده 20 درصد قتل‌های اتفاق افتاده در کل کشور ناموسی و جنسی است. درعین‌حال در ساله‌ای اخیر جدا از مردانی که اقدام به قتل ناموسی زنان خود می‌کنند زنان بسیاری نیز در واکنش به اقدامات غیراخلاقی مردان خانواده آن‌ها را به قتل می‌رسانند که این پدیده نوظهور و در حال گسترش است.
2-5-2- قتل‌های بین طایفه‌ای:
در قدیم وقتی بین دو نفر درگیری اتفاق می‌افتاد شیوخ طوایف سعی در حل منازعات می‌کردند و در خیلی موارد موفق به این کار شدند و در مواردی دیگر نیز تبدیل به نزاع دسته‌جمعی شده و باعث بروز قتل‌های موحشانه ای گردیده است در مواردی که موفق به حل نزاع می‌شدند یکی از دو طرف از حل ارائه‌شده خشنود نیست و آن را در سینه خود می‌گذارد و آن را به فرزندان خود منتقل می‌کند و باعث می‌شد که نسل جدید نیز از هم کینه به دل بگیرند وسعی در انتقام‌جویی می‌شوند و در مواردی دیده‌شده که قتل‌هایی به این شکل صورت گرفته است(نظری،1384).
3-5-2- قتل‌های انتقامی (قصاصی):
این نوع قتل دریکی دو دهه پیش کاهش‌یافته ولی بعضی مواد حاکی از این امر است قتل‌های قصاصی تا مدتی نه‌چندان دراز بوده و به صورت‌های شنیع اتفاق می‌افتاده است و قاتل سعی در قصاص طرف و گرفتن حق خویش با دست خود می‌کرده است برای همین امنیت جانی و مالی مردم در هر زمان به خطر می‌افتاده است.
قتل‌های سریالی یا برنامه‌ریزی‌شده که با گسترش و قدرتمند شدن نیروهای امنیتی قاتلین نیز طرق قدیمی را عوض کرده و سعی در انجام قتل‌های خود به شکل برنامه‌ریزی‌شده و منسجم به‌طوری‌که نیروهای نظامی نتوانند به او برسند و از قضیه قصر در بره. در این‌گونه قتل‌ها قاتل (در بیشتر موارد این قاتلین اجیرشده می‌باشند) از قبل مکان موردنظر و همچنین هدف خود را تا مدتی تحت نظر خود قرار می‌دهد و در یک فرصت مناسب به هدف حمله می‌کند و او را ناکار می‌کند و با اسلوبی که خود تعین می‌کند هدف را به‌طور شنیعی به قتل می‌رساند (نظری،1384).
آقای علی‌محمد ابوالحسنی در تحقیق خود تحت عنوان نظریه‌های منازعات قبیله‌ای می‌نویسد:
واژه منازعه معمولاً به وضعیتی اشاره دارد که در آن، گروه انسانی معینی (خواه قبیله‌ای، قومی، زبانی، مذهبی، اقتصادی- اجتماعی، سیاسی، و یا غیر آن) با گروه‌های انسانی معین دیگری به دلیل ناسازگاری واقعی یا ظاهری اهدافشان، تعارضی آگاهانه داشته باشند. لوئیس کوزر منازعه را چنین تعریف می‌کند، «مبارزه‌ای بر سر ارزش‌ها و مطالبه منزلت، قدرت، و منابع نادر، که در آن هدف هر یک از طرفین خنثی‌کردن، صدمه‌زدن، و یا نابود ساختن رقبای خویش است». منازعه، کنش متقابل انسان‌ها با یکدیگر است و شامل مبارزه افراد با محیط فیزیکی‌شان نمی‌گردد. منازعه با رقابت محض یکسان نیست(ابوالحسنی،1390).
6-2- اهمیت شناخت انگیزه وقوع قتل
شناخت انگیزه جرم در نتیجه بررسی اوضاع و احوال وقوع جرم، چگونگی اظهارات مطلعان، شخصیت متهم و قربانی او و نوع جرم ارتکابی فراهم می‌شود. با شناخت انگیزه راه کشف جرم و پیدا کردن ارتباط متهم یا واقعه و قربانی هموارمی شود (انصاری، 1380).
نخستین بار پیروان مکتب تحققی توجه دیگران را به این نکته جلب کردند که: انگیزه یکی از وسایلی است که پرده از روی حالت خطرناک بر می‌دارد (ولیدی، 1380).
براساس نظرات لیت جیمز که یک روانشناس جنایی هست، هیچ کس بی دلیل کاری را انجام نمی‌دهد. انگیزه‌هایی که پشت اعمال یک مرد دیوانه قرار دارد منطق او را تشکیل می‌دهد حتی قاتل روانی هم کاری را کاملاً غیر منطقی و بی معنی است انجام نمی‌دهد. او نیز روشی در دیوانگی خود دارد. در پشت پرده آنچه که او انجام می‌دهد و چگونگی انجام آن کار یک منطق قابل توجه (از نظر خودش) وجود دارد هر چند عمل وی وحشیانه و کاملاً بی دلیل به نظر برسد (گیبرث ، (گیبرت، ترجمه رضاپرویزی،1377).
انگیزه یکی از عوامل احراز کننده دلایل ضمنی در تحقیقات جنایی است و ماموران پی جو را به کشف جرائم جنایی رهنمون می‌سازد هر چند از نظر قضایی قتل به هر انگیزه ای که صورت گرفته باشد قتل است. لیکن شناخت انگیزه و توجه به آن محقق پی جوی قتل را به شناسایی قاتل نزدیک می‌کند. با این کار، او در می‌یابد به دنبال چه قاتلی بگردد. بنابراین می‌توان ادعا کرد یکی از پر اهمیت‌ترین جنبه تحقیقات در پرونده‌های فتل تعیین علت و انگیزه قتل هست. کارآگاه کشف قتل می‌تواند با شناسایی انگیزه وقوع قتل مسیر تحقیقاتی خود را مشخص و از میان راه‌های مختلف کانال تحقیقی خود را انتخاب کند. این امر او را در کشف سریع‌ترین جنایت یاری می‌دهد. هرچند شناخت انگیزه وقوع قتل به تنهایی نمی‌تواند علت تام کشف قتل باشد لیکن در هر قتلی احتمالاتی وجود دارد که بایستی مد نظر مأموران تحقیق قرار گیرد.
نقش تشخیص هویت قربانی در تشخیص انگیزه، تشخیص هویت قربانی در تعیین علت و انگیزه قاتل بسیار با اهمیت و مؤثر است. انجام تحقیقات وسیع پیرامون سوابق نحوه زندگی و ارتباطات قربانی در اغلب موارد موجب آشکار شدن علت و انگیزه قتل خواهد شد. تحقیق و بررسی پیرامون ارتباطات، سوابق و آشنایان وی و خطراتی که او را تهدید کرده است، ممکن است سرنخی برای شناسایی قاتل باشد. در نتیجه یکی از عوامل مهم تحقیقات جنایی یعنی تعیین سؤال صحیح بستگی به تجربه و دانش مأمور تحقیق خواهد داشت. بررسی صحنه جرم به منظور شناسایی و تفسیر برخی عوامل که بتوان از آن‌ها به عنوان سرنخی برای تعیین نوع شخصیت افراد ذیمدخل استفاده نمود تکنیک قابل توجهی است (گیبرت، ترجمه رضاپرویزی،1377).
7-2- تعیین انگیزه‌های قتل
برای تعیین انگیزه‌ها، ماموران باید به دو طریق اقدام نموده و با تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده فرضیات خود را تبین نمایند. اول بررسی صحنه قتل اعم از نحوه و چگونگی کشته شدن مقتول با توجه به محیط پیرامون جسد، و دیگر با تحقیقات و مصاحبه‌هایی که با خانواده مقتول، و مطلعان به عمل می‌آید، با جمع بندی آنچه که از صحنه به دست آمده و با آنچه از مصاحبه‌ها و تحقیقات کسب شده، ماموران پی جو باید فرضیات خود را درباره انگیزه قتل حدس بزنند (جشان، 1384).
حدس و تعیین انگیزه‌های قتل به مثابه آن است که ماموران از بین راه‌های متعددی که برای پیگیری پرونده در پیش رو دارند یکی دو راه را با دقت و ظرافت و با بررسی صحنه تحقیقاتی که به عمل آورده انتخاب می‌نمایند و سریع تر به نتیجه خواهند رسید. اگر ماموران نتوانند انگیزه‌های قتل را حدس بزنند تمام راه‌های مفروضات را باید یکی یکی از اول تا آخر طی بنمایند. بعد از عدم نتیجه گیری از یک راه، راه بعدی را باید انتخاب کنند. این روش امکانات و وقت زیادی را طلب می‌کند که هم دسترسی به آن امکان پذیر نیست و هم گذشت زمان حساسیت قتل را نزد ماموران کم و عدم جدیت در پیگیری موضوع را به دنبال دارد.
1-7-2- انواع انگیزه‌های قتل در شهرستان سراوان
انگیزه سرقت
انگیزه انتقام
انگیزه روانی
اختلاف مالی
انگیزه جنسی
جنون آنی
انگیزه ترس
انگیزه ناموسی (جشان، 1384: 61-65)
8-2- میزان یا نرخ قتل
آمارهای جنایی همواره موضوعی است که در باب آن میان جرم شناسان اختلاف نظر وجود دارد و درباره اعتبار آن بحث و مجادله بسیار صورت می‌گیرد. با وجود این، آمارهای قتل به سه دسته تقسیم می‌شوند:
آمار بزهکاری ظاهری یا پلیسی: آمار جرایمی است که پلیس از وقوع آن‌ها مطلع و آگاه گردیده است.
آمار بزهکاری قضایی: آمار جرایمی است که در سیستم قضایی مورد رسیدگی و صدور حکم قرار گرفته است( محسنی،1376).
آمار زندان‌ها: آمار جرایمی است که مجرمان به خاطر ارتکاب آن‌ها به حبس محکوم شده‌اند(محسنی،1376).
آمار ظاهری همواره از سایرین بیشتر است. اما اعتبار آن‌ها مورد بحث و اختلاف نظر بین اندیشمندان هست و تلاش‌های بسیاری برای اعتبار بخشی به آن‌ها صورت می‌گیرد. از جمله این تلاش‌ها، روشن کردن رقم سیاه (آمار جرایمی که پلیس و مقامات قضایی از وقوع آن‌ها بی خبر می‌مانند) جرائم گوناگون و کشف هر چه بیشتر جرائم ارتکابی از طریق بزه دیدگان جنایی در میان مردم با انجام تحقیقات خود اقرار هست. جرم قتل به دلیل رویت پذیری و گزارش پذیری زیاد خود رقم سیاه اندکی در مقایسه با سایر جرائم دارد به همین دلیل اعتبار آن نسبت به سایر جرائم بیشتر است(محسنی،1376).
در محدوده مکانی تحقیق (شهرستان سراوان) در سال‌های اخیر نرخ قتل معادل 2.85 درصد هزار نفر بود که در این سال‌ها به 2.40 درصد هزار نفر رسید. و این میزان از برخی شهرهای استان بالاتر است.
9-2- شیوه‌های ارتکاب قتل در شهرستان سراوان
آگاهی و اطلاع از روش‌هایی که قاتلان برای ارتکاب قتل استفاده می‌کنند، کارآگاهان را در کشف قتل یاری می‌کند.
متداول‌ترین روش‌های موجود در ارتکاب قتل به شرح زیر مورد بررسی قرار می‌گیرد:
1-9-2- سلاح گرم:
این قتل‌ها از نظر امنیتی و جنایی حساسیت زا هستند و توجه مردم ومسئولان را به خود جلب می‌کند. این روش به شرایط اجتماعی، فرهنگی و محلی و میزان دسترسی قاتل به سلاح بستگی دارد. (افتخارزاده،1377)
2-9-2- سلاح سرد:
هر جسمی غیر از سلاح گرم که قدرت کشتن انسان را داشته باشد، سلاح سرد اطلاق می‌شود. مثل چاقو، دشنه، بیل، کلنگ، دیلم، باتوم، لوله و حتی ضربه دست یک قهرمان کاراته یا بوکس که در صورت اصابت به نقاط حساس بدن می‌تواند کشنده باشد(افتخارزاده،1377)
3-9-2- خفگی:
انسداد مجاری هوایی منجر به وقوع مرگ را اصطلاحاً خفگی می گویند. مثل خفگی در آب، خفگی در اثر استنشاق گازهای سمی، خفگی در اثر فشار وارده به قفسه سینه، خفگی در اثر انسداد مجاری هوایی با دست، ریسمان و تپاندن جسم خارجی در حلق و گلو، کثرت استفاده از انسداد مجاری هوایی با دست و ریسمان نسبت به سایر روش‌ها خفگی بیشتری است(افتخارزاده،1377).
4-9-2- مسموم کردن:
سم هر گونه عاملی است که اگر به مقادیر کم وارد بدن انسان یا حیوان گردد اثر بیمارکننده یا کشنده داشته باشد. ارتکاب قتل از طریق مسموم کردن مقتول از روش‌های مورد استفاده زنان هست(افتخارزاده،1377).
5-9-2- سوزاندن:
سوزاندن فرد به قصد قتل و از بین بردن و سلب حیات او شیوه ای زجر آور و وحشتناک است که ریشه درنده خویی و بی رحمی قاتل دارد و چندان رایج نیست. اغلب سوزاندن جسد یا محل ارتکاب جرم توسط قاتل به منظور از بین بردن آثارعلائم ومدارک جرم و یا بردن هویت مقتول برای جلوگیری از شناسایی هویت و دستگیری قاتل صورت می‌گیرد (افتخارزاده، 1377).
6-9-2- سایر روش‌ها:
اتصال برق به بدن قربانی، پرتاب نارنجک و مواد منفجره، انداختن در چاه از شیوه‌های مورد استفاده قاتلین ایرانی برای کشتن قربانیان بوده است (پرویزی، 1379).
10-2- طبقه بندی انواع قتل در تحقیقات پلیسی
به لحاظ موضوع پژوهش که علل بروز قتل را مورد بررسی قرار می‌دهد، ذکر طبقه بندی قتل از لحاظ تحقیقاتی می‌تواند مسؤلان ذی ربط را در جلوگیری از وقوع این جرم مهم یاری دهد، از این رو انواع قتل در تحقیقات پلیسی به شرح ذیل مورد بررسی قرار می‌گیرد: (سیستم توان با مجرمان ناجا، 1379:84-88).
قتل سیاسی
قتل سریالی
قتل فجیع
قتل مرموز
قتل پیچیده درجه 1
قتل پیچیده درجه 2
قتل پیچیده درجه 3
قتل اتفاقی و قبیله ای
قتل غیر عمد
مرگ در اثر حادثه
قتل‌های دسته جمعی
ترور منجر به فوت
سوقصد، آتش سوزی عمدی منجر به فوت یا صدمه به اشخاص نیز با فراهم بودن شرایط در دسته بندی قتل‌ها واقع می‌شوند.
11-2- طبقه بندی انگیزه‌های وقوع قتل عمد از دیدگاه پلیس
شاید با طبقه بندی قتل‌های عمد بر اساس انگیزه مرتکبین بهتر بتوان انگیزه موجود در ارتکاب قتل‌ها را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد. از این رو می‌توان قتل را به دو نوع مهم و اصلی 1- قتل‌های تعارض آمیز، 2- قتل‌های تجاوزگرانه تقسیم بندی نمود.
قتل تعارض آمیز: وجود هرگونه اختلاف و ناسازگاری بین دو یا چند نفر بر سر موضوعی خاص که منجر به تبادل خصومت و در نهایت خشونت و مرگ یک یا چند نفر می‌گردد. این نوع قتل براساس اختلاف و ناسازگاری‌ها به انواع ذیل طبقه بندی می‌شود:
قتل‌های تعارض آمیز مواجهه ای با سه دلیل: عدالت خواهی، دفاع از حیثیت و شرافت، دفاع شخصی.
قتل‌های تعارض آمیز خانوادگی: الف-قتل های زناشویی ب_ قتل‌های فامیلی.
قتل‌های تعارض آمیز مالی (خلعتبری، 1385).
قتل‌های تجاوز گرانه: در مقابل قتل‌های تعارض آمیز قرار دارد که در آن اغلب سوء نیت و سو قصد پرخاشگری و تجاوز یکطرفه مرتکب است که موجب وقوع قتل می‌شود. قتل برای سرپوش گذاری بر جرم، ترس از شناسایی توسط بزهدیدگان سرقت، تجاوز، قتل‌های سریالی و جنسی و قتل‌های قراردادی در این دسته قرار دارند (فرجاد، 1378).
12-2- علل عمومی ارتکاب قتل در شهرستان سراوان
یکی از پدیده‌های مشترک همه زمان‌ها و جوامع، قتل نفس هست که تقربیاً یک یا چند مورد از انواع مختلف قتل نفس در همه جوامع، طول تاریخ وجود داشته است و معمولاً یک یا چند نوع آن نیز جرم تلقی شده است. بنابراین بر خلاف سایر جرائم که نسبت به زمان و مکان مفهومی نسبی پیدا می‌کنند، قتل نفس همیشه جرم تلقی می‌شده است. با این تفاوت که در برخی از مراحل و جوامع بشری بعضی از موارد آن استثنا بوده است. مانند کشتن دختران عهد جاهلیت به وسیله پدران و یا کشتن افراد پیر و سالخورده به دست بعضی از فرزندان در برخی از جوامع ابتدایی. در حالی که پدیده‌های دیگر مانند مسائل جنسی، بستگی به جوامع و زمان‌های متفاوت دارد تا در قالب جرم گنجانده شود و ممکن است در شرایط حاضر یک عمل جنسی معین در کشوری جرم، ولی در کشوری دیگر جرم تلقی نشود. در حالی که قتل نفس در همه کشورها جرم تلقی می‌شود و تنها بر حسب نوع مجازات آن در بین کشورها اختلافاتی وجود دارد (بیات، 1387).
قتل عمد از جمله جرایمی است که توسل به خشونت صورت می‌گیرد. شخص قاتل عملی را انجام می‌دهد که سبب آسیب رسیدن به مقتول می‌شود. این آسیب از نوع آسیب بدنی است و منجر به مرگ مقتول می‌شود، هرچند که ممکن است قاتل قصد کشتن مقتول را نداشته باشد و بر اثر اشتباه یا عامل دیگری در ایجاد آسیب، آنقدر زیاده روی کرده باشد که منجر به قتل مقتول شده است (عبدی، 1376).
در بین همه انواع خشونت، قتل نفس خطرناک‌ترین و در عین حال کمیاب‌ترین نوع خشونت در جوامع است. احتمال اینکه کسی توسط دیگری به قتل برسد بسیار کمتر از آن است که قربانی هر نوع جرم، جنایت و خشونت عمد دیگری شود. حتی احتمال این که کسی توسط دیگری به قتل برسد از احتمال خودکشی او نیز کمتر است. اما آدم کشی در هر حال و به هر شکل، جدی‌ترین نوع خشونت و جرم است زیرا آسیب وارده از آن بر قربانی به هیچ روی قابل جبران نیست و برای نزدیکان و دوستان او نیز بسیار سنگین و کمر شکن است (صدیق سروستانی، 1383).
نظریه پردازان فشار وجود هر گونه مانع و سختی در مسیر زندگی افراد را هامل بروز انحراف می‌دانند. در زمینه قتل و خشونت نیز آن‌ها معتقدند که بروز فشار بر افراد باعث بروز پرخاشگری و نزاع بین افراد می‌شود که نهایتاً این پرخاشگری به قتل افراد منجر می‌شود.
دیدگاه نظارت اجتماعی از جمله نظریه‌های است که در زمینه خشونت در خانواده می‌تواند کاربرد داشته باشد.
بنابراین از توضیحات مطرح شده مشخص است که در بروز قتل فشار و سختی‌های وارده بر افراد تا حد زیاد مؤثر است و فرض نهفته این است که این قتل‌ها بیشتر در بین طبقات پایین جامعه اتفاق می‌افتد. چرا که اعضای این طبقه فشار اجتماعی-اقتصادی بیشتری را باید تحمل کنند و به همین خاطر فشار بیش از حد منجر به ناکامی و در نهایت بروز پرخاشگری از سوی آنان می‌شود.
جرم شناسی ادوار مختلفی را پشت سر نهاده است که درباره کمیت آن بحث و مجادله فراوانی میان صاحب نظران وجود دارد اما صرف نظر از اختلاف نظریه‌های مذکور، جرم شناسی در ابتدا مجرم مدار بوده به گونه ای که به بررسی مجرم و شیوه تصمیم گیری او در ارتکاب جرم اقدام نمود. گذار از اندیشه به عمل مجرمانه که با اقدامات و تحقیقات (لومبروزو) آغاز گردید تحولات عظیمی را در پی داشت و موجب پیدایش رویکردهای متفاوتی از جانب مکاتب مختلف جرم شناسی در توجیه اقدام مجرمانه بزهکار گردید. مکتب (کلاسیک) مجرم را انسان عاقل و خردمند با اراده ای آزاد تصور نمود که مسئول کلیه اعمال و رفتار خود هست بنابراین به ریشه یابی جرم در باطن مجرم همت گماشته است. اما مکتب (تئوکلاسیک) بر این باور بود که آزادی انسان‌های مطلق نیست و تحت تأثیر عواملی چون بیماری، بی لیاقتی، اختلال‌های روانی و موارد دیگر قرار دارد. بنابراین او همیشه مسئول اعمال خود نمی‌باشد.
مکتب (تحققی) معتقد است نوع بشر دارای اختیار و اراده آزاد نیستند، پس مجرم هیچ مسئولیتی در قبال اعمال خلاف ندارد زیرا که این افراد دارای استعداد فکری و ذاتی برای ارتکاب رفتارهای ضد اجتماعی هستند. از این رو (لومبروزو) آن‌ها را به شش دسته تقسیم کرده و نوع برخورد با هر طبقه را نیز مطرح ساخت (کی نیا، 1376).
در تلاش برای دستیابی به علت وقوع جرم و یافتن راهی برای پیشگیری از آن همواره جرم شناسی و مطالعات علمی با هم در تمایل بوده و همدیگر را تحت تأثیر یافته‌هایشان قرار داده‌اند.
گاهی دیدگاه‌های جرم شناسان سبب تحقیقات و مطالعات ارزشمندی در مورد انسان و رفتارهایشان گردیده و زمانی نیز مطالعات علمی انجام‌شده توسط دانشمندان سایر علوم در خدمت جرم شناسی قرار گرفته‌اند و زمانی نیز برای توجیه این رفتارها به بررسی میزان هوش، شخصیت و توارث روی آورده‌اند.
حتی مطالعه جنبه‌های زیست‌شناختی، روان‌شناسی و جامعه‌شناختی رفتار جنایی نیز ازنظر دور نمانده است.
محققان پس از سال‌های متمادی بررسی و تحقیق، توانسته‌اند برخی از عوامل مؤثر در ارتکاب جرم توسط برخی افراد را کشف نمایند خلاصه عوامل مذکور به شرح ذیل هست:
الف- عوامل زیستی (زیست‌شناختی): جنس، سن، اندام، زشتی-زیبایی، عامل ژنتیک، سوابق بیماری.
ب- عوامل روانی: ترس، بدبینی، خودپرستی، مهر طلبی غیرعادی زودرنجی، نفرت، کینه، پروری، پرخاشگری، کوته خردی، … .
ج- عوامل محیطی: وضع آب‌وهوا، فصول، شب و روز، منطقه جغرافیایی، شهر، روستا، … (خلعتبری، 1385).
د- عوامل اجتماعی: خانواده نابسامان، ناسازگاری والدین، طلاق، یتیمی، محله، معاشران فاسد، عدم رضایت شغلی، مطبوعات و رسانه‌های گروهی، مواد مخدر، …(پرویزی، 1379).
به‌طورکلی، همه قتل‌ها شرایط و ویژگی‌های یکسانی ندارد. ازاین‌رو سنخ بندی مشخص و واحدی از قتل وجود ندارد و صاحب‌نظران مختلف با توجه به علایق و ملاک‌های خاص دسته‌بندی‌های ویژه‌ای از این پدیده انجام داده‌اند (اسماعیلیان،1382).
بر این اساس و از آنجایی که عوامل مؤثر بر وقوع قتل عمد در شهرستان سراوان متعدد می‌باشند، لذا محقق در این تحقیق سعی نموده است با مراعات قاعده تحدید و امکان عملی شدن و آماده سازی برای به کارگیری، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر وقوع قتل عمد در شهرستان سراوان را که در زمان‌ها و مکان‌های مختلف راهگشای معماهای پیچیده پلیسی در کشف قتل باشند را مورد بررسی قرار دهد، این‌ها عواملی هستند که معمولاً در هر قتلی برای مأمور کشف قتل منجر به رسیدن به مقصود می‌شوند به همین دلیل اولویت این عوامل بر سایر عوامل از نظر این تحقیق و بر اساس نظر اهل خبره و پیشکسوتان این حرفه از اهمیت خاصی برخوردار است.
با توجه به مطالب پیش گفته، در تبیین و بررسی عوامل منظور شده در این تحقیق و تطبیق آن با وضعیت موجود، موارد ذیل از نظر این تحقیق در خصوص مباحث نظری متغیرهای این تحقیق استنتاج شده است.
13-2- شناسایی انگیزه و علل وقوع قتل
باید به این مسئله توجه داشت که بسیاری از قاتلین قبل از ارتکاب قتل باانگیزه به قتل رساندن، وارد صحنه جرم نمی‌شوند. اما اقدامات خواسته یا ناخواسته منجر به وقوع قتل می‌شود. این گونه انگیزها ممکن است در جریان محاکمه‌ها در سرنوشت متهم تأثیر گذار باشند. لیکن در تحقیقات پلیس انگیزه هر چه باشد راهنمای خوب و قابل قبولی در شناسایی قاتل هست.
انسان‌ها ممکن است به‌خاطر دست‌یابی به عناصری کمیاب به رقابت با یکدیگر برخیزند، بدون آن‌که کاملاً از وجود رقبایشان آگاه بوده یا درصدد جلوگیری از دست‌یابی آن‌ها به اهدافشان برآیند. هنگامی رقابت به منازعه تبدیل می‌گردد که طرفین بکوشند موقعیت خویش را با تنزل‌دادن موقعیت دیگران تقویت کرده، مانع از دست‌یابی سایرین به اهدافشان گشته، و رقبای خویش را «از دور خارج» و یا حتی نابود سازند. منازعات با توجه به شرایط مختلف می‌توانند خشونت‌آمیز یا غیر خشونت‌آمیز، آشکار یا نهان، قابل کنترل یا غیرقابل کنترل، و حل‌شدنی یا لاینحل باشند. منازعه با «تنش» هم تفاوت دارد، چه تنش معمولاً به خصومت پنهان، ترس، سوءظن، تصور تضاد منافع، و شاید هم میل سلطه‌طلبی یا انتقام‌جویی اشاره دارد، با این‌حال تنش لزوماً از سطح گرایشات و ادراکات فراتر نرفته و تعارض عملی آشکار و کوشش‌های بازدارنده متقابل را در بر نمی‌گیرند. هر چند تنش، اغلب مقدم بر بروز منازعه و همواره ملازم با آن است، ولی با منازعه مترادف نبوده و همیشه نیز با همکاری ناسازگار نیست(ابوالحسنی،1390).
رضا مسعودی فردر پژوهش خود می‌نویسد: عارض خرده فرهنگ‌ها، خصومت و اختلافات دیرینه، سودجویی و تحصیل اموال، جریحه دار شدن غیرت و آبرو و نزاع‌های اتفاقی و اعتیاد از جمله علل وقوع قتل هست. این علل و عوامل به روشنی در مناطق حاشیه ای قابل رویت هست. بیشتر قتل‌های اتفاق افتاده یا در این مناطق صورت می‌گیرد یا توسط کسانی که در این مناطق زندگی کرده‌اند به وقوع می‌پیوندد. در دادگاه‌ها نمونه‌های فراوانی از این نوع قتل‌ها وجود دارد. مثلاً فردی در یک محله حاشیه نشینی به لحاظ نفوذ رطوبت از ساختمان همسایه (که معمولاً هر دو ساختمان به صورت غیرمجاز احداث شده) و به تبع آن درگیری حادث و نهایتاً اقدام به قتل همسایه به‌وسیله اسلحه شکاری نموده است. یا فردی که ساکن یکی از مناطق حاشیه نشین تبریز است در منطقه اسپیران و در محل دفن زباله‌های شهری، بر سر مساله جمع آوری زباله و ضایعات با اهالی روستای آناخاتون درگیر شده و با استفاده از اسلحه شکاری یک نفر را به قتل رسانده و یازده نفر دیگر را مجروح کرده است(مسعودی فر،1391).
در یک مورد دیگر و در یک منطقه حاشیه نشین تبریز، فردی به لحاظ اختلافات و خصومت‌های دیرینه اقدام به ربودن طفل ۵ ساله نموده و پس از تجاوز به وی نامبرده را به قتل رسانده بود و همچنین قتل‌هایی که به لحاظ وقوع نزاع‌ها و درگیری‌ها طایفه ای و قبیله ای در این مناطق تبریز اتفاق می‌افتد قابل ذکر هست و چندین و چند نمونه دیگر که ذکر آن از حوصله بحث ما خارج است.
۳ – نزاع‌های دسته جمعی: از جرائم شایع در مناطق حاشیه ای هست چون ساکنین این مناطق معمولاً مهاجرین از روستاها و ایل‌ها می‌باشند و معمولاً در یک محل و در نزدیک هم سکنی می‌گزینند و در مواقعی به سبب درگیری‌های جزئی حادث شده بین دونفر و حتی کودکان نزاع‌های دسته جمعی شدیدی که معمولاً منجر به کشته و زحمی شدن عده ای از منازعه کنندگان می‌شود، رخ می‌دهد. قتل‌هایی که در این نزاع‌ها اتفاق می‌افتد معمولاً ده درصد قتل‌های واقع شده هست. ضمناً عدم نظارت و کنترل دقیق انتظامی و عدم امکان دسترسی سریع به پلیس را نیز می‌توان در حصول نتایج تأسف بار این نزاع‌ها مؤثر دانست.
معصومه دهمرده در پژوهشی که انجام داده است، می‌نویسد: یکی از ویژگی‌های به نسبت عمومی و جهان شمول مناطق مرزی، داشتن تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی است. این پدیده ناشی از قانون تراوش و انتشار بین مناطق جغرافیایی مجاور است (نژادکیارشی،1380).
بحث ارتباط اقلیت‌ها و مرز از دو بحث قابل طرح است: 1) نحوه پراکندگی اقلیت‌ها در کشور در رابطه با مرزها 2) نقاط مشترک قومی، مذهبی و زبانی اقلیت‌ها در دو سوی مرزها (خدابنده،1375).
یکی از ویژگی‌های مرزی کشورها که تأثیر مستقیمی بر امنیت مرزی دارد، داشتن تنوع قومی، اجتماعی و فرهنگی در نواحی مرزی است. این پدیده ناشی از مرزهای تحمیلی است که معمولاً توسط قدرت‌های جهانی و در کشورهای تحت سلطه انجام می‌گیرد.
بر پایه این وضعیت، بخشی از جمعیت یک منطقه قومی یا فرهنگی در منطقه مجاور قرار می‌گیرد. این پدیده به مرور زمان، در مناطق مرزی باعث تشکیل گروه‌های قومی، اجتماعی و فرهنگی بین ساکنان دو سوی مرز که تأثیر مستقیمی بر امنیت مرز دارد، میزان همگرایی و یا واگرایی قومی- فرهنگی این گروه‌های اجتماعی مرزنشین با حکومت مرکزی است. به بیانی دیگر، اگر این گروه‌ها نسبت به حکومت مرکزی همگرایی داشته باشند، مسأله تأمین امنیت مرز و توسعه مناطق مرزی با مشکل کمتری روبرو است. اما هر گاه به دلایلی این گروه‌ها نسبت به حکومت مرکزی واگرایی داشته و نسبت به گروه‌های اجتماعی آن سوی مرز همگرایی داشته باشند، مسأله تأمین امنیت مرز با مشکل جدی روبرو می‌شود. اگر مرزنشینان دو سوی مرز از یک قوم و طایفه بوده و خویشاوندی هم بین آنان وجود داشته باشد رفت و آمدهای غیر قانونی نیز در این بین رواج خواهد داشت (خدابنده،1375).
گرچه ایران از کشورهایی است که قومیت‌هایی با گویش‌ها و فرهنگ‌های متفاوت را در خود جای داده است، اما ایرانیان در کل از یک بستر فرهنگی- تاریخی منسجم و استوار بر مؤلفه‌های انسانی- اجتماعی برخوردارند. درواقع دلیل ماندگاری و پایداری جامعه ایران در طول تاریخ متأثر از مؤلفه‌هایی چون: همزیستی مسالمت آمیز و سازگاری قومی، مذهبی، نژادی، زبانی و چگونگی گسترش قدرت نخبگان از قومیت‌های گوناگون در بستر تاریخی جامعه ایران بوده است (بولاقی،1384).
بسیاری از متخصصان، تقسیم بندی‌های مختلفی از گروه‌های قومی ایران انجام داده‌اند. به طور مثال، علی الطایی در کتاب بحران هویت قومی در ایران، گروه‌های قومی موجود در کشور را به سه گروه اصلی تقسیم نموده، که به شرح زیر هست:
1. گروه آریایی‌ها (شامل افغان‌ها، هزاره‌ها، بلوچ‌ها، بختیاری‌ها، فارس‌ها، اصفهانی‌ها، کرمانی‌ها، یزدی‌ها، گیلانی‌ها، مازندرانی‌ها، تالشی‌ها، کردها و لرها)،
2. گروه ایرانیان غیر آریایی (ترک، قشقایی، ترکمن، مغول، ارمنی، سامی‌ها یعنی عرب‌ها، یهودی‌ها و آشوری‌ها)،
3. سایر گروه‌های مختلط (الطایی، 1378: 203).
تکثر قومی، زبانی و مذهبی از ویژگی‌های جمعیتی سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان هست. به علاوه اقلیت‌های قومی، زبانی و مذهبی این کشورها عمدتاً در مناطق مرزی و حاشیه ساکن هستند و با توجه به تمایزات و فاصله آن‌ها از مرکز، تمایلات واگرایانه در این مناطق بیشتر بوده و در موارد حاد قابلیت تبدیل به تنش‌های قومی را دارند. مناطق مرزی سه کشور تاکنون تجربه برخی از این تنش‌ها را داشته‌اند.
تنش‌های قومی- مذهبی در این مناطق عمدتاً ریشه در فرآیند ناقص شکل گیری دولت سرزمینی و ماهیت ساختگی مرزها دارد و علاوه بر این که با مدیریت کوتاه مدت سیاسی قابل حل نیست، بلکه تحت تأثیر تقویت کننده دیگر عوامل بحران زا نیز قرار می‌گیرد. چنان که نقش عوامل خارجی را در فعال کردن تنش‌های قومی، زبانی و مذهبی نمی‌توان نادیده گرفت. در طرح خاورمیانه بزرگ هم مانور زیادی روی اختلافات و شکاف‌های قومی، زبانی و مذهبی منطقه شده است که این مسأله نشانگر این است که تنش‌های قومی- مذهبی به عنوان یکی از تهدیدهای پیش روی امنیت ملی کشورهای این منطقه مدنظر هست و بر این اساس، عملکرد دولت‌ها در ایجاد همبستگی ملی و ایجاد همگرایی سنگین تر می‌شود. در نتیجه، این کشورها از نقطه نظر تأمین امنیت داخلی، هر راهبردی را که در پیش می‌گیرند باید مبتنی بر وحدت تمامی گروه‌ها و قومیت‌ها باشد تا بلکه بتواند زمینه بروز ناامنی در حواشی مرزها را مهار نموده و جریان‌های بحران زا را به خارج از مرزها هدایت نماید (افتخاری زاده،1377).
در مجموع می‌توان عوامل تهدید کننده اقوام علیه همگرایی و امنیت پایدار ملی را شامل این موارد دانست:
1- دخالت عوامل بیگانه: مسأله تکثر قومی و مذهبی کشور زمانی که با اهداف و خواسته‌های استعماری بیگانگان همراه شود. از اهمیت و حساسیت فوق العاده ای برخوردار می‌شود و تنوع، ناهمگونی فرقه‌ها و اقلیت‌های قومی و مذهبی از مهم‌ترین ابزار آن‌ها محسوب می‌شود. با نگاهی به رخدادهای تاریخ معاصر کشور، رد پای نفوذ و مداخله عوامل بیگانه را در درگیری‌های قومی و منطقه ای مشاهده می‌کنیم. برخی چالش‌های قومی در بلوچستان و مناطق دیگر در سال‌های اخیر به روشنی نقش عوامل خارجی در شکل گیری منازعات قومی و تقویت ناسیونالیسم قومی را آشکار می‌سازد(افتخاری زاده،1377).
2- وجود اقوام هم آیین در کشورهای همسایه: هر چند وجود این اقوام در همسایگی ایران می‌تواند موجب نفوذ فرهنگی ایران شود، اما به صورت عکس العملی موجب دخالت عوامل بیگانه در امور داخلی ایران نیز شده است و معمولاً یکی از راه‌های ورود افکار ناسیونالیستی و تجزیه طلبی به داخل کشور از همین مناطق است(افتخاری زاده ،1377).
موقعیت مرزی اقوام: موقعیت جغرافیایی اقوام، معادله امنیت ملی را سخت تر کرده است. اقوام مختلف و اقلیت‌های مذهبی در حساس‌ترین حوزه‌های راهبردی کشور و جداره‌های مرزی اسکان یافته‌اند که عقبه آن‌ها در ورای مرزها و بیرون از حوزه نفوذ و اثر گذاری حاکمیت ملی قرار دارد (عصاریان نژاد، 1383).
با توجه به این مطلب، جنوب شرق ایران (سیستان و بلوچستان) در محدوده هلال طلایی (منطقه ای که دور از دسترس سه دولت ایران، پاکستان و افغاانستان بوده و محل گذر باندهای مافیای مواد مخدر، تولید هرویین و قاچاق سلاح‌های جنگی است) قرار گرفته و پس از سرنگونی طالبان در افغانستان به محل تجمع تروریست‌ها و القاعده تبدیل شده است.
سمانه مشهدی پور در پزوهشی که انجام داده است به نقش طوایف در پیشگیری از نزاع دسته جمعی اشاره می‌کند و می‌نویسد:
امنیت و نظم که یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسانی در هر جامعه است، در چنین نظامی مبتنی بر همگرایی درون قبیله ای و نظام (پشتی) رخ می‌نماید. افراد در منازعات به جای توسل به قانون، به «پشتی» هم بر می‌خیزند و منازعات کوچک چون گلوله کوچک برفی به ناگهان تبدیل به بهمنی ویرانگر می‌شود. بدیهی است آنچه بر ادامه و شعله ور شدن این رخدادها کمک می‌کند چون بر اساس تعقل و تمکین به قانون نیست و به علت برافروختن آتش «غیرت» و احساس بی منطق و به پیروی از سنت‌ها و خاطرات گذشته با برداشتی عوامانه شکل گرفته عواقبی تلخ را در پی داشته باشد. در فرهنگ قبیله ای و تقسیم بندی‌های کوچک‌تر آن تحت عنوان طایفه، تیره، به نکو، تش که روابط اجتماعی براساس همخونی و خویشاوندی استوار است. در گذشته بر اثر فقدان یک نظام سیاسی مقتدر بود. شدت تفریق اجتماعی در عمل مانع از یکپارچگی و ایجاد وفاق اجتماعی مبتنی بر عقلانیت فرهنگی- اجتماعی و پذیرش حاکمیت قانون و نظم می‌گردد. احساس خود مختاری در اجرای عدالت از خصوصیات بارز در این فرهنگ است.
تفریق جامعه به گروه‌هایی تحت عنوان طایفه، تیره، به نکو، تش و غیره باعث کم رنگ شدن وفاق اجتماعی و جامعه پذیری شده و سرمایه اجتماعی-اعتماد به قانون و نظم تضعیف می‌گردد. فرد در یک چنین اجتماعی به جای آنکه قانون و پلیس را حافظ امنیت خود بداند به قانون «پشتی» در نظام قبیله ای روی می‌آورد. با تحریک احساسات و برافروختن آتش غیرت و عصبیت تلاش می‌کند با فشار به طرف معارضه و حتی مجریان قانون احقاق حق کند.
طوایف مردمی پاک سرشت و زیبا خو هستند که روحیه قوم‌گرایی و همدوستی به وضوح در آن‌ها به چشم می‌خورد. خود این حس نوع دوستی باعث خواهد شد که اگر زمانی بین یک یا چند شخص اختلافی به وجود آید ریش سفیدان و بزرگان ایل و طایفه به رفع آن مشکل خواهند پرداخت و رابطه صلح و دوستی را بین طوایف مورد اختلاف برقرار می‌سازند. اما وضعیت زمانی بحرانی خواهد شد که خود ریش سفیدان و بزرگان بخواهند با کینه و دشمنی بر این اختلاف دامن بزنند آن موقع است که درگیری سطح وسیع تری پیدا نموده و دامن آن گسترده تر خواهد شد به گونه ای که طوایف و قبایل مختلفی را درگیر در این قضیه خواهند کرد و این خود رفته رفته به نزاع دسته جمعی تبدیل شده که سطح آن به شهرها و روستاهای اطراف هم کشانده خواهد شد آنوقت است که امنیت عمومی از افراد سلب شده و زندگی با نوعی رعب وترس همراه خواهد شد(مشهدی پور،1375).
دکتر مجید ابهری، متخصص علوم رفتاری در تبیین ریشه‌های شکل گیری نزاع می‌گوید: در بسیاری از اوقات مردم تلاش می‌کنند هم وضع‌کننده و هم مجری قانون باشند که دلیل اصلی در پیش گرفتن این رویه دشواری دسترسی به مجری قانون است.
به گفته وی، طولانی بودن مسیرهای رسیدگی به شکایات باعث می‌شود که کنترل از دست فرد خارج شود و واکنشی به مراتب شدیدتر از جرمی که اتفاق افتاده نشان دهد. مثلاً به دلیل این‌که فردی به همسر او متلک گفته آن فرد را بکشد(ابهری،1389).
جابر علی احمد می‌نویسد: درنظام قبیله ای طبیعی است رابطه خونی نزدیک‌ترین و ابتدائی ترین نوع رابطه است. اساس پیوند عصبیت قبیله ای وانسجام گروهی در این نوع نظام‌ها است. تعصب به قبیله و خاندان اولین مرجعیت و پارادایم شخص در این نهاد است، برای حفظ این نهاد شخص سعی می‌کند مصالح این گروه و لوازم شکوفایی وبقای آن را تأمین کند ونسبت به آن وفادار است. بنابراین گروه یا حزبی بر اساس همبستگی فامیلی یا پیوند نسبی شکل گیرد به هیچ وجه حزب یا انجمن یا موسسه نیست وهمانا عشیره یا قبیله است تحت عنوان حزب یا گروه سیاسی است. چرا این گونه احزاب یا گروه‌ها پا به عرصه می‌گذارند. از نکات روشن وبرجسته اینگونه موارد اینکه افراد تشکیل دهنده این قبیل گروه‌ها واحزاب، در میان جامعه یا مردم از مقبولیت برخوردار نیستند وفاقد طرفدار هستند واز نکات دیگر افراد این گروه‌ها دارای عیوب ونواقصی هستند که به دلیل ترس از رسوایی در میان دیگران به افراد خانواده وعشیره خویش تنها روی می‌آورند. زیرا که نزد دیگران ممکن است رسوا شوند وعیوب آنان آشکار شود ونتوانند قد علم کنند و به‌طورکلی محو وکنار گذاشته می‌شوند(کریمی،1387).
مرزبندی گروهی براساس روابط خاندانی وعشیره بیشتر در جوامع سنتی و غیر متمدن پدیدار می‌شوند. وقتی که انسان‌ها از ساختار قبیله و نظام عشیره پا فراتر ننهاده‌اند و به جمع وسیع تری ومتشکل تری راه پیدا نکرده‌اند دچار همین مشکل هستند. این از نظر مفاهیم کلی. واما این مسئله از نظر فنی و تاکتیکی مسائل جزئی تر وظریف تری دارد.
درقبیله بزرگی به نام شیخ یا بزرگ خاندان وجود دارد که رهبر قبیله است ونسبت به بقیه افراد از مقام و منزلتی خاص وبالاتر از همه قرار داردو برای حفظ ارکان قبیله اطاعت از شیخ و نگهداری شخصیت او برای افراد قبیله امری حیاتی است.
این مسئله در مورد گروه‌ها واحزابی که بر اساس عشیره و قبیله بنیانگذاری شده‌اند صادق است. بیشتر اوقات فرزند شیخ یا شیخ زاده رئیس ومسئول اول این گونه گروه‌هاست. واحیانا هم بقیه با اسم شیخ وی را صدا کنند واحترام به وی ونگهداری وحرمت وشخصیت اوحتی اگر هم مرتکب اشتباهات فاحش هم بشود بر بقیه افراد واجب است. در همچینین موارد خبری از نقد و بازخواست وتنبیه حزبی نیست. وروابط اعضاء با همدیگر روابط فامیلی و خانوادگی است. وهیچگونه سلسله مراتب ونظم رعایت نمی شودواین هرج و مرج وبی نظمی در تصمیم گیری‌ها وگفتمانها کاملاً مشهود است. ومی بینیم که اعمالی عجیب وشگرف وغیرقابل درک از این گروه‌ها سر می زند. وخلاصه که این گروه‌ها و افراد آنان به هیچگونه اصول وقوانین جمعی منظم و حزبی پایبند نیستند وحتی واژه‌ها و روش سخن آنان متأثر از گفتمان عشیره و قبیله است. هیچ کار موسساتی و منطقی در میان آنان یافت نمی‌شود. آیا این گروه‌ها می‌توانند رهبری یک جامعه ای را به دست بگیرند؟ آیا این گروه‌ها می‌توانند جامعه متمدن ونظام فرهنگ به وجود بیاورند یا اداره کنند؟ به نظر خیلی بعید است.
با این اوصاف و وضعیت چطور این گروه‌ها به خود اجازه می‌دهند وشعار ملی گرائی وناسیونالیسم قومی وسوسیالیسم را سر بدهند. در صورتی که ساختار قبیله ای ونظام عشیره هیچ سنخیتی با ناسیونالیسم و سوسیالیسم ندارد و ضد آن است. واین همان پارادوکس وتناقض به عینه است که بهتر است این گروه‌ها بساط خودرا جمع کنند و الا جز دلال وقاچاقچی نمی‌توان آن‌ها را اسم دیگری نامید.
تحلیل دکتر محمود زند مقدم از قتل‌هایی که در سیستان و بلوچستان تحت عنوان «شَگام» روی می‌دهد به نظرمی رسد
بخشی که واقعاً می‌توان بر آن برای رونق بلوچستان سرمایه گذاری کرد و از آن پاسخ گرفت اقتصاد دریاست. در گذشته بلوچ‌ها با کشتی‌های قدیمی که موتوری هم به آن نصب می‌کردند، می‌توانستند حداکثر سه روز از ساحل فاصله بگیرند به همین دلیل به فکر تأسیس دانشگاه دریانوردی افتادم هنوز برخی بلوچ‌ها برای گرفتن انتقام خون پدر، پسر یا برادر خود اسلحه‌هایشان را بر شانه می‌اندازند و در کمین می‌نشینند تا قاتل یا افراد دیگری از طایفه او را به گلوله ببندند(زندمقدم،1374).
هرچند «شگام» و انتقام گیری‌های طایفه یی رسمی کهنه در میان بلوچ‌هاست اما مرور اخبار منتشر شده در این باره نشان می‌دهد نزدیک به دو سال است که در شهرستان‌های ایرانشهر، خاش، سراوان و میرجاوه قتل‌های زنجیره یی و قومی رونق گرفته و همین امر موجی از نگرانی‌ها را درپی داشته است. «شگام» همان طعنه‌هایی است که به بستگان قربانی می‌زنند تا آن‌ها را برای گرفتن انتقام تحریک کنند. انگار قرار نیست کابوس زندگی کردن زیر سایه سیاه این طعنه‌ها برای مردم سیستان و بلوچستان پایان یابد. کابوسی که طی آن، درگیری‌های طایفه یی هرچند وقت یک بار خون بی گناهان را بر زمین می‌ریزد و به گفته «حمیدرضا پشنگ»، نماینده مردم خاش، میرجاوه و نصرت آباد در مجلس «حتی مسوولان امنیتی نیز نتوانسته‌اند در برخورد با آن‌ها موفق عمل کنند.» با این همه دکتر «محمود زند مقدم» که بیش از 50 سال از عمر خود را صرف تحقیق در بلوچستان کرده، معتقد است که در جامعه امروزی بلوچستان، دلیل برادرکشی‌ها با گذشته تفاوت دارد. او که به گواه اساتید جامعه شناسی، تک نگاری‌هایش در پنج جلد، معتبرترین سندی است که فرهنگ بلوچ را به تصویر کشیده و کتاب ششم او شش سال است که در انجمن آثار و مفاخر ایران در انتظار انتشار است، در گفت وگو با «اعتماد» از روزهایی می‌گوید که همیشه داوطلب سفر به بلوچستان بوده است. سرزمینی که به گفته او «در دهه چهل شمسی، گویی فاصله‌اش با پیدایش تاریخ تنها دو قدم بوده است.» اما دکتر زند مقدم می‌گوید که زمانه برای بلوچ‌ها عوض شده است: «امروز دیگر ساختار قبیله در بلوچستان مانند گذشته نیست. مردم هویت خود را از قبیله نمی‌گیرند اما فقر آموزشی و معیشتی آن‌ها را از معنای واقعی شهرنشینی دور نگه داشته و نیازهای تغییر یافته مردم برآورده نشده است.» با او در اتاق کارش در خانه قدیمی و کوچکش به گفت وگو نشسته‌ایم.
به نظر می‌رسد شگام و انتقام گیری همیشه در میان بلوچ‌ها وجود داشته است اما قواعدی نانوشته داشته است. مثلادر انتقام گیری‌ها زنان و کودکان را نمی‌کشتند اما در درگیری‌های دو سال گذشته شاهد کشته شدن زنان و کودکان در انتقام گیری‌های طایفه یی بوده‌ایم. فکر می‌کنید دلیل این تغییر چیست؟
متحول شدن و تغییر یافتن، خصلت سنت‌هاست. متناسب با تغییر روزگار، بخش‌هایی از سنت خودش را با شرایط جدید وفق می‌دهد. آن بخشی که نمی‌تواند وفق یابد، میراست و از بین می‌رود اما سنت‌ها همیشه وجود دارند هرچند در شکل و فرم جدید.
در بلوچستان ساخت طایفه‌ها و قبیله‌ها مخصوص به خود و کاستی طبقاتی بود. چیزی شبیه آنچه در نظام کاستی هند وجود دارد. خانواده سردار (خان طوایف بلوچ را سردار می‌گفتند) در بالای هرم بعد قوم و خویش سردار و بعد درزاده ها و بعد دهقان‌ها و بعد می‌رسد به غلام‌ها و لری‌ها (کولی‌ها) بلوچ‌ها و فرهنگ بلوچ هم مثل سایر نقاط ایران تغییر کرده‌اند. برای بررسی درگیری‌هایی که امروزه در بلوچستان رخ می‌دهد باید دو نکته را در نظر داشته باشیم که ما دیگر با آن بلوچستان قبیله یی مواجه نیستیم. دوم اینکه وقتی ساخت تغییر کرده است، نیازها و خواست جامعه نیز عوض شده، بنابراین وقایعی که در جامعه اتفاق افتاده را نباید در ساختار قبیله یی جست وجو کرد. اگر بروید جست وجو کنید خواهید دید که مشکلات دیگری هم در این درگیری‌ها دخیل بوده است.
بلوچ‌ها دو دسته بودند. کوه نشین و کاه نشین. از آنجا که بلوچ‌ها بر اساس گویش دوره پهلوی که به ایران می‌گفتند ایرانشهر، هنوز حتی به روستاهای خود هم شهر می گویند، هر جمعیت ساکنی را شهرنشین می‌دانند. کاه نشین ها شهرنشین بودند. آن‌ها جمعیتی ساکن بودند و کار تولیدی می‌کردند و دام در کنار این تولید توسعه پیدا می‌کرد. نه از طریق کوچ و حرکت. اما کوه نشینان تفنگدار بودند و جنگجو و از طریق حمله به کاه نشینان به آذوقه و ثروت دست پیدا می‌کردند. اما در حال حاضر بلوچ دیگر فرهنگ غارت ندارد. اقتصاد بلوچ تغییر کرده است و نحوه زندگی آن‌ها هم تغییر کرده است. همین امر سبب شده تا ساخت جامعه از شکل قبیله یی به شهری تغییر کند. پیوستگی‌های جامعه دیگر مانند گذشته نیست. اقتصاد در بلوچستان دگرگون شده است. در بلوچستان کارخانه‌هایی وجود دارد. بندر آزاد در این منطقه وجود دارد. دیگر بلوچ نیاز ندارد تفنگدار باشد و برود بالای کوه زندگی کند و برای گذران زندگی غارت کند. تجارت رشد کرده و سیستم ماهیگیری مدرن شده است حتی می‌توان ماهی‌ها را منجمد کرد تا در سایر استان‌ها به فروش برسند. الان بیشتر از 10 دانشگاه در بلوچستان فعال است. اما این تغییرات نیازهای بلوچ را جواب نمی‌دهد. توسعه در بلوچستان مغفول مانده است. بلوچ امروزه دید طایفه گرایی، قبیله گرایی و جغرافیاگرایی را کنار گذاشته است. امروز وقتی جوانان بلوچ از فقر یا توسعه، از آموزش یا اشتغال یا تبعیض سخن می گویند از تمام کشور صحبت می‌کنند. امروز نگاه آن‌ها ملی است و خود را به واسطه قبیله از بقیه جدا نمی‌دانند. این اثر آموزش است که یک دفعه از ابتدای تاریخ آدم‌ها را برمی دارد و به دوران معاصر می‌آورد که نگاهش امروزی است و از لاک قبیله گرایی بیرون می‌آید. این تحولاتی که طی این مدت در بلوچستان ایجاد شد.
سرهنگ رضا غنی لو، عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی اظهار داشت: مطالعات جهانی نشان داده تورم و فاصله طبقاتی نقش موثری در افزایش وقوع جرائم به خصوص جرائم خشن دارد. برای نمونه آدم ربائی نقش مستقیمی با فقر و فاصله طبقاتی دارد. انگیزه‌های این جرم معمولاً یک شبه پولدار شدن، آن هم با خشن‌ترین و ساده‌ترین روش است. معمولادر جوامعی که تفاوت فقیر و غنی زیاد شود و الگوهای مادی جای الگوهای معنوی را بگیرند، این جرم خودش را نشان می‌دهد و شروع به رشد می‌کند.
برخی کارشناسان نیز معتقدند، فقر همیشه منجر به جرم نمی‌شود، اما بررسی‌ها نشان داده‌اند که در طبقه متوسط آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری کمتر از طبقه پایین و اقشار فقیر جامعه است.
دکتر احمدی، آسیب شناس در این باره می‌گوید: در خانواده‌های فقیر نبود تغذیه مناسب و نامناسب بودن شرایط تحصیلی بسترساز مشکلات بعدی فرزندان این خانواده‌ها است. بیشتر فرزندان طبقه پائین با رها کردن تحصیل به سمت کار رفته و گاهی به دلیل مشکلات مالی و نبود کار مناسب به سمت جرم می‌روند.
وی افزود: برای کاهش آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقر و تورم باید درآمدها به صورت عادلانه توزیع شود. اغلب این مجرمان پس از دستگیری مدعی می‌شوند برای انتقام از طبقه مرفه جامعه تصمیم به سرقت گرفته و حق از دست رفته خود را از آن‌ها می‌گرفتند. یکی دیگر از راه‌های کاهش جرم از سوی طبقه پائین جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر است. عدم تأمین نیازهای اساسی خانواده، دوستان ناباب، محیط آلوده و…نیز از عوامل روی آوری فرد به بزهکاری است.
افزایش فقر و درکنار آن افزایش وقوع جرائم باعث شد مسوولان نیروی انتظامی و دستگاه قضا نیز به آن واکنش نشان دهند(احمدی،1391).
سردار اسماعیل احمدی مقدم، در گفتگو با خبرگزاری ایسنا گفت:با اعلام اینکه نزاع در چند سال اخیر افزایش داشته است تاکید کرد: افزایش نزاع تابع تورم، شرایط جوی و خشکسالی و در برخی از مناطق به علت مشکلات فرهنگی و کاهش آستانه تحمل افزایش یافته است که پیامد این امر بالا رفتن نرخ قتل در کشور است.
وی افزود: یکی از ظرفیت‌هایی که منجر به وقوع نزاع می‌شود انتخابات محلی و مجلس در شهرستان‌ها است که منجر به بروز تنش‌هایی می‌شود اما به طور کلی آستانه تحمل مردم کاهش یافته است.
فرمانده نیروی انتظامی ضمن توصیه به صدا و سیما برای فرهنگ سازی در این زمینه گفت: صدا و سیما باید فیلم‌ها و برنامه‌های شاد را افزایش داده و از پخش برنامه‌های کسالت زا در صورت امکان خودداری کند ضمن اینکه قتل و نزاع در زمان خشکسالی افزایش چشمگیری می‌یابد.
رئیس کل دادگستری استان البرز هم در اولین کارگاه تخصصی پیشگیری از وقوع جرم و آسیب‌های اجتماعی گفت: بیکاری، گرانی و تورم از موجبات بسیار مهم وقوع جرم در جامعه است و رفع آن‌ها طبیعتاً بر عهده قوه قضاییه نیست.
مهدوی راد تاکید کرد: پیشگیری از وقوع جرم یک ایده و هدف بسیار بزرگ با ابعاد بسیار گسترده است و با مطالعه ابعاد آن و برشمردن عوامل ایجاد جرم در جامعه مشخص می‌شود که پیشگیری از وقوع جرم به صورت محض، در حیطه وظایف قوه قضاییه نیست به‌عنوان مثال اشتغال زایی یکی از وظایف خاص قوه مجریه است و عدم ایجاد اشتغال خود موجب مشکلات عدیده ای در جامعه می‌شود زیرا بیکاری یکی از علل مهم وقوع انواع جرم در جامعه است و هر چقدر یک انسان با ایمان و با دیانت باشد، شرایط بد زندگانی و فقر او را وادار می‌کند که به سمت سرقت یا جرائم دیگر برود و از حضرت رسول اکرم (ص) نقل است که “شکم گرسنه ایمان ندارد.
با این وجود به نظر می‌رسد مشکلات اقتصادی طی سال‌های اخیر تأثیر زیادی بر روی کاهش آستانه تحمل افراد جامعه به خصوص جوانان داشته است که این موضوع باعث شده در برابر هر کنشی از خود واکنش نشان دهند. پس در گام بعدی نیاز است آستانه تحمل را در جامعه بالا برد که این موضوع ارتباط مستقیمی با رفاه اجتماعی دارد.
یک متخصص علوم رفتاری، اعتیاد، بیکاری، فقر، کمبود نشاط در جامعه، فشارهای فکری و مادی، بدگمانی، فاصله‌گرفتن از باورهای دینی و ارزش‌های اخلاقی، قانون گریزی و … را از جمله دلایلی دانست که وجود یک یا مجموعه‌ای از آن‌ها در فرد می‌تواند سبب وقوع جرائمی نظیر قتل‌های خانوادگی شود.
دکترمجید ابهری در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه قتل‌های خانوادگی ریشه در باورهای غلط فرهنگی و جغرافیایی افراد دارد خاطرنشان کرد: انتخاب نادرست شریک زندگی، ترس از طلاق و اجبار به ادامه دادن رابطه با آن فرد باعث بروز اختلافات رفتاری و خیانت زوجین به یکدیگرمی‌شود که در نهایت به جنایت و قتل‌های خانوادگی منجر خواهد شد.
این آسیب‌شناسی اجتماعی با اشاره به بروز خشونت در هنگام ارتکاب قتل اظهارداشت: نمایش فیلم‌های خشن و مروج خشونت از شبکه‌های ماهواره‌ای و تلویزیون داخلی در کنار بازی‌های رایانه‌ای خشونت‌بار سبب ضعف مهارت‌های اجتماعی و عدم کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات از سوی افراد شده است(ابهری،1390).
حسین حبیبی می‌نویسد: اگر قتل به صورت قصد و از روی دشمنی باشد، از نظر اسلام از جمله جرائم بزرگ بوده که مرتکب آن مستحق مجازات در دنیا و آخرت هست، آیات زیادی صراحتاً حرام بودن قتل را بیان می‌دارد. از جمله آیات (33: أسراء) (32: المائده) (178-179: البقره) (45: المائده) و (93: النساء). همچنان احادیث زیادی از پیامبر صلی الله علیه وسلم در این باره نقل شده است، مثلاً:
چنانچه او می‌فرماید: «خون هیچ فرد مسلمانیکه گواهی می‌دهد که هیچ معبودی جز خدا نیست و من پیامبر خدایم حلال نیست، مگر به یکی از سه چیز: مرد یا زن محصن زانی، نفس در برابر نفس، و ترک کننده دین خود که او را از جماعت مسلمانان جدا کند.»
شیخ طوسی (ره) در مبسوط می‌گوید: در عصر جاهلیت، هر قبیله از فرد قاتل خود، با شمشیر دفاع می‌کرد. وقتی اسلام آمد قبیله موظف شد که با مال از او دفاع کند. لذا این نوع دفاع «عاقله» نامیده شد، واهل لغت گفته‌اند «عقل» یعنی«بستن، بند کردن. ولذا وقتی که زانوی شتر را جفت کرده و ببندی، گفته می‌شود شتر را عقل کردی.، و آن طناب عقال نامیده می‌شود و به عاقله گفته‌اند0 چون آنان (به حضور اولیلی مقتول رفته و) شتر را در درگاه ولی دم که مستحق است، زانو می‌بندند(طوسی،1387ه ق).
یاسر کرد درتارنمای کلات نیوز در خصوص در گیری‌های طایفه ای در ایرانشهر می‌نویسد: هنوز ایرانشهر لباس سیاهش را در عزای «فرزانه ۱۷ ساله» که بیش از یک ماه قبل آماج گلوله‌های جهل شده بود از تن در نیاوره بود که دیروز خبر رسید که در یکی دیگر از نزاع‌های طایفگی «زنی» دیگر به اتفاق خانواده‌اش در در انظار عامه و در خیابان اصلی شهر در خون غلتید..
زنی که دیروز قربانی این درگیری طایفگی شد چهارمین زنی است که در سالجاری در شهر ایرانشهر قربانی نزاع‌های بی پایان طایفگی شده است. پدیده ای که در فرهنگ بلوچ بی سابقه بوده است. و به نظر می‌رسد که دارد به یک «الگوی رفتاری» جاهلین طابفه ای تبدیل می‌شود.
زن در فرهنگ بلوچ قداست و حرمت والایی داشته و دارد. حتی مردان قبیله ای بلوچ همیشه در کنار سلاح و مرکب، رن را حرمت داشته‌اند. شکل طایفه و ارزش‌های حاکم بر آن همواره بر تکریم و حرمت زن تاکید داشته است. با وجودیکه منتقد سنت‌های طایفگی و قبیله ای هستم و این نوع نظام اجتماعی را مانع تحول و تغییرات مثبت در جامعه می دانم و همواره زنان را در این نوع نظام عرفی، قربانی می‌دیده‌ام اما این مساله مانع این نمی‌شود که چشم را بر حرمت زن بلوچ در جامعه بست(کرد،1389).
تمام صاحبنظران توسعه متفقاً گواهی می‌دهند که نظام طایفگی یکی از دلایل مهم عقب افتادگی استان است. طایفه جمعی است که بر اساس «خون» مشترک بنا شده است و نه بر اساس عقل و فهم مشترک. در زمانه ای که پیشرفت جوامع، بر مبنای خردورزی و تعقل استوار شده است0 خون مشترک چه محلی از اعراب دارد؟ بارها مشاهده شده است که عده ای ساعت‌ها، از اصالت خونشان سخن می گویند. از بزرگی طایفه‌شان، از گذشته‌های پر افتخار طایفه‌شان!! از گذشته‌هایی که بر گرد خشونت و کشتار می‌چرخد. هرگز در مخیله این این اعضای طایفه، هویتی بزرگ‌تر از طایفه‌شان خطور نکرده و هرگز به این نیندیشیده‌اند که در جهانی زندگی می‌کنیم که لحظات در آن پیشرفت و ترقی را باردارند.
در آمار قتل در کشور پیشتاز هستیم. متوسط کشوری: ۳ در یکصد هزار نفر است و استان ما رتبه ۱۰ در یکصد هزار را در اختیار دارد. فکر می‌کنید این آمار بالا از کجا آمده است؟ از همین نزاع‌های طایقگی. بهترین فرزنذانمان را در نزاع‌های طایفگی می‌کشیم. آنگاه مدعی این هستیم که چرا سرمایه‌ها به استان ما نمی‌آیند؟ چرا سرمایه‌های فکری و مالی مان رهسپار استان‌ها و کشورهای همجوار هستند؟ مگر نه اینکه «سرمایه وطن ندارد» و هر کجا احساس امنیت کند آنجا وطن اوست. زمانی از اینکه چرا دکتر … شیراز را برای زندگی انتخاب کرده و چرا در استان نمانده بود گلایه کرده بودیم اما کمی با خودمان صادق باشیم در این شرایط و در این فضا چه کسی احساس امنیت می‌کند؟ زنان که همواره حرمت چادر آن‌ها، چنانکه عرض کردم تقدس داشت، اکنون در روز روشن و در برابر چشمان مردم آماج گلوله قرار می‌گیرد، دیگر چه کسی احساس امنیت می‌کند؟
دموکراسی همیشه زیباست. وقتی در سال ۱۳۷۷ شوراها احیاء شد، امیدها برای رونق سرزمین مادری زنده شد. امیدوار شدیم که شاید خنکای توسعه در این سرزمین تفتیده وزیدن بگیرد اما شوراها که خود محل خرد ورزی و قانونگرایی است نیز در استان ما جریانی متفاوت یافته است. در نیود ساختارهای سیاسی عقل گرا و خرد ورز که خود را در قالب حزب و انجمن نشان می‌دهد، «طوایف» جایگزین حزب شدند و آنقدر مرزبندی‌های طایفه ای شدت گرفت که اکنون به مرزبندی‌های خانواده ای رسیده است. این تأخر فرهنگی خود باعث تضادهای بی پایان طایفگی دیگری شده است. و باز وقتی می‌آییم این ساختار معیوب را برای ایجاد امنیت مسلح می‌کنیم، خود امنیت را به مسلخ برده‌ایم.
14-2- ریشه ایجاد نزاع ها در شهرستان سراوان:
تحقیقات نشان می‌دهد که بروز یکسری از اختلافات و حل نشدن آن به صورت ریشه ای بوده و باعث ایجاد نزاع‌های دسته جمعی در شهرستان سراوان شده ریشه و بستر اولیه نزاع‌های جمعی را در شهرستان سراوان باید در تاریخ گذشته این جوامع مطالعه نمود چرا که عوامل مختلفی در شکل گیری و تداوم آن مانند آثار محیط طبیعی، ریشه‌های اجتماعی، زمینه‌های اقتصادی، ابعاد فرهنگی و عوامل سیاسی دخیل بوده‌اند. ودر سال‌های اخیر تا حدودی مراجع قضایی و دیگر دستگاه‌های ذی ربط و شوراهای حل اختلاف در برطرف کردن ریشه ای اختلافات، و کاهش میزان بروز نزاع‌های دسته جمعی نقش مطلوب و موثری را ایفا نموده‌اند. لذا با این وصف برای تحلیل کم وکیف نزاع‌های جمعی و ارزیابی آن به شرح زیر بیان می‌گردد:
نسبت مقایسه ای نزاع: طبق آمار واطلاعات به دست آمده از تحقیقات میدانی در مورد نزاع دسته جمعی درمیان گروه‌های اجتماعی شهری و روستایی، میانگین تعداد نزاع‌های جمعی به نسبت افراد درگیر، در جامعه روستایی بیشتر از جوامع شهری بوده است(هاشمی،1390).
مدت زمانی نزاع و شیوه حل و فصل و عواقب آن: بازه زمانی نزاع‌های جمعی در شهرستان دیواندره اعم از جوامع شهری و روستایی در برخی موارد دارای مدتی کوتاه و زود گذربوده ویا اینکه ریشه ای وپایان ناپذیرند و سالیان سال به طول می‌انجامد. مدت نزاع و تداوم آن‌ها همان طورکه ذکر گردید در جامعه روستایی بیشتر از جامعه شهری است و علیرغم اینکه بیشتر نزاع‌های جمعی در شهرستان، در مراجع قضایی و یا دیگر نهادهای شبه قضایی مانند پاسگاه‌های انتظامی و شورای حل اختلاف مطرح می‌شوند. در پاره ای از موارد هم با کد خدامنشی و ریش سفیدی نزاع‌های دسته جمعی حل و فصل می‌شوند. ودر پاره ای از موارد طرفین نزاع به جای ارجاع اختلافات به مراجع قانونی ومراجع معتمد محلی سعی می‌کنند با پرخاشگری، خصومت، درگیری وضرب وجرح قضیه را حل کنند و بعضی معتقدند اگر خارج از مسائل قانونی قضیه را پی گیری کنند بهتر است چون می گویند اگر به مراکز انتظامی یا قضائی شکایت کنند طرف مقابل فکر می‌کند که آن‌ها ترسو هستند، که این عقاید باطل مسائل ومشکلات زیادی را برای جامعه فراهم می کندوباعث چالش‌های برای دستگاه‌های متولی تأمین امنیت به ویژه نیروی انتظامی شود.
15-2- انگیزه نزاع در شهرستان سراوان:
انگیزه نزاع: انگیزه‌های مورد بررسی نزاع‌های جمعی ظاهراً انگیزه‌های مادی بیشتر از سایر انگیزه‌های غیر مادی – سیاسی و ترکیبی مورد تأکید قرار دارد با این وجود پی آمد انگیزه‌های مادی کمتر از پی آمد انگیزه‌های غیر هست.
16-2- میزان خشونت در بروز نزاع عا در شهرستان سراوان:
میزان خشونت: شکل غالب بروز نزاع‌های جمعی در شهرستان سراوان ه ستیزه جویانه و میزان خشونت در آن‌ها از سطح بالایی برخوردار است. شدت خشونت در این نزاع‌ها در جوامع روستایی نسبت به شهری بیشتر است به طوری که ابزار کاربردی در نزاع‌های جمعی جوامع روستایی بیشتر سلاح‌های سرد و گرم بوده ولی در جامعه شهری بیشتر از سلاح سرد استفاده می‌شود. در مجموع تعداد کمی از افراد درگیر در نزاع‌های جمعی این شهرستان دارای اسلحه (مجوزدار و یا غیر مجوز) می‌باشند ولی این نسبت بر حسب نوع جوامع متفاوت بوده است، به‌طوری که نسبت افراد مسلح درگیر در نزاع‌های جمعی جامعه روستایی بیشتراز جامعه شهری است.
پی آمد نزاع: نزاع‌های جمعی در این شهرستان دارای پیامدهای مالی – جانی و اجتماعی جبران ناپذیری بوده و میزان خسارات مالی در جامعه روستایی که میزان نزاع‌های جمعی و شدت خشونت آن‌ها بیشتر است از سطح بالایی برخوردار است. تعداد جراحات و قتل‌ها در هر نزاع جمعی از یک تا چند مورد در نوسان است و میانگین تعداد، جرح و قتل‌ها در نزاع‌های جمعی در کل شهرستان 120 نفر که در جوامع شهری و روستایی آمارهای مختلفی را دارد. هر چند در برخی از موارد برای نزاع‌های جمعی که در شهر اتفاق افتاده قتلی صورت نگرفته ولی در سطح روستاها ودر اکثر نزاع‌های جمعی حداقل یک تا چهار نفر مورد جرح شدید و یا قتل قرارگرفته است.
این امر بیانگر میزان خشونت بیشتری است که در نزاع‌های جمعی جوامع روستایی نسبت به جامع شهری نمود پیدا کرده است. همچنین نزاع‌های جمعی مهم‌ترین ناهنجاری اجتماعی و معضلی است که موجب افتراق اجتماعی و تبدیل و تغییر شکل همبستگی اجتماعی به گسست اجتماعی شده وبه دنبال آن عدم و یا کاهش مشارکت‌های عمومی در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با پیامدهای اجتماعی نامطلوبی چون خشونت طلبی در تعاملات اجتماعی توأم با سلب احساس امنیت روحی وروانی، بیکاری، مهاجرت، اسکان اجباری، تخریب مراتع، غارت، ناامنی و محکومیت‌های کیفری و تحمیل زندان را به دنبال دارد.
17-2- دامنه نزاع در شهرستان سراوان:
دامنه نزاع: در رابطه با قلمرو نزاع همانطور که ملاحظه می‌شود تعداد افراد درگیر در نزاع‌های جمعی در جامعه روستایی بیشتر است و این امر با خصلت برون جامعه ای بودن نزاع‌های روستایی مرتبط است و در مجموع معرف وسعت دامنه نزاع‌های جمعی در جامعه روستایی است(رفیع پور،1372).
ازدیگرویژگی های این منطقه مخالف خوانی عده ای با اکثر مسائل موجود در منطقه است به علت اینکه قشرهای موجود از فواصل اجتماعی قابل ملاحظه ای برخوردارند، سریع‌تر تحت تأثیر همدیگر قرار می‌گیرند، که نتیجه آن همان نزاع‌های غیرمنطقی است.
احساس برتری طلبی، پرنبودن ایام فراغت، دخالت‌ها و یا تحریک‌های از جوانب خوانین ویا رؤسای سابق محلی و همچنین دیررسیدن و یا تأخیرهای طولانی قوای دولتی به دلیل عدم اعلام به موقع گزارش واقعه ویا صعب العبوری و بُعد مسافتی طولانی راه و همچنین مقاومت مردم در برهه‌های مختلف در مقابل نیروهای دولتی به هنگام بروز اختلاف و خلاء قدرت، از جمله مسائلی است که زمینه ساز زیان‌های جبران ناپذیر اختلافات و نزاع‌های محلی است(رفیع پور،1372).
عدم آشنایی و آگاهی لازم مردم به قوانین اسلامی و حکومتی در ارتکاب و ابراز خشونت که ازقبح انجام اینگونه اعمال بی خبرند. و اکثر آن‌ها به عرفهای گذشته که هنوز حاکم‌اند پایبند بوده و مظاهر تمدن و قوانین جدید علی الخصوص در جامعه روستایی در رفتار و کردار آن‌ها کاملاً بروز نیافته و هنوز هم پایبند رفتارهای سنتی خود بوده و تغییر ارزش‌های اجتماعی در آن‌ها مشهود شده است.
فرهنگ جنگ طلبی به شکل علاقه به اسلحه و مهارت فوق العاده، نمایش شجاعت و شهامت توانایی‌های بدنی، سازگاری با سختی‌ها و تن ندادن به زور، از دست ندادن اموال و افزودن آن از هر طریق ممکن به خصوص چپاول و غارت همه دربه وجود آوردن نزاع‌های محلی سهم عمده ای را دارند.
یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که میزان این برخوردها در سالیان اخیرسیرصعودی داشته و هر سال بر تعداد آن‌ها افزوده می‌گردد. ابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی محیط طبیعی ساکنان منطقه جهت تعدیل نمودن این رفتارها و متعادل سازی آن مشکل بوده و برای نهادینه کردن فرهنگ صلح و سازش در این جوامع راهبردها واقدامات ویژه ای لازم است که در قالب پیشنهاداتی به شرح ذیل مطرح می‌گردد:
کمک گرفتن از اساتید صاحبنظران برای ارائه راهکارهای علمی و عملی ارتباط بیشتر با شوراهای اسلامی، ریش سفیدان محلی و شوراهای حل اختلاف، استفاده از افراد صاحب نفوذ و باسواد در روستا، هماهنگی بادستگاه قضایی برای افزایش جریمه نقدی طرفین درگیر، آموزش همگانی وایجاد اماکن ورزشی و تفریحی در کاهش بروز این اختلافات و متعاقب نزاع‌های دسته جمعی می‌تواند نقش عمده ای را داشته باشد.
نظر به اهمیت و تأثیر فراوان نقش افراد صاحب نام و با نفوذ طوایف در کنترل یا تشدید درگیری‌های طایفه ای شناسایی و ارتباط مستمر فرماندهان و مسئولان ناجا بااین افراد به عنوان یک ضرورت بیش از پیش اهمیت داده شود(انصاری،1380).
دستگاهای رسمی مانند د ستگاه قضایی و انتظامی برای برقراری ارتباط با طرفین درگیر به ویژه افراد با نفوذ نیازمند یک رابط و واسطه مناسب هست که به نظر می‌رسد شوراهای حل اختلاف به خوبی از عهده ایفای این نقش بر می‌آیند لذا تقویت شوراهای مذکور انتخاب و گماردن افراد صاحب نام آگاه و خوش نام در آن‌ها جهت افزایش اعتماد و استقبال مردم از آن‌ها پیشنهاد می‌گردد.
18-2- خشونت از دیدگاه قرآن مجید:
قرآن، شکل‌های خشونت برآمده از دل چنان بافت ناهمگون فکری و فرهنگی را چنین تصویر می‌کند:
«یا أیها الذین آمنوا لاتتّخذوا بطانة من دونکم لایألونکم خبالاً ودوّا ما عنتم قد بدت البغضاء من أفواههم و ما تخفی صدورهم أکبر… ها أنتم أولاء تحبّونهم ولایحبّونکم و تؤمنون بالکتاب کلّه و إذا لقوکم قالوا آمنّا و إذا خلوا عضّوا علیکم الأنامل من الغیظ…») آل عمران/118 و 119)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! محرم اسراری از غیر خود انتخاب نکنید. آن‌ها از هرگونه شر و فسادی درباره شما کوتاهی نمی‌کنند. آن‌ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید. (نشانه‌های) دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده و آنچه در دل‌ها شان پنهان است، از آن مهم تر است.
شما کسانی هستید که آن‌ها را دوست می‌دارید، اما آن‌ها شما را دوست ندارند0 در حالی که شما به همه کتاب‌های آسمانی ایمان دارید، (و آن‌ها به کتاب آسمانی شما ایمان ندارند) هنگامی که شما را ملاقات می‌کنند (به دروغ) می گویند: ایمان آورده‌ایم، اما هنگامی که تنها می‌شوند از شدت خشم بر شما سرانگشتان خود را به دندان می‌گزند.
سید حسین هاشمی در پژوهش خود تحت عنوان قرآن و عوامل رویکرد به خشونت می‌نویسد:
خشونت درتمام زاویه‌های فردی، اجتماعی و سیاسی آن، همانند هر پدیدار دیگر این جهان، برآیند زمینه‌ها و علل گوناگون است. از جمله عللی که در بروز خشونت مؤثر شناخته شده است می‌توان به نادرستی تربیت و پرورش کودکان، نوع تغذیه آدمیان، محیط خانوادگی، اجتماعی و طبیعی، فقر و اختلاف طبقاتی، بی عدالتی اجتماعی، ضعف و سستی بنیادهای اخلاقی، خلأهای معنوی و مذهبی، تفاوت نگرش‌ها، ضعف نظام‌های آموزشی و پرورشی و استبداد سیاسی اشاره کرد. اما از یک منظر و نگاه فلسفی می‌شود همه علت‌های مختلف را تجلیات متفاوت دو علت اصلی به شمار آورد0 تعارض آرا و عقاید و یا تضاد منافع (هاشمی،1390).
واقعیت اجتماعی خشونت مبتنی بر بافت متکثر جوامع انسانی از حیث فکر و فرهنگ، بایستگی راهکار برون رفت ازاین معضل را به مثابه یکی از دغدغه‌های جدی اندیشه وران درآورده است، نه از امروز بلکه ازگذشته دور، هر چند که وضعیت دنیای معاصر جست وجوی چاره را فوریت و ضرورت دو چندان بخشیده است زیرا در جهان کنونی قلمروهای سیاسی را نمی‌توان قلمرو اندیشه‌های خاص دانست.
در قلمرو معرفتی، گروهی از اندیشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که یکی از مناسب‌ترین راه‌های جلوگیری از خشونت، ترویج نسبی گرایی درحوزه امور واقع و ارزش‌هاست، به باور آنان، اگر این آموزه برای همگان پذیرفته افتد که دیدگاه‌های افراد، اقوام و فرهنگ‌های مختلف در خصوص حقایق و ارزش‌ها متفاوت است و الگوی مشترک که بتوان بر سر آن‌ها به توافق رسید و نیز ملاک‌های کلی و عام در مقام داوری میان مدعیان ناسازگار معرفتی و ارزشی وجود ندارد، زمینه زیست مسالمت آمیز به نیکوترین وجه آن میان اقوام، ملت‌ها و فرهنگ‌های متفاوت پدید می‌آید.
در این جوامع هر آموزه ای که ذهنیت قبیله ای و تجزیه شدن گروه‌ها را تقویت کند، بر پایه این پیش فرض که مفاهمه امکان ندارد و یا موازین حقیقت نما وجود ندارد، زمینه ساز بروز خشونت و درگیری می‌شود، آن هم در سطح بسیار گسترده، به ویژه اینکه ارتباط انسان‌ها و جوامع چنان در هم تنیده است که تنش اندک به ضایعه بزرگ و گاه جبران ناپذیر می‌انجامد.
چهار: درباور نسبی گرایی، عوامل و علت‌های بیشتری برای خشونت و ناروا داری موجود است، حال آنکه طرفدار بودن وجود حقایق مطلق و پیروان ادیان سنتی، بیشتر اهل تسامح و رواداری اند، و این به دو علت است یکی وجود و حضور حقایق مشترک و متعالی در میان ادیان سنتی گوناگون، و دیگری نبود چنان زمینه‌های مشاع و مشترک بنیادین بین نظرگاه لاادری گرایانه ـ دنیاگرایانه در یک طرف و نظرگاه دینی در طرف دیگر. این دو عامل اثباتی و سلبی، رواداری را در حوزه اندیشه نسبی گرایی به شدت کاهش داده است. به دیگر سخن «مدارا بر مبتنی سازی حقیقت، مستلزم عدم مدارا در قبال کسانی است که به وجود حقیقت مطلق قائل و نسبت به آن متعهدند». چه آنکه نفس اثبات و ایجاب مدارا بر اساس نسبیت باوری، مولد نفی و عدم مدارا نسبت به دیگران است که حاضر نیستند با روند رایج نسبی سازی همراه شوند. (بهرامی،1379).
رئیس دادگاه کیفری استان کرمان مسائل ناموسی، شوهرکشی به دلیل اعتیاد شوهر و ارتباط همسر او با فردی دیگر، مصرف مشروبات الکلی در مهمانی‌ها و مراسم عروسی که به دعوا و قتل منجر می‌شود، معاملات مواد مخدر، حمل و نگهداری سلاح گرم از سوی مردم، تمرکز حضور افاغنه در جنوب کرمان و دسترسی سریع و آسان آن‌ها به مرزهای شرقی و فرار از کشور پس از ارتکاب جرم، اختلافات ملکی و منازعات قومی و طایفه ای را از علت‌های ارتکاب قتل در جنوب استان کرمان برمی شمرد.
مصطفی بنده می‌افزاید: متاسفانه به دلیل این که در این منطقه معاملات مواد مخدر رو به افزایش بوده و به موضوعی طبیعی تبدیل شده است، قاچاقچیان مواد مخدر به جراتی رسیده‌اند که مواد مخدرهای عمده را به صورت نسیه به افراد مختلف می‌فروشند و طبق قوانین خودشان اگر فرد خریدار پول مواد مخدر را در زمان معین نپردازد، آن‌ها برای تلافی کردن یک یا چند نفر از اعضای خانواده فرد بدهکار را ربوده و به قتل می‌رسانند.
این مقام قضایی نسبت به فراوانی سلاح در مناطق جنوبی کرمان هشدار می‌دهد و می‌گوید: آمار رو به افزایش حمل و نگهداری سلاح‌های گرم در این مناطق باعث شده بسیاری از افراد به پشتوانه این سلاح‌ها مرتکب قتل شوند به طوری که بر اساس بررسی‌های صورت گرفته، حدود 40 درصد پرونده‌های ارتکاب قتل با سلاح گرم به دلیل دلگرم بودن فرد قاتل به سلاحی که در خانه‌اش نگهداری می‌کرده، بوده است. (تارنمای جام جم آنلاین، 12 مرداد 1392).
توسلی در مصاحبه با تارنمای سلامت نیوز به علل خشونت در جامعه ایرانی می‌کند و می‌گوید: با بیان اینکه به طور خلاصه خشونت نوعی حالت تهاجمی روانی است و در شرایطی است که افراد ناچارند و هیج راه دیگری را پیدا نمی‌کنند گفت: البته در افراد هم سطح هم این تهاجمات به وجود می‌آید مثلاً در گذشته بر سر تقسیم غنائم این خشونت‌ها بسیار زیاد ایجاد می‌شده است. تعصبات نقش مهمی در ایجاد خشونت‌ها دارند تعصبات دینی، نژادی، قومی، هر کدام به نوبه خود می‌توانند سر منشأ خشونت‌های جدی شوند به همین دلیل برخی گرایش‌های مسلمانان و یا یهودیان دست به خشونت می‌زنند.
این‌ها تعصبات قومی و مذهبی است که ندانسته در افراد رسوخ می‌کند و افراد به دلیل تحقیرهای نژادی، واکنش‌های خشونت آمیزی را از خود نشان می‌دهند. خشونت در جامعه متمدن هم رخ می‌دهد انسان‌ها هر چه از خوی های حیوانی خود دور شوند و به تمدن نزدیک تر شوند و تمدن و فرهنگ جانشین خشونت خواهد شد البته در جوامع جدید هم خشونت‌های زیادی بوده است مانند جنگ جهانی اول و دوم که ناشی از خودخواهی‌هایی است که کشورها بر سر منابع با یکدیگر داشتند.
او تصریح می‌کند: انسان یک نوع خشونت تخریبی دارد و حالت دیگر آن هم نسبت به هم نوع است. خشونت‌هایی که علیه کودکان و زنان وجود دارد از جمله خشونت‌هایی است که سرچشمه القایی دارد و از فیلم‌هایی که توسط رسانه‌های جمعی پخش می‌شود و مورد استقبال بیشتر افراد قرار می‌گیرد، نشأت می‌گیرد و این‌ها خوی خشونت را در انسان ترویج می‌کند و در اینجاست که فرد به انتقام گیری روی می‌آورد. چون زنان از نظر نیروی جسمانی متفاوت با مردان برخوردار هستند خشونت‌ها تبعیض جنسی هم ایجاد می‌کند. این مساله در کشورهای کانادا و ژاپن هم دیده می‌شود. در مقاله ای خواندم که در کانادا حدود 48 درصد از مردان، زنان خود را کتک می‌زنند بنابراین این گونه خشونت‌ها در کشورهای متمدن هم دیده می‌شود البته در قبایل بیشتر و در شهرها هم کمتر است ولی از بین نرفته و به نوع‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. (تارنمای سلامت نیوز، تاریخ، 23/1/1393، کد خبر:108870).
دکتر امان الله قرائی مقدم در گفت و گو با خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با استناد به اخبار مندرج در صفحات روزنامه و رسانه‌های مختلف، گفت: خشونت‌های جسمی به ویژه خشونت در خانواده وبروز قتل افزایش یافته است.
وی با بیان اینکه فقر، بیکاری و ناتوانی والدین در برآورده کردن نیازهای خانواده، توقعات نامعقول اعضای خانواده و مشکلات روحی و روانی می‌تواند خشونت در خانواده را افزایش دهد، گفت: ضعف و مشکلات قانونی سبب شده است، اعضای خانواده به ویژه مرد و پسران فضا را برای اعمال خشونت باز کند.
این آسیب شناس مسائل اجتماعی وجود این تفکر سنتی مبنی که مشکلات باید در درون خانواده حل شود را عاملی در بروز جرائم و خشونت در خانواده بیان کرد و افزود: بسیاری از زنان و دختران در خانه مورد خشونت قرار می‌گیرند، اما به دلیل این تفکر سنتی این مسأله را بروز نمی‌دهند. متأسفانه قانون نیز از آسیب دیدگان به ویژه زنان حمایت خاصی نمی‌کند.
این جامعه شناس افزود: نبود فرهنگ مناسب و قوانین و مقررات مشخص، عدم حمایت‌های قضایی و وجود زمینه بروز خشونت در جامعه سبب شده است که بسیاری از خشونت ه به قتل تبدیل شود.
وی درباره علل وقوع قتل، به خشن بودن فضای جامعه اشاره کرد و یادآورشد: سریال‌ها و فیلم‌های که صحنه‌های دلخراش خون ریز و ترور و برخورد نامناسب افراد در جامعه را به نمایش می‌گذارد سبب سردرگمی و فروریختن ارزش‌ها و هنجارها در نتیجه بروز خشونت در درون خانواده و جامعه می‌شود.
قرائی مقدم با تأکید بر اینکه مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در بروز خشونت در خانواده نقش دارد، اظهار کرد: فرد در بیرون از خانواده مورد خشونت اعضای جامعه قرار می‌گیرد و این خشونت را به داخل خانواده سوق می‌دهد و سعی می‌کند انتقامش را یکی از اعضای خانواده بگیرد.
وی مدعی شد: سطح سواد و تحصیلات، شخصیت درونی افراد، وضعاقتصادی و نحوه تربیت وی همگی در بروز خشونت نقش دارند.
این آسیب شناس مسائل اجتماعی با تأکید بر اینکه مسائل ناموسی یکی از دلایل عمده در بروز قتل‌های قبیله ای است و گفت: افراد به دلیل توهمات، تعصبات و تصورات خود این اجازه را می‌دهند که به بهانه دفاع از آبرو، شرف و حیثیت دست به قتل یکی از اعضای خانواده بزنند( تارنمای خبرگزاری ایسنا، تاریخ، 23/1/1393، کد خبر:129975).
19-2- رابطه فقر با بزهکاری:
دکتر شهلا معظمی در تحقیق خود تحت عنوان خشونت اجتماعی و قتل می‌نویسد: حضور ملموس خشونت در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و به‌ویژه رسوخ آن در درون خانواده‌های ما از جمله معضلات اجتماعی است که در سطح ملی با آن روبرو هستیم. رشد ضرب و جرح نه تنها در اجتماع بلکه در خانواده‌ها احساس ترس و نا امنی را در جامعه گسترش داده و اذهان عمومی را به شدت نگران نموده است. برخی فقر، افزایش مواد مخدر و خشونت حاکم بر خانواده و جامعه را از جمله زنجیره ای از علل افزایش بزهکاری می‌دانند. به عقیده یکی از جرم شناسان فقر محرک طغیان و موجد بغض و کینه و محرومیتی است که شخص را متوجه سعی و کوشش و تلاش برای بهبود زندگی می‌کند. فقر فقط اشخاص بی استعداد را به بزه کاری وامی دارد اما فقر زاییده نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی موجب می‌گردد بیشترین میزان خشونت از آن جوامعی باشد که بالاترین نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی را دارا هستند (معظمی،1390).
آن چه مسلم است فقر نمی‌تواند این موضوع را توجیه کند که چرا یک نفر در آینده مرتکب جرمی خشونت‌بار می‌شود. چون اگر فقر، مسأله جرم را توجیه می‌کرد، مسأله جرم بسیار بدتر از آن چیزی بود که امروز هست. اما می‌توان اذعان نمود که گستره خشونت پنهان، ناشی از عدم انعطاف و سخت بودن اصول ساختاری و تقسیم نابرابر قدرت و منابع در درون ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی، امکان بروز پرخاشگری و خشونت را فراهم می‌کند.
خشونت به هر شکل، هر گاه در یک مکان بیش از چندین سال به طول بکشد، مشکلات اقتصادی افزایش می‌یابد. افزایش بیکاری در میان جوانان، میل به ثروت و غارتگری را در این قشر افزایش می‌دهد و باعث رذالت و تبهکاری و تکرار جرم خشونت‌بار می‌شود. نابرابری اجتماعی و اقتصادی سبب بزهکاری می‌گردد و در نتیجه، بحران اقتصادی و خشونت را به یکدیگر مرتبط می‌سازد. از این منظر شاید بتوان عدم توانایی و قابلیت خانواده‌ها در ایفای نقش تربیتی فرزندانشان و شیوع رفتارهای خشونت‌بار در خانواده‌ها را با نابرابری‌های ساختاری توجیه نمود. گزارش را با توصیف قتل و انواع قتل و چارچوب نظری خشونت با عنوان “مانعی در توسعه” ادامه می‌دهیم.
قتل و آدم‌کشی را به معنی سلب حیات دیگری توسط فردی از افراد بشر توصیف کرده‌اند. دیگرکشی غیرکیفری یعنی اتفاقی یا در دفاع از خود یا قابل توجیه. قتل جنایی شامل قتل عمد و قتل غیرعمد می‌شود. انواع قتل شامل قتل‌های خانوادگی، قتل غریبه‌ها، شبکه‌های آدم‌کشی مانند قتل‌های مربوط به قاچاق مواد مخدر و درگیری قاچاقچیان یا تبعیض‌های نژادی و قتل‌های زنجیره‌ای مانند قتل‌های سریالی و قتل‌های دسته‌جمعی و ترویستی است. از جمله شایع‌ترین قتل‌ها در ایران، قتل‌های ناموسی، قتل‌های خانوادگی و درگیری و نزاع است. (معظمی،1390).
دیگر گزارش، روند قتل در ایران است که متأسفانه آمار رسمی در این زمینه نداشتیم و تنها آماری که مرکز آمار به ما ارائه داد، تا سال 1385 بود. همین‌طور آمار کتابی که از سازمان زندان‌ها دریافت کردیم نیز تا سال 1385 بود. بقیه آماری که ارائه می‌دهم، آماری است که با روابط و خواهش و تمنا اخذ شده است. آمار رسمی نشان می‌دهد طی سال‌های 1380 تا 1385، تقریباً یک درصد کل پرونده‌ها، مربوط به قتل عمد بوده است. این در حالی است که همواره حدود 4/7 تا 8 درصد کل پرونده‌ها مربوط به ضرب و جرح بوده است. طبق آمار سال 1387، در 9 ماهه نخست، 64 مورد فرزندکشی در ایران اتفاق افتاده است و 85 زن به دست شوهر خودشان به قتل رسیده‌اند. آمار قتل، به ویژه قتل خانوادگی از سال 1383 رو به رشد بوده است(معظمی،1390).
در سال 1382 پرونده‌های قتل در استان تهران، 60 پرونده بوده که این آمار در سال 86، به 230 پرونده رسیده، یعنی چهار برابر شده است. طبق آمار غیررسمی در سال 1388 قتل عمد 1741 نفر و قتل غیرعمد 2906 نفر بوده است. بالاترین آمار قتل مربوط به استان تهران بوده، یعنی 196 قتل عمد و 727 قتل غیرعمد و 260 نفر خودکشی. کمترین میزان آمار قتل به استان زنجان و سمنان تعلق داشته است، به‌ترتیب با 7 و 9 قتل عمد و 16 و 36 نفر خودکشی، قتل غیرعمد نیز گزارش نشده است. بعد از استان تهران، بالاترین قتل عمد به استان فارس مربوط می‌شود با 183 نفر. نسبت جنسیتی مردان به زنان 9 به 1 بوده است(معظمی،1390).
در مورد کودکان و نوجوانان، اطفال به ندرت مرتکب قتل می‌شوند، اما اغلب قربانی قتل محسوب می‌شوند. آمار بزه‌دیدگان قتل در سال 1385 نشان می‌دهد که 5/6 درصد مقتولان، 10 سال، 3/5 درصد 10 تا 16 سال و 7/10 درصد 16 تا 24 سال داشته‌اند. نسبت جرائم خشونت‌آمیز پسران به دختران نیز 9 به 1 است.
در مورد زنان، به استناد آمار رسمی، بین جرائم زنان و مردان، چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی، تفاوت‌هایی وجود دارد. به رغم افزایش تعداد زنانی که در سال‌های اخیر، به اتهام ارتکاب جرم‌های مختلف بازداشت شده‌اند، هنوز هم جمعیت کیفری زنان، فقط 48/4 درصد زندانیان را تشکیل می‌دهد. از لحاظ مشارکت دو جنس در ارتکاب جرم‌های خشونت‌بار، نسبت زنان 1 به 9 در مقایسه با مردان است.
در مورد وضعیت جوانان، به گفته یک مقام پلیس آگاهی در سال 88، بالاترین نرخ قتل مربوط به گروه سنی 15 تا 25 سال است که این گونه قتل‌ها معمولاً در جریان یک نزاع یا درگیری خانوادگی رخ می‌دهد. ایراد ضرب و جرح عمدی و غیر عمدی در جوانان شایع است. در مورد علل و عوامل خشونت اجتماعی می‌توانیم بگوییم دگرگونی‌های سریع اجتماعی در ایران و به موازات آن، تأخیر در هماهنگی ساختاری موجود در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، آسیب‌هایی جدی به جامعه ایران تحمیل کرده است. آسیب‌هایی از قبیل بیکاری، بحران هویت، شکاف طبقاتی و گسترش فقر و نابرابری و بی‌عدالتی اجتماعی، اعتیاد و افزایش خشونت و جرم و جنایت و به‌ویژه قتل در خانواده. به طور خاص باید به شیوع روانگردان‌ها، و از جمله شیشه در بین نوجوانان و جوانان اشاره کرد که بخش عمده جرائم خشونت‌بار را در جامعه در پی داشته است. به نحوی که کارشناسان، علت افزایش قتل‌های خانوادگی را نیز گسترش اعتیاد در جوانان می‌دانند. همچنین می‌توانیم به نابرابری حقوقی در میان زنان و مردان که خشونت را در خانواده‌ها دامن می‌زند، اشاره کنیم.
20-2- انواع قتل های صورت گرفته در ایران:
از شایع‌ترین انواع قتل در ایران، قتل با انگیزه دفاع از ناموس است. 30 درصد قتل‌ها از نوع ناموسی است. همچنین آمار نشان می‌دهد در سال‌های 86-1385 حدود 7/47 درصد زنان، توسط شوهرانشان به قتل رسیده‌اند و 2/22 درصد شوهران به دست همسر خود و 39 درصد زنان با همدستی معشوق خود، شوهرانشان را به قتل رسانده‌اند. در مجموع، 50 درصد قتل‌های خانوادگی مربوط به همسرکشی است که به نظر می‌رسد تجدیدنظر در قوانین می‌تواند کاهش این جرائم خشونت‌بار را به دنبال داشته باشد((معظمی،1390).).
افزایش قتل عمد در تهران که به نسبت سال گذشته (این آمار در سال 1389 ارائه شده)، 200 فقره افزایش داشته، سبب اجرای طرح‌های ارتقای امنیت ضربتی، یعنی سیاست تسامح صفر و شدت عمل در برابر جرم و خشونت‌های اجتماعی، از جمله گروه‌های موسوم به اراذل و اوباش شده است. فرمانده نیروی انتظامی کشور از کاهش 6 درصدی قتل به دلیل اجرای طرح امنیت اجتماعی و همچنین کاهش 39 درصدی سرقت مسلحانه و 22 درصدی تجاوز به عنف خبر داده است(معظمی،1390)..
در مقایسه ایران با سایر کشورها بنا بر گزارش سازمان بهداشت جهانی، گفتیم که کراچی پاکستان از جمله شهرهایی است که بالاترین نرخ قتل عمد را در جهان دارا است. قتل در کشورهای عراق و افغانستان نیز به دلیل شرایط خاص آن‌ها، بسیار بالا است. سنت گوشه‌نشینی زنان همچنان در افغانستان و پاکستان، به ویژه در مناطق سنتی آن‌ها، غالب است و همین امر، حضور زنان را در جرائم، نه به عنوان مباشر قتل، بلکه به عنوان قربانی، افزون می‌کند. با وجود این، شمار زیادی از کشورهای منطقه (از جمله ترکیه، عراق، افغانستان، مصر، عربستان سعودی، بحرین، کویت، لبنان، لیبی، سوریه، یمن، جیبوتی، مراکش و الجزایر) کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان را امضا کرده‌اند. این کشورها قوانین خانواده را نیز در چارچوب شریعت بازنگری کرده‌اند. نرخ بیکاری زنان در منطقه، 20 درصد بیشتر از مردان است که این آمار را بانک جهانی داده است. اما به طور کلی، میزان وقوع قتل در مناطقی که از فقر، نابرابری، جمعیت بالا، بیکاری، خشونت و فرهنگ و سنت‌های غلط در رنج هستند، از نرخ بالاتری برخوردار است(معظمی،1390).
طبق نظریه خشونت پنهان، هنگام تشدید نابرابری‌های موجود در جامعه، بزهکاری نیز افزایش خواهد یافت. در کشورهای اروپایی، سرمایه‌گذاری هنگفتی در زمینه پیشگیری اجتماعی صورت گرفته است. به عنوان مثال در فرانسه، اگرچه از میزان قتل کاسته شده (یعنی 20 درصد جرائم را قتل‌ها تشکیل می‌دهند و 80 درصد جرائم، علیه اموال است)، اما در مناطق فقیرنشین و عمدتاً مهاجرنشین، میزان خشونت عمومی، 8 تا 9 برابر بیشتر از خشونت‌های موجود در نواحی ثروتمند، و میزان تجاوز، دو برابر بیشتر از آن گزارش شده است.
اعمال روش‌های نوین مبارزه با جرم توسط پلیس در شهر نیویورک، سبب کاهش 27 درصدی جنایات شده و کاهش قتل تا 25 درصد گزارش شده است که این به دلیل استفاده بهینه از نیروی انسانی توسط اداره‌های پلیس و رمز موفقیت آن، تساهل صفر در مبارزه با جرم و کاهش میزان جرم بوده است. به نظر می‌رسد که سیاست سزادهی و سرکوب، در صورتی می‌تواند به حیات خود ادامه دهد که پیش‌زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن در جامعه فراهم شود. عدالت کیفری در صورتی می‌تواند جرائم را کنترل و مهار کند که دولت‌ها با رعایت حقوق شهروندان و فراهم کردن فرصت‌های آموزشی، بهداشتی، کار، دادرسی عادلانه، رفاه، تفریح، و حداقل امکانات زندگی برای عموم افراد جامعه و مبارزه با فساد و نابرابری‌های ساختاری و تضادهای اجتماعی، کنترل مهاجرت، اعتیاد، بیکاری و تورم، زمینه‌های بزهکاری و خشونت را از بین ببرد و توانایی نظام کیفری را برای انطباق خود با نیازهای جامعه و مردم فراهم سازد و از بحران سیاست جنایی پیشگیری نماید. افزایش خشونت اجتماعی و جرم و کاهش ضریب امنیت اجتماعی و توسل به شیوه‌های کیفری شدید، اگرچه ساده‌ترین راه‌حل است، اما بدون تردید، مؤثرترین نخواهد بود، به ویژه هنگامی که به زیرساخت‌های جامعه توجهی نشده باشد(معظمی،1390).
در حقیقت، شدت مجازات‌ها و تشدید قوانین کیفری، سبب تشدید خشونت در جامعه می‌گردد و گسترش خشونت و تسری آن به لایه‌های درونی جامعه، حتی درون خانواده‌ها، افراد را به توسل هر چه بیشتر به خشونت برای حل مشکلات خود سوق می‌دهد. در صورت توجه به ابعاد جرائم خشونت‌بار و از جمله قتل از یک سو، و هزینه‌های مستقیم جرم، هزینه نیروی پلیس، رنج روحی و سایر تأثیرات منفی غیرمستقیم جرم بر فعالیت‌های اقتصادی، هر گونه راهبرد پیشگیرانه نسبت به بزهکار یا بزه‌دیده، باید با توجه به ابعاد و پیچیدگی‌های خشونت‌های اجتماعی و قتل تعیین گردد. بر این اساس، تدابیر پیشگیرانه باید عوامل فردی، اجتماعی و اقتصادی را در بر داشته باشد(معظمی،1390).
21-2- چهارچوب نظری
فردیناند تونیس برای طبقه بندی جوامع از دو مفهوم گمین شافت (اجتماع) و گزل شافت (جامعه) استفاده کرده است. درواقع وی برای تحلیل دو نوع رابطه اجتماعی این دو مفهوم را ابداع نموده است. اما در توضیح چگونگی تغییر از یک جامعه سنتی به یک جامعه مدرن، اثر نیل اسملسرکه بر اساس مفهوم تمایزات ساختی قرار دارد، از دقت بیشتری برخوردار است. به عقیده وی در یک جامعه مدرن تمایزات ساختی یا تفکیک کارکردی عناصر ساختی به طور کامل صورت گرفته است، در حالی که جوامع سنتی فاقد چنین تفکیک ساختی هستند)تونیس،1995).
تمایز یا تفکیک ساختی فرایندی است که طی آن واحدهای اجتماعی مستقل و تخصصی شده، به جای واحدهای سنتی استقرار می‌یابند. به نظر او حالت تخصصی شدن در زمینه‌های مختلفی نظیر اقتصاد، خانواده، نظام سیاسی و سایر خرده نظام‌های اجتماعی به وجود می‌آید. به عنوان مثال، اقتصاد بازار منجر به جدایی فعالیت‌های تولیدی و مصرفی خانواده از یکدیگر می‌شود (ازکیا، 1314‌).
رابرت ردفیلد شکل دیگری از تقسیم بندی دوگانه سنتی –مدرن از جوامع در جریان دگرگونی اجتماعی، گاهی به شکل مفهوم زنجیره روستایی – شهری و یا قومی- شهری مطرح شده است را در کارهای اولیه‌اش بیان می‌کند. ردفیلد با تاکید بر جنبه‌های فرهنگی جامعه، جوامع در حال دگرگونی اجتماعی را به دو دسته قومی و شهری تقسیم می‌کند. خصوصیات جامعه قومی عبارت‌اند از: جامعه کوچک، ‌ منزری، فاقد افرادباسواد، متجانس و با احساس قوی، انسجام گروهی، رفتارهای سنتی، خود به خودی، غیر انتقادی و شخصی (ازکیا، 1314‌).
به نظر وی، در جامعه قومی قواعد سنتی، حقوق و تکالیف و روندهای مرسومی که از طریق آن‌ها این حقوق تضمین می‌شوند ساخته می‌شود. قانون گذاری نقشی در این جامعه ندارد. به عبارت دیگر، رویه قضایی (رسمی) هنوز پا نگرفته است. درواقع، در این جامعه تمایل به حفظ پیوندهای خونی منجر به شکل گیری کلان و خانواده‌های مشترک شده است. زیان‌هایی که به فرد وارد می‌شود به مثابه زیان‌های گروه خویشاوندی تلقی می‌شوند و گروه گام‌هایی برای جبران خسارت بر می‌دارد (ردفیلد، 1947‌).
دورکیم از دیگر نظریه پردازان جامعه سنتی و مدرن است. وی درکتاب تقسیم کاراجتماعی خود، دو نوع ایدال جامعه را که مبین دو نوع همبستگی اجتماعی است از هم تفکیک نموده است. نوع اول”همبستگی مکانیکی یا خود به خودی” است که شکل اولیه و بدوی سازمان اجتماعی هست. در این نوع از همبستگی، عقاید وگرایش های مشترک تفوق دارند. نظم اجتماعی از تجانس زیاد برخوردار است. در حقیقت، وجدان جمعی، کل وجدان افراد را در برگرفته و در تمام جنبه‌ها برآن منطبق می‌شود. به علاوه این همبستگی توسط اعمال کیفرهای سرکوب گرانه در مورد آن‌هایی که منحرف می‌شوند برقرار می‌شود. چنین کیفرهایی مبین خشم اجتماعی در برابر خلأ ف کاری‌هایی علیه وضعیت تعیین شده و مقدر وجدان جمعی است (لاور، ترجمه کاووس سید امامی ،1373).
نوع دیگر همبستگی، همبستگی ارگانیکی است. در همبستگی ارگا نیکی فرد به شخص حقوقی مستقل مبدل می‌شود. افراد دیگر همانند هم نیستند بلکه متفاوت‌اند ولزوم استقرار اجماع اجتماعی نتیجه وجود همین تمایزها است که در نتیجه آن وجدان جمعی هم ضعیف می‌شود
در جوا معی که تمایزهای اجتماعی بین افراد ظاهر می‌شود، هرکس آزاد است در مقدار زیادی از اوضاع و احوال به دلخواه خویش فکر کند، بخواهد یا عمل کند. بر عکس، در جوامع دارای همبستگی ساختگی یا مکانیکی، مهم‌ترین بخش هستی فرد تابع فرامین و ممنوعیت‌های اجتماعی است(گسن، ترجمه مهدی کی نیا،1370).
نیروی این وجدان جمعی پا به پای گسترش آن افزون می‌شود. در جوامع بدوی، وجدان جمعی نه تنها بزرگ‌ترین بخش هستی‌فردی را در بر می‌گیرد، بلکه احساسات مشترک از نیروی عظیمی برخوردارند که از طریق شدت کیفرهایی که به افراد خاطی و زیر پا گذرانده ممنوعیت‌ها داده می‌شود می‌توان به اهمیت آن‌ها پی برد. هر قدر وجدان جمعی قویتر باشد خشم عمومی بر ضد جرم، یعنی بر ضد تخطی از فرامین اجتماعی حادتر است. بالاخره، وجدان جمعی فقط به صورت عام نیست، بلکه موارد خاص هم دارد. وجدان جمعی، جزئیات تفصیلی هرکردار و هر اعتقادی را تعیین کرده است(گسن ، ترجمه مهدی کی نیا،1370).
دورکیم تصور می‌کند در جامعه ای که همبستگی ارگا نیکی یا اندامی بر آن حاکم است، دایره عمل آن بخش از هستی که تابع وجدان جمعی است کاهش می‌یابد0‌ واکنش‌های جمعی بر ضد تخطی از ممنوعیت‌های اجتماعی تضعیف می‌گردد وخصوصأ دامنه تعابیر فردی فرامین اجتماعی توسعه بیشتری پیدا می‌کند. در ارتباط با نظام حقوقی، دورکیم دو نوع حقوق تشخیص می‌دهد که هر یک از آن‌ها مختص‌نوعی از همبستگی است حقوق تنبیهی، که خطاها یا جرم را کیفر می‌دهد و حقوق ترمیمی یا جبرانی، که ذات آن به کیفر رساندن افراد به دلیل تخطی‌شان از قواعد اجتماعی نیست، بلکه احیاء امور در صورت ارتکاب خطا یا ایجاد همکاری بین افراد است(گیدنز ، ترجمه یوسف اباذری،1363).
همه قوانین با تضمین همراه هستند. تضمین‌ها سرشت اجباری قو اعد اخلاقی را نشان می‌دهند. از این رو طبقه بندی صورت‌های قانون بر اساس انواع جریمه ای که در بردارند، راه مفیدی است که با آن می‌توان انوع گوناگون نظام‌های اخلاقی را تشخیص داد(گیدنز ، ترجمه یوسف اباذری،1363).
به نظر دورکیم، تنها ویژگی مشترک و عام جرم‌ها در این است که جملگی به معتقدات اخلاقی که عامه مردم بدان‌ها سخت پای بندند تجاوز می‌کنند و در نتیجه باعث عکس العمل کیفری جامعه می‌شوند. بدین ترتیب به نظر وی، هر قدر وزنه حقوق بازدارنده بر حقوق غرامتی بچربد، وجدان جمعی متحدتر و دربسته تر است. بر این اساس می‌توان نشان داد که وجدان جمعی در ساده‌ترین صورت‌های جامعه از همه منسجم تر و نیرومندتر است. نفوذ نسبی حقوق بازدارنده شاخصی از برتری و تفوق همبستگی مکا نیکی است (گیدنز ، ترجمه یوسف اباذری،1363).
موضوع دیگری که در ارتباط با نگرش‌ها و رفتارهای افراد وگذر از جامعه سنتی به مدرن مطرح است، محتوا وکیفیت جامعه پذپری است. جامعه همواره با گروهی از مشمولان خام و نادان سروکار دارد که باید آن‌ها را به افرادی تولیدگر و مسئول مبدل کند تا بتوانند همیارانه با دیگران کار کنند و در سهم خود برای تأمین رفاه و آسایش گروه مشارکت بورزند.
وسیله و راهی که جامعه‌های انسانی برای انجام این وظایف به کار می‌گیرند، فرایند اجتماعی کردن یا جامعه پزیری نامیده می‌شود. این فرایند به افراد کمک می‌کند تا فرهنگ خود را یاد بگیرند و مهارت‌هایی را کسب نمایند که عضویت فعال آن‌ها در جامعه را تضمین کند (لنسکی و نولان،ترجمه ناصر موفقیان،1380‌).
بدین ترتیب می‌توان گفت که در فرایند جامعه پذیری شخصیت فرد شکل می‌گیرد. شخصیت نظام تمایلات فرد است. تمایلات نیازهای هنجاری شده ای هستندکه طی فرایند جامعه پذیری حاصل می‌شوند. به عبارت دیگر تشکل و رشد شخصیت از طریق ترکیب نیازهای ارگانیک با انتظارات اجتماعی در مراحل گوناگون جامعه پذیری و در برخورد با محیط‌های اثباتی، اجتماعی و فرهنگی صورت می‌گیرد. با تشکل شخصیت، اجتماع، دیگر چیز غریبه و جدا از فرد نیست، بلکه جزئی از او و در او است. گرچه هر دو همانند هم نیستند(چلبی،1375).
انتظارات اجتماعی به راه‌های مختلف در زمینه‌های اجتماعی متفاوت بر دوش انسان گذاشته می‌شود. این تجربه از طریق فرایند جامعه پذیری صورت می‌گیرد. این زمینه‌های اجتماعی غالباً از نظام فرزند- مادری شروع شده و به دنبال آن فرد با نظام‌های پدر – فرزندی، خواهربرادری، مدرسه، گروه همسالان، رسانه‌های جمعی، گروه‌های حرفه ای وغیره مواجه می‌شود (چلبی،1375).
بر این اساس ممکن است انواعی از شخصیت شکل گیرد. به عنوان مثال، در جامعه سنتی، شخصیت سازشکار و سنتی که درآن قطب‌های پویای شخصیت، مثل هوش تحت انقیاد قطب‌های کنترل کننده، مثل وابستگی عاطفی به دیگران واقع شده‌اند، شکل می‌گیرد. در شخصیت سازشکار با سنتی عوامل تغییردهنده (هوش) رشد نیافته‌اند.در حالی که بالعکس عوامل نظم دهنده (تعهد عاطفی) رشد یافته‌اند. به طوری که شخص با احساس تعهد شدید نسبت به دیگران، در مواجهه با شرایط جدید آمادگی پذیرش نوآوری و ارائه راه حل‌های جدید را ندارد. در حالی که در جامعه مدون، شخصیت پیشرفته شکل می‌گیرد.
در این نوع از شخصیت تفکیک و انسجام صورت گرفته است. به طوری که ضمن آن که قطب‌های کنترل کننده شخصیت شامل هوش، ظرفیت اجرا، وابستگی عاطفی تعمیم یافته و هویت فردی رشد یافته است، در عین حال همگی آن‌ها در یکدیگر نفوذ کرده است. یعنی این که شخصیت پیشرفته در هر وضعیتی دارای هدف است استعداد یادگیری تعمیم یافته خود را به کار می‌گیرد0 دارای هویت فردی است و در همان حال دارای تعهد تعمیم یافته نسبت به همه چیز هست (چلبی ،1375‌).
به علاوه فرایندهایی نظیر شهری شدن، تعلیم و تربیت، وسایل ارتباطات جمعی، و صنعتی شدن، می‌توانند به تبدیل انسان سنتی به انسان مدرن کمک نمایند. اقتصادهای گوناگونی که در نقاط معینی بر اساس تمرکز صنایع برپا شده‌اند و عواملی که از لوازم تمرکز صنایع است، سبب شده است که انسان معاصر بیشتر در شهر و یا مجموعه‌های شهری زندگی کند. وی نه تنها داخل در ازدحام جمعیت می‌گردد، بلکه به کلیه منابع و انگیره هایی که از خصوصیات زندگی شهری هستند دسترسی پیدا می‌کنند.
یکی از این انگیره ها وسایل ارتباط جمعی از قبیل روزنامه‌ها، رادیو، سینما و تلویزیون است. تجربه انسان معاصر از مکان‌های جدید و افکار جدید از راه آموزش در مدرسه افزایش می‌یابد. حتی اگر او خود به طور مستقیم ازآموزش در مدرسه استفاده نکند بچه‌های او به طور غیرمستقیم نفوذ مدرسه را به منزل می‌آورند.
یکی دیگر از مظاهر زندگی شهری این است که فرد کمتر در قید شبکه روابط خویشاوندی است، شاید او با برخی از هم شهری‌ها و هم ولایتی‌های خود ارتباط داشته باشد، اما اصولاً بیشتر با محیط‌های اداری و غیر شخصی سر وکار دارد، و این قبیل محیط‌ها اغلب نسبت به مناسبات شخصی بی توجه هستند. در عوض بیشتر با محیط غیرشخصی و اداری درگیر است که‌به مناسبات شخصی عنایت ندارد و در مواقع گرفتاری و سختی با افراد و دستگاه‌هایی سر وکار پیدا می‌کند که روابط او با آن‌ها خیلی رسمی و احیاناً خیلی حساب شده است (وینرد ، ترجمه رحمت الله مقدم مراغه ای،1355).
22-2- نظریه مورد استفاده
‌ با توجه به‌مرور یافته‌های پژوهش‌های تجربی و نظریه‌های مرتبط با موضوع تحقیق، ‌ می‌توان گفت اساس نظریه راهنمای تحقیق را نظریات نوسازی تشکیل می‌دهد، که عمدتاً مفهوم‌سازی دوگانه سنتی و مدرن را، چه در سطح کلان و چه در سطح خرد، مطرح می‌سازد.
برای این منظور، یعنی توضیح جامعه سنتی و مدرن و رابطه فرد با نظام اجتماعی، از نظریات و آراء تونس درزمینه تفکیک اجتماع از جامعه، نیل اسملسر به‌ویژه تأکید بر فرایند تفکیک و تمایز اجتماعی در جامعه مدرن و چند کارکردی بودن نهادها در جامعه سنتی و تک کارکردی و تخصصی شدن نهادها در جامعه مدرن، ردفیلد در باب ویژگی‌های جامعه قومی (سنتی) و شهری (جامعه مدرن)، به‌ویژه تأکید او بر اهمیت گروه خویشاوندی در جامعه قومی، به‌خصوص آراء دورکیم، در باب تفکیک جامعه دارای انسجام مکانیکی (سنتی) از جامعه دارای انسجام ارگانیکی ‌(جامعه مدرن) و تأکید بر اهمیت وجدان جمعی در تعیین چگونگی رفتار و باورهای افراد و بروز خشم عمومی بر ضد جرم و تخطی از فرامین اجتماعی در جامعه دارای انسجام مکانیکی و در جامعه دارای انسجام ارگانیکی، تضعیف واکنش‌های جمعی بر ضد تخطی از ممنوعیت‌های اجتماعی و به‌عبارت‌دیگر آزادی عمل فرد به‌عنوان یک شخص حقوقی استفاده گردیده است.
اگر روستا را نماد جامعه سنتی و شهر را نماد جامعه مدرن بدانیم، باید گفت که شهرها همیشه برای انجام پاره‌ای کارکردها به وجود آمده‌اند که انجام آن‌ها از عهده. اشکال دیگر اسکان ساخته نبوده است. از بدو تاریخ، شهرها دو کارکرد اولیه و عمده داشته‌اند: اداری و تجاری. در جریان مبادلات مردم شهر با محصولات و راه و رسم زندگی مردم دیگر آشنا می‌شدند بدین ترتیب، شهر، نه به الزام، بلکه طبق معمول، مرکزی بود که افکار جدید در آن جریان می‌یافت و مبادلات فکری را میسر می‌ساخت و حداقل می‌توان گفت که مبادلات فکری در شهرها بیشتر از مراکز روستایی ممکن است (وینرد ،ترجمه رحمت الله مقدم
باید تأکید شود رشد و تکوین شخصیت و گرایش افراد در جامعه سنتی و مدرن از طریق فرایند جامعه‌پذیری یا اجتماعی شدن صورت می‌گیرد. در طی این فرایند انگاره‌های ارزشی، که در جامعه سنتی به‌طور عمده خاص گرا، عاطفی و انتشاری است، منتقل می‌شود. گرایش افراد در اثر تعامل با اعضای خانواده و بزرگان نهادینه و درونی می‌شود. درحالی‌که در جامعه مدرن استعدادها، سلایق، ارزش‌ها و گرایش‌های افراد. در فرایند جامعه‌پذیری توسط خانواده، گروه همسالان، مدرسه، رسانه‌ها و محیط کار شکل می‌گیرد. ضمناً آن‌که در سازمان رسمی مدرسه انگاره‌های ارزشی به‌طور عمده عام‌گرا و خنثی هستند. به‌علاوه، استفاده از رسانه‌های جمعی در جامعه مدرن در کنار آموزش مدرسه‌ای، مسافرت و محیط کار می‌تواند تحول عمده‌ای در گرایش افراد به وجود آورده و درنتیجه از خودمحوری، قوم مداری و خاص گرایی افراد بکاهد (چلبی، 1375‌).
در این میان استفاده از رسانه‌ها، که یک عامل بسیار مهم جامعه‌پذیری است، زمینه یادگیری اجتماعی و ابزار عمده‌ای برای مشارکت افراد در جامعه ‌» پیرامونی‌شان را فراهم می‌آورد (روزن گرن و ویندال ، 1989 ‌).
23-2- تعریف مفاهیم متغیرها
1-23-2- تعلق به جامعه قبیله‌ای:
به میزان تعلق یا وابستگی به گروهی از افراد که بر مبنای هم‌خونی و اصل و نسب مشترک یا واحد گرد هم آمده‌اند اطلاق می‌شود. خاص گرایی، جمع‌گرایی، همبستگی درونی قوی و کنترل اجتماعی غیررسمی از ویژگی‌های بارز افراد این جامعه است.
2-23-2- تعصب قومی قبیله‌ای:
پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: آن‌که عملش نتواند او را به‌جایی برساند و نسبش نیز او را به‌جای نخواهد رساند (سنن ابی داود، ج 2، ص، 625).
یکی از انواع تعصب که متأسفانه در جامعه ما به‌شدت رواج دارد و با شدت بالایی موجود است، تعصب قومی-قبیله ای یا همان تعصب نژادی است. که بر اساس آن جامعه ما به اقوام مختلف و چندگانه‌ای تقسیم‌شده که هر یک خود را برتر از دیگران می‌داند. همین تقسیم‌بندی‌های نژادی و قومی است که اختلافات را دامن زده و سبب تفرقه در میان افراد جامعه شده و از اتحاد و اتفاق جلوگیری می‌کند.
بااینکه قرآن و احادیث به‌شدت این تعصبات قومی و قبیله‌ای را نفی می‌کنند اما متأسفانه این نوع تعصب چنان در میان افراد ریشه دوانده و نفوذ یافته که عوام و خواص جامعه به آن مبتلا هستند و تقریباً در جامعه بلوچ، کمتر کسی یافت می شودکه دم از برتری نژادی و قومی نزده و از آن به افتخار یاد نکند(بولاقی 1387).
تعصب قومی و برتر پنداری نژادی زمانی بروز پیدا می‌کند که کشمکش ه و منازعاتی در سطح جامعه به دلایل گوناگونی رخ داده و در جریان باشد و اقوام موجود در جامعه در تقابل هم قرار گیرند. در این وضعیت است که حتی آین آسیب اجتماعی دامن روشنفکران و تحصیلکردگان جامعه را نیز گرفته و آن‌ها را با سایر عوام همتراز می‌کند. نمونه‌های برجسته این قبیل تعصبات را می‌توان در جریان امنتخابات و صف بندی‌های انتخاباتی و نیز انتصابات مختلف اداری در جامعه مشاهده نمود. جبهه گیری و جناح بندی افراد در جریانات مختلف وقایع فوق به خوبی نشان می‌دهد که تعصب قومی و نژادی تا چه میزان در میان مردم بلوچ وجود دارد(فکوهی،1389).
در چنین جامعه ای که هر فرد بر اساس تعلق خود به یک قوم و نژاد خود را نسبت به سایرین برتر حس می‌کند و خویشتن را شایسته تر می‌داند، مطمئناً برای خودش، حقوق ویژه ای نیز تلقی می‌کند. بنابراین بر اساس این پندار، سایر افراد و دیگر اقوام را مستحق رسیدن به جایگاه خود ندانسته و از منظر برتری و اربابی رعیتی به آن‌ها می‌نگرد(فکوهی،1389).
جامعه ای که افراد آن دارای چنین اندیشه‌ها و عقایدی باشند، خواسته یا ناخواسته به جامعه ای طبقاتی بدل شده و گروهی که دارای قدرت، ثروت و نفوذ بیشتری باشند با پایمال نمودن حقوق ضعفا، آنان را به انزوا کشانده و به این ترتیب مقدمات کینه توزی و عداوت و ظلم و بی عدالتی را فراهم آورند(فکوهی،1389).
خداوند سبحان در آیه شریفه 8 سوره مبارکه مائده می‌فرماید: «و دشمنی قومی شما را بر آن ندارد مه عدالت نکنید».
این نوع تعصب سبب می‌شود جامعه بسیاری از فرصت‌ها و پتانسیل‌های بالقوه موجود در خود را از دست داده و مانع پیشرفت آن جامعه می‌گردد و به دلیل این نوع نگرش به شهروندان، و تقسیم بندی آنان به گروه و دسته و فرقه‌های گوناگون، چه بسا که بخش قابل توجهی از افراد را به انزوا بکشاند. در صورتی که اگر با عقلانیت و پرهیز از تبعیض نژادی و قومی، شرایط برای حضور تمامی افراد جامع فراهم گردد، ضمن تضمین بقا و دوام بیشتر و بهتر آن، با تعامل و همکاری تمامی نیروها و پتانسیل‌های موجود در سطح اجتماع، محیطی امن و پررونق حاصل خواهد آمد(بولاقی،1384).
24-2- فرهنگی شدن:
فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی است و معمولاً به دو صورت ممکن است واقع شود. اول به‌صورت طبیعی و تدریجی که همان رشد افراد در داخل شرایط فرهنگی خاص است. دوم به‌صورت تلاقی دو فرهنگ که به طرق مختلف ممکن است صورت گیرد. فرهنگ دربرگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر می‌آموزیم و تقریباً اعمال انسان مستقیم و یا غیرمستقیم از فرهنگ ناشی می‌شود و تحت نفوذ آن است(نظری،1384).
از طرف دیگر فرهنگ گردآورده جمع است, ذخیره دانش انسانی از طریق نسل‌های متمادی فراهم‌شده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌گردد. و به همین دلیل غالباً هر اختراعی بر اساس زمینه عینی گذشته که حاصل کوشش‌های جمعی انسان است متکی هست.
عوامل فرهنگی در بیشترین اوقات و در لحظه‌لحظه زندگی و در کل تصمیمات فرد تأثیر چشمگیری دارند و این عوامل می‌توانند در تصمیم‌گیری مناسب در بسیاری از موارد تأثیرگذار باشند و فرد را به کج روی و اعمال ناهنجار می‌کشاند از مهم‌ترین عوامل فرهنگی مؤثر در زندگی هر فرد می‌تواند ناشی از آداب‌ورسوم اعتقادات و باورها ارزش‌ها و هنجارها و …. هست.
گروهی از افراد بزهکار و کج‌رو نیز ویژگی‌های شخصیتی دیگری دارند; خودمحور و پیوسته به تمجید و توجه دیگران نیازمندند و در روابط خود با مردم به نیازها و احساسات آنان توجه نمی‌کنند. این افراد اغلب با رؤیاهایی در مورد موفقیت نامحدود و درخشان، قدرت، زیبایی و روابط عاشقانه آرمانی سرگرم‌اند. اغلب این افراد والدینی داشته‌اند که ازنظر عاطفی نسبت به آنان بی‌توجه‌اند یا سرد و طرد کننده بوده و یا بیش از حدّ به آنان محبت کرده و ارج می‌نهند(نظری،1384).
بر اساس تحقیقات انجام‌شده ر اساس اعلام مسئولان، عمده قتل‌ها در سیستان و بلوچستان ماهیت انتقام‌جویانه دارد و به دلیل درگیری‌های قومی و مسائل مربوط به مواد مخدر رخ می‌دهد(ندای زاهدان،1389).
آنچه در مطالعه درگیری‌های خونین طوایف مشاهده می‌شود جالب است: 1- درگیری‌ها را جوانان شروع می‌کنند و تقریباً” کل اعضای طایفه درگیر آن می‌شوند 2- برخلاف دیگر نقاط کشور که بیشترین قتل‌ها با سلاح‌های سرد رخ می‌دهد، در این منطقه از سلاح گرم استفاده می‌شود 3- انتقام‌گیری نه بر مبنای عامل قتل بلکه با کشتن یکی از اعضای برجسته و مهم طایفه و خانواده قاتل است 4- معمولاً پس از چندین کشته به سازش می‌انجامد. هرچند در نگرش اعضای طوایف در این سال‌ها تغییرات مهمی رخ‌داده است اما هنوز، اجداد پرستی و افتخار به حماسه‌های پوچ طایفه در درگیری با دیگر طوایف مشاهده می‌شود.
هنوز نوعی عصبیت و همبستگی منفی قابل‌دیدن است، انتقام، به‌عنوان یک ارزش مهم فرهنگی تلقی می‌شود. پدیده جالب دیگر: «شگام» است که در فرهنگ بلوچ بسیار سوزناک است. معمولاً «شگام» باعث درگیری‌ها و قتل‌های زیادی در استان شده است. شگام درواقع طعنه‌ای است که به خانواده مقتول یا مضروب می‌زنند که نتوانسته است انتقام عضو ازدست‌رفته‌اش را بگیرد. درمجموع ساختار طایفگی و فرهنگ حاکم بر آن باعث خشونت و جدال‌های خونین در استان شده است.
هرچند بخش اعظم اقتصاد استان رسمی، قانونی و مشروع است اما اقتصاد غیررسمی و زیرزمینی نیز سهم مهمی را در اقتصاد استان به خودش اختصاص داده است. مرزهای طولانی با دو کشور افغانستان و پاکستان سبب اشتغال جمع کثیری از اهالی استان درداد و ستدهای قانونی و غیرقانونی شده است. معاملات غیرقانونی مرتبط با قاچاق: مواد مخدر، سوخت و انواع کالا نیز در وقوع قتل‌ها تأثیر داشته‌اند. درواقع وقتی دست یک قاچاقچی در ستاندن بدهی‌اش ازنظر قانونی کوتاه است، به اشکالی از خشونت نظیر گروگان‌گیری روی می‌آورد که در یک فرایند ممکن به جدال‌های خونینی تبدیل شود.
شاخصه‌ای مختلف اجتماعی و اقتصادی نسبت به متوسط کشوری نمایی‌ای وضعیت نامطلوب استان است. استان در رتبه‌بندی توسعه‌یافتگی استان‌ها در شاخصه‌ای مختلف توسعه در رده‌های آخر قرار دارد. هرچند فقر به‌خودی‌خود زمینه‌ساز قتل نیست اما بخش از قتل‌ها در استان، بخصوص در ماه‌های اخیر برمی‌گردد به فقر مجرمان. با توجه به رشد شتابان شاخص فلاکت (ترکیبی از نرخ تورم و نرخ بیکاری) در ایران از سال 2009، 1388 و تأثیری که رشد این شاخص در وقوع انواع جرم داشته و دارد، می‌توان رشد این شاخص را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل وقوع قتل‌ها در استان در کنار دلایل دیگر قرارداد.
سیاست مشارکت طوایف در ایجاد امنیت که با استقرار دسته‌های رزمی در قالب طایفه اجرا گردیده، مانند شمشیر دو لب عمل کرده است، ازیک‌طرف به اشتغال اعضای طایفه کمک کرده و بسیاری از جوانان طایفه جذب‌شده‌اند و این قابل‌تقدیر است، اما از طرف دیگر سبب شده که بسیاری از ارزش‌های طایفه که رو به افول بود مجدداً احیاء گردند. (دربند یک توضیح دادم). این طرح در کوتاه‌مدت موفقیت‌آمیز بود، اما تسلیم طوایف، در درازمدت نمی‌تواند به امنیت منجر شود و خود ممکن است، سبب ناامنی شود. بنابراین مسئولان می‌توانند با تغییراتی در طرح از پیامدهای منفی آن جلوگیری کنند.
1-24-2- خاص گرایی:
این بعد به وسیله معرف‌هایی نظیر میزان تمایل به استخدام آشنایان و فامیل، شراکت با بستگان و آشنایان، راه انداختن معامله با آشنایان و بستگان مورد ‌ سنجش قرار گرفته است(انصاری،1380).
2-24-2- جمع گرایی:
این عامل بر اساس ترجیح سنافی جمعی (خانواده، فامیل و قبیله) بر منافع فردی، فداکاری و از خود گذ شتگی در مقابل خویشان و تن دادن به داوری‌های جمعی سنجیده شده است(انصاری،1380).
3-24-2- همبستگی درونی قوی:
این بعد براساس حضور مستمر در مناسبات و گردهمایی‌های خانوادگی و فامیلی، کسب آگاهی مداوم از اوضاع و احوال خویشان، کمک به بستگان در مواقع گرفتاری (به عنوان وظیفه) و افتخار به تعلق قبیله ای و فامیلی اندازه گیری شده است(انصاری،1380).
4-24-2- کنترل اجتماعی غیررسمی:
عدم ضرورت مراجعه به دستگاه قضایی رسمی و قانونی در هنگام وقوع اختلاف و گرفتاری، پذیرش وساطت بزرگان، ترجیح راه حل‌های عرفی، نمودهایی از این وجه است(انصاری، 1380).
5-24-2- میزان استفاده از رسانه‌های جمعی:
ابتدا تعداد رسانه‌های جمعی مورد استفاده (کتاب، روزنامه ومجله، سینما، اینترنت، ماهواره، تلویزیون و رادیو) پاسخ گویان مورد سؤال قرارمی گیرد. سپس جهت بررسی رابطه نوع رسانه جمعی مورد استفاده و گرایش به قتل ناموسی، استفاده و عدم استفاده از رسانه‌های جمعی مختلف سؤال می‌شود(انصاری ،1380).
6-24-2- تحصیلات:
منظور طول سال‌های تحصیل افراد است که به دریافت مدرک رسمی منجرمی شود. در نهایت به سه دسته تحصلات بالا، متوسط و پایین تقسیم شده است(انصاری ،1380).
7-24-2- پایگاه اجتماعی و اقتصادی:
موقعیت اجتماعی فرد در قبیله به مرتبه اجتماعی او در یک قبیله در مقایسه با قبیله دیگر اطلاق می‌شود. برای سنجش پایگاه از سه معرف درآمد ماهیانه خانواده، منزلت شغلی پدر (یاسرپرست خانواده) و تحصیلات پدر (یا سرپرست خانواده) استفاده می‌شود. این متغیر به سه رده پایین، متوسط و بالا، دسته بندی و بر اساس آن‌ها پایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد در سه گروه بالا، متوسط و پایین مشخص می‌گردد(انصاری،1380).
8-24-2- محل سکونت:
منظور سکونت و زندگی در شهر یا روستا است.
9-24-2- متغیرهای زمینه ای:
متغیرهای زمینه ای بیشتر خصوصیات جمعیت شناختی نمونه را برای پی بردن به تفاوت الگوها بر حسب خرده گروه‌های مختلف اشکار می‌سازند و شامل سن، جنس و وضع تأهل هستند(احمدی،1384).
25-2- تعریف نظری و عملیاتی متغیر وابسته، گرایش به قتل قبیله ای
منظور از گرایش به قتل قبیله ای، میزان تمایل و آمادگی شناختی، احساسی و رفتاری فرد برای کشتن یکی از اعضای قبیله خود یا دیگری است، در صورتی که رابطه خویشاوندی خارج از چارچوب طایفه گرایی انجام‌شده باشد. متغیر گرایش به قتل قبیله ای به وسیله طیف لیکرت سنجیده می‌شود(اسماعیلیان،1382).
‌1-25-2- بعد احساسی:
موظف شدن فردی از افراد قبیله برای کشتن اشخاصی خاطی و یا بی گناه، افزایش بی آبرویی در صورت نکشتن قبیله رقیب، ارزشمند دانستن کشتن افراد قبیله خاطی برای پاکسازی لکه ننگ و عدم مجازات اقدام کنندگان به قتل قبیله ای(افتخاری،1372).
بُعد رفتاری:
کشتن شخص به عنوان تنها راه حل همگن برای پایان دادن به بی آبرویی، حل مسئله اختلاف قبیله ای از
راه عرفی و عدم لزوم مراجعه به دستگاه قضایی رسمی و قانونی در صورت وقوع مسئله قبیله ای و عدم
ورود مراجع قضایی در این مسائل(افتخاری،1372).
26-2-پیشینه خارجی تحقیق:
در تحقیقی شارل می‌نویسد که شکل سرکوبی که در حقوق جزاء وجود داشت به تدریج از بین رفت و دگرگونی‌های قابل توجهی در آن پدید آمد به طوری که در زمان حال به مرحله ای رسیده است که ممکن است جای خود را به اقداماتی بدهد که برای دفاع اجتماعی ضرورتی است(عضدانلو،1384).
ایهرینگ می‌نویسد که تاریخ مجازات بیان کننده القاء مداوم آن است.
شارل معتقد است که حقوق جزاء در قدیم بر روی اصول مادی دنیایی و فلسفی پایه گذاری شده بود ولی در قرون وسطی رابطه ای با خدا پیاده کرد و در قرن 18 مبنایی عقلانی و منطقی یافت و در قرن 19 بر اصل «واقعیت‌های قضایی» قرار گرفت و امرو. ز به طرف یک انسانیت قضایی گام بر می داردزیرا به هر قیمتی که شده است می‌خواهد بین عقل و منطق یا بی منطقی و بین فرد با اجتماع، آشتی و صلح برقرار سازد(عضدانلو،1384).
دگرگونی‌هایی را که در کیفرها در دوران‌های مختلف حاصل شده است می‌توان به طریق ذیل خلاصه کرد:
1-26-2- کشتار دسته جمعی
مرل و ویتو می‌نویسند که واکنش‌های کینه توزانه و انتقام جویانه افراد باعث شد که اولین حقوق جزای روزهای اول تاریخ پایه گذاری شود و جوامع اولیه آن را مورد اجرا قرار دهند(نظری،1384).
ماکارویکز ضمن اشاره به همین موضوع می‌نویسد که در نزد انسان‌های اولیه، مجازات یک نوع واکنش اجتماعی بوده است که به صورت انتقام دسته جمعی و شخصی تظاهر پیدا می‌کرد و مورد تأیید اجتماع آن زمان بود(نظری،1384).
استمنتز برای توجیه حالت انتقام جویانه می‌نویسد که انسان دارای اندیشه پیشرفت و برتری است و مایل است همیشه بر رقیبش رجحان داشته باشد و برتر از او بشمار آید. به همین جهت اگر بدی ببیند و مورد آزار قرار گیرد سعی می‌کند تا بدی را با بدی جبران نماید و رنجی را تحمل کرده است به صورت شدیدتری بر رقیب خود تحمیل کند و بدینوسیله رنج خاص خود را به وسیله ترضیه خاطری که از رنج دیگری احساس می‌کند شفا دهد. یکی از خصوصیات بشر آنست که همیشه می‌خواهد امیال خود را به هر قیمتی که شده است برآورده نماید، لذا می‌کوشد تا مشقاتی را که متحمل کرده است به‌وسیله شادی که ایجاد می‌کند تلافی نماید. به همین جهت انتقام گرفتن نهادی است که در انسان وجود دارد و او آن را نیافریده و هیچ وقت سازمان نداده است(پرویزی،1378).
این واکنشی که استمنتز به آن اشاره می‌کند به تدریج چندین مرتبه تغییر شکل داده و مراحل مختلف را طی کرده است. صدمه رساندن و زیان زدن به هر صورتی که میسر است اولین واکنشی بود که از طرف زیان دیدگان علیه خسارت زننده صورت می‌گرفت. قیام برای لطمه وارد نمودن و انتقام جوئی تنها علیه خسارت زننده انجام نمی‌شد و جنبه شخصی نداشت بلکه همه خانواده یا طایفه یا قبیله او را در بر می‌گرفت. بدین صورت که دو طایفه یا دو قبیله به جان هم می‌افتادند ویکدیگر را قلع و قمع می‌کردند تا بدینوسیله رفع اهانت بشود یا اموال غارت شده مجدداً به دست آید یا قاتل و خانواده او به مجازات برسند(پرویزی،1378).
گاهی آتش انتقام میان دو طایفه شعله ور می‌شود زیرا فردی از طایفه ای، کسی را از طایفه دیگر مورد اهانت قرار داده یا کشته بود. در نتیجه دو طایفه به جان هم می‌افتادند و یکدیگر را مضروب و مجروح می‌کردند با به قتل می‌رساندند.
در مطالعات دوره جنگ سرد، قومیت و ناسیونالیسم قومی بیشتر به عنوان متغیر بی ثباتی سیاسی داخلی نگریسته می‌شد. آن چنان که مورگنتا اشاره می‌کند، این عامل به عنوان یکی از نیروهای مورد استفاده قدرت‌های بین المللی در برقراری توازن قدرت به حساب می‌آمد. همچنین در برخی از متون این دوره، قومیت در چارچوب مطالعات امنیت منطقه ای و به عنوان متغیری که امنیت منطقه ای در جهان سوم را به تهدید می‌اندازد و به همان میزان راه حل منطقه ای نیز می‌طلبد بررسی شده است(پرویزی،1378).
در این متون نیز قومیت مسئله اصلی مورد توجه جهان سوم را به لحاظ همبستگی اجتماعی پایین، تجربه اندک در ملت و دولت سازی و تهدیدات بالفعل و بالقوه ناشی از این مسائل، یکسان می‌دانستند. اندیشمندان بلوک شرق نیز در بحث پیرامون منازعات منطقه ای بر ایده‌ها و رویکردهای کمونیستی و سوسیالیستی تأکید و انتظار داشتند که سرانجام آگاهی‌های قومی، جای خود را به آگاهی و تضاد طبقاتی دهند. آنان نتیجه گیری کردند که چنین مؤلفه ای در آینده، دیگر به عنوان متغیر مؤثری مطرح نخواهد شد. پایان جنگ سرد و فروپاشی ابرقدرت شرق نشان داد که نگرش و سیاست‌های کمونیستی در محو آگاهی قومی و تعلقات ملی گرایانه، توفیق چندانی نداشته است. کشورهایی که اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان الگوی عملی خود انتخاب کرده بودند، به یک باره بحران شدند و در میان آن‌ها ناسیونالیسم قومی تبدیل به نیروها و جنبش‌های تجزیه طلبانه ای شد که سهم عمده ای در وقوع نا امنی‌های پس از جنگ سرد ایفا نمودند(نژادکیارشی،1380).
گرچه برخی صاحب نظران حوزه مطالعات قومی، معتقدند که عدم وجود منازعات در آن دسته از جوامع چند قومیتی که فرایند تاریخی دولت سازی و ملت سازی را به طور اطمینان بخشی طی نکرده‌اند به منزله حصول امنیت ملی نمی‌باشد اما مفروض ما این است که تهدیدات سیاسی و اجتماعی برای قومیت در شرایطی امکان بروز پیدا می‌کند، که شکاف‌های سیاسی ناشی از هویت‌های گروهی قومی فعال شده باشد. چنان که «بوزان» ، «تدگر» و دیگران نیز اشاره نموده‌اند0 در چنین جوامعی رسالت ملت سازی، توسعه، امنیت و دیگر اهداف کلان ملی به طور فراگیری بر عهده دولت هست. هر نوع تهدید و چالشی نیز از طرف اجزا مختلف جامعه، متوجه امنیت و کارکردهای دولت بوده و تمرکز بر کشمکش‌های درون جامعه بین دولت و سازمان‌های اجتماعی مانند گروه‌های قومی اجازه می‌دهد که فراگردهای تغییر اجتماعی و سیاسی با رویکرد جدیدی بررسی شود(پرویزی،1387).
مطالعات انجام‌شده در دوره جنگ سرد این مقوله را کمتر جدی و مهم تلقی می‌کردند. این همان رویکردی است که به عنوان «رویکرد نرم افزاری» به امنیت ملی در جهان سوم مفهوم بندی شده است. بانیان این رویکرد معتقدند که مشکل مشروعیت دولت‌ها، از هم گسیختگی اجتماعی یا فقدان یکپارچگی و ناتوانی در سیاست سازی از متغیرهای اصلی امنیت ملی در این کشورها است. «باری بوزان» نیز مهم‌ترین تهدیدات اصلی این جوامع را در سه مؤلفه تهدید نسبت به ایده دولت و کیفیت روابط دولت ـ ملت، تهدید نسبت به سازمان دولت و تهدید نسبت به وجود فیزیکی دولت توضیح می‌دهد. اما سؤال این است که قومیت یا ناسیونالیسم قومی چگونه می‌تواند عناصر یا ارکان مورد نظر را تهدید نموده و متزلزل نماید؟ جهت پاسخ و برای درک زیر ساخت‌های اجتماعی دولت به عنوان موضوع و مرجع اصلی امنیت در جوامع چند قومی و چند ملیتی، درک نوع الگوی ارتباط بین ملت و دولت ضروریست. الگوی اول، شرایطی را تداعی می‌کند که در آن هیچ ناهمگنی بین دولت و ملت وجود ندارد و ملت یک دست دولت یک دست خود را به وجود می‌آورد. مثل جوامع ژاپن و ایتالیا، روابط ملت و دولت کاملاً عمیق و بنیادی است و دولت دارای هویت قدرتمندی در صحنه بین الملل و مشروعیت عمیق فرهنگی سیاسی در داخل است.
در الگوی دوم، دولت در ایجاد ملت مدرن نقش محوری دارد. دولت، اقدام به تولید و تبلیغ عناصر فرهنگی متحد مثل زبان، هنر و قانون می‌نماید تا ملت در طول زمان، رشد یافته و هویت ملی و فرهنگی مشخصی را که با دولت هماهنگی دارد ایجاد نماید. جوامع آمریکا و استرالیا و همچنین برخی جوامع قدیمی که با الهام از ایدئولوژی‌های ناسیونالیسم اروپایی در صدد ایجاد ملت و دولت مدرن بوده‌اند از نمونه‌های این الگو به شمار می‌روند. این فرایند، مستلزم نابودی هویت‌های موجود برای ایجاد ملیت واحد و یا افزودن یک لایه نوین جمعی در رأس هویت‌های موجود هست. از لحاظ عواقب امنیتی، چنین دولت ـ ملت‌های جدیدی با رویارویی انواع هویت‌های ملی و قومی بومی روبرو هستند و از این نظر آسیب پذیر و نا ایمن می‌نمایند. ایده دولت در این وضعیت اگر در ایجاد ملتی مدرن و مورد پذیرش مردم، توفیقی نیابد ضعیف بوده و در مقابل چالش‌های داخلی و خارجی دچار بحران می‌شود.
الگوی سوم ناظر به دولت چند ملیتی و یا چند قومیتی است. «باری بوزان» دو الگوی فرعی درون آن را معرفی می‌کند که عبارت‌اند از دولت چند ملیتی فدراتیو و دولت چند ملیتی امپریال. در دولت‌های فدراتیو، منظور صرفاً اشاره به ساختار سیاسی فدرال نیست، بلکه در این دولت‌ها بدون اینکه بکوشند یک پوشش ساختگی دولت –ملت بر این جوامع تحمیل شود ملیت‌های جداگانه می‌توانند هویت‌های خاص خود را حفظ کنند. به این جهت، این الگو به لحاظ نظری، ملت ـ دولت را به عنوان الگوی آرمانی نمی‌پذیرد.
از این رو، دولت فدراتیو چند فرهنگی نمی‌تواند ریشه در ناسیونالیسم داشته باشد و این واقعیت یک خلأ سیاسی خطرناک را در قلب دولت ایجاد می‌کند. الگوی فرعی دوم یا دولت‌های چند ملیتی امپریال، دولت‌هایی هستند که در آن یکی از ملل و اقوام به عنوان عامل تشکیل دهنده دولت بر ساختارهای آن مسلط است و دولت را به نفع خود سامان می‌دهد. روس‌ها در نظام تزاری و شوروی و پنجابی‌ها در پاکستان نمونه‌هایی از این دولت‌ها هستند. در این دولت‌ها، ملت مسلط ممکن است بکوشد تا ملیت‌های دیگر را از راه‌های مختلف و متفاوتی سرکوب کند. اگر روش‌ها از کشتار گرفته تا جذب فرهنگی و قومی ادامه می‌یابد که در همه آن‌ها، هدف اصلی، تبدیل به چیزی شبیه ملت ـ دولت است. ممکن است ملت مسلط، صرفاً در جهت اعمال و حفظ تسلط خود باشد بدون اینکه در جهت جذب یا حذف گروه‌های دیگر قومی تلاشی را صورت دهد. تهدیدات سیاسی و امنیتی دول امپریال نیز کمتر از دول فدراتیو نیست. این دول دارای توان بالقوه تبدیل به انواع دیگر دولت هستند و در برابر تهدیدهای مربوط به تقسیمات ملی و قومی درون خود، آسیب پذیرند. (خراط ها وهمکاران،1384).
این گونه دولت‌ها ممکن است از طریق تجزیه طلبی مورد تهدید قرار گیرند. ثبات دول امپریال به توان ملت مسلط در حفظ کنترل و تسلط خود بر سایرین بستگی دارد. اگر مثل وضعیت امپراطوری عثمانی پس از جنگ جهانی اول و یا شوروی پس از جنگ سرد، تحولات داخلی یا فشارهای بین المللی و مداخله خارجی، توانایی دولت را تضعیف کنند0 ساختار آن در معرض سقوط کامل قرار می‌گیرد. بنابراین، تهدیدات سیاسی ناشی از عدم سنخیت ملت و دولت، عامل مهمی در امنیت ملی دول امپریال به شمار می‌روند. تهدیدات سیاسی قومیت، علاوه بر تأثیر عمیق بر روابط دولت ـ جامعه و شکل گیری الگوهای خاص دولت، می‌تواند معطوف به تضعیف مشروعیت سیاسی و ناکارایی دولت در بسیج سیاسی گسترده، انحصار زدایی از اعمال خشونت دولت و تضعیف هویت ملی فراگیر باشد(خراط ها وهمکاران،1384).
«لوسین پای» در مورد نقش تنوع قومی در ظهور بحران در هویت ملی معتقد است که این نوع بحران وقتی بروز می‌نماید که دولت به دلیل اینکه عناصر مهمی از جمعیت کشور به گروه بندی‌های فروملی التزام بیشتری دارند نمی‌تواند به عنوان یک واحد ملی کارآمد اجرای نقش نماید. به عبارت دیگر، کار ویژه‌های دولت ـ ملت به واسطه عدم حمایت از سوی یک احساس قوی از ملیت به طور رضایت بخش ظهور و اجرا نمی‌شود(خراط ها وهمکاران،1384).
گزارش دیگری تحت عنوان (مورد پژوهشی: قتل‌های ناموسی و خصومت‌های خونین)، قتل‌های ناموسی را درکشورهای پاکستان، فلسطین و اردن بررسی کرده است. در این گزارش قتل‌های ناموسی ناشی از حاکمیت سنن قبیله ای مردسالارانه دانسته شده و نتیجه گرفته شده است که نگرشی دوگانه نسبت به زن در این جوامع وجود دارد از طرفی، زن را موجودی ظریف و شکننده می‌دانند که نیازمند مراقبت و حمایت است و ‌ از طرف دیگر، وی را موجودی سرکش می‌دانند که نیازمند مهار وکنترل است. این گزارش کشورها و دولت‌ها را به خاطر کوتاهی در پی گیری قاتلان قتل‌های ناموسی مقصر دانسته و در پایان، حمایت از قربانیان و محکومیت این نوع قتل‌ها را خواستار شده است (بیات،1387‌).
بر اساس تحقیقات صورت گرفته (1999) شمار نوجوانانی که در آلمان غربی به قتل می‌رسند 1 نفر از 100 هزار نفر است و ژاپن با داشتن 0/5 درصد در هر 100 هزار نفر، جایگاه مناسب تری دارد. اما کم‌ترین قتل مربوط به کشور اطریش، با داشتن 3 درصد برای هر 100 هزار نفر است (بیات،1387).
بر اساس گزارش تحقیقی هفته نامه نیوزویک (1999)، شمار نوجوانان و جوانانی که در آمریکا به قتل می‌رسند بالغ بر 4 برابر هر کشور صنعتی دیگر است که بسیاری از این قتل‌ها بر اثر اصابت گلوله و یا مصرف مواد مخدر هست (تارنمای ندای زاهدان، 1392).
شیخ محمد ابوزهره، استاد دانشگاه الازهر و رئیس دانشکده حقوق قاهره، محقق به نام مصری در دوران معاصر است که با تکیه بر عقاید و مواضع اسلامی خود، تلاش‌ها و مجاهدات قلمی و فکری- فرهنگی مهمی در مسیر وحدت بین مسلمانان انجام داده است. وی در ریشه یابی از هم گسستن وحدت مسلمانان از صدر اسلام، شروع آن را از وقتی می‌داند که «احساس قومیت» در مسلمانان شدت گرفت و «قومی در صدد بر آمد که قومیت خود را زنده و آشکار نماید.» این امر متفرق شدن مسلمانان و جنگ حکومت‌ها با یکدیگر را باعث شد و حاکمان مردم رابه نبرد با برادران مسلمان خود تشویق کردند نه با دشمنان و همین مسأله باعث شد صلیبیان به قلمرو اسلامی وارد شوند.
رامون اسپیج (2006) از دانشگاه آمستردام هلند با استفاده از تحقیقات بومی و منطقه ای در کنار استفاده از نظریات عام و جهانشمول در تبیین پدیده خشونت و ستیزه جویی به بررسی این معضل پرداخته است. وی در یکی از مهم‌ترین تحقیقات خود با عنوان جنبه‌هایی از خشونت اوباشگری و رفتارهای خشن تحت تأثیر 6 عامل اصلی که در به وجود آمدنش نقش دارند، به وجود می‌آید:
هیجان زدگی 2. ایجاد هویت مردانه خشن 3. هویت یابی منطقه ای و محلی 4. مدیریت فردی و کسب شهرت 5. احساس همبستگی و تعلق 6. قدرت و خودمختاری(دانش،1381).
ریموند کیس کلی انسان شناس فرهنگی و قوم شناس آمریکایی است که در مورد منشأ جنگ در جوامع بشری بر اساس نابرابری‌های اجتماعی مطالعه می‌کند. او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه شیکاگو در
سال 1965 دکترای خود را در زمینه انسان شناسی از دانشگاه میشیگان در سال 1974 دریافت کرد. او در دانشگاه میشیگان به مدت 33 سال تدریس کرد و در سال 2002 بازنشسته شد. تحقیق دکترای او پژوهشی در مورد پاپوآ گینه نو- جایی که او 16 ماه را صرف انجام تحقیقات مردم نگارانه با قبیله اتورو کرد- بود. این پژوهش پایه و اساس بسیاری از نوشته‌های بعدیش بود. پس از اولین کار خود در قبیله اتورو، کلی اصولاً به مطالعه ساختار و تکامل رفتار اجتماعی در درون و میان جوامع بشری پرداخت. او چهار کتاب در مورد موضوعاتی شامل سازمان‌های اجتماعی، نابرابری جنسیتی، جادو، امپریالیسم قبیله ای، و ریشه‌های جنگ نوشته است. علاقمندی عمده کلی به خشونت در دوران باستان و چگونه تکامل آن هست. بر اساس همین علاقمندی او دو پرسش اساسی مطرح کرد0 1- چه چیزی منجر به شروع جنگ می‌شود، 2- در بین انسان‌های ابتدایی چه جوامع بدون جنگی وجود داشته؟ کلی برای پاسخ به این پرسش‌ها، یک مطالعه تطبیقی از 25 جوامع شکاری به عهده گرفت– که این جوامع به نمایندگی از 186 جامعه بود که هر یک به نمایندگی از یک منطقه خاص را بر عهده داشتند. که همه این مطالعه‌ها را در کتاب خود به نام «جوامع بدون جنگ و منشأ جنگ» ارائه کرد(دانش،1381).
گزارش‌های مفصل و مستندی از حملات و کشتار بین گروهی میان گروه‌های شامپانزه‌های محلی در طول سال‌های 1979 الی 1986 منتشر شد. در سال‌های بعد، داده‌های از تحقیقات بیشتری، تأیید کرد که بخش‌های از خشونت مهلک، مشخصهِ نوع شامپانزه‌ها هست، این یافته‌ها به وضوح یک سؤال مهم را با توجه به تکاملِ خشونت مهلک بین گروهی مطرح ساخت: آیا مجموعه یکسانی از عوامل علّی که موجب الگوی همکاری قتل شامپانزه‌ها بر همسایگان خود می‌شد، پیامدهای یکسان (و شبیه به هم) بر انسان‌های دوره پارینه سنگی گذاشته است؟ یافته‌ها و تحلیل‌های اخیر در زیست شناسی تکاملی، باستان شناسی و قوم شناسی، مجموعه مناسبی را برای پیشبرد درک ما از تکامل خشونت مهلک بین گروهی ایجاد کرده. این داده‌ها، زمینهٔ را برای ارزیابی نتیجه گیری تحقیقات اولیه رنگام محیا کرد: «مدارک متداولی از این فرضیه حمایت می‌کند که میل انتخاب شکار و کشتن در شامپانزه‌ها و انسان‌ها یکسان است، و اینکه همکاری برای کشتن دارای سابقه ای طولانی در تکامل هر دو گونه دارد)محسنی،1376).
در اواخر قرن ششم بین دو نفراز قدرتمندان فرانسه بنام سیشاریوس و کرامنیزند نزاع و نبردی صورت گرفت که بعد از جنگ‌های بسیاری که به وقوع پیوست و قتل‌هایی که اتفاق افتاد کرامنیزند به پذیرفتن غرامت تن در داد. پس از آن مدت‌ها دوستی بسیار صمیمانه ای میان آنان برقرار شد ولی علیرغم گذشت سال‌ها صمیمیت، روزی به علت سخنی نااندیشه و بدون غرض خاص از جانب سیشاریوس که تحت تأثیر شراب به زبانش جاری شد، نفرت و کینه توزی قدیمی از نو در نهاد کرامنیزند بیدار شد و بلافاصله با خنجر به سیشاریوس حمله کرد و او را به علت عملی که سال‌ها قبل مورد بخشش خود قرار داده بود به قتل رساند(ملک اسماعیلی،1355).
استمنتز می‌نویسد که در قبیله سوآن چنانچه بعد از نبردهای بسیار، میان مخاصمان صلح به وجود آمد و خونبهای لازم بزیان دیدگان پرداخت گردد، باز اتفاق می‌افتد که غرامت گیرنده، دشمن خود را در اولین موقعیت مورد حمله قرار دهد و بکشد و غرامتی را که دریافت داشته است به خانواده او مسترد دارد. نمونه‌هایی در دست است که گاهی چنین عملی پس از گذشت ده سال صورت گرفته است..
مرل و ویتو می‌نویسند که بعدها که به تدریج حکومت‌ها قدرت گرفتند و اصلاحات به دست آن‌ها آغاز شد، کوشش به عمل آمد تا روش غرامت گرفتن همگانی شود وبگروههای مختلف اجتماعی تحمیل گردد. لذا توافقی که بین مخالفان در مورد غرامت صورت می‌گرفت جای خود را به غرامت‌های قانونی داد که توسط حکومت معین می‌شد.
یکی دیگر از موارد سازش، وادار کردن بزهکار به تغییر طایفه بود زیرا اعتقاد بر آن بود که اگر تعادلی به هم خورد بهر صورت که شده است باید به وجود آورنده آشفتگی و بی نظمی در راه اصلاح و بهبود وضع آشفته بکوشد و نظم اولیه را برقرار سازد. به همین جهت هر گاه مردی به دست دیگری کشته می‌شد قاتلش مورد محاکمه قرار می‌گرفت. اگر نتیجه محاکمه بزیان او بود و حکم محکومیتش صادر می‌گردید مجبور بود که تغییر طایفه بدهد و خود را متعلق به خانواده مقتول بداند. یعنی قاتل می‌بایست جای مقتول را در خانواده‌اش بگیرد و با بیوه او.
طریقه دیگری که می‌توانست بین مخاصمه کنندگان صلح و آشتی برقرار کند، شرمسار کردن متجاوز بود. بدین صورت که خانواده زیان دیده از متجاوز می‌خواست که دست‌ها را از یکدیگر باز نماید و در حالیکه زانو می زند وسر را به پائین خم می‌کند از عمل خود پوزش بخواهد وتقاضای بخشش و گذشت کند.
ایوانیشف تشریفاتی را که در این مورد تا قرن 16 در موراوی رواج داشت به‌صورت ذیل بیان می‌کند.
در سال 1050 قبل از میلاد مسیح، کتابی مربوط به مجازات‌ها در نه فصل در چین منتشر شد که در آن نوعی سیاست کیفری که هدفش اصلاح بزهکار بود وجود داشت. توبه استغفار از اعمال نادرست ارتکابی، دو هدف برزگ مجازات‌های پیش بینی شده را تشکیل می‌داد. به همین جهت مجازات مرگ درباره کسانی که به علت اشتباه، غفلت، اتفاق نامطلوب، حادثه، مرتکب جنایتی ولو هرقدر شدید شده بودند و به خطای خود کاملاً وقوف داشتند، به مرحله اجرا در نمی‌آمد. (کریمی،1375).
اسزره می‌نویسد که افرادی که از قدرت روحی زیادی برخوردار بودند، هنگامی که مورد تعرض قرار می‌گرفتند و زیانی به آنان وارد می‌شد، بجای ابزاز خشونت، به طریق آرام‌تر و نرم‌تری رفتار می‌کردند. (کریمی،1375).
کلاین برگ به نقل از ویسلر می‌نویسد که انسان‌های اولیه در برابر ریشخند وتمسخر بسیار حساس بودند و اگر فردی پی می‌برد که یکی از دوستانش نسبت به او عقیده ای بد پیدا کرده است و درواقع نسبت به شخصیت او دیگر احترامی قائل نیست شدیداً ناراحت می‌شد. به همین جهت این افراد مخصوصاً سرخ پوستان آمریکا، بزهکاران را به‌وسیله خنده و مسخره کردن مورد تنبیه قرارمی دادند..
لوی می‌نویسد که نزد برخی از طوایف مانند کروها ، هنگامی که فردی دست به عملی می‌زد که به اخلاق زیان وارد می‌کرد بدیده یک مقصر نگریسته می‌شد ولی هیچ کس به هیچ عملی که مستقیماً او را هدف قرار دهد مبادرت نمی‌کرد بلکه شبانگاهان که همه دور یکدیگر جمع می‌شدند یکی رو به همه می‌کرد و می‌گفت: «آیا عملی را که فلانی انجام داده است شنیده‌اید؟»(کریمی،1375).
همه ما با مسائل قومی، مفهوم قومیت و حقوق قومی تا اندازه ای آشنا هستیم. دهه 1990 شاهد بروز ناگهانی درگیری‌های قومی _ نژادی با افول در گیرهای ایدئولوژیکی جنگ سرد، اشکال جدیدی از رقابت‌های بین گروهی ظهور کردند. به نوشته ” موی نیهان ” به نظر می‌رسد دیگر دولت – ملت‌ها با یکدیگر وارد جنگ نشوند، اما گروه‌های قومی همواره در جنگ‌اند. بسیاری از این برخور دهای قومی و نژادی ناگزیر به قلمرو سیاست بین الملل را ه می‌یابند. امروزه اصطلاح تصفیه نژادی، وارد ادبیات سیاسی ما شده است. اکنون، قومیت چارچوبی مستقل است که در آن موسیقی، غذا، هنر، ادبیات ولباس معنادار می‌شود و هویت قومی متغییری مستقل در سیاست (داخلی، منطقه ای و بین المللی) محسوب می‌شود. هویت قومی چه امروزه پذیرفته شود، چه نشود، پدیده ای است که در طی تجارب تاریخی شکل گرفته و ماهیت ازلی دارد(عضدانلو،1378).
به نوشته بارت (1996) هویت قومی ترکیبی از ویژگی‌های عینی تاریخی، همچون زبان، دین، سرزمین، سازمان اجتماعی، فرهنگ ونژاد و نیز ویژگی‌های ذهنی است که گروهی آن‌ها را برای اثبات هویت خود به کار می‌برد. قومیت، حقوق قومی و ادعاهای قومی از پیامدهای مدرنیته و نظم جدید جهانی هستند، نظمی که از حل هزاران درگیری و رقابت‌های قومی یا اقلیتی در سرتاسر جهان ناتوان مانده است. (عضدانلو،1378).
قومیت برای هموار کردن راه خود در جامعه جنگیده و خونریزی و ویرانی در پی داشته است . یکی از نگرانی‌های عمده سیاست گذاران و طراحان افکار عمومی در منطقه خاورمیانه درگیری‌های قومی است. تنها وجود گروه‌های قومی فی نفسه مشکل ایجاد نمی‌کند، بلکه مبارزات آن‌ها برای حق تعیین سرنوشت و استقلال باعث بی ثباتی می‌شود. واژه قومیت در خاورمیانه تداعی کنند ه معنای خاصی است. این واژه در خاورمیانه واژه ای نو تلقی می‌شود وبا درگیری‌ها وتنش های داخلی کشورها پیوند خورده است. عده ای بر این اعتقاد اند که منازعات قومی در دهه 1990 نتیجه سیاست‌های قدرت‌های استعماری بوده است. استعمار بدون توجه به عامل قومیت، مرزهای کشورهای جدید منطقه را تعیین کرد و گروه‌های مختلف و متعارض را به زور زیر یک پرچم گرد آورد. موضوع قومیت و حقوق اقلیت‌ها با موضوعات دولت- ملت، ملی گرایی، حاکمیت تود ه ای و ملیت پیوند خورده است. حقوق بسیاری از گرو ه های قومی و اقلیت‌ها، در کشورهای مانند عربستان سعودی و عراق، صرف نظر از ایدئو لوژی حاکم بر این کشورها، همواره با خشونت نقض شده است. به عبارت دیگر در بحث قومیت و حقوق اقلیت‌ها بیشتر در باره ماهیت دولت و مشروعیت آن سخن راند ه می‌شود تا حق تعیین سرنوشت یا استقلا ل این گروه‌ها.
27-2- دولت و هویت در خاورمیانه
ماهیت دولت در خاورمیانه بحث قومیت و سیاست قومی در منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. همه حکومت‌ها منطقه اعم از سلطنتی، تک حزبی، امام محوری یا پسا استعماری، در صدد بوده‌اند تا مشکلات هویتی ایجاد شده در واحدهای سرزمینی را به عنوان پیامد اصلی نفوذ قدرت‌های خارجی حل کنند. طبیعی است در چنین شرایطی، تلاش نخبگان حاکم در امر دولت سازی این بوده است که برای غلبه بر وفاداری‌های قومی، مذهبی، زبانی، قبیله ای یا طایفه ای، نهادهای هویتی جدیدی خلق کنند. فرایند یکپارچه سازی به شیو ه های گوناگونی از طرف دولت انجام شد که از آن جمله می‌توان به استراتژی تهاجمی، جذب و استحاله و حتی تصفیه نژادی و کشتار دسته جمعی اشاره کرد. نخبگان حاکم در منطقه، همگی با مشکل مشابهی روبه رو شده‌اند و آن ایجاد هویت‌های جدید در واحدهای سرزمینی است که بتواند طیف گستر ده ای از گروه‌های قومی رادر کنار هم گرد آورد(بهرامی،1379).
با تجزیه امپراطوری عثمانی و ظهور دولت‌های مستقل ملی بر صفحه جغرافیای سیاسی خاورمیانه پایه‌های نظام دولت – ملت در این منطقه نهاده شد. با ایجاد دولت‌های مستقل ملی ناسیونالیسم به منظور دفاع از تمامیت ارضی کشورها و تثبیت مرزهای ملی تقویت شد و مبنای سیاست دولت‌های این منطقه قرار گرفت.
ویلسون طی تحقیقات خود نتایج مطالعات خود را چنین بیان می‌کنند: در درگیری‌های دسته جمعی، منافع شخصی یا گروهی برای منزلت، جایگاه، و اعتبار اجتماعی، دفاع از همبستگی و انسجام و اتحاد گروهی و قومی- قبیله ای، فشارهای اقتصادی و شخصی، ساختار خانوادگی، سطح و میزان فقر و تهیدستی از جمله عوامل دخیل به شمار می‌آیند و اغلب مردان حضور چشمگیرتری در این نزاع‌ها دارند.
از منظر اینان، مفاهیمی که جامعه شناسان در توجیه نزاع‌های دسته جمعی در گروه جوانان به کار می‌برند تا حدی شبیه به مفاهیمی است که انسان شناسان و زیست شناسان در مورد شامپانزه به کار می‌برند. بر اساس این نظر آن‌ها در هر دو مورد بیشترین انگیزه، کسب جایگاه شخصی و منزلت اجتماعی فردی است که این کار به درگیری فیزیکی منجر می‌گردد. بعد فرهنگی و تاریخی نیز از جمله عوامل تأثیر گذار بر این درگیری‌هاست(1975،Wilson).
آرچر (1988) در پژوهشی با عنوان زیست شناسی رفتاری خشونت و ستیزه جویی به مجموعه شواهد و مدارکی استناد می‌کند که بر اساس آن رفتار خشونت آمیز- همچون سایر مقولات رفتاری- مبتنی است بر تأثیر متقابل و برهم کنش عوامل درونی و عوامل بیرونی نظیر شرایط اجتماعی و محیطی- بوم شناختی. برای مثال، هورمون‌هایی نظیر تستسترون معمولاًبا رفتار خشونت آمیز، از جمله رقابت برای شریک جنسی در پیوندند، ولی سطح و میزان هورمون فرد بر حسب عوامل درونی و بیرونی متغیر است(گسن،1370).
گداشتاین و همکاران، در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که درگیری‌های میان گروهی یا میان قبیله ای ممکن است با اهداف مختلفی انجام شود: برخی از این درگیری‌ها برای تحقیر، توهین و بی حرمتیبه طرف مقابل، برخی برای افزایش شهرت و اعتبار طرف پیروز، گاهی برای به دست آوردن دوباره املاک و زمین‌های از دست رفته و گاهی نیز به منظور تصاحب املاک و زمین‌های جدید و به اصطلاح (قلمروداری) صورت می‌گیرد(قنبرپور،1361).
لین (2001) در پژوهشی راجع به «رفتارهای خشونت آمیز در بین جوانان اسلو»، وقوع خشونت و درگیری را حاصل اقدامی پیشدستی جویانه و پیشگیرانه به جهت کاستن از قدرت طرف مقابل (به عنوان مثال، کشتن یکی از اعضای طرف نزاع) ارزیابی می‌کند. (دانش،1381).
میلر و همکاران (1986) نیز با تحقیق و بررسی «نقش فرهنگ در طبقات پایین دست جامعه در ایجاد محیط بزهکاری»، ریشه اغلب درگیری‌ها را در «به خطر افتادن و تهدید آبرو و حیثیت گروه یا قبیله» دانسته‌اند و طبق گزارش‌های شورت و استرودبک هدف اصلی از درگیری و نزاع اثبات خود است و نه گرفتن و به دست آوردن چیزی»(دانش،1381).
«رابطه غرور تهدید شده با خشونت و ستیزه جویی» حاصل کار پژوهشی بومیستر و همکاران، از سال 1966 نیز گویای آن است که «خشونت و ستیزه جویی عموماً زمانی که شخص آبرو، ناموس، یا جاه و منزلت طرف درگیر را زیر سئوال می‌برد، شدت می‌یابد، ولی ممکن است با نقض یا زیر پاگذاشتن اصول و مبادی اخلاقی و رسوم مبتنی بر عرف عام یا اقدامی افترآمیز از سوی یکی از طرفین نزاع روی دهد.» (دانش،1381).
در تحقیقی که ویگیل در سال 1988 انجام داده است، یکی از موارد درگیری‌ها و خشونت‌های جمعی را تهدید شدن امنیت گروه یا قبیله می‌داند. وی از قول یک جوان می‌گوید: «ما طایفه کوچک خود را تحت کنترل کامل داریم ما همه با هم برادریم و هیچکس حق تعدی یا تجاوز به طایفه ما ندارد0 ما با طایفه خود افتخار می‌کنیم و مغرور آنیم و چنانچه هر کسی بخواهد برای ما ایجاد مزاحمت کند، با این کار خود موجب هراس اعضای قبیله ما می‌شود که این کار برای ما تهدید به حساب می‌آید و تنها واکنش ما به این اقدام، خشونت و درگیری است.» (دانش،1381).
سن اشخاص، هدف از نزاع و درگیری و چگونگی وقوع آن نیز با هم تفاوت دارد:
بر طبق گزارشات ویگیل، اعضای مسن تر، به احتمال زیاد برای به دست آوردن جایگاه و اعتبار به راه‌های دیگری همچون ارتکاب جنایت، متوسل می‌شوند و طبق استنادات اسپیرگل و همکاران، خشونت اعضای جوان تر گروه یا طایفه، نسبت به خشونت و درگیری‌های جوانان سن و سال دارتر کمتر منجر به مرگ اشخاص منجر می‌شود(محسنی،1376).
در پژوهشی ربکاتونگ در سال 2009 انجام داده و نقش نهادها و سازمان‌ها را در صلح و آرامش قومی مورد بررسی قرار داده است، سه نظریه یا سه رویکرد را در خصوص خشونت‌های قومی مطرح می‌کند: خاستگاه گرایی قومی، ساختارگرایی و آ بزارگرایی(محسنی،1376).
براساس نظریه «ساختارگرایی »، قدرت نهادهای سیاسی به بهترین نحو، وقوع یا فقدان خشونت را تبیین می‌کند. این تنها رویکردی است که پاسخ گوی سئوال است که صلح و آرامش ریشه در چه چیزی دارد0 و اینکه صلح و آرامش تنها به معنای نبود خشونت و درگیری نیست (دانش،1381).
نظریه «ابزارگرایی » به گونه ای مجاب کننده، تبیین گر آن است که خشونت‌های قومی ریشه در رقابت‌های اقتصادی و سیاسی دارند. بر اساس این نظریه و در پاسخ به طرفداران فرضیه «ساختارگرا»، نهادها و سازمان‌های پر قدرت و ذی نفوذ، اعتماد و ائتلاف مدنی را ایجاد می‌کنند که در نتیجه آن، شهروندان به این باور می‌رسند که انتخابات و حق رأی بسیار قدرتمند تر از گلوله و اسلحه، یا در بسیاری از موارد همچون آفریقا قدرتمندتر از قداره عمل می‌کند (دانش،1381).
رومل در پژوهشی که طی آن ارتباط بین خشونت جمعی و تکثرگرایی اجتماعی را مورد بررسی قرار داده است، خشونت جمعی را در کشورهای مختلف منوط به ویژگی‌ها و شاخص‌هایی مختلفی می دانداز جمله0 توسعه یافتگی بالقوه و بالفعل، آزادی، ثبات، وسعت و منطقه فرهنگی. در ارتباط با تکثرگرایی و خشونت، ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشورها به طور مستقیم یا غیر مستقیم تأثیرگذارند (دانش،1381).
بون در سال 1984 بیان می‌کند: «روان شناسان، تبهکاری را به مسئله شخصیتی ومسئله سازگاری و عدم سازگاری فرد با هنجارهای اجتماعی منسوب می‌کنند.» بارتل در سال 1995 به تبیین علم روان شناسی جنایی پرداخته و رفتارهای شخص مجرم را به لحاظ روان شناختی مورد بررسی قرار می‌دهد. زیگموند فروید نیز «من» را به سه بخش نهاد، خود و فراخود تقسیم کرده، او معتقد است: زمانی رفتار مجرمانه پیش می‌آید که «نهاد» نظارت ناپذیر و بسیار فعال در ترکیب با «فراخود» کم فعالیت ظاهر می‌شود0 حال آن که در این میان «من» بی‌تفاوت می‌ماند و در راهنمایی‌های رفتار فرد نقشی ایفا نمی‌کند( دانش،1381).
عدم توازن بین نهاد و فرا من در کودکی که در اثر شرایط ناسالم و نامطلوب اجتماعی به وجود می‌آید فرد را به طرف تبهکاری سوق می‌دهد «نهاد» از غرایز اولیه ناخودآگاه انسان است و هیچ گونه قید و بندی نمی‌شناسد و فعالیت آن براصل لذت استوار است. اما در بعضی موارد رعایت «فراخود» را کرده، از تعقیب امیال خود می‌پرهیزد، اما از آنجا که ترک لذت برای «نهاد» ناگوار است یا به خودنوازی می‌پردازد و خود را چنین تسلی می‌دهد که لذت چیزی پست و بی‌اهمیت است یا به خود وعده‌های سرخرمن می‌دهد و باور می‌دارد که محرومیت کنونی، خوشی‌های بسیار در پی دارد و در پس غم امروز شادی فردا نهفته است.
هانس آیسینک نیز از جمله کسانی بود که تحلیل پیش بینی وقوع جرم و جنایت پرداخته است. او ثابت کرد که دانش روان شناسی روش‌ها و راهبردهایی را برای پیشگیری رفتار جنایی، پیش بینی می‌کند اعتقاد به راین است که روان شناسی، اساساً روشی است که در پیشگیری جرم و درمان مجرم کمک می‌کند. او می‌گوید، روان شناسی نه تنها به درمان جرم کمک می‌کند، بلکه یکی از تعیین کننده‌های اصلی رفتار جنایی و ضد اجتماعی را اساس نورولوژیکی شخصیت افراد می‌داند. او فرض کرد که رفتار مجرمان در نتیجه تعامل بین موقعیت‌های محیطی معین و ویژگیهای ارثی سیستم اعصاب است. وی معتقد بود، یک نظریه جامع و فراگیر جرم شناسی باید این امکان را بدهد تا ما اساس عصبی- روانی هر فرد و تاریخچه اجتماعی را که مختص اوست، بررسی کنیم(محسنی،1376).
به‌طور کلی می‌توان اذعان داشت، اقتصاد دانانی که جرم و جنایت رابررسی کرده‌اند، از منظر تحلیل منفعت- هزینه یا بیشینه سازی مطلوبیت در کنار محدودیت‌های مختلف پرداخته‌اند.
هوسرل و هایدگربر این اعتقاد بودند که فلسفه و اندیشه مدرن که رویکردی مکانیکی دارد ذهنیت را بر عینیت تقدم داده است در حالی که واقعیت‌های اجتماعی و صورت بندی‌های سنت ساختاری و قوام یافته در تاریخ همانند بازی‌های زبانی دارای عقلانیت‌های خودجوشی هستند (ویتگنشتاین، 1380) که چندان به دست فردانیت ها و سوژه‌های خودبنیاد نیستند. توجه به عمل و واقعیات اجتماعی برای انسان‌ها امنیت، آرامش و صلح به ارمغان می‌آورد. دلیلی ندارد انسان‌ها بر اساس ایدئولوژی‌های آرمانی خود و جامعه‌شان را در آگاهی کاذبی فرو ببرند که همه سرمایه‌های اجتماعی را قربانی آگاهی استبدادی حاکم شده ای کنند که اغلب بعد از قدرت تکثر را برنمی‌تابد. خشونت، جنگ و نابودی صلح ناشی از تقدم آگاهی بر عمل و کنش می‌باشد(محسنی،1376).
باروخ فیلسوف هلندی (1632 ـ 1677 م) از یک سو می‌گوید0 «انسان دستخوش هواهای نفسانی است که بیشتر آن‌ها معلول حوادث روزگارند، و انسان در چنگ این هواهای نفسانی مانند پرکاهی است که گرفتار امواج طوفان دریا باشد و بی اختیار به این سو و آن سو کشیده می‌شود و پرتاب می‌گردد، کمتر عملی از اعمال است که بتوان فعل ارادی و حقیقی خود آدمی برشمرد. از سوی دیگر، هواهای نفسانی، مایه اختلاف، نفاق و دشمنی مردم با یکدیگر است(اسپینوزا،ترجمه محسن جهانگیری،1388).
برخی از پژوهندگان جامعه شناسی خشونت، سیرت و سرشت آدمی زادگان را در تحقیقات جدید علوم اجتماعی مغرب زمین عبوس تر و وحشیانه تر از آنچه تاکنون پنداشته می‌شد می‌بیند و بر آن است که: «گرایشی در تحقیقات علوم اجتماعی و علوم طبیعی وجود دارد که رفتار خشونت آمیز را حتی بیش از آنکه ما حاضر بودیم بدون این علوم بپذیریم، طبیعی جلوه دهد.
پرخاشگری، مطابق تعریفی که شده، سائقی است غریزی و گفته می‌شود در سرای طبیعت دارای همان نقش کنشی در مسیر زندگی فرد و نوع است که غریزه‌های تغذیه و جنسی، اما به خلاف این غرایز که از یک سو به وسیله نیازهای آمر جسمی و از سوی دیگر به وسیله محرک‌های بیرونی به کار می افتند، ظاهراً در جهان جانوران، غرایز پرخاشگری بدین گونه برانگیختگی‌ها وابسته نیستند، بلکه به عکس، نبودن برانگیختگی به ناکامی غریزه و پرخاشگری «سرکوفته» می‌انجامد و این امر به عقیده روان شناسان، باعث متراکم شدن «انرژی» می‌گردد که انفجار نهایی آن درست به همین علت خطرناک تر است.
کریشنا مورتی در کتاب فراسوی خشونت می‌نویسد: ناسیونالیسم نژادی و میهنی به تنش وخشونت میان مجموعه‌ها، گروه‌های بزرگ قومی، تیره‌ها و یا ملت‌ها و ساکنان قلمروهای جغرافیای سیاسی می‌انجامد و همه در برابر همه قرار می‌گیرند. خود برتربینی و یا «منیت» رابط افراد و آحاد اجتماعی را در داخل یک قلمرو سیاسی و یا گروهی قومی و نژادی به خشونت می‌کشاند و یکی در برابر همه قرار می‌گیرد0 چه «من» که خود را به شکل‌های مختلف متجلی می‌گرداند در شکل جدایی، در شکل تلاش برای چیزی و کسی بودن یا شدن، من خود را به صورت من و غیر من ـ آگاهانه و یا ناآگاهانه ـ از دیگری جدا می‌کند، خود را با فامیل و یا گروه و یا جماعتی همگون می‌کند، یا نمی‌کند… موضوع قابل تشبیه به سنگی است که در آب انداخته می‌شود و موج‌های گسترده و گسترد تر را ایجاد می‌کند، خود در مرکز همه چیز است، تا زمانی که خود ـ به هر شکل صریح و یا غیرصریح ـ وجود دارد، لاجرم خشونت نیز وجود دارد.
طبق تحقیقی که در کشور آمریکا (1998) صورت گرفته سیاهان بیشتر از سفیدپوستان، جنوبی‌ها بیشتر از شمالی‌ها و مردان بیشتر از زنان مرتکب قتل شده‌اند. هم‌چنین فراوانی قتل در سنین پایین‌تر، اواخر بهار و اوایل تابستان و شب‌های آخر هفته بیشتر است (محسنی، 1386).

فصل سوم:
روش شناسی تحقیق

1-3- مقدمه
امروزه، بندرت می توان بدون استفاده از روشهای آماری اقدام به تفسیر، تبیین و تحلیل نتایج به دست آمده از تحقیقات و پژوهش های علمی کرد. به این ترتیب، در قلمرو علم حقوق نیز کمتر می توان بدون استفاده از روش های آماری تحقیقی درخور توجه انجام داد؛ بنابراین پژوهشگران علم حقوق نیز باید برای اجرای طرح های تحقیقاتی خود در حد لزوم به این ابزار مجهز شده، برای برآوردن نیازهای ویژه خوداز آن بهره مند شوند. اگر اطلاعات را از مهمترین لوازم تصمیم گیری به حساب آوریم؛ علم آمار که با پردازش داده ها و تبدیل آنها به اطلاعات مورد نیاز، زمینه اتخاذ تصمیم را فراهم می کند، یکی از مهمترین علوم محسوب خواهد شد. آنچه مسلم است هنر مدیران و کارشناسان در نحوه استفاده از روش های آماری و تحلیل اطلاعات به دست آمده تجلی پیدا می کند.
2-3- روش تحقیق
روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی پیمایشی است. بر همین اساس جهت جمح آوری داده‌های مورد نیاز از تکنیک پرسشنامه استفاده می‌شود .واحد مشاوره و سطح تحلیل فرد است. وبا توجه به تعدادزیادافراد جمعیت آماری پرسشنامه بین افرادی که به‌صورت تصادفی از بین طوایف درگیر انتخاب شده‌اند توزیع می‌گردد.
از دیدگاه تقسیم تحقیقات بر اساس هدف این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی می باشد زیرا با بکارگیری نظریه ها و برخی علوم رفتاری و حقوق و آمار در مورد جامعه آماری به نتایجی دست می یابد که برای آن دسته از سازمان ها و موسساتی که در حوزه جامعه آماری قرار می گیرند قابل استفاده و کاربرد می باشد.
3-3-جامعه و نمونه آماری
جامعه عبارت است از گروهی از افراد، با حوادث که حد اقل یک صفت یا ویژگی مشترک داشته باشند یا به عبارتی دیگر جامعه عبارت است از همه اعضای واقعی یا فرضی که علاقه مند هستیم یافته های پژوهش را به آنها تعمیم دهیم ( نظری ، 1384 ).
در این تحقیق جامعه آماری سران طوائف درگیر شهر سراوان حجم جامعه 500 نفر انتخاب، که با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 140 نفر برآوردشده است. این تعداد مردم از بین 7 طائفه که به قید قرعه و تصادفی انتخاب شده‌اند و در هر طایفه تعداد 20 نفر انتخاب، که در کل آن‌ها 140 نفر می‌باشند.
مشخص کردن جامعه آماری یکی از ضروریات و اصول هر پژوهش به شمار می آید. محدوده و فضای مطلوب ما جامعه های آماری را مشخص و معین می کند؛ بنابراین تعریف جامعه آماری عبارت است از: «تعدادی از عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند». صفت مشخصه، صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد.
نمونه به زیر جامعه ای گفته میشود که از کل جامعه انتخاب می شود و معرف آن است. به عبارت دیگر نمونه گیری یعنی انتخاب تعدادی از افراد، حوادث و اشیا از یک جامعه تعریف شده به عنوان نماینده آن جامعه (همان منبع).
4-3- ابزار گرد آوری
ابزار گردآوری داده‌ها، استفاده از مطالعات کتابخانه ای با بهره گیری از منابع فارسی، کتب ترجمه شده، مجلات، مقالات و همچنین مطالعات میدانی محقق که شامل مراجعه حضوری به پلیس آگاهی، دادسرا و دادگاه کیفری شهرستان سراوان هم چنین با تهیه پرسشنامه از جامعه آماری درخواست شد نسبت به تکمیل پرسشنامه اقدام نمایند.
در این تحقیق از ابزار پرسشنامه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است
نحوه امتیازدهی نمرات پرسشنامه به شرح زیر می باشد:
خیلی زیاد 2- زیاد 3- متوسط 4- کم
5-3- روایی پرسشنامه:
تعیین روایی پرسشنامه مستلزم آن است که ابزار همان متغیری را اندازه گیری کند که پژوهشگر قصد اندازه گیری آن را دارد ( نظری ، 1384 ) .
بطور کلی مقصود از روائي آن است كه وسيله اندازه‌گيري واقعا بتواند خصيصه مورد نظر را اندازه‌گيري نمايد نه متغير ديگري را. اگر وسيله اندازه‌گيري از لحاظ خصيصه مورد نظر داراي روائي كافي نباشد، نتايج پژوهش بي‌ارزش خواهد بود ( نظری ، 1384 ).
برای به دست آوردن روایی این پرسشنامه، ابتدا چند نمونه ار آن بین تعدادی از اساتید دانشگاه،وکلا و حقوقدانان تئزیع گردید و در طول تکمیل پرسشنامه پس از مع آوری آنها مشخص گردید که نتایج به دست آمده از تحقیق همسو می باشد. بنابراین محرز شد که واقعیت سنجی آن در درجه مطلوب و قابل قبولی است.
6-3- پایایی پرسشنامه
پايایي دلالت بر آن دارد كه ابزار اندازه‌گيري در شرايط يكسان تا چه اندازه نتايج يكساني بدست مي‌دهد. دامنه ضريب اعتبار از صفر تا يك است ( نظری ، 1384 ).
برای محاسبه ضریب پایایی ابزار اندازه‌گیری، شیوه‌های مختلفی به کار برده می‌شود. از جمله:
الف) اجراي دوباره آزمون يا روش بازآزمايي
ب) روش موازي يا روش آزمونهاي همتا
ج) روش تصنيف يا دونيمه کردن آزمون
د) روش کودر _ ريچاردسون
ه) روش آلفاي کرونباخ
نرم افزار spss یکی از نرم افزارهای متداول برای تعیین پایایی با یکی از روش‌های فوق ( و معمولا روش آلفاي کرونباخ) می‌باشد.
مشهورترين ضريب اعتبار از طريق يكبار اجراي آزمون توسط كرونباخ ارائه شده است كه به ضريب آلفاي كرونباخ معروف است. اين روش براي محاسبه هماهنگي دروني ابزار اندازه‌گيري از جمله پرسشنامه به كار مي‌رود. در اين ابزار پاسخ هر سئوال مي‌تواند مقادير عددي مختلف را اختيار كند (بازرگان،1376،169).چقدر این پژوهش برای سنجش اعتبار پرسشنامه از مقیاس آلفای کرونباخ استفاده شده است. با استفاده از نرم افزار SPSS ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده برای این پرسشنامه 784/0 است که نشان دهنده این است که پرسشنامه از اعتبار خوبی برخوردار است. و نیز از آزمون خی 2 و واریانس فریدمن استفاده شد.

فصل چهارم:
تجزیه و تحلیل داده های آماری

1-4- توزیع فراوانی متغیر احساس وابستگی به قوم و طایفه در شهرستان سراوان
جدول41توزیع فراوانی متغیر احساس وابستگی نسبت به قوم وطایفه در شهرستان سراوان
میزان احساس وابستگی فراوانی درصد
خیلی زیاد ۱۴۸ ۳۹/۹
زیاد ۱۲۵ ۳۳/۷
بی‌تفاوت ۴۸ ۱۲/۹
کم ۳۱ ۸/۴
خیلی کم ۱۴ ۸/۳
بی‌جواب ۵ ۱/۳
جمع ۳۷۱ ۱۰۰
آمار جدول فوق نشانگر آن است که 6/73 درصد پاسخگویان درحدخیلی زیادو زیادی نسبت به طایفه خویش احساس وابستگی می‌نمایند.
2-4- میزان احساس مسئولیت افراد :
جدول42 میزان احساس مسئولیت افراد نسبت به قوم و طایفه در شهرستان سراوان
میزان احساس مسئولیت فراوانی درصد
خیلی زیاد ۱۴۲ ۳۸/۳
زیاد ۱۴۴ ۳۸/۸
بی‌تفاوت ۳۶ ۹/۷
کم ۳۰ ۸/۱