دانلود پایان نامه
ی و روش نمونهگیری 50
3-4- روش گردآوری اطلاعات 50
3-4-1- ابعاد محیط کسب و کار 52
3-4-2- ابعاد اولویت‌های رقابتی 52
3-4-3- ابعاد ساختار زنجیره تامین 52
3-4-4- مقیاس ارزیابی عملکرد کسب و کار 53
3-5- روایی و پایایی پرسشنامه 53
3-5-1- روایی 53
3-5-2- پایایی 54
3-6- روش تجزیه و تحلیل‌ 55
3-6-1- مدل‌يابي معادلات ساختاري 55
3-6-1- 1- نرم افزار مورد استفاده 56
3-6-1-2- شاخص های برازش در آموس 58
3-6-2- آزمون نرمال بودن دادهها 60
3-6-3- ضریب همبستگی 60
فصل چهارم 61
4-1- مشخصات پاسخ دهندگان و جامعه آماری 62
4-1-1- آمار توصیفی سوالات 69
4-2- آمار استنباطی 70
4-2-1- نتايج بررسي روايي 71
4-2-2- نتايج بررسي پايايي 76
4-2-4- همبستگی بین متغیرهای پژوهش 77
4-3- يافته‌هاي تحقيق 78
4-3-1- مدل معادلات ساختاري 78
4-3-2- تحليل مدل های ساختاري 80
4-3-3- بررسي فرضيه‌هاي اصلی تحقيق 82
فصل پنجم 85
5-1- بحث و نتیجه گیری 86
5-1-1- فرضیه اصلی 87
5-1-2- فرضیههای جانبی 89
5-1-2-1- فرضیه جانبی 1 89
5-1-2-2- فرضیه جانبی 2 89
5-1-2-3- فرضیه جانبی 3 89
5-1-2-4- فرضیه جانبی 4 90
5-1-2-5- فرضیه جانبی 5 90
5-1-2-6- فرضیه جانبی 6 90
5-2- پیشنهادهای برگرفته از پژوهش 90
5-2-2- پیشنهاد پژوهشی 92
5-3- محدودیت ها 93
منابع ومآخذ 94
منابع فارسی 95
منابع انگلیسی 95
پیوست ها 100
پرسشنامه 101

فهرست جداول
جدول 2- 1- وجوه تمايز بين الگوي سازماني ارگانيک و مكانيک 27
جدول 2-2- مقايسه زنجيره عرضه ناب و چابك: مشخصات متمايزكننده (میسون جونز و دیگران، 2000) 36
جدول 2-2- مدل تحولي: خلاصه تغييرات در نوع زنجيره عرضه (جانسون، 1993) 39
جدول 4-1- عنوان پاسخ‌دهندگان 63
جدول 4-2- مشخصات کسب و کار پاسخ‌دهندگان 64
جدول 4-3- تعداد مراحل اصلی پردازش و وضعیت یک‌پارچگی 64
جدول 4-4- فعالیت‌های مرتبط با سرویس اصلی 65
جدول 4-5- تعداد کارکنان در شرکت (تعداد و درصد) 65
جدول4-6- عمر فعالیت شرکت‌های پاسخ‌دهنده 66
جدول 4-7- موقعیت کلی شرکت‌ها در بازارهای اصلی خود 67
جدول 4-8- تعداد رقبای کاری اصلی 67
جدول 4-9- تعداد تامین‌کنندگان 68
جدول 4-10- تعداد مشتریان 68
جدول 4-11- آمار توصیفی متغیرهای مشاهده شده 70
جدول 4-12- نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرحله اول (CFA) برای گویههای پرسش نامه 72
جدول 4- 14- شاخص‌های برازش مدل های تحلیل عاملی تأییدی 76
جدول4-15 – ضريب آلفاي کرونباخ متغيرهاي اصلي تحقيق 77
جدول 4-16- میانگین، انحراف معیار و همبستگی متغیرها 78
جدول4-17- شاخص‌های برازش مدل نظری تحقیق 80
جدول4-18- خلاصه نتایج آزمون روابط 82

فهرست شکل ها
شکل2-1- تغییر در اولویت های رقابتی تولید(تینگ چی، 2006) 18
شکل 2-2- ساختار مکانیکی در مقابل ساختار ارگانیکی (تایچی، 1997) 23
شكل 2-3- مقايسه رويكردهاي ناب و چابك در شرايط عدم قطعيت(تینگ چی، 2009) 37
شکل 2-4- بررسی تفاوت های ساختاری زنجیره تامین چابک و ناب (کریستوفر، 1998) 40
شکل 2-5 – مدل تئوری پژوهش با اقتباس از مدل تینگ چی و همکاران (2009) 47
شکل 4-1- عنوان پاسخ‌دهندگان 63
شکل4-2- عمر فعالیت شرکت‌های پاسخ‌دهنده 66
شکل 4-3- مدل تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول تحقیق 71
شکل 4-4 مدل برازش شده تحقیق برای شرکت های با عملکرد بالا 79
شکل 4-5- مدل برازش شده تحقیق برای شرکت های با عملکرد پایین 79

1-1- مقدمه
در طول چهل سال گذشته، ماهیت محیط كسب ‌و ‌كار با ترکیبی از تغییرات الگوی تقاضا، تغییرات تکنولوژی و جهانی شدن، دچار دگرگونی شده‌است. امروزه نیازهای بازار، ناپایدار و پراکنده شده‌است و مانند گذشته نمي‌توان مشتریان را به‌راحتی طبقه‌بندی کرد. آن‌ها تقاضای ارزش بالاتر، تنوع بيش‌تر، خدمات بهبود يافته در زمان كم‌تر و شتاب در نوآوری محصول را دارند (خیمتریکس، 2004). دیکن(2003) بیان می‌دارد از دهه 80 میلادی، شتاب گرفتن پیشرفت در تولید، ارتباطات، اطلاعات، و فن‌آوری‌های حمل و نقل، به همراه توجه به ایده بازار آزاد، موجب آشفتگي تدريجي محیط کسب‌ و ‌کار به‌دليل افزایش تنوع، سرعت تغیرات غیر قابل پیش بینی، پیچیدگی و فشار رقابتی شد (تینگ چی، کیلداف و گراگیا، 2009).
پپیشرفت در تولید، ارتباطات، اطلاعات و انتقال تکنولوژی به همراه تفکر بازار آزاد، باعث تحرک جغرافیایی خدمات و محصولات شدهاست (دیکن، 2003). همراه با آزاد شدن تجارت جهانی و بازارهای مالی، اقتصاد جهانی به هم پیوسته رو به فزونی پدیدار گشت و مرزهای بازار تعریف مجدد شد، به طوری که حرکت به سمت برون سپاری از نتایج بهوجود آمدن زنجیره تامین جهانی بوده است. پدیدار شدن رقابت در عرصه جهانی باعث بهوجود آمدن نوآوری تولید و چرخه عمر کمتر محصولات شده است.
با توسعه سريع فناوري اطلاعات در سال‌هاي اخير و كاربرد وسيع آن در مديريت زنجيره تامين، بسياري از فعاليت‌هاي اساسي مديريت زنجيره با روش‌هاي جديد درحال انجام است. این دیدگاه که موفقیت یا شکست یک سازمان، در نهايت توسط زنجیره تامین آن مشخص می‌شود، بطور گسترده‌ای مورد پذیرش قرار گرفته‌است (برای نمونه، چوپرا و میندل، 2001؛ لمبرت و کوپر، 2000؛ میسون-جونز، نیلور و تاویل، 2000). امروزه اکثر شرکت‌های موفق نگاهشان به سمت طراحی زنجیره تامین مناسبی است که با استراتژی های رقابتی و محیط كسب‌و‌كار ايشان تطابق داشته‌باشد، و این موضوع یکی از استراتژی‌های مهم در دست‌یابی به جایگاه رقابتی پایا در بازار كاملاً رقابتی جهانی می‌باشد (فردندال و هیل، 2001؛ سیمچی-لوی و دیگران، 2003).
در فصل حاضر کلیات پژوهش ارائه شده است. در فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش آمده است. در فصل سوم روش شناسی پژوهش تبیین شده است و در فصل چهار به بیان یافتههای این پژوهش پرداخته شده است. در نهایت، نتیجه گیری و پیشنهادات منتج از این پژوهش در فصل پنج ارائه شده است.

1-2- بیان مساله و تبیین موضوع
هندفیلد و نیکولز (1999) بیان می‌کنند با توجه به چالش‌های روز افزون در محیط رقابتی، آشکار است که شرکت‌های موفق نه تنها بایستی بهتر از رقبای خود فعالیت نمایند، بلکه مي‌بايست به‌طور مداوم خود را با تغییرات وفق دهند (به نقل از تینگ چی و همکاران، 2009). در مواجهه با تغییرات اگر سازمان آمادگی لازم را براي پذيرش تغييرات از درون خود نداشته‌باشد و در مقابل آن مقاومت نشان‌دهد، لاجرم به سمت نابودی خواهد‌رفت. باید اذعان داشت که پیچیدگی پدیده تغییر از آن جهت است که فرآیندی دینامیک بوده و از تعامل متقابل عوامل مختلف به‌وجود‌ می‌آید، و تمامی این عوامل و متغیرهای آن در رابطه علت و معلولی با یکدیگر، ساز و کاری به‌وجود می‌آورند که درک و تحلیل آن را مشکل می‌سازد. از این رو تشخیص جهت مناسب تغییر، دشوار مي‌گردد.
سازمان‌ها تا زمانی که برای بقاء تلاش می‌کنند و خود را نیازمند حضور در عرصه ملی و جهانی می‌‌دانند، باید اصل بهبود مستمر را سرلوحه فعالیت خود قرار ‌دهند. این اصل حاصل نمی‌شود، مگراینکه زمینه دست‌یابی به آن با بهبود مدیریت عملکرد امکان‌پذیر ‌شود. این بهبود را می‌توان با گرفتن بازخورد لازم از محیط درونی و پیرامونی، تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدهای سازمان، مسئولیت‌پذیری و جلب رضایت مشتری و با ایجاد و بکارگیری سیستم ارزیابی عملکرد با الگوی متناسب، ایجاد کرد. لذا گرفتن بازخورد مناسب و به موقع از محیط پرتلاطم کسب و کار برای بهبود عملکرد شرکتها امری ضروری می‌باشد. محیط کسب ‌و‌ کار متشکل از هزاران نیرویی که در کوتاه مدت، فراتر از کنترل مدیریت است بوده و در نتیجه تهدید و همچنین فرصت‌هایی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند. بنابراین در انتخاب استراتژی های شرکت، از جمله انتخاب اولویت‌های رقابتی، محیط نقش تعیین کننده‌ای دارد. همچنین امروزه اکثر شرکت‌های موفق نگاهشان به سمت طراحی زنجیره تامین مناسبی است که با استراتژی های رقابتی و محیط كسب‌و‌كار ايشان تطابق داشته‌باشد و این موضوع یکی از استراتژی‌های مهم در دست‌یابی به جایگاه رقابتی پایا در بازار كاملاً رقابتی جهانی می‌باشد.
تغییرات برای هر شرکتی منحصر به فرد می‌باشد و شرکتها بایستی با توجه به این تغییرات منحصر به فرد، خود را با آن سازگار نمایند. جهت سازگار شدن با محیط، شرکتها مجبور به پذیرش ملاحظاتی در اتخاذ استراتژیها و ساختارهای درونی و بیرونی خود می‌باشند.از آنجا که تعداد شرکتهای قطعه ساز شهرکهای صنعتی استان سمنان قابل توجه می‌باشد، و از آنجا که ورود بی سابقه رقبای خارجی به این صنعت، رقابت را بیش از پیش شدیدتر کرده است طوری که تعدادی از این شرکت ها طبق آمار شرکت شهرک های صنعتی مجبور به تعطیلی شده اند، گرفتن بازخور از محیط و همسویی استراتژیک، می‌تواند عملکرد این شرکت ها را بهبود داده تا بتوانند برای خود مزیت رقابتی ایجاد کرده و به بقای خود ادامه دهند. بنابر این پژوهش در صدد آن است که تا با بررسی اثر مشخصه های محیطی کسب و کار؛ که تغییرات مداوم و رو به فزونی محیط جزئی از آن می‌باشد؛ بر ساختار ها؛ همانند ساختار زنجیره تامین؛ و استراتژی هایی که توسط شرکت ها انتخاب می‌شوند؛ همچون انتخاب اولویت های رقابتی؛ نشان دهد اگر این مولفه ها با یکدیگر رابطه داشته باشند و همسو باشند، عملکرد کسب و کار شرکت در سطح بالاتری خواهد بود و باعث بقای شرکتها خواهد شد. بعبارتی استفاده از استراتژی های شرکت های موفق و حتی مشابه دیگر، نمی‌تواند شرط لازم و کافی برای عملکرد بالا باشد بلکه انتخاب استراتژی های شرکت بایستی با توجه به خصیصه های محیطی همان شرکت صورت پذیرد.

1-3- ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
در دو دهه 60 و 70 ميلادي، سازمان‌ها براي افزايش توان رقابتي خود تلاش مي‌كردند تا با استانداردسازي و بهبود فرآيندهاي داخلي خود محصولي با كيفيت بهتر و هزينه كم‌تر توليد كنند. در آن زمان تفكر غالب اين بود كه مهندسي و طراحي قوي و نيز عمليات توليد منسجم و هماهنگ پيش‌نياز دست‌يابي به خواسته‌هاي بازار و درنتيجه كسب سهم بيشتري از بازار است. به همين دليل سازمان‌ها تمام تلاش خود را بر افزايش كارايي معطوف مي‌كردند. در دهه 80 ميلادي با افزايش تنوع در الگوهاي مورد انتظار مشتريان، سازمان‌ها به طور فزاينده‌اي به افزايش انعطاف پذيري در خطوط توليد و توسعه محصولات جديد براي ارضاي نيازهاي مشتريان علاقه‌مند شدند. در دهه 90 ميلادي، به همراه بهبود در فرآيندهاي توليد و به‌كارگيري الگوهاي مهندسي مجدد، مديران بسياري از صنايع دريافتند كه براي ادامه حضور در بازار، تنها بهبود فرآيندهاي داخلي و انعطاف‌پذيري در توانايي‌هاي شرکت كافي نيست؛ بلكه تامين‌كنندگان قطعات و مواد نيز بايد موادي با بهترين كيفيت و كم‌ترين هزينه توليد كنند، و توزيع‌كنندگان محصولات نيز بايد ارتباط نزديكي با سياست‌هاي توسعه بازار توليدكننده داشته باشند. با چنين نگرشي، رويكردهاي زنجيره تامين و مديريت آن، پا به عرصه وجود نهاد.
در سال‌های گذشته مطالعات بسیاری روی هم‌ترازی بین ساختار زنجیره تامین و دیگر عوامل کلیدی، چه به‌صورت مفهومی و چه به‌صورت تجربی صورت گرفته‌است. قسمت عمده تحقیقات انجام شده پیرامون مدیریت زنجیره تامین، در خصوص عملیات خرده‌فروشی (برای نمونه، آبرناتی و دیگران، 1999؛ گراگیا و دیگران، 2001؛ هانتر و دیگران، 2002؛ کو، کینکید و براون، 2000)، استفاده از فناوری‌های نوآورانه همانند فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک، مهندسی مجدد فرآیندها جهت افزایش سرعت و انعطاف زنجیره تامین (برای نمونه، بویر و مک درموت، 1999؛ فیشر، 1997؛ جوشی، کاتوریا و پورث، 2003) و سیستم پشتیبانی تصمیم‌گیری همانند شبیه‌ساز تخصیص منابع و منطق فازی که قابلیت زنجیره تامین در تخصیص منابع را مدل نموده‌اند (برای نمونه، آلتینوز، کیلداف و وینچستر، 2001) بوده‌است. ضمنا تحقیقاتی نیز برای بیان رابطه بین ساختار سازمانی و محیط سازمان انجام شده‌است (برای نمونه، دس و برد، 1984؛ مینتزبرگ، 1979؛ رابینز و دیکنزو، 2004؛ اسمیت و ریس، 1999). هرچند پشتیبانی تئوری از مدل ارتباطی مشخصه های محیطی کسب و کار، اولویت رقابتی، ساختار زنجیره تامین و عملکرد كسب‌و‌كار شرکت انجام شده است، اما تحقیقی با بررسی جامع همه عوامل ذکر شده و نيز بررسی تجربی آن انجام نشده‌است؛ و این یک شکاف در تحقیقات صورت گرفته مي‌باشد.
بنابراین پژوهش حاضر درصدد آن است تا با بررسی همه این عوامل در كنار يكديگر، این شکاف را پر نماید. باتوجه به افزایش تغییرات محیطی در سالهای گذشته و تعطیلی تعدادی از شرکتهای جامعه مورد مطالعه به دلیل عدم توجه به محیط کسب و کار و نیاز مشتریان به مقولههایی مانند کیفیت و هزینه در زمان کمتر، شرکتهای قطعه ساز خودرو در شرکت شهرکهای صنعتی سمنان جهت حفظ بقا و داشتن عملکرد بهتر نسبت به رقبای خود باید با یکسو کردن محیط کسب و کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین (همسویی استراتژیک) به عملکرد بهتری دست یابند.

1-4- کاربردهای تحقیق
نتایج و یافته‌های این پژوهش هم در شرکت‌های تولیدی و هم در سازمان‌ها می‌تواند کاربرد داشته‌باشد. با شناخت این‌که هم‌ترازی بین مشخصه‌های محیطی كسب‌و‌كار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین در عملکرد تاثیر دارد، شرکت‌ها به سوی انتخاب ساختار زنجیره تامین و اولویت‌های رقابتی خود با توجه به محیط كسب‌‌و‌كار منحصر به فردشان می‌روند تا هم بتوانند در محیط رقابتی بقا داشته باشند و هم عملکردشان را بهبود بخشند.
1-5- اهداف تحقیق
هدف اصلی:
بررسی رابطه بین همسویی مشخصه‌های محیطی کسب و کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین با عملکرد کسب‌وکار.
اهداف جانبی:
بررسی تاثیر مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان بر عملکرد آنها.
بررسی تاثیر مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان بر اولویت های رقابتی اتخاذ شده توسط آنها.
بررسی تاثیر مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان بر ساختار زنجیره تأمین آنها.
بررسی تاثیر انتخاب اولویت‌های رقابتی بر ساختار زنجیره تامین، در شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان.
بررسی تاثیر انتخاب اولویت‌های رقابتی بر عملکرد، در شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان.
بررسی تاثیر ساختار زنجیره تأمین بر عملکرد شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان

1-6- فرضیه‌های تحقیق
فرضیه اصلی:
همسویی بین مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین بر عملکرد کسب و کار شرکت اثرگذار است.
فرضیه‌های جانبی:
فرضيه 1: مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار بر عملکرد شرکت، اثرگذار است.
فرضيه 2 : مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار بر اولویت های رقابتی شرکت، اثرگذار است.
فرضيه 3: مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار بر ساختار زنجیره تأمین شرکت، اثرگذار است.
فرضیه 4: انتخاب اولویت‌های رقابتی بر ساختار زنجیره تامین، اثرگذار است.
فرضیه 5: انتخاب اولویت‌های رقابتی بر عملکرد شرکت، اثرگذار است.
فرضیه 6: ساختار زنجیره تأمین بر عملکرد شرکت، اثرگذار است.

1-7- قلمرو مکانی و زمانی پژوهش
هر پايان‌نامه در حوزه علوم اجتماعي بويژه مديريت در واقع در زمره تحقيقات كاربردي است. با توجه به اينكه آگاهي از سازمان، گروه، قشر يا جامعه اي كه در آن تحقيق صورت مي‌گيرد، مي‌تواند بردرک بهتر فرايند و دستاوردهاي تحقيق تاثير دارد. از اين رو تعريف و شناخت جامعه آماري ضرورت دارد (خاكي، 1386).
قلمرو مکانی: جامعه آماري در اين پژوهش عبارتست از مديران ارشد آشنا به استراتژیها و فعالیتهای شرکت در شرکت های صنعتی قطعه ساز خودرو استان سمنان.
قلمرو زمانی: موضوع تحقیق حاضر به فاصله زمانی 1/2/92 تا 30/5/93 مربوط می شود که در اردیبهشت ماه 92 کار آغاز گردید و در مردادماه 93 پایان یافت.

1-8- تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش
1-8-1- مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار
وارد و دیگران (1996) پیشنهاد می‌کنند كه در تمام تحقیقات پیرامون مدیریت استراتژیک و مدیریت عملیات، عوامل محیطی بایستی در‌نظر گرفته‌شوند. به طور کلی، محیط کسب ‌و‌ کار متشکل از هزاران نیرویی که در کوتاه مدت، فراتر از کنترل مدیریت است بوده و در نتیجه تهدید و همچنین فرصت‌هایی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند.
پژوهش چهار بعد را برای محیط درنظر گرفته است: میزان پویایی، پیچیدگی، تنوع، و حمایت ( که به صورت خصومت مورد ارزیابی قرار میگیرد.)، که این ابعاد با توجه به تصمیم گیری استراتژیک، مهم‌ترین ابعاد مشخصه‌های محیطی می‌باشند و توسط طیف 5 گزینهای مورد سنجش قرار گرفتهاند..

1-8-2- اولویت‌های رقابتی
اصطلاح “اولویت های رقابتی” به طور گسترده‌ای برای توصیف انتخاب قابلیت رقابتی شرکت‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌است. شرکت‌هایی که بر هزینه به عنوان یک اولویت رقابتی تاکید دارند، بر کاهش هزینه‌های تولید، افزایش بهره‌وری، به حداکثر رساندن استفاده از ظرفیت و کاهش موجودی انبار تمرکز دارند.
در پژوهش حاضر توسط مقیاسهای پنچ گزینهای چهار اولويت رقابتي هزينه ،كيفيت ، زمان ، انعطاف پذيري به‌عنوان عوامل حساس موفقيت (CSF) مود سنجش قرار گرفتهاند..
1-8-3- ساختار زنجیره تامین
زنجیره تامین در صورت مديريت فعالانه و يا عدم مديريت فعالانه شركت وجود دارد. در واقع، ساختار زنجیره تامین، ماهیت فعالیت‌های زنجیره تامین، کارایی و اثربخشی زنجیره تامین و رابطه با دیگر اعضای زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بر پایه پژوهش‌ها، تحقیق پیرامون ساختار زنجیره تامین به طور گسترده‌ای به تحقیق در ساختار و طراحی سازمان وابسته است.
این پژوهش سه نوع ساختار را برای زنجیره تامین تعریف می‌نماید: ناب، چابک و ترکیبی. این طبقه‌بندی، وضعیت کلی ساختار زنجیره تامین را توصیف می‌کند و با مطالعات جریان اصلی در نوع شناسی و ویژگی های زنجیره تامین نیز سازگار است (برای نمونه، نایلور و دیگران، 1999؛ فیشر، 1997؛ هانگ و دیگران، 2002).
1-8-4- عملکرد كسب‌‌و‌كار
سیستم ارزیابی عملکرد با الگوی مناسب به انعطاف‌‌پذیری برنامه‌ها و اهداف و ماموریت‌ سازمان‌ها در محیط پویای امروزی کمک قابل توجهي می‌نماید. ارزیابی و اندازه‌گیری عملکرد و توسعه آن به فرهنگ‌سازی و ارتقاء فرهنگ سازمانی نیاز دارد. عوامل متعددی جهت اندازه‌گیری عملکرد كسب‌‌و‌كار در تحقیقات آمده‌است، همانند ROI، ROS و … که همگی بر اهمیت محیط كسب‌‌و‌كار، تصمیمات استراتژیک و زنجیره تامین روی عملکرد كسب‌‌و‌كار تاکید دارند.
براساس تحقیقات گذشته، در این پژوهش، عملکرد كسب‌‌و‌كار با استفاده از ادراک مخاطب از عملکرد و در طیف پنج گزینهای اندازه‌گیری می‌شود.

این بخش به بررسی ادبیات مرتبط با مدیریت زنجیره تامین، رابطه بین مشخصه‌های محیطی کسب و کار اولویت‌های رقابتی، ساختار زنجیره تامین و عملکرد کسب و کار میپردازد.
در طی دو دهه گذشته پژوهشگران دانشگاهی و صنعتی بسیاری به معرفی مدیریت زنجیره تامین پرداخته‌اند. به‌ طور کلی اجزاء اصلی این تعریف‌ها شامل این موارد بوده‌است:
1. هدف فلسفه مدیریت، 2. گروه هدف، 3. اهداف، 4. ابزارهای مورد نیاز جهت تحقق این اهداف (استادلر و کلیگر، 2000).
در راستای هدف کم کردن هزینه و افزایش سودآوری زنجیره تامین، پژوهش‌های بسیاری بر بهبود شبیه سازی ریاضی در کل زنجیره تامین صورت گرفت، همانند مدل کمینه کردن انبار در زنجیره تامین (توماس و گریفین، 1996). تنوع شرایط محیطی کسب و کار و اولویتهای رقابتی، به‌ویژه در زنجیره تامین بلند و متنوع، بهینه‌سازی ایدهآل را تقریبا غیرممکن مینماید.
اکثر پژوهش‌های اخیر پیرامون مدیریت زنجیره تامین، در جهت داشتن مزیت رقابتی پایدار در بازار امروزی، به این نتیجه رسیدهاند که اکثر شرکتها، بهبود اولویتهای رقابتی و اجرای ساختار زنجیره تامین خود را طبق محیط کسب و کار خود انجام میدهند. به عبارت دیگر، برای اکثر شرکتها ساختار زنجیره تامین مناسب باید ارتباط مستقیمی با مشخصههای محیطی کسب و کار، همانند دانش بنیان بودن محیط، ماهیت محصول، مشتریان و رقبا، مشخصه‌های جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی (دی گروت، 1994؛ فاین، 1998؛ رندال، مورگان و مورتون، 2003)، و اولویتهای رقابتی، همانند هزینه کم، سرعت خدمترسانی، انعطافپذیری و کیفیت (هایس و ویلرایت، 1984) داشته باشد.در بلندمدت، مزیت رقابتی سرمایه زنجیره تامین تنها از طریق سرمایه‌گذاری در فن‌آوری حاصل نمیشود، بلکه تنها زمانی که بین ساختار زنجیره تامین، اولویتهای رقابتی و مشخصههای محیطی کسب و کار همسویی وجود داشته باشد به‌دست می‌آید (دی گروت، 1994؛ فیشر، 1997؛ رندال و دیگران، 2003؛ وارد، دورای، لئونگ و سام، 1995). وجود ناهمسویی بین این مؤلفهها باعث آشفتگی بین تواناییها و هدر رفتن منابع میشود. در نتیجه، شرکت بهره کامل از مدیریت زنجیره تامین نخواهد برد.

2-1- مبانی نظری
2-1-1- محیط کسب و کار
سازمانها در اصل بر اساس تصورات و دانستنی‌های بنیانگذاران، مسئولان و متخصصان آن شکل می‌گیرد. برای تاسیس هر سازمان و پیشبرد فعالیتهای آن میتوان از طریق فرآیند‌های نظری سازمان به طراحی و تحلیل پرداخت. با توجه به موانع ادراکی انسان، در بعضی مواقع مشکل شناسایی هویت سازمان پیش میآید. در تبیین محیط سازمان نیز چنین مسئله‌ای یافت میشود. محیط سازمانها را عموما خود سازمانها به وجود میآورند. سازمانها در چارچوب محیط تصمیم‌گیری مینمایند؛ از هدف‌ها، ماموریتها، استراتژیها و سیاستهای کلان محیط پیروی می‌کنند و برای کسب موفقیت به سیاستگذاری روی میآورند.
شناخت و طبقه‌بندی محیط سرآغاز هرگونه بهره‌گیری از منابع و منافع محیطی و توانمند شدن برای تامین تقاضاهای محیطی است. مدیران با تحلیلهای برونی و درونی سازمان میتوانند حوزه و قلمرو تصمیم‌ها و برنامه‌ریزی‌های سازمان خود را تبیین نمایند. مدیران برای آن‌که بتوانند عرضه فرآورده‌ها و خدمات خود را در راستای نیازهای جامعه و در سطح انتظارات و معیارهای جامعه قرار دهند بایستی درک مناسبی از محیط، ساختار، رفتار متغیرها و طبقه‌بندی ساز و کارهای محیطی داشته‌باشند. به هرحال محیط تنها منبع تامین کننده داده‌های سازمان و تنها مصرف‌کننده ستاده های آن است (حمیدی، 1390). محیط مجموعه ای متشکل از شرایط، نیروها، عوامل و مولفههای خارجی است که بر عملکرد سازمان اثر میگذارند و سازمان کنترل کمی بر آن‌ها دارد. (رضاییان، 1377 و رابینز، 1376)
این عوامل نیروهایی را بر سازمان وارد می‌کند که چنان‌چه در جهت حرکت سازمان و در برگیرنده منافع بالقوه‌ای برای آن باشد “فرصت”، و چنان‌چه به صورت بالقوه بازدارنده حرکت سازمان و در برگیرنده زیان‌هایی برای آن باشد “تهدید” خوانده می‌شود. منشاء این نیروها شامل: رقبا، تأمین‌کنندگان، توزیع‌کنندگان، مشتریان، کارکنان، اتحادیه‌ها، سهام‌داران و … هستند .برای تبیین عوامل محیطی الگوهای متعددی ارائه شده‌است. یکی از این الگوها، الگوی PEST می‌باشد که محیط کسب و کار را با چهار گروه عوامل سیاسی (P) ، اقتصادی (E) ، اجتماعی (S) و فن‌آوری (T) تعریف می‌کند .
الگوی پورتر نیز برای محیط پنج گروه از عوامل را پیشنهاد می‌کند. این گروه‌ها عبارتند از رقبای اصلی، مشتریان، تأمین‌کنندگان ، تازه‌واردان به صنعت و کالاهای جایگزین. آندروگرو گروه ششم را با عنوان کالاهای مکمل به این الگو اضافه می‌کند .
برای اثربخشی یک استراتژی باید این عوامل و مولفه‌های آن به‌درستی درک شود، و در مرحله تدوین و پیاده سازی مورد ملاحظه قرار گیرد . اولین شرط برای اثربخشی استراتژی شناخت عوامل محیط است. برای این امر باید به درستی تشخیص داد که:
قواعد موفقیت ساز در کسب و کار چیست؟ ارزش از دیدگاه مشتری شامل چه عواملی است؟ گلوگاه‌های اصلی صنعت در پاسخ‌گویی به این ارزش‌ها کجاست؟ روندهای مهم سیاسی، اجتماعی و فن‌آوری چگونه بر این ارزش‌ها و گلوگاه‌های آن تأثیر می‌گذارند؟ نقاط قوت و ضعف رقبای اصلی چیست؟ استراتژی آن‌ها چیست؟
بصیرت نسبت به این عوامل مشخص می‌سازد که فرصت‌ها (و تهدیدات) سازمان به منظور خلق ارزش بیشتر برای مشتری (نسبت به رقبا) کجاست. عملکرد استراتژی به فعالیت رساندن منافع نهفته در فرصت ها (یا کاهش خسارات ناشی از تهدیدات) است و اثربخشی آن در گروی بصیرت نسبت به این عوامل است. پیچیدگی کار از آنجا آغاز می‌شود که بسیاری از این عوامل پایدار نیستند و با زمان تغییر می‌کنند. این ناپایداری، عمر اثربخشی استراتژی را محدود می‌سازد. عمر استراتژی محدود به اعتبار عوامل زیربنایی آن است و با تغییر این عوامل، اثربخشی آن (درخلق ارزش برای مشتری و مزیت رقابتی برای سازمان) به پایان می‌رسد.
درک محیط، همواره رکن جداناپذیری از استراتژی بوده‌است. محیط، بستر شکل‌گیری و عملکرد استراتژی است و در این امر عوامل زیربنایی مانند: عوامل فرهنگی، حکومتی و اجتماعی و عوامل کنشی مانند: مشتریان، رقبا، سهام‌داران و تأمین‌کنندگان، نیروهای مساعد و نامساعد را متوجه سازمان می‌سازند. استراتژی حاصل تعامل بین سازمان (عوامل داخلی) و محیط (عوامل خارجی) و اثربخشی آن در گروی درک صحیح و پاسخ‌گویی مناسب به محیط کسب و کار است. بدون این امر (شناخت و پاسخگویی به محیط) حرکت‌های استراتژیک کم ثمر و پرخطر خواهدبود. اما درک محیط کاری پیچیده است، و این پیچیدگی به‌کارگیری ابزار و متدولوژی معمول استراتژی را با مشکلات اساسی مواجه می‌سازد. این پدیده طی چهار دهه گذشته پیش‌رانه‌ای برای تکامل رویکردهای استراتژی بوده‌است.
محيط کسب و کار کنوني، محيط تغيير و دگرگوني‌هاي سريع است. اين تغييرات باعث شده است که صاحب‌نظران در دهه‌هاي اخير، بحث‌هاي گسترده‌اي را در زمينه ضرورت توجه به عوامل محيطي در مطالعه سازمان‌ها مطرح کنند. منظور از عوامل محيطي مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي قابل اندازه‌گيري محيطي است که به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم توسط سازمان ادراک مي‌شوند و بر عمليات آن موثر هستند. صرف‌نظر از تعاريف مختلف از محيط يا عوامل محيطي، مطالعه تاثير تغييرات محيطي بر جنبه‌هاي مختلف سازمان از جمله ساختار سازمان از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است. اریک کلمونز طی مقاله‌ای که در نشریه دانشگاه هاروارد منتشر ساخته‌است، محیط کسب و کار قرن بیست‌و‌یکم را با ویژگی‌هایی نظیر: تغییرات ویران‌ساز، فرصت‌های زودگذر، عدم قطعیت و بی‌نظمی توصیف می‌کند. دو عامل در ایجاد این شرایط نقش عمده‌ای داشته‌اند: تحولات فن‌آوری و روند جهانی‌سازی. تحولات فن‌آوری مستمراً ماهیت کسب و کار را درهم می‌ریزد و هر روز قواعد جدیدی را بر این عرصه حاکم می‌کند. پول الکترونیک، اقتصاد دیجیتال، تجارت الکترونیک و شبکه ارتباط جهانی تنها مثال هایی برای این موضوع است. این فن‌آوری حیطه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پدیده‌ها از یکدیگر را توسعه داده و جریان اطلاعاتی را شدت می‌بخشد. در کنار جریان اطلاعاتی، پدیده جهانی‌سازی نیز جریان سرمایه و کالا را تشدید و بدون مرز می‌سازد. نتیجه این روندها افزایش تعداد عوامل موثر بر جریان کسب و کار و آشفتگی محیط سازمان است (تینگ چی و همکاران، 2009).
در شرایط آشفتگی، قواعد بازی دائم در حال تغییر است و برای یک سازمان هیچ مزیت پایداری به جز قابلیت تطابق مستمر با محیط وجود ندارد. تطابق با محیط به مفهوم تغییر مشخصه‌های سازمان، برای کارکرد بهره‌ور و مزیت‌بخش در یک شرایط محیطی به‌خصوص است. هرچه خصوصیات محیط متنوع‌تر و تحولات آن بیش‌تر باشد این تطابق پیچیده‌تر و در عین حال حیاتی‌تر می‌شود. این شرایط و الزمات آن، عصر حاضر را به نحو بارزی از دوران گذشته متمایز ساخته‌است.
تحولات محیط کسب و کار امروز پی‌در‌پی و بی‌قاعده است. این تحولات در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فن‌آوری و … هر روز دنیای تولید و تجارت را با سردرگمی و چالش‌های جدیدی مواجه می‌سازد. آیا سیستم‌های عامل با کدهای باز به زودی سیستم‌های عامل بر مبنای ویندوز را از بازار به حاشیه می‌راند و جایگزین آن می شود؟ آیا فن‌آوری خودروهای هیدروژنی می‌تواند از اهمیت استراتژیک سوخت فسیلی و صاحبان آن بکاهد؟ آیا دست‌آوردهای فن‌آوری زیستی زیربنای بهداشت جهانی را از درمان به پیشگیری های ژنتیکی تبدیل خواهدساخت؟ آیا روند سیاسی- اقتصادی کشورهای اروپایی و خاور دور، چشم انداز جدیدی برای قطب‌بندی جهانی در بر دارد؟ پاسخ مثبت یا منفی به هریک از این سوال‌ها زیربنای بسیاری از کسب و کارهای امروز را دگرگون خواهدساخت. این‌ها تنها نمونه‌هایی از روندهای چالش‌آفرین محیط امروز است، هر چند به روشنی ابعاد موضوع را مشخص می‌سازد.
افزایش روزمره حیطه و سرعت جابجایی اطلاعات، سرمایه و کالا در ابعاد گوناگونی ماهیت کسب و کار را متحول ساخته‌است. یکی از این ابعاد تبدیل رفتارهای خطی و قابل برآورد بازار به رفتارهای غیرخطی و پیچیده است. علت این امر افزایش تعداد عوامل موثر در بازار و رابطه متقابل بین آن‌هاست. امروزه به‌سختی می توان برای بازارهای محلی قواعدی خاص خود وضع کرد و متقابلاً شرایط بازارهای محلی نیز هر روز نقش بیشتری در تعیین روند کلی جهان پیدا می‌کنند. این فعل و انفعالات گسترده و پویا به چندرگه‌سازی پیکره و کسب و کار جهانی (با تنوع فوق العاده) می‌انجامد و پتانسیل جهش غیرقابل تصوری را ایجاد می‌کند که هر روز بخشی از آن آزاد می‌گردد. بحران بازارهای سرمایه آسیای شرقی در جولای 1997، جنگ جهانی فولاد در سال 2002، ظهور چین بعنوان یک ابرقدرت اقتصادی در بازارهای جهانی، یکپارچگی پولی، تجاری و سیاسی اتحادیه اروپا (علی‌رغم تضادها و تفاوت‌های درونی) برخی از شواهد این پدیده است. این تغییرات در بسیاری از موارد پیوستگی روند را می‌گسلد و به تغییرات گسسته و جهشی می‌انجامد و در برخی از موارد حتی به همراه خود الگوی جدیدی را نیز به ارمغان می‌آورد. الگویی که قواعد کسب و کار را دگرگون می‌سازد. ظهور اینترنت و شبکه ارتباط جهانی بسیاری از قوائد را در محیط کسب و کار درهم ریخت. گسترش حیطه سازمان جهانی تجارت نیز این‌گونه است. تغییرات پیچیده غیرخطی به سادگی قابل برآورد و تحلیل نیستند، و این امر درک صحیح محیط کسب و کار را با مشکل مواجه می سازد.
در مطالعات تجربی و مفهومی، محیط کسب و کار به‌عنوان یکی از مؤلفههای مهم اثرگذار بر مدیریت زنجیره تامین و استراتژیهای رقابتی شناخته شده‌است (بعنوان مثال، فیشر، 1997؛ هانگ و دیگران، 2002؛ اسکینر، 1969؛ رندال و دیگران، 2003).
هماهنگی بین محیط کسب و کار و توانایی‌های سازمان و منابع مبحث اصلی بسیاری از تحقیقات مدیریت استراتژیک بوده‌است. دونکان (1972) بیان کرده است که منبع اصلی تغییر در بازار کسب و کار بازار، رقبا، فن‌آوری و آژانسهای نظارتی میباشد. ورنفلت و کارانی (1987) عدم اطمینان محیطی را ناشی از عدم اطمینان در تقاضا، عرضه، رقابت و شرایط محیطی بیان میکند. برای بیان دید مدیریت عملیاتی، وارد، دورای و لئونگ (1995) رابطه بین استراتژی تولید در سطح فرآیند، محیط کسب و کار و عملکرد کسب و کار را بصورت تجربی در شرکت های سنگاپوری بررسی نمودند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که در یک محیط کسب و کار مشخص، شرکتهای با عملکرد بالا اولویتهای رقابتی متفاوتی نسبت به شرکت‌های با عملکرد پایین را برمی‌گزینند. بطور کلی محیط سازمان ” با مجموعه عوامل موثر بر سازمان که از کنترل مستقیم آن خارج است”، تعریف می‌شود.
وارد و دیگران (1996) پیشنهاد می‌کنند در تمام تحقیقات پیرامون مدیریت استراتژیک و مدیریت عملیات، عوامل محیطی بایستی در نظر گرفته شوند. به‌طور کلی، محیط کسب و کار متشکل است از هزاران نیرویی که در کوتاه مدت، فراتر از کنترل مدیریت است و درنتیجه تهدید و همچنین فرصت‌هایی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند.
محیط بیرونی یکی از تعیین‌کننده‌های اصلی فعالیت‌ها در سطح سازمانی است. محیط بیرونی سازمان دارای ابعاد گوناگونی است. به‌عقیده آلدریچ (1979) آن‌دسته از ابعاد محیطی که به‌طور مستقیم بر فعالیت‌های سازمان‌ها مؤثر هستند عبارتند از: بخشندگی، پویایی و پیچیدگی محیطی. سیمسک و همکاران (2007) نیز این سه بعد را به‌عنوان ابعاد محیط وظیفه‌ای سازمان‌ها معرفی کرده‌اند.
مینتزبرک(1979) چهار مولفه را برای دربرگرفتن همه حالات مشخصه‌های محیطی کسب و کار معرفی نمود: تنوع، پیچیدگی، پویایی و بخشندگی. دس و برد (1984) با استفاده از روش تجربی و اطلاعات دسته‌بندی‌شده، جهت بیان رابطه بین شرکت‌ها و محیط، سه مولفه محیطی را بیان نمودند: بخشندگی، پویایی و پیچیدگی.
در این پژوهش با توجه به مولفه‌های معرفی شده از طرف مینتزبرگ و همچنین تحقیقات صورت گرفته توسط دس و برد، چهار بعد برای شناسایی محیط کسب و کار در نظر گرفته میشود که در زیر میآید.
تنوع محیطی
تنوع به درجه‌ای که سازمان با شرایط همگن یا پراکنده مواجه است، اشاره دارد. تنوع محیطی، به واسطه تنوع فعالیت‌هایی که باید انجام پذیرد روی ساختار سازمانی اثر میگذارد (مینتزبرگ، 1979).
پیچیدگی محیطی
پیچیدگی محیطی به نبود تجانس، تنوع و تعدد عوامل موجود در بخش‌های مختلف محیط سازمان اشاره دارد. مدیران سازمان، به‌خاطر این‌که همواره خود را از یک سو در میان تصمیمات سیاسی و از سوی دیگر واقعیت‌های عملی می‌یابند، همواره با پیچیدگی محیطی روبه‌رو هستند. تصمیمات سیاسی گاهی برای اهداف سیاسی گرفته‌می‌شوند و نمی‌توانند به‌درستی با واقعیت‌های عملی تطبیق داده‌شوند. مدیران در چنین وضعیتی با یک معمای حل‌ناشدنی مواجه می‌شوند. یک عامل پیچیدگی دیگر برای سازمان‌ها، واقعیت‌های اقتصادی در قالب محدودیت‌های بودجه‌ای است، چراکه ملزم به ارائه خدمات بیشتر با بودجه محدود هستند.
پویایی محیطی
پویایی به سرعت و پیش‌بینی تغییرات در محیط اشاره دارد؛ که ناشی از تغییرات فن‌آوری، تغییرات تقاضا و عکس العمل های رقابتی می‌باشد. سازمان‌ها دایماً با تغییر و بی‌ثباتی محیطی مواجه هستند، که این بی‌ثباتی‌ها بیشتر در تصمیم‌گیری‌ها، بودجه‌بندی‌ها و برنامه‌ریزی‌های راهبردی دیده می‌شوند. محیط‌های پویا باعث می‌شوند سازمان‌ها وضعیت کارآفرینانه به خود بگیرند و کارآفرینی را تشدید نمایند (قوچانی و یزدانی، 1390).
بخشندگی محیطی
بخشندگی محیطی اشاره به فراوانی و یا کمیابی منابع مورد نیاز برای سازمان‌هایی دارد که در یک محیط فعالیت می‌کنند، و بر بقا و رشد آن‌ها و نیز بر توانایی سازمان‌های جدید برای ورود به آن محیط تأثیر می‌گذارد (تانگ، 2008). حمایت اغلب در مقیاس معکوس و به عنوان خصومت محیطی اندازه‌گیری می‌شود (وارد و دیگران، 1996).
بنابراین توجه به محیط پویا همانند محیط با سرعت بالا میباشد که توسط برجس و آیزنهارت(1988) بیان شد. محیط با سرعت بالا محیط هایی هستند که در آنها تغییرات سریع و منقطع در تقاضا، رقبا، فن‌آوری و مقررات بوجود میآید. به‌طوری‌که اغلب اطلاعات نادرست و یا قدیمی میباشند یا در دسترس نمی‌باشند ( برجس و آیزنهارت، 1988).
همسویی بین استراتژی، ساختار و محیط در شرایط محیطی پویا بسیار مهم میباشد (داونی، 1994). سوامیداس و نویل (1987) بصورت تجربی رابطه بین پویایی محیطی، استراتژی تولید و عملکرد کسب و کار را بیان کردند. نتیجه نشان داد که پویایی های محیطی رابطه مثبتی با انعطاف پذیری تولید دارد. وارد و دیگران (1995) بصورت تجربی رابطه بین بخشندگی و پویایی محیط را بررسی نمودند. آنها به این نتیجه رسیدند که شرکت های با عملکرد بالا و شرکت های با عملکرد پایین در شرایط محیطی یکسان اولویت های رقابتی متفاوتی را بر میگزینند. تان، کانان، هندفیلد و گش (1999) به این نتیجه رسیدند که محیط رقابتی اثر معناداری روی عملکرد شرکت دارد. بطور کل محیط کسب و کار، بطور گسترده بعنوان یکی از فاکتورهای اثر گذار بر استراتژی های رقابتی شرکت و ساختار زنجیره تامین آن و در نهایت عملکرد آن در نظر گرفته میشود.
2-1-2- اولویتهای رقابتی
یکی از موضوعات رایج در تحقیقات مدیریت عملیات و مدیریت زنجیره تامین پیرامون توانمندیهای کلیدی شرکت میباشد. طبق تحقیقات انجام گرفته، عبارت “اولویتهای رقابتی” بطور گسترده‌ای جهت انتخاب شرکت در این تواناییهای رقابتی استفاده شده است (چپرا و میندل، 2001؛ گریگرا و وارنر، 2000؛ وارد و دیگران، 1995 ).
با گذشت زمان و تغییر در الگوهای تولیدی و اقتصادی و بروز جهانی‌سازی در سایه توسعه فناوری اطلاعات چالش‌هایی پیش روی سازمان‌ها در عرصه رقابت پدید آمده‌اند. این چالش‌ها روش‌های نیل به مزیت رقابتی را دگرگون کرده‌است. هر سازمان تولیدی یا خدماتی برای ارائه محصول یا محصولاتی به مشتریان بالفعل و بالقوه خود پا به عرصه وجود می‌گذارد و خواهان بقا و ادامه حیات خود می‌باشد، اما در مسیر و چرخه حیات خود و با توجه به ماهیت و زمینه فعالیت با محیطی رقابتی روبرو میشود. در رقابت روزافزون امروزی، ماهیت تقاضاهای مشتریان پویاتر و پیچیده‌تر می‌گردد (اسکاران، 2008). علاوه بر این مشتری‌ها متقاضی کالاهای متنوع در زمان کوتاه‌تر هستند (مسکل، 2001). در این وضعیت، شرکت‌های مدرن رویارویی با این تقاضاهای پویا و متغییر و پیچیده را بسیار چالش برانگیز می‌بینند. علاوه بر این، جهانی‌سازی مسیر همواری را برای بسیاری از شرکت‌ها ایجاد کرده است، تا به گونه‌ای سلطه‌جویانه در بازارهای آزاد به رقابت بپردازند (جاگادیش، 1999). این توسعه‌ها خود به خود شرکت ها را وا می‌دارد به قابلیت‌هایی دست یابند تا بتوانند انواع کالاها با حجم‌های درخواستی و مطلوب مشتریان را در زمان کوتاه‌تر و بدون کاهش در سوددهی تولید نمایند. این نوع قابلیت‌ها را می‌توان تحت اصطلاحاتی نظیر چابکی و یا تولید ناب بیان نمود که هرکدام برای خود فلسفه و ابزارهایی دارند، ولی در این میان مدیریت زنجیره تامین و لجستیک نقش بسزایی ایفا می‌کند که در صورت وجود مدیریت اثربخش و کارا موجب ایجاد مزیت‌های رقابتی برای سازمان می‌گردد.
در طول دو دهه گذشته پذیرش و استفاده از رویکرد استراتژیک جهت مدیریت شرکت‌های تولیدی با ظهور مفاهیمی همانند تولید بهنگام (شونبرگر، 1982)، تولید ناب ( وومک، جانز و روس، 1990)، تولید منعطف (گلدهار، جلینک، 1983؛ مردیت، 1987)، و مدیریت یکپارچه کیفیت (هال، 1987) همراه بوده‌است.
استراتژی رقابتی درباره متفاوت شدن و متفاوت بودن است. این به معنی انتخاب عمدی و آگاهانه مجموعه‌ای از فعالیت‌های متفاوت است، که ترکیبی از ارزش‌های منحصربه‌فرد را ارائه دهد. اساس و بنیان استراتژی برگزیدن انجام فعالیت‌ها به گونه‌ای متفاوت با آنچه رقبا انجام می دهند، می‌باشد (پورتر، 1996). جایگاه و موقعیت استراتژیک از سه منبع مشخص و مجزا ناشی می‌شود که البته باهم سازگار بوده و اغلب هم‌پوشانی دارند. اول، موقعیت‌یابی مبتنی بر تولید زیر مجموعه‌ای از کالاها یا خدمات مرتبط با یک صنعت خاص که “موقعیت‌یابی تنوع محور” نامیده می‌شود. دومین پایه موقعیت‌یابی، سرویس دهی به همه یا بیشتر نیازهای خاص گروهی از مشتریان می باشد که “موقعیت‌یابی مبتنی بر نیازها” خوانده می‌شود. سومین اساس برای یافتن جایگاه استراتژیک بخش‌بندی مشتریان با توجه به راه‌های متفاوت دسترس‌پذیری است، این نوع را “موقعیت‌یابی مبتنی بر دردسترس‌بودن” می‌نامند. در دسترس‌بودن ممکن است تابعی از موقعیت جغرافیایی یا اندازه مشتری و یا هر چیزی باشد که نیازمند مجموعه فعالیت‌های متفاوت به منظور دسترسی به مشتریان با بهترین روش است. بنابراین موقعیت‌های استراتژیک می‌تواند مبتنی بر نیازهای مشتریان، دسترس‌پذیری مشتریان و تنوعی از محصولات و خدماتی که سازمان تولید می‌نماید، باشد (پورتر، 1996).
با توجه به این موارد، هر سازمان برای رقابت باید جایگاه استراتژیکی بیابد و بدین منظور باید ستاده‌ها و الویت‌هایی را ارائه نماید تا به یک یا چند مورد از این موقعیت‌ها دست یابد. البته با توجه به محدودیت‌های پیش رو، سازمان بالاجبار باید بده بستانهایی مابین جایگاه‌های استراتژیک انجام دهد.
هایز و ویل رایت (1984) اهمیت استراتژی رقابتی را در پشتیبانی از موفقیت شرکت‌های تولیدی خاطرنشان کرده‌اند. استراتژی رقابتی به عنوان اولویتی که قدرت تولیدی را به مثابه یک اسلحه رقابتی شرکت توسعه می‌دهد، مورد ملاحظه قرارگرفته‌است (وارد و دورای، 2000). یک مجموعه واحد از الویت‌های رقابتی یا ستاده‌های تولیدی برای همه شرکت‌هایی که در بازارهای جهانی فعالیت می‌کنند، وجود ندارد. ویل رایت (1978) مفهوم الویت‌های رقابتی را در چهار نوع مختلف بیان داشت که عبارتند از: قیمت، انعطاف‌پذیری، کیفیت و قابلیت اطمینان. هایز و اشمانر (1978) پنج بعد مختلف را مشخص نمودند: قیمت، کیفیت، قابلیت اطمینان، انطاف‌پذیری تولید و انعطاف پذیری حجم. کراجوسکی و ریترمن (1996) از بعد زمان به جای قابلیت اطمینان در تقسیم‌بندی ویل رایت در تحقیقات خود استفاده کردند؛ که منظور از زمان، زمان تحویل سریع و تحویل به موقع می‌باشد.
در کل می توان شش ستاده تولیدی را در نظر گرفت که عبارتند از: قیمت(هزینه)، کیفیت، عملکرد، عرضه(تحویل)، انعطاف و نوآوری. این شش ستاده تولیدی در ارتباط با سه نوع مختلف موقعیت‌یابی استراتژیک که مایکل پورتر به آن‌ها اشاره کرده‌است می‌باشند؛ و همان‌گونه که قبلاً ذکر شد، هیچ شرکتی نمی‌تواند در همه جایگاه‌های استراتژیک قرار بگیرد، و به ناچار باید دست به بده‌ بستان بین آن‌ها بزند. همین مساله در مورد ستاده‌های تولیدی هم صدق می‌کند . سازمان با تعارضاتی در این مورد روبروست، به‌طوری که برای دستیابی هرچه بیشتر به هریک ستاده‌های تولیدی اصلی (کیفیت، هزینه، عرضه و انعطاف پذیری) به ناچار باید سایر ستاده‌ها را در سطح پایین‌تری بپذیرد. به عنوان مثال اگر شرکت بخواهد محصول خود را با بالاترین کیفیت ارائه دهد بالطبع هزینه و قیمت آن نیز افزایش خواهد یافت، که ممکن است هیچ مشتری حاضر به پرداخت قیمت ارائه شده نباشد. بنابراین شرکت باید تعادلی مابین ستاده‌های تولید برقرار کند. هیل (1993) از معیار برنده‌شدن سفارش در این مورد استفاده می‌کند. شرکت برای رقابت باید در یک یا چند مورد از ستاده‌های تولیدی در سطحی بالاتر از رقبا باشد، که به این سطح برنده‌شدن سفارش اطلاق می‌شود، و در بقیه ستاده‌ها و الویت‌های رقابتی در سطحی باشد که رضایت بازار و مشتری را تامین نماید. شکل زیر بیانگر تغییر در اولویت‌های تولید طی گذر زمان میباشد.

شکل2-1- تغییر در اولویت های رقابتی تولید(تینگ چی، 2006)
بنابراین سازمان برای رقابت‌کردن بر شایستگی و قابلیت اصلی و محوری خود مبنی بر ارائه ستاده‌ای برتر، تکیه خواهدکرد. قابلیت و شایستگی اصلی شرکت مجموعه مهارت‌هایی است که آنرا رقابتی می‌نماید. شایستگی اصلی همواره مربوط به یک سری وظایف آشکار نیست. یک وظیفه همیشه نمی‌تواند به اجزای کوچکتر شکسته شود و یا ساخت‌یافته باشد، بنابراین شایستگی اصلی به صورت فرآیند بیان می‌شود. برای مثال شایستگی اصلی می‌تواند یک استراتژی باشد. در این پژوهش چهار اولویت رقابتی که بطور معمول در تحقیقات گذشته پذیرفته شده‌است در نظر گرفته میشود:
کاهش هزینه
البته تمام تولیدکنندههایی که علاقه به یک سطح از هزینه دارند، منحصراً فقط بر روی این اولویت رقابت نمی‌نمایند و ممکن است از اولویتهای دیگر نیز در کنار این اولویت بهره ببرند. شرکت‌هایی که بر هزینه به‌عنوان یک اولویت رقابتی تاکید دارند بر کاهش هزینه‌های تولید، افزایش بهره‌وری، به حداکثر رساندن استفاده از ظرفیت و کاهش موجودی انبار تمرکز دارند (وارد و دیگران، 1996).
کیفیت
طراحی، بازاریابی، و فرآیند تولید معمولاً به‌عنوان در اختیار داشتن کیفییت‌های متفاوت تعریف میشود (وارد و دیگران، 1995). گاروین(1987) تفاوت دیدگاه‌ها را با پیشنهاد هشت مولفه در یک چارچوب بیان نمود: عملکرد، آینده، قابلیت اطمینان، تطابق، دوام، تعمیرپذیری، زیبایی‌شناسی و کیفیت درک شده.
بطورکلی آن‌چه در تحقیقات پیشین بطور جامع مورد پذیرش قرار گرفته‌ این است که طراحی، تولید، توزیع، بازاریابی، و خدمات پس از فروش برای اندازه‌گیری کیفیت عملیات یک شرکت استفاده می‌شود.
کارایی تحویل( قابلیت اطمینان و سرعت)
توانایی تحویل با توجه به برنامه وعده داده شده می‌باشد. برای برخی از انواع مشتریان، سرعت تحویل نیز جهت سفارش دادن ضروری است. اگرچه این دو بعد تا حدی از هم جدا هستند، موفقیت درازمدت مستلزم آن است که وعده تحویل سریع با درجه بالایی از قابلیت اطمینان انجام شود (وارد و دورای، 2000).
انعطاف‌پذیری
گروین(1993) هفت مولفه انعطاف‌پذیری را بیان کرد که شامل تولید ترکیبی، حجم، دگرگونی، اصلاح، تغییر مسیر، مواد، و توالی‌دهی بوده‌است. انعطاف‌پذیری در شرکت‌های تولیدی به طور سنتی با هزینه بالا با استفاده از ماشین‌آلات چندمنظوره به جای ماشین‌آلات کارآمد تک‌منظوره و استفاده از کارگران ماهرتر تعبیر می‌شود (وارد و دورای، 2000). در سال‌های اخیر، پیاده‌سازی فن‌آوری‌های پیشرفته تولید هزینه‌های دستیابی به انعطاف‌پذیری را به‌طور موثری کاهش داده‌است، که باعث شده‌است شرکت‌های بیشتری به دنبال مزیت رقابتی از طریق کیفیت باشند (بویرا و پاگل، 2000).
براساس تحقیقات جانسون، مک هیوج، پندلبری و ویلر (1993) اساس پیروزی در بازار با حجم تولید بالا تعیین هزینه است. در شرایط تقاضای تقریبا پایدار، وومک و جانز (1996) به این نتیجه رسیدند که اصول ناب تاثیرگذارتر میباشند. در شرایط با حجم تولید پایین، سطح سرویس‌دهی و در دسترس‌بودن مهم‌تر میباشد. اسکینر (1985) پیشنهاد می‌کند که هریک از چهار استراتژی فوق جهت رسیدن به اهداف شرکت، بایستی وزن‌دهی شوند. هریک از این وزن‌ها بیانگر این است که در هر مقطع زمانی، برای شرکت چه چیزی اولویت دارد.
ارتباط بین اولویت‌های رقابتی و عملکرد کسب و کار در پژوهش ویکری، دراگ و مارکلند (1993) بیان شد. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که یک رابطه همگام بین اولویت‌های رقابتی و شایستگی تولید با عملکرد کسب و کار وجود دارد. تحقیقات ویلیامز، راسنفلد و کسائی (1995) در صنعت ریسندگی، بیانگر این بود که بین اولویت‌های رقابتی و استراتژی تولید همانند استراتژی تولید و عملکرد رابطه وجود دارد. وارد و دیگران (1995)، در تحقیقاتشان در شرکت‌های تولیدی سنگاپور، به این نتیجه رسیدند که محیط کسب و کار بر استراتژی شرکت‌ها بسیار اثرگذار است. همچنین تحقیقات پیشین بیان میکنند که اولویتهای رقابتی رابطه نزدیک و محکمی با محیط کسب و کار دارد. در ادبیات سنتی بیان شده‌است که محیط بر تصمیم‌گیری شرکت برای استراتژی رقابتی اثرگذار است (برن و استالکر، 1961؛ دس و برد، 1984؛ همبریک، 1983؛ میلر و فریسن، 1984). لنز (1981) بیان نمود که استراتژی رقابتی همچنین میتواند بر محیط اثرگذار باشد. بنابراین پرسش پژوهشی زیر بهبود یافته و بصورت فرضیه درآمد.
سوال 1: محیط کسب و کار چگونه بر انتخاب اولویت‌های رقابتی شرکت‌های قطعه‌سازی شهرک‌های صنعتی استان سمنان تاثیرگذار است؟
فرضیه جانبی 1: بین مشخصه‌های محیطی کسب و کار و اولویت‌های رقابتی شرکت ها رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد.
2-1-3- طراحی و ساختار سازمانی
به دلیل آن‌که این پژوهش رابطه بین مشخصه‌های محیطی کسب و کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین را بیان میکند، مروری بر ادبیات موجود پیرامون طراحی و ساختار سازمان جهت ایجاد یک پل مناسب بین ساختار سازمانی و ساختار زنجیره تامین مناسب میباشد.
به اعتقاد رضائيان (1368) ساختار سازماني نظام روابطي است كه به طور غيررسمي شكل گرفته و به طور رسمي تصويب شده و حاكم بر فعاليت‌هاي افرادي است كه براي كسب اهداف مشترك به هم وابستهاند. دوبرين (1990) چارچوب روابط، وظايف و اختيارات ميان واحدهاي مختلف ساختار سازماني را تعريف كرده‌است. همچنين بيرد و همكاران (1990)، ساختار سازماني را مجموعه روابط مشخص هر يك از واحدها، بخشها و مديران در يك سازمان تعريف كرده‌اند، که شامل مسئوليتهاي مشخص هر يك از واحدها و بخش‌ها می‌شود.
ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﭼﻬﺎرﭼﻮب رواﺑﻂ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﻣﺸﺎﻏﻞ، ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎ و ﻓﺮاﯾﻨﺪﻫﺎی ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ و اﻓﺮاد و ﮔﺮوه‌هایی اﺳﺖ که برای نیل به هدف تلاش ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ راﻫﻬﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺎر را ﺑﻪ وﻇﺎﯾﻒ ﻣﺸﺨﺺ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ و ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﻣﯿﺎن آﻧﻬﺎ را ﻓﺮاﻫﻢ می‌سازد (مینتزبرگ، 1972). ساختار صرفاً ﯾﮏ ﺳﺎزوﮐﺎر ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﺮآﯾﻨﺪﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﺪ. ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ اﻟﮕﻮﻫﺎی رواﺑﻂ دروﻧﯽ ﺳﺎزﻣﺎن، اختیار و ارﺗﺒﺎﻃﺎت دلاﻟﺖ دارد و رواﺑﻂ ﮔﺰارش‌دﻫﯽ، کانال‌های ارﺗﺒﺎط رﺳﻤﯽ، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﺴﺆوﻟﯿﺖ و ﺗﻔﻮﯾﺾ اﺧﺘﯿﺎر تصمیم‌گیری را روﺷﻦ ﻣﯽﺳﺎزد (هاج و آنتونی، 1991). ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺟﺮﯾﺎن اﻃلاﻋﺎت نیز از تسهیلاتی اﺳـﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺮای ﺳـﺎزﻣﺎن ﻓﺮاﻫـﻢ می‌کند (آرنولد و فلمن، 1986). ساختار سازمانی باید توان تسریع و تسهیل ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی، واﮐﻨﺶ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ و ﺣﻞ ﺗﻌﺎرﺿﺎت ﺑﯿﻦ واﺣﺪﻫﺎ را داﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ. ارﺗﺒﺎط بین ارﮐﺎن اﺻﻠﯽ ﺳﺎزﻣﺎن و ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﺑﯿﻦ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی آن و ﺑﯿﺎن ارﺗﺒﺎﻃﺎت درونﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ از ﻧﻈﺮ ﮔﺰارش‌دﻫﯽ و گزارش‌گیری از وﻇﺎﯾﻒ ﺳﺎﺧﺘﺎر سازمانی است.
با وارد ﺷﺪن ﺑﻪ ﻋﺼﺮ داﻧﺎﯾﯽ، داﻧﺶ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان مهم‌ترین ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻄﺮح ﺷﺪه و ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ سازمان‌ها ﺑﻪ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ آن‌ها در اﯾﺠﺎد، ﮐﺴﺐ و ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮی و اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده‌اﺳﺖ. از اﯾﻦ رو ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﺑﺮای این‌که ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ از ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﭘﯿش‌آﻣﺪه در ﻣﺤﯿﻂ ﭘﻮﯾﺎی ﮐﻨﻮﻧﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮده و ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﯽ ﮐﺴﺐ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ داﻧﺶ را ﺑﻪ ﺻﻮرت اﺛﺮﺑﺨﺶ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ کنند، و ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﻪ ﺗﻌﺪﯾﻞ و اﺻلاح ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﺧﻮد بپردازند. اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺸﯽ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪی را در زﻣﯿﻨﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻄﺮح ﮐﺮده‌اﺳﺖ. ﮐﻮﺷﺶ ﺑﯽ ﺣﺪ و ﺣﺼﺮ سازمان‌های ﮐﻨﻮﻧﯽ در زﻣﯿﻨﻪ اراﺋﻪ ﻣﺤﺼﻮلات و ﺧﺪﻣﺎت ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن، ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮی فن‌آوریﻫﺎی اﻃلاﻋﺎﺗﯽ و ارﺗﺒﺎﻃﯽ، ﺗلاش ﺑﺮای دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺮﺗﺮ، اﺳﺘﻔﺎده از داﻧﺶ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﯽ و … ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪه ﻣﺤﯿﻂ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ دﺳﺘﺨﻮش ﺗﻐﯿﯿﺮ و ﺗﺤﻮلات ﺳﺮﯾﻌﯽ ﮔﺮدد. در ﻧﺘﯿﺠﻪ سازمان‌های آﯾﻨﺪهﻧﮕﺮ ﺑﺮای روﯾﺎروﯾﯽ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ و ﺗﺤﻮلات ﻣﺤﯿﻄﯽ و ﺗﺪاوم ﺣﯿﺎت و ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ آﯾﻨﺪه ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻪ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮد در ﺳﻄﺢ ﮔﺴﺘﺮده ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ (وانگ و احمد، 2003). ادﺑﯿﺎت ﮔﺴﺘﺮده‌ای ﮐﻪ در زﻣﯿﻨﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ وﺟﻮد دارد، ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ ﺑﺮ رواﺑﻂ ﺳﺎﺧﺘﺎری می‌کند. ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل ﻣﯿﻨﺘﺰﺑﺮگ (1963) ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان روش‌های ﮐﻠﯽ ﻣﻄﺮح ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ در آن‌ها ﮐﺎر ﺑﻪ وﻇﺎﯾﻒ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﻮد و ﺳﭙﺲ در ﺑﯿﻦ اﯾﻦ وﻇﺎﯾﻒ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ لازم اﯾﺠﺎد می‌گردد. اﯾﻦ روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﺎده‌ای از ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺎر و ﮐﻨﺘﺮل ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ را ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻣﯽﮐﻨﺪ و تنها راﺑﻄﻪ وﻇﯿﻔﻪای را در ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ.
در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اوﻟﯿﻪای ﮐﻪ در زﻣﯿﻨﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔرﻓﺘﻪاست ﺳﻪ ﺑﻌﺪ اﺳﺎﺳﯽ را ﺑﺮای ﺗﺸﺮﯾﺢ اﻧﻮاع ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار داده‌اﻧﺪ. ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل راﺑﯿﻨﺰ (1987) ﺳﻪ ﺑﻌﺪ رﺳﻤﯿﺖ، ﺗﻤﺮﮐﺰ و ﭘﯿﭽﯿﺪﮔﯽ را ﺑﻪﻋﻨﻮان اﺑﻌﺎد ﻣﻬﻢ ﺳﺎﺧﺘﺎری ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﮐﻪ ﺗﺮﮐﯿﺒﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ اﯾﻦ اﺑﻌﺎد ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ را در ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ اﯾﺠﺎد ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺷﺎﯾﻦ (1998) نیز ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎن را ﺑﺮ اﺳﺎس ﺳﻪ ﺑﻌﺪ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ، وﻇﯿﻔﻪ و ﺷﻤﻮل ﺗﺸﺮﯾﺢ ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ درﺟﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ اﯾﻦ اﺑﻌﺎد ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ:
ﺑﻌﺪ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮاﺗﺒﯽ ﻣﺒﯿﻦ ﺳﻄﻮح ﻧﺴﺒﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﻧﻤﻮدار ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖ.
ﺑﻌﺪ وﻇﯿﻔﻪای ﻣﺒﯿﻦ اﻧﻮاع ﻣﺨﺘﻠﻒ ﮐﺎرﻫﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ در ﺳﺎزﻣﺎن اﻧﺠﺎم ﺷﻮﻧﺪ.
ﺑﻌﺪ ﺷﻤﻮل ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه درﺟﻪ دوری ﯾﺎ ﻧﺰدﯾﮑﯽ ﻓﺮد ﺑﻪ ﻫﺴﺘﻪ ﻣﺮﮐﺰی ﺳﺎزﻣﺎن اﺳﺖ.
ﺗﺮﮐﯿﺐ اﺑﻌﺎد ﻓﻮق بیان‌گر ﺳﺎﺧﺘﺎر رﺳﻤﯽ ﺳﺎزﻣﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻧﻤﻮدار ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﯾﻦ ﭼﻬﺎرﭼﻮب ﺻﺮﻓﺎً ﺳﺎﺧﺘﺎر رﺳﻤﯽ ﺳﺎزﻣﺎن را ﺗﺸﺮﯾﺢ ﻣﯽﮐﻨﺪ و اﻧﺮژی ﻇﺮﯾﻔﯽ را ﮐﻪ در زﯾﺮ ﻧﻤﻮدار ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺟﺮﯾﺎن دارد ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻧﻤﯽدﻫﺪ. اﯾﻦ اﻧﺮژی ﻣﺨﻔﯽ ﻋﻤﻮﻣﺎً ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ و رواﺑﻂ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ اﺷﺎره دارد و ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪای در سازمان‌های ﺟﺪﯾﺪ فرآیند ﻣﺤﻮر، ﻧﻈﯿﺮ سازمان‌های ﺷﺒﮑﻪای و ﯾﺎ سازمان‌های داﻧﺶ ﻣﺤﻮری اﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ ( وانگ و احمد، 2003). رواﺑﻂ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎر واﻗﻌﯽ ﻣﺤﯿﻂ ﮐﺎر را ﺑﻬﺘﺮ و ﻏﻨﯽﺗﺮ ﺗﺸﺮﯾﺢ ﮐﻨﻨﺪ. رواﺑﻂ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﻧﺸﺎن‌دﻫﻨﺪه درﺟﻪ تحرک‌پذیری ﻧﯿﺮوی ﮐﺎر و آزادی ﻋﻤﻞ ورای ﺳﺎﺧﺘﺎر رﺳﻤﯽ اﺳﺖ، زﯾﺮا اﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﻧﯿﺎزی ﻧﺪارد ﮐﻪ درﮔﯿﺮ اﻗﺘﺪار رﺳﻤﯽ ﺷﻮد و ﻣﺤﺪود ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﻬﺖ و ﺟﺮﯾﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ (ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﻫﻤﮑﺎران،1383). ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی واﻗﻌﯽ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺗﺎ ﺣﺪود زﯾﺎدی ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ این رواﺑﻂ ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد. رواﺑﻂ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﺑﺮ ﺧلاف رواﺑﻂ رﺳﻤﯽ در ﻧﻤﻮدار ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻧﺸﺎن داده ﻧﺸﺪه‌اﻧﺪ و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺧﻮدﺟﻮش و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻧﺸﺪه ﺷﮑﻞ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﯾﮏ ﻣﻔﻬﻮم ﺑﺴﯿﺎر اﻧﺘﺰاﻋﯽ اﺳﺖ. از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ رﺳﻤﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪه ﺑﺎﺷﺪ، زﯾﺮا ﺑﺴﯿﺎری از ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ورای ﭼﻬﺎرﭼﻮب ﺳﺎﺧﺘﺎر رﺳﻤﯽ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻓﺮاد ﮐﻠﯿﺪی ﮐﻪ واﻗﻌﺎ ﮐﻨﺘﺮل آﯾﻨﺪه ﺳﺎزﻣﺎن را در اﺧﺘﯿﺎر دارﻧﺪ، در ﻧﻤﻮدار ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻧﺎﻣﻌﻠﻮم ﺑﺎﺷﻨﺪ. رواﺑﻂ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﺟﻨﺒﻪ ﻣﻬﻤﯽ از ﺳﺎﺧﺘﺎر واﻗﻌﯽ را ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده و ﺷﻨﺎﺧﺖ کامل‌تری از اﺟﺰاء ﺳﺎزﻣﺎن اراﺋﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﻫﻤﮑﺎران، 1383).
ﻋلاوه ﺑﺮ اﯾﻦ ﺗﻮاﻓﻖ زﯾﺎدی ﺑﺮ روی اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع وﺟﻮد دارد ﮐﻪ رواﺑﻂ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﺿﺮورﺗﺎً ﺑﺎ رواﺑﻂ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ رﺳﻤﯽ ﻣﻨﻄﺒﻖ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ (لینکن، 1962؛ تایچی، 1997). ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺎﺷﯽ از رواﺑﻂ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻧﺘﺎﯾﺠﯽ ﮐﻪ از رواﺑﻂ رﺳﻤﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، ﯾﮑﺴﺎن ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ در اداﻣﻪ ﻣﺒﺤﺚ، ﺑﺮای ﺗﺸﺮﯾﺢ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺳﺎﺧﺘﺎری از ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ ﺑﻪ ارگانیکی اﺑﺘﺪا رواﺑﻂ ﻏﯿﺮرﺳﻤﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭼﻬﺎرﻣﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮد، و ﭘﺲ از ﺗﺒﯿﯿﻦ دﯾﺪﮔﺎه ﺳﯿﺴﺘﻤﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎن، ﺑﻪ ﺗﺸﺮﯾﺢ اﺑﻌﺎد ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺳﻄﺢ ﺑﺎلاﺗﺮی ﮐﻪ در ﺣﻮزه اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺸﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه‌اﻧﺪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد.

شکل 2-2- ساختار مکانیکی در مقابل ساختار ارگانیکی (تایچی، 1997)
ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﻨﻌﮑسﮐﻨﻨﺪه ﺗﻔﮑﺮ ﺳﯿﺴﺘﻤﯽ اﺳﺖ. ﯾﮏ ﺳﺎزﻣﺎن از اﺟﺰاء و رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ اﺟﺰاء تشکیل شده‌است ﮐﻪ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﮐﻞ، مجموعه واﺣﺪی را ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدﻫﻨﺪ (چکلند، 1999). ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺻﺮﻓﺎ از اﺟﺰا ﺳﺨﺖ ﻧﻈﯿﺮ اﻓﺮاد، گروه‌ها، تیم‌ها، ادارات و ﻏﯿﺮه ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻧﺸﺪه‌اﺳﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﻫﻤﭽﻮن رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ اﺟﺰا ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﻧﯿﺰ در ﺑﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮد. ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪه ﺑﻮﻧﮓ(79) ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﻋﺎﻟﯽ از رواﺑﻂ اﺳﺖ. اﯾﻦ رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ اﺟﺰا ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ اﺳﺎس فعالیت‌های ﺳﺎزﻣﺎن را ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدﻫﻨﺪ ( بونگ، 1985). ﺑﺮرﺳﯽ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺮ اﺳﺎس روﯾﮑﺮد ﺳﯿﺴﺘﻤﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر از ﯾﮏ ﻃﺮف از اﺟﺰا ﺳﺨﺖ و از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ از اﺟﺰا ﻧﺮم ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪه‌اﺳﺖ. در ﻃﺮف ﺳﺨﺖ آن اﺟﺰاء ﻣﺤﺴﻮس ادارات و گروه‌های ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﻗﺮار دارﻧﺪ. رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ اﯾﻦ واﺣﺪﻫﺎ و گروه‌ها، اﺟﺰاء ﻧﺮم ﺳﺎﺧﺘﺎر را ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدﻫﻨﺪ. در ﺳﺮ ﻧﺮم اﯾﻦ ﭘﯿﻮﺳﺘﺎر، ﺳﺎﺧﺘﺎری ﮐﻪ ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ ﻗﻀﺎوت اﻓﺮاد ادراک ﻣﯽ ﺷﻮد ﻗﺮار دارد (وانگ و احمد، 2003).
ﻣﺤﻮر اﺻﻠﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺒﺤﺚ ﺗﻤﺮﮐﺰ دارد ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﭼﮕﻮﻧﻪ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ ﻫﻤﭽﻮن ﻣﺤﯿﻂ، اﺳﺘﺮاﺗﮋی، ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﭘﯿﺮوی ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﺑﺎ اﯾﺠﺎد ﺗﻐﯿﯿﺮ در آن ﻫﺎ ﺗﻌﺪﯾﻞ و اﺻلاح ﻣﯽﺷﻮد (راﺑﯿﻨﺰ، 1987). راﺑﻄﻪ اﻗﺘﻀﺎﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﻣﺤﯿﻂ، ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ و ﮐﺎرﮐﺮد ﺑﻪ ﻃﻮر ﻗﺎﺑﻞ ﻣلاﺣﻈﻪای در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﮐلاﺳﯿﮏ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺑﻪ ﺗﺸﺮﯾﺢ دﻗﯿﻖ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎرﺟﯽ و ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﺷﮑﺎل ﺳﺎﺧﺘﺎری ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻣﺤﯿﻄﯽ ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ (دﻓﺖ،1998). ﺳﺎﺧﺘﺎر وﻇﯿﻔﻪای و ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﮐﻪ در ﺗﻔﮑﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎری ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ اراﺋﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ، در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻧﯿﺎز ﺛﺒﺎت، ﻧﻈﻢ، ﮐﺎراﯾﯽ و ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ اﯾﺠﺎد ﺷﺪﻧﺪ. ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ ﺑﺮای ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﺎ ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﮐﺎراﯾﯽ در ﯾﮏ ﻣﺤﯿﻂ ﺛﺎﺑﺖ ﺗﻮﺳﻌﻪ داده ﺷﺪه‌اﻧﺪ و ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺰﯾﺖ ﻣﺘﮑﯽاﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﻣﺎﻫﯿﺘﯽ ﻋﻘلاﯾﯽ دارﻧﺪ، ﻃﺮاﺣﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﯾﮏ ﻋﻠﻢ اﺳﺖ و اﻓﺮاد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻮﺟﻮداﺗﯽ اﻗﺘﺼﺎدی دیده ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ (برنز، 2000).
مهم‌ترین وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: ﺳﻄﻮح ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ آﺷﮑﺎر، وﻇﯿﻔﻪﮔﺮاﯾﯽ، کنترل‌های ﺷﺪﯾﺪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻗﺪرت و ﺳﻄﺢ ﺑﺎلای رﺳﻤﯿﺖ (احمد، 1998). ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎل اﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی وﻇﯿﻔﻪای و ﺳﻠﺴﻠﺴﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ و ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎی ﻧﺎﻣﻄﻠﻮﺑﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل داﺷﺘﻨﺪ و اﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮاﺗﯽ ﮐﻪ در ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪ، ﺷﺪت ﯾﺎﻓﺖ. اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻋﺪم ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان راه ﺣﻠﯽ ﺑﺮای ﮐﻨﺘﺮل ﻣﻮﺛﺮ در اﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻂ ﺷﺪ. ﻣﺴﯿﺮ ﻣﺘﺪاول ﮔﺰار ﺳﺎﺧﺘﺎری نشان‌دهنده ﺳﻨﺎرﯾﻮﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آن ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺒﯽ در دﻧﯿﺎی ﭘﺴﺖﻣﺪرن راﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﻮی ﻣﺴﻄﺢﺗﺮﺷﺪن و ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی ﻣﻨﻌﻄﻒﺗﺮ در ﭘﯿﺶ ﻣﯽﮔﯿﺮد، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ رﺷﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ارﮔﺎﻧﯿﮏ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ. ﺳﺎﺧﺘﺎر ارﮔﺎﻧﯿﮏ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ از استعاره‌ای اﺳﺖ ﮐﻪ در آن ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭘﺪﯾﺪهﻫﺎی ﭘﯿﭽﯿﺪه و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﮕﺮﯾﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﻧﯿﺮوﻫﺎی رﻗﯿﺐ و ﻣﺘﻌﺎﻣﻞ اﻓﺮاد و ﻧﯿﺮوﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ شده‌اند (راﺑﯿﻨﺰ، 1987).
در تعيين ابعاد ساختاري،‌ عوامل زيادي را شمرده‌اند و اين عوامل با توجه به ديد و نگرش انديشمندان داراي تنوع زيادي است. شايد اگر محققين در نظر بگيرند كه چرا عواملي كه برمي‌شمارند، جزو ابعاد ساختاري است،‌ از تنوع و تعدد اين ابعاد كاسته خواهد شد (بلکبرن، 1982). از جمله اين عوامل مي‌توان به اجزاي اداري، استقلال، تمركز، پيچيدگي، تفويض اختيار، تفكيك، رسميت، تلفيق، حرفه‌اي‌گرايي، حيطه نظارت، تخصص‌گرايي، استانداردسازي و تعداد سطوح سلسله مراتب عمودي اشاره كرد (رابینز، 1987) كه اكثر نظريه‌پردازان سازماني از ميان آن‌ها روي سه بعد؛ تمركز، رسميت و پيچيدگي اتفاق نظر دارند (فرای و اسلوکوم، 1984). ابعاد ساختاري بيانگر ويژگي‌هاي دروني سازمان هستند و شدت يا ضعف هركدام از اين سه بعد در شكل‌گيري كلي ساختار سازماني مؤثر است. لازم به ذكر است كه عوامل فوق‌الذكر به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم در اين سه بعد مستتر هستند و عدم توافق انديشمندان روي اين عوامل از نحوه تعاريف عملياتي آنان نشأت مي‌گيرد.
الف) پيچيدگي
پيچيدگي درجه‌اي از تخصصي كردن افراد برحسب متخصصين شغلي در داخل سازمان (فرای و اسلوکوم، 1984) و ممكن است بوسيله تعداد مكان‌هايي كه كار در آنجا مي‌شود، تعداد مشاغلي كه انجام مي‌شود و تعداد سلسله مراتبي كه وظايف مختلف را انجام مي‌دهند، تعريف و اندازه‌گيري شود.
پيچيدگي، مشكلات كنترل و هماهنگي را افزايش مي‌دهد و سازمان براي حفظ موقعيت خود در مقابل رقبا بايد نوآوري را افزايش دهد (دمانپور، 1996). پیچیدگی حاصل عدم اطمينان محيطي است و بطور فرآیند چرخشي، محيط پيچيده و متغير موجب افزايش عدم اطمينان محيطي مي‌شود،‌ با افزايش پيچيدگي و تنوع در محيط، سازمان براي تطبيق با آن، در خود پيچيدگي ايجاد مي‌كند. سازماني كه به طور همزمان داراي سطوح سلسله مراتب زياد (تفكيك عمودي)، حيطه نظارت گسترده (تفكيك افقي) و مكان‌هاي جغرافيايي چندگانه باشد، بسيار پيچيده است.
ب) رسميت
رسميت اندازه‌اي از مكتوب بودن،‌ مقررات، قوانين،‌ رويه‌ها، توصيه‌هاي آموزشي و ارتباطات در سازمان است به‌جای این‌که شفاهی باشد (مارش و ماناری، 1981). رسميت يكي از جنبه‌هاي مهم ساختار سازماني است تا جائي‌كه عده‌اي ساختار سازماني را چهارچوب سازمان،‌ مقررات تعامل،‌ ابزار كنترل و رويه‌هاي انجام كار مي‌دانند.
رسميت به درجه استاندارد بودن كارها در سازمان اشاره دارد. اگر رسميت زياد باشد، متصدي شغل اختيار كمي براي چگونگي انجام كار دارد. رسميت ممكن است بصورت صريح و روشن بيان شود يا اين‌كه ضمني باشد يعني آن هم مي‌تواند بصورت مكتوب باشد و هم اين‌كه شامل ادراك كاركنان از مقررات نيز باشد ولي نوع مكتوب آن مورد تأكيد سازمان است. مشاغل ساده و تكراري و يك‌نواخت درجه بالايي از رسميت را بالقوه پذيرا هستند، در مقابل مشاغلي كه به مهارت‌هاي چندگانه نياز دارند رسميت كمي دارند. وكلاي دادگستري، مهندسين، كاركنان اجتماعي،‌ كتاب‌داران از آن جمله‌اند. رسميت از سطحي به سطح ديگر نيز متفاوت است. كاركنان سطوح بالا كه با كارهاي غيربرنامه‌ريزي‌شده سروكار دارند داراي رسميت كمي هستند، در مقابل كاركنان در سطح پائين و در قسمت توليد داراي رسميت زيادي هستند (رابینز، 1987).
رسميت براي كاهش تنوع صورت مي‌گيرد و هماهنگي را تسهيل مي‌كند. از مزاياي رسميت بالا اين است كه ابهام را ازبين مي‌برد، ولی در عوض اختیار تصميم‌گيري را از افراد سلب مي‌كند (فردریکسون، 1986).
ج) تمركز
تمركز به درجه خشكي در تصميم‌گيري و ارزيابي فعاليت‌ها به‌صورت متمركز (فردریکسون، 1986) و به درجه‌ای از متمركزبودن تصميمات در يك نقطه از سازمان اشاره دارد (رابینز، 1987). تمرکز به توزيع اختيار در سازمان برمي‌گردد و تعيين مي‌كند كه چه كسي حق تصمیم‌گیری دارد (فرای و اسلوکوم، 1984). اختیار يك حق ذاتي در پست‌هاي مدیریتی است كه بر مبناي آن مي‌توانند دستوراتي را صادر كنند و انتظار دارند دستورات صادره اطاعت شود. تمركز با تفويض اختيار رابطه معكوسي دارد. اگر تفويضي اختيار بيشتري صورت گيرد حالت مقابل تمركز، يعني عدم تمركز رخ مي‌دهد. در اين‌صورت نقطه تصميم‌گيري در سطوح پائين سازمان است.
مديران در هر سطح سازماني، تصمياتي را اتخاذ مي‌كنند. گرفتن تصميمات احتياج به گردآوري اطلاعات دارد. از آن‌جا كه توانايي مدير در جمع‌آوري و پردازش اطلاعات محدود است و ممكن است اطلاعات بيشتر از حد، مدير را سردرگم كند، يك‌سري از تصميات بايد توسط ديگران گرفته شود،‌ اينجاست كه نقطه تصميم‌گيري در سازمان به‌جاي يك فرد يا يك واحد يا يك سطح،‌ در كل سازمان پراكنده مي‌شود و عدم تمركز ايجاد مي‌شود. عدم تمركز مي‌تواند دقت در تصميم‌گيري را افزايش دهد،‌ چون جزئيات بيشتري قابل بررسي است و هر چه تصميم‌گيري به محل وقوع مشكل نزديك‌تر باشد بهتر و اثربخش‌تر است. آن مشاركت در تصميم‌گيري را براي افراد فراهم مي‌سازد و مي‌تواند به‌صورت عامل انگيزش مطرح شود. عدم تمرکز موجب تقویت توان تصميم‌گيري مديران سطوح پائين‌تر مي‌شود، ولي بايد اذعان كرد كه خوبي يا بدي عدم تمركز بستگي به موقعيت دارد و وجود تمركز يا عدم تمركز و درجه آن را عوامل اقتضايي تعيين مي كند (رابینز، 1987).

2-2- تئوری های طراحی سازمان
در این بخش دو نگاه عمده به طراحی سازمان که به‌صورت گسترده‌ای پذیرفته شده‌است بیان میشود: 1) تئوری‌های
عمومی طراحی سازمان که یک ساختار ایده‌آل در هر شرایطی را معرفی مینماید؛ و 2) تئوری‌های اقتضایی طراحی
سازمان، که بیان میکند انتخاب طراحی سازمان به عوامل درونی و بیرونی سازمان بستگی دارد.
تئوریهای عمومی طراحی سازمان
دو نوع ساختار سازمانی متضاد به‌عنوان رویکرد عمومی برای همه سازمان‌ها بیان شده‌است. این دو نوع ساختار، تفاوت گسترده‌ای در میزان ساختار رسمی دارند. در مطالعات سنتی، برنز و استالکر (1961) در ابتدا ساختار مکانیک و ارگانیک را بیان نمودند. بر اساس مشاهدات صورت گرفته در بیست شرکت انگلیسی، آن‌ها به این نتیجه رسیدند که محیط بیرونی ارتباط نزدیکی با ساختار درونی سازمانی دارد. زمانی که محیط بیرونی پایدار باشد، درون سازمان به وسیله قوانین، رویه‌ها و سلسله مراتب اختیار کنترل میشود. اکثر تصمیمات مدیریتی در سطح مدیران ارشد گرفته می‌شود و تمرکز قدرت بسیار زیاد است. برنز و استالکر (1961) این ساختار را مکانیک نامیدند.
همچنین آن‌ها دریافتند كه در محیطهایی كه به سرعت تغییر میكردند، سازمانها ساختارهای دقیق نداشتند. این سازمان‌ها، انعطاف‌پذیر بوده و پویایی داشتند. در این سازمانها، معمولا قوانین و مقررات به صورت نوشته وجود نداشت؛ سلسله مراتب اداری مشخص نبود و سیستم تصمیمگیری غیر متمركز بود. برنز و استاكر(1961) در مورد آن‌ها، اصطلاح سیستم سازمانی ارگانیكی را به‌كار بردند.
در ساختارهای ارگانیكی، تأكید بر روابط موازی (افقی) به جای روابط عمودی است؛ نفوذ در آن‌ها به جای این‌كه بر مبنای اختیارات ناشی از پست سازمانی باشد، براساس مهارت و دانش صورت می‌گیرد؛ مسئولیت‌ها به جای این‌كه صرفاً بر اساس شرح شغل باشد، به صورت انعطاف‌پذیر تعریف شده و به‌ جای صدور دستورات، روی مبادله اطلاعات تأكید میشود.
به زعم برنز و استاكر، مؤثرترین ساختار، ساختاری است كه خود را با الزامات محیط تطبیق دهد؛ یعنی ساختار مکانیکی در یك محیط با ثبات و مطمئن، قابل استفاده است و ساختار ارگانیك در یك محیط متلاطم و دارای تغییر زیاد به‌كار میرود.
برخی از صاحب‌نظران معتقدند كه وجه تمایز سازمانهای موفق از سایر سازمان‌ها آن است كه سازمانهای موفق، از توانایی بیشتری برای پاسخگویی سریع به چالش‌های تكان‌دهنده محیط در حال تحول امروز، برخوردارند. بروز تغییرات سریع در محیط، بر ضرورت آمادگی برای تعدیل طرح سازمانی می‌افزاید. مدیران بصیر به استفاده از طرح‌هایی تمایل دارند، كه ضمن تعهد به تحقق هدف‌های مهم عملكردی، سرعت و انعطاف سیستم در پاسخ‌گویی را افزایش می‌دهند.
با توجه به ادبیات بیان شده موجود پیرامون الگوهای سازمانی، تفاوت ساختار های ارگانیک و مکانیک بطور خلاصه در جدول 2-1 آمده است.

جدول 2- 1- وجوه تمايز بين الگوي سازماني ارگانيک و مكانيک
ساختار ارگانيكي ساختار مكانيكي
شرايط كاملاً پويا شرايط نسبتاً ثابت و ايستا
روابط بين پرسنل از پويايي برخوردار است قوانين و مقررات حاكم بوده
كاركنان مستقل و خودكنترل مي‌باشند اختيار كاركنان كاملاً مشخص ومحدود است
تكنولوژي پيچيده تكنولوژي ساده
ارتباطات افقی ارتباطات عمودی
مناسب براي شرايط بازار و تكنولوژي متغير مناسب براي وظايف استاندارد شده و يكنواخت
تعهد به سازمان، بیشتر تعهد به سازمان، کمتر

مديريت مكانيكي شيوه‌اي از مديريت است كه سازمان را در حال ايستا نگه مي‌دارد ساختار آن را تحكيم مي‌بخشد، اما مديريت ارگانيكي شيوه‌اي است كه كليه افراد سازمان را به صورت واحد زنده و متأثر از يكديگر در نظر مي‌گيرد. در اين روش، مدير آزادي عمل به افراد اعطا مي‌كند و افراد به‌طور مستقل روش كار را انتخاب مي‌كنند. يكي از ويژگي‌هاي بارز سازمان‌هاي ارگانيكي مشاركت افراد در كليه امور سازمان است كه اين امر باعث تقويت و پرورش روحيه خلاقيت وكارآفرينی كاركنان مي‌شود، كه خود عامل مهم در بهبود و بازسازي سازمان است. برنز يكي از ضعف‌هاي مهم ساختار مكانيكي را اين‌گونه بيان مي‌كند، كه در سازمان‌هاي مكانيكي روال معمول براي رسيدگي به موضوعي كه خارج از حدود وظایف يك نفر قرار مي‌گيرد ارجاع آن به يك كارشناس مربوط و يا سپردن آن به يك مافوق است.
برنز و استاكر(1967) در جواب اين سؤال كه تحت چه شرايطي به كارگيري ساختار ارگانيك بر ساختار مكانيكي ارجحيت دارد معتقدند كه ارجحيت يك ساختار بر ساختار ديگر بستگي به موقعيت دارد، همچون:
هر قدر كه افراد در سازمان از توانايي‌هاي فكري و ذهني بيشتري برخوردار باشند به همان اندازه ساختار ارگانيك مناسب‌تر خواهد بود.
هر قدر محيطي كه سازمان درآن واقع شده است دچار تغييرات بيشتر و سريع‌تر باشد به همان اندازه به اهميت انعطاف‌پذيري در ساختار ارگانيك افزوده مي‌شود.

2-3- تئوری‌های اقتضایی طراحی سازمان
رویکرد اقتضایی ساختاری در دهه 60 میلادی گسترش می‌یابد و در دهه 70 در حوزه تئوری سازمانی غالب می‌شود. مفروضه اصلی تئوری اقتضایی، که بخشی از سنت کارکردگرایان است، این است که به‌منظور این‌که سازمان بقا یابد مولفه‌ها و اجزاء ساختاری سازمان باید با هم متحد و یکپارچه باشند. بنابراین، برای این‌که انسجام حفظ شود تغییر در یک جزء ساختاری باید با تغییرات متناسب در اجزاء دیگر همراه گردد. به‌علاوه، نظریه‌پردازان اقتضایی بحث می‌کنند که عملکرد به تطابق بین ویژگی‌های موقعیتی گوناگون(همچون فن‌آوری، محیط، اندازه و قدمت) و ویژگی‌های ساختاری وابسته است (خاندوالا، 1973؛ لارنس و لورش، 1969، پاق، هیکسون، هینینگز و ترنر، 1971). نظریه‌پردازان اقتضایی بطور صریح گذر از یک مجموعه ویژگی‌های سازمانی به دیگر ویژگی‌های سازمانی را مورد بحث قرار نمیدهند، آنها بیان می‌کنند که مدیران، بعنوان تصمیم‌گیرندگان منطقی، مسئول اصلاح ویژگی‌های سازمان به منظور سازگار کردن آن با محیط هستند.
با آغاز دهه 60 میلادی، ابتدا در بریتانیا با مطالعات برنز و استالکر(1961) و وودوارد(1965) و سپس در ایالات متحده با آثار تامپسون(1967) و لارنس و لورش(1969)، محققان یک رویکرد موقعیتی و اقتضایی به انطباق سازمانی را توسعه میدهند.آنان با در نظر گرفتن سازمان به‌عنوان سیستم باز، رشد و بقا سازمان را در اتخاذ ساختاری می‌دانند که متناسب با محیط است. طبق نظر آنان، هیچ توالی و ترتیب درون‌سازمانی مشخصی برای تغییر وجود ندارد، بلکه گزینه‌های پیش روی مدیریت همچنان به‌وسیله ضرورت‌ها و الزامات محیطی و موقعیتی محدود می‌شود.
در این رویکرد، سازمان به‌عنوان یک سیستم یکپاچه در نظر گرفته می‌شود که با محیط در تعامل است، واین‌که ابزاری در دست مدیران عقلانی است. در اکثر مطالعات، سازمان برحسب متغیرهای کلان ساختاری (همچون تمرکز، رسمیت و استاندارسازی) و ویژگی‌های کلان سازمانی (همچون مقیاس یا بزرگی، کارکرد یا فعالیت‌ها و سیستم‌ها) توصیف می‌شود (لارنس و لورش، 1969؛ پاگ و همکاران، 1971). نقش محیط برجسته و تاثیرگذار است؛ و عمدتا بعنوان محیط وظیفه‌ای تعریف می‌شود که سازمان‌های متنوع و گوناگون همچون تامین‌کنندگان، مشتریان، رقبا و گروه‌های تنظیم‌کننده را شامل می‌شود، و برای سازمان اهمیت دارند (تامپسون، 1967، صص 27-28). در اکثر مطالعات، محیط برحسب سطوح عدم قطعیت (یعنی درجه پیش‌بینی‌پذیری)، ثبات (یعنی فراوانی و آهنگ تغییر)، پیچیدگی (یعنی درجه ناهمگنی و تعامل) و یا تهدید (برای مثال درجه رقابت) سنجیده می‌شود (برنز و استالکر، 1961؛ خاندالا، 1973؛ لارنس و لورش، 1969).
مطالعات اقتضایی، صرف‌نظر از چند مطالعه موردی عمیق (برنز و استالکر، 1961؛ لارنس و لورش، 1969)، برای یافتن تعیین‌کننده‌های بافتی یا زمینه‌ای انواع گوناگون ساختارها از تحلیل‌های مقطعی استفاده می‌کند. برای مثال، برنز و استالکر نشان می‌دهند که محیط باثبات به ساختار بوروکراتیک متمرکز نیاز دارد (سیستم مکانیکی مدیریت)، در حالی‌که شرایط متلاطم و پرآشوب نیازمند ساختار نامتمرکز و منعطف است (سیستم ارگانیک مدیریت)؛ مطالعات موردی پیشرو مانند مطالعات فوق بذر شمار وسیعی از مطالعات کمی مرتبط را می‌افشاند (دونالدسون، 1996).
بنابراین، انواع تغییر بحث شده در رویکرد اقتضایی عمدتاً پاسخی ساختاری به شرایط خاص می‌باشند. همچنان‌که قبلاً ذکر شد، مطالعه سیستماتیک فرآیند تغییر به خودی خود بخشی از تئوری اقتضایی نیست، بلکه مفروضه پشت این مطالعات آن بود که ” مدیران سازمانی متفکران استراتژیکی هستند که می‌توانند به‌طور منطقی برنامه‌ریزی کنند و تغییرات افزایش‌دهنده عملکرد را هدایت نمایند” (هیرش و لانسبوری، 1997). واضح است که طبق نتایج برگرفته از این مطالعات، نقش مدیریت عبارتست از واکنش دادن به محیط از طریق تنظیم مداوم و تدریجی طرح سازمان (لارنس و لورش، 1969). هر چند فرآیند تغییر سازمانی یک فرآیند عمدی درک می‌شود، اما فرآیند انطباق تدریجی، محدود و واکنشی است.
در ذیل چهار متغیر مشهور اقتضایی که رابینز بیان می‌کند و از میان صدها متغیر گوناگون انتخاب شده است، ارائه می‌گردد. این متغیرها به‌طور متداول مورد استفاده قرار می‌گیرند و تصوری برای درک معنی متغیر اقتضایی ارائه می‌کنند.
اندازه سازمان: بر تعداد افراد هر سازمان دلالت دارد و تاثیر عمده ای بر نحوه عملکرد مدیران دارد، زیرا هرچه اندازه سازمان افزایش یابد ، مساله ایجاد هماهنگی در آن نیز افزایش می‌یابد .
تکراری‌بودن فن‌آوری تولید: هر سازمانی برای دسترسی به اهداف خود از نوعی فن‌آوری استفاده می‌کند که به‌منظور تبدیل ورودی به خروجی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر فن‌آوری تکراری باشد، ساختارهای سازمانی، سبک‌های رهبری، و سیستم‌های کنترلی مورد نیاز سازمان با آن‌چه که در سازمان‌های دارای فن‌آوری‌های غیرتکراری مورد نیاز است، تفاوت دارند.
عدم اطمینان محیطی: میزان عدم اطمینان ناشی از تغییرات مستمر در محیط‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فن‌آوری، و سیاسی بر فراگرد مدیریت اثر می‌گذارد. آن‌چه برای یک محیط پایدار و قابل پیش‌بینی مناسب عمل می‌کند، ممکن است برای یک محیط غیرقابل پیش‌بینی و در حال تحول سریع و مستمر ، کاملاً نامناسب باشد.
تفاوت‌های فردی: افراد از حیث میزان تمایل به رشد، میزان بلوغ، استقلال، تحمل ابهام و انتظارت و نظایر آن باهم تفاوت دارند. این‌گونه تفاوت‌ها به‌ویژه هنگامی اهمیت می‌یابند که مدیر بخواهد با توجه به وضعیت نیروی انسانی، از میان روش‌های انگیزش، سبک‌های رهبری و طراحی‌های شغلی، گزینه‌های مناسبی را به‌کار گیرد.
2-4- ساختار زنجیره تامین
در دو دهه 60 و70 میلادی، سازمان‌ها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش می‌کردند تا با استانداردسازی و بهبود فرآیندهای داخلی خود محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند. در آن‌زمان تفکر غالب این بود که مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ پیش‌نیاز دستیابی به خواسته‌های بازار و در نتیجه کسب سهم بیشتری از بازار است. به‌همین دلیل سازمان‌ها تلاش خود را بر افزایش کارایی معطوف می‌کردند. در دهه 80 میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان، سازمان‌ها به طور فزاینده‌ای به افزایش انعطاف‌پذیری در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقه‌مند شدند. در دهه 90 میلادی به‌همراه بهبود در فرآیندهای تولید و به‌کارگیری الگوهای مهندسی مجدد، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرآیندهای داخلی و انعطاف‌پذیری در توانایی‌های شرکت کافی نیست، بلکه تامین‌کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند. توزیع‌کنندگان محصولات نیز باید با سیاست‌های توسعه بازار تولید‌کننده، ارتباط نزدیکی داشته‌باشند. با چنین نگرشی، رویکردهای زنجیره تامین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد. از طرف دیگر با توسعه سریع فن‌آوری اطلاعات در سال‌های اخیر و کاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تامین، بسیاری از فعالیت‌های اساسی مدیریت زنجیره با روش‌های جدید در حال انجام است.
مدیریت زنجیره تامین مجموعه‌ای از روش‌های مورد استفاده برای یکپارچگی موثر و کارای تامین‌کنندگان، تولیدکنندگان، انبارها و فروشندگان است، به‌گونه‌ای که به‌منظور حداقل کردن هزینه‌های سیستم و تحقق نیازهای خدمات، کالاها به تعداد صحیح و در مکان و زمان مناسب تولید و توزیع گردند.
مدیریت زنجیره تامین هماهنگی در تولید، موجودی، مکان یابی و حمل و نقل بین شرکت کنندگان در یک زنجیره تامین است براي دستیابی به بهترین ترکیب پاسخ گویی و کارایی برای موفقیت در بازار (تینگ چی، 2006).
تحقیقات بسیاری پیرامون مدیریت زنجیره تامین صورت پذیرفته‌است تا مشخص سازد ساختار زنجیره تامین مناسب شرایط مختلف چیست (همانند ارنست و کمراد، 2000؛ فاین، 1998، هیج و دیگران، 2002؛ رندال و دیگران، 2003؛ رندال و اولرچ، 2001). همان‌طور که منتزر، دویت، کیلبر، مسن، اسمیت و زکریا (2001) بیان نمودند زنجیره تامین چه یک شرکت آن‌را مدیریت نماید یا خیر، وجود دارد. تئوری‌های طراحی و ساختار سازمانی تعریف و مولفه‌های ساختار زنجیره تامین را بهبود بخشید. ساختار زنجیره تامین بر ماهیت فعالیت‌های زنجیره تامین، کارایی و اثربخشی زنجیره تامین و رابطه با سایر اعضای داخل زنجیره تامین اثرگذار است.
با مروری بر ادبیات موجود، این نتیجه حاصل میشود که مطالعه روی ساختار زنجیره تامین مستقل از مطالعه تئوری‌های سازمان میباشد. پیش‌تر، مطالعه روی ساختار زنجیره تامین به طور عمده روی خود زنجیره تامین متمرکز بود و از جنبه‌های مدیریت زنجیره تامین قابل استحصال بوده‌است، همانند لجستیک و کمینه‌کردن هزینه انبارداری (همانند استاک و دیگران، 2001). هیچ پژوهش رسمی مشخصی بر مولفه‌های سازمانی در زنجیره تامین صورت نگرفت، البته پورتر (1985) اهمیت ساختار سازمانی در موفقیت زنجیره ارزش و بنابر این کل جایگاه رقابتی شرکت را بیان نمود.
پژوهش حاضر سه نوع ساختار زنجیره تامین را معرفی و دسته‌بندی مینماید: ناب، چابک و ترکیبی؛ و اجزای سازمانی مرتبط با هریک از این ساختارها را معرفی میکند. تئوری‌های سازمانی بیان میکنند شرکتی که برای مواجهه با محیط کسب و کار پایدار و قابل اطمینان سازمان‌دهی شده‌است، در شرایط پیچیده با سرعت تغییر بالا و غیر قابل پیش‌بینی کارایی لازم را ندارد (گوردون و نرایان، 1982؛ اسپکمن و استرن، 1979). این طبقه‌بندی، وضعیت کلی ساختار زنجیره تامین را توصیف می‌کند و با مطالعات جریان اصلی در مکان‌شناسی و ویژگی‌های زنجیره تامین نیز سازگار است (برای نمونه، نایلور و دیگران، 1999؛ فیشر، 1997؛ هانگ و دیگران، 2002). به رغم مطالعات صورت‌گرفته اخیر درباره موضوعات ساختار زنجیره تامین، تحقیقات بسیاری با همین موضوع از اواسط 1990 آغاز شد. اکثر تحقیقات تئوری و عملی تاکید داشتند که ساختار زنجیره تامین انتخاب شده توسط شرکت‌ها بایستی متناسب با شرایط محیط کسب و کار باشد و ارتباط نزدیکی با استراتژی شرکت داشته باشد (همانند فیشر، 1997؛ رندال و دیگران، 2003). تحقیقات به‌دنبال شناسایی مولفه‌های موثر بر انتخاب نوع ساختار زنجیره تامین بودند (همانند ارنست و کامرد، 2000؛ فاین، 1998؛ فیشر، 1997؛ رندال و دیگران، 2003 ).
فیشر در مقاله معروف خود در سال ۱۹۹۷ رابطه نوع محصول، زنجیره عرضه و قابلیت پیش‌بینی برای تضمین اتخاذ رویکرد بهینه را به هنگام طراحی و توسعه استراتژی زنجیره عرضه، در راستای تناسب بهتر عرضه و تقاضا، بسیار مهم و ضروری می‌داند. وی محصولات را به دو دسته کلی خاص (مد) و بازاری (کالا) تقسیم‌بندی می‌کند.
دوره عمر محصولات خاص کوتاه بوده و در عین حال عدم اطمینان زیادی در تقاضایشان وجود دارد. بنابراین زنجیره عرضه را در معرض هر دو نوع ریسک کمبود و کهنگی (مازاد موجودی) قرار می‌دهند. یک نمونه محصولات خاص، لباسهای مد روز هستند. چالش عمده برای زنجیره عرضه درگیر با چنین محصولاتی، توسعه یک استراتژی برای بهبود تناسب عرضه و تقاضا، و همچنین توانمندسازی کمپانی برای پاسخ سریع‌تر به نیاز بازار است. محصولات بازاری مانند انواع کنسروها، عمدة خروجی‌های یک واحد تولیدی هستند. این محصولات، دوره‌ زندگی طولانی و ثبات تقاضا دارند؛ زیرا کالاهایی جا افتاده در بازار با یک مدل شناخته شده مصرف هستند. در این مورد عامل عمدة بقا و در واقع هدف اصلی، کاهش هزینه‌هاست.
به گفته هیل(1993)، تفاوت قابل ملاحظه‌ای بین این دو گروه محصولات وجود دارد. از یک منظر، برای محصولات خاص عامل کافی موفقیت در بازار «فراهم بودن» است، درحالی‌که برای محصولات بازاری این عامل «قیمت» می‌باشد. کیفیت و زمان تحویل، فاکتورهای لازم حضور در بازار برای هر دو نوع محصول هستند؛ درحالی‌که قیمت و فراهم بودن به ترتیب عوامل لازم برای محصولات بازاری و خاص هستند. نکته‌ای که باید بر آن تأکید کرد، این است که زنجیره عرضه می‌بایست عملکرد قابل قبولی در مورد هر دو دسته عوامل لازم و کافی رقابت و موفقیت داشته‌باشد. از آن‌جا که این دو دسته محصول به تقاضای دو بازار متفاوت پاسخ می‌دهند، طبیعتاً برای پاسخگویی نیازمند به‌کارگیری رویکردهای متفاوتی هستند. تنها در صورت شناخت ویژگی‌های محصول، نیازمندی‌های بازار و چالش‌های مدیریت یک استراتژی برای تضمین عملکرد بهینه زنجیره عرضه قابل طراحی است. این هدف از طریق توسعه استراتژی‌هایی که اثر عدم اطمینان ناشی از سیستم و متعاقب آن اثر شلاق چرمی را کاهش می‌دهند قابل دست‌یابی است.
همانند پژوهش فیشر، مطالعات بسیاری برای شناسایی مهم‌ترین عوامل جهت طراحی زنجیره تامین صورت گرفت. هانگ، اوپال و شی (2002) به این نتیجه رسیدند که ساختار زنجیره تامین بیش از آن‌که متاثر از محیط کسب و کار باشد، متاثر از ماهیت محصول میباشد. تحقیقات دیگر، شرایط محیطی را مهم‌ترین عامل در انتخاب طراحی زنجیره تامین معرفی نمود ( میسون جونز، نایلور و تاویل، 2000؛ تاویل و کریستوفر، 2002).
فاین(1998) طبق تحقیقاتی که در صنایع رایانه‌ای آمریکا صورت داد، به این نتیجه رسید که طراحی زنجیره تأمین متوجه اولویت‌بندی قابلیتهایی است كه بتوان از آن طریق در یك شبكه تأمین روابط بین عناصر را توسعه و تقویت نموده، و با استفاده از فرآیندهای پویا این قابلیت‌ها را به‌صورت زنجیره‌ای به همدیگر متصل نمود.
بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته لمینگ، جانسون، ژنگ و هارلند (2000) ساختار شبکه و زنجیره تامین با استفاده از نوع محصول طبقه‌بندی شده‌است. لمینگ و همکاران (2000) زنجیره تامین و شبکه تامین را به این صورت مقایسه کردند که “زنجیره تامین به‌صورت مدلی ساده، خطی و یک‌جهتی میباشد؛ درحالی‌که شبکه تامین دارای شاخه‌های جانبی، حلقه‌های معکوس، فعالیت‌های بالادست و پایین‌دست با یک شرکت کانونی در مرکز می‌باشد.” آن‌ها به این نتیجه رسیدند که اولویت‌های رقابتی برای ساختار شبکه تامین تولیدات نوآورانه منحصر به‌فرد، متفاوت از تولیدات عملیاتی میباشد.
استاک، گریس و کسرادا (2000) ساختار زنجیره تامین را بر اساس پراکندگی جغرافیایی و چگونگی توزیع کانال‌های تامین، تجهیزات تولید و توزیع‌کنندگان طبقه‌بندی نمودند. رندال و اولریچ (2001) ساختار زنجیره تامین را بر اساس دو مولفه عملیاتی طبقه‌بندی نمودند: 1) فاصله تاسیسات تولیدی از بازار هدف و 2) میزان درجه‌ای که این تاسیسات تولیدی کمترین نسبت کارایی را دارند.
بر اساس بحث‌های صورت‌گرفته پیرامون عوامل تعیین‌کننده ساختار زنجیره تامین، اسکینر (1974) مفهوم “توافق استراتژیک” یا “هم‌سویی” اولویت‌های رقابتی در سازمان را بیان کرد. ونکاترمن و کامیلوس (1984) و ونکاترمن (1989) اصول هم‌سویی استراتژیک را در قالب بخشی از مدیریت استراتژیک بیان نمودند. لینگل و شیمان (1996) بیان نمودند که “سازمان‌های کارا ارگانیک می‌باشند، در بخش‌های مختلف به‌هم‌پیوسته هستند و فعالیت‌هایشان استراتژی شرکت را حمایت می‌کند”. بویر و مک درمورت (1999) بیان کردند که هم‌سویی استراتژیک زمانی حاصل میشود که سطوح مختف کارکنان یک سازمان، با آن‌چیزی که برای موفقیت سازمان مهم‌تر میباشد موافق باشند. چپرا و میندل (2001) زمانی که اولویت‌های رقابتی سازمان و استراتژی‌های زنجیره تامین یک هدف داشته‌باشند، از عبارت “تطابق استراتژیک” در کتابشان استفاده نمودند. جوشی، کاتوریا و پورث (2003) بر اساس تحقیقات تجربی “هم‌سویی استراتژیک ” را بیان نمودند که این هم‌سویی عملکرد سازمان را تحت تاثیر قرار میدهد. بر اساس ادبیات بیان‌شده و چندین پژوهش تجربی، فاین (1998) بیان نمود که انتخاب ساختار زنجیره تامین و اولویت‌های رقابتی بر اساس شرایط محیطی کسب و کار میباشد.
چگونگی انتخاب ساختار زنجیره تامین و چگونگی دست‌یابی به هم‌سویی بین اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین، دو مبحثی است که در مطالعات مدیریت زنجیره تامین بررسی شده‌است و اثر قابل توجهی بر عملکرد شرکت دارد. ادبیات مرتبط، اهمیت این بحث را آزموده اند و اصول تئوری‌های اولیه را برای این مبحث مشخص نموده‌اند.
2-4-1- زنجیره تامین ناب و چابک
چابكي يك توانمندي و قابليت سازماني است كه ساختارهاي سازماني، سيستم‌هاي اطلاعاتي و فرآيندهاي پشتيباني را دربر ميگيرد. خصوصيت مهم و كليدي يك سازمان چابك، انعطاف‌پذيري است. در حقيقيت خاستگاه اصلي “چابكي” به عنوان يك مفهوم در كسب و كار، ريشه در سيستم‌هاي توليدي منعطف دارد. در ابتدا تصور مي‌شد مسير حركت به سمت انعطاف در توليد و ساخت، حركت از خودكارسازي به سمت ايجاد توانايي براي تغييرات سريع مثل كاهش زمانهاي راه‌اندازي و در نتيجه عكس‌العمل سريع‌تر به تغييرات در‌آميخته (تركيب) يا حجم محصول است. كمي بعد اين نظريه در مورد انعطاف‌پذيري در توليد، به زمينه‌هاي گسترده‌تري از كسب و كار گسترش يافت (نگال و داو، 1991)، و مفهوم چابكي به عنوان يك جهت‌گيري سازماني متولد گرديد. چابكي نبايد با سبك‌باري اشتباه گرفته شود. واژه ناب يا سبك‌بار بودن، عموماً درباره افزايش راندمان و به‌عبارتي انجام بيش‌تر كارها با استفاده از منابع كم‌تر استفاده ميشود. اصطلاحي كه عموماً در ارتباط با توليد ناب به‌كار مي‌رود و به موجودي صفر اشاره دارد، رويكرد “به‌هنگام” است. اما در عمل توجه و تمركز بر روي “حداقل موجودي منطقي” معقولتر و مرتبطتر است. نكته قابل تامل در اين رابطه، اين است كه اكثر شركت‌هايي كه سيستم توليد ناب را پياده كردهاند، در زنجيره عرضه خود اثري از چابكي نمي‌بينند. صنعت خودرو به عنوان بهترين مثال به طرق گوناگون اين وضعيت پيچيده را نشان مي‌دهد.
اگر ريشه اصلي توليد ناب را ردگيري كنيم، به سيستم توليدي تويوتا خواهيم‌رسيد كه بر كاهش و حذف ضايعات تاكيد دارد. درحالي‌كه درس‌هاي آموخته‌شده از سیستم تولید تویوتا و اصول آن تاثيرات عميقي بر فعاليت‌هاي توليدي در نقاط مختلف جهان داشته است؛ اما به نظر مي‌رسد مزاياي تفكر ناب تنها به خود كارخانه‌ها و شركت‌ها محدود شده‌است. بنابراين موقعيت متناقضي پیش می‌آید: در حالي‌كه توليد خودرو بشدت كارآ شده و زمان عملكرد يا توليد محصول در كارخانه به 12 ساعت و حتي كم‌تر كاهش يافته‌است، اما هنوز موجودي خودروي تكميل شده، تنها به اندازه فروش دو ماه است. به‌علاوه همان‌طور كه مارشال فيشر(1997) بيان مي‌كند، برخلاف گفته‌ها و تبليغات شركت‌هاي خودروساز، مشتري هنوز مجبور است هفته‌ها يا حتي ماه‌ها براي دريافت خودروي انتخابي خود منتظر بماند.
عليرغم اينكه سبك‌بار بودن مي‌تواند يكي از اجزای چابكي در شرايط قطعيت تقاضا باشد، اما به تنهايي نمي تواند سازمان را قادر سازد تا نيازهای واقعي مشتريان را سريع‌تر برآورده سازد. دايرة المعارف وبستر، اين تفاوت و فاصله را دقيقاً و بصورت و اضح بيان می‌دارد؛ آنجا كه “ناب بودن” را “دربرداشتن قدري فربهي” و در مقابل آن، “چابکی” را “چستي و فرزي و چالاكي” معني مي‌كند. آن‌چه در اين‌جا مورد نياز است، تعبير و تفسيري از اين تعاريف است كه با موضوع زنجيره تامين متناسب باشد. تعبير و تفسيري ساده و مناسب از هر دو مفهوم، توسط نيلور(1997) مورد اشاره قرار گرفته‌است كه بدين صورت مي‌باشد:
“چابكي”؛ يعني استفاده از دانش بازار در يك سازمان مجازي براي بهره‌وري از فرصت‌هاي سودآور در يك بازار با سرعت تغيير بالا و زودگذر.
“سبكباري”؛ يعني ايجاد و توسعه يك جريان ارزش‌مدار براي حذف ضايعات، از جمله زمان‌هاي هدررفته به‌منظور ايجاد يك برنامه تعيين سطح موجودي.
از آن‌جا كه در زنجيره‌هاي تامين، يك شركت به دليل تنوع نيازهاي مشتري به تنهايي نمي‌تواند پاسخگوي همه نيازمندي‌هاي بازار باشد، بنابراين شركت‌ها معمولاً براي دست‌يابي به هدف از شركاي مناسب با مهارتهاي خاص و توانايي‌هاي مورد نياز كمك گرفته و يك شراكت (سازمان) مجازي به وجود مي‌آورند. دليل اين‌كه اين نوع شراكت تحت عنوان شراكت مجازي ناميده مي‌شود، ساختار ساده حقوقي شراكت، غيررسمي بودن شراكت و مقطعي بودن آن است. غيررسمي بودن اين شراكت سطح بالايي از اعتماد و احترام بين شركت‌هاي درگير را مي‌طلبد. در رابطه با اين دو رويكرد، نظرات مختلفي ابراز شده‌است. يك طرز فكر اين است كه تعريفي با مفهوم جديد باعث كنار رفتن كاربرد مفاهيم قبلي مي‌شود. به تبع اين طرز فكر، بحث چابكي در سازمان‌ها باعث بي‌اعتباري مفهوم ناب ميشود. خطري كه در اين رويكرد وجود دارد، اين است كه ممكن است باعث نادیده‌ گرفتن درس‌هاي مهمي گردد که در ارتباط با موفقيت‌ها و شكست‌هاي موجود در ارتباط با كاربرد مفاهيم قبلي وجود دارد. از طرفي هركدام از مفاهيم، بسته به ويژگي‌هاي زنجيره تامين مي‌تواند در كسب و كارهاي مختلف بهترين رويكرد انتخابي باشد.
هردوي رويكردهاي سبك‌باري و چابكي نيازمند سطح بالايي از كيفيت محصول هستند. آن‌ها همچنين نيازمند حداقلي از زمان تحويل (زمان سفارش) هستند كه طبق تعريف، برابر است با زماني كه طول ميكشد تا يك كالا يا خدمت به‌دست مشتري سفارش‌دهنده برسد. زمان سفارش كل، بايد حداقل ممكن باشد تا چابكي ايجاد شود؛ چرا كه تقاضا بسيار متغير و زودگذر است و بنابراين پيش‌بيني آن مشكل است. اگر زنجيره تامين زمان سفارش طولاني داشته‌باشد، نمي‌تواند نيازهاي بازار را به‌سرعت پاسخ دهد. در توليد ناب زمان سفارش بايد حداقل باشد و طبق تعريف، زمان اضافه نيز جزو ضايعات يا اتلاف است و بر اساس رويكرد ناب، هرگونه اتلافي بايد حذف گردد. اساس تفاوت رويكردهاي ناب و چابك در زمينه “ارزش نهايي يا كلي” تدارك ديده شده براي مشتري، در اين است كه “خدمات” فاكتور حياتي مورد نياز چابكي است؛ در حالي كه “هزينه‌ها” و قيمت فروش،كاملا با رويكرد ناب مرتبط است. به‌هرحال، در صورتي‌كه فشرده كردن و كاهش زمان چرخه كل به صورت موثر انجام گيرد، شرايط كافي براي دست‌يابي به توليد ناب فراهم شده‌است، كه اين خود تنها يكي از شرايط توانمندسازي زنجيره عرضه چابك است.
جدول 2-2، مقايسه ويژگي‌هاي زنجيرههاي عرضه ناب و چابك را شرح ميدهد. در بازار سريع و غيرقابل پيش‌بيني كالاهاي مد روز، هر دوي هزينه‌هاي منسوخ‌شدگي و فقدان موجودي، غير قابل چشم‌پوشي است (میسون جونز و دیگران، 2000).
جدول شماره 2-2- مقايسه زنجيره عرضه ناب و چابك: مشخصات متمايزكننده (میسون جونز و دیگران، 2000)
مشخصات متمايزكننده زنجيره عرضه ناب زنجيره عرضه چابك
محصولات نوعي اجناس معمولي كالاهاي مد روز
تقاضاي بازار قابل پيش‌بيني متغير و فرّار
تنوع محصولات پائين بالا
چرخه عمر محصول طولاني كوتاه
برانگيزاننده مشتري هزينه‌ها در دسترس بودن
سود حاشيه‌اي كم زياد
هزينه‌هاي عمده هزينه‌هاي فيزيكي هزينه‌هاي توانمندسازي بازار
جريمه‌هاي فقدان موجودي قراردادي بلندمدت فوري و فرّار
سياست خريد خريد كالا تخصيص ظرفيت
غني‌سازي اطلاعات بسيار مطلوب الزامي
مكانيزم پيش‌بيني الگوريتمي مشورتي

فيشر(1997) و ميسون-جونز و تاويل (2000) با ارائه دلايلي ثابت كرده‌اند كه توسعه توان‌مندسازي اطلاعات، يعني مبادله و تشريك سريع اطلاعات و داده‌هاي بازار در درون يك زنجيره، نه‌تنها مطلوب بلكه اجباري و الزامي است. اين هدف بايد به‌وسيله يك برنامه يكپارچهسازي فرآيندها و همزمان با حركت به سمت يك زنجيره تامين بدون نقص به‌دست آيد، كه در آن همه عوامل و شركت‌كنندگان در زنجيره مثل هم فكر و عمل ميكنند.
يك عنصر مهم ديگر در هر دو مفهوم فشردگي زماني است، اگرچه انگيزه پشت آن در دو مفهوم يكسان نيست. در توليد ناب بر حذف اتلاف يا مواد تاكيد مي‌شود. بنابراين، تمامي فعاليتهايي كه در جريان توليد يك محصول توليد ارزش نميكنند حذف ميشوند، و در مورد ساير فعاليتها سعي بر اين است كه تا جاي ممكن از نظر زماني فشرده شوند، يا در صورت امكان برخي فعاليتها به طور موازي انجام گیرند. چابكي هم براي كاهش زمان از طريق فشرده‌سازي زمان در جريان مواد و اطلاعات استفاده ميكند، اما با تمركز بر توسعه حساسيتها و پيكرهبندي مجدد سريع در يك فرايند كسب و كار.
تفاوت عمده در دو رويكرد، توانايي پاسخ‌گويي در شرايط عدم قطعيت، تغييرات در حجم توليد و درجه تنوع مورد نياز در محصول است. شكل 2-3 تناسب هر مفهوم را براي غلبه بر چنين عدم قطعيتهايي در شرايط مختلف تنوع نوع محصول و تنوع مقدار محصول نشان مي دهد.
چابک
زیاد
تنوع در محصولات

ناب کم
زیاد کم
تغییرات در حجم محصولات
شكل 2-3- مقايسه رويكردهاي ناب و چابك در شرايط عدم قطعيت(تینگ چی، 2009)
بطور کلی رويكرد ناب، درپي حداقل كردن فربهي و سنگيني سازمان است. اين درحالي است كه رويكرد و سيستم چابك، مي خواهد فرز و سريع باشد. تفاوت مهم اين است كه زنجيره تامين ناب، بر اساس برنامه‌ريزي براي سطوح تقاضا شكل گرفته‌است؛ در حاليكه سيستم چابك به دنبال ذخيره‌سازي فضاي كافي است، تا بر تقاضاي فرّار و بسيار متغير غلبه كند. نكته ديگر اين است كه شفاف‌سازي اطلاعات در سيستم ناب يك مطلوب است، حال آن‌كه اين مساله براي زنجيره چابك، در حكم يك ضرورت مي‌باشد. پيش‌بيني در زنجيره ناب كاملاً الگوريتمي است، ولي براي پيش‌بيني در سيستم چابك اطلاعات مشترك از تقاضاي موجود بر اساس ارتباط بسيار نزديك با بازار مورد نياز خواهدبود.
يكي از مهم‌ترين مشكلات در بسياري از زنجيره‌هاي تامين، محدوديت آن‌ها در درك و دستيابي به تقاضاي واقعي است. از آن‌جا كه زنجيرههاي تامين، تمايل دارند كه سطوح مختلفي از موجودي را بين نقطه توليد (محل توليد) و محل بازار نهايي برقرار نمايند، لذا به‌جاي توجه و تمركز بر روي تقاضا، به پيشبيني متكي ميشوند. نقطهاي كه در آن تقاضاي واقعي در يك زنجيره تامين به كمك اطلاعات رسيده حاوي نيازمنديهاي مشتري تعيين ميگردد “نقطه جدايش” ناميده ميشود، و در واقع اين نقطه جائي است كه در آن سيستم كششي بازار به سيستم فشاري (رو به جلو) ميرسد (حد فاصل زنجيره تامين كششي و فشاري). اين نقطه از زنجيره تامين در حقيقت بخشي از زنجيره تامين با رويكرد توجه به سفارش مشتري را از بخش ديگري از زنجيره تامين با رويكرد توجه به برنامههاي تعيين‌شده جدا مي‌كند.
در گذشته اين نقطه، نقطه نفوذ تقاضا ناميده ميشد(کریستوفر، 1998). در هر حال مساله اين نيست كه تقاضا چقدر نفوذ ميكند، بلكه اين است كه در اين نقطه چه ميزان از تقاضاي واقعي بازار قابل درك و مشاهده است. سفارشها كه در واقع ناشي از به هم پيوستن تقاضاها هستند، عموما با تاخير و ابهام ناشي از اقدامات وتصميمات واسطه‌ها مواجه می‌گردند (بوربیج، 1980). به‌عبارت ديگر تقاضاها باید بازتاب نيازمنديهاي جاري در بازار مصرف نهايي به بهترين صورت ممكن باشند. نقطه جدايش، آن بخش از زنجيره عرضه را كه براي تحويل و ارضاء مستقيم نيازهاي مشتريان آماده ومهيا شده‌است، از بخشي كه بر پايه برنامه‌ريزي و پيش‌بيني‌هاي اوليه بنا شده‌است، متمايز مي‌سازد (کریستوفر، 1998).
در دنياي واقعي در حقيقت “دو نقطه جدايش” وجود دارد. اولين نقطه جدايش كه قبلاً مورد اشاره قرارگرفت، به نقطه جدايش مواد و قطعات مربوط ميشد و بيانگر موجودي استراتژيك بصورت نگهداري مواد در سطح كلي و اوليه بود. دومين نقطه جدايش به نقطه جدايش اطلاعات برميگردد. نظر برخي از متخصصين اين است كه اين نقطه بايد تا جاي ممكن در دورترين محل در حركت به سمت جلو همجهت با زنجيره تامين قرار گيرد؛ يعني دورترين نقطه از ابتداي زنجيره و در جايي كه اطلاعات تقاضاي نهايي واقعي ايجاد ميگردد. ميسون- جونز و تاويل(1998) به‌وسيله شبيه‌سازي، تاثير سودمندي را كه بازخورد اطلاعات مي‌تواند بر روي كاهش به‌هم‌ريختگي و ابهام در تقاضا داشته‌باشد، اثبات نموده‌اند. جانسون (1993) عنوان نمود كه اهميت چهار عامل اصلي موفقيت دركسب و كار شامل كيفيت، زمان تحويل، هزينه و سرعت دسترسي در طول زمان ثابت نيست و تغيير مي كند. اين نكته، به اين معني است كه شركت‌ها نياز دارند كه استراتژي زنجيره تامين خود را به‌طور مرتب و با توجه به گذر زمان، تنظيم و به‌روز نمايند. لذا به‌صورت دورهاي، “برنده‌ساز”های جديدي در بازار پيدا ميشوند كه اهميت برنده‌سازهاي قبلي را تنزل داده و آن‌ها را به “توصيف‌كننده‌هاي بازار” تبديل ميكنند. اين تغيير دروني و چرخشي، كاملاً مرتبط با ظهور مفهوم ناب در داخل سازمانها و به دنبال آن مفهوم چابكي بوده‌است.
بنابراين در مراحل ابتدايي بازار، اين مفهوم ناب است كه حكمفرماست؛ بعنوان مثال مي توان از مدل T هنری فورد نام برد، كه دستيابي به نفوذ در بازار را بر پايه سياست كاهش هزينهها تامين مي‌كند. همچنان كه بازار رشد كرده و بالغ مي‌شود، و تقاضا براي محصولات متنوع‌تر فزوني مييابد، رويكرد چابك جايگزين ناب مي‌گردد. به‌هرحال، امروز كه ما وارد هزاره سوم شدهايم، ظهور زنجيره‌هاي تامين جهاني را با تكيه بر خط‌مشی‌های مشترك به‌وضوح شاهد هستيم. اين زنجيرههاي نوظهور، در واقع محدوده استراتژيهاي دوگانه “ناب/ چابك” است كه نيلور در كتابش از آن با عنوان مدل تلفيقي “ناب- چابك ” نام ميبرد. اين ايده‌ها را مي‌توان در مدل تحولي/ مهاجرتي نشان داده‌شده در جدول 2-2 مشاهده نمود. بنابراين مدل، در اوايل دهه 80 میلادی برنده‌ساز بازار، كيفيت بود كه در واقع به زمينه اصلي رقابت صنايع غرب با ژاپن تبديل شد و توسط فرآيندهاي ناب داخلي ايجاد ميشود. اين روند با اجراي سيستمهاي زنجيره عرضه ناب دنبال شد كه بر روي هزينه‌ها اثر گذاشت، اما هنوز كالاها در سيستم فشاري و روبه جلو وارد بازار ميشد و هدف اصلي رفع نياز مشتري نبود. سپس عصر دستيابي به نقطه تفكيك و مفهوم رويكرد “ناب-چابك” فرا رسيد.
جدول 2-2- مدل تحولي: خلاصه تغييرات در نوع زنجيره عرضه (جانسون، 1993)
فاز تحول زنجيره عرضه 1 2 3 4
نشانگر زمان درزنجيره عرضه اوايل دهه 1980 اواخر دهه 1980 اوايل دهه 1990 اواخر دهه 1990
فلسفه زنجيره عرضه بر مبناي محصول متمركز بر بازار بر مبناي بازار بر مبناي مشتري
نوع زنجيره عرضه سيلوهاي كاربردي ناب زنجيره عرضه ناب زنجيره عرضه ناب/چابك زنجيره عرضه ناب /چابك برمبناي خواست مشتري
برنده ساز بازار كيفيت هزينه دردسترس بودن زمان تحويل
توصيف كننده بازار 1) هزينه
2) دسترسي
3) زمان تحويل
1) دسترسي
2) زمان تحويل
3) كيفيت
1) زمان تحويل
2) كيفيت
3) هزينه
1) كيفيت
2) هزينه
3) دسترسي

سنجه هاي بازار 1) چرخش موجودي
2) هزينه توليد
1) زمان عمليات
2) هزينه فيزيكي
1) سهم بازار
2) هزينه كل
1) رضايت مشتري
2) ارزش افزوده

زنجیره تامین ترکیبی ناب-چابک زنجیره تأمینی است که از ابتدا تا نقطه انفصال به صورت ناب و هموار در نظرگرفته میشود، یعنی تا جایی‌که فرآیندهای متنوعسازی محصول شروع میشود، یا جایی‌که نوسانات تقاضا اثر خود را در فرآیند تولید میگذارد و از این نقطه به بعد سیستم تولید از الگوی چابک پیروی خواهدکرد (شکل 2-4). در این زنجیره تأمین با استفاده از فرآیندهای به تعویقاندازی، ماژولارسازی و استانداردسازی قطعات محصول، فرآیند متنوع‌سازی محصول به مرحله مونتاژ نهایی منتقل میشود و تولید سفارشی انبوه میسر میگردد.

شکل 2-4- بررسی تفاوت های ساختاری زنجیره تامین چابک و ناب (کریستوفر، 1998)
2-4-2- عملکرد کسب و کار شرکت
سازمان‌ها بر اساس یک فلسفه وجودی به‌وجود آمده‌اند و به سمت اهدافی حرکت می‌نمایند. برای دستیابی به اهداف سازمان‌ها، فرآیندهای اصلی بایستی شناسایی شده و در یک محیط یکپارچه با ایجاد هم‌افزایی تحقق اهداف را میسر نمایند. در این میان، اندازه‌گیری عملکرد فرآیندهای سازمان کمک می‌کند تا میزان دستیابی به اهداف هر فرآیند و در نهایت به اهداف سازمان مشخص گردد. در این بخش نحوه اندازه‌گیری عملکرد فرآیندهای سازمان مورد بررسی قرار می‌گیرد.
در حقیقت محاسبه دقیق و جامع عملکرد کسب و کار شرکت هنور هم یکی از چالشهای پژوهشهای مدیریت زنجیره تامین میباشد (لانکیونی، اسمیت و الیوا، 2000). عملکرد کسب و کار معمولا به واسطه معیارهای مالی محاسبه میشود.
اندازه‌گیری عملکرد مفهوم مهمی است که تعریف آن مشکل می‌باشد. مهم بودن آن در این دو اصطلاح معروف که در ادبیات مربوط به تکرار به ذکر آن‌ها پرداخته می‌شود نمود پیدا می‌کند:
چیزی که اندازه‌گیری شود چیزی است که شما بدست می‌آورید ( آدامز، 1993)
اگر شما نتوانید اندازه‌گیری نمایید، شما نمی‌توانید مدیریت نمایید. زیرا شما نمی‌دانید که آیا بهبودی انجام شده است یا خیر (نیلی و آدامز، 2000).
مشکل بودن مفهوم اندازه‌گیری عملکرد بخاطر گسترده بودن آن و در برگرفتن موضوعات مختلف می‌باشد. با توجه به تعاریف مختلفی که از این مفهوم ارائه شده‌است، می توان این طور استنباط کرد که یک سیستم اندازه‌گیری عمکرد ”میزان دستیابی سازمان را به اهداف از پیش تعیین‌شده از طریق اندازه‌گیری مجموعه‌ای از شاخص‌ها“ تعیین مینماید. به‌عبارت دیگر اگر نقل قول‌های فوق مهم‌بودن این مفهوم را بیان می‌کند، اما در مقابل آن‌چه که در چند سال اخیر به آن توجه بیشتری شده‌است ”درست اندازه‌گیری کردن“ می‌باشد، و این همان چیزی است که آن را مشکل کرده‌است. در ادبیات مربوطه اصطلاحی نیز آمده‌است که “اگر هر چیزی اندازه‌گیری شود در واقع چیزی اندازه‌گیری نشده است“.
اندازه‌گیری، جمع آوری و تحلیل اطلاعات فرآیندی است که برای سازمان ایجاد هزینه می‌نماید و بایستی به گونه‌ای باشد که نهایتاً منافعی از این کار عاید سازمان گردد. از طرفی مدتی است که بر داشتن رویکرد فرآیندی در سازمانها توجه و تاکید شده است و به‌عبارتی عملکرد سازمان‌ها با عملکرد فرآیندهای آن که برگرفته از مفاهیم کارایی و اثربخشی می‌باشد معادل دانسته می‌شود. اندازه‌گیری عملکرد از موضوعاتی است که به تعبیری هم قدیمی و هم نو می‌باشد. هر شرکتی در جهان به نوعی عملکرد خود را اندازه‌گیری می‌کند، اما آن‌چه که به‌عنوان موضوع نوین مطرح می‌باشد آن است که چه چیزی بایستی اندازه‌گیری شود. در همین ارتباط بسیاری از مدیران متوجه شده‌اند که سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد آن‌ها به درستی عمل نمی‌کنند.
یکی از مشکلاتی که سازمان‌ها ‌در ارتباط با اندازه‌گیری عملکرد خود داشته‌اند، توجه بیش از اندازه به شاخص‌های مالی بوده‌است (برنز، 1998؛ دیکسون، نانی و وولمن، 1990). حال آن‌که عملکرد مالی تنها یک بخش از عملکرد سازمان می‌باشد، که خود نتیجه عملکرد عوامل دیگری است و دیگر این‌که شاخصهای مالی عمدتاً عملکرد سازمان را در گذشته نشان میدهند. به‌عنوان مثال اگر سازمان نتواند نیازها و سطح رضایت‌مندی مشتریان خود را اندازه‌گیری نماید نمی‌تواند محصولات و خدمات خود را متناسب با خواسته آن‌ها تطبیق دهد و موجب نارضایتی ایشان خواهدشد. نارضایتی مشتریان نیز باید با شاخص‌هایی مورد اندازه‌گیری قرار گیرد.
اهمیت ارزیابی عملکرد در استاندارد مدیریت کیفیت ۹۰۰۰:۲۰۰۰ ISO و مدل‌های سرآمدی چون EFQM و مالکوم بالدریج نیز مورد توجه قرار گرفته‌است. این مجموعه‌ها بر داشتن سیستم اندازه‌گیری تأکید دارند و سازمان‌ها بایستی بهبود در عملکرد فرآیندها را با زبان شاخص بیان نمایند . اگرچه برای طراحی یک نظام اندازهگیری عملکرد می‌توان راهکارهایی ارائه نمود، اما سازمانها بایستی با توجه به شرایط خاص خود به این کار اقدام نمایند. به‌عبارت دیگر نظام اندازهگیری عملکرد را نمی‌توان از بیرون به سازمان تزریق نمود، بلکه باید در سازمان طراحی، توسعه و بهبود داده شود. در همین راستا در ادبیات مرتبط با اندازه‌گیری عملکرد به موارد زیر اشاره می‌شود:
۱) معیارهای عملکرد بایستی از اهداف سازمان نشأت گرفته باشند (بیتیتچی، کری و مکدویت، 1997؛ سیمونز، 2000).
۲) معیارهای عملکرد باید توازنی میان خواسته‌های ذی‌نفعان سازمان برقرار نمایند (کاپلان و نورتن، 1992).
۳) معیارهای عملکرد بایستی منجر به حرکت به جلو برای سازمان گردند (دیکسون، نانی و وولمن، 1990).
۴) اندازه معیارهای عملکرد ماحصل اقدامات سازمان (فرآیندها) بوده و چگونگی تأثیرگذاری آن‌ها مشخص گردند.
۵) معیارهای عملکرد باید شفاف و واضح باشند (نیلی و آدامز، 2000).
۶) دلیل وجودی معیارهای عملکرد کاملاً مشخص باشد (نیلی و آدامز، 2000).
۷) کلیه معیارها و در مجموع نظام اندازه‌گیری عملکرد باید به طور دوره ای بازبینی شوند (کیگان، ایلر و جونز، 1987).
۸) معیارهای عملکرد سطوح مختلفی داشته و بایستی با هم ارتباط داشته‌باشند. (کیگان، ایلر و جونز، 1987).
ریچاردسن و همكاران (1985) بیان کردند که عملكرد باید در نتیجه اولویت‌هاي رقابتی ناشی از تصمیمات تولیدي ایجاد گردد. رث(1989) همچنین بیان کرد که استراتژي تولید با معیارهاي عملكردي تولید که روي واحد کسب و کار تاثیر دارد، مرتبط است. ژائو و همكاران (2006) نیز نشان دادند که استراتژیک آنها در هفت معیار عملكرد مالی در نظر گرفته شده، بر مبناي اظهار نظر پاسخ‌دهندگان براي اشكال ایده‌آل گروهها و نه واقعیت آن‌ها، در تحقیق ایشان داراي تفاوت معنی داري است. مارتین ودیاز (2008) در تحقیق خود که به استخراج دو نوع استراتژي تولید متفاوت منتج شد، ضمن نشان دادن شكل تصمیمات تولیدي در استراتژيهاي مستخرجشان نشان دادند که بین این دو گروه در برخی معیارهاي عملكرد کسب و کار تفاوت معنیداري وجود دارد؛ هر چند که در معیار کلی درنظرگرفته شده توسط آنها تفاوت معنی‌داري مشاهده نشد. آن‌ها از معیارهاي رشد فروش، رشد سود و بازگشت دارایی براي سنجش عملكرد کسب و کار شرکت‌ها استفاده کردند. ماثور و همكارن (2011) نحوه ارزیابی عملكرد را در تولیدکنندگان خودکار بررسی کرده نشان دادند که اثربخشی کلی تجهیزات میتواند به‌عنوان ابزار مناسبی براي اندازه‌گیري عملكرد در این‌گونه تولیدکنندگان استفاده شود. کیووي و همكاران (2009) نشان دادند که درگیري حوزه‌هاي مختلف وظیفه‌اي در تدوین تصمیمات استراتژیک تولیدي بر ارائه عملكرد مناسب‌تر تولیدي آن‌ها تاثیرگذار است. سونی و کودالی (2011) نشان دادند که استراتژي رقابتی شرکت‌هاي تولیدي روي استراتژي زنجیره تامین آن‌ها تاثیرگذار است، و همچنین آنها بیان کردند که تناسب بین این دو باعث عملكرد بالاتر شرکت خواهدگردید ( به نقل از پویا، 1390).
به‌طور معمول، عملکرد كسب‌‌و‌كار شرکت، با استفاده از معیارهای مالی صورت می‌پذیرد. ونکاترامن (1990) این معیارهای اندازه‌گیری عملکرد كسب‌‌و‌كار را با استفاده از بازگشت دارایی، درآمد عوامل ، هزینه به ازای هر فروش، و فروش برحسب تعداد کارکنان مطرح می‌کند. جاهارا و لیوید (1992) بیان می‌کنند که بازگشت سرمایه گذاری ، یک محاسبه معتبر برای شرکت‌های متوسط می‌باشد. مراش و دیگران(1996) عملکرد شرکت را نسبت به رقبا با استفاده از ROA، ROI، بازده فروش ، رشد ROI، درصد رشد، و رشد فروش اندازه‌گیری کردند. تن و دیگران(1999) برخی از شیوه‌های مدیریت زنجیره تامین را با عملکرد شرکت مرتبط دانستند. عملکرد در مطالعه آن‌ها با ادراکات مدیریت ارشد از عملکرد شرکت در مقایسه با یک رقیب عمده اندازه‌گیری شد (به نقل از تینگ چی و همکاران، 2009) .
به‌طور خلاصه، عوامل متعددی جهت اندازه‌گیری عملکرد كسب‌‌و‌كار در تحقیقات آمده‌است که همگی بر اهمیت محیط كسب‌ ‌و ‌كار، تصمیمات استراتژیک و زنجیره تامین روی عملکرد كسب‌ ‌و ‌كار تاکید دارند. براساس تحقیقات گذشته، در این مطالعه عملکرد كسب‌ ‌و ‌كار با استفاده از ادراک مخاطب از عملکرد اندازه‌گیری می‌شود.
تفاوت بین شرکت‌های با عملکرد بالا و عملکرد پایین در این پژوهش مورد توجه است و در تحقیقات صنعتی نیز با ارزش‌تر میباشد. با مشخص شدن تفاوتها، عمل‌کننده‌های سطح بالا میتوانند مزیت رقابتی خود را حفظ نمایندو بهبود بخشند، و عمل‌کننده‌های سطح پایین نیز قادر خواهند بود مشکلات خویش را شناسایی نموده و درصدد طراحی مجدد استراتژی و ساختار زنجیره تامین شان برآیند.
2-5- پیشینه تحقیق
در ادامه پیشینه پژوهش های صورت گرفته به صورت مجزای تحقیقات داخلی و خارجی بیان شده است
2-5-1- مطالعات داخلی
در پژوهشی که با موضوع “جايگاه‌يابي استراتژيك و شناسايي منابع دستيابي به مزيت رقابتي پايدار “توسط صالح نیا (1390) انجام شد، با در نظر گرفتن جايگاه‌يابي استراتژيك به عنوان ابزاري جهت شناسايي منابع دستيابي به مزيت رقابتي، جايگاه‌يابي نام‌هاي تجاري در زمينه بانكداري مورد توجه قرار گرفته است. فرآيند جايگاه‌يابي این پژوهش در 7‌ گام مورد بررسي قرار گرفته است و براساس اطلاعات گردآوري شده از طريق مصاحبه و پرسشنامه، در نهايت نقشه ادراكي براي نام‌هاي تجاري مورد بررسي براساس ويژگي‌هاي تعيين‌كننده از ديد مشتريان، همراه با ارائه موقعيت برتر در اين زمينه و بخش‌هاي بازار براساس دو ويژگي مورد بررسي، ارائه گرديده است. این پژوهش به این نتیجه دست یافت که با توجه به افزايش رقابت در عرصه بانكداري، بر بانك ها لازم است كه در زمينه ايجاد جايگاه مناسب يا تثبيت جايگاه خود در بازار و دستيابي به مزيت رقابتي پايدار، توجه به عامل انساني را در راس برنامه هاي خود قرار دهند.
پژوهشی با عنوان “طراحی مدل مزیت رقابتی براي صنعت خودرو ایران” توسط مهری و حسینی (1383)، صورت پذیرفت. این پژوهش درصدد ارائه یک مدل عمومی جامع در رابطه با مزیت رقابتی بوده است. مدل مفهومی این پژوهش، مشتمل بر قابلیت‌هاي محیطی، قابلیت‌هاي سازمانی، قابلیت‌هاي ارتباطی وشبکه‌اي و هوشمندي رقابتی بوده و صنعت خودرو به‌عنوان جامعه آماري براي جمع‌آوري اطلاعات میدانی و تست مدل انتخاب شده است. این تحقیق به این نتیجه رسید که عوامل مؤثر بر مزیت رقابتی با توجه به میزان تأثیرگذاري و اهمیت، به ترتیب، شامل هوشمندي رقابتی، قابلیت‌هاي سازمانی، قابلیت‌هاي محیطی و قابلیت‌هاي ارتباطی می‌باشد.
پژوهشی با عنوان “اندازه گيری عملکرد زنجيره تامين در چهار صنف کليدی کسب و کار در ايران” توسط معنوی زاده و همکاران(1386) صورت پذیرفت. در اين پژوهش نحوه اندازه‌گيری عملکرد زنجيره تامين در چهار صنف کليدی کسب و کار ايران شامل صنايع خودروسازی، صنايع فلزی، صنايع غيرفلزی و خدمات در چارچوبی سيستماتيک ارائه شده است. اين چارچوب مبتنی بر رهيافت‌های علمی تدوين شده است. توليد ناب به عنوان رويکرد نوين در حرکت جامع سازمان‌ها جهت کيفيت مداوم، هزينه قابل رقابت، توليد و تحويل به موقع مطرح شده است. بنابراین پژوهش در سازمان‌هاي ايراني بسط يافت و پس از جمع‌آوري اطلاعات از مديران صنايع در بخش‌هاي مختلف، تحليل‌هاي آماري مناسب جهت کسب نتايج معتبر انجام پذيرفت. این پژوهش به این نتیجه رسید که برای دارا بودن زنجيره تامين کارآمد و اثربخش ، استقرار برخی رويکردها الزامی است. بعنوان مثال استقرار JIT در صنایع خودروسازی.
2-5-2- مطالعات خارجی
در پژوهشی که با عنوان “اولویت‌های رقابتی و استراتژی زنجیره تامین در صنعت مد” توسط کیم (2013) صورت گرفت، به این موضوع پرداخته شد که چگونه شرکت‌های با عملکرد بالا در صنعت مد بین استراتژی زنجیره تامین و اولویت‌های رقابتی همسویی ایجاد می‌کنند. جهت پاسخ به پرسش پژوهش، مطالعه موردی از چهار شرکت موفق این صنعت صورت گرفت. با توجه به نظر مدیران ارشد در این شرکت‌ها این نتیجه حاصل شد که اولویت‌های رقابتی رابطه بسیار قوی‌ای با انتخاب بازار هدف که نوع استراتژی زنجیره تامین را مشخص می‌کند، دارد.
بورلا و پادولا (2010) در پژوهشی با موضوع “همسویی بین تقاضا، تولید و توزیع استراتژیک با استراتژی کسب و کار” به موضوع شناسایی درجه همسویی بین تقاضا، تولید و توزیع از یک سو و استراتژی کسب و کار پیشنهادی پورتر (1996)، از سوی دیگر پرداختند تا بینشی درمورد اینکه چگونه این رابطه بر عملکرد کسب و کار اثر می‌گذارد به‌دست آورند. جامعه آماری این پژوهش شرکت‌های فلزکار جنوب برزیل بوده است. این پژوهش به این نتیجه دست یافت که شرکت‌هایی که استراتژی کاهش هزینه را انتخاب می‌کنند در توسعه تقاضا، تولید، توزیع سازگاری بیشتری دارند.
پژوهشی توسط کاتوریا و همکاران (2007) با عنوان “همسویی سازمانی: گذشته، حال و آینده” انجام شد. در این پژوهش هدف، بررسی همسویی سازمانی و اثر آن بر عملکرد بوده است. این پژوهش یک مطالعه تجربی بر اساس تئوری‌های موجود بوده است. این پژوهش به این نتیجه رسید که مدیریت همسویی سازمانی می‌تواند اثر مثبت روی عملکرد سازمانی داشته باشد.
پژوهشی توسط تاریگان (2005) با موضوع “رابطه بین همسویی اولویت های استراتژیک و اثر آن بر عملکرد تولید” صورت گرفته است. این پژوهش به بررسی ادراک مدیران ارشد و مدیران تولید از اولویت های استراتژیک و اثر آن بر عملکرد در 84 شرکت اندونزی پرداخته است. هدف این پژوهش، اهمیت این موضوع است که مدیران ارشد و مدیران تولید بایستی از اولیت های استراتژیک شناخت مناسبی داشته باشند. فرضیه‌ها بر اساس هماهنگی بین اولویت‌های استراتژیک و عملکرد سنجیده شده‌اند. این پژوهش به این نتیجه رسیده است که همسویی بین اولویت‌ها رابطه مثبتی با عملکرد تولید دارد.
پیرامون اثر زنجیره تامین بر عملکرد کسب و کار، پژوهشی با عنوان “اثر قابلیت‌های مدیریت زنجیره تامین بر عملکرد کسب و کار” توسط تریسی (2005) انجام شد. هدف پژوهش ارزیابی اثر مدیریت زنجیره تامین بر عملکرد کسب و کار بوده است به نحوی که بررسی نماید چه درجه‌ای از مشتری‌مداری در مدیریت زنجیره تامین، جایگاه رقابتی و عملکرد کسب و کار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. جامعه آماری این پژوهش شرکت های غرب امریکا بوده اند که قسمت عمده پرسشنامه‌ها به صورت پست و تلفن جمع‌آوری شد. این پژوهش دریافت که رابطه مثبت و معناداری بین قابلیت‌های مدیریت زنجیره تامین و عملکرد کسب و کار (ارزش درک شده توسط مشتری، وفاداری مشتری، عملکرد بازار و عملکرد مالی) وجود دارد.
در پژوهشی که توسط یی و همکاران (2001) با موضوع انعطاف‌پذیری زنجیره تامین در یک محیط نامطمئن انجام شد، هدف ارزیابی این موضوع بوده است که استراتژی‌های انعطاف‌پذیر متناسب با زنجیره تامین نتیجه تغییرات در محیط نامطمئن است. این پژوهش بصورت مطالعه موردی در پنج شرکت فعال در صنایع نساجی چین انجام شد. این پژوهش در نهایت به این نتیجه رسید که یک زنجیره تامین غیر قابل پیش‌بینی نامطمئن می‌تواند نتیجه عوامل متعدد درونی و بیرونی باشد که محیط متغیر یکی از این عوامل تاثیرگذار می‌باشد.
در پژوهشی دیگر که با عنوان “اولویت های رقابتی ساخت و اثر آن بر تولید” توسط نوبل (1997)، صورت گرفت، هدف بررسی انتخاب اولویت‌های رقابتی بر تولید بوده است. این پژوهش بین 561 شرکت مطرح در سطح جهان صورت گرفته است و بنابر این ارزیابی مناسبی از تئوری صورت داده است. این پژوهش به این نتیجه رسیده است که استراتژی‌های انتخاب اولویت‌های رقابتی در شرکت‌های تولیدی با حجم بالای تولید نسبت به شرکت‌های با تولید حجم کم، حاصل رابطه و اثر‌گذاری تعداد بیشتری از عوامل است.

2-6- جمع بندی
این پژوهش نشان دهنده اولین تحقیق تجربی درمورد رابطه بین شرایط محیطی کسب و کار، اولویتهای رقابتی، ساختار زنجیره تامین و عملکرد کسب و کار در شهرک های صنعتی سمنان می باشد. یافته های این مطالعه مفهوم گسترده تر و عمیق تر از مطالعات قبلی است که مبتنی بر تجزیه و تحلیل نظری بوده، و یا در اندازه نمونه کوچکتر یا مطالعات موردی بودهاند. علاوه بر این، از آنجا که یافته ها یک روش مدون و شفاف بوجود آورده است، بنابراین، می توان این مطالعات را به دیگر شرکت ها و بخش های بازار منتقل کرد. همچنین در پژوهش های گذشته اثر همزمان سه متغیر ساختار زنجیره تامین، انتخاب اولویتهای رقابتی و مشخصههای محیطی کسب و کار بر عملکرد لحاظ نشده است که این پژوهش به تاثیرهمسویی بین این متغیرها بر عملکرد پرداخته است.
این مطالعه به منظور بررسی تجربی همسویی بین مشخصههای محیطی کسب و کار، انتخاب اولویت های رقابتی و ساختار زنجیره تامین با عملکرد کسب و کار در شرکت های قطعه ساز خودرو شهرکهای صنعتی سمنان انجام پذیرفته است. به طور خاص، تلاش برای مدرکی دال اینکه آیا هم ترازی و یا تناسب بین شرایط محیط کسب و کار، اولویت های رقابتی و ساختار زنجیره تامین وجود دارد، و اینکه آیا این منجر به عملکرد کسب و کار برتر است، صورت گرفته است.
با توجه به تحقیقات صورت گرفته، سازمان‌ها جهت بقا باید عملکرد خود را مدیریت نمایند و این مدیریت عملکرد با گرفتن بازخورد لازم از محیط درونی و پیرامونی انجام می‌شود. محیط کسب ‌و ‌کار تهدید و فرصت‌هایی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند. بنابراین در انتخاب استراتژیهای شرکت، از جمله انتخاب اولویت‌های رقابتی، محیط نقش تعیین کننده‌ای دارد. همچنین، در طراحی زنجیره تامین توجه سازمانها به زنجیره تامینی است که با استراتژیهای رقابتی و محیط كسب‌ و ‌كارشان تطابق داشته‌ باشد. بر این اساس، تینگ چی و همکاران (2009)، در پژوهشی که بین 509 شرکت صنعت نساجی و پوشاک در ایالات متحده انجام دادند، دریافتند شرکت‌هایی که عملکرد بالا دارند، بین عملکرد کسب و کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین‌‌شان، رابطه وجود دارد، بعبارتی از همسویی استراتژیک برخوردار می‌باشند. همچنین، شرکت‌هایی که عملکرد پایین دارند، بین عملکرد کسب و کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین‌‌شان رابطهای وجود ندارد (عدم وجود همسویی استراتژیک). از این رو، در این پژوهش سعی گردیده، که با اقتباس از این مدل، اثر همسویی استراتژیک بر عملکرد کسب و کار در شرکت‌های قطعه ساز خودرو استان سمنان بررسی شود.
در این پژوهش چهار بعد برای محیط در نظر گرفته شده‌است : تنوع، پیچیدگی، پویایی و بخشندگی؛ که از پژوهش های مینتزبرگ (1979)، دس و برد (1984) استخراج شده است. این موارد اصلی‌ترین ابعاد برای محیط کسب و کار با توجه به تصمیم‌گیری استراتژیک میباشند. ساختار زنجیره تامین شامل سه نوع میباشد: ناب، چابک و ناب-چابک. اولویت‌های رقابتی شامل هزینه، کیفیت، کارایی تحویل (قابلیت اطمینان و سرعت) و انعطاف‌پذیری میباشد.

پژوهش حاضر، در صدد ارائه یک چارچوب مفهومی میباشد، که به‌طور جامع ارتباط همه مولفه‌های ذکر شده را بررسی نماید.

شکل 2-5 – مدل تئوری پژوهش با اقتباس از مدل تینگ چی و همکاران (2009)

این بخش شیوه ارزیابی از مدیران ارشد صنعت قطعه‌سازی شهرکهای صنعتی استان سمنان برای بررسی وجود رابطه بین مشخصه‌های محیطی کسب و کار، اولویتهای رقابتی و ساختار زنجیره تامین با عملکرد کسب و کار را توضیح می‌دهد.
توضیح مختصری از شرکت‌کنندگان مورد هدف، فرآیند توسعه ابزاری، تعریف هریک از ساختارها و مقیاسی که برای محاسبه آنها استفاده شد، در این فصل بیان میشود. توضیح جامعی پیرامون نحوه جمع‌آوری و فرآیند تحلیل داده‌ها نیز بیان شده‌است.
3-1- روش تحقیق
روش تحقيق مجموعهاي از قواعد، ابزار و راه هاي معتبر و نظاممند براي بررسي واقعيت ها، كشف مجهولات و دستيابي به راه حل مشكلات است. با توجه به اينكه هر تحقيق با يك مساله و هدف خاصي آغاز ميشود لذا بر پايه ماهيت مسالههاي مطرح شده و هدفي از تحقيق كه پژوهشگر دنبال ميكند، ميتوان تحقيقات علمي را به سه دسته تحقيقات بنيادي، كاربردي و توسعهاي تفكيك نمود (خاكي، 1386). هدف اصلي اجراي تحقيقات بنيادي توليد دانش بيشتر و درك پديدههايي است كه روي ميدهد. سرانجام، ارائه نظريه ها بر پايهي نتايج تحقيق. سپس اين گونه نظريهها بنيان مطالعه افزون تر درباره پديده ها را تشكيل ميدهند (سكاران،1385). هدف از تحقيق کاربردی به دست آوردن درک يا دانش لازم برای تعيين ابزاری است که به وسيله آن نيازی مشخص و شناخته شده برطرف گردد. در اين نوع تحقيقات هدف کشف دانش تازه‌ای است که کاربرد مشخصی را درباره فرآورده يا فرايندی در واقعيت را دنبال می‌کند. هدف تحقيقات توسعهاي نظريه پردازي يا آزمون نظريه نيست بلكه توسعه محصولات يا فرآيندهاي جديد است (خاكي، 1386).
همچنین تحقیقات علمی را بر اساس چگونگی به دست آوردن دادههای مورد نیاز (طرح تحقیق) میتوان به دو دسته تحقیق توصیفی و تحقیق آزمایشی تقسیم کرد (سرمد و همكاران، 1388). تحقيق توصيفي شامل جمع آوري اطلاعات براي آزمون نظريه ها يا پاسخ به سوالات مربوط به وضعيت فعلي موضوع مطالعه ميباشد(خاكي، 1386). از انواع تحقيقات توصيفي، پيمايشي است كه معمولاً با استفاده از پرسشنامه، مصاحبه، و مشاهده انجام میگیرد و مشخصه ي آن مجموعهاي از داده است كه اغلب براي تعيين نگرش افراد در مورد يك موضوع خاص، تعيين تاثير وقايع بر رفتار افراد و تعيين روابط و تبيين آنها به كار ميرود (خاكي، 1386).
از آنجا که در این پژوهش به بررسی و تجزیه و تحلیل تاثیر همسویی استراتژیک بر عملکرد کسب و کار شرکتها پرداخته میشود لذا این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است و با توجه به اين كه در اين تحقيق با استفاده از ابزار پرسشنامه، سعي ميشود كه ميزان و نوع روابط بين متغيرها، براي پاسخ به مسالهاي علمي در دنياي واقعي مورد بررسي قرار گيرد، لذا اين تحقيق به لحاظ روش انجام كار از نوع پيمايشي- توصیفی ميباشد.
3-2- جامعه آماری
جامعه‌ی آماری به کل گروه افراد، رویدادها و پدیدههای مورد علاقه محقق که قصد بررسی آن‌ها را دارد، اشاره دارد (دانایی‌فرد و همکاران، 1386)؛ اما نمونه، گروهي فرعي يا زير مجموعه‌اي از جامعه است که با بررسي و مطالعه نمونه، محقق ميتواند قادر به استخراج نتايجي شود كه قابل تعميم به جامعه است (دانایی‌فرد و همکاران، 1386).
با توجه به مطالب فوق کلیه شرکت های تولیدی قطعه ساز خودرو واقع در سطح استان سمنان که جمعا 213 شرکت می‌باشند، قلمرو تحقیق حاضر می‌باشد و از آنجا که آگاه‌ترین افراد نسبت به شرکت، مدیران ارشد می‌باشند، لذا پاسخدهندگان مدیران ارشد این شرکت‌ها می‌باشند و بنابر این سطح تحلیل این پژوهش سازمان می‌باشد. همچنین در این پروهش، شرکتها با توجه به عملکرد کسب و کار، به دو طبقه شرکتهای با عملکرد بالا و شرکتهای با عملکرد پایین تقسیم شدهاند و برای هر طبقه بصورت جداگانه، تحلیل صورت گرفته است. شرکت شهرک‌های صنعتی استان سمنان جهت جمع‌آوری داده‌ها به این پژوهش کمک نموده‌است.

3-3- نمونه آماری و روش نمونهگیری
نمونه آماری مجموعه کوچکی از جامعه آماری است که با مطالعه آن محقق قادر است با انتخاب یک استراتژی مناسب، نتیجه را به کل جامعه آماری تعمیم دهد. در این پژوهش از شیوه نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده شده است. برای تعیین حجم نمونه روش‌های مختلفی موجود می‌باشد که جدول جرسی و مورگان (1970) که حداقل تعداد نمونه را در اختیار محقق قرار می‌دهد، یکی از آنهاست. ضمنا حداقل تعداد نمونه با استفاده از نرم افزار G-power مورد محاسبه قرار گرفت. نهایتا تعداد نمونه 130 تعیین گردید.

3-4- روش گردآوری اطلاعات
دادهها میتوانند به شیوههای مختلف، در مکانهای مختلف و از منابع مختلف جمع آوری شوند. مصاحبه، پرسشنامه و مشاهده افراد و پدیدهها، سه شیوه عمده جمع آوری دادهها در پژوهش پیمایشی هستند. از جهت مکانی، دادهها میتوانند به شیوههای مختلف، در محیط طبیعی یا آزمایشگاهی جمع آوری گردند. منابع جمع آوری دادهها نیز میتوانند دست اول یا دست دوم باشند؛ افراد و گروههای برگزیده به منظور بررسی نظرات و عقاید آنها، از جمله منابع دست اول هستند و اسناد و پروندههای سازمانها، نمونهای از منابع دست دوم اند (دانایی فرد و همکاران، 1386). به دلیل اینکه تحقیق حاضر پیمایشی میباشد و در قلمرو مکانی، شرکتهای قطعه ساز خودرو در سطح شهرکهای صنعتی استان سمنان میباشد و به صورت میدانی انجام میگیرد براي جمعآوري دادهها از پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه به دلیل پوشش حجم وسیعی از جامعه، ابزار مناسبی در تحقیقات پیمایشی محسوب میگردد.
پرسشنامه به‌طور گسترده‌ای توسعه داده مقیاس‌هایی میباشند که در ادبیات موجود تست شده و مورد استفاده قرار گرفتهاند. بخش‌های متعددی برای هریک از متغیر‌های مکنون و سازه‌ها جهت ارزیابی تک‌بعدی بودن، پایایی و روایی استفاده شده‌است تا بر دقت ارزیابی افزوده شود (اندرسون و گربینگ، 1988).
در این پژوهش از معیارهای ادراکی استفاده شده‌است. پاسخ‌دهندگان با توجه به خط تولید بخصوص در شرکت خود، به سوالات پاسخ دادند.
به‌طور گسترده‌ای این مساله که محیط درک شده از محیط واقعی مهمتر میباشد، پذیرفته شده‌است (همانند، بورجس، 1980؛ دونکان، 1972؛ وارد و دیگران، 1995). اگر مدیران محیط درک‌شده را نامطمئن قلمداد نمایند، تصمیماتی که اتخاذ می‌کنند نیز مناسب شرایط محیطی نامطمئن میباشد (پگل و کروز، 2004). این پژوهش چنین استدلال میکند که استفاده از معیارهای ادراکی از محیط اجازه آزمون بهتری از رابطه استراتژی شرکت و محیط میدهد.
کتوکیوی و شوردر (2004) بیان نمودند که پایایی و روایی معیارهای ادراکی، رضایت‌بخش میباشد. با توجه به شواهد موجود در ادبیات (همانند آهایر و دریفوس، 2000؛ براون، ویلیامز و پروشیا، 2000؛ وارد و دیگران، 1995)، معیارهای ادراکی را می‌توان به‌عنوان یک متغیر جایگزین در پژوهش‌های با حجم نمونه بزرگ در نظر گرفت، تا زمانی که بررسی دقیق روایی و پایایی انجام پذیرد.
چنین قضاوت‌هایی به معنی پذیرش میزان حداقلی از خطا میباشد. این ریسک یک نگرانی ویژه در زمینه‌هایی همچون رفتار سازمانی دارد، جایی که ادراک افراد ارزیابی میشود. همچنین این نگرانی در زمینه مدیریت زنجیره تامین نیز وجود دارد که داده‌های مورد درخواست کمتر جنبه شخصی دارد(واترز، 1999).
پس از آن‌که سوالات، خط تولید اصلی را مشخص نمود (بخش الف و بخش ب)، پاسخ‌دهندگان به چهار ساختار بیان‌شده پاسخ دادند: مشخصه‌های محیطی کسب و کار، اولویت‌های رقابتی، ساختار زنجیره تامین و عملکرد کسب و کار شرکت (بخش ج تا و). سپس اطلاعات فردی پیرامون شرکت، خط تولید اصلی و پاسخ‌دهنده نیز جمع‌آوری شد(بخش ز).
طیفهای مختلفی برای سنجش وجود دارد همچون طیف بوگاردوس ، طیف لیکرت ، طیف ترستون ، طیف گاتمن و طیف اوسگود . برای سنجش گویههای این تحقیق نیز مقیاس 5 گزینهای لیکرت به کار رفته است. طیف لیکرت به دلیل سادگی درک و کاربرد و نیز به دلیل حوزه وسیع سنجش نگرش، در تحقیقات علوم انسانی و رفتاری، بیشترین کاربرد را دارد و چون در این تحقیق نیز به سنجش نگرش مدیران ارشد شرکتها پرداخته شده از طیف لیکرت استفاده شد.
3-4-1- ابعاد محیط کسب و کار
ماهیت محیط کسب و کار شامل چهار مولفه میباشد: تنوع، پیچیدگی، پویایی و بخشندگی ( بخشندگی به‌صورت خصومت اندازه‌گیری میشود)، که فرض شد فارغ از این‌که شرکت ساختار زنجیره تامین ناب، چابک یا ترکیبی دارد و یا اولویت‌های رقابتی آن چیست، بر آن اثرگذار است.
سوالات این بخش از پژوهش وارد و دیگران (2000) گرفته شده‌است که آلفای کرونباخ بالایی را نشان داده‌است (86/0). مواردی که برای سنجش هریک از ابعاد محیط کسب و کار استفاده شد با استفاده از طیف لیکرت پنج‌تایی ارزیابی شد. جهت ارزیابی تنوع سه سوال، پیچیدگی سه سوال، پویایی پنج سوال و بخشندگی 6 سوال در پرسشنامه در نظر گرفته شد.
3-4-2- ابعاد اولویت‌های رقابتی
مقیاس‌های ارزیابی اولویت های رقابتی بویر(1998) در این پژوهش استفاده شد. برای هریک از ابعاد هزینه، کیفیت، کارایی تحویل و انعطاف پذیری به ترتیب چهار، سه، سه و شش سوال در نظر گرفته شد. هریک از اولویت‌های رقابتی توسط طیف لیکرت پنج‌تایی ارزیابی شد. (1= بی اهمیت، 2= اهمیت کم، 3= اهمیت متوسط، 4= اهمیت زیاد، 5= اهمیت شدید).
3-4-3- ابعاد ساختار زنجیره تامین
مقیاس استفاده‌شده برای ساختار زنجیره تامین از مشخصه‌های عمومی چابک، ناب و ترکیبی زنجیره تامین که توسط کریستوفر و تاویل (2000) بیان شده و همچنین از رویکرد شرکت به زنجیره تامین بر اساس تئوری‌های سازمانی (همانند، چرینگتون و دیگران، 2001؛ مینتزبرگ، 1992)، میباشد. تعداد ده سوال و بصورت یک خط پنج نقطه‌ای جهت ارزیابی ادراک مدیران استفاده شده‌است.
3-4-4- مقیاس ارزیابی عملکرد کسب و کار
مقیاس‌های مهم زیادی در ادبیات برای ارزیابی اثر تصمیمات عملیاتی و استراتژیک بر عملکرد سازمانی وجود دارد (همانند، وارد و دیگران، 1995؛ ونکاتر من، 1990).
با توجه به محدودیت در جمع آوری دادهها پیرامون عملکرد و مشخص نبودن ارزیابی عملکرد به صورت دقیق، این پژوهش ارزیابی عملکرد را در پنج سوال و بر حسب ادراک مخاطب برای محاسبه عملکرد سازمانی استفاده نموده است (طیف پنجتایی لیکرت: 1= به شدت کم، 2= کم تر، 3= تقریبا برابر، 4= بیشتر، 5 = به شدت بیشتر).
پرسشنامهها با مراجعه حضوری به شرکتها و تحویل به مدیریان ارشد، تکمیل شده است و برای اطمینان از رعایت دقت پاسخگو، قبل از دریافت جواب پرسشنامه، در مورد نحوه پاسخگویی به سئوالات، با پاسخگو مصاحبه مختصری انجام شده است. پرسشنامه مزبور در ضميمه 1 آورده شده است.

3-5- روایی و پایایی پرسشنامه
براي آن‌که بتوان به نتايج اندازه‌گيري اطمينان نمود و به عبارت ساده ادعا نمود که داده‌هاي حاصل از اندازه‌گيري قابل اعتماد هستند، اندازه‌گيري بايد داراي دو خصوصيت باشد: اعتبار و پايايي. در اين قسمت به بررسي روايي و پايايي پرسشنامه بكار رفته شده در جمعآوري اطلاعات پرداخته شده است.
3-5-1- روایی
اعتبار يا روايي، معرف درجه‌اي است که يک وسيله مي‌تواند يک متغير را بر اساس تعريف خاصي سنجش کند. سؤالي که در آزمون روايي مطرح مي‌شود اين است که آيا آن‌چه مشاهده و ثبت مي‌شود يا مورد پرسش قرار مي‌گيرد، واقعاً همان هدف اصلي و تعيين شده تحقيق است يا نه؟ (اتسلندر، 1371) به عبارت ديگر مفهوم روايي يا اعتبار به اين سؤال پاسخ ميدهد که ابزار اندازهگيري تا چه حد خصيصه‌ی موردنظر را مي‌سنجد. در این تحقیق روايي محتوا و روايي سازه جهت سنجش روایی ابزار مورد استفاده قرار گرفت. روايي محتوا اطمينان مي‌دهد كه ابزار مورد نظر به تعداد كافي پرسش‌هاي مناسب براي اندازه‌گيري مفهوم مورد سنجش در بردارد. روايي ظاهري يك شاخص حداقل براي روايي محتوا است كه در تحقيق حاضر بر اساس نظرات اساتيد راهنما و مشاور و هم‌چنین تعدادی از خبرگان رشته مدیریت مورد تأييد قرار گرفت (سكاران، 1385). روايي سازه يا ساخت بيان مي‌كند نتايج بدست آمده از كاربرد يك ابزار اندازه‌گيري تا چه حد با نظريه‌هايي كه آزمون بر محور آن‌ها تدوين شده است تناسب دارد (سكاران، 1385). به منظور تعيين روايي سازه، از تحليل عاملي تأییدی استفاده ميشود.تحليل عاملي مي‌تواند به دو صورت اکتشافي و تأييدي انجام شود. اين‌که کدام يک از اين دو روش بايد در تحليل عاملي به کار رود مبتني بر هدف تحليل داده‌ها است. در تحليل عاملي اکتشافي پژوهش‌گر به دنبال بررسي داده‌هاي تجربي به منظور کشف و شناسايي شاخص‌ها و نيز روابط بين آن‌هاست و اين کار را بدون تحميل هر گونه مدل معيني انجام مي‌دهد. به بيان ديگر تحليل اکتشافي علاوه بر آن‌که ارزش تجسسي يا پيشنهادي دارد مي‌تواند ساختارساز، مدل‌ساز يا فرضيه‌ساز باشد (هومن1387). تحليل عاملي تأييدي به واقع بسط تحليل عاملي معمولي است، که در آن فرضيههاي معيني درباره ساختار بارهاي عاملي و همبستگيهاي متقابل بين متغيرها، مورد آزمون قرار ميگيرد. تحليل عاملي تأييدي براي تحقيق حاضر توسط نرم‌افزار AMOS انجام شد. نتایج تحلیل عاملی مرحله اول و دوم نشان داد که وزن رگرسیونی متغییرها در پیش بینی تعدادی ابعاد و گویه ها در سطح اطمینان 95/0 دارای تفاوت معنا‌دار با صفر نیست. بنابراین، تعدادی از ابعاد و گویه ها از فرآیند تجزیه و تحلیل کنار گذاشته شدند. مبنای معناداری گویه‌ها و ابعاد این است که سطح معناداری برای آن‌ها زیر 05/0 باشد. در فصل چهارم تحقيق، به تشريح نتايج تحليل عاملي تأييدي انجام شده پرداخته خواهد شد.
3-5-2- پایایی
قابليت اعتماد يا پايايي يکي از ويژگيهاي فني ابزار اندازهگيري و جمع‌آوري داده‌ها است. يک فرايند اندازه‌گيري و ابزار مربوط به آن، زماني پاياست که در صورت تکرار اندازه‌گيري هميشه همان نتايج و مقادير به‌دست آيد (اتسلندر1371). به عبارتی پايايي با اين امر سر و كار دارد كه ابزار اندازه‌گيري در شرايط يكسان تا چه اندازه نتايج يكساني به دست مي‌دهد. به‌عبارت ديگر، «همبستگي ميان يك مجموعه از نمرات و مجموعه ديگري از نمرات در يك آزمون معادل كه به‌صورت مستقل بر يك گروه آزمودني به‌دست آمده‌است» چقدر است. اگر ابزار اندازه‌گيري را در يك فاصله زماني كوتاه چندين بار به يك گروه واحدي از افراد بدهيم نتايج حاصل نزديك به هم باشد. براي اندازه‌گيري پايايي شاخصي به نام ضريب پايايي استفاده مي‌شود. ضریب آلفای کرونباخ یکی از رایج‌ترین ابزارها برای محاسبه پایایی میباشد( کرونباخ، 1951). فلاین (1990) ضریب آلفای کرونباخ را برای پژوهش‌های تجربی عملیاتی توصیه نمود. علاوه بر این، پایایی ساختار یک روش معروف دیگر برای آزمودن پایایی است (فورنل و لکر، 1981).
به طور معمول، ضریب آلفای کرونباخ 7/0 و بالاتر کفایت‌کننده در نظر گرفته میشود (کرونباخ، 1951). ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﺳﺘﺪلاﻝ نونالی(1978)، ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺎﻳﺎ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﻳﻚ ﺍﺑﺰﺍﺭ، ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻣﻘﺪﺍﺭ 7/0 ﺑﺮﺍﻱ ﺿﺮﻳﺐ ﺁﻟﻔﺎ لاﺯﻡ ﺍﺳﺖ ، ﻟﺬﺍ می‌توان ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻃﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺷﻴﻮﻩ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﮔﻮﻳﻪﻫﺎ، ﭘﺎﻳﺎ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻛﺮﺩ.
در تحقيق حاضر آزمون پايايي توسط نرم‌افزار SPSS انجام شد که مقادار آن برای تمامی متغیرها و ابعاد بالای 7/0 بدست آمد. با توجه به اين‌که براي پژوهش‌هاي علوم انساني ضريب آلفاي بالاتر از7/0 قابل قبول است ميتوان نتيجه گرفت که پايايي پرسشنامه تحقيق خوب است. نتايج بررسی پایایی به تفصيل در فصل چهارم ارائه گرديده است.
3-6- روش تجزیه و تحلیل‌
مقصود اصلی از تحلیل، یعنی تنظیم و خلاصه کردن دادهها به صورت اطلاعاتی روشن، خوانا، مستدل و تفسیرپذیر است، به‌گونه‌ای که بتوان روابط موجود در مسایل پژوهش را کشف و بررسی کرده و آن‌ها را آزمود. تفسیر بر پایه‌ی یافتهها و نتایج حاصل از تحلیل درباره‌ی روابط مورد مطالعه، استنباط به عمل میآورد و درباره‌ی روابط، نتیجه‌گیری میکند. تفسیر مقصود تحلیل است (هومن، 1386).
3-6-1- مدل‌يابي معادلات ساختاري
در مطالعات حوزه علوم انسانی و اجتماعی، تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش طبق فرآیندی با قالب کلی مشخص و یکسان صورت می‌پذیرد که تا کنون روش‌های تحلیل آماری متعددی در ارتباط با آن معرفی شده‌است. در این میان، مدل‌سازی معادلات ساختاری که در اواخر دهه شصت میلادی معرفی شد، ابزاری در دست محققین جهت بررسی ارتباطات میان چندین متغیر در یک مدل فراهم می‌ساخت. قدرت این تکنیک در توسعه نظریه‌ها باعث کاربرد وسیع آن در علوم مختلف از قبیل بازاریابی، مدیریت منابع انسانی، مدیریت استراتژیک و سیستم‌های اطلاعاتی شده است که براساس آن، محقق در فصل چهارم پژوهش به آزمون مدل فرض اهتمام ورزیده است.
یکی از مهم‌ترین دلایل استفاده زیاد پژوهشگران از مدلسازی معادلات ساختاری، قابلیت آزمودن تئوری‌ها در قالب معادلات میان متغیرهاست. دلیل دیگر لحاظ نمودن خطای اندازه‌گیری توسط این روش است که به محقق اجازه می‌دهد تا تجزیه و تحلیل داده‌های خود را با احتساب خطای اندازه‌گیری گزارش دهد. مدل‌های مرسوم در مدل‌سازی معادلات ساختاری درواقع متشکل از دو بخش هستند. مدل اندازه‌گیری که چگونگی توضیح و تبیین متغیرهای پنهان توسط متغیرهای آشکار (سوالات) مربوطه را بررسی می‌نماید و مدل ساختاری که نشان می‌دهد چگونه متغیرهای پنهان در پیوند با یکدیگر قرار گرفته‌اند. استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مزایای زیادی دارد که پنج مورد از مهمترین آنها عبارتند از: الف) تخمین روابط چندگانه، ب) قابلیت سنجش متغیرهای پنهان (مفاهیم مشاهده نشده)، ج) محاسبه خطای اندازه‌گیری، د) قابلیت بررسی تأثیر هم خطی، ه) آزمون روابط جعلی و غیرواقعی(داوری و رضازاده، 1392).
نقطه ‌ضعف بسیار مهم آزمون فرضیه در روش‌های آماری کلاسیک مانند تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون خطی، چشم‌پوشی از خطاهای اندازه‌گیری متغیرهای مکنون است که در الگوی مدل‌یابی معادله‌ی ساختاری، این مهم لحاظ می‌شود. به بیان دیگر، از نظر روش‌شناختی، انتظار آن می‌رود که برآورد پارامتر بتای استانداردشده در حالتی‌که خطاهای اندازه‌گیری متغیرهای مکنون نیز لحاظ شود، نتایج واقعی‌تری به‌دست دهد (قاسمی، 1389). به‌زعم تاناکا و همکارانش (1990)، به‌جای این‌که محققان تناسب یک مدل معین با داده‌ها را به‌طور ساده آزمون کنند می‌بایست بر ارزیابی‌های مقایسه‌ای مدل‌های چندگانه تأکید داشته باشند. درحالی‌که میانجی‌گری و تعدیل‌گری می‌تواند ازطریق مدل‌های رگرسیونی مورد آزمون قرار گیرد، استفاده از متغیرهای مکنون در الگوی مدل‌یابی معادله‌ی ساختاری، پسندیده‌تر است (ویلیامز ، 1995).
قسمت تابع ساختاری یا تحلیل مسیر، روابط مفروض بین متغیرهای مکنون را به نمایش می‌گذارد. در مدل‌یابی معادله‌ی ساختاری، سلسله‌مراتبی علّی مطرح می‌شود که در آن، یک متغیر ممکن است علت احتمالی متغیرهای دیگر باشد، اما به‌طور قطع، معلول آن‌ها نیست. به بیان دیگر، ترتیب متغیرها به‌گونه‌ای است که متغیری در بالای سلسله‌مراتب، ممکن است علت متغیر مرتبه‌ی پایین‌تر از خود باشد، اما بعید است که متغیر پایین‌تر، متغیر بالاسری خود را علت باشد. در روش‌شناسی معادله‌ی ساختاری، دو دسته ضرایب مختلف بین متغیرهای مکنون برآورد می‌شوند که عبارتند از:
الف) ضریب گاما (γ)؛ که معرف ضریب رگرسیونی بین یک متغیر مکنون برون‌زا و یک متغیر مکنون درون‌زا است.
ب) ضریب بتا (β)؛ که معرف ضریب رگرسیونی بین یک متغیر مکنون درون‌زا و یک متغیر مکنون درون‌زای دیگر است.
بنابراین با توجه به مزیت های گفته شده، در این تحقیق از این تکنیک جهت آزمون فرضیات استفاده شد.
3-6-1- 1- نرم افزار مورد استفاده
برای تحلیل مدلهای معادلات ساختاری نرم افزارهای مختلفی مانند پی ال اس ، آموس و لیزرل معرفی شده است که هرکدام ویژگیها و کاربردهای خاص خود را دارند. لیزرل اولین و یکی از متداول‌ترین روشها برای این منظور میباشد و اولین بار توسط جورسکاج در سال 1973 معرفی شده است. لیزرل از روش درست‌نمایی ماکزیمم (ام ال ای) و براساس بیشینه‌سازی کواریانس به برازش مدل می‌پردازد در حالی که این روش مستلزم چندین شرط و فرضیه زیربنایی از جمله نرمال بودن می‌باشد و این شروط نیز نیازمند حجم نمونه نسبتاً بالایی می‌باشد (در حدود 10 الی 15 پرسش‌نامه به ازای هر سؤال پرسش‌نامه). نرم افزار اموس نیز یکی از نرم افزارهای آماری مناسب برای تحلیل داده‌های پایان نامه مدیریت و علوم انسانی است. در مقایسه با سایر نرم افزارها، آموس فراتر از توانمندی های معمول نرم افزارهای مدل سازی رفته و به عنوان مثال به خوبی می تواند بر اساس جدیدترین روش های آماری در مورد نحوه برخورد با داده های مفقود شده به جایگزینی آنها دست زند. نگارش جدید آموس نه تنها کلیه ویژگی های نرم افزارهایی نظیر لیزرل را داراست بلکه خصایص منحصر به فردی دارد که آن را از سایر نرم افزارهای مدل سازی متمایز ساخته است.
آموس مدل ترسیم شده در صفحه میانجی را به عنوان مدل مدل می پذیرد و خروجی های آن به خوبی و با کیفیت بالا قابل انتقال به سایر برنامه های تحت ویندوز است. کاربر این امکان را دارد که با تغییر قلم ها، رنگ ها، ضخامت پیکان ها، اندازه پارامترها و مکان قرار گرفتن آنها مدل مدون را به زیباترین شکل و مطابق با سلیقه خود درآورد. یکی از مهم ترین خصایص این نرم افزار در ویرایش جدید این است که با استفاده از روش بیزی می تواند به برآورد پارامترها در مدل هایی بپردازد که متغیرهای حاضر در آن ها از نوع مقوله ای رتبه ای یا اسمی هستند. خصیصه ای که در نگارش اولیه این این نرم افزار وجود نداشت.
از دیگر ویژگی های این نرم افزار عبارتند از:
امکان مدیریت داده ها به اشکال مختلف را داراست و به خوبی می تواند داده ها را در قالب های مختلف چه به شکل خام و چه به شکل ماتریس های واریانس- کوواریانس یا همبستگی از سایر نرم افزارها فراخواند.
توانایی مدیریت داده های چند گروهی است به نحوی که می توان مدل ها را برای نمونه های مختلف مورد آزمون قرار داد و نتایج را به سادگی با یکدیگر مقایسه کرد.
به خوبی از توانایی وارسی نرمال بودن تک متغیره و چند متغیره برخوردار است
می تواند به خوبی با داده های پرت رفتار کند.
امکان برآورد پارامترها با روشهای مختلف را داراست که از جمله آنها می توان به حداکثر درست نمایی، حداقل مربعات تعمیم یافته، حداقل مربعات غیر وزنی و حداقل مربعات غیر وابسته به مقیاس اشاره کرد.
در این نرم افزار همچنین امکان استفاده از روش خودگردان سازی برای برآورد اعتبار پارامترهای برآورد شده، مقایسه مدل های مختلف با داده های یکسان و مقایسه روش های مختلف برآورد برای انتخاب بهترین آنها در یک موقعیت خاص پژوهشی وجود دارد.
علاوه بر موارد ذکر شده زیبایی و جذابیت این نرم افزار به علاوه وجود یک جعبه ابزار متنوع و کاربردی را باید به خصایص ذکر شده افزود.
3-6-1-2- شاخص های برازش در آموس
مهم‌ترین مرحله در تجزیه و تحلیل آماری در SEM ارزیابی برازش مدل دادهها است. پیش از انجام هرگونه بررسی روابط علّی میان سازهها، لازم است برازش مدل به دادهها تأیید گردد. نکته حائز اهمیت آن است که مدل‌های SEM را هرگز نمیتوان به گونه‌ی مطلق پذیرفت، تنها میتوان آن‌ها را ردّ نکرد. این مسأله موجب میشود که پژوهش‌گران، یک مدل خاص را به گونهای موقتی بپذیرند، زیرا اذعان دارند که در بیش‌تر موارد، مدلهای هم‌ارز و معادلی وجود دارد که به همان اندازه مدلی که به گونه‌ی موقت پذیرفتهاند، با دادهها برازش دارد.سؤال «دادههای گردآوری شده تا چه حد حمایت‌کننده مدلی است که به لحاظ نظری تدوین شده است؟»، سؤال کلیدی موضوع برازش دادهها به مدل را تشکیل میدهد، هرچند در روشهای آماری سنتی محقق اغلب با یک معیار منفرد برای تصمیم درباره ردّ یا تأیید فرضیه صفر مواجه است. در مدلسازی معادله ساختاری چنین معیار منفردی وجود ندارد تا تنها و تنها بر مبنای آن معیار، تصمیم بگیرد که آیا مدل نظری خود را به لحاظ علمی قابل قبول تلقی کند یا خیر (قاسمی، 1389) با آن‌که انواع گوناگون آزمونها که به گونه‌ی کلی شاخصهای برازندگی نامیده می‌شوند، پیوسته در حال مقایسه، توسعه و تکامل می باشند، اما هنوز درباره‌ی حتی یک آزمون بهینه نیز توافق همگانی وجود ندارد. نتیجه آن است که مقالههای مختلف، شاخصهای مختلفی را ارائه کردهاند و حتی نگارشهای مشهور برنامههای مدلیابی معادلات ساختاری مانند نرم افزارهای EQS، Amos وLisrel نیز تعداد زیادی از شاخصهای برازندگی به دست میدهند (هومن1386). این شاخصها به شیوههای مختلفی طبقهبندی شدهاند که یکی از عمدهترین آن‌ها طبقهبندی به صورت مطلق ، تطبیقی و مقتصد میباشد (قاسمی1389). شاخص‌های برازش مطلق شاخصهایی هستند که بر مبنای تفاوت واریانسها و کوواریانسهای مشاهده شده از یک طرف و واریانس ها و کوواریانسهای پیشبینیشده بر مبنای مدل تدوین شده از طرف دیگر قرار دارند. شاخصهای برازش تطبیقی درواقع گامی در جهت تکمیل شاخصهای برازش مطلق محسوب میشوند. به این ترتیب که با مبنا قرار دادن یک یا چند مدل، مدل نظری تدوین شده تحت آزمون را با آن مقایسه و نشان میدهد که آیا به لحاظ آماری قابل قبول تلقی میشود، ضعیفتر است و یا این‌که تفاوتی با آن ندارد. شاخص‌های برازش مقتصد گروه دیگری از شاخصها هستند که مبنای اصلی در این گروه از شاخصهای برازش آن است که به ازای هر پارامتر که به مدل افزوده میشود این شاخصها جریمه میشوند. با توجه به نرم افزار مورد استفاده در این تحقیق (Amos) شاخصهایی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است، عبارتند از:
کای اسکوئر یا خی دو (χ2): یکی از شاخصهای مطلق می باشد که میتوان آن را به عنوان عمومی‌ترین و پرکاربردترین شاخص برازش در مدل‌سازی معادله ساختاری تلقی کرد.مبنای محاسبه مقدار کای اسکوئر تفاوتی است که بین دو ماتریس وجود دارد: ماتریس واریانس-کوواریانس تولید شده و ماتریس واریانس-کوواریانس باز تولید شده بر مبنای پارامترهای برآوردشده در مدل تدوین شده. کمیت کای اسکوئر بسیار به حجم نمونه وابسته می‌باشد و نمونه‌ی بزرگ کمیت کای دو را بیش از آن‌چه که بتوان آن را به غلط بودن مدل نسبت داد، افزایش می دهد.
ریشه‌ی دوم میانگین مربعات باقیمانده یا RMR: این شاخص یکی از شاخصهای برازش مطلق است، حداقل مقدار برای این شاخص صفر است. هرچه RMR برای مدل مورد آزمون نزدیک‌تر به صفر باشد، مدل مذکور برازش بهتری دارد.
شاخص نیکویی برازش یا GFI: این شاخص، مقدار نسبی واریانسها و کوواریانسها را به گونه‌ی مشترک از طریق مدل، ارزیابی میکند. دامنه‌ی تغییرات آن بین صفر و یک میباشد. مقدار قابل قبول برای آن باید بزرگ‌تر از8،0 میباشد.
شاخص برازش تطبیقی یا CFI: یکی از شاخصهای تطبیقی است. این شاخص بر مبنای همبستگی بین متغیرهای حاضر در مدل قرار دارد به نحوی که ضرائب بالای همبستگی بین آن‌ها به مقادیر بالای شاخص برازش تطبیقی میانجامد.
ریشه‌ي میانگین مربعات خطای برآورد یا RMSEA: یکی از شاخصهای مقتصد است و همانند RMR این شاخص نیز بر مبنای تحلیل ماتریس باقیمانده قرار دارد. بر خلاف بسیاری از شاخص‌های برازش دیگر در سازی که تنها دارای برآورد نقطه‌ای هستند این شاخص برای فواصل اطمینان مختلف نیز قابل محاسبه است. مدلهای قابل قبول دارای مقدار 08،0 یا کوچک‌تر برای این شاخص هستند. برازش مدل‌هایی که دارای مقادیر بالاتر از 1،0 هستند ضعیف برآورد می شود.
کای اسکوئر بهنجار یا نسبی: یکی از شاخصهای عمومی برای به‌حساب آوردن پارامترهای آزاد در محاسبه شاخص برازش، کای اسکوئر بهنجار یا نسبی است که از تقسیم ساده مقدار کای اسکوئر بر درجه آزادی مدل محاسبه می‌شود و با برچسب CMIN،DF گزارش میشود. دیدگاهها برای مقدار قابل قبول‌بودن این شاخص متفاوت است. مقادیر بین 1 تا 3، 1 تا 5، 2 تا 3، 1 تا 2 را قابل قبول میدانند.

3-6-2- آزمون نرمال بودن دادهها
برای انتخاب آزمون درست برای تحلیل فرضیهها، ابتدا باید از توزیع آماری متغیری که مورد آزمون قرار می‌گیرد، اطمینان حاصل کرد. برای نمونه، پیش‌نیاز انجام آزمون‌های پارامتری، نرمال‌بودن توزیع آماری متغیرهاست. به طور کلی می‌توان گفت که آزمون‌های پارامتری، عموما بر میانگین و انحراف معیار استوارند. حال اگر توزیع جامعه نرمال نباشد، نمی‌توان استنباط درست از نتایج داشت. نتایج آزمونها نشان از نرمال بودن داده ها دارد.. در فصل چهارم به طور مفصل نتایج این بررسی تشریح شده است.

3-6-3- ضریب همبستگی
شدت وابستگی دو متغیر به هم را هم‌بستگی گویند. که معمولا آن را با ضریبی بین -۱ تا +۱ بیان می‌دارند. اگر ضریب هم‌بستگی بین دو متغیر بیش‌تر از صفر باشد، آن‌ها با هم رابطه‌ مثبت دارند. حال اگر ضریب هم‌بستگی بین آن‌ها از صفر کم‌تر باشد، رابطه بین آن‌ها منفی است. لازم به ذکر است که اگر نمونه‌گیری صورت پذیرفته باشد، ضریب هم‌بستگی باید از لحاظ آماری، معنی‌دار باشد. هم‌چنین، هم‌بستگی رابطه‌ی علت و معلولی نیست و تنها بیان‌گر شدت وابستگی دو متغیر به یکدیگر است.
آزمون‌های هم‌بستگی اسپیرمن و پیرسون، پرکاربردترین آزمون در پژوهش‌های علوم انسانی‌اند و از آن‌جا که در بیش‌تر پژوهش‌ها برای طیف‌های پرسش‌نامه فواصل مساوی در نظر گرفته می‌شود، متغیرهای اسمی و رتبه‌ای، به متغیرهای فاصله‌ای و نسبتی تبدیل می‌شوند و برای تحلیل رابطه‌ها، از این دو ضریب استفاده می‌شود. اگر توزیع نرمال باشد، از آزمون پارامتری پیرسون ودر غیر این‌صورت از آزمون اسپیرمن استفاده می‌شود.

داده‌ها و اطلاعات جمع‌آوري شده، منابعي خام هستند كه بايد با وسايل مناسب تجزيه و تحليل و تشريح شده تا بتوانند بار كاربردي اطلاعاتي خود را منتقل نمايند. در تحقيقي از اين دست، مناسب‌ترين وسيله براي تجزيه و تحليل اطلاعات و داده‌هاي به‌دست آمده، تحليل هاي آماري هستند. با تحليل هاي آماري ما رابطه بين متغيرهاي مختلف را پيدا كرده و در نهايت به پاسخ سؤال‌هاي مورد نظر خود خواهيم رسيد (حسن زاده ،1382).
در این فصل پس از جمع آوری و تلخیص داده ها با استفاده از نرم افزارهایAmos 8.5 و Spss 16 از طریق شاخص های توصیفی و آمار استنباطی به تجزیه تحلیل داده ها می پردازیم.
در بخش نخست، داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، توصیف و سپس به منظور ایجاد مدل اندازه گیری برازنده و قابل قبول، تحلیل عامل تاییدی با استفاده از نرم افزار اموس، در مورد کلیه عوامل نهفته متغیرهای تحقیق انجام می گیرد. در ادامه پس از بررسی نرمال بودن توزیع آماری با استفاده از SPSS همبستگی میان متغیرهای مستقل و وابسته مورد بررسی قرار می گیرند. در پایان با استفاده از تحلیل مسیر، روابط علی بین فرضیه های تحقیق مورد آزمون قرار می گیرند.

4-1- مشخصات پاسخ دهندگان و جامعه آماری
مشخصات پاسخ دهندگان به پرسشنامه این پژوهش، در جدول های 4-1 الی 4-10 به صورت خلاصه بیان شده است. این جداول بیانگر آن است که اکثر پاسخ دهندگان مالک، مدیر عامل و معاون بوده اند. این مطلب بیانگر آن است که اکثر پاسخ دهندگان از مدیران ارشد شرکت ها بودهاند و بنابر این آگاهی لازم و کافی برای پاسخ به سوالات پرسشنامه را داشتهاند.

جدول 4-1- عنوان پاسخ‌دهندگان
طبقه بندی فراوانی درصد
مالک/ مدیرعامل شرکت
معاون
سایر
بی پاسخ 55
48
14
13 42
37
11
10
مجموع 130 100

شکل 4-1- عنوان پاسخ‌دهندگان

جدول 4-2 بیانگر آن است که شرکتها عمده فعالیت کسب و کار خود را در چه کاری میدانند. اکثر شرکتهای نمونه آماری پژوهش، تولید کننده بوده و تمرکز بیشتری بر تولید دارند. 103 شرکت خود را به عنوان تولیدکننده معرفی نمودند. همچنین 14 شرکت خود را به عنوان تبدیل کننده، 17 شرکت به عنوان توزیع کننده و 6 شرکت به سایر عناوین (نظیر اجاره دهنده و …) معرفی نمودند.

جدول 4-2- مشخصات کسب و کار پاسخ‌دهندگان
مشخصات کسب و کار فراوانی درصد
تولیدکننده
تبدیل کننده
توزیع‌کننده
غیره(مانند اجاره، فروش) 103
14
17
6 74
10
12
4
مجموع 140* 100
** 5 شرکت خود را هم تولید کننده و هم تبدیل کننده، 5 شرکت خود را هم تولیدکننده و هم توزیع کننده و 6 شرکت هم خود را تولید کننده و هم غیره معرفی نمودند.
جدول4-3 نشان دهنده تعداد مراحل اصلی پردازش و وضعیت یکپارچگی در شرکتهای مورد پرسش این پژوهش میباشد. 60% پاسخ دهندگان تنها یک فرایند اصلی در شرکت خود دارند. برای شرکتهایی که تعداد فرایندهای آنان 2 و یا بیشتر میباشد، 12% غیر یکپارچه، 8% نیمه یکپارچه و 13% کاملا یکپارچه میباشند و 2% شرکت های شامل دو فرایند و بیشتر به این سوال پاسخ ندادهاند. همچنین 8% پاسخ دهندگان، به این سوال پاسخ ندادهاند.
جدول 4-3- تعداد مراحل اصلی پردازش و وضعیت یک‌پارچگی
تعداد مراحل اصلی پردازش تعداد شرکت وضعیت یک‌پارچگی فراوانی درصد
یک 79 غیر یک‌پارچه 79 60
دو و بیشتر 41 غیر یک‌پارچه 15 12

نیمه یک‌پارچه 11 8

کاملاً یک‌پارچه 13 10

بی پاسخ 2 2
بی پاسخ 10 بی پاسخ 10 8
مجموع
202 100

جدول4-4 فعالیت های مرتبط با خدمات اصلی شرکت را نشان میدهد. همانگونه که در جدول مشخص میباشد، اکثر شرکت ها بیش از یک فعالیت داشتهاند. تعداد 112 شرکت پژوهش و توسعه، 106 شرکت طراحی محصول، 91 شرکت پشتیبانی فنی و خدمات و 84 شرکت توزیع را مرتبط با خدمات اصلی شرکت خود معرفی نمودهاند. همچنین 8 شرکت به این پرسش پاسخ ندادهاند.
جدول 4-4- فعالیت‌های مرتبط با سرویس اصلی
فعالیت‌های مرتبط با خدمت اصلی تعداد شرکت
پژوهش و توسعه 112
طراحی محصول 106
پشتیبانی فنی و خدمات 91
توزیع 84
بی پاسخ 8
مجموع 544*
*اکثر شرکت‌ها بیش از یک فعالیت داشته اند.
جدول 4-5 بیانگر آن است که اکثر شرکتهای نمونه این پژوهش از نظر تعداد کارکنان ، کوچک و یا متوسط هستند. 74% شرکتها تعداد کارکنان کمتر از 50 نفر، 13% 51 از تا 150 نفر، 2% از 151 تا 250 نفر، 1% بیشتر از 250 نفر کارمند دارند. همچنین 10% شرکتها به این پرسش پاسخ ندادهاند.
جدول 4-5- تعداد کارکنان در شرکت (تعداد و درصد)
تعداد فراوانی درصد
کمتر از 50 96 74
51-150 18 13
151-250 2 2
بیش‌تر از 250 1 1
بیپاسخ 13 10
مجموع 130 100

جدول 4-6 نشان دهنده سن شرکتهای پاسخ دهنده میباشد. 10% شرکتهای پاسخ دهنده کمتر از پنج سال، 48% بین 5 تا 10 سال، 30% بین 11 تا 15، 7% بین 16 تا 25 و 5% بیشتر از 25 سال عمر فعالیت دارند.
جدول4-6- عمر فعالیت شرکت‌های پاسخ‌دهنده
سال فراوانی درصد
کم‌تر از 5 13 10
10-5 62 48
15-11 39 30
25-15 9 7
بیش‌تر از 25 7 5
مجموع 130 100

شکل4-2- عمر فعالیت شرکت‌های پاسخ‌دهنده

جدول 4-7 بیانگر موقعیت کلی شرکتها در بازار اصلی خود بر اساس نظر پاسخ دهندگان میباشد. 1% شرکتها خود را رهبر بازار، 35% خود را بازیگر برتر، 60% خود را غیره معرفی نمودند. 18% پاسخ دهندگان هم به این پرسش پاسخی ندادند.
جدول 4-7- موقعیت کلی شرکت‌ها در بازارهای اصلی خود
موقعیت فراوانی درصد
رهبر بازار 2 1
بازیگر برتر (5تای اول) 45 35
غیره 60 46
بی پاسخ 23 18
مجموع 130 100

جدول 4-8 بیانگر تعداد رقبای اصلی شرکتهای پاسخ دهنده میباشد. هیچ شرکتی خود را بی رقیب نمیداند. همچنین 2% شرکتها تنها یک رقیب، 50% بین 2 تا پنج رقیب، 14% بین 6 تا 10 رقیب، 9% بین 11 تا 20 رقیب و 8% بیشتر از 20 رقیب دارند. همچنین 17% پاسخ دهندگان به این پرسش پاسخ ندادهاند.
جدول 4-8- تعداد رقبای کاری اصلی
تعداد فراوانی درصد
صفر 0 0
1 3 2
2-5 65 50
6-10 18 14
11-20 12 9
بیش از 20 10 8
بی پاسخ 22 17
مجموع 130 100

جدول 4-9 تعداد تامین کنندگان اصلی شرکتها را نشان میدهد. 4% شرکت ها تنها یک تامین کننده، 52% بین 2 تا 5 تامین کننده، 17% بین 6 تا 10 تامین کننده، 10% بین 11 تا 20 تامین کننده و 12% بیش از 20 تامین کننده دارند. همچنین 5% پاسخ دهندگان به این پرسش پاسخ ندادند.
جدول 4-9- تعداد تامین‌کنندگان
تعداد فراوانی درصد
1 5 4
2-5 68 52
6-10 22 17
11-20 13 10
بیش از 20 15 12
بی پاسخ 7 5
مجموع 130 100

جدول 4-10 بیانگر تعداد مشتریان اصلی شرکتهای پاسخ دهنده میباشد که عمده محصولات تولیدی شرکتها به این مشتریان فروخته میشود. 27% شرکتها تنها یک مشتری، 51% بین 2 تا 5 مشتری، 11% بین 6 تا 10 مشتری، 3% بین 11 تا 20 مشتری و 5% بیش از 20 مشتری دارند. همچنین 3% پاسخ دهندگان به این پرسش پاسخ ندادند.
جدول 4-10- تعداد مشتریان
تعداد فراوانی درصد
1 35 27
2-5 66 51
6-10 14 11
11-20 4 3
بیش از 20 7 5
بی پاسخ 4 3
مجموع 130 100
4-1-1- آمار توصیفی سوالات
آمار توصیفی تمام متغیرهای مشاده شده پژوهش به صورت خلاصه در جدول 4-11 آورده شده است. که به ترتیب این متغیرها تنوع محیطی(3 متغیر مشاهده شده، Q1-Q3)، پیچیدگی محیطی(3 متغیر مشاهده شده، Q4-Q6)، پویایی محیطی(5 متغیر مشاهده شده، Q7-Q11)، بخشندگی محیطی(6 متغیر مشاهده شده، Q12-Q17)، هزینه(4 متغیر مشاهده شده، Q18-Q21)، کیفیت(3 متغیر مشاهده شده، Q22-Q24)، عملکرد تحویل(3 متغیر مشاهده شده، Q25-Q27)، انعطاف پذیری(6 متغیر مشاهده شده، Q28-Q33)، ساختار زنجیره تامین(10 متغیر مشاهده شده، Q34-Q43) و عملکرد کسب و کار(5 متغیر مشاهده شده، Q44-Q48) میباشند. آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار، کمینه، میانه و بیشینه میباشد. میانگین این متغیرهای مشاده شده به میانه نزدیک میباشد. همچنین چولگی و کشیدگی از میزان خطای استاندارد کمتر میباشند. بنابراین، توزیع متغیرهای مشاده شده تقریبا نرمال درنظر گرفته میشود.
در این پژوهش، متغیرهای مشاده شده برای هر چهار ساختار مکنون طبق طیف 5 گزینه این لیکرت ارزیابی شدهاند. برای مشخصههای محیطی کسب و کار ، نمره کم (1) بیانگر سطح بسیار پایین تنوع، پیچیدگی، پویایی و بخشندگی میباشد. درحالیکه نمره متوسط و زیاد(5)، بانگر سطح متوسط و بسیار بالای تنوع، پیچیدگی، پویایی و بخشندگی میباشد. در اولویت های رقابتی ، نمرات از بی اهمیت یا اهمیت کم به هزینه، کیفیت، عملکرد تحویل و انعطاف پذیری شروع شده و به اهمیت بسیار در نمرات بالا (5) رسیده است. برای ساختار زنجیره تامین کمترین نمرات بیان کننده ساختار زنجیره تامین ناب، نمرات متوسط بیانگر ساختار زنجیره تامین ترکیبی و نمرات بالا نشان دهنده ساختار زنجیره تامین چابک میباشد. نهایتا برای عملکرد کسب و کار ، سهم بازار، رشد فروش، حاشیه سود، بازگشت سرمایه و بازگشت دارایی مورد پرسش قرار گرفته است.

جدول 4-11- آمار توصیفی متغیرهای مشاهده شده
پرسش میانگین انحراف معیار حداقل متوسط حداکثر پرسش میانگین انحراف معیار حداقل متوسط حداکثر
Q1 92/2 03/1 1 3 5 Q25 66/3 81/0 2 4 5
Q2 01/2 05/1 1 2 5 Q26 04/4 82/0 2 4 5
Q3 94/2 88/0 1 3 5 Q27 46/3 75/0 2 3 5
Q4 45/3 91/0 1 3 5 Q28 32/3 83/0 1 3 5
Q5 11/3 86/0 1 3 5 Q29 21/3 82/0 1 3 5
Q6 31/3 86/0 1 3 5 Q30 36/3 84/0 1 3 5
Q7 96/2 94/0 1 3 5 Q31 45/3 88/0 1 3 5
Q8 07/3 84/0 1 3 5 Q32 52/3 89/0 1 4 5
Q9 11/3 86/0 1 3 5 Q33 30/3 84/0 1 3 5
Q10 27/3 88/0 1 3 5 Q34 93/2 94/0 1 3 5
Q11 98/2 70/0 1 3 4 Q35 01/3 82/0 1 3 5
Q12 79/3 72/0 1 4 5 Q36 65/2 95/0 1 3 5
Q13 97/2 73/0 1 3 5 Q37 50/3 84/0 1 4 5
Q14 97/3 67/0 2 4 5 Q38 50/3 85/0 1 4 5
Q15 94/3 76/0 2 4 5 Q39 29/3 90/0 1 3 5
Q16 75/3 78/0 2 4 5 Q40 19/3 87/0 1 3 5
Q17 16/3 98/0 1 3 5 Q41 21/3 94/0 1 3 5
Q18 00/4 74/0 2 4 5 Q42 06/3 93/0 1 3 5
Q19 82/3 63/0 2 4 5 Q43 12/3 88/0 1 3 5
Q20 72/3 71/0 2 4 5 Q44 10/3 85/0 1 3 5
Q21 40/3 88/0 1 3 5 Q45 24/3 74/0 1 3 5
Q22 81/3 82/0 1 4 5 Q46 11/3 70/0 1 3 5
Q23 37/4 63/0 2 4 5 Q47 10/3 69/0 1 3 5
Q24 10/4 66/0 2 4 5 Q48 13/3 73/0 1 3 5

4-2- آمار استنباطی
آمار استنباطي هنگامي موضوعيت پيدا مي کند که نمونه گيري وجود داشته باشد. پس از بررسی آمار توصیفی در ادامه با استفاده از آمار استنباطی، ابتدا روایی و پایایی پرسشنامه، سپس همبستگی متغیر ها و در نهایت فرضیه های تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.
4-2-1- نتايج بررسي روايي
پیش از ارزیابی مدل ساختاری ارائه شده، لازم است معناداری وزن رگرسیونی (بار عاملی) سازه‌های مختلف پرسش‌نامه و همچنین ابعاد آنها در پیش‌بینی گویه‌های مربوطه، بررسی شده تا از برازندگی مدل‌های اندازه‌گیری و قابل قبول بودن نشان‌گرهای آن‌ها در اندازه‌گیری سازه‌ها اطمینان حاصل شود. این مهم، با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و نرم‌افزار AMOS به انجام رسید. در تحلیل عاملی تأییدی در ابتدا بایستی از نرمال بودن داده های جمع آوری شده اطمینان حاصل کرد. این مهم در نرم افزار آموس به وسیله دو شاخص کشیدگی و چولگی سنجیده می شود.

شکل 4-3- مدل تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول تحقیق

برای این مقادیر منابع مختلف مقادیر مختلفب ارائه داده اند. به عنوان مثال چیو و همکاران (1998) مقادیر این دو شاخص را جهت نرمال بودن دادهها بین (2 و 2-) می دانند. سپس هریک از مدل‌های اندازه‌گیری به‌طور جداگانه بررسی شدند و سپس مدل اندازه‌گیری کلی نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول برای گویه‌های پرسش‌نامه در جدول شماره‌ی 4-12 ارائه شده است.

جدول 4-12- نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرحله اول (CFA) برای گویههای پرسش نامه
نام متغیر ابعاد گویه کشیدگی چولگی بار عاملی سطح معناداری نتیجه
مشخصه های محیط کسب و کار تنوع q1 126/0 -0.947 0.755 000/0 معنادار

q2 138/1 -1.047 0.78 000/0 معنادار

q3 130/2 -1.428 0.725 000/0 معنادار
پیچیدگی q4 256/0- -0.771 0.716 000/0 معنادار

q5 911/0- 0.074 0.677 000/0 معنادار

q6 959/0- -0.175 0.679 000/0 معنادار
پویایی q7 960/0- -0.084 0.735 000/0 معنادار

q8 -0.598 -0.104 0.801 000/0 معنادار

q9 -0.506 -0.595 0.635 000/0 معنادار

q10 -0.736 -0.368 0.769 000/0 معنادار

q11 0.128 -0.774 0.767 000/0 معنادار
بخشندگی q12 1.251 -1.166 0.756 000/0 معنادار

q13 1.298 -1.133 0.736 000/0 معنادار

q14 2.141 -1.242 0.753 000/0 معنادار

q15 2.8 -1.383 0.756 000/0 معنادار

q16 1.706 -1.321 0.767 000/0 معنادار

q17 1.463 -0.983 0.756 000/0 معنادار
اولویت رقابتی هزینه q18 0.372 -0.784 0.797 000/0 معنادار

q19 -0.839 -0.329 0.675 000/0 معنادار

q20 -0.512 -0.447 0.754 000/0 معنادار

q21 -0.483 -0.658 0.803 000/0 معنادار
کیفیت q22 1.939 -1.376 0.653 000/0 معنادار

q23 0.981 -1.08 0.765 000/0 معنادار

q24 -0.054 -0.582 0.845 000/0 معنادار
کارایی تحویل q25 1.041 -0.959 0.672 000/0 معنادار

q26 1.83 -1.2 0.785 000/0 معنادار

q27 0.106 -0.619 0.802 000/0 معنادار
انعطاف پذیری q28 0.548 -0.695 0.53 000/0 معنادار