تمرینات ثبات مرکزی، آزمون رشد حرکتی درشت

دقیقه و طول دوره تمرینی۶ هفته به صورت یک روز در میان بود . پس از اتمام تمرینات، پس آزمون تعادل برگ در همان محیط از گروههای کنترل و تجربی به عمل آمد. نتایج نشان داد که بین گروه تجربی و کنترل در گرو ه های با خطر زمین خوردن کم و زیاد، در پیش آزمون اختلاف معنی داری وجود نداشت اما در پسآزمون، گرو ههای تجربی عملکرد بهتری نسبت به گروه های کنترل داشتند. یافتههای تحقیق نشان دادند که تمرینات ثبات مرکزی می تواند کنترل پاسچر و در نتیجه میزان زمین خوردن را در سالمندان بهبود بخشد.
جیم اشلینگ و همکاران (۲۰۱۲) مطالعه ای را انجام دادند تا آشکار کنند که آیا تمرینات ایزومتریک استقامتی ناحیه مرکزی بدن نسبت به تمرینات قدرتی ایزوتونیک برتری دارد و آیا هر یک از این نوع تمرینات بر اندازه های استقامت، قدرت و اجرا تاثیر می گذارندیا خیر. آنها، تاثیر برنامه های تقویت و استقامت ناحیه مرکزی بدن را به مدت ۶ هفته و ۲ جلسه در هفته روی ۱۰ دانشجو (۵ نفر گروه تمرین ایزومتریک ناحیه مرکزی و ۵ نفر گروه تمرین ایزوتونیک ناحیه مرکزی) مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که هیچ کدامیک از این دو نوع تمرین، تاثیر معناداری بر اجرای پرش عمودی، چابکی و ۱۰یارد دوی سرعت آزمودنی ها نداشت (۲۴).
جاستین شینکل و همکاران (۲۰۱۲) به بررسی و تعیین تاثیرات قدرت ناحیه مرکزی بدن بر انتقال و تولید نیرو در اندام ها پرداخت. در آن پژوهش ۲۵ نفر از بازیکنان فوتبال دانشگاه آزمون های مربوط به قدرت ناحیه مرکزی را اجرا کردند و سپس این آزمونها با اندازه های اجرا مانند پرس سرشانه، اسکات یک تکرار بیشینه، پرس سینه یک تکرار بیشینه، پرش عمودی پرش طول، دو۴۰ یارد سرعت، دو ۲۰ یارد سرعت مقایسه کردند. نتایج نشان داد قدرت ناحیه مرکزی تاثیر معناداری بر توانایی ورزشکار در تولید و انتقال نیرو به اندام ها دارد (۲۳).
ساترباکن و همکاران (۲۰۱۱) تاثیر برنامه های ثبات مرکزی را بر حداکثر سرعت پرتاب در ۲۴ زن هندبالیست دبیرستانی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد تمرینات زنجیره حرکتی بسته حداکثر سرعت پرتاب را در هندبالیستهای زن ۱۶ ساله بهبود داد. محققان چنین نتیجه گیری کردند که افزایش سرعت پرتاب در گروه تمرین ثبات مرکزی ممکن است به علت افزایش ثبات چرخشی کمری-خاجی و افزایش قدرت بوده باشد (۶۹).
ساتو و همکاران (۲۰۰۹)، تاثیر ۶ هفته شرکت برنامه قوی سازی ناحیه مرکزی بدن را بر کینتیک دویدن، ثبات اندام تحتانی و اجرای دونده های ۵۰۰۰ متر بررسی کردند و شواهدی را دال بر تاثیر معنادار در زمان دویدن در گروه آزمایش تهیه کردند (۲۹).
پدرسن و همکاران (۲۰۰۶)، تاثیر برنامه های ثبات مرکزی را بر تعادل قامتی، سرعت ضربه با پا و قدرت عملکردی در فوتبالیستهای ماهر را بررسی کردند و پس از ۸ هفته بهبود معناداری را در تعادل، اجرای ضربه با پا و قدرت عملکردی مشاهده کردند. نتایج نشان داد سرعت توپ هنگام ضربه با پا با حداکثر سرعت (با پای ترجیهی) در گروه تمرین کرده افزایش یافته بود (۳.۵ درصد در مقابل ۲.۳- درصد) (۲۷).
سیلر و همکاران (۲۰۰۶) نشان دادند که بازیکنان گلف باتجربه پس از ۹ هفته تمرین بطور معناداری در حداکثر سرعت سرچوب گلف بهبود یافته بودند (۲۸).
تسی و همکاران (۲۰۰۵) تاثیر برنامه استقامت مرکزی را بر ۴۵ قایقران (۲ روز در هفته، ۳۰-۴۰ دقیقه تمرین و به مدت ۸ هفته) ارزیابی کردند. انها استقامت تنه (ازمون فلکشن، اکستنشن و فلکشن جانبی) و آزمونهای اجرایی شامل پرش عمودی، پرش طول، دو رفت و برگشت، ۴۰ متر سرعت، پرتاب از بالای سر مدیسنبال و ازمون حداکثر پاروزنی ۲۰۰۰ متر را اندازه گرفتند. نتایج بهبود معنادار را در آزمون فلکشن جانبی گروه تمرین ناحیه مرکزی نشان داد؛ اما تفاوت معنادار در آزمونهای اجرایی بین دو گروه مشاهده نشد (۲۵).
استانتون و همکاران (۲۰۰۵) (۷۰)، اسکیبک و همکاران (۷۱) و کوسی و همکاران (۲۰۰۱) (۷۲)، همگی پس از ارائه تمرینات ثبات مرکزی بوسیله توپ سویسی تفاوت معناداری را در فعالیت EMG یا پارامترهای اجرا مشاهده نکردند.
۲-۳-۲) تاثیر برنامه های مداخلهای بر اجرای مهارتهای حرکتی بنیادی
ملانوروزی و همکاران (۱۳۹۰)، به مطالعه تأثیر یک دوره برنامه منتخب حرکتی به عنوان تجارب حرکتی بر رشد مهارت های دستکاری کودکان ۴ تا ۶ ساله پسر پرداختند. به این منظور ۴۰ نفر به صورت تصادفی از بین نمونه های همگن شده با پرسشنامه ویژگی های فردی انتخاب شدند. پس از پیش آزمون با استفاده از آزمون رشد حرکتی درشت الریخ (۲۰۰۰) بهره حرکتی درشت یا مهارت های حرکتی بنیادی، مهارت های جابجایی و دستکاری یا کنترل شی) آزمودنی ها به شیوه تصادفی به دو گروه برنامه حرکتی منتخب (سن ۹/۵۸ = X ماه و ۵۷/۸ (SD = همتاسازی شدند. سپس، به مدت ۲۴ جلسه هر جلسه ۳۰ دقیقه برنامه حرکتی منتخب اجرا شد. در این مدت گروه کنترل فعالیت های عادی روزمره خود را انجام می دادند. در انتهای هفته هشتم، پس آزمون به عمل آمد. نتایج نشان داد، گروه حرکتی منتخب نسبت به گروه کنترل با ۰۵/۰P تاثیر بیشتری بر رشد مهارت های دستکاری داشته است. بنابراین آنها نتیجه گرفتند با طراحی برنامه آموزشی مناسب و غنی سازی محیط می توان فرصت تمرین را برای رشد مهارت های دستکاری که پایه و اساس مهارت های تخصصی و ورزشی کودکان است، فراهم ساخت (۷۳).
فتروسی و همکاران (۲۰۱۲) اثر جبرانی مهارتهای مینی بسکتبال را بر پیشرفت مهارتهای حرکتی بنیادی کودکان و مقدار تمرینی که بر این مهارتها اثر می گذ
ا
رد را مورد بررسی قرار دادند. دختران ۷ تا ۱۰ سال که پایین ترین نمره را در آزمون رشد مهارتهای حرکتی درشت (TGMD2) کسب کرده بودند بعنوان گروه آزمایش انتخاب شدند و تمرینات مینی بسکتبال را به مدت ۱۲ هفته و طی ۳۶ جلسه اجرا کردند. پس از تمرین همه دختران دوباره بوسیله TGMD2 مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش بهبودی را در نمرات پس آزمون نسبت به پیش آزمون در هر دو گروه آزمایش و کنترل نشان داد. اما گروه آزمایش به طور معناداری در جلسه پس آزمون نمرات بهتری را نسبت به گروه کنترل بدست آورد. پژوهش نشان داد تمرینات پایه ای مینی بسکتبال تاثیر قابل توجهی بر پیشرفت حرکات پایه در کودکان دارای تاخیر در این گونه مهارتها، به همراه داشت (۷۴).
شیخ و همکاران (۲۰۱۱) به بررسی فعالیتهای حرکتی انتخابی بر رشد حرکات بنیادی بر پسران و دختران ۵ و ۶ سال شهر تهران پرداختند. با استفاده از پرسشنامه شخصیت فرد ۴۰ کودک (۲۰ پسر و ۲۰ دختر) انتخاب شدند. برنامه فعالیتهای حرکتی انتخابی برای گروه آزمایش به مدت ۱۲ هفته و ۳ جسه در هفته به کار برده شد. نتایج نشان داد برنامه های حرکتی انتخابی تاثیر معناداری بر تعادل پویا، سرعت حرکت و قدرت هر دو جنس و هماهنگی پسران داشت. آنها چنین نتیجه گیری کردند که فعالیتهای حرکتی انتخابی تاثیر معناداری بر رشد حرکتی دارند (۷۵).
اکبری و همکاران (۲۰۰۹) به بررسی نقش بازیهای سنتی بر رشد مهارتهای حرکتی بنیادی در پسران ۷ تا ۹ سال با استفاده از TGMD2پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد بازیهای سنتی نسبت به فعالیت های روزمره زندگی باعث تفاوت معنادار در مهارتهای حرکتی بنیادی شدند(۷۶) .
گودوی و برانتا (۲۰۰۳) تاثیر ۱۲ هفته مداخله مهارت حرکتی را بر اجرای FMS کودکان پیش دبستانی بررسی کردند و اندازههای پیش و پس از مداخله مقیاس کنترل شی را با استفاده از آزمون مهارتهای حرکتی درشت بدست آوردند. نتایج نشان داد برنامه های تمرینی باعث افزایش معنادار در نمرات مهارتهای جابجایی و کنترل شی گروه تجربی شد (۱۲).
اپاچ (۲۰۰۵)، به مطالعه تاثیر برنامه مداخلهای فعالیت – محور و برنامه آموزش مستقیم روی مهارتهای حرکتی کودکان دارای ناتوانی پرداخت. وی بدین منظور دو گروه کودکان پیشدبستانی (متوسط سن ۱/۴ سال) را بعنوان دارای تاخیر رشدی یا در خطر تاخیر انتخاب کرد و آنها را تحت ۱۵ هفته برنامه مداخلهای فعالیت – محور و ۱۵ هفته مداخله آموزش مستقیم قرار داد. نتایج آزمون رشد مهارتهای حرکتی درشت نشان داد بهبود معناداری در مهارتهای جابجایی و کنترل شی کودکان گروه مداخله فعالیت محور در مقایسه با گروه آموزش مستقیم حاصل شد (۷۷).

۲-۸) نتیجهگیری
با نگاهی اجمالی به ادبیات پژوهش درمییابیم که تاکنون تلاشهای بسیار ناچیزی در رابطه با بهبود مهارتهای حرکتی بنیادی کودکان، بویژه در آن دسته از کودکانی که دوره مهارتهای حرکتی بنیادی را به پایان رساندهاند یا در اواخر این دورهاند اما دارای تبحر حرکتی پایین در این مهارتها هستند صورت گرفته است. همچنین پژوهش ها اندکی در رابطه با تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر اجرای جسمانی صورت گرفته است. در زمینه تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر عملکرد و اجرای جسمانی توافق نظر چندانی وجود ندارد و اغلب مطالعات نتایج ضد و نقیضی را به همراه داشتهاند. نکته حائز اهمیت دیگری که از ادبیات پژوهش به چشم میخورد، عدم بررسی تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر اجرای حرکتی کودکان است (سایر پژوهش ها اثر تمرینات ثبات مرکزی را روی نوجوانان، بزرگسالان و سالمندان مورد بررسی قرار دادهاند)، لذا هدف این پژوهش بررسی تاثیر ۸ هفته برنامه مداخلهای تمرینات ثبات مرکزی بر اجرای مهارتهای جایجایی و کنترل شی، در کودکانی است در این مهارتها به سطوح اجرای پیشرفته دست نیافتهاند.

فصل سوم
روششناسی پژوهش

۳-۱) مقدمه
در همه انواع پژوهشها پژوهشگر باید دادههایی را جمعآوری و متغیرهایی را اندازهگیری و توصیف کند. برای انجام این عمل باید با استفاده از ابزار و روشهایی خاص اطلاعاتی را جمعآوری کند. همچنین در رابطه با توصیف دادهها و متغیرهای پژوهش باید سعی کند که این متغیرها را به گونهای توصیف کند که تا آن جا که امکان دارد برای همه محققان معنا و مفهوم یکسانی داشته باشند.
هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر ۸ هفته برنامه تمرینی ثبات مرکزی بر اجرای مهارتهای حرکتی جابجایی و کنترل شی در پسران دارای تاخیر در رشد مهارتهای حرکتی بنیادی میباشد. در این فصل به روش پژوهش، جامعه و نمونه ی آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه، ابزارهای اندازه گیری و شیوه تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته می شود.
۳-۲) روششناسی پژوهش
با توجه به ماهیت موضوع و اهداف این مطالعه (بررسی تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر مهارتهای جابجایی و کنترل شی کودکان دارای تاخیر در رشد FMS) و همچنین با توجه به اینکه پژوهش حاضر روی انسان صورت میگیرد طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی، از نوع پیش آزمون – پس آزمون و روش پژوهش از نوع بالینی می باشد.
۳-۳) جامعه و نمونه آماری
جامعه این پژوهش شامل کلیه پسران مقطع اول تا چهارم دبستان (سنین ۷ تا ۱۰ سال) شهر شیراز میباشد. نمونه آماری متشکل از ۳۰ نفر از شرکتکنندگانی که در آزمون TGMD-2 (الریخ ۲۰۰۰)، کمترین نمرات را کسب کردند بود.
۳-۴) مراحل اجرای پژوهش
مراحل تشکیل دهنده این پژوهش شامل مراحل پیشآزمون، تمرینات ثبات مرکزی و مرحله پس آزمون بود. قبل از آغاز دوره تم
رینات ثبات مرکزی، ابتدا از کلیه دانشآموزان واجد شرایط ( دانشآموزان سنین ۷ تا ۱۰ سال بدون مشکلات جسمی خاص) بوسیله آزمون رشد مهارتهای حرکتی درشت (الریخ ۲۰۰۰) ارزیابی بعمل آمد (۱۷۲N = ). سپس از بین این افراد ۳۰ نفر از آنهایی که پایین ترین نمرات را در آزمون کسب کرده بودند انتخاب شدند و بصورت تصادفی در دو گروه تمرینات ثبات مرکزی و گروه کنترل سازماندهی شدند (هرگروه ۱۵ نفر). گروه تمرینات ثبات مرکزی به مدت ۸ هفته و ۳ جلسه در هفته تحت مداخله تمرینی قرار گرفت درحالیکه گروه کنترل در این مدت تمرین خاصی را انجام نمیداد و فقط به فعالیتهای روزمره خود مشغول بود. پس از اتمام دوره تمرینی نیز دوباره مهارتهای حرکتی درشت هر دو گروه مورد ارزیابی قرار گرفت.
۳-۵) ابزار و روش جمع آوری اطلاعات

۳-۵-۱) پرسشنامه اطلاعات فردی
در این پژوهش، اطلاعات فردی آزمودنیها شامل سال تولد، وزن و قد آنها در فرم مشخصات فردی ثبت شد.
۳-۵-۲) آزمون رشد مهارتهای حرکتی درشت-۲ (TGMD2)
آزمون رشد حرکتی درشت-۲ با عنوان اختصاری TGMD-2 ابزار جمعآوری متغیر شایستگی مهارت حرکتی این مطالعه بود.i TGMD-2 آزمونی است فرایندمدار که رشد مهارتهای حرکتی بنیادی کودکان سنین ۳ تا ۱۱/۱۰ سال را میسنجد و نتایج آن به دو صورت هنجاری و ملاکی قابل تفسیر است(۳۳). این آزمون در منابع سنجش رشد حرکتی از جمله رایج ترین آزمون های سنجش در حوزه ی تربیت بدنی معرفی شده است .
۳-۵-۲-۱) ساختار و وسایل اجرای آزمون
آزمون رشد مهارتهای حرکتی درشت-۲ از دو بخش تشکیل شده است هر یک شش
مهارت حرکت بنیادی را در بر می گیرند:
➢ خرده آزمون مهارت های جابجایی:
۱. دویدن: توانایی پیشروی یکنواخت با مراحل پرش (پرواز) که در هر گام دو پا در یک لحظه زمین را ترک می کنند.
۲. یورتمه رفتن: توانایی اجرای حرکتی سریع ، طبیعی و با آهنگ سه ضربه پا در حرکت.
۳. لیلی: توانایی پریدن مسافتی کوتاه با هر یک از پاها.
۴. جهش با گام کشیده: توانایی اجرای مهارتهای وابسته به پریدن از روی شئ.
۵. پرش جفت پا ایستاده: توانایی اجرای پرش افقی از وضعیت ایستاده.
۶. سر خوردن: توانایی سر خوردن در خط مستقیم از نقطه ای به نقطه دیگر.
➢ خرده آزمون مهارت های کنترل شی:
۱. ضربه زدن به توپ ثابت با دست : توانایی ضربه زدن به توپ ثابت با باتوم پلاستیکی.
۲. دریبل درجا: توانایی دریبل توپ بسکتبال حداقل چهار بار با دست برتر، قبل از گرفتن توپ با دو دست و بدون حرکت پاها.
۳. دریافت توپ: توانایی دریافت توپ پلاستیکی پرتاب شده از پایین.
۴. ضربه زدن به توپ ثابت با پا: توانایی ضربه به توپ با پای برتر.
۵.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *