خواهران را در اين گردهمايي ها همراهي مي كردند و زنان در معيت شوهران خود به انجمن مي رفتند و افرد مجرد يا كساني كه همراهي نداشتند از ورود به جلسات انجمن ممنوع بودند. چنين مي نمايد كه بستگان ذكور زنان براي اينكه انجمن را از متهم شدن به اموراخلاق مصون بدارند، خود در حفظ و حراست آن مي كوشيدند. با اين همه گاهي اين دقت و مراقبت تاثير چنداني در جلوگيري از پيش آمدها نداشت.
انجمن آزادی زنان قبل از هر چیز يك مرکز آموزشی بود که جلسات مخفی آن در باغی دور دست در اطراف تهران برگزار می گردید. زنان سخنران درباره مسائل اجتماعی و سیاسی به بحث میپرداختند و در ضمن صحبت خود روشهای حل مسائل مزبور را نیز مورد توجه و شور قرار می دادند. البته از یاد نمی بریم که در آن زمان زنان محجوب ایرانی به آسانی نمی توانستند در برابر مردم و در حضور مردان نامحرم بایستند و درباره سیاست و انقلاب و حقوق خود سخن بگویند و از این رو توفیق آنها را در این امور باید به عنوان دستاوردی شگفت و ارزشمند به شمار آوریم. اما بالاخره اخبار این گردهمایی ها به گوش بازاریان و محافظه کاران میرسد و واکنش این افراد را نیز می توان حدس زد. در يك مورد گروهی از مردم خشمگین به محل انجمن سری یورش بردند اما پیش از ورود مهاجمان، جوانی ارمنی اعضای انجمن مزبور را از خطر آگاه کرد و در نتیجه آنها توانستند بگریزند و خود را از آسیب های احتمالی نجات بخشند.
در میان اعضای انجمن آزادی، دو تن از دختران ناصرالدین شاه یعنی «تاج السلطنه» ‏و «افتخارالسلطنه» نیز مشاهده می شوند. به طوری که از یادداشتهای تاج السلطنه برمی آید وی يك سوسیالیست و در همان حال طرفدار پرشور حقوق زنان بود. همچنین زنان مشهوری چون «صدیقه دولت آبادی» و «شمس الملوك جواهر کلام» که در دهه 1920 ‏از حقوق زنان دفاع می کردند، در انجمن آزادی زنان عضویت داشتند.
يك زن امریکایی به نام «مری پارك جردن» که مبلغی مسیحی بود و بنا به برخی از گزارش ها، همکار او «انی استاکینگ بویس» نیز در جلسات انجمن آزادی زنان شرکت می کردند. مری جردن که اهل پنسیلوانیا و فارغ التحصیل مدرسه واکیل نیویورك بود با یکی از مبلغان دینی به نام «ساموئل مارتین جردن» که در ایران شهرت داشت، ازدواج کرد و به اتفاق یکدیگر مدیریت کالج پسرانه البرز را از 1898 ‏تا 1940 ‏عهده دار گردیدند. انی استاكينگ بويس نیز از خانواده های مسیحی که سابقه ای طولانی در تبلیغ داشت و سه نسل در ایران کار کرده بود، برخاست. وی به سال 1902 ‏از کالج ولسلی فارغ التحصیل شد و آنگاه در 1906به ایران کوچید و در 1914 با مردی به نام «آرتور كلیفتون بویس‏» عقد زناشویی بست و تا 1949 ‏در ایران باقی ماند. خانم بویس، مدیریت مدرسه بتل را برعهده داشت و در دهه 1920مسئولیت نشریه «‏عالم نسوان» را نیز که به همت دانش آموختگان همین مدرسه در ایران منتشر می گردید، پذيرفت.
«انجمن مخدرات وطن» به وسیله شصت تن از زنان فعال ایرانی در 1910 ‏بنیاد گردید. اعضای انجمن مزبور از طرح تحریم کالا و وام خارجی حمایت کردند و به اقدامات نیکوکارانه ای چون تاسیس مدرسه دخترانه و احداث کلاسهای آموزش بزرگسالان و د‏ایر کردن یتیم خانه ها، دست زدند. این انجمن مدرسه‏ای در تهران باز کرد که یکصد دختر د ‏ر آن مدرسه می خواندند و همچنین محلی برای اطفال بی‏سرپرست تدارك گردانید و آنگاه سرپرستی مدرسه مزبور را به يك بانوی مربی ارمنی به نام «ملکیان» سپرد. شوراها یا انجمن‏های تهران اغلب با یکدیگر ارتباط داشتند و از این رو زمانی که رئیس انجمن مخدرات وطن دعوت شد که در انجمن نسوان سخنرانی کند، سخنان او در نشریه جهان مسلمان نیز انتشار یافت. رئیس انجمن مخدرات وطن، «آغابیگم» دختر مجتهد ترقی خواه و آزاد اندیش شیخ «هادی نجم آبادی» است. همچنین همسر این مرد روحانی، «سکینه کنداشلو» در شمار زنان مبارز آن روز محسوب میشود. آغایبگم که مدرسه دخترانه ای نیز در جنوب تهران تاسیس کرده بود در سخنرانی خود حکومت را به خاطر غفلت از پرداختن مصالح ملت به باد انتقاد گرفت و خواستار بهبود وضع زنان ایران گردید.
چند نمونه ای از مطالب او چنین است:
کشاکشی که ناشی از مسائل شخصی است، شما وزیران و سایر مقامات کشور را به جان هم انداخته است. محض خدا دست از این دشمنی بردارید و اندکی به آینده دختران معصومتان فکر کنید و نگذارید که ایشان مانند دختران مصری و سودانی و قفقازی برده این و آن گردند مورگان شوستر در مورد انجمن‏های زنان و حمایت هایی که آنها از وی به عمل آورده اند، اشارتی دارد که در کتاب اختناق ایران انعکاس یافته است. هر چند شناخت کامل زنان فعال ایرانی و انجمن های ایشان برای وی میسر نگردیده است؛ با این همه، شوستر می نویسد که نفوذ عظیم و در عین حال مخفی زنان در کشور بسیار زیاد است. «نام زنان این گروه تاکنون بر من معلوم نیست و چهره آنها را نیز نمی شناسم، اما به طریق گوناگون دریافته ام که همواره مورد حمایت هزاران تن از شیر زنان میهن پرست ایرانی که اصطلاحاً آنها را ضعیفه می نامند قرار کرفته ام.» البته طی سالهای اخیر محققین توفیق یافته اند حقایقی را درباره زنانی که در جنبش زنان مشارکت داشته اند کشف کنند. با این همه در بسیاری موارد نام اول اعضای انجمن مخدرات وطن معلوم نیست زیرا این زنان اغلب به وسیله نام خانوادگی پدر یا شوهر خود مشخص می گردند . مثلاً در فرهنگ انقلاب مشروطیت چنین آمده است: آغایبگم دختر نجم ابادی، یا زوجه ملك المتکلمین، و یا همسر یپرم خا
ن، و یا همسر میرزا سیلمان میکده و غیره. علاوه بر این، نام هایی چون «هما محمودی» نویسنده و طرفدار پرشور حقوق زنان و «ماهرخ گوهرشناس» که علی رغم محرومیت از تحصیل، به تدریج و به برکت تلاش سازنده خویش به صورت یکی از مدافعان بزرگ حقوق زنان درآمد و شخصیتی فعال و پر نفوذ به هم رسانید. برخی از اعضای انجمن بستگانی داشتند که مخالف آزادی خواهی بودند اما اکثر مشروطه خواهان تندرو از زنان حمایت می کردند. مثلاً یکی از اعضای انجمن مزبور دختر «سردار افخم» ‏حاکم معروف گیلان بود که پدرش در جریان یورش نیروهای ملی به رشت در 1909 به قتل رسیده بود اما وی در نشست هایی که زنان آزادی خواه برگزار می‏کردند حضور می یافت و در بحث ها شرکت می جست یکی از نشریات زنان انگیسی که در آن ایام انتشار یافته است مبارزات همسر ‏«یپرم خان» را که علیه وام های بیگانه صورت گرفته اند، بدین شرح ذکر کرده است:
فعالترین رهبر جنبش نسوان، خانم، یپرم، همسر رئیس شهربانی تهران است. وی تلاش زنان را سازمان می‏بخشد و از ایشان می خواهد که علیه گرفتن وام خارجی به پاخیزند و در این راه با همه توان خویش بکوشند. خانم یپرم به طور طبیعی از موهبت سخنوری برخوردار است و بدین وسیله زنان را مجذوب می‏کند تا به سویش بشتابند و افکار اجتماعی او را مورد حمایت قرار دهند.
در دهه‏های 1920 ‏و 1930 ‏برخی از اعضای جوان انجمنهاي زنان چون «صدیقه دولت آبادی» و ‏«محترم اسکندری» و «شمس الملوك جواهر کلام»، در زمینه حقوق اجتماعی نسوان تلاش کردند و سخت شهرت یافتند. صدیقه دولت آبادی که خواهر یحیی دولت آبادیست هم عضو انجمن آزادی زنان بود و هم دبیر انجمن مخدرات وطن. وی در 1918 اولین مدرسه دخترانه شهر اصفهان را بنیاد نهاد و سپس انجمن زنان اصفهان را تشکیل داد و آنگاه به انتشار هفته نامه ای به نام «زبان زنان»، همت گمارد. این نشریه که درباره مسائل سیاسی و اجتماعی آن روز به بحث و بررسی می پرداخت، نخستین نشریه ای است که درباره حجاب نیز سخن به میان آورده است. با توجه به اینکه اصفهان يك شهر دینی است، اهمیت کارهای زنان و نشریه آنها را مي‏توان به خوبی دریافت. صدیقه دولت آبادی در 1922 ‏به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به مطالعه پرداخت و با سخنرانی درباره زنان و انتشار مقالات خويش در نشریات اروپایی فعالیت سیاسی خود را دنبال کرد. در 1926 به عنوان نماینده ایران در کنفرانس جهانی زن که در پا ریس برگزار گردید شرکت جست.
محترم اسکندری (1895-1924) که از شاهزادگان قاجار است، در يك خانواده روشفکرزاده شد و به بار آمد. پدرش محمدعلی اسکندری یکی از بنيادگزاران «انجمن آدمیت» ‏است که پیش از انقلاب مشروطیت تاسیس شد و از حقوق زنان حمایت می کرد. محترم اسکندری که از نظر بدنی معلول بود و عمری کوتاه داشت، فعالیت سیاسی خود را در جریان انقلاب مشروطیت آغاز کرد و یکی از پیشتازان جنبش نسوان در دهه 1920 ‏محسوب می شود. وی در 1922«جمعیت نسوان وطن خواه»را که دارای گرایش سوسیالیستی بود پدید آورد انجمن مزبور برای زنان کلاسهایی ترتیب داد و به آموزش آنها پرداخت و همچنین درباره حقوق زنان سخنرانی های مفصلی برگزار کرد. علاوه بر این، جمعیت نسوان وطن خواه نشریه ای نیز به نام زنان میهن پرست در 1923 ‏منتشر کرد. یکی از اقدامات جسورانه این انجمن نیز آن بود که نسخه های كتابی را تحت عنوان «حیله های زنان» در میدان توپخانه تهران و در مقابل چشم مردم سوزانید.
هما محمودی نویسنده و شاعر و هنرمند و طرفدار و منادی حقوق زنان از هر فرصتی برای انتشار مقالات خود که درباره آزادی زنان به نگارش در می‏آمد سود می جست. وی یکی از زنان است که تظاهرات ب

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید