مورد دقت و تأمل قرار گیرد، روح تعالیم و آموزشهای نفسگیر هنرآموزی ذن را ترسیم میکند. این جمله به این مفهوم نیست که اگر تو کاری را نکنی، جای نگرانی ندارد دیگری آن را انجام میدهد. استاد میگوید گمان نکن که اگر تو دانسته این کار را نکنی، کار انجام نمیگیرد ، چرا که کار انجام میگیرد، با همین دستان تو هم انجام میگیرد، اما در حالتی که تو خود نمیفهمی که چگونه اتفاق میافتد، در حالت «ندانستگی».
«سالها باید بگذرد تا انسان امر به ظاهر ساده و گاهی خستهکننده و اعصاب خردکن تیر در چله گذاشتن ، زه را کشیدن وتیر رهاکردن را بیاموزد. آنگاه تیر به سوی هدفی رها میشود که پیشاپیش نباید آگاهانه به آن اندیشید.»۲۶۲
وقتی در مجموع آنچه که پیرامون کمانگیری در ذن مطرح میشود بیندیشیم، به خوبی چیستی این هنر و هدف آن که جانپروری است ، روشن میشود: « برای ژاپنی کمانگیری یک سنت ورزشی نیست، او در آن به چشم هنر نگاه میکند و ارج مینهد و از آن یک آیین دینی میفهمد که این دیگر در نظر اول شاید عجیب باشد. در نتیجه منظور او از «هنر» کمانگیری سعی ورزشکارانه نیست که کمابیش میتوان آن را با تمرینهای بدنی به دست آورد، بلکه مقصود او آن توانایی است که خاستگاهش را باید در تمرینات روحی جست و غرض از آن تیر انداختن به مقصدی معنوی است.»۲۶۳
در پایان این بخش داستانی را که مکمّل بحث است نقل میکنم: «لیه-زه مهارتش را در کمان گیری به بو-هون ووُ- ژن نشان میداد. وقتی که کمان را پرکش کرد، فنجانی آب را روی آرنجش گذاشتند و او شروع کرد به تیر انداختن؛ همین که اولین تیر رها شد، دومی را بی درنگ به چلّه گذاشت و سومی را هم به دنبالش. در این میان او مثل مجسمه بی حرکت ایستاده بود. بو-هون ووُ- ژن گفت: « فن تیراندازی خوب است اما این تیر انداختن بی تیراندازی نیست. برویم بالای کوهی بلند و روی لبه برآمده صخره بالای آن پرتگاه سیصد متری بایستیم و بعد تو سعی کن تیر بیندازی».
سپس از کوهی بالا رفتند، روی صخره برآمده بالای آن پرتگاه سیصد متری ایستادند و بو- هون ووُ- ژن پشت به پرتگا

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید