عراق از همان سدههای آغازین هجری جریان داشت که به لحاظ ماهیّت و عملکرد تفاوتهایی اساسی با فتوّت صوفیانه داشت و از آن به عنوان فتوّت عیاران یاد میشد.
محققان معمولاً فتوّت اصحاب تصوّف را از فتوّت عیاری جدا کرده و آن دو را از جهاتی مقابل یکدیگر میدانند، زیرا فتوّت عیّاری ریشههای کهنی در ایران پیش از اسلام دارد همچنان که بعضی ظواهر آن را در زندگی عرب جاهلی نیز میتوان یافت.
استمرار این فتوّت را در کتاب الفتوه سلمی میتوان مشاهده کرد، این در حالی است که آنچه در کتاب الفتوه ابن معمار مشاهده میشود، مجموعهای از تشریفاتی است که هر کدام ریشه در سنّتی از سنّتهای باستانی شرق دارد و بعد از ابن معمار نیز در تمام فتوّتنامههای فارسی و عربی گسترش یافته است.
ظاهراً صوفیه نیز از آغاز فتوّت و عیاری را دو امر جدا از هم فرض میکردهاند و از کلمه فتوّت مفهوم فتوّت صوفیانه را در نظر گرفتهاند. چنانکه هجویری درباره نوح عیّار آورده است: « عیّاری بود به فتوّت معروف.»۷۶
ملک الشعرای بهار هم در باب ارتباط بین فتوّت و عیّاران می‌گوید: «عیّاران به راهزنی هم می‌رفته‌اند، ولی این در صورتی بوده است که ضرورت آنان را وادار کرده باشد و تصوّر می‌شود که آن نیز در تحت قاعده و اصول خاصّی بوده است…. همچنین عیّارپیشگی در عهد اسلام رونق گرفت و بعدها با تصوّف در آمیخت و به تدریج حزبی دیگر به نام «فتوّت» یا جوانمردان در اسلام تشکیل یافت، جوانمردی از صفات برجسته جوانان ایرانی محسوب شد.»۷۷
محققان در جست و جوی ریشه ایرانی عیاری، این کلمه را در اصل فارسی دانستهاند. ملک الشعرای بهار واژه عیار که در ادبیات عرب به معنای «کسی که در رفت و آمد چالاک و سریع باشد» آمده است را مصحف لغت « ایار » فارسی میداند که در اصل «اذی یار» بوده و امروز به آن « یار » یعنی رفیق میگویند.
شاهدی که نظر استاد بهار را تأیید میکند ترجمه فارسی قرآنی کهن موسوم به قرآن قدس است که در جای جای آن کتاب واژه «یار» به صورت «ایار » ذکر شده است که از آن جمله است: ایار پهلو(یار سفر)، ایاران سوراخ (اصحاب کهف)، ایاران دست راست(اصحاب الیمین). گذشته از این توجه در معنای عیّار به معنای یار با اصل یاریگری و فتوّت عیاران نیز تطابق بیشتر دارد.
به هر حال فتوّت نامه ابن معمار به گونهای سنّتهای عیاری را با فتوّت اهل تصوّف جمع کرده و به نوعی آنچنان که از محتوای این فتوّت برداشت می شود، نقطه تلاقی این دو سنّت است .ابن معمار سعی داشت تا ضمن ارائه اصول جوانمردی که باید اهل فتوّت به آن ملتزم باشند، برخی عقاید و رفتارها و سنّتهای ناصوابی را که در فتوّت عیاری جاری بود وباعث نزاع، هرج ومرج و خونریزی میشد، با فتوّت صوفیانه تعدیل کند. از آن جمله است آنچه در فصل دهم از آن به عنوان سه بدعت یاد میکنند. نخست آنکه جاهلان تصوّر میکنند احکام فتوّت خلاف احکام شرع است. بدعت دوم اینکه مباهات میکنند و فخر میورزند که غلامان شرطه را میکشند و نیز والیان مسلمانی را که مدافعان مردماند. سوم آنکه بدان جهت وارد سلک فتوّت میشوند که خود را به مقاصد نکوهیده خویش و غرضهای فاسدی که دارند نزدیک کنند. کارهایی از نوع گرفتن اموال و هجوم به خانه های مردم۷۸.
فتوّتنامه ابنمعمار که به نوعی جامع فتوّت صوفیانه و عیاری است، نشانه تحولی در فتوّت بود که هیچگاه صوفیه خود را از آن جدا نمیدانستند و فتوّتنامههایی هم که پس از آن تحت تاثیر این فتوّت نامه نوشته شد و غالب نویسندگان آن رهبران و مشایخ صوفیه بودند، چنین امری را اثبات میکند.
حتی برخی از محققان حرکت ناصر در سازماندهی اهل فتوّت و غلبه بر آشوبها معمول عیاران و آموزشهای وی را در سوق دادن عیّاری به سوی زهد و تصوّف موثر میدانند.۷۹ گرچه تفاوتهای آن با فتوّت صوفیه متقدم غیر قابل انکار است .
فتوّت ناصری گر چه صبغه اشرافی به فتوّت داد، اما از روند انحطاط فتوّت که مستمسک عیاران و آشوب طلبان بود و قرنها بود که بغداد را به آشوب میکشید و باعث هرج و مرج و کشتار میشد، جلوگیری کرد.
پس از ذکر این مطالب که ثقل مباحث آن بر نگاهی تاریخی به مسئله فتوّت وگونههای آن استوار بود و بیشتر بر آمیختگی عیّاری و فتوّت در برخی جنبهها تکیه داشت، در مقام جمع بندی و با اجتناب از حواشی غیر لازم میتوانیم بگوییم که آئین جوانمردی با عیّاری چند تفاوت عمده دارد: اولین تفاوت مهم بین اصول عیّاران و فتوّت اهل تصوّف آن است که در تصوّف هدف اصلی کاستن از خود و رسیدن به حق مطلق است. اینجا دشمن انسان، نفس اوست، اما هدف اصلی پهلوان و عیار، جنگیدن با ظلم است. عیاری نوعی جنبش است که تشکیلات آن برآمده از گروهی جنگجو و راهزن و خواستاران لذت و عیش بوده است؛ اما این مربوط به دوره‏ای است که حکومت حاکمان ضعیف شده و تسلطی بر مردم جامعه نداشته‏اند؛ آنگاه است که عیاران در چهره‏های عیاش، خوشگذران و دزد و.. ظاهر می‏شده‏اند و بارها در شهرهای خلفا مخصوصاً در بغداد اتفاق افتاده است.۸۰ در جایی دیگر نیز عیاران با کمک مردم عوام علیه ستمگران و لشکرهای بیگانه قیام می‏کنند و مردم را حمایت می‏کنند و به پیروزی می‏رسند که نمونه‏های آن در تاریخ ایران بسیار است.
درباره اصول اخلاقی این عیاران می‏توان به داستان‏های عامیانه مانند ابومسلم نامه، سمک عیار و حسین کرد مراجعه کرد. از اینجا می‏توان نتیجه گرفت که عیاری یک جنبش ظاهری و عملی بوده و تفکّرهای تصوّف و فتوّت، جنبش باطنی. یک نکته جالب این است که جوانمردان هنگام ورود به عضویت فتیان جوان، برای نشان دادن احترام به تشکیلات فتوّت و ثابت کردن وفای خود به دوستان و برادران آب و نمک می‏خوردند. ظاهراَ نوشیدن آب بدان جهت است که معتقدند آب اصل زندگی و مایه قوام و استحکام آن است و همه نجاست‏ها و پلیدی‏ها را پاک می‏کند.علت آمیختن نمک به آن نیز آن است که نمک هر چیزی را از فساد حفظ و از دگرگونی و تغییر دور می‏کند؛ پس نمک خوردن رمزی است از دوام حال و ثبات قدم جوانمرد در آیین خویش و باز نگشتن از آن و نیز آب شیرین و گواراست و شوری ضد گوارایی و مایه ناگوار شدن آب و آمیختن نمک به آب اشاره بدان است که جوانمرد باید در برابر سختی و سستی و فراز و نشیب زندگی شکیبا باشد و بلا را تحمّل کند و نعمت‏های حق تعالی را شکر گوید و بار رفیق خویش را در هر حال خواه تنگی و عسرت و خواه در فراغ نعمت بکشد.۸۱
اما در آئین عیاری چیز دیگری می‏بینیم، اینجا به جای آب و نمک شراب می‏خورند؛ اسم این مراسم شادی خوردن است.« نخستین قدم برای درآمدن در سلک عیاران «شادی خوردن» است این کار معادل است با پیمان بستن و سرسپردن و حلقه ارادت در گوش کردن. عیار نو باید از جای برخیزد و قدح شراب را بردارد و برابر سر خود بالا ببرد و نام استاد را بگوید و آنگاه قدح را یک‏باره بنوشد….کسانی که همشأن هستند «شادی رفیقی» و«شادی برادری» یکدیگر می‏خورند و این به منزله نو کردن عهد و پیمان یا تأیید آن است»۸۲.
پس این مراسم هم یک‏بار دیگر تأکید می‏کند که عیاری یک روش و شیوه دنیایی بوده است که حتی در مراسم خاصّ مانند جشن‏ها شراب می‏خوردند، اما فتیان که به این به مراسم اهمیت بسیار می‏دادند فقط آب و نمک می‏خوردند و این هم رمز خاصّی داشت که توضیح دادیم؛ اگرچه مراسم آب و نمک خوردن در آیین عیاری نیست، اما در مواد اصلی مرام‏نامه و شیوه عیاران یک نکته قابل توجه است که شاید با مراسم آب و نمک خوردن فتیان رابطه‏ای دارد و آن اینکه از خصلت و اخلاق عیاران است که بر آن سفره که نان و نمک خورده باشند بد نکنند. داستانی به لیث پدر یعقوب نسبت می‏دهند که« شبی نقبی زد و به خزانه دریم بن نصر رفت و زر و جواهر بی‏شمار به هم بست، به وقت بیرون آمدن پایش به چیزی خورد، گوهری پنداشت. برداشته جهت امتحان به زبان زد و آن خود نمک نیشابور بود. آنگاه او را رعایت حق نمک، بر گرفتن اموال غالب آمد، آنچه در هم بسته بود گذاشته به منزل رفت. وقتی از او پرسیدند که چرا این کار را کردی، گفت: رعایت حق نمک مرا از تصرّف در آن جهات مانع آمد.»۸۳
۴.۳. فتوّت و تشیع
یکی از بحثهای مهمی که توجه محققان را به خود معطوف کرده است، ارتباط تشیع و فتوّت است. گرچه چنین ارتباطی درباره تصوّف نیز در نظر گرفته میشود، اما بهواسطه ابعاد اجتماعی مکتب تشیع و فتوّت که در برگیرنده تودههای مردم و اهل حرفهها و گروههای اجتماعی به ویژه در حوزه جغرافیای ایران و عراق و مبارزه با حکام و مأموران ظالم، با اقتدا بر بزرگان و ائمه تشیع بهخصوص امام علی (ع) و سلمان است، جایگاه ویژهای دارد.
نزدیکی تشیع و فتوّت در قرون آغازین هجری از چند جهت قابل بررسی است؛ اول اینکه اهل فتوّت امام علی را به عنوان سید الفتیان و اولین جوانمرد و سر سلسله فتوّت در نظر میگیرند. دوم از جهت حضور چهرههای شیعی مانند سلمان و چهرههای ضد اموی با گرایشهای شیعی مانند ابو مسلم در این جریان است و جنبه سوم جهتگیریهای مشترک اجتماعی آنان مانند مبارزه با حاکمان جائر است.
۱.۴.۳.جایگاه والای علی بن ابیطالب در فتوّت
ذکر این نکته ضروری است که تقریباً در فتوّت عیاری و مردمی که پیشتر از آن بحث شد گرایشهای شیعی کاملاَ متجلّی است ؛ اما در فتوّت صوفیانه به ویژه آنگونه که در کتاب الفتوه سلمی تصویر شده است به هیچ وجه رنگ و بو و گرایش شیعی به چشم نمیخورد. حتی سلمی در کتاب الملامتیه وجوه برجستهای را که اهل فتوّت باید دارا باشند، به خلفای چهارگانه و برخی از پیامبران منسوب داشته است از جمله صفت علم که به امام علی(ع) منسوب کرده است بدون اینکه ایشان را بر دیگر خلفا برتری دهد و یا فتوّت در اسلام را به امام علی(ع) منسوب کند.۸۴
اما نیم قرن بعد به دنبال تلاش خلیفه ناصر برای جلوگیری از هرج و مرج ناشی از صف آرایی و خونریزی عیاران، منشوری صادر شد که اهل فتوّت و عیاران را ملزم به رعایت آن میساخت. این منشور جدید که سران احزاب آنرا امضا کرده و متعهد به رعایت اصول آن شدند در کتاب المناقب العباسیه تألیف «علی بن الفرج بصری» آمده است. قسمت اعظم این منشور کوتاه – که استاد مصطفی جواد در ضمیمه کتاب الفتوه ابن معمار آورده است- مربوط به علی بن ابیطالب (ع) است .در این منشور سعی شده است ضمن معرفی امام به عنوان مبدأ فتوّت و پاسدار شریعت، اهل فتوّت را به رعایت اصول شرعی و رعایت و تبعیت از خلیفه الناصر ملزم کند.
در این منشور نخست گفته شده است که آنچه در آن تردید نیست این است که اصل فتوّت و منبع و مطلع آن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب است چنانکه تمام محاسن و آداب فتوّت را از وی نقل میکنند و تمام بیوت و قبایل فتیان خود را بدو منسوب میدارند و برادری و جوانمردی را تقلید از برادری و برادر خواندگی آن حضرت با رسول اکرم (ص)

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید