دانلود پایان نامه

(3)
Letter narration or Epistolary point of view (4)
امروزه این شیوه به صورت دیگری در آمده است و نویسنده بدون آن که داستان را بر اساس مجموعه ی نامه ها تنظیم و تکوین کند ، با همان زاویه ی دید یعنی زاویه ی دید دوم شخص مستقیما شخصیت یا شخصیت های داستانش را مورد خطاب قرار می دهد و داستان را روایت می کند. در این گونه داستان ها، گاه زاویه دید دوم شخص به زاویه دید اول شخص تبدیل می شود. در واقع شیوه بازگویی داستان همچون نامه، تلفیقی از دو زاویه ی دید است.
ب) زاویه دید روایت یادداشت گونه(1) :
” در این شیوه داستان بر اساس مجموعه ی یادداشت های روزانه یا هفتگی یا … تکوین می یابد. این یادداشت ها ممکن است با تاریخ یا بدون تاریخ باشد. ” (همان :408) در این روش مخاطب خواننده است و فرد یا افراد خاصی مد نظر نویسنده نیست. نگارش در این شیوه در زاویه دید اول شخص صورت می پذیرد.
ج) زاویه دید[اول شخص] تک گویی(2):
تک گویی صحبت یک نفره ی است که ممکن است با مخاطب یا بدون مخاطب باشد و این مخاطب ممکن است خواننده باشد. به عبارتی نویسنده، خواننده را به طور مستقیم مورد خطاب قرار می دهد و از حادثه و یا وضعیت و یا موقعیتی با او سخن می گوید . تک گویی انواع گوناگونی دارد که عبارتند از:
ج- الف) تک گویی درونی(3) :
” تک گویی درونی یکی از شیوه های ارائه ی جریان سیال ذهن(4) است. تک گویی درونی، بیان اندیشه هنگام بروز آن در ذهن است؛ پیش از آنکه پرداخت شود و شکل بگیرد.” (همان :406) در این شیوه خواننده به طور غیر مستقیم در جریان افکار شخصیت داستان و واکنش های او نسبت به محیط اطرافش قرا می گیرد و سیر اندیشه های او را دنبال می کند.
ج- ب)تک گویی نمایشی(5):
” در این شیوه بر خلاف تک گویی درونی کسی مخاطب قرار می گیرد، گویی کسی بلند بلند حرف می زند
Diary Narration Or Epistolary Point Of View (1)
Monologue Point Of View (2)
Interior Monologue (3)
Steam Of Consiousness View (4)
Dramatic Monologue (5)
و دلیل خاصی برای گفتن موضوع خاصی دارد. این مخاطب در خود داستان است و خواننده غیر مستقیم در جریان وقایع داستان قرار می گیرد.” (همان :414)
ج- ج) حدیث نفس یا خود گویی(1):
” این شیوه نیز یکی از روش های استفاده از «جریان سیال ذهن» است. در این زاویه دید، شخصیت داستان، افکار و احساسات خود را به زبان می آورد تا خواننده یا تماشاچی از نیات و مقاصد او آگاه شود و بدین طریق اطلاعاتی درباره ی شخصیت نمایش نامه یا داستان به خواننده داده می شود و در عین حال با بیان احساسات و افکار شخصیت به پیشبرد«عمل داستانی»(2) کمک می شود.”( همان :418) در پایان این مبحث خوب است به تفاوت بین حدیث نفس و تک گویی درونی اشاره ای بکنیم چون اغلب این دو شیوه در تعریف و نوع کاربردشان به اشتباه به جای هم قرار می گیرند. در روش حدیث نفس، شخصیت با صدای بلند صحبت می کند در حالی که در تک گویی درونی، گفته ها تنها از ذهن شخصیت می گذرد. جالبتر آنکه حدیث نفس چیزی متفاوت از تک گویی نمایشی است. در تک گویی نمایشی، شخصیت داستان برای گفته های خود مخاطبی دارد حال آنکه در حدیث نفس، شخصیت از وجود و حضور دیگران غافل و بی خبر است طرفه اینکه حدیث نفس بخشی از اثر است در حالی که تک گویی نمایشی می تواند همه ی اثر را در بر بگیرد. هر یک از این زاویه دید ها، محاسن و محدودیت ها و کاربردهای خاصی دارد. مطلوب ترین راه آن است که نویسنده بر اساس «هدف» و «مواد و مصالحی» که در اختیار دارد، زاویه دیدی را برای داستانش برگزیند که بیشترین تاثیر را روی خواننده داشته باشد.
3-11 کانونی سازی(3)
با گذشت زمان، کانون سازی به شکل جدیدتر و مدرن تر زاویه دید معرفی شد: ” یکی از تجارب مهم ولی ناآگاهانه ما هنگام خواندن و یا شنیدن روایت این است که دیدگاهی انتخاب می کنیم و از آن به دریچه وقایع، شخصیتها و زمینه روایت می نگریم. گاهی این تجربه چنان محسوس است که به طور ناخودآگاه بین کسی که داستان را می گوید و کسی که منظر او را فرض گرفته ایم و با او همذات پنداری می کنیم، نوعی فاصله احساس می کنیم. مسائلی از این قبیل به کانون سازی در روایت و تفاوت آن با روایتگری(4) باز می گردد.
Soliloquy (1)
(2) Action
Focalization (3)
(4) Narration
دوگانگی بین این دو مفهوم اساسا ماهیتی روان شناسانه دارد و درک مفهوم روایت شناسانه چون کانون سازی، مستلزم دانستن این واقعیت است که در نظریه های ساختارگرا برای روایت دو سطح قائل می شویم: یکی سطح داستان(1) و دیگری کلام(2). ” (بیاد، 1384: 84)
داستان همان مجموعه وقایعی است که اتفاق افتاده است، تمام دیده ها، شنیده ها و گفته ها و سایر ادراکات و تجربه های اشخاصی که در دنیای خیالی داستان حضور دارند و کلام، بازگویی این مجموعه وقایع است که از طریق متن راوی بدان دست می یابیم.
در واقع با مطالعه ی کانون سازی این امکان پیش روی ما گذاشته می شود که با مطالعه ی متن به بازشناسی دریچه ای می پردازیم که از ورای آن داستان دیده می شود؛ اینکه وقایع و موجودات داستان از چه دیدگاه ادراکی – احساسی مشاهده، ادراک و ارزیابی شده و اطلاعات داستانی به چه شیوه ای در متن به خواننده منتقل شده است.

(1) Story
(2) Discourse

فصل چهارم: بوطیقای جاناتان کالر

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخی بگذارید