أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى.۱۵۱
سؤال: اگر پرسند که در وقت جوشانیدن کرباس کدام آیه میخوانی ، جواب بگو که: فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَهٍ راضِیَه.۱۵۲
سؤال: اگر پرسند که در چیت به دیگ انداختن کدام آیه میخوانی، جواب بگو که أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ .۱۵۳
سؤال: اگر پرسند که در وقت پارچه در زمین انداختن ، کدام آیه میخوانی، جواب بگو که إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها۱۵۴ تا آخر.
سؤال: اگر پرسند که در وقت برچیدن کار کدام آیه میخوانی، جواب بگو که: وَ بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِمَنْ یَرى‏ فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَیاهَ الدُّنْیا فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوى.۱۵۵
سؤال: اگر پرسند که در وقت زاج آب کردن کدام آیه میخوانی ، جواب بگو که: إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً.۱۵۶
سؤال: اگر پرسند که قدم که در دکان میگذاری کدام آیه میخوانی ، جواب بگو که: قالُوا یا وَیْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُون.۱۵۷
سؤال: اگر پرسند که به خرید میروی کدام آیه میخوانی ، جواب بگو که: یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَه.۱۵۸
سؤال: اگر پرسند که بر پشت تخته که مینشینی کدام آیه میخوانی ، جواب بگو که إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً۱۵۹»۱۶۰
در فتوتنامه بنایان نیز بهره گیری زیبایی از آیات دیده میشود که در ذیل به چند جمله از آن اشاره میکنیم: «اگر پرسند که چون بر سر کار روی کدام آیه از کتاب خدا را قرائت کنی، بگو که این کلام خداوند را که فرماید: لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى. ۱۶۱
اگر پرسند چون تیشه به دست گیری کدام آیه خوانی، بگو که : یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِیه.۱۶۲
و اگر پرسند چون ماله بهدست گیری چهگویی: بگو از قرآن خوانم: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً.۱۶۳
و اگر پرسند چون ریسمان بدست گیری چه گویی، بگو: أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ. وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُور.۱۶۴
اگر پرسند چون شاغول افکنی کدام آیه خوانی: فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ. وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَه.۱۶۵
و اگر پرسند آنگاه که زاویه‌ها در بندی چه خوانی، بگو: از قرآن که فرماید: أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى.۱۶۶
و اگر پرسند آن زمان که بر کار بالا روی و بر ارتفاع بایستی چه خوانی، بگو: عَسى‏ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار.۱۶۷
و اگر پرسند چون پائین آیی و بر زمین قرارگیری چه گویی، بگو: وَ بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِمَنْ یَرى‏ فَأَمَّا مَنْ طَغى‏ وَ آثَرَ الْحَیاهَ الدُّنْیا فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوى‏.۱۶۸
و اگر پرسند چون دست در گل کنی چه گویی: بگو از قرآن خوانم که: إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر.۱۶۹
و اگر پرسند چون خشت بر یکدیگر نهی کدام آیه خوانی، بگو اذا زلزلت الارض زلزالها.۱۷۰
و اگر پرسند چون گل بر قالب نهی چه خوانی، بگو: یا وَیْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا.۱۷۱
و اگر پرسند چون خشت دو نیمه کنی چه خوانی، بگوی: َ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِین۱۷۲ و الحَمدُ للّهِ ربُّ العالَمینَ.»۱۷۳
۳-۴. استناد حِرَف و مشاغل به پیامبران و اولیای الاهی
در عرف عام برخی از شغلها را به پیامبران الاهی نسبت میدهند، مثلا ًبه اقتضای آیه وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَکُم۱۷۴ زرهسازی به داود پیامبر اسناد داده میشود، اما بسیار جالب است که بدانیم در فتوّت‌نامه‌ها همه امور طبیعی حتی تراشیدن موی سر، کوتاه شدن قد حضرت آدم (ع)، پختن نان، به وجود آمدن سنگ و تیغ۱۷۵، به جبرئیل و دیگر فرشتگان الاهی و یا در بسیاری از مواقع به پیامبران نسبت داده شده است و هیچگاه در آنها، جنبه طبیعی و عادی امور رعایت نشده و از همه امور تفسیری آسمانی و فراطبیعی ارائه گشته است.
جوانمردان بر این اعتقاد بودند که تمامی پیامبران گذشته و امامان هر کدام صاحب حرفهای بودهاند، هر صنف یک ولی داشت و رسم بر این بود که وضع و ابتکار حرفه را به شخصی که معمولاً نبی، حکیم، پادشاهی مؤمن، ولی یا یکی از صالحان بود، نسبت دهند و هرگاه ارجاع و انتساب اصل حرفه به پایهگذار و واضع آن ممکن نمیشد، آن را به آدم(ع) نسبت میدادند. صنعتگران معتقدند که اصالت حرفه از شناخت ولی- که آن را پایه نهاده – محقق میگردد و با این شناخت برای کارآموز اطمینان خاطر حاصل میگردد و رغبت او نسبت به آن کار افزوده میگردد و میپندارند که معرفت ولی کسب را حلال میگرداند»۱۷۶
این نوع نگاه و این نحوه ارجاع میتواند برآمده از این جهت مشترک در فتوّت‌نامه‌ها، یعنی وجود رمز و نماد در آنها باشد. در فتوّتنامهها در مراحل انجام کار در هر یک از مشاغل و حرفه‌ها، با سخنانی عرفانی و تأویلی مواجه هستیم که نسبت به امور ظاهری آن شغل ارائه می‌شود. و در همین امتداد است که هر یک از مشاغل به یکی از پیامبران بزرگ نسبت داده شد و این امر، خود بستر مناسبی را برای تأویل فراهم ساخته است، به طور مثال در فتوّت‌نامه چیت‌سازان گفته شده است که لوط پیامبر به وسیله جبرئیل، هنر رنگرزی پارچه را آموخته است و جبرئیل استاد تهیه رنگ خوانده شده است و یا در فتوّت نامه آهنگران آمده که آهنگری منسوب به داود نبی (ع) و یا کرباس بافی منسوب به شیث نبی (ع) شده است. و باز در همین فتوّتنامهها میخوانیم که زکریای پیامبر، نجار، داود نبی در جوانی کشاورز و سپس زره ساز، سلیمان نیز زنبیل‌باف، ادریس خیاط، ابراهیم و موسی، چوپان و صالح و جرجیس نیز به تجارت می‌پرداختند.۱۷۷
تفسیر رمزی و نمادین از مشاغل و حرفه‌ها گاه با آداب و سنن، اسطوره‌ها و ادبیات عوامانه و مردمی نیز گره خورده است و چه بسا بعضی از این استنادات و تأویلات، ریشه موثق تاریخی و دینی نداشته و صرفاً متکی بر ذوق بوده است. در فتوّت‌نامه‌ها کوشیده شده تا تمامی حرکات و افعال به نوعی منسوب به انبیا و اولیا شود و برای هر عملی دعا و وردی تعیین شده است که بی‌تردید این امر به جهت تقدّس‌دهی به مشاغل و حرفه‌ها بوده و حاکی از ارتباط میان شغل و عبادت است. جنبه اسطوره‌‌بخشی به مشاغل و گره زدن آنها به سنّت نبوی و جنبه قدسی دادن به حرفه‌ها در بسیاری از فتوّت‌نامه‌ها مشهود است. اگر به نام‌گذاری مشاغلی همچون سلمانی نیز در فتوّت‌نامه‌ها نگریسته شود، میبینیم که آن را منتسب به معراج پیامبر اسلام (ص) و سلمان فارسی می‌دانند و حتی گاه سبک و سیاق بیان آنها به روش قصه‌‌گویان و مذکّران مساجد و خانقاه‌ها شبیه می‌گردد.۱۷۸
مولوی هم در همین سیاق میگوید:
این نجوم و طب وحی انبیا است عقل و حس را سوی بی سو ره کجاست
عقل جزئی عقل استخراج نیست جز پذیرای فن و محتاج نیست
قابل تعلیم و فهم است این خرد لیک صاحب وحی تعلیمش دهد
جمله حرفتها یقین از وحی بود اول او لیک عقل آن را فزود
هیچ حرفت را ببین کین عقل ما تاند او آموختن بى اوستا۱۷۹
خواجه نصیر الدین طوسى نیز در ضمن شمارش دلائل احتیاج به وحى و نبوّت، مدّعى مى‏شود برخى صنایع را بشر از طریق پیامبران آموخته است و میگوید: «و تعلیمهم الصنائع الخفیه » و علامه حلّی در شرح آن میگوید: «دیگر از فوائد بعثت پیامبران تعلیم صنایع خفی است که عقل بشر بدان نمیرسد، چنانکه در قرآن درباره حضرت داود (ع) فرمود: وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَکُم یعنی زره بافتن را به داود آموختیم و درباره حضرت نوح أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا کشتی ساختن به حضرت نوح آموخت».۱۸۰
در رساله بیست و نهم از رسائل خاکساریه میخوانیم: «باید دانست که برزگری وکارگری و نجاری از آدم صفی- علیه السلام- مانده است و جولاهی از شیث پیغمبر- علیه السلام- مانده است و خیاطی و خرقهدوزی و خراطی و رسوم پادشاهی و علم آموختن و مدرسه بنا کردن، از ادریس پیغمبر- علیه السلام- مانده است و تراش و بنای کشتی کردن و دریا نشستن از نوح پیغمبر- علیه السلام- مانده است و حلاجی و نمدگری و بنای سنگ نهادن و سفره دادن از ابراهیم خلیل – علیه السلام- مانده است و صید کردن و درخت نشاندن و بوستان کردن از اسماعیل پیغمبر- علیه السلام- مانده است و آهنگری از داود پیغمبر- علیه السلام- مانده است و نیزه گری و آلات حرب از سلام پیغمبر- علیه السلام- مانده است و کیمیاگری از موسی پیغمبر- علیه السلام- مانده است و طبیبی و سیم و ابریشم از لقمان حکیم مانده است و زنبیل بافی از یوسف پیغمبر- علیه السلام- مانده است و نیزه از حضرت جبرئیل مانده است که تعلیم کرده است به آد- علیه السلام- و رمل و ملاحم و نجومیّات از مصنوعات دانیال پیغمبر- علیه السلام- مانده است و دلاکی و سر تراشیدن از جبرئیل – علیه السلام- مانده است و در زمان حضرت رسول، دلاکی را سلمان فارسی میکرد… و خط نوشتن از یعرب بن قحطان مانده است ودر بعضی روایات آوردهاند که از امام المتقین علی بن ابی طالب – علیه السلام- مانده است.»۱۸۱
در همین سیاق در فتوتنامه بنایان میخوانیم: «اگر پرسند اول بنا که بود، بگو که اول بنا ابراهیم خلیل بود- علیه السلام- که خانه کعبه بنا کرد. دیگر گفته‌اند اول بنا نوح پیامبر بود – علیه السلام- که چون طوفان بنشست شهرها و روستاها دیگر بار بساخت و مردمان در آن شهرها و روستاها سکنا گزیدند و آبادانی زیاد شد.
اگر پرسند بزرگتر بنایان که بود، بگوی که پیغامبر ما بود- صلوات الله علیه- که چون سیل بیامد و بنای کعبه بنشست حضرتش با دیگر مومنان به تجدید بنای آن اقدام نمودند و حجرالاسود به دست خویش بر آن بنهاد.
اگر پرسند کریمترین بنایان که بود، بگوی علی بود، امیرالمومنین- علیه السلام- که در بنای مسجد مدینه پیامبر را معاضدت کرد. و او سر جوانمردان است و بزرگترین ایشان در مقام چنانکه حدیث در مقام اوست، لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار.»۱۸۲
البته طبیعی است که بعضاً تفاوتها و تعارضهایی در این اسناد دادنها به چشم بیاید که در همین دو سه نقل پیشین هم دیده میشود. به عنوان نمونه در باب نمدگری که در

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید